پرورش تفکر سیستمی

پرورش تفکر سیستمی یا کالیبراسیون، در مراحل طراحی و پیاده سازی سیستم در کسب و کارها، یک روش اجرایی با عنوان روش اجرایی کنترل تجهیزات پایش و اندازه گیری یا روش اجرایی کالیبراسیون تجهیزات اندازه گیری نوشته می شود. 

هدف از تدوین این روش اجرایی، تشریح نحوه کنترل تجهیزات پایش و اندازه‌گیری جهت حصول اطمینان از اینکه این تجهیزات برای استفاده مناسب بوده و از دقت لازم و صحت عملکرد برخوردار بوده و نیز حصول اطمینان از تداوم تناسب و صحت عملکرد آنها که بصورت ادواری مورد بررسی قرار می‌گیرند.

به عبارتی وقتی شما با ابزار اندازه گیری کار می کنید، ابزار سالم و درست کار کند و مقیاس اندازه گیری شما را به درستی نشان دهد.

عکس پرورش تفکر سیستمی

به طور مثال تصور کنید:

ساعت شما به عنوان ابزار اندازه گیری زمان، نیم ساعت عقب باشد. شما همیشه سر کلاس درس، سر قرار ملاقات و غیره دیر می رسید.

ترازو وزن شما را درست نشان نمی دهد.

در ماشین حساب شما به اشتباه ۲ ضرب در ۲ را ۵ تعریف کرده اند.

در تمامی موارد به دلیل کالیبره نبودن ابزار اندازه گیری،  شما تمام تلاش خود را می کنید و به تمامی جوانب دقت دارید اما باز کارها درست از آب در نمی آید.

تصویر پرورش تفکر سیستمی

پرورش تفکر سیستمی یعنی:

منظم کردن و کالیبره نمودن باورها و مقیاس های تصمیم گیری و انتخاب ذهنی است. وقتی باورها و نظام فکری شما تنظیم و کالیبره نباشد، در ظاهر شما تمام سعی و تلاش خود را انجام می دهید ولی کارها درس از آب در نمی آید. 

 وقتی باور دارید که پول بد است و خوشبختی نمی آورد، از صبح زود تا شب با تمام تلاش کار می کنید ولی ثروتمند نمی شوید. 

وقتی حال و احساس خوبی ندارید، با تمام تلاش از شرایط زندگی تان مواظبت می کنید ولی اتفاقات بد را به سمت خود جذب می کنید.

وقتی در مورد رسیدن به هدف تان احساس خوبی ندارید، سالها در حال تلاش و تقلا برای رسیدن به هدف زمان سپری می کنید ولی به هدفتان نمی رسید.

نظم و نظام دادن به زندگی فردی از همان قوانینی پیروی می کند که وقتی می خواهیم به کسب و کارمان نظم و نظام دهیم، پرورش تفکر سیستمی یعنی بهبود عملکرد فردی به همراه بهبود عملکرد سازمانی

دوستان عزیز برای دسترسی به نمونه روش اجرایی کنترل تجهیزات پایش و اندازه گیری بر روی نوشته زیر کلیک کنید.    

QMPQ02-Forms

نوشته های مرتبط: 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

 چگونه می‌توان با استفاده از قانون ۲۰/۸۰  بر کارایی خود افزود؟

شاید تا‌کنون افرادی را دیده باشید که ظاهراً در طول شبانه روز بسیار درگیر و مشغول هستند، ولی درنهایت کار اندکی را به ثمر می رسانند. آنها تقریباً کل زندگی‌شان به همین منوال می گذرد. زیرا آنها روی فعالیت‌های کم‌اهمیت در حال کار هستند.

چگونه می‌توان با استفاده از قانون ۲۰/۸۰  بر کارایی خود افزود؟

 این قانون می‌گوید در مورد بسیاری از رویدادها، حدود ۸۰ درصد‌ اثرات  از۲۰ درصد علّت‌ها سر‌چشمه می‌گیرد.  قانون  ۲۰/۸۰ یکی از قدرتمند‌ترین ابزار در زمینه‌ی مدیریت زمان و زندگی است. این قانون به ” اصل پارتو ” به افتخار بنیانگذار آن “‌ویلفردو پارتو” اقتصاددان ایتالیایی معروف است. اصل پارتو می‌گوید: افراد جامعه به نظر می‌رسد که به‌طور طبیعی به دو دسته تقسیم شده‌اند.

دستۀ اوّل: اقلیت مهم‌و‌حیاتی:

بیست درصد از مردم بیش از هشتاد درصد ثروت را دراختیار دارند. این  بیست درصد، افراد سطح بالای اقتصادی و اثر‌گذار جامعه را تشکیل می‌دهند.

اقلیتی که به خودشان باور دارند .

اقلیتی که موفق هستند.

اقلیتی که درآمد ایده آل دارند .

اقلیتی که بدن ایده آل دارند.

اقلیتی که به دنبال زندگی معمولی نیستند.

اقلیتی که می توانند هر چه می خواهند انجام دهند.  

اقلیتی که متفاوت فکر می کند و متفاوت رفتار می کند.

از بین این ۲۰% فقط ۱ % زندگی فوق العاده و ایده آلی دارند.

 برای شماره یک بودن باید متفاوت باشی ، ۱ % افرادی که بطور خاصی فکر و رفتار می کنند. گاوبنفش، فیل سفید، … 

به طور مثال به عنوان یک سخنران، ورود به سالن سخنرانی با:

بشکه نگهداری مواد غذایی

نردبان

موتور

لباس ورزشی

دستۀ دوّم:  اکثریت کم‌اهمّیت:

در ‌واقع همان هشتاد درصد سطح پایین جامعه را تشکیل داده‌اند.

اصل پارتو می‌گوید که تقریباً تمام تحرکات اقتصادی، دقیقاً از این قانون تبعیّت می‌کنند. برای مثال همین قانون می‌گوید: 

۲۰ درصد از فعالیت‌ها باعث۸۰ درصد نتیجه‌گیری‌هاست،

۲۰ درصد مشتریان، به‌اندازۀ ۸۰ درصد کل فروش خرید می‌کنند،

۲۰ درصد تولید و یا خدماتی که ارائه می‌شود۸۰ درصد سود را رقم می‌زنند و الی آخر.

        به این معنی است که اگر ما یک لیست شامل ۱۰ عنوان فعّالیت برای انجام داشته باشیم ۲ عدد از این کارها معادل و یا حتی بیشتر از ۸ فعالیت دیگر ارزشمند است. اجرای هر یک از این کارها ممکن است مدّت معینی وقت ما را بگیرد، ولی دو‌تای آنها ۵ تا ۱۰ برابر سایر موارد برای ما مفید خواهد بود. می‌توان حدس‌ بزنیم که یک فرد معمولی بیشتر بر روی کدام‌یک از این موارد تنبلی و تعلّل می‌کند؟

        واقعیّت تلخ این است که اکثر مردم روی همین ۲۰ درصد مواردی که بیشترین ارزش و نتیجه را داراست، دچار تعلّل و تنبلی می‌شوند. یعنی درست در مورد همان ” اقلیت‌های مهم‌و‌حیاتی “، در‌عوض خود را با ۸۰ درصد کم‌اهمیت‌تر درگیر می‌کنند. یعنی ” اکثریت کم‌اهمیت ” که در نهایت نتایج بسیار نا‌چیز و کمی دارد.

        اغلب ارزشمند‌ترین کاری که در هر روز می‌توانیم انجام دهیم، سخت‌ترین و پیچیده‌ترین آن است. در‌مقابل این وسوسه که ابتدا کارهای کوچکتر را سر‌و‌سامان دهیم مقاومت نشان دهیم. همیشه قبل از اینکه فعالیت خود را شروع کنیم، از خود سؤال کنیم، آیا این کار جزء ۲۰ درصد ارزشمند یا۸۰ درصد کم‌اهمیت؟

        به‌خاطر داشته باشیم، پس از مدتی روند انتخاب نوع فعالیّت ما برای انجام، کم‌کم به یک عادت در‌می‌آید که تغییر‌دادن آن بسیار سخت خواهد شد. اگر تصمیم بگیریم تا روزمان را با فعالیت‌های کاری آسان‌تر و کم‌ارزش‌تر آغاز کنیم، این عادت در ما شکل می‌گیرد که همواره مایلیم روی فعالیت‌های کم‌اهمیت‌تر، تمرکز کنیم. به‌هیچ وجه مناسب نیست که ما چنین عادت‌هایی را در خود بپرورانیم و یا سعی در حفظ آنها داشته باشیم.

        توجه کنیم که در‌حقیقت، زمانی که نیاز است تا یک فعالیّت مهم و پر‌ثمر را به‌اتمام برسانیم، احتمالاً با زمانی که برای سر‌و‌سامان بخشیدن به یک کار کم‌اهمیت نیاز داریم، برابر است. تفاوت این است که ما از به‌پایان رساندن فعالیت ارزشمند‌تر و مهم‌تر به طور فوق‌العاده احساس غرور و رضایت می‌کنیم، حال آنکه اتمام آن فعالیت کم‌اهمیت‌تر با صرف همان دقت‌و انرژی، احساس رضایت جالبی را برای‌مان به همراه نخواهد داشت. 

        این قانون می‌تواند به عنوان یک یادآوری روزانه در خدمت ما باشد و به ما یادآوری شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد آنچه واقعاً مهم است، متمرکز کنیم.

        یک دلیل برای آنکه ۸۰ درصد مردم از نظر اقتصادی درسطح پایین و متوسط قرار دارند این است که از توصیّه‌ها، عادات و باورهای فقیرانه پیروی می‌کنند.  

ما به عنوان مجموعه سیستم سازی کسب و کار (پرورش تفکر سیستمی) حرکتمان را شروع کرده ایم، حال نوبت انتخاب و تصمیم گیری شماست.   

دوست دارید جزء کدام دسته از افراد جامعه باشید.

۱ – اقلیت مهم و حیاتی

یاران امام حسین تقریبا ۷۲ نفر بودند. 

۲ – اکثریت کم اهمیت

لشکر مقابل امام تقریبا ۳۰۰۰۰ نفر بودند. 

اکثریتی که راهی را طی می کنند که راحت تر است. هیچوقت نحوه تصمیم گیری و انتخاب اکثریت نشاندهنده درست بودن کاری نیست!؟ 

همراه و همسفر مجموعه سیستم سازی کسب و کار باشیم و در دوره های آموزشی شرکت کنیم؟ و یا مثل اکثریت مردم راه راحت تر را انتخاب کنم چرا که در دوره شرکت کنم باید از استراحت و تفریح خودم کم کنم، …

چند پرسش:

چند نفر از شما دوستان می خواهید روز به روز در کسب و کارتان پیشرفت بیشتری داشته باشید؟

چند نفر از شما همراهان دوست دارید تا سال آینده جزو ۲۰ % کسب و کارهای موفق در صنف خود باشید؟ 

چند نفر دوست دارید اطلاعاتی کسب کنید که خیلی راحت تر از رقبای خود، صنف خودتان را فتح کنید؟

دوستانی که می خواهند همراه ما باشند، خودشان را تشویق کنند، چرا که انتخاب خوبی انجام داده اید.

اگر می خواهید شروع کنید و همراه ما باشید، به عنوان یک کار متفاوت رو بروی آینه بایستید و تصویر یک فرد متفاوت را بدرستی بنگرید.

با عضویت در سایت از آخرین دوره ها و برنامه های ما مطلع خواهید شد.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.  

 

ساختار سازمانی شرکتی یا پروژه ای یا فرآیندی

ساختار سازمانی شرکتی یا پروژه ای یا فرآیندی

۱ – ساختار سازمانی شرکتی  

این نوع ساختار سازمانی بیشتر در شرکتهای تولیدی دیده می شود. افراد در واحدهای مختلف و زیر نظر مدیر واحد تخصصی خودشان انجام وظیفه می کنند.  

هیات مدیره

مدیر عامل

مسئول دفتر

منشی

مشاوران مدیریت

حسابرسی داخلی

بازاریابی و فروش

طراحی و مهندسی

برنامه ریزی تولید

واحد بازرگانی یا تامین تجهیزات

تولید

کنترل کیفیت

منابع انسانی

سیستم ها و روش ها (تضمین کیفیت)     

مالی و حسابداری

انفورماتیک  

 ۲ – ساختار سازمانی پروژه ای

این نوع ساختار سازمانی بیشتر در شرکتهای پروژه محور دیده می شود.    

هیات مدیره

مدیر عامل

مسئول دفتر

منشی

مشاوران مدیریت

حسابرسی داخلی

بازاریابی و فروش

مدیر پروژه شماره ۱

طراحی و مهندسی

برنامه ریزی و کنترل پروژه  

واحد بازرگانی یا تامین تجهیزات

تولید

کنترل کیفیت

منابع انسانی

سیستم ها و روش ها (تضمین کیفیت)     

مالی و حسابداری

انفورماتیک

 مدیر پروژه شماره ۲

طراحی و مهندسی

برنامه ریزی و کنترل پروژه  

واحد بازرگانی یا تامین تجهیزات

تولید

کنترل کیفیت

منابع انسانی

سیستم ها و روش ها (تضمین کیفیت)     

مالی و حسابداری

انفورماتیک

مدیر پروژه شماره ۳

طراحی و مهندسی

برنامه ریزی و کنترل پروژه  

واحد بازرگانی یا تامین تجهیزات

تولید

کنترل کیفیت

منابع انسانی

سیستم ها و روش ها (تضمین کیفیت)     

مالی و حسابداری

انفورماتیک

به عباراتی هر پروژه ساختار سازمانی خودش را دارد، و  سایر واحدها زیر نظر مدیر پروژه می باشند.  

تعدادی از شرکت ها از ساختار سازمانی که ترکیبی از ساختار سازمانی شرکتی و ساختار سازمانی پروژه ای می باشد پیروی می کنند. یعنی بطور مثال یک واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه برای کل پروژه های شرکت وجود دارد و از طرفی هر پروژه یک واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه مجزا برای خودش دارد. و از طرفی با استفاده از ساختار غیر رسمی ، ساختاری است که براساس موضوعیت کاری  به صورت موقتی یا دائم تعریف می گردد. خلع های کاری را پر می کنند . 

 

۳ – ساختار سازمانی با در نظر گرفتن رویکرد فرآیندی

تا زمانی که ساختار سازمانی و شرح وظایف کارکنان بر اساس رویکرد فرآیندی تدوین و طراحی نشود، مشکلات شرکت ها در این عصر مشارکت که نیاز به استفاده بهینه از منابع را می طلبد برطرف نخواهد شد. یعنی بجای اینکه شرح وظایف کارکنان بر اساس ساختار سازمانی تعیین گردد، بر اساس فرآیندهای کاری شرکت تعیین می گردد.

شاید این سوال پیش آید، پس چرا دائما ساختارهای سازمانی تغییر می کند حتی در سطح دولت نیز وزارت خانه ها یک روز تفکیک می شوند و یک روز ادغام و تجمیع می شوند.

به طور مثال یک روز سه وزارتخانه داشتیم، وزارت صنعت، وزارت معدن  وزارت تجارت، چند سال بعد یک وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت. دوباره پس از چند سال بحث تفکیک وزارتخانه ها مطرح می شود.!؟ ولی همچنان مشکلات برطرف نمی شود. مشکلات از جمله : بزرگ شدن و تصدی گری بیشتر مدیران (دولت)، وجود تقابل ها و افزایش موانع تولید/ موانع سرمایه گذاری، افزایش هزینه ها و غیره

مشکل کجاست؟

در پاسخ به عنوان یک مشاور سیستم سازی کسب و کار باید بگویم، مشکل ساختار سازمانی نیست. مشکل مدیران دیروزی هستند که دیگر برای کسب و کارهای امروز مناسب نیستند.

مدیران دیروز:

مدیرانی که هنوز رفتارشان مثل کدخدای ده می باشد. 

مدیرانی که هنوز فکر می کنند شرکت ها همانند پادگان می باشند.

مدیرانی که دوست دارند همه کارکنان زیر مجموعه،  فقط تحت امر و نهی آنها باشند.

مدیرانی که دوست دارند در مسائل ریز و درشت،  خودشان دخالت کنند و تصمیم گیرنده باشند.

مدیرانی که یک بار فارغ التحصیل شده اند و دیگر نیازی به یادگیری نمی بینند.  

مدیران دیروز همانند جنگجویان دیروزند. شمشیر زنان حرفه ای که یک تنه صدها نفر را حریف بودند ولی دیگر دوران جنگجویان دیروز گذشته است ،  آخرین سامورایی هم مرد و پرونده اش بسته شد.

مدیران امروز/ مدیران آینده:

مدیرانی که تفکر سیستمی دارند و سیستم ساز هستند.

مدیرانی که کارها را حتی تصمیم گیری ها را به راحتی با تفویض اختیار به دیگران واگذار می کنند.

مدیرانی که در انجام فعالیت های کسب و کار کمترین اعمال سلیقه و دخالت را دارند،

مدیرانی که انجام دهنده کارهایی هستند که فقط از عهده خودشان بر می آید، یعنی مدیریت             

مدیرانی که دائما در حال یادگیری هستند و خودشان را با آخرین تغییرات علمی و تکنولوژی انطباق می دهند.

مدیرانی که در هر زمان که احساس کنند که دیگر نمی توانند خودشان را با پیشرفت سریع علم و تکنولوژی و شرایط کسب و کار تطبیق دهند، با  فضای کسب و کار خدا حافظی می کنند.    

مدیران دیروز باعث افتخاربودند، سرمایه های ملی اند، کارآفرین و موتورهای راه انداز کسب و کارها بودند و صدها نکته مثبت دیگر، ولی دیگر عصر سامورایی ها و دایناسورها تمام شده است.

با افکار دیروز نمی توان در جامعه امروز زندگی کرد .  

 

نوشته های مرتبط: 

ساختار سازمانی رسمی  

ساختار سازمانی غیر رسمی 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

سیستم سازی کسب و کار عامل کسب اعتماد مشتریان

سیستم سازی کسب و کار عامل کسب اعتماد مشتریان

سوال۱:

آیا دریافت گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ که به معنی طراحی و پیاده سازی سیستم در کسب و کار می باشد، نشاندهنده سطح بالای کیفیت محصول یا خدمات است؟

پاسخ: خیر

در پاسخ باید بگویم رعایت نیازمندیها یا الزامات استاندارد مدیریتی ایزو۹۰۰۱ فقط نشاندهنده یک کسب و کار منظم و سازمان یافته است، ولی دلیلی بر بالا بودن کیفیت محصول یا خدمات نیست.

اجازه بدهید با بیان چند نمونه مطلب را بیان کنم.

نمونه ۱ : 

یک شرکت خودرو سازی پراید تولید می کند و دارنده گواهینامه می باشد. یعنی بر اساس سیستم منظمی که طراحی و پیاده سازی کرده است، قابلیت تولید و تحویل پراید به مشتری را دارد.

یک شرکت خودرو سازی دیگر، بنز تولید می کند و دارنده گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ می باشد. یعنی بر اساس سیستم منظمی که طراحی و پیاده سازی کرده است، قابلیت تولید و تحویل بنز به مشتری را دارد.

نمونه ۲:

رعایت الزامات استاندارد یعنی رعایت حداقل الزامات، همانند نمره قبولی در مدرسه

یک دانش آموز با نمره ۱۲ قبول می شود و یک دانش آموز دیگر با نمره ۲۰ قبول می شود.

به این ترتیب، شما به عنوان مدیران یا صاحبان کسب و کار دو گزینه پیش رو دارید، حق انتخاب با شماست. 

۱ – سیستم سازی کسب و کارتان را به نحوی طراحی و پیاده سازی کنید که پاسخگوی حداقل نیازمندیهای استاندارد باشد.

۲ – سیستم سازی کسب و کارتان را به نحوی طراحی و پیاده سازی کنید که باعث کاهش هزینه ها، حذف دوباره کاری ها، رشد و توسعه کسب و کارتان گردد.   

  

سوال ۲ :

اگر دریافت گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ نشاندهنده سطح بالای کیفیت نیست، پس نشاندهنده چیست؟

پاسخ : نشاندهنده محصول و خدمات یکسان و همیشگی است، یعنی ابزاری برای جذب و کسب قابلیت اعتماد مشتری 

اجازه بدهید با بیان چند نمونه مطلب را بیان کنم.

نمونه ۱:

شما با یک شخص یا شرکت ساختمان ساز قرارداد پیش خرید یک واحد آپارتمان را منعقد می کنید. در محتوای قرارداد به استفاده از مواد و مصالح درجه یک از جمله شیرآلات، سرامیک، لوله … اشاره شده است. ولی وقتی ساختمان ساخته می شود، از مواد و مصالح درجه ۲ و ۳ استفاده شده است. آن شخص یا شرکت اعتبارش را نزد شما از دست داده است.   

نمونه ۲:

شما از یک رستوران غذا تهیه می کنید. همیشه کیفیت و مزه غذا عالی بود، ولی یک روز که به همراه اعضای خانواده و دوستان به آنجا مراجعه می کنید، کیفیت غذا پایین و غیر قابل تحمل است. آن رستوران اعتبارش را نزد شما از دست می دهد.

نمونه ۳ :

سیستم سازی یا پرورش تفکر سیستمی فقط برای کسب و کار نیست، برای ساختن برند یا اعتبار شخصی نیز کاربرد دارد. به طور مثال میزبان شما علیرضا شجاعی مدعی است که:

۱ –  انسان خونسردی است.

۲ –  به نکات مثبت دیگران توجه می کند.

۳ –  از خوبی های دیگران صحبت می کند.

۴ – سعی می کند حس و حال خوب را به دیگران منتقل کند.

۵ – خوش قول و وقت شناس است.  

حال اگر یک روز به دلیل مشکل کوچکی عصبانی شود و با دیگران  به بدی، فحش و ناسزا صحبت کند، بد قولی کند. اعتبارش را نزد شما دوستان از دست می دهد.

   

امروزه با توجه به اخبار و آمار کلاهبرداری ها، سوء استفاده ها، مالباختگان، جدایی ها، اجناس تقلبی و صدها مورد دیگر، در فضای کسب و کار یا روابط اجتماعی، جذب و کسب اعتبار نزد دیگران به سختی به دست می آید. در ابتدا و شروع هر رابطه یا کسب و کاری باید به سختی به دیگران اثبات کنید که من کلاهبردار نیستم، هدف من کار و خدمت رسانی است تا قدم اول ارتباط و ایجاد اعتماد توسط مشتری برداشته شود.

لذا کسب اعتبار و اعتماد به آنچه که شعار و ادعا می کنید، سرمایه ای است که باید از آن به درستی محافظت کنید.   

شخصی که تفکر سیستمی دارد، یا کسب و کاری که بر اساس یک سیستم طراحی شده فعالیتش را انجام می دهد، به مشتریان خود این اعتماد را منتقل می کندکه آنچه ما ادعا و شعار می دهیم با اسناد و مدارک و سیستم به اثبات می رسانیم.

اگر شرکت خودروساز سیستم سازی کسب و کار را به درستی طراحی و پیاده سازی کرده باشد، و ادعا می کند بنز تولید می کند، بنز تولید خواهد کرد. نه اینکه ادعا می کند بنز تولید می کند ولی در عمل پراید تولید کند و به دست مشتری برساند.       

اعتماد مانند یک شیشه است، وقتی شکست دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد.

نوشته های مرتبط: 

دوره کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید