قانون جاذبه

قانون جذب

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خود 

قانون جذب / جاذبه 

طبق قانون جذب،  به هر چیزی فکر کنید همان را به سمت خود جذب خواهید کرد.

قانون جاذبه می گوید: هر فکری ، فکر هم جنس خود را می طلبد ، به هر چیزی فکر کنید همان را به سمت خود جذب خواهید کرد .

 افکاری که به زبان می آوریم یا در ذهنمان جایگزین می کنیم، قدرت ارتعاش عجیبی دارند. آنها نیروهایی را به حرکت در می آورند که دقیقا هماهنگ با افکار تزریق شده به ذهن است .  آنچه در دراز مدت افکارتان به بیرون می فرستد به همان صورت و بگونه ای دقیق و اجتناب نا پذیر بسوی خودتان بر می گردد.

اگر شما بطور مداوم توجه خود را به آنچه می خواهید و احساس خوبی به شما می دهد، معطوف نمایید جریانی از ثروت و فراوانی را به سمت خود جذب می کنید. 

افکار ما می تواند تبدیل به ماشین پولسازی، سلامتی، شادی ، … گردد. هر ارتعاشی، ارتعاش هم فرکانس خود را جذب می کند. 

تصویر قانون جاذبه

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

توجه به آنچه می خواهید.

قانون جذب در ازدواج کاربرد دارد؟   

 

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

آدرس نوشته در سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

در عمل بیشتر از این که به دنبال کسب تجربه از دیگران و یادگیری باشم به دنبال این هستم که خودم همه چیز را تجربه کنم.

 عکس من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم

تجربه شخصی:

        علیرضا شجاعی دوستانش را بر اساس موقعیت‌های مالی‌شان انتخاب نمی‌کند. من دوستانی دارم که واقعاً قسم خورده‌اند همیشه فقیر بمانند و در‌عین‌حال دوستانی دارم که هر سال میلیون‌ها تومان پول در می‌آورند. نکته‌ی مهم این است که من از همه‌ی آنها نکاتی را یاد می‌گیرم و آگاهانه تلاش می‌کنم که این نکات را بیاموزم.

آن عدّه از دوستانم که گرفتار مشکلات مالی هستند، درباره‌ی پول، تجارت و سرمایه‌گذاری حرف نمی‌زنند و آنها را موضوعاتی خشن، نا‌معقول و بدون لطافت می‌دانند. بنابر‌این، من از دوستانی هم که دائماً از نظر مالی گرفتارند، چیزهایی را یاد می‌گیرم، یعنی می‌آموزم که چه کارهایی را نباید انجام داد.

افراد موفق خوشحال می‌شوند که اطلاعات خود را دراختیار دیگران قرار دهند. من دوستان زیادی دارم که در طول مدّت کوتاهی، پول زیادی به‌دست آورده‌اند.  آنها پدیده‌ی مشابهی را گزارش می‌کنند: دوستانی که پول ندارند هرگز نمی‌آیند از آنها بپرسند که چه کرده‌اند، ولی برای دو کار نزد آنها می‌آیند. قرض‌گرفتن، کار پیدا کردن، …  

روز یکشنبه یکی از دوستان که از طریق کتاب اندیشه های ثروت آفرین با میزبان شما آشنا شده بود، تماس تلفنی گرفت. اصرار داشت همان روز در زمینه مشاوره کسب و کار ملاقات حضوری داشته باشد. آن روز کار داشتم و برای روز پنجشنبه صبح قرار ملاقات را هماهنگ کردم.

صبح روز پنجشنبه دوش گرفتم، لباس مناسبی پوشیدم، با ذوق و شوق به محل دفترم جهت ملاقات با ایشان رفتم.

پس از ملاقات و خوش آمد گویی و احوال پرسی، ابتدا  خودم را معرفی و کارم را توضیح دادم. سپس نوبت او بود که بگوید در چه زمینه ای نیاز به مشاوره کسب و کار و راهنمایی دارد. او در ابتدا شرحی از داستان زندگی اش را بیان کرد. ادامه داستان زندگی اش به درخواست گرفتن وام منتهی شد. او به دنبال کسی بود که برای دریافت وام ضامن او شود.   

تصوّر کنید طی روز افراد مختلفی تماس بگیرند و یا به شما مراجعه کنند. برخی هم با خلاقیّت فردی که دارند داستان‌های مختلفی تعریف ‌کنند. ولی در نهایت درخواست پول، کار پیدا کردن و یا از این قبیل درخواست‌ها داشته باشند.  آیا شما به حرف‌های آنها گوش می‌دهید؟

به‌عبارتی مراجعه‌کنندگان فقط به دنبال پول هستند. کمتر کسی به دنبال یادگیری قابلیت تولید پول از ما هستند. یکی از مطالبی که باید یاد‌بگیریم افزایش آگاهی‌مان در خصوص  قابلیّت تولید پول است نه خود پول.

 

تحلیل باور: 

از آدم‌های پولدار بپرسیم. در صورت امکان خودمان را احمق جلوه دهیم و از به‌زبان‌آوردن کلمه‌ی نمی‌دانم واهمه نداشته باشیم. سریع‌ترین راه برای ممانعت از یادگیری، این است که وانمود کنیم همه‌ی پاسخ‌ها را می‌دانیم. یعنی طوری رفتار کنیم که گویی می‌دانیم که شخص مقابل در باره‌ی چه چیزی صحبت می‌کند، درحالی که واقعاً نمی‌دانیم. ترسیدن از نادان جلوه‌کردن واقعاً ما را نادان می‌کند.

در هر زمانی از زندگی وقتی که بدانیم مبتدی هستیم، چیزهایی تازه می‌آموزیم. اگر واقعاً یاد بگیریم که مبتدی بودن را دوست داشته باشیم، درهای همۀ دنیا به روی ما باز خواهد شد. 

هر‌یک از ما در زندگی در‌مقابل یک بازی انتخاب مسیر یا بازی لابی‌رنت قرار می‌گیریم که انتخاب‌هایی که انجام می‌دهیم، در مسیر بازی تأثیر‌گذار است. بعضی از انتخاب‌ها به بن‌بست می‌رسد و بعضی از انتخاب‌ها ما را در راه درست قرار می‌دهد. ولی در این بازی تعداد انتخاب‌هایی که به بن‌بست می‌رسد خیلی بیشتر است.

در بازی زندگی نیز در مقابل بازی انتخاب مسیر قرار می‌گیریم، با این تفاوت که در بازی لابی‌رنت وقتی به بن بستی می‌رسیم فرصت جبران کردن داریم. ولی در بازی زندگی برخی از مسیر‌های بن‌بست به‌راحتی قابل جبران نیست.

آدم‌های پولدار و آدم‌های بی‌پول هر دو قبلاً این بازی را انجام داده‌اند. وقتی از آنها بپرسیم که چه کرده‌اند، آدم‌های پولدار کار خارق‌العاده‌ای انجام نداده‌اند. کاری که هر یک از ما می‌توانیم انجام دهیم و به نتایجی که آنها رسیده‌اند، برسیم.

از آدم‌های بی‌پول و یا شکست خورده نیز بپرسیم و یاد بگیریم، حداقل انتخاب‌های نادرستی را که آنها داشته‌اند تکرار نخواهیم کرد. بعضی وقت‌ها بزرگترهای مو‌سفید که خود موفقیت‌های بزرگی نداشته‌اند، تجربیّات کارهای اشتباه خود را به‌صورت نصیحت بیان می‌کنند، در آن زمان درک نمی‌کنیم و نمی‌فهمیم. سال‌ها می‌گذرد و در مسیر زندگی به بن‌بست می‌رسیم و درک می‌کنیم و می‌فهمیم، چرا؟ 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور / مزایا

یادگیری مسیر حرکت و پی گیری رد پای افراد موفق  

وقتی او(فرد موفق و پولدار) که شرایطش شبیه من توانسته، من هم می توانم.   

افرادی که در کسب و شما موفق بوده اند را دعوت نمایید و …

وقتی دو لیوان یکی خالی و دیگری با مقداری آب را بهم بزنیم، کدامیک اندوخته از دست می دهد.

 سی دی جلسات صندلی داغ

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

۱ –  از آدم های پولدار بپرسیم که چه کرده‌اند

۲ – استفاده از جلسات هضم تجربه

۳ – مطالعه زندگی نامه افراد موفق و ثروتمند

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

جهان هر کس به اندازه فکر اوست.

جهان هر کس به اندازه فکر اوست .

آدرس نوشته در سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خود 

جهان هر کس به اندازه فکر اوست . 

چیزهای زیادی هستند که توان کنترل آن ها را ندارید، اما می توانید تنها چیزهایی را که به واقع مهم هستند کنترل کنید : یعنی ذهن، فکر، نگرشتان را .

نیروهای بیرونی نقش چندانی در موفقیت شما بازی نمی کنند. آن هایی که خود را برای رسیدن به موفقیت برنامه ریزی می کنند راهی برای موفق شدن پیدا می کنند . راه حل های اغلب مسایل ازیک منبع و تنها ازیک منبع حتی در بدترین شرایط نشآت می گیرد : از شما 

عکس جهان هر کس به اندازه فکر اوست

جهان هر کس مساوی فکر اوست

تصویر جهان هر کس به اندازه فکر اوست.

جهان هر کس به اندازه فکر اوست. افکار تان، زندگی امروز تان را خلق کرده است .

در مورد آن چیزهایی که در حال حاضر دارید ازجمله : دوستان، دارایی ها، تحصیلات، ورزش ، پیروزی ها و شکستها،  دو دقیقه فکر کنید. مسئولیتش را بپذیرید، آنچه که دارید نتیجه افکار خودتان بوده است.

 این که با چه کسانی ملاقات می کنید و این که چه کتاب هایی را می خوانید. به این موضوع فکرکنید. ما مجموعه دانشی هستیم که دارا می باشیم وکسانی که باآن ها دمخوریم و معاشرت می کنیم . هرکس بازتاب کسانی است که با آن ها معاشرت می کند .

اگر آنچه می خوانید چرندیات باشد، آنچه به ذهنتان می رسد چرندیات خواهد بود.

اگر بیوگرافی یا زندگینامه مردمان بزرگ را بخوانید، اگرکتاب های الهام بخش بخوانید از درایت موجود درآن کتاب ها برخوردار می گردید.

 با برندگان همراه باشید تا درشمار برندگان قرار بگیرید.

اما اگر با کسانی که همواره شاکی هستند و ازهمه چیز گلایه  می کنند دمخور شوید شما ازآن ها شاکی تر خواهید شد .  

به اشخاصی فکرکنید که با آنها بیشترین اوقات خود را صرف می کنید . آیا آن ها از شما حمایت می کنند ؟آیا آنها موفق هستند ؟ آیا لازم است معاشران خود را تغییر دهید؟

ما باید ناظر بر افکار مان باشیم ، زیرا زندگی ما را افکار مان می سازد.

مثال ۱ :

فرض کنید شما یک سیستم اعتقادی دارید که می گوید : دو بعلاوه دو می شود هفت ، شما به دلایلی به این فکر چسبیده اید . سپس ماشین حساب خود را دو باره از اول طراحی می کنید تا نشان دهد که دو بعلاوه دو ، هفت می شود . بعد سعی می کنید زندگی تان را بر اساس این فرمول و طراحی جدید بسازید ، در می یابید که زندگی تان از نظر مالی از تعادل خارج شده است . تقریبا هر دفعه که دکمه های ارقام ماشین حساب را فشار می دهید هیچ چیز درستی را جواب نمی دهد .

 مثال ۲ :

فرض کنید به شما میلیون ها اختصاص داده اند که آنچه که دوست دارید برای زندگی تان فراهم کنید ، ولی وقتی که به خرید می روید ، آنچه که دوست ندارید و با سایر کالاها و اجناس منزل شما هماهنگی ندارد  را تهیه و برای خانه می فرستید و در نهایت وقتی به منزل بر می گردید با خود می گویید چرا خانه من اینطوری است ؟ در جواب باید گفت ، شما دیوانه هستید .

شما هستید که دوستان ، رشته ورزشی ، رشته تحصیلی ، شغل ، همسر … خودتان را انتخاب می کنید .

زمانی که من خدمت سربازی بودم، یکی از دوستانم ثبت نام امتحان کنکور دانشگاه را برای من انجام داد. امتحان دادم، قبول شدم و به دانشگاه رفتم. او که یک روز همکلاسی من بود در انتخاب همسرم نقش بزرگی را به عهده داشت و امروز با هم باجناق هستیم. میزان تاثیر مثبت یک دوست در زندگی و موفقیت های شما ممکن است حتی از نزدیکترین اعضای خانواده بیشتر باشد .

وقتی که بلوک های سازنده افکار و نظام باورهای شما گلی و فقیرانه باشد ، دوستان فقیر، کلام فقیرانه، ارتباطات فقیرانه ، انتخاب های فقیرانه خواهیم داشت.

انرژی که شما دارید  برای خلق آنچه که می خواهید ، در فکر شما است . رسول اکرم (ص) می فرمایند : یک ساعت فکر کردن از ۷۰  سال عبادت بهتر است .

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

   

خوشبخت باشیم یا نباشیم!

خوشبخت باشیم یا نباشیم!

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خود 

خوشبخت باشیم یا نباشیم!

چه کسی تصمیم می گیرد که شما خوشبخت باشید یا نباشید؟ پاسخ این است : خودتان

هر بامداد که از خواب بیدار می شویم و می خواهیم از تختخواب پایین بیاییم، دو گزینه پیش رو خود می بینیم، خوشبخت باشیم یا نباشیم! به نظر شما باید کدامیک را برگزینیم؟  

هدف سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار در راستای بهبود عملکرد فردی، پرورش تفکر سیستمی است. تفکری در راستای تقویت زاویه دید به زیبایی ها و معجزات زندگی است. داشتن احساس خوب  خوشبختی،  انسان ها بدان اندازه خوشبخت اند که ذهن خود را برای آن آماده کرده اند.

انتخاب اول: خوشبخت نباشیم. 

شما اگر بخواهید می توانید نا خوشبخت باشید، در جهان این آسان ترین کار است. همواره به خود بگویید: هیچ چیزی درست پیش نخواهد رفت و از هیچ چیز خشنود نباشید. بی تردید فردی نا خوشبخت می شوید.

چه ابلهانه است که افزون بر همه دشواری های زندگی، که کنترل اندکی بر آنها داریم، نا خوشبختی را نیز برای خود فراهم آوریم، با اندیشه های نا شاد، با نگرش منفی، و یا حسادت های بی جا، نا شادی و نا خوشبختی انسان ساخته می شود. این گونه احساس های ویرانگر در ضمیر ناخودآگاه جا خوش می کنند و پیوسته مایه ترس و نگرانی انسان می شوند.

تصویر خوشبخت باشیم یا نباشیم.

انتخاب دوم: خوشبخت باشیم.

کودکان بسی بیش از بزرگسالان در خوشبخت بودن استادند. فرد بزرگسالی که بتواند روحیه کودکی را به میانسالی و پیری هم ببرد، انسان نابغه و بسیار هوشمندی است ، زیرا نعمت بزرگی را در خود نگه داشته که خداوند به کودکان ارزانی می دارد .خوشبخت کسی است که بتواند قلب و روح کودکی را در خود همچنان زنده بدارد.

کودکان از بودن ها احساس خوشبختی می کنند.کودک همبازی هایش، مدرسه اش ، آموزگارش، خواهر و برادرش ، پدر و مادرش را دوست دارد و احساس خوب با آنها بودن را به همراه دارد. بزرگتر که می شویم از نتایج احساس خوشبختی می کنیم و از بودن ها غافل می شویم.

هر بامداد که از خواب بیدار می شویم با صدای بلند بگوییم ، به یاری خداوند نیروی خود را باز یافته ام و از این بابت خوشحالم.          

به گفته تولستوی : هر جا عشق هست، خدا هم هست ، ما باید بدین چنین بیفزاییم: هر جا که خدا و عشق هست، شادی و خوشبختی هم هست ، رمز آفرینش خوشبختی ، عشق ورزیدن است.  

وقتی اندیشه های مثبت و سازنده و نیکو را در ذهن یادآوری و جا می دهید، مطمئن باشید که اندیشه های کهنه ، بد و مسموم را از ذهن خود پاک خواهید کرد .انرژی های از دست رفته را باز خواهید یافت و به یک زندگی شاد و خوشبخت می رسید.  

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

تصویر ذهنی انسان از دیگران

تصویر ذهنی انسان از دیگران

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

 تصویر ذهنی انسان از دیگران

 انسانها به مرور زمان تصاویر مختلفی از دیگران در ذهن خود ایجاد می کنند . هر کدام از ما در مورد پدر ، مادر ، معلم ، پزشک ، پلیس ، بازاری ، کارگر ، روانشناس، مشتری، مادر شوهر ، خواهر شوهر، ثروتمندان  و غیره تصویری داریم که بر مبنای این تصویر آنها را معرفی می کنیم و  ارتباط خود را بر اساس تصویری که از آنها داریم تنظیم می کنیم .

عکس تصویر ذهنی شما از دیگران

خانمی که تازه ازدواج کرده اگر از مادر شوهر خود تصویر ذهنی با توصیفاتی مانند : خود خواه، دخالت کننده، حسود و کنترل کننده داشته باشد و با این دید و نگاه وارد منزل شوهر شود به تدریج روابط با مادر شوهر تحت تاثیر این پیش فرضها قرار می گیرد و فضای زندگی را دچار بی اعتمادی و تشنج  می کند .

تصویری که از دیگران در ذهن داریم و بر مبنای آن تصویر آنها را وصف  می کنیم ، ممکن است روی  قضاوت های ما تاثیر منفی بگذارد و ما را دچار خطا کند .

  این توضیحات موجب می شود که انسانها را ثابت و مطلق ببینیم و بر این باور باشیم که آنها تغییر نمی کنند . انسانی که تمام و یا بخشی از ویژگیهای خود و یا افرادی را که از آنها خوشش می آید خوب می بیند اولا به نارسایی ها وکاستی های خود و کسانی که آنها را دوستشان دارد توجه نمی کند .

ثانیا همواره تحت تاثیر یک جبر درونی به منظور ثابت کردن خوب بودن خود و افرادی که از دید او خوب هستند تلاش می نماید .

اینان نه تنها در قضاوتهای خود دچار خطا می شوند ، بلکه از فهم علت جریانات زندگی نیز عاجز هستند . 

مردی که به شدّت به مادر خود وابسته است و از او چهره ای خوب و ذیحق توصیف می کند :

 اولا تحمل شنیدن انتقاد همسر خود نسبت به مادرش را ندارد .

ثانیا خطاهای مادر خود را یا نمی بیند و یا آنها را ناچیز و کوچک می شمارد .

ثالثا تحت تاثیر یک جبر و فشار درونی قرار دارد که مادرش را تایید کند ، حتی اگر به قیمت از هم پاشیدن شیرازه زندگی اش تمام شود .

رابعا از همسرش توقع دارد که مانند او با مادرش برخورد و از انتقاد و خرده گیری بپرهیزد .

بر عکس خانمی که مادر شوهرش را فردی  مزاحم و  بد توصیف می کند:

 اولا به نکات مثبت رفتارهای او بی توجه است .

ثانیا خطاهای جزیی او را بزرگ جلوه می دهد .

ثالثا همواره در تلاش است که تصویری که از مادر شوهرش دارد به اثبات برساند .

رابعا از همسرش توقع دارد که  به مادرش کم توجهی نشان دهد و راه و روش خانم خود را تایید کند.

تصویر ذهنی شما نسبت به مشتری خارجی (مشتری خریدار محصول یا خدمات)  کسب و کارتان چگونه است؟

تصویر ذهنی شما نسبت به  مشتری داخلی (همکاران، مدیر، صاحب) کسب و کارتان چگونه است؟

تصویر ذهنی شما از ثروتمندان چگونه است؟

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

احد عظیم زاده

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با پول

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم،  در ابتدا یاد بگیریم در دنیای ثروتمندان چه واژه‌هایی وجود دارد.

ظرفیت درآمد: حداکثر درآمد تحقق یافته

سقف درآمد: پتانسیل ایجاد درآمد

یک ذهن ثروتمند همیشه به این فکر است که هم ظرفیت درآمدی‌اش را بالا ببرد و هم سقف آن را

افزایش ظرفیت درآمد

نمونه ۱ :  

دارایی ما یک زمین ورزش تنیس است.

 آن را به‌صورت ساعتی برای تمرین به ورزشکاران اجاره بدهیم، چه ظرفیت درآمدی داریم.  اگر در همان زمین ورزشی، مسابقات ملی یا  بین‌المللی برگزار کنیم، چه سقف درآمدی خواهیم داشت. 

نمونه ۲ :  

دارایی ما یک فضای سبز  پارک است.

 آن را برای استفاده‌ی عمومی در اختیار مردم قرار دهیم و غرفه‌هایی را برای فروش تنقلات و نوشیدنی و فست‌فود در نظر بگیریم چه ظرفیت درآمدی داریم. اگر فضای پارک را به افراد و شرکت‌های مختلف برای فراهم نمودن فضایی برای فروش مواد غذایی، شهر‌بازی،  باغ‌پرندگان، طراحی فضاهای سبز و گل‌کاری‌های تابلو فرشی و دریافت ورودیه برای بازدیدکنندگان در نظر بگیریم چه ظرفیت درآمدی خواهیم داشت.   

افزایش سقف درآمد

آقای رابرت کیوساکی نویسنده‌ی کتاب بابای پولدار، بابای فقیر معتقد است که برای ثروتمند‌شدن نیاز هست که افراد از چرخه‌ی دورانی زندگی خارج شوند و چهار راه کسب درآمد یا ربع‌های نقدینگی‌شان را تغییر دهند و از ربع کارمندان و خویش فرمایان به ربع صاحبان شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران وارد بشوند.

غلامعلی سلیمانی

 یکی از مطالبی که باید یاد بگیریم، طی‌کردن چرخه‌ی ربع‌های نقدینگی و کسب درآمد است. مهم نیست در چه شغلی و در چه جایگاهی هستیم، مهم آن است که به چه جایی می‌خواهیم برسیم. باید تفکرات خود را عوض کنیم و مهارت‌های خود را بالا ببریم. با یک چرخ درآمد فعّال به‌تنهایی نمی‌توان خودرو را در مسافرت کسب ثروت به‌راحتی به جلو راند، ولی با چهار چرخ درآمد فعّال، صرفه‌جویی، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌توان به‌سرعت به سمت مقصد حرکت کرد، و از مسافرت لذت برد.   

برای نمونه در اینجا نحوه‌ی تغییر ربع‌های نقدینگی چند شغل بیان شده است. به‌عبارتی ما می‌توانیم در یک زمان در چند ربع نقدینگی وجود داشته باشیم.

نمونه ۱:

کارمند: معلّم حقوق‌بگیر آموزش و پرورش

خویش‌فرما: تدریس خصوصی

سرمایه‌گذار: سرمایه‌گذاری برای تاسیس آموزشگاه یا خرید سهام موسسات آموزشی

صاحب کسب‌و‌کار: تاسیس و مدیریت آموزشگاه یا مدرسه‌ی غیرانتفاعی

نمونه  ۲:

کارمند: فروشنده‌ی مغازه

خویش‌فرما: دست‌فروشی ، فروشندگی مستقل

سرمایه‌گذار: سرمایه‌گذاری برای تاسیس فروشگاه با دیگران   

صاحب کسب‌و‌کار: تاسیس و مدیریت فروشگاه

صاحب امتیاز فیس بوک

 باید این سوال را از خود بپرسیم: من در کجای این ربع‌های نقدینگی قرار دارم و به کجا می‌خواهم بروم؟

اگر می‌خواهیم ثروتمند شویم باید با قوانین ثروتمندان بازی کنیم، چرا که ثروتمندان هستند که قوانین را می‌نویسند، تغییر و اصلاح می‌کنند. برای نمونه قوانین مالیاتی همیشه به ضرر کارمندان و خویش‌فرمایان است. وقتی ما کارمند هستیم ابتدا باید بوسیله‌ی مالیات سهم دولت را بدهیم و بعد سهم خود را بر‌داریم. یک کارمند وقتی آخر‌ماه فیش حقوقی را می‌گیرد، اوّلین خط مخارج‌اش مالیات می‌باشد، ولی اگر صاحب کسب‌و‌کار باشیم مالیات آخرین خط مخارج ماست. وقتی ما به‌عنوان یک کارمند افزایش حقوق داشته باشیم و درآمد‌مان افزایش یابد، دولت درآمد‌ش افزایش یافته است. وقتی حقوق کارمندان و درآمد خویش فرمایان افزایش می‌یابد، مالیات بر درآمد آنها نیز افزایش می‌یابد. ولی برای ثروتمندان صاحب کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذاران به‌تناسب افزایش درآمد‌شان مالیات خیلی تغییر نخواهد کرد.

 برای درک بهتر قوانین بازی، مشخّصه‌های ربع‌های کسب درآمد کارمند و خویش‌فرما  با ربع‌های کسب درآمد صاحب کسب‌وکار و سرمایه‌گذار با هم مقایسه شده است.  

کارمند و خویش‌فرما: انسان کار می‌کند و درآمد ایجاد می‌کند، امنیّت، تحصیلات رسمی، آنها برای صاحب‌کار یا کارفرما کار می‌کنند، برای پول کار می‌کنند، درآمد محدود، درآمد فعّال، محافظه‌کار، انفرادی کار کردن، آموزش‌های تخصّصی، یک روزی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند.

صاحب کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذار: دیگران و پول برای‌شان کار می‌کنند و درآمد ایجاد می‌کنند. آزادی، تحصیلات بازاری، درآمد نامحدود، درآمد غیر فعّال، ریسک‌پذیر، گروهی کار می‌کنند، آموزش‌های عمومی، روز فارغ‌التحصیلی وجود ندارد و همیشه درحال یادگیری تحصیل و کسب تجربه  هستند.

نوشته های مرتبط: 

 کارشناس جذب موفقیت شوید.

چهار راه کسب درآمد 

اصل بعدی در شناخت مخاطب

اصل بعدی در شناخت مخاطب

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

اصل بعدی در شناخت مخاطب

دکتر جوان و جدید شهر، داستان کوتاه واقعی

وقتی دکتر ایگناتیوس پیاژه   Ignatius Piaget ، تازه فارغ التحصیل شده بود، کار ماساژ و اصلاح انحراف ستون فقرات را شروع کرد وتصمیم گرفت دفتری در خلیج مونتری در کالیفرنیا راه اندازی کند.

وقتی برای دریافت کمک و همکاری به موسسه محلی ماساژ درمانی مراجعه کرد به او گفتند که محل کارش را به جای دیگری ببرد.

آن ها گفتند او نمی‌تواند در این منطقه موفق شود چون افراد زیاد دیگری در این زمینه در آن جا مشغول کار هستند .

او شجاعانه از ” اصل بعدی”  استفاده کرد .

ماه ها، هر روز صبح تا غروب درب خانه ها را می زد .

بعد از معرفی خود به عنوان دکتر جوان و جدید شهر، چند سوال می پرسید:

– کجا را برای دفتر کارم انتخاب کنم؟

– در کدام روزنامه آگهی بدهم که به دست همسایگان شما برسد؟

– آیا باید برای کسانی که از ۹ صبح تا ۵ عصر سرکار می‌روند، صبح ها زودتر مطب را باز کنم یا عصرها بیشتر آن جا بمانم؟

– اسم مطب را ماساژ درمانی غرب بگذارم یا پیاژه؟

و بالاخره می پرسید: وقتی آن جا را باز کردم،  دوست دارید دعوت نامه دریافت کنید؟ اگر می گفتند بله، نام و نشانی آن ها را می‌نوشت و به کارش ادامه می‌داد.

روز ها و ماه ها پشت سر هم سپری می شد و او به کارش ادامه داد .

تا زمانی که متوجه شد درب دوازده هزار و پانصد خانه را زده و با شش هزار و پانصد نفر صحبت کرده است .

یک عالمه ” نه ” شنیده بود و تعداد زیادی هم ” کسی خانه نیست” .

حتی یک روز در ایوان یکی از منازل به دام افتاد. پایش در یک گودال گیر کرد و تمام بعد از ظهر آنجا ماند!!

اما بله های زیادی هم گرفته بود .

در طی اولین ماه کارش، دویست و سی و سه بیمار جدید را معاینه کرد . در منطقه ای که می گفتند : به پزشک دیگری نیاز ندارد!! ، درآمدش در ماه اول به ۷۲۰۰۰ دلار رسید .

اصل بعدی در شناخت مخاطب، یادتان باشد برای اینکه به آنچه می‌خواهید برسید، باید درخواست کنید، درخواست کنید، درخواست کنید و بگویید بعدی، بعدی، بعدی تا بالاخره به بله‌هایی که دنبالش هستید برسید! درخواست‌کردن همیشه بازی اعداد بوده، هست و خواهد بود. آن‌را شخصی درنظر نگیرید. چون شخصی نیست. تا زمانی که هست، یک مسابقه نیست. جک کنفیلد  

برگرفته از کتاب از کجا معلوم؟!   گردآورنده مهدی رحمانی 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خدا

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا 

ویژگی ها و  خصوصیات کافران، مشرکان و بدکاران در کلام وحی

( ای رسول ما) کافران را یکسانست بترسانی از عذاب خدا یا نترسانی ایمان نخواهند آورد (۶) قهر خدا مهر بر دلها و پرده برگوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود (۷) بقره

خدا به آنها استهزاء کند و آنان را در گمراهی رها کند که (در بیابان جهل و گمراهی) حیران و سرگردان باشند (۱۵) بقره 

آنها کر و گنگ و کورند و از ضلالت خود برنمی گردند (۱۸) بقره

و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند و بر کفر اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبّر و نخوت پیمودند (۷) نوح

و آیات ما را از فرط نادانی سخت تکذیب کردند (۲۸) نبا

آن روز را کسی تکذیب نمی کند مگر ظالمان و بدکاران عالم (۱۲) که بر آنها چون آیات ما تلاوت شود گویند این سخنان افسانه پیشینیانست (۱۳) چنین نیست بلکه ظلمت ظلم و بدکاریهایشان بر دلهای تیره آنها غلبه کرده است(۱۴) چنین نیست که می پندارند آنها از معرفت پروردگارشان محرومند (۱۵) مطفّفین

بدترین جانوران (وشقی ترین اشخاص) نزد خدا کسانی هستند که حرف حقّ کر و لالند و اصلا تعقّل نمی کنند (۲۲) انفال 

ای رسول مومنان را به جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشید بر دویست نفر از دشمنان غالب خواهید شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر کافران غلبه خواهید کرد، زیرا آنها گروهی بی دانشند و شما با دین و دانشید لذا بر آنها غالب شوید (۶۵) انفال

و هرگاه یکی از مشرکان به تو پناه آورد که از دین آگاه شود بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را بی هیچ خوف به مامن و منزلش برسان زیرا که این مشرکان مردم نادانند (۶) توبه 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

عکس تمرین تصمیم گیری سخت

تمرین تصمیم گیری سخت

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خود 

سیستم سازی کسب و کار یعنی:
پرورش نگرش سیستمی، نگرش جامع نگری، نگرش در نظر گرفتن تمام قطعات پازل بازی زندگی
سیستم سازی زندگی یعنی در بازی زندگی نه تنها از بازی کردن لذت ببرید بلکه بیشتر مواقع برنده باشید.

تمرین تصمیم گیری سخت

تمرین تصمیم گیری سخت

به انتخاب های سختی که در آینده نزدیک با آن رو به رو هستید، فکر کنید. انتخاب:

۱ – بین دو شغل (با هدف خدمت رسانی یا ثروت اندوزی)

۲ – محل زندگی (شهر یا حومه شهر)

۳ – بین دو نفر که قرار است با یکی ازدواج کنید.

۴ – بچه دار شدن یا نه

۵ – بخشی از پس اندازتان را به خیریه ببخشید یا نه

شکل تمرین تصمیم گیری سخت  

انتخاب سختی که انجام می دهید ممکن است :

در مورد یک چیز بزرگ و مهم باشد. 

در مورد یک چیزی که برای شما خیلی ارزشمند است، باشد.

در مورد یک چیزی که استرس زا و زجر آور است، باشد.

آیا ما اهمیت انتخاب، تصمیم گیری و نقشی که در زندگی مان بازی می کند را فهمیده ایم؟

فهمیندن اهمیت انتخاب درست، نیروی پنهان هر کدام از ما را آشکار می کند!!!  

انواع انتخاب و تصمیم گیری :

۱ – تصمیم گیری ساده 

تصمیم گیری بین دو گزینه ای که یکی از دیگری بهتر است. 

به طور معمول تصمیم گیری برای معیارهای مقایسه ای مثل طول، جرم، وزن، مساحت، … که با مقادیر علمی مرتبط هستند. مقادیر علمی بزرگتر، مساوی یا کوچکتر

۲ – تصمیم گیری شانسی

دانش و آگاهی برای شناخت گزینه های مختلف و یا مقایسه آنها نداریم مثل بازی گل یا پوچ، در دو راهی قرار گرفته ایم و فرصتی برای جمع آوری اطلاعات نداریم و می بایست یکی را انتخاب کنیم.   

تصمیم گیری که می تواند بر اساس پرتاب سکه انجام شود. 

۳ – تصمیم گیری سخت مقایسه ای

تصمیم گیری بر اساس مقایسه مزایا و معایب گزینه های مختلف:

گزینه اول در بعضی موارد از گزینه دومی بهتر است و بالعکس گزینه دوم در بعضی موارد از گزینه اول بهتر است. در مورد گزینه های مختلف دانش و آگاهی داریم ولی اصولا انتخاب درستی وجود ندارد، بستگی به سلیقه افراد دارد .      

برای نمونه :

انتخاب وسیله مسافرت (ماشین، قطار، هواپیما، …)

انتخاب همسر (فامیل، غریبه، …)

انتخاب شغل (وکالت، بازیگری، فلسفه،…)

انتخاب محل زندگی (شهر یا حومه شهر)

انتخاب نوع تغذیه(نان سبوس دار، بیسکویت شکلاتی)

ای کاش می توانستیم که زندگی آینده مان را در هر کدام از این انتخاب ها مثل یک فیلم مشاهده می کردیم. در اینصورت فیلم ها را در کنار هم می دیدیم و مقایسه می کردیم و انتخاب و تصمیم گیری آسان تر بود. ولی ما آن فیلم ها را نداریم و چون نمی توانیم تصمیم بگیریم کدامیک بهتر است،  انتخابی را انجام می دهیم که خیلی از افراد انجام می دهند، یعنی راه و مسیر بی دردسرتر را انتخاب می کنیم.

به طور معمول ترس از ناشناخته ها که یک پیش فرض مشترک انگیزه بخش در مواجهه با انتخاب های سخت است. یعنی چون نمی دانیم کدام انتخاب بهتر است، گزینه کم ریسک تر را انتخاب می کنیم.

انتخاب های سخت، سخت هستند نه به خاطر ما یا عدم آگاهی ما، آنها سخت هستند چون اصلا بهترین گزینه وجود ندارد .     

انسان هایی که در نظام آموزشی علمی تربیت شده اند تمایل دارند ارزش گذاری هر چیز با اهمیتی را با تفکر علمی انجام دهند. در مواردی برای معیارهای ارزشی نیز مقادیر علمی و کمی را در نظر می گیرند.

برای نمونه همسری را انتخاب کنم که تحصیلات بالاتری دارد. در صورتی که دنیای تفکر ارزشی(عدالت، زیبایی، مهربانی، عشق،…) متفاوت از دنیای تفکر علمی است. ارزش شادی یک بچه، ارزش عشقی که شما نسبت به شریک زندگی تان دارید.          

۴ – تصمیم گیری سخت آگاهانه

یک علامت سوال ؟ طرح چند پرسش

۴ – ۱ – چه کسانی(کیا) دوست دارند در کسب و کارشان موفق و برنده باشند؟ دست ها بالا

داشتن یک کسب و کار هماهنگ با توانایی های شخصی، داشتن ارتباط خوب با مشتریان و فروش و سود آور    

۴ – ۲ – چه کسانی دوست دارند در زندگی خانوادگی شان برنده باشند؟

انتخاب همسر مناسب و داشتن یک ارتباط صمیمی و عاشقانه با همسر

۴ – ۳ – چه کسانی دوست دارند در ارتباط با تربیت فرزندان موفق باشند؟

تربیت فرزندانی درس خوان، منظم، …

۴ – ۴ – …………

کسی هست که دوست نداشته باشد برنده شود؟!!! خیر

پس چرا ؟!!!

۴ – ۵ – چه کسانی هستند که طی پنج سال گذشته بر اساس عدم آگاهی تصمیم نادرستی گرفته اند و یا فعالیت اشتباهی را انجام داده اند؟ و به خاطر نداشتن آگاهی تاوان سنگینی را پس داده اند.

۴ – ۶ – یا چه کسانی هستند که طی ده  سال گذشته بر اساس عدم آگاهی تصمیم نادرستی گرفته اند و یا فعالیت اشتباهی را انجام داده اند؟ و به خاطر نداشتن آگاهی تاوان سنگینی را پس داده اند.

اجازه بدهید چند مثال بزنم.

داستان سهام ترجیحی

داستان بیماری پسوریازیس

داستان حادثه سوختگی

داستان ازدواج فامیلی

انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی، پیش خرید آپارتمان ….

داستان مسافرت تفریحی چهار جوان به دل کویر (بدون اطلاع از کویر، یک ماشین، به همراه نداشتن میزان کافی آب و … ، دو نفر هلاک می شوند برنامه ماه عسل سال ۱۳۹۶)

می خواهم بگویم ما بخاطر نداشتن شناخت و آگاهی، یاد نگرفتن موضوعی و یا بر اساس باورهای نادرستی که در ضمیر ناخودآگاه خود داشته ایم، به دنبال تصمیمی بوده ایم که بر اساس دلایلی که داریم کمترین ریسک را داشته باشد،  و در نتیجه تصمیمات اشتباهی گرفته ایم که ممکن است در ارتباط با آن موضوع تاوان سنگینی هم پس داده باشیم. 

و یا نحوه تصمیم گیری انسانهایی که نیروی طبیعی خودشان را در انتخاب های سخت، تمرین و پرورش نمی دهند و دستخوش پیشامدها می شوند. انسانهای بی اراده ای که به دنیا اجازه می دهند داستان زندگی شان را بنویسد. 

هر کسی به نسبت عدم شناخت و آگاهی و یادگیری اش در بازی زندگی بازنده خواهد شد.

مسابقه فوتبال را در نظر بگیرید، تیمی برنده خواهد بود که علاوه بر داشتن دانش و آگاهی از قوانین این ورزش با تمرین و تکرار تمرین ها مهارت خود را افزایش داده باشد.

یادگیری شامل دو بخش می باشد ۱ – دانش و آگاهی ۲ – تمرین و کسب مهارت

دانش و آگاهی که توسط ضمیر خود آگاه به دست می آوریم.

مهارت که بر اساس تمرین و تکرار توسط ضمیر ناخودآگاه به دست می آوریم.

چرا می گویند انسان برده عادت هایش می باشد؟

تصمیم گیری و رفتار انسان تحت تاثیر آگاهی ضمیر خودآگاه و عادت های ضمیر ناخودآگاه اوست، در تعارض بین ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه، ضمیر ناخودآگاه برنده میان است.  

یک فرد معتاد(سیگار، مواد مخدر، نوشیدنی های الکلی، سکس،…) دانش و آگاهی را دارد، ولی برده و گرفتار ضمیر ناخوداگاه خود است. در ضرب المثل گویند نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است.

پس ما انسان ها در مورد بعضی از موضوعات یا به خاطر نداشتن دانش و آگاهی و یا به خاطر عادت های رفتاری (نداشتن مهارت) بازنده می شویم. و ممکن است تاوان سنگینی به خاطر نداشتن دانش، آگاهی و مهارت بپردازیم.

یک پرسش :  

چه کاری را باید انجام دهیم تا جزو گروه بازنده ها نباشیم؟ 
۱ – جمع آوری و شناخت دانش و آگاهی

امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ۱۵۴ نهج البلاغه می فرمایند: … کسی که بدون آگاهی به عمل می پردازد، همچون کسی است که از بی راهه می رود، و چنین شخصی هر چه جلوتر می رود از سرمنزل مقصود خویش بیشتر فاصله می گیرد.  

۲ – انجام تمرین و تکرار و کسب مهارت  

فقط دانستن به تنهایی کافی نیست، فرق است بین دانستن و عمل کردن

چند پرسش؟

چه کسانی در باره شناخت و نحوه ارتباط موثر با خودشان  آموزش دیده اند؟

منظور از آموزش یعنی تفکر، مطالعه، شرکت در دوره، مشورت، …

چه کسانی در باره شناخت و نحوه ارتباط موثر با دیگران آموزش دیده اند؟

بازاریابی و فروش ، …

چه کسانی در باره شناخت و نحوه ارتباط موثر با خداوند آموزش دیده اند؟

من پرسشم را با رویکرد مثبت مطرح می کنم، چه کسانی حداقل یکبار کتاب های مذهبی دین شان را با تفکر و اندیشه  مطالعه کرده اند.

 چه کسانی در باره شناخت و نحوه ارتباط موثر با پول آموزش دیده اند؟

 نتیجه زندگی مثل نتیجه کارنامه امتحانی است.

نتیجه عملکرد زندگی مثل نتیجه عملکرد سیستم های مختلف بدن است.

نوشته های مرتبط: 

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با  خدا 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

چرا سیستم سازی کسب و کار ؟

آدرس مقاله “چرا سیستم سازی کسب و کار”  در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد سازمانی / آموزش سیستم سازی کسب و کار 

چرا سیستم سازی کسب و کار ؟

طوفان ذهنی – کار گروهی

با سایر دوستان و همکاران یک جلسه را فقط به مطرح کردن مزایا و معایب یا ریسک ها (فرصت ها و تهدیدها) سیستم سازی کسب و کار اختصاص دهید.     

مزایا / فرصت ها :

۱ – انجام کار :  

در زمان کمتر

با وابستگی کمتر به افراد (مدیر، کارکنان… کمتر شدن اعمال سلیقه های شخصی(روابط، قوانین نانوشته))

با تلاش کمتر (بالا بردن بهره وری )

تقویت کار گروهی (افزایش آگاهی و دانش نیروی کار، تمایل جمعی برای ایجاد و بهبود کسب و کار)  

آیا کسب و کار برای شما کار می کند یا شما برای کسب و کار؟ (اختصاص وقت بیشتر به خانواده، …) 

۲ – درآمد بیشتر:

با بالا بردن ظرفیت کسب درآمد  

جلب اعتماد مشتریان    

۳ – کاهش هزینه ها:

هزینه های مستقیم (استفاده مفید و اثر بخش از منابع)

هزینه های غیر مستقیم(جرایم و غرامت ها،از دست رفتن شهرت و آبرو، از دست رفتن فرصت های تجاری…)  

چرا سیستم سازی کسب و کار مثال کوه یخ

میزان کاهش هزینه ها همانند مثال کوه یخ است. هزینه های مستقیم بخشی از هزینه هاست که همانند قله کوه یخ قابل مشاهده می باشند. هزینه های غیر مستقیم بدنه اصلی کوه یخ است که قابل مشاهده نیست.   

پرورش تفکر سیستمی می تواند کسب و کار شما را نجات دهد.

به علت نداشتن سیستم، یک سهل انگاری یا اشتباه کوچک باعث بوجود آمدن یک فاجعه بزرگ می شود.

۱ – شب عید سال ۱۳۷۳ شستشوی رنگ های ریخته شده کف زمین با بنزین،  فقط به علت غفلت و اطمینان به سخن فردی دیگر از عدم وجود بخاری روشن،  وجود اجاقی روشن در اتاقی دیگر، آتش سوزی و نزدیک به سه ماه بستری و یک عمر یادگاری حاصل از آثار سوختگی … 

۲ – دلیل آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو، صبح روز دوشنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۵ شاید نتوان باور کرد، فاجعه ای که چندین نفر از جمله ده ها آتش نشان عزیز  جانشان را در آن از دست دادند، فقط به دلیل یک جرقه و سهل انگاری کوچکی باشد.

طبق اظهار نظر اولیه کارشناسان، حادثه بر اثر یک اتفاق و جرقه برق پیش آمد و به دلیل اینکه آن مکان مملو از مواد آتش زا و پارچه بود، آتش به سرعت گسترش یافته و باعث فرو ریختن ساختمان شد.

 

۳ – ژاپنی ها ضرب المثل جالبی دارند:

 به خاطر میخی نعلی افتاد.

به خاطر نعلی اسبی افتاد.

به خاطر اسبی سواری افتاد.

به خاطر سواری جنگی شکست خورد.

به خاطر شکستی مملکتی نابود شد.

و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.

 

در کسب و کار شما نیز سهل انگاری و اشتباهات کوچکی بوجود می آید. توقف های کاری،کارهای بیهوده ،خدمات ضعیفی که به مشتریان ارائه می شود، تاخیر در تحویل، نارضایتی ها و ناسازگاری های بین کارمندان، نتایج و عملکرد های ضعیف مالی، …..نتیجه اش بازگشت بیشمار کالاها از جانب مشتریان  و ورشکستگی کسب و کار را به دنبال خواهد داشت.

 گاهی اشتباه و مشکلات کوچک غیر قابل پیش بینی در کار می تواند مشکلات بسیار بزرگتری برای نتایج نهایی شما ایجاد کند.

 تاکید سیستم سازی  نظم و نظام و تمرکز بر کنترل امور و توجه به جزئیات است نه تمرکز برای دستیابی به نتایج سریع  

همه ما مسئولیم، رسالت من چیست؟ 

در زندگی اجتماعی در مواقعی ما تحت تاثیر رفتار و عملکرد دیگران هستیم. نه تنها از نظر انسانی بلکه از نظر اعتقادی و معنوی همه ما نباید نسبت به نظم و نظام، سیستم سازی، قوانین ایمنی و بهداشتی و رفتار دیگران بی تفاوت باشیم.

گویا یک سهل انگاری کوچک باعث آتش سوزی در طبقه ۱۱ ساختمان ۱۷ طبقه پلاسکو شد و ۵۶۰ واحد تجاری فروریخت، آیا ساکنین و کسبه پایین تر از طبقه ۱۱ ساختمان بی تاثیر از طبقات بالای سر خود بودند!؟ 

به خاطر کسی که میخ نعل اسبی را خوب نکوبیده بود، مملکتی نابود می شود.  

از کودکی بارها به عنوان طنز یا ضرب المثل شنیده ایم ،که همه ما مسافران یک قایق هستیم، اگر یکنفر کف قایق و فقط زیر پای خودش را سوراخ کند، همه غرق خواهند شد.

آموزش سیستم سازی کسب و کار و آموزش توسعه فرهنگ رعایت نظم و نظام، فقط شغل و کسب و کار من و ما نیست. من به عنوان متخصص، مدرس و مشاور سیستم سازی کسب و کار وظیفه ام، ماموریتم، افتخار و ذوق و شوق زندگی ام باید آموزش سیستم سازی کسب و کار باشد.     

 

معایب / تهدیدها :

مراحل تغییر و تحول

۱ – رهائی از انجماد (آموزش و فرهنگ سازی)

۲ – تغییر( مستندسازی،  تعهد و اجبار در اجرا برای تغییر باورها و عادت ها)

۳ – تثبیت (نگهداری و بهبود سیستم از طریق ممیزی و انجام اقدام اصلاحی و پیشگیرانه)

 

نوشته های مرتبط : 

 دوره کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید.