دوره آموزشی پرورش هوش مالی

دوره آموزشی پرورش هوش مالی

(شم اقتصادی/ روانشناسی ثروت/ مدیریت مالی) 

 یک خبر خوب !

باز هم نشانه ای دیگر برای تغییر  زندگی

آن راجدی بگیرید شاید آخرین نشانه باشد.

دوره آموزشی پرورش هوش مالی:

آیا می دانید علت اصلی عدم  دریافت ثروت درعقاید و باورهایی است  که درکودکی ما آنها را پذیرفته ایم .

پرورش هوش مالی فردی: 

 افراد متوجه شده‌اند که برای داشتن یک زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی خوب، باید مهارتهای زیادی را بیاموزند و سیستم آموزش سنتی(مدرسه و دانشگاه) به تنهایی نمی‌تواند این نیازها را پوشش دهد. یکی از این مهارت ها، هوش مالی است .  

پرورش هوش مالی سازمانی: 

بسیاری از سازمان‌ها، موسسات و شرکت‌های داخلی متوجه شده‌اند که اگر تغییر نکنند و روند جدیدی را پیش نگیرند، مانند بسیاری از همکاران و رقبای خود، مجبور به ترک میدان بازی کسب و کار و صحنه اقتصادی هستند.  لذا از همین رو برای تغییر خود و کارکنان خود حاضرند هزینه‌های بسیاری را جهت پرورش هوش مالی سازمانی سرمایه‌گذاری کنند.  

 

ایجاد, حفظ و توسعه ثروت روش هائی داردکه مشابه هیچ یک از رویه های مرسوم در زندگی شما نیست. در این تجربه به گونه ای با این روش ها، ترفندها و اندیشه های ثروت آفرین آشنا می شوید تا بتوانید شرایط ایده آل را  با کشف  فرمول یکتای جهش مالی برای خود دست یافتنی کنید .

این دوره چکیده سال ها کندو کاو زندگی برندگان و بازندگان است , تا شما مسیر گاه ۴۰ساله دیگران را ظرف فقط چند سال طی کنید. راز داشتن ثروت فوق العاده ،کار و زندگی مناسب و عالی به همین سادگی است ، بله از تجربه افراد موفق استفاده کنید.

چرا پرورش هوش مالی :

همه ما، مشکلات مالی داریم. 

قوانین پول تغییر کرده است. 

پول درآوردن یک موضوع ذهنی است. 

هوش مالی چیست؟ 

پرسش های شناخت باور شما نسبت به پول و ثروت

تئوری سطل 

هر کسی در یک مدار جذب ثروت قرار دارد. 

شما در کدام مدار ثروت قرار دارید . 

تغییر و اصلاح نظام باورهای ثروت آفرین

برطرف کردن مشکلات مالی ما را باهوش تر می سازد. 

وقتی آمادگی جذب ثروت را داشته‌باشیم، شانس هم به کمک ما خواهد آمد.

سخت کار کردن یا هوشمندانه کار کردن

ابتدا روی آموزش سرمایه گذاری کنیم. 

اهرم رنج و لذت

قانون علّت و معلول

 

در این دوره ما هوش مالی شما عزیزان را در چهار تقسیم بندی زیر بررسی و پرورش می دهیم.

۱ – کسب درآمد 

۲ – حفظ درآمد 

۳ – افزایش درآمد

۴ – عادت ها، قوانین، رفتار، باورها و اندیشه های ثروت آفرین  

(لازم به ذکر است که عناوین و محتوای دوره آموزشی پرورش هوش مالی به مرور پس از آماده سازی و بارگذاری محتوا به فهرست زیر اضافه و تکمیل می گردد.)  

 

۱ – کسب درآمد.

بررسی بازار و انتخاب شغل 

به دنبال کاری باش که پول توش داره

عاشق کارتان هستید؟ 

چهار راه کسب درآمد 

برنامه ریزی مجدد ترموستات درآمد

هر‌چه مشکلات بیشتری حل کنیم، ثروتمند‌تر خواهیم شد.

چگونه پولسازی یا کسب درآمد کنیم؟ 

چگونه کسب و کاری راه بیندازیم؟ 

 

۲ – حفظ درآمد.   

هر چقدر پول درمی آورم خرج می کنم. 

نه آنچه واقعا نیاز دارم، آنچه دوست دارم می خرم. 

فقرا عادت دارند بسته های کوچک و تکی از اقلام بخرند. 

در خرید کردن  به قیمت توجه می کنم نه کیفیت

فقرا بیشتر به بدهی هایشان توجه می کنند. 

نیازی به برنامه ریزی جهت کنترل هزینه های زندگی ام ندارم.  

 

۳ – افزایش درآمد.  

کار و سرمایه گذاری پاره وقت – جلسه اول

کار و سرمایه گذاری پاره وقت – جلسه دوم 

پول را نباید از جریان انداخت.   

چقدر سرمایه دارید؟ 

 

۴ – باورها، عادت ها، قوانین و رفتار ثروت آفرین  

صورت حساب های خود را دوست بداریم. 

چطور پول درآوردن خیلی مهم تر از چقدر پول درآوردن است. 

اطلاعات ثروت محسوب می شود. 

ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند.

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم. 

اعتقادی به شم اقتصادی(هوش مالی) ندارم. 

فکر سمی پول و ثروت بد است. 

پول درآوردن سخت است. 

پولی که راحت به دست بیاید، راحت هم از دست می رود. 

پولدار ها بیشتر به داریی هایشان توجه می کنند. 

باور منفی به کم قانع بودن 

پول بیشتر درسر بیشتر 

بدون قمار و شرط بندی نمی توان به ثروت پایدار رسید. 

هر وقت پولدار و ثروتمند شدم، می بخشم. 

 

تمرین های کاربردی پرورش هوش مالی

تمرین بازی فراوانی یا دسته چک جادویی 

تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به پول و ثروت

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

نیازی به برنامه ریزی جهت کنترل هزینه های زندگی ام ندارم.     

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : نیازی به برنامه ریزی جهت کنترل هزینه های زندگی ام ندارم.   

 

تجربه شخصی:

در این قسمت برای مثال تعدادی از موارد کاهش هزینه در سبد خانواده و کاهش هزینه در واحدهای صنعتی را به عنوان تجربه شخصی ام جهت ایده گرفتن بیان کرده ام:

کاهش هزینه در سبد خانواده:

  • در زمستان، پوشیدن لباس بیشتر و کم کردن شعله بخاری یا درجه موتور خانه، جهت مصرف کمتر سوخت
  • در تابستان، روشن کردن تعداد کمتر لامپ روشنایی و جلوگیری از تولید گرمای حاصل از روشن بودن لامپ و در نتیجه استفاده کمتر از کولر و سایر خنک کننده ها
  • کاهش تعداد دفعاتی که بیرون غذا می خوردیم، کاهش ضایعات در مصرف نان با پختن غذای سنتی آب گوشت، عدم تاکید بر خرید پوشاک از مارک ها و برند های معروف…

کاهش هزینه در واحدهای صنعتی:     

  • بازنگری در طراحی محصول و کاهش تلرانس های حد پذیرش مواد تشکیل دهنده محصول(ضخامت، ارتفاع، وزن، جنس و غیره)
  • استفاده از تکنولوژی جدید سیستم های دوربین مدار بسته بجای احداث برجک های نگهبانی
  • تبدیل دیوار دور واحد صنعتی از آجری به فنس
  • کاهش مساحت های غیر ضروری از جمله ابعاد ساختمان ها

 

تحلیل باور

می توانیم برای خود بودجه تنظیم کنیم. هدف از تنظیم بودجه آن است که بتوانیم نیازهای ضروری را تامین کنیم، مهمترین خواسته های خود را بشناسیم و آنها را از شر هوسهای آنی و زودگذر حفظ کنیم. بودجه همانند چراغی است که در غاری تاریک، روشن کرده باشیم، درزها و شکاف های کیسه پول ما را نشان می دهد و ما را قادر می سازد که آن سوراخ ها را بگیریم و از هزینه های غیر ضروری صرفنظر کنیم تا به هدف های ارزشمند تری برسیم.

هر روز، هر هفته و هر ماه، مدت زمانی را صرف تفکر در مورد وضعیت مالی مان کنیم و دنبال راه حل هایی بگردیم تا از پول مان، استفاده زیر کانه تری بکنیم. هر چقدر وقت بیشتری به تفکر هوشمندانه در مورد امور مالی مان اختصاص دهیم، تصمیمات بهتری خواهیم گرفت و پول بیشتری به دست خواهیم آورد و هر چه بیشتر در مورد پس اندازها و سرمایه گذاری های مان فکر کنیم، پس اندازها و سرمایه گذاری های بیشتری را به زندگی مان جذب خواهیم کرد. پس انداز مادر سرمایه گذاری و فرزند ساده زیستی است.

زمانی را در یک روز صرف بودجه بندی هزینه های زندگی مان کنیم. بودجه بندی عبارت است از برنامه ریزی برای ایجاد هماهنگی فی ما بین منابع و هزینه ها، بودجه بندی روندی است  بسیار مهم، آن را تمرین کنیم، یاد بگیریم و در آن با هوش تر شویم. مسائل مثبت یک شبه اتفاق نمی افتند، اما واقعا روزی اتفاق می افتند. اگر بخواهیم خالصانه برای خلق مازاد بودجه کار کنیم، زندگی مان غنی تر خواهد شد.

افراد فقیر وقتی پولی به دست می آورند از خرید کردن لذت می برند، برای ترک عادت خرید چیزهای بی مورد و دوری از هوسهای آنی و زودگذر، کمی صبر کنیم. اگر بعد از یک ماه احساس کردیم واقعا آن را می خواهیم و پول کافی هم داریم اقدام به خرید کنیم. توانایی به تاخیر انداختن پاداش و به لذت رسیدن، یکی از ویژگیهای بارز  افراد موفق و ثروتمند است.

یک نمونه تقسیم هزینه ها:

  • پنجاه درصد هزینه های ضروری
  • بیست درصد پس انداز و سرمایه گذاری
  • پانزده درصد هزینه های خوشی و سرگرمی
  • ده درصد هزینه های آموزش
  • پنج درصد هزینه های بخشش و نیکوکاری

عادت کردن به اجرا و انجام  برنامه ها مهم است. سعی کنیم برای افزایش قابلیت تولید ثروت و جذب انرژی در دوره های زمانی برنامه ریزی شده بودجه تخصیص داده شده به هر فعالیت را خرج کنیم. این کار برای ما یک لذت درونی بوجود می آورد و ما را در ادامه مسیر یاری می رساند . نباید جریان انرژی گرفتن را متوقف کنیم .

افراد ناموفق آنهایی هستند که همیشه منتظرند . من وقتی پولدار شدم انفاق می کنم، من وقتی پولدار شدم تفریح می کنم ، من وقتی پولدار شدم در دوره های آموزشی شرکت می کنم . و به این ترتیب هیچوقت این اتفاق نمی افتد . به هر روشی که احساس می کنید از خرج کردن انرژی بیشتری جذب می کنید، همان کار را انجام دهید. برای مثال یک نفر از قرار دادن مبلغ تخصیص داده شده برای انفاق و بخشش در صندوق صدقات لذت می برد و یک نفر دیگر وقتی لذت بیشتری می برد که خود آن را به دست فقرا می دهد.  

ممکن است باور نکنید اما می توانیم هنگامی که کودکان فقط پنج، شش یا هفت سال دارند تشخیص دهیم که آنها در آینده ثروتمند خواهند بود یا خیر،  اگر پول تو جیبی خود را بگیرند و بلافاصله آن را صرف خرید تنقلات و شکلات کنند، و روز بعد از ما پول بخواهند، پولی که هرگز به ما بر نخواهند گرداند. بهتر است امیدوار باشیم که این رفتار در تمام طول زندگی با آنها نخواهد بود. اما متاسفانه اغلب اوقات اینگونه است.  

اما اگر کودکی در مورد پول تو جیبی خودش صرفه جویی کند و هر روز بخشی از آن را کنار بگذارد، می توانیم مطمئن باشیم که او فرصت دستیابی به استقلال مالی را در بزرگسالی دارد. کودکی صرفه جو که پول تو جیبی اش را در خرید شکلات و فروش آن به دیگر کودکان سرمایه گذاری کند، احتمالا در آینده به یک سرمایه گذار موفق بدل خواهد شد.

یکی از توانمندی های افراد موفق مالی خویشتن داری است، یعنی توانایی به تاخیر انداختن لذت شخصی کوتاه مدت به نفع سود بلند مدت بزرگتر، در یک کار تحقیقاتی بازی به تاخیر انداختن شیرینی خوردن توسط کودکان را انجام دادند. به این ترتیب که یک شیرینی را در مقابل کودک قرار دادند. و با بیان قوانین بازی به کودک، بازی شروع می شد. قوانین بازی اینچنین بود که اگر کودک پس از گذشت پانزده دقیقه شیرینی را نخورده باشد یک شیرینی دیگر به او جایزه می دادند. و به همین ترتیب هر پانزده دقیقه یک شیرینی دیگر

این بازی را در مورد ۱۰۰ کودک انجام دادند، پس از گذشت ۲۰ سال زندگی آنها را بررسی کردند. کودکانی که در به تاخیر انداختن لذت شیرینی خوردن مقاومت بیشتری داشتند، میزان موفقیت و وضعیت اقتصادی بهتری داشتند.     

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : زمانی را صرف بودجه بندی هزینه های زندگی مان کنیم.

  

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

به عنوان یک تمرین، همراه خانواده بنشینیم و لیستی از همه هزینه هایی که به صورت ماهیانه انجام می دهیم، تهیه کنیم. لیستی از  هزینه های ثابت و غیر قابل اجتناب، لیستی از هزینه های اضافی نا معقول به عبارتی نیازی به هزینه کردن نبود و   هزینه های پنهان زندگی، شامل هزینه های:

خوراک

پوشاک

قبوض مصرفی (آب، برق، گاز، تلفن و غیره)

تحصیل و برنامه های آموزشی

پزشکی

سرگرمی ها (سینما، تئاتر، کنسرت، مسابقات ورزشی و غیره)

خرید های متنوع (لوازم منزل و غیره)

ایاب و ذهاب

اقساط (وام خودرو، وام مسکن، وام خرید کالا، وام بانکی و غیره)

هزینه های خودرو (بنزین، روغن، تعمیرات و نگهداری، بیمه و غیره)

بعد ببینیم که کدام اضافی است و باید حذف شود. همچون یک بازرس بررسی کنیم و در جستجوی راه هایی برای کاهش یا رفع این هزینه ها باشیم.

برای مثال:

کاهش تعداد دفعاتی که بیرون غذا می خوردیم، کاهش ضایعات در مصرف نان با پختن غذای سنتی آب گوشت، عدم تاکید بر خرید پوشاک از مارک ها و برند های معروف، حذف شستشو های غیر ضروری از جمله شستشوی خودرو یا کوچه و خیابان، پوشیدن لباس و کم کردن حرارت سیستم گرمایش در زمستان، استفاده از لامپ های کم مصرف و کمتر نمودن سیستم روشنایی، انجام تماس های تلفنی مختصر و مفید، استفاده  بیشتر از وسایل حمل و نقل عمومی، انجام خرید عمده از فروشگاه ها با قیمت مناسب

در نظر داشته باشیم که در این روند، پس از چند دوره کنترل بودجه و با افزایش مهارت مان، هزینه های اضافی را کاهش و یا رفع می کنیم، ولی در عوض باید هزینه هایی که باعث افزایش قابلیت تولید پول توسط ما می شود را  افزایش دهیم. تمرکز خود را از پول بر روی قابلیت تولید پول تغییر دهیم. به عبارتی اگر فقط به فکر کاهش هزینه های خود باشیم، این اندیشه گدا پروری است نه اندیشه ثروت آفرین.

کاهش هزینه ها و افزایش قابلیت تولید پول و کسب درآمد باید با هم اتفاق بیافتد. تنها پول بیشتر داشتن کافی نیست، ما می خواهیم که از این پول لذت ببریم. اگر قرار باشد پول در بیاوریم و برای لذت بردن از نعمت های الهی خرج نکنیم، ثروتمند شدن هیچ ارزشی ندارد. فقط پول جمع کرده ایم که دیگران از آن لذت ببرند نه خودمان، آیا به خود اجازه می دهیم که پول وسایل تفریح و آسایش ما را فراهم سازد؟ اگر اجازه نمی دهیم، چرا ؟ وقتی تفریح و آسایش را فراموش کنیم همانند خودرویی است که با آخرین سرعت حرکت می کند و در مسیر حرکت پمپ  بنزینش را پر نمی کند. در نهایت توقف خواهد کرد . حداقل سه ماه یکبار باک بنزین انگیزه مان را پر کنیم. در برنامه ریزی تفریح و آسایش  موزه ، هنر ، کتاب ، کنسرت ، تئاتر ، مسافرت ها و آشنایی با فرهنگ سایر شهرهای کشور و سایر ملل فراموش نشود.  

ما صاحب هیچ چیز نیستیم، تنها برای مدت زمانی اموال خود را استفاده می کنیم تا به دست یک نفر دیگر برسد .گاه شاید ثروت و مایملکی به مدت چند نسل در خانواده ای بماند اما سرانجام به دست دیگری می رسد. زندگی آهنگ و جریان طبیعی خود را دارد. اشیاء می آیند و می روند.

یکی از دوستان می گفت: گدایی به ظاهر بی خانمان یک شب بر اثر شدت سرمای زمستان می میرد، فرزندانش که ساکن مناطق مرفه نشین شهر بودند برای بردن جنازه او می آیند. او ثروتمند بود ولی گدایی می کرد و مثل گداها زندگی می کرد. باید یاد بگیریم که پول را که مقدس است و نشانه ای از رحمت و برکت الهی است درست و سالم بدست آوریم و برای لذت بردن از زندگیمان در راه درست خرج کنیم و رهایش کنیم.

تمرین:

در یک صفحه فهرست درآمدهای مان را ثبت کنیم، دریک صفحه فهرست هزینه های مان را ثبت کنیم ، زمانی می توانیم گردش نقدینگی یا گردش پول  را کنترل کنیم که بدانیم پول را چه کار کرده ایم. یکی از بزرگترین موانع کنترل جریان نقدینگی، مجهول بودن برخی از هزینه هاست. تا زمانی که ندانیم پولمان کجا می رود نمی توانیم آن را کنترل کنیم.

رشد ما باید قدم به قدم اتفاق بیافتد. به مرور زمان با کسب مهارت و تجربه در کنترل هزینه ها با استفاده از پول پس انداز شده، می توانیم قابلیت کسب درآمد مان را افزایش دهیم .  همچنین می توانیم کیفیت عادات هزینه کردن مان را بهبود بخشیم، طبق آمار سرانه مصرف اقلامی نظیر: نان، شکر، نوشابه، نمک، دارو ، انرژی(آب ، برق ، گاز ، مخابرات) در ایران بیشتر از کشورهای پیشرفته صنعتی است. و سرانه مصرف اقلامی نظیر: تخم مرغ ، شیر، سویا ، ماهی ، میوه و سبزیجات کمتر، با بهبود کیفیت عادات هزینه کردن مان این آمار را معکوس کنیم.    

دو دلیل برای کنترل موجودی و افزایش پس انداز وجود دارد که هر دو دلیل از نظر روان شناسی و علمی اثبات شده است.

اول، هر چقدر بیشتر داشته باشیم، کمتر از هیجانات ناشی از فراز و نشیب های مالی در زندگی آسیب خواهیم دید.

دوم، هر چقدر بیشتر داشته باشیم، بیشتر هم دریافت می کنیم. روی هر چیزی تمرکز کنیم آن را بیشتر به دست می آوریم.

 به یاد داشته باشیم که کنترل بودجه یک کار منحصر به فرد است. یعنی نمی توان به طور ثابت برای همه افراد یک روش برای کنترل بودجه و هزینه هایشان داشته باشیم . ممکن است برای یک نفر داشتن یک خودرو شیک،  لوکس و گران قیمت بدهی باشد، و برای یک نفر دیگر دارایی، چرا که باعث افزایش اعتبار و افزایش توان قابلیت تولید پول او می شود.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

فقرا بیشتر به بدهی ها یشان توجه  می کنند.

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : فقرا بیشتر به بدهی ها یشان توجه  می کنند.

فقرا در آمد خود را صرف  مواردی می کنند که ممکن است اولویت بالایی نداشته باشد.

فقرا خریداران خوبی نیستند.

تجربه شخصی:

من به عنوان پدر خانواده برای مواردی از قبیل آموزش، شرکت در سمینار، ثبت نام کلاس های ورزشی،  خیلی راحت و با ذوق پول خرج می کنم، ولی برای خریدن تنقلات، نوشابه، پیراهن و کت و شلوار، بلیط بابت تماشای مسابقات ورزشی خیلی علاقمند به خرج کردن نیستم.     

فقرا خریداران خوبی نیستند. یک شخص موفق مالی خریدار خوبی است، ولی ممکن است فروشنده خوبی نباشد. در بسیاری از موارد محصول یا خدمات ارائه شده فقرا را ثروتمند تر نمی کند، بلکه تنها آن کسب و کار را ثروتمندتر می سازد. اگر می خواهیم ثروتمند شویم، مشتری کسب و کارهایی باشیم که مصممند تا ما را ثروتمند تر سازند. برای مثال بجای خرید محصولات نا مرغوب، خریدار خبرنامه ها، کتاب و مجلات مالی در امر سرمایه گذاری باشیم. من یکی از مشتریان دائمی کتاب ها، محصولات و سمینارهای آموزشی هستم. به عبارتی من یک مشتری خوب برای بعضی از رقیبانم هستم. من دوستدارم پولم را صرف محصولات و خدماتی کنم که مرا ثروتمندتر می سازد.

برای مثال در آمد یک آدم فقیر یا جوانی که هنوز نان خور پدرش است و یا آدم متعلق به طبقه متوسط جامعه، صرف خرید: مواد غذایی، اجاره،  مسکن، لباس، تفریح، حمل و نقل، اقساط، مخارج ثابت ،  مالیات،  مسافرت و خرید های تجملی می شود. پس اندازی در کار نیست. وقتی حقوق و درآمد آنها زیاد می شود تصمیم می گیرند  خانه رویایی شان را بخرند، بعد ماشین جدید، مبل و اسباب و اثاثیه برقی جدید،  و ناگهان متوجه می شوند که هزینه های شان سر به جهنم زده و زیر بار رهن و انواع  قرض ها،کمرشان خم شده است، بسیار سخت تر از گذشته به کار ادامه می دهند و این فرآیند به شکل یک چرخه تکرار می شود. یعنی درآمد بیشتر، هزینه بیشتر.

در آمد یک آدم پولدار در اولویت اول صرف خرید: اوراق مشارکت، سهام،  املاک، حق مالکیت معنوی، و در اولویت دوم: مواد غذایی، اجاره، مسکن، لباس، تفریح، حمل و نقل، اقساط، مخارج ثابت،  مالیات، مسافرت و خرید های تجملی می شود. 

در دوره بعدی درآمد یک آدم فقیر ثابت و یا حداکثر به اندازه میزان افزایش حقوق سالیانه اضافه شده است، ولی به درآمد یک آدم پولدار، سود پول، درآمد از اجاره، در آمد از حق امتیازها اضافه شده است.

یکی از دوستان من پیوسته به آدم های مقروض می گوید: موقعی که می بینید دارید خود تان را می اندازید توی گودالی که دارید حفر می کنید، دست از حفاری بردارید. اغلب آنها در حد حقوقشان زندگی می کنند و هر روز کار می کنند تا هزینه های همان روز را بپردازند

 

تحلیل باور: 

بی پول ها و آدم های طبقه متوسط به فکر موانع هستند و فقط آرزو می کنند. آنها بدهی جمع می کنند، چون تصورشان این است که آنها دارایی هستند. فقرا ممکن است برای بهداشت، آب آشامیدنی سالم و خانه مناسب هزینه ای نپردازند ولی در آمد ناچیز خود را صرف تهیه تجهیزات لوکس می کنند. 

اغلب فقرا به واسطه عادات و باورهای غلطی که در ارتباط با چگونگی  هزینه کردن دارند، متحمل از دست دادن پول بیشتری می شوند. یکی از عادت فقرا در هزینه کردن آن است که آنها در آمد خود را صرف مواردی می کنند که ممکن است اولویت بالایی نداشته باشد.

برای پولدار شدن باید به پول احترام گذاشت و آن را در راه های مناسب خرج کرد. خرید وسایل غیر ضروری و به درد نخور نه تنها بی‌لیاقتی ما را در حفظ پول نشان می دهد، بلکه باعث می‌شود هیچ‌گاه پول و ثروت سراغ ما نیاید. اصلاً چرا ثروت باید سراغ کسی برود که قصد نابودی اش را دارد؟

ما پول را به دوگونه خرج می کنیم، یکی برای پاسخ به هوس های زودگذر که به صورت آنی باعث نشاط و شادی می شود، ولی در آینده هزینه های زیادی را روی دست های ما می گذارد، مثلا انواع کالاهای لوکس و تجملی، لباسهای زیبا، غذای بیشتر،  چیزهایی که به سرعت ناپدید و فراموش می شوند. دوم سرمایه گذاری هایی که تولید درآمد می کنند.

همانطور که علف های هرزه، همین که جایی در مزرعه برای ریشه دواندن پیدا کنند، رو به رشد می گذارند، هوس ها نیز همین که فرصتی بیابند و امکانی برای تامین شان فراهم شود، رشد می کنند. در باره شیوه های عادتی زندگی خود فکر کنیم. چه بسا مخارجی در زندگی مان هست که اگر عاقلانه بیندیشیم ممکن است آنها را حذف کنیم و یا کاهش دهیم. ما باید فرق بین دارایی و بدهی را بدانیم و دارایی ها را بخریم. اگر می خواهیم ثروتمند شویم این همه چیزی است که لازم است بدانیم. اغلب مردم دقیقا به این دلیل که فرق بین دارایی و بدهی را نمی دانند، گرفتار مشکلات مالی هستند. 

فقرا برای ارضاء هوس های زودگذر تمام گندم های خود را مصرف می کنند.  آیا داستان یوسف پیامبر را شنیده اید، داستان واقعی که در کتاب قرآن اشاره شده است. داستان درباره فرعون مصر است که یک خواب آشفته می بیند. او در خواب دید که هفت گاو لاغر هفت گاو چاق را می خورند. از این خواب آزرده می شود و به دنبال شخصی می گردد تا خوابش را تعبیر کند. بالاخره یوسف پیامبر خوابش را این طور تعبیر می کند “دنیا هفت سال وفور نعمت و فراوانی خواهد داشت که به دنبال آن هفت سال خشکسالی می آید” با راهنمایی یوسف پیامبر فرعون فورا برای خشکسالی شروع به آماده سازی و ذخیره گندم کرد و مصر تبدیل به یک کشور قدرتمند شد.

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : پولدارها به فکر فرصتها هستند و عمل می کنند. آنها دارایی جمع می کنند، دچار مشکلات مالی نمی شوند و فقط دوران رونق را می بینند. نگاه یک پولدار در زمان تصمیم گیری برای خرج کردن همانند یک سرمایه گذار است، او از خود می پرسد: این کار چه سودی برای من و یا دیگران دارد؟ یا این کار چه کمکی برای من یا دیگران می تواند داشته باشد؟ نگاه او سرمایه گذاری است. برای مثال از نگاه یک فرد موفق و پولدار پرداختن پول برای آموزش هزینه یا مخارج نیست، بلکه آموزش نوعی سرمایه گذاری است.

  

 

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

هرگاه خواستیم آینده شخصی را پیش گویی کنیم فقط کافی است نگاهی به هزینه های ماهانه آن شخص بیاندازیم. میتوانیم با نگاهی به این که یک نفر زمان و پولش را برای چه خرج  می کند آینده اش را پیش بینی کنیم. 

هزینه های ماهانه شخص پولدار:

کمک به خیریه

پس انداز

خریدن کتاب با موضوع سرمایه گذاری

شرکت در سمینار

کلاس ورزشی

مربی تدریس خصوصی

مسواک ، خمیردندان ، نخ دندان

دندانپزشکی

هزینه های ماهانه شخص فقیر:

جعبه نوشابه

لباس و کفش جدید

چیپس

بلیط تماشای مسابقه ورزشی

تلویزیون جدید 

روژلب 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

در خرید کردن  به قیمت توجه می کنم نه کیفیت

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : در خرید کردن  به قیمت توجه می کنم نه کیفیت

 

تجربه شخصی:

یکی از روزهای تابستان بر روی صندلی پارک کودک در شهر شهریار در کنار یک مرد تقریبا ۶۰ ساله که از فقر و نداری صحبت می کرد،نشسته بودم . او می گفت: سه دفعه پمپ کولر ساخت کشور چین خریده است و پس از گذشت چند هفته خراب شده اند و در نهایت با راهنمایی یکی از دوستانش یک پمپ ایرانی خریداری کرده بود.

او می گفت: ماه ها از استفاده پمپ ایرانی می گذرد و کولر بدون هیچ  مشکلی درحال کارکردن است. در آن زمان  قیمت پمپ چینی هفت هزار تومان و قیمت پمپ ایرانی ده هزار تومان بود.

 

تحلیل باور: 

فقرا در خرید کردن  به قیمت توجه می کنند نه کیفیت

فقرا در خرید کردن بیشتر به قیمت توجه می کنند نه کیفیت، انگلیسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: آنقدر ثروتمند نیستم که جنس ارزان بخرم، در خرید کردن خصوصا  اثاثیه منزل و لباس، اگر خیال داریم چند سال از آن ها استفاده کنیم، بهترین جنسی را بخریم که وسعمان  می رسد.

 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : 

 

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

فقرا عادت دارند بسته های کوچک و تکی از اقلام بخرند.

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : خرید بسته های کوچک و تکی از اقلام

  فقرا عادت دارند بسته های کوچک و تکی از اقلام بخرند.  

 

تجربه شخصی:

تصور کنید همانند من جزو افرادی هستید که به دلایل مختلف (طرح ترافیک، طرح زوج و فرد جهت استفاده از خودرو با شماره پلاک زوج و فرد در روزهای هفته، …)  چند روزی طی هفته جهت تردد بین منزل و محل کار، از شبکه مترو یا اتوبوس شرکت واحد استفاده می کنید، به دو روش می توانید از مترو یا اتوبوس استفاده نمایید.  

۱ – مثل یک فرد فقیر طبق عادت، همیشه بلیت های تک سفره یا حداکثر دو سفره  بخرید

۲ – خرید و استفاده از کارت بلیت اعتباری مدت دار و یا بلیت اعتباری مبلغ دار، که بر اساس قیمت انواع کارت بلیت، نه تنها  از چند درصد تخفیف در مبلغ خرید نسبت به بلیت های تک سفره بهره مند خواهید شد، بلکه دیگر نیازی ندارید هر دفعه در صف خرید بلیت وقت تان را هدر دهید.     

 

کار برادرم طراحی و نصب کابینت آشپرخانه بود، در زمان تحصیل در دانشگاه بعضی روزها به او به عنوان کمک و دستیار جهت نصب کابینت کمک می کردم. برای نصب ظرفشویی از مته سه استفاده می شود.

مته سه ضخامت کمی دارد . بعضی وقت ها در زمان سوراخ کردن ورق استیل ظرفشویی مته شکسته می شود، در آن زمان بعضا در جعبه ابزار مته سه دیگری وجود نداشت و مجبور بودیم کار را موقتا تعطیل کنیم و پس از یافتن ابزار فروشی و خریدن مته، کار را ادامه دهیم. به برادرم می گفتم تو چرا مته سه یدک همراه نداری و یا بجای اینکه یک مته بخری یک بسته مته نمی خری …..       

 

تحلیل باور : 

 عادت معمول فقرا در هزینه کردن آن است که بسته های کوچک و تکی از اقلام می خرند. فقرا درآمد قابل پیش بینی ندارند، بسیاری از آنها بر پایه دستمزدهای روزانه زندگی می کنند در نتیجه در مورد پرداخت پول محافظه کار هستند، معمولا هنگامی خرید می کنند که پول در دسترس و نیاز واقعی به یک کالا داشته باشند لذا جعبه های کوچک و تکی از اقلامی مانند صابون، شامپو، سس، چای برای این اقشار بسیار مناسب است. فقرا با این عادت نه تنها پول بیشتری خرج می کنند، بلکه زمان این سرمایه محدود خود را نیز ارزان خرج می کنند.

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : 

 پولدارها از پول استفاده می کنند تا رفاه و آسایش ذخیره کنند، برای مثال آنها می توانند پول زیادی بپردازند تا یک ظرف بسیار بزرگ یا تعداد زیادی شامپو جهت حذف سفرهای متعدد به فروشگاه تهیه کنند.

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

در بازار کسب و کار شرکت هایی موفق خواهند بود که با شناخت عادات معمول فقرا در هزینه کردن، محصولات خود را با توجه به نیاز این گروه که اکثریت جمعیت جوامع را تشکیل می دهند، تولید و به بازار عرضه کنند. مغازه دارها و فروشندگانی موفق خواهند بود که با شناخت عادات معمول مردم منطقه در هزینه کردن، محصولات مورد نیاز آنها را تامین و عرضه نمایند.

به عنوان یک کار عملی، بر روی شناخت عادت های رفتاری خرید کردن مشتریان منطقه کسب و کار خودتان تحقیق و بررسی کنید.    

نوشته های مرتبط:

دوره آموزشی پرورش هوش مالی

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

صورت حساب های خود را دوست بداریم

احساس سپاس گزاری به دلیل پولی که پرداخته ایم در واقع تضمین می کند پولی بیشتر را دریافت خواهیم کرد. سپاس گزاری همچون ریسمانی طلایی با خاصیتی جذب کننده  است که گویا به پول ما وصل است. به این ترتیب،  هر گاه پولی را می پردازیم، آن پول همیشه به سوی خودمان باز می گردد. پول باز گشته به سوی خودمان بر مبنای مبلغ پرداختی ما تعیین نمی شود، بلکه بر مبنای میزان سپاس گزاری ما خواهد بود. گاهی درست همان مبلغ، گاهی ده برابر و گاهی صدها برابر آن به سوی ما باز خواهد گشت.

 

صورت حساب های خود را دوست بداریم.

 اگر پول چندانی نداریم هر وقت هزینه ای برایمان پیش بیاید، احساس بدی به ما دست می دهد.  بدانیم که اگر در همان هنگام که مشغول پرداخت هزینه هستیم احساس بدی پیدا کنیم به این معناست که احساس بد از خود بروز داده ایم و مطمئن باشیم که این امر باعث می شود تا گرفتار هزینه های بیشتری شویم. طبق قانون جذب هر چه از خود بروز دهیم همان را دریافت خواهیم کرد.

مهمترین چیز این است که وقتی هزینه ای را پرداخت می کنیم از این امر فرصتی بسازیم برای تمرین پیدا کردن احساس خوب، هر وقت احساس خوبی نداشتیم از پرداخت هزینه خود داری کنیم چرا که این امر باعث می شود تا هزینه پشت هزینه برایمان به بار آید. برای تغییر احساس خود کاری که باید بکنیم این است که به مدد قدرت تجسم هزینه را به امری خوشایند برای خود تبدیل کنیم.

مثلا می توانید مجسم کنیم که پولی که پرداخت کردیم واقعا هزینه نبوده بلکه کمکی بوده از سوی ما برای هدیه کردن خوشبختی و کامیابی به دیگران و به واسطه آن احساس خوبی پیدا می کنیم. هر موقع پولی پرداخت می کنیم با خود بگوییم: ده برابر این مبلغ به من باز می گردد.

وقتی بابت چیزی هزینه می کنیم برای کسی که این پول را به او می دهیم پول فراوان را مجسم نموده و آن را برای او نیت کنیم. این پول بین هزاران نفر خواهد چرخید و ارزش افزوده ایجاد خواهد کرد. بدانیم که هر چه از خود بروز دهیم همان را دریافت خواهی کرد.

لازم است که از دلهره برای پول دست بر داریم و از نفرت نسبت به صورت حساب های خود دست بکشیم . مردم بسیاری به گونه یی با قبض ها و صورت حساب ها رفتار می کنند که گویی مجازاتی است که باید درصورت امکان خود را از آن دور نگاه داشت. فرض طلبکار این است که ما دارا هستیم و پیش از دریافت پول خدمت یا کالای خود را دراختیار ما می گذارد. من هرگاه  چکی می نویسم آن را می بوسم و با محبت متبرک می کنم. اگر با نفرت و انزجار پولی را بپردازیم، پول دشوار به ما باز می گردد. اگر با محبت و شادمانی بپردازیم، شاهراه بازگشت آزاد آن را به سوی خود می گشاییم.

از دریافت قبض ها و صورت حساب ها به وجد آییم و از شرکت ها و سازمان هایی که به ما اعتماد کرده اند که این پول را به آنها خواهیم پرداخت سپاسگزاری کنیم.

برای سپاس گزاری کردن به دلیل صورت حساب رسیده به دستمان در این باره بیندیشیم: چقدر از مزیت کالاها یا خدماتی بهره مند شده ایم که این صورت حساب به آن مربوط می شود. اگر این صورت حساب به مبلغ اجاره یا رهن منزلمان مربوط می شود، باید سپاس گزار باشیم که خانه ای داریم و می توانیم داخل آن زندگی کنیم.  

اگر قبض گاز و برق را می پردازیم، در این باره بیندیشیم که با به کارگیری گاز و برق می توانیم گرما و سرمای کافی را در منزل مان به وجود آوریم. با آب گرم حمام کنیم و از همه ی وسایلی استفاده کنیم که با گاز یا برق کار می کنند.

اگر قبض تلفن یا صورت حساب مربوط به اینترنت منزل مان را می پردازیم. تصور کنیم اگر مجبور بودیم مسافت هایی طولانی را بپیماییم تا بتوانیم با انسانی دیگر ارتباطی حضوری برقرار کنیم، زندگی ما چقدر دشوار می شد.

همه ی این خدمات ارزشمند در دسترس ما قرار دارند. بنابراین به دلیل بهره مند بودن از آن ها از خداوند سپاس گزاری کنیم. همچنین باید از سازمان هایی ممنون باشیم که به ما اعتماد می کنند و خدمات شان را در اختیار ما قرار می دهند، بی آنکه در ابتدا هزینه ی آن خدمات را از ما دریافت کنند. به بیان دیگر ما پس از بهره مند شدن از آن خدمات، هزینه ی آن را می پردازیم.

از امروز به بعد می توانیم هرگاه صورت حسابی را می پردازیم، بکوشیم به طور خلاصه در باره ی خدمات فوق العاده ای بیندیشیم که از آن ها بهره مند بوده ایم. و این صورت حساب به آن ها مربوط می شود. سپس روی صورت حساب پرداخت شده چنین بنویسیم:

خدایا سپاس گزارم، پرداخت شد.

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی

 

آدرس کانال تلگرام با عنوان پرورش هوش مالی:   shojaeiyeganeh@

نه آنچه واقعا نیاز دارم، آنچه دوست دارم می خرم.  

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی :

نه آنچه واقعا نیاز دارم، آنچه دوست دارم می خرم.  

 

تجربه شخصی:

درست به اندازه نیاز بخریم، آدم های فقیر در خرید کردن عادات فقیرانه ای هم دارند.  به طور نمونه وقتی درآمدشان افزایش می یابد به فکر خرید خانه ای بزرگتر از نیازشان، رویایی و گران قیمت هستند. با این هدف دست کم در دو  مورد ضرر خواهند کرد .

اول، از دست دادن سرمایه اضافی که می توانستند آن را صرف سرمایه گذاری کنند. وقتی که یک آپارتمان ۱۲۰ متری می تواند پاسخگوی نیازهای خانواده باشد، یک آپارتمان ۲۰۰ متری می خرند.  به این ترتیب سرمایه اضافه ای که به این کاراختصاص داده اند، به قرار زیر می باشد.

– قیمت خرید فضای اضافی ۸۰ متر آپارتمان

– هزینه های بالای شارژ و تعمیر و نگهداری ۸۰ متر فضای اضافه 

– هزینه های بالای مصرف منابع انرژی بخصوص برق و گاز برای روشنایی، گرمایش و سرمایش

– هزینه خریدن  فرش و مبلمان و سایر وسایل اضافی و اقلام تجملی جهت پر کردن ۸۰ متر فضای آپارتمان  

دوم، از دست دادن فرصت آموزش و تحصیل، اغلب مردم روی خانه، پس انداز و حقوق بازنشستگی به عنوان دارایی های خود حساب می کنند و این موضوع برایشان به قیمت از دست دادن تجربه سرمایه گذاری تمام می شود. اغلب آنها کسی نمی شوند که در دنیای سرمایه گذاری او را سرمایه گذار زبده می نامند.  

 

تحلیل باور: 

ساده زندگی کنیم، به نظر می رسد وقتی خوشحال نیستیم و از زندگی مان لذت نمی بریم، تمرکزمان را بر چیزهای دیگری منتقل می کنیم. خانه بزرگتر، ماشین گران قیمت تر، مبلمان شیک تر و غیره . بجای آنکه از زندگی مان لذت ببریم، از خرید کردن لذت می بریم. به سادگی می توان گفت با چنین رویکردی نسبت به پول، قادر نخواهیم بود آنچه را که به دست آورده ایم، حفظ کنیم. خرج کردن پول آسان است و همه می توانند این کار را به سادگی انجام دهند. 

بیش از آنچه واقعا نیاز داریم نخریم و فرزندانمان را تشویق کنیم که اینگونه فکر و رفتار نمایند. پولمان را برای خرید چیزهای غیر ضروری مصرف نکنیم، فقط چیزی را تهیه کنیم که به آن احتیاج داریم. همواره به اینکه چگونه میتوان اهداف را به شکلی اقتصادی بر آورده کرد، بیاندیشیم.

سرمایه گذار موفق آنچه را می خرد که پاسخگوی نیازش باشد نه خیلی گرانتر و نه خیلی بیشتر و یا بزرگتر، در خرید کردن خواسته های خود را از شر هوسهای آنی و زودگذر حفظ کنیم.

همزمان با آغاز قرن بیستم نیازهای سرمایه داری بیشتر از آنکه در گروه تولید باشند، در گروه مصرف قرار گرفت، سرمایه داری در آغاز رشد و شکوفایی خود به تولید متکی بود، اما پس از آنکه به دوران تثبیت رسید تنها راه حفظ و بقای خود را در گسترش بازارهای مصرف و تولید نیازهای کاذب و القای احساس نیاز در مصرف کننده گان دید.

 تبلیغات رسانه ای، مارک های معتبر، لذت بردن و اعتیاد به خرید، دنیای مد، بازار گرمی فروشندگان و ایجاد تصور داشتن کلاس و احساس ارزشمند بودن در صورت خرید کالای آنها، تخفیف قیمت و احساس برنده بودن در خرید، چشم و هم چشمی، مردم چه می گویند و از این قبیل موارد،  نیاز خرید را برای ما ساخته اند و همیشه ما را تشنه خرید می کنند.

یکی از نقش های اساسی در تولید نیاز به خرید، به عهده موسسات تولید کننده مد روز است. سرمایه داری دریافته است که زیبایی فرمولی بسیار انعطاف پذیر دارد . چنانچه بخواهید ثروتمند شوید ، تنها می بایستی ابزار زیبایی تازه ای را کشف کنید و زنان را قانع کنید که آنها برای زیبایی به این ابزار زیبایی جدید کشف شده  نیاز دارند.

با گسترش بازار کالا معیار زیبایی زنانه اندک اندک از زیبایی طبیعی به زیبایی ساختگی یا مد روز دگرگون شد .دنیای مد با امکانات نامحدود خود معدن طلای ثروتمندان شده است. تنها کاری که تاجری بزرگ می بایست انجام دهد دگرگون ساختن مدها و اختراع مواد زیبایی ساز بود که می توانست او را روز به روز ثروتمند تر کند .

نقش اساسی در تولید نیاز به عهده موسسات تولید کننده مد است که موج های مد را یکی پس از دیگری می فرستند، هر موجی موج قبل را خنثی می کند و آنچه را که قبلا انسان ها داشتند کهنه و دل آزار می سازد. آن ها قادرند با استفاده از روش های هنجار سازی هر پدیده ای، حتی آنچه را که  تا آن زمان از نظر افراد جامعه به عنوان بد ترکیب، مسخره و نا زیبا تعریف می شد،  به قالب های جدید و زیبا کشیده و مورد توجه مصرف کننده گان قرار دهند.

باید توجه داشت که این مد گرایی فقط شامل پوشاک نمی شود . چند گروه از سود جویان که با مد گرایی انبوه انسان های جویای زیبایی بویژه زنان را به بازار کسب و کار خود می کشانند.

۱ – آن هایی که به دست کاری در اندام پرداخته و آنها را به قالب مد روز در آورده و سود می برند، جراحی بینی، لاغری، چاقی

۲ – آن هایی که پوست و این اندام را با لوازم آرایش رنگ ها، لوسیون ها، امولسیون ها و عطرها می آرایند.

۳ – آن هایی که به اندام لباس های مد روز می پوشانند .          

 همسر یکی از سرمایه گذاران موفق می گفت: با همسرم برای خرید آپارتمان رفته بودیم ، بیشتر آپارتمان هایی که به او نشان می دادند را رد کرد و می گفت: خیلی گران است یا خیلی بزرگ است. این صرفه جویی یک فضیلت شخصی نیست بلکه محور اصلی روش سرمایه گذاری اوست. یک پلنگ هیچگاه رفتار خود را تغییر نمی دهد. آخرین مدل تلفن همراه به نظرتان خیلی قشنگ است اما آیا لازم است که حتما آن را داشته باشیم.

یکی از جلوه‌های جالب زندگی وارن بافت دومین ثروتمند دنیا این بود که او در همان خانه کوچک ۳ اتاق خوابه واقع در مرکز شهر اوماها زندگی می‌کرد که ۵۰ سال قبلش پس از ازدواج آن را خریده بود. او می‌گفت: هر آنچه که نیازمند آن می باشد، در آن خانه وجود دارد. 

این نکته را درنظر داشته باشیم، هنگامی که گردش پول ما بیشتر شد، میتوانیم چند شیء تجملی هم برای خود بخریم. فرق پولدارها با بی پولها در همین نکته است که پولدارها همیشه آخر کار با استفاده از سود دارایی هایشان به فکر خرید وسایل اضافی و اقلام تجملی می افتند، در حالی که بی پول ها و افراد اقشار طبقه متوسط که وابسته به تجملات هستند در ابتدا و در اول کار با استفاده از اصل پولشان خانه های بزرگ، تلویزیون بزرگ،  ماشین مدل بالا، الماس، طلا و جواهر می خرند تا به بقیه ثابت کنند آدمهای پولداری هستند. وقتی می خواهد هدیه ای بخرد، دوست دارد نسبت به دیگران گران قیمت ترین هدیه را خریده باشد. آنها ظاهرا پولدار به نظر می رسند، ولی در واقع در قرض و مشکلات مالی فرو می روند.

خود نمایی نکنیم، خودمان باشیم و آنچه از آن لذت می بریم را انجام دهیم. به همان سادگی که هستیم زندگی کنیم. به مارک های تجاری توجه نکنیم تنها چیزی را بپوشیم که در آن راحت باشیم. هر آنچه که دیگران می گویند را انجام ندهیم، فقط گوش کنیم و آن کاری را انجام دهیم که احساس خوبی نسبت به آن داریم. این زندگی ماست ، پس چرا به دیگران اجازه می دهیم تا برای زندگی ما تعیین تکلیف کنند.  

 همچنان که درخت، از یک دانه کوچک پدید می آید، ثروت نیز از مبالغ جزئی به وجود می آید و رشد می کند. اولین سکه را که کنار می گذاریم، به منزله همان دانه است که درخت ثروت از آن می روید، و هر چه بیشتر آن را تقویت کنیم و توجه و مراقبت به عمل آوریم، رشد آن بیشتر می شود، و هر چه زودتر آن دانه را بکاریم، آن درخت زودتر بارور می شود و زودتر می توانیم در سایه آن استراحت کنیم. انرژی مثبت، انرژی مثبت را جذب می کند.  پول مغناطیسی عمل می کند . وقتی شروع به پس انداز کنیم با این انرژی مثبت، پول بیشتری را به خود جذب می کنیم.  

داستان واقعی جالبی دارم که علاقمندم آن را برای شما دوستان خوبم بیان کنم. یکی ازدوستان می گفت: 

” یادم می آید ۴۰ سال پیش عموی من به ژاپن سفر کرده بود و از یک فروشگاه که فقط ماشین حساب می فروخت چند ماشین حساب که همه جور عملیات انجام بده خرید البته ایشان بازاری بود و شاید خیلی هم امکانات ماشین حساب مثل لگاریتم و غیره برایش مهم نبود، اما وقتی برای پرداختن قیمت ماشین حساب ها به صندوق مراجعه کرد یک پیر مرد با چرتکه مجموع خرید عموی من را حساب کرده بود و در جواب این که عمومی من پرسیده بود خود شما چرا از این ماشین حساب ها استفاده نمی کنید گفته بود بهش نیازی ندارم.”

تلفن همراه و دوربین های دیجیتال آخرین مدل می خریم و تا روزی که بفروشیم یا خراب شوند یا مدل جدیدتری بخریم از نصف قابلیت هایشان هم بلد نیستیم استفاده کنیم. امروزه در خانه بیشتر مردم یک تلویزیون قدیمی چاق با صفحه نمایش کوچک و یک تلویزیون جدید لاغر با صفحه نمایش بزرگ وجود دارد.

همیشه پرسش هایی در زمان خرید از خود داشته باشیم . آیا چیزی را که می خواهم بخرم نیاز دارم یا می خواهم احساس بهتری داشته باشم؟ آیا نیاز داشتن برای من اولویت بیشتری دارد یا احساس بهتری داشتن؟

 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : 

هیجانی خرید نکنیم، آنچه را بخریم که پاسخگوی نیازمان باشد.

 

 

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

بررسی نحوه خرید کردن یک  خیر مدرسه ساز دعوتی است برای اقدام، از او الگو بگیریم و همانند او رفتار کنیم.  در برنامه ماه عسل ماه رمضان سال ۱۳۹۶ حاج آقا محمد تقی داور پناه حضور داشت.

خیر مدرسه ساز که تا آن زمان ۲۳۶ مدرسه ساخته بود.

فردی بی سواد که حتی قادر نبود اسم خودش را بنویسد.

در ۹ سالگی مادر را از دست داده بود   با گوسفند چرانی کارش را آغاز کرده بود.

در ادامه سنگ فروشی

ویژگی های کاری:

تحویل محصول بیشتر از توقع مشتری، تعدادی سنگ بیشتر از فاکتور به مشتری تحویل دهید.

انسانی صادق و سالم

کنترل هزینه :

 نان را آب می زنیم و می خوریم.

تا بحال غذا دور نریخته ایم.

آب را برای شستن ماشین استفاده نمی کنیم.

در منزل دو نفریم برای چای آب کمی به اندازه دو نفر می ریزیم، زودتر جوش می آید و مصرف آب کمتر

یک بار مکه رفته و دیگر نیازی ندیده دوباره برود، مدرسه ساخته است.

نظام باورها:

مدرسه بسازی از پولت کم نمی شود، اضافه هم می شود.    

به فرزندانم تمام ثروتم را نمی دهم، این کار مثل سم است. خودشان بروند و کار کنند و موفق شوند.

هر چقدر پول در می آورم خرج می کنم.

 

یک فکر سمی /  یک باور منفی

هر چقدر پول در می آورم خرج می کنم.

 

تحلیل باور: 

کسانی که بر این باورند هر مقدار درآمدشان افزایش یابد، به همان اندازه هزینه ها  افزایش می یابد. 

درآمد بیشتر، پوشیدن لباس شیک و گران قیمت تر

درآمد بیشتر، سوار شدن بر خودرو  شخصی مدل بالاتر

درآمد بیشتر، مسافرت های بیشتر

و به همین نسبت با افزایش درآمد، هزینه ها نیز به همان نسبت افزایش می یابد .

 

 

این‌که آدم یک عمر با ترس از بی‌پولی زندگی کند، خیلی تلخه.

این‌که آدم همیشه کار‌کند که پول در‌بیاورد و خیال کند که با پول می‌تواند چیزهایی را بخرد که اسباب خوشحالی می‌شود، باز هم خیلی تلخه.

این‌که آدم بر‌اساس چک حقوق‌اش زندگی کند، حقارت‌آمیزه.

این‌که آدم فکر کند شغل ثابت می‌تواند برای آدم امنیت فکری بیاورد، در واقع گول‌زدن خود است.

من دیده‌ام پول چه‌جوری زندگی آدم‌ها را هدایت کرده. شما نگذارید این بلا سرتان بیاید، این شمایید که باید پول را هدایت کنید نه پول شما را.

  چرخه‌ی” من بدو آهو بدو” یا  قانون پارکینسون:

 پول بیشتر، مصرف و هزینۀ بیشتر. پول انسان را نمی‌سازد ولی انسان است که پول را ساخته است. اغلب مردم قیمتی دارند، چون اجازه می‌دهند که ترس‌ و‌حرص در کارشان دخالت کنند. آنها می‌ترسند بی‌پول شوند، به‌خاطر همین زیاد کار می‌کنند، روزی که حقوق می‌گیرند، حرص باعث می‌شود فکر کنند که با این پول چه چیزهایی می‌شود خرید. آن‌وقت داخل یک دایره‌ی بسته می‌افتند.

        کدام دایره؟ صبح‌ها از خواب بیدار‌شدن، سرکار رفتن، کسب درآمد و هزینه‌ها را پرداخت کردن و غیره. دوباره روز بعد صبح‌ها از خواب بیدار‌شدن، سرکار رفتن و هزینه‌ها را پرداخت‌کردن و به این ترتیب، تا آخر عمر تحت تاًثیر دو احساس حرص‌ و‌ترس زندگی می‌کنند. وقتی بیشتر کار می‌کنند پول بیشتری به‌دست می‌آورند، ولی مصرف و هزینه‌ها  را بالا می‌برند و دو‌باره توی چرخه‌ی قبلی می‌افتند. این همان چرخه یا دایرۀ من بدو آهو بدو است. 

        آدم‌ها به‌ علّت ترس ‌و ‌حرص یک عمر دنبال اضافه حقوق و امنیت کاری هستند و هیچ‌وقت از خود نمی‌پرسند که با این طرز فکر‌کردن به کجا می‌رسند. یک نوع برده‌داری مدرن. این درست مثل کار آن الاغی است که صاحبش با یک نخ و چوب، هویجی را جلوی دماغ او آویزان کرده بود و او برای این که بتواند هویج را بخورد، یک گاری سنگین را دنبال خودش می‌کشید. صاحب الاغ احتمالاً می‌دانست کجا می‌رود ولی الاغ دنبال توهّم خودش می‌رفت و روز بعد هم یک هویج تازه در انتظارش بود. 

        قانون پارکینسون، چرخه‌ی من بدو آهو بدو را واضح‌تر بیان کرده است. این قانون می‌گوید: هزینه‌ها بالا می‌روند تا به درآمدها برسند، و یا هزینه‌ها همیشه به‌تناسب درآمد رشد می‌کنند.

قانون پارکینسون یکی از معروف‌ترین قوانین پول و ثروت‌اندوزی است که سال‌ها قبل برای اولین‌بار یک نویسندۀ انگلیسی به‌نام سی‌نورت‌کوت پارکینسون این قانون را بیان کرد. این قانون توضیح می‌دهد چرا بیشتر مردم در زمان بازنشستگی بی‌پول هستند. این قانون بیان می‌کند که مردم صرف‌نظر از میزان درآمد‌شان، تمایل دارند همۀ درآمد و حتی کمی بیشتر از آن را خرج کنند. هزینه‌هایشان پا‌به‌پای درآمد‌شان بالا می‌رود.

        امروزه بسیاری از افراد درآمدی چند برابر درآمد مشاغل اوّل‌شان دارند، امّا به نظر می‌رسد به هر یک تومان آن نیاز دارند تا سطح فعلی زندگی‌شان را حفظ کنند. هر قدر هم که پول در‌بیاورند، به نظر می‌رسد کم است.  

        استقلال مالی، با نقض این قانون به‌دست می‌آید؛ یعنی اگر با کنترل هزینه‌ها میزان رشد آن را نسبت به افزایش درآمد‌مان کمتر کنیم و باقیمانده را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری کنیم به استقلال مالی خواهیم رسید. این‌کار زمانی شروع می‌شود که در خودمان ارادۀ کافی ایجاد کنیم تا در برابر وسوسۀ خرج کردن تمام درآمد‌مان، مقاومت کنیم.

 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

بیاموزیم که با مبلغی کمتر از درآمد خود زندگی کنیم:

فرض کنید تو یک سبد خالی، اگر هر روز صبح ده عدد تخم مرغ بگذاریم و هر شب نه عدد از روی آن بر داریم، سر انجام چه اتفاقی می افتد؟ در دراز مدت سبد پر می شود. زیرا تخم مرغ هایی که هر روز در آن می گذاریم یک عدد بیشتر از تخم مرغ هایی است که بر می داریم.

به زودی متوجه خواهیم شد داشتن گنجی که هیچکس غیر از خودمان مدعی مالکیت آن نیست، در ما چه احساس دلپذیری ایجاد می کند. همچنان که گنجینه ما رو به رشد می گذارد، بر هیجان مان نیز افزوده خواهد شد. در زندگی خود شادمانی تازه ای را احساس خواهیم کرد . آنگاه برای افزایش آن گنجینه بر تلاش خود خواهیم افزود. و چون از این راه بر درآمد مان افزوده شود، بخشی از آن درآمد اضافی هم مال خودمان است که آن را نگه داریم.

 

 آینده مالی ما بستگی به این دارد که چقدر پول نگه می داریم، نه این که چقدر پول در می آوریم. به خود بگوییم، بخشی از درآمد من مال خودم است و باید آن را نگه دارم. صبح که از خواب بر می خیزیم، این مطلب را به خود بگوییم. ظهر نیز آن را به خود بگوییم. شب نیز بار دیگر آن را به خود تذکر دهیم، تا اینکه ملکه ذهن ما شود. چنانکه گویی آن را با حروف آتشین بر پهنه آسمان نوشته باشند.

ذهن خود را از این اندیشه پر سازیم. آنگاه سهم معقولی را برای خود در نظر بگیریم. اما میزان آن از یک دهم درآمد مان کمتر نباشد. اگر لازم شد از سایر هزینه های خود صرف نظر کنیم، اما هرگز از سهم خود چیزی نکاهیم و قبل از هر چیز، آن را کنار بگذاریم.

طبق قانون جذب تفکر آگاهانه در مورد ثروت، پول را به خودش جذب می کند. دقیقا مانند آهنربایی که براده های آهن را به خودش جذب می کند. به همین دلیل، خیلی مهم است که شروع کنیم به انباشتن پول صرف نظر از این که وضعیت فعلی مان چگونه است. این مقدار همراه جاذبه حاصل از احساس، علاقه و امید ما باعث می شود پول بیشتر با سرعتی بیشتر از حد انتظارمان جذب ما شود.

بزرگتر ها می گویند: پول، پول می آورد. یعنی وقتی شروع به انباشتن پول می کنیم، این کار باعث می شود پول بیشتر و فرصت های بیشتری برای کسب پول بیشتر جذب مان شود. به عبارتی با یک شتاب مضاعف هر چه پول بیشتری انباشته می کنیم و هر چه موفقیت های بیشتری کسب کنیم، به نظر می آید پول و موفقیت بیشتر با سرعت بیشتر و از منابع مختلف به سمت ما حرکت خواهد کرد.     

پس یاد بگیریم که گنجینه را به خدمت بگیریم تا همچون برده ای برای مان کار کند. فرزندان او، و فرزندان فرزندان  او را هم وادار کنیم تا برایمان کار کنند. به عبارت دیگر آن مقدار پول از درآمد مان را که بوسیله پس انداز برای خود نگه می داریم، وقتی اجازه دهیم این پول با سود مرکب در طی مدت زمان کافی جمع شود، بیش از حد انتظارمان زیاد خواهد شد.

سود مرکب به سپرده هایی تعلق می گیرد که فرد از حسابش پولی برداشت نمی کند و سود او به اصل سپرده اضافه می شود و بار دیگر به این مجموع سود تعلق می گیرد. سرمایه گذاری محتاطانه پس اندازهای مان همراه با سود مرکب، در نهایت ما را پولدار خواهد کرد.

 بطور مثال ساده ترین روش سرمایه گذاری یعنی سرمایه گذاری در سپرده های بانکی را در نظر بگیریم، می توانیم از قانون  ۷۲ استفاده کنیم تا تعیین کنیم چقدر طول می کشد پول مان با سود معینی دو برابر شود. روش ساده آن است که عدد ۷۲ را بر درصد سود تقسیم کنیم. تصور کنیم اگر هشت درصد سود برای سرمایه گذاری مان دریافت کنیم، عدد ۷۲ را بر هشت تقسیم می کنیم . پاسخ عدد نه است، یعنی نه سال طول می کشد تا پول مان را با سود هشت درصد، دو برابر کنیم.

کلید سود مرکب این است که پولی را که سرمایه گذاری می کنیم، کنار بگذاریم و هرگز به آن دست نزنیم. هر وقت شروع کردیم به انباشتن و پول مان رشد کرد، هرگز و هرگز نباید به آن دست بزنیم و نباید به هیچ دلیلی آن را خرج کنیم. اگر این نکته را رعایت نکنیم، قدرت نهفته در سود مرکب را از دست می دهیم. پولی که امروز خرج می کنیم، شاید کم باشد، ولی مبلغی را  از دست می دهیم که می توانست به مبلغ زیادی تبدیل شود. اگر به حد کافی زود شروع کنیم و به طور منسجم سرمایه گذاری کنیم و هیچ وقت سراغ اندوخته های مان نرویم و به معجزه سود مرکب اعتماد کنیم، ثروتمند خواهیم شد.   

 

 

تمرین یا دعوت به اقدام:

فراموش نکنیم که تا در این جهان هستیم، از زندگی خود لذت ببریم. و خود را بیش از حد خسته نکنیم و در پی آن نباشیم که فقط هر چه بیشتر پول پس انداز کنیم. اگر می توانیم بدون تحمل فشار، یک دهم درآمد خود را کنار بگذاریم، به همان مبلغ قانع باشیم. آنگاه مطابق درآمد خود خرج کنیم. خسیس و لئیم نباشیم و از خرج کردن پول نترسیم. در خرج کردن خود را دست کم نگیریم، خود را همان گونه که میل داریم باشیم در آینه دل بنگریم و آنچه را که لازم است داشته باشیم، بخریم. در خرج کردن فقیرانه فکر نکنیم، بزرگ فکر کنیم ولی قدم های حساب شده و کوچک بر داریم. برای مثال: در ذهن مان پوشیدن لباس گران قیمت و شیک، و سوار شدن بر خودرو  شخصی مدل بالا را تصور می کنیم. امروز توان خریدن خودرو مدل بالا را  نداریم ولی می توانیم لباس مورد علاقه مان را بخریم و بپوشیم و احساس خوبی داشته باشیم و از آن لذت ببریم. زندگی خوب و شیرین و سرشار از چیزهای دلپذیر است که می توانیم از آنها لذت ببریم.

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس کسب موفقیت شوید. 

     

 

چای بنوشیم یا نه؟

چای بنوشیم یا نه؟

چای یک گیاه سمی است که هیچ موجود زنده ای بجز انسان نمی خورد ، چای تنها گیاهی است که در کشتزار هیچ افتی نمی گیرد . در بسیاری از مناطق کشاورزی، برای آن که احشام و سایر حیوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزدیک نشوند و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می‌کارند. حیوانات با استشمام عطر چای فرار را برقرار ترجیح می‌دهند.

حکما در نامه ای در اعتراض به باب شدن چای نوشته بودند چرا می خواهید در این مملکت گیاهی را باب کنید که حتی الاغ هم به مزرعه اش حمله نمی کند.

 اگر کمی چای را در عوض بریزید همه ماهی ها خواهند مرد ،  این آزمایش انجام شده است چای را وسط نان قرار داده تا گاو بخورد ،اول خورده و بعد انداخته بیرون ، می توانید این کار را خودتان امتحان کنید در داخل سماوری که گچ گرفته است چند دفعه چای دم کنید ، خواهید دید که تمام گچ ها از بین می رود .

هیچ گیاهی مثل چای هوا را از آلودگی پاک نمی کند ، چرا که گاز کربنیک را می گیرد و اکسیژن می دهد ، بهترین هوا برای مناطقی است که چای کاشته اند . یکی از دلایل سنگ کلیه می تواند خوردن چای زیاد باشد . اسید اگزالیک و اسید ارویک و رسوبات کلسیم سه نوع یون (مواد رسوبی) هستند که شایعترین مواد تشکیل دهنده سنگ کلیه هستند. گاهی چگالی این مواد در داخل ادرار فردی بالا میرود و بدن وی مستعد ساختن سنگ می گردد. حدود نیمی از سنگ های کلسیمی به این ترکیب متصل می شوند. اگزالات به طور طبیعی تنها در چند ماده ی غذایی وجود دارد و دسترسی بدن به اگزالات به میزان جذب و دفع آن بستگی دارد، که در همه ی افراد این نسبت یکسان نیست. مطالعات انجام شده بر روی افراد سالم داوطلب، نشان داده است که در مورد تمام غذاها همچنان که اگزالات غذا افزایش می یابد، دفع اگزالات ادراری به همان نسبت بالا نمی رود. تنها هشت ماده ی غذایی سبب افزایش دفع ادراری اگزالات می شوند. این مواد غذایی شامل: اسفناج، ریواس ، چغندر ، آجیل، شکلات ، چای ، سبوس  گندم و توت فرنگی  هستند.

از طرفی با نوشیدن چای ،کلیه باید بیش از حد معمول کار کند و از کار زیاد فرسوده می شود، ، چای  برای کلیه مضر، (دختر ها : خوردن چای زیاد دچار کیست پستان می شوند . ) ، خوردن چای زیاد از جذب آهن توسط معده جلوگیری می کند و آهن جذب نشده توسط روده جذب شده که باعث شکننده شدن جداره روده می شود . (روغن زیتون حاوی اسیدی است که باعث دفع آهن شده و همیشه روده خوبکار می کند ) ، از طرفی با خوردن چای کبد آهن ذخیره شده خود را که حاصل شکسته شده گلبول های خون است را می ریزد داخل خون ، وقتی آزمایش می دهید نتیجتا فیلی تین خون بالا رفته مثلا ۳۵۰  ، پزشک می گوید باید نمونه برداری از کبد داشته باشید ، تصور می کند که کبدتان خوب کار نمی کند .

نوشیدن چای سبز یا مشکی بیش از چهار لیوان در روز برای تقویت سیستم قلب و عروقی مناسب است ، بعضا نتایج تحقیقاتی خوردن چای را تجویز می کند ، نتایجی که مراجع آن همه غربی است . یک کارشناس حال با چه نیتی مطلبی را مطرح می کند که مورد مطالعه تمامی دانشگاهیان می گردد و همه می گویند چای خوب است ،همه ای که از یک مرجع استفاده نموده اند ، همه نمی گویند یک نفر گفته است .   

بعضی می گویند چای می خوریم خستگی در می رود ، مثل معتادی است که مواد به او برس سرحال می آید .  

 بهره ای از کلام وحی

– مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده ایم، که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین، که مردم و چهارپایان از آن می خورند، می روید. ….. سوره یونس آیه ۲۴

– هم خودتان بخورید، و هم چهارپایانتان را در آن به چرا برید! مسلما در اینها نشانه های روشنی برای خردمندان است . سوره طه آیه ۵۴

– آیا ندیدید که ما آب را بسوی زمینهای خشک می رانیم و بوسیله آن زراعتهایی می رویانیم که هم چهارپایانشان از آن می خورند و هم خودشان تغذیه می کنند، آیا نمی بینید؟! سوره سجده آیه ۲۷

– تا وسیله ای برای بهره گیری شما و چهارپایانتان باشد!  سوره عبس آیه ۳۲

زمان مناسب نوشیدن آب و چای

زمان مناسب نوشیدن آب و چای 

نوشیدن آب

روزی ۶ لیوان آب بخورید .

 نیم ساعت قبل از غذا یک لیوان آب را در چند جرعه بنوشید ، سلول های داخل معده آب را جذب کرده ، یک مقدار جوش شیرین و کلسیم داخل معده با این آب ترکیب شده و موسین تولید می شود ، جداره معده موسین اندود شده و دیگر اسید نمی تواند نفوذ کند . ناراحتی هایی مثل فشار خون ، نفخ از بین می رود .

۲ ساعت و نیم بعد از غذا ، بعد از ۲۰ دقیقه از اولین لقمه حرکات معده شروع می شود و غذا را می سوزاند ، جا برای حرکات معده باز بگذارید . معده پر نمی تواند حرکت کند .  انرژی داده شده به غذا با خوردن آن به بدن منتقل می شود. وقتی همراه غذا آب بنوشید در این حالت غذای مصرفی نصف می شود .

آنان که توام با غذا خوردن آب می نوشند ، دستگاه هاضمه را از ابتدای کارش از کار باز می دارند ، نوشیدن آب و سایر نوشیدنی ها همراه و یا بلافاصله پس از صرف غذا، موجب رقیق شدن شیره معده می‌شود و اثر آنزیم‌های هضمی را به تعویق می‌اندازد. به این ترتیب در هضم غذا اختلال ایجاد می‌شود. خصوصا نوشیدن آب پس از مصرف غذای گرم وغذای شور ، و پس از مصرف شیرینی و میوه های آب دار خصوصاً انگور و خربزه و هندوانه
بنابراین بهتر است مصرف نوشیدنی ها ، هنگام غذا به حداقل برسد و این عمل یک تا دو ساعت قبل و یا بعد از صرف غذا انجام شود. گفتن این نکته هم ضروری است که نوشیدن آب قبل از غذا، باعث تحریک اشتها می‌شود. خوردن نوشابه و آب یخ با غذا   قلنج روده ایجاد می شود که درمان ندارد .

نخوردن نوشیدنی همراه غذا

شیره یا اسید معده علاوه بر هضم غذا، میکروب های همراه غذا را از بین می برد. وقتی به همراه غذا آب بنوشیم غلظت اسید کاهش می یابد و دیگر نمی تواند میکروب ها را از بین ببرد. علاوه بر آن نوشیدن مایعات باعث می شود غذا به خوبی جویده نشود.  

البته در طی روز حداقل هشت لیوان آب بنوشید، وقتی آب کم بنوشید خون غلیظ شده و براحتی نمی تواند غذا را به مویرگ ها برساند. برخی از سر درد ها از نخوردن آب است. نوشیدن مایعات نیم ساعت قبل از غذا و دو و نیم ساعت بعد از غذا   

تهیه آب سالم :

آب شیرلوله کشی  را منجمد کنید و مجددا  از یخچال در آورید تا آب شود . وقتی به اندازه یک تخم مرغ یخ باقی مانده بود ، آب را جدا کرده و بنوشید . قطعه یخ آلودگی آب را جذب می کند .

بهترین نوشیدنی آب است ، برای جلوگیری از ورود توکسین های معروف (مواد سمی ) وفلزات سنگین درآبهای لوله کشی به بدن ، مصرف آب تصفیه شده یا فیلتر شده مناسب است .

از خوردن آب تقطیر  شده پرهیز کنید .

آب سرد بعد از غذا یعنی سرطان

میتوانید باور کنید؟

شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است

اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده اید را سفت میکند

روند هضم غذا را کند میکند

زمانی که این رسوبها با اسید واکنش نشان میدهند و شکسته میشوند

و سریعتر از غذاهای جامد، توسط روده جذب میشوند

بسیار سریع این امر موجب چاقی و سپس سرطان میشود

بهتر این است که بعد از غذا، سوپ گرم و یا آب ولرم مصرف کنید

 

نوشیدن چای

نوشیدن چای ، چای دارای تانن است و باعث جلوگیری از جذب آهن می‌شود. بهتر است خانم‌ها که طی ماه خون و به دنبال آن آهن از دست داده اند و کودکان که در مراحل رشد هستند، تا دو ساعت پس از صرف غذا، چای ننوشند. البته مصرف آن بلافاصله بعد از غذا، در آقایان که عمدتا آهن خون آن‌ها زیاد است، از این نظر مشکلی ایجاد نمی‌کند. آهن زیاد در خون باعث سکته می شود، یک بار تا دو بار حجامت و یا اهداء خون در سال باعث کاهش تراکم آهن خون می گردد.