داستان کسب و کار من و ما/ برنامه فعالیت های ما

یکی از علاقه های من این است که در مورد گذشته ام مطالبی را با کسانی که دوستشان دارم به اشتراک بگذارم و داستان کسب و کار من درس‌های بسیاری برایم به همراه داشته است، امیدوارم برای شما جالب توجه باشد.

تجربیات تواتمندسازی سازمانی  (مشاوره مدیریت)

در طول سالهای زندگی شغلی‌ام یا بصورت تمام وقت و یا به عنوان نیمه وقت به عنوان کارشناس، مدیر و مشاور، مهارت و تخصص اصلی‌ام بهبود بهره‌وری و عملکرد سازمان بوده است. با شرکت‌هایی که افتخار همکاری با آنها را داشته و دارم در واحد سیستم‌ها و روش‌‌ها و یا تضمین کیفیت کار کرده ام.

برای شرکت یا سازمان‌هایی که به عنوان مشاور، مدرس و سخنران همکاری داشته‌ام در زمینه ارائه خدمات آموزشی و مشاوره در ارتباط با طراحی و پیاده‌سازی استانداردهای مدیریتی و اخذ گواهینامه های سری ایزو ۹۰۰۰و کنترل کیفیت جامع بوده است.

اگر بخواهم به زبان ساده‌تر سیستم سازی کسب و کار را بیان کنم، هر سازمان و کسب و کاری دارای واحدها یا مجموعه فعالیت‌ها و یا فرآیندهای کاری می باشد.

فرآیندها به فرآیندهای اصلی، مدیریتی و پشتیبانی تقسیم می‌شوند. صاحبان کسب و کار می‌بایست درصد بیشتری از وقت‌شان را به ترتیب اولویت به انجام و تقویت فرآیندهای اصلی، مدیریتی و پشتیبانی اختصاص ‌دهند.

فرآیندهای اصلی، فرآیندهایی هستند که برای آن صنعت دارای ارزش‌افزوده است به‌عبارتی فرآیندهایی که برای آنها ایجاد ثروت می‌کنند. این تقسیم‌بندی می‌تواند در شرکت‌ها و صنایع مختلف به صورت توافقی و متفاوت انجام شود. یک فرآیند می‌تواند در یک صنعت فرآیند اصلی و در یک صنعت دیگر فرآیند پشتیبانی باشد، برای مثال فرآیند مدیریت منابع مالی‌و‌حسابداری برای صنایع تولیدی فرآیند پشتیبانی و برای صنایع مالی‌و‌اعتباری و بانکداری فرآیند اصلی است.

فرآیندهای اصلی شامل:

  •  بازاریابی و فروش
  •  برنامه ریزی‌و‌کنترل تولید یا پروژه
  •  طراحی‌و‌مهندسی (تهیه، شماره‌گذاری، توزیع و کنترل نقشه‌ها و مدارک فنی)
  •  تامین مواد، کالا‌و‌ تجهیزات (شناسایی و ارزیابی فروشندگان، خرید مواد، حمل‌و‌نقل، انبارداری)
  •  ساخت‌و‌تولید، اجرا‌و‌تحویل، ارائه‌ی خدمات
  •  پایش و اندازه‌گیری محصول (کنترل کیفیت مواد اولیه و مراحل تولید و محصول نهایی)
  •  خدمات پس‌از‌فروش

فرآیندهای مدیریتی شامل :

فرآیندهای پشتیبانی شامل:

  •  مدیریت منابع انسانی (استخدام نیرو، آموزش نیرو، ارزیابی عملکرد نیرو، ارائه خدمات رفاهی و انگیزشی)
  •  مدیریت منابع مالی‌و‌حسابداری
  •  مدیریت خدمات عمومی (نظافت، تعمیر‌و‌نگهداری تجهیزات، آشپزخانه و تهیه‌ی غذا برای کارکنان)
  •  مدیریت انرژی و ضایعات
  •  بهداشت،  ایمنی‌و‌محیط زیست

کار من این است که برای سازمان های تازه تاسیس این فرآیندها را طراحی و تدوین کنم و یا برای سازمان‌ها و شرکتهایی که این واحدها را دارند، وضعیت واحدها و نحوه انجام فعالیت‌ها و یا فرآیندهای کاری آن‌ها را بررسی و پس از شناسایی نقاط قوت و ضعف و به اصطلاح با انجام مهندسی مجدد فرآیندها، یک سیستم شامل فرآیندهای اصلاح شده را برای آنها طراحی کنم.

ببخشید می دانم کمی صحبت‌ها و کلمات علمی و فنی استفاده کردم. اجازه دهید با بیان چند نمونه کارم را به زبان ساده تری بیان کنم.  

نمونه ۱ : یک پیتزا فروشی را در نظر بگیرید. 

یک پیتزا‌ فروشی سنتی: خرید مواد اولیه، پختن پیتزا،  فروش، گرفتن پول از مشتری، پاسخگویی به تلفن‌ها و نظافت مغازه و سایر کارها را یک نفر و همان صاحب مغازه انجام می‌دهد. فردی که صبح تا شب وقتش پر است و به قولی وقت ندارد سرش را بخاراند.

یک پیتزا فروشی مدرن: صاحب کسب‌و‌کار با شناسایی فرآیندهای کاری، می‌تواند از توانایی، تخصص و تجربه‌ی سایر افراد برای انجام هر یک و یا ترکیبی از کارهای اشاره شده استفاده نماید.

– خرید مواد اولیه (فرآیند تامین مواد ،کالا و تجهیزات)

– پختن پیتزا (فرآیند ساخت ، تولید‌و‌اجرا)

– کیفیت‌و مزه‌ی پیتزا (فرآیند کنترل کیفیت مواد اولیه‌ی خریداری شده، کنترل مراحل پختن و کیفیت محصول نهایی)

– فروش و گرفتن‌پول از مشتری و پاسخگویی به تلفن ها (فرآیند بازاریابی و فروش)

– کنترل هزینه‌ها و درآمدها (فرآیند مدیریت منابع مالی‌و‌حسابداری)

– نظافت مغازه ( فرآیند خدمات عمومی)

به‌این‌ترتیب صاحب کسب‌و‌کار با شناسایی فرآیندهای کاری و سیستم دادن به کسب و کارش، انجام کارهای مختلف را به دیگران واگذار می‌کند و خودش با داشتن وقت آزاد بیشتر، می‌تواند وقت خود را به توسعه‌ی کسب‌و‌کارش و تاسیس شعب جدید اختصاص دهد. به این ترتیب ظرفیت کسب درآمدش می‌تواند به طور نامحدود افزایش یابد.

نمونه ۲: یک شرکت خودروسازی مثل سایپا را در نظر بگیرید.

نمایندگی های مجاز در سراسر کشور که کار فروش خودرو و انجام سرویس های نگهداری و تعمیرات را انجام می دهند، مسئولیت فرآیند بازاریابی و فروش و فرآیند خدمات پس از فروش را به عهده دارند.

واحد تولید شرکت که بعضی از قسمت های خودرو را مثل بدنه خودرو را ساخته و رنگ می کند و قطعات و تجهیزات خریداری شده را بر خودرو مونتاژ می کند، مسئولیت فرآیند تولید را به عهده دارد.

واحد منابع انسانی که کارگر و کارمند استخدام می کند، آموزش می دهد، بیمه می کند و کارهای مختلف مرتبط با کارکنان شرکت را انجام می دهد، مسئولیت فرآیند مدیریت منابع انسانی را بر عهده دارد .

واحد بازرگانی که قطعات مختلف خودرو را از سازندگان مختلف می خرد و به سالن تولید تحویل می دهد، مسئولیت فرآیند تامین تجهیزات و خدمات را بر عهده دارد.

واحد مهندسی که شکل و طرح خودرو را طراحی می کند، مسئولیت فرآیند طراحی و مهندسی را بر عهده دارد.

نمونه ۳ : یک فروشگاه مثل یک مانتو فروشی را در نظر بگیرید.

کارکنانی که مدل های مختلف مانتو را در پشت ویترین مغازه و یا قفسه ها و محل های پیش بینی شده قرار می‌دهند، و فروشنده هایی که مدل های مختلف را به مشتریان معرفی می کنند و به آنها اطلاعات می دهند تا مشتری را به سمت تصمیم گیری برای خرید هدایت و ترغیب کنند، مسئولیت فرآیند بازاریابی و فروش را به عهده دارند.

کارکنان کارگاه خیاطی که مدل های مختلف مانتو را طراحی و می دوزند، مسئولیت فرآیند تولید یا اجرای پروژه را به عهده دارند.

توانمندسازی سازمانی یعنی در هر کسب و کاری نحوه انجام فعالیت‌ها را بررسی و با توجه به شرایط کسب و کار، فعالیت های کاری آن سازمان را تغییر و بهبود دهیم. برای مثال در گذشته رقابتی در تولید محصول و ارائه  خدمات وجود نداشت و تقاضای مصرف کننده خیلی بیشتر از ظرفیت تولید بود. برای موفقیت در کسب و کار و ثروتمند‌شدن، صاحبان کسب‌و‌کار بیشتر بر روی افزایش آمار تولید و تقویت فرآیند تولید سرمایه‌گذاری می‌کردند.

امروزه به دلیل سرعت پر شتاب تغییر در خدمات و محصولات و افزایش فضای رقابت و تولید محصولات متنوع، باعث شده که صاحبان کسب‌و‌کار بیشتر بر روی افزایش مهارت فروش و تقویت فرآیند بازاریابی و فروش خود سرمایه‌گذاری ‌کنند.

امروزه طراحی یا مهندسی فرآیندها و بخصوص مهندسی مجدد فرآیندها، به یکی از داغ‌ترین بحث‌های مدیریتی تبدیل شده است. کارشناسان مهندسی مجدّد فرآیندها را به‌عنوان کشتی نجات برای سازمانهای در‌حال نابودی و غـرق‌شدن می‌دانند، با طراحی و ایجاد فرآیندها و بهبود تدریجی فرآیندها می‌توان در کوتاه‌مدت سازمان را نجات‌داده و جایگاه نسبتاً قابل‌قبولی برای سازمان ایجاد کرد، امّا چنانچه سازمان برای بلند‌مدت خود اهدافی دارد، می‌بایست جایگاه خود را به کلاس جهانی برساند و این امر جز از طریق مهندسی مجدّد فرآیندها حاصل نخواهد شد.

برگردم به هدف اصلی از بیان این مطالب،

می خواهم بگویم امروزه با توجه به افزایش فضای رقابت، یک سازمان اگر بخواهد موفق باشد و موفق باقی بماند و نابود نشود، باید به تمامی عوامل موفقیت در کسب و کار یعنی به تمامی اجزاء و عناصر، روابط و قوانین بین اجزاء توجه داشته باشد.

یک مدیر باید بتواند سیستمی بسازد که با حداقل دخالت خود، تمامی کارها به خوبی پیش برود و هر روز درآمد ایجاد شود.

بهترین سیستم، سیستمی است که بدون حضور مدیر یا صاحب کسب‌و‌کار و با حداقل اعمال سلیقه های شخصی،  فعالیت هایش به راحتی ادامه یابد.

به عنوان یک مدیر از خود بپرسید: اگر هم‌اکنون تصمیم بگیرید برای یک هفته به تعطیلات بروید، آیا تمامی کارها به خوبی پیش می روند؟ اگر اینطور است به شما تبریک می گویم، زیرا توانسته‌اید با سیستم‌سازی کسب و کاری واقعی را مدیریت کنید. اگر رفتن به چنین تعطیلاتی برای شما رویا است، نشان می‌دهد بر سیستم سازی به اندازه کافی کار نکرده‌اید.

سیستم چیست؟

مجموعه ای از اجزاء و عناصر، روابط و قوانین بین اجزاء که با نظم مشخص و خاصی کار می کنند تا به هدف و نتیجه مشخصی برسند.

مجموعه ای از اجزاء یعنی:

۱ – افراد یا سرمایه های انسانی

۲ – تجهیزات

۳ – مستندات (فرآیند، روش اجرایی، دستورالعمل)

هدف و نتیجه مشخص یعنی سود، مجموعه ای از عناصر به هم پیوسته که خروجی سود را ایجاد می کنند.

شروع فصل جدید ذوق و شوق داستان زندگی من  

یک روز با خودم به این موضوع فکر می‌کردم، من که به عنوان یک مشاور همانند یک پزشک برای سازمان‌ها نسخه می‌نویسم و تاکید می‌کنم که برای موفقیت باید به تمامی فرآیندها و جنبه‌های کسب و کارتان توجه داشته باشید، آیا خودم به تمامی جنبه‌های زندگی‌ام توجه دارم، آیا من به عنوان یک فرد تمامی فرآیندهایی که باعث موفقیت در زندگی‌ام می‌شود را می‌شناسم و با توجه به تغییر شرایط زندگی(آگاهی، کسب تجربه ،سن،…)  به تقویت و بهبود آنها توجه دارم.  منظورم توجه به چه فرآیندهایی است. همه ما انسان‌ها اهداف و دغدغه‌هایی داریم.

– سلامتی

– ازدواج موفق

– همسرداری موفق

– تربیت فرزندان

– یادگیری، تحصیلات خوب

– شغل مناسب و کسب درآمد

– آرامش

– دست یابی به اهداف معنوی

می‌خواهم بگویم من که به فکر موفقیت سازمان‌ها هستم و با شناخت سازمان می‌خواهم فرآیندهای موفقیت سازمان را طراحی کنم، آیا به فکر موفقیت خود هستم. آیا خود را می شناسم و یا به خیلی از جنبه‌های زندگی‌ام بی‌توجه هستم.

 بخاطر همین جرقه ذهنی، علاقه‌مند به یادگیری مهارت‌های مرتبط با توانمندسازی فردی و یا بهبود عملکرد شخصی شدم. البته یادآوری می‌کنم که توانمند‌سازی فردی یکی از اجزاء تاثیر‌گذار در توانمندسازی سازمانی است.

در این ارتباط کتاب‌های مختلف خودشناسی، روانشناسی و موفقیت را خواندم، در دوره‌های متنوع از جمله تقویت حافظه، فن بیان و سخنرانی، تکنولوژی فکر، ارتباط موثر، روانشناسی ثروت شرکت کردم. تعدادی دوره آموزشی در همین ارتباط به عنوان مدرس و سخنران برگزار کردم. در زمینه توانمندسازی فردی نیز اطلاعات ارزشمند و تجربیات زیادی را کسب کرده‌ام.

رسالت من

افرادی هستند که به دنیا می‌آیند و یک سری فعالیت‌ها را انجام می‌دهند، در طول عمرشان یاد می‌گیرند و تجربه کسب می‌کنند، دائماً موجودی آگاهی و تجربه انبار ذهن و مغزشان را افزایش می‌دهند ولی در نهایت بدون باقی گذاشتن اثری و رد پایی می‌روند . وقتی از آنها یاد می شود، دیگران می‌گویند خدا رحمتش کند او یا فلانی می‌گفت.

ولی افرادی در این کره خاکی پا می‌گذارند که همیشه زنده‌اند، ما می‌گوییم: سعدی می‌گوید، حافظ می‌گوید، پیامبر اکرم(ص) می فرمایند. افرادی که همیشه زنده‌اند و حضور دارند، چرا که احساس می‌کنیم هستند. افرادی که دانش، آگاهی و تجربیات‌شان را آموزش داده‌اند، نوشته‌اند و منتقل کرده‌اند.

احساس می‌کنم وقت آن رسیده است که تجربیاتم را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهم. ممکن است دوستان این پرسش برایشان مطرح شده باشد، یعنی چه بگو چکار می‌خواهی انجام دهی؟

چشم‌! حق دارید که بخواهید همین ابتدا بدانید که پیشنهاد من برای موفقیت شغلی یا کسب و کار شما و داشتن یک شغل با جایگاه اجتماعی بسیار بالا و ساعت کاری کم، درآمد قابل قبول و بسیار هیجان‌انگیز که باعث رضایت دیگران نیز می‌شود، به عنوان یک مشاور، استاد و سخنران چیست؟

حق دارید که بخواهید بدانید که پیشنهاد من برای داشتن یک زندگی همراه با آرامش، سلامتی و ثروت در کنار همسر و شریک زندگی‌تان، شخصی که او را خود بخوبی انتخاب کرده‌اید چیست؟

پیشنهاد حرکت از خوب به عالی

 می خواهم شما را به یک فرد یا مدیر یا صاحب کسب و کار موفق،  یک  مدرس یا  مشاور بهبود عملکرد فردی و سازمانی تبدیل کنم.

پیشنهاد من این است که شما در هر سن، با هر جنسیّت، تخصص و جایگاهی می‌توانید تبدیل به یک متخصص، مشاور، استاد و سخنران شوید. می‌توانید مسافرت در مسیر از خوب به عالی شدن را آغاز کنید، و در موضوعی که علاقه دارید نه تنها یک متخصص شوید، بلکه به دیگران آموزش دهید و به ازای آموزش آن مهارت ، کسب درآمد عالی داشته باشید.

توانمندسازی فردی  / دوره آموزشی کارشناس جذب موفقیت شوید. 

افراد متوجه شده‌اند که برای داشتن یک زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی خوب، باید مهارتهای زیادی را بیاموزند و سیستم آموزش سنتی(مدرسه و دانشگاه) به تنهایی نمی‌تواند این نیازها را پوشش دهد.

توانمندسازی سازمانی / دوره آموزشی کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

بسیاری از سازمان‌ها، موسسات و شرکت‌های داخلی متوجه شده‌اند که اگر تغییر نکنند و روند جدیدی را پیش نگیرند، مانند بسیاری از همکاران و رقبای خود، مجبور به ترک میدان بازی کسب و کار و صحنه اقتصادی هستند.  لذا از همین رو برای تغییر خود و کارکنان خود حاضرند هزینه‌های بسیاری را سرمایه‌گذاری کنند.

 افراد و سازمان ها را با آموزش آشتی دهیم. 

مهمترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم تا خودمان، خانواده‌مان، کشورمان پیشرفت کند و دنیا محل بهتری برای زندگی‌کردن باشد، بدون شک ارائه خدمات آموزشی و مشاوره در زمینه افزایش آگاهی و افزایش توانمندی‌های فردی و سازمانی است.

به این ترتیب هم نیاز به آگاهی‌های فردی و سازمانی را بر طرف کنیم و هم بواسطه این کار یک دنیا دعا و تشکر و قدردانی و ثروت به دنبال آنها خواهد آمد.

جالب بنظر رسید! شاید این پرسش برای شما مطرح باشد، آینده این شغل یعنی مشاور توانمندسازی فردی و سازمانی چیست؟

امروزه افراد و سازمان‌ها با آموزش فاصله دارند. میانگین نفر ساعت مطالعه کتاب، نفر ساعت دوره‌های آموزشی و میزان شرکت در دوره‌های آموزشی کم است. البته شما دوست گرامی خودتان را نبینید. میانگین جامعه را می‌گویم که از مطالعه و کتاب و کلاس فراری هستند. چرا؟

اگر با میانگین افراد جامعه در باره کلاس‌های: سیستم سازی کسب و کار، فن بیان و سخنرانی، روانشناسی ثروت، موفقیت ، تند خوانی و غیره صحبت کنید به شما می‌خندند. آیا حرف زدن هم کلاس می‌خواهد، آیا پول شمردن کلاس می‌خواهد.

چند نفر از شما این صحبت‌ها را شنیده‌اید؟

اگر به میانگین سازمان‌ها توجه کنیم، میانگین نفر ساعت آموزش در آنها خیلی کمتر از استاندارد کشورهای پیشرفته صنعتی است. اجزاء و عناصر مدل‌های تعالی سازمانی، استانداردهای مدیریتی و غیره می‌آیند ولی فرهنگ و روح آن منتقل نمی‌شود. تاکید بیشتر بر فراهم نمودن سیستم (فرآیند، روش اجرایی، دستورالعمل) و تجهیزات سخت افزاری است، ولی آموزش و فرهنگ سازی و بهبود عملکرد شخصی نیروی انسانی کمرنگ دیده می‌شود.

اینکه مردم و سازمان‌ها با آموزش فاصله گرفته‌اند، می‌تواند عوامل مختلفی داشته باشد، ولی یکی از عوامل مهم آن این است که اساتید و مشاورانی کار آموزش مطالب تئوری و فرهنگ سازی را عهده دار بوده‌اند که خودشان در آن موضوع حرفه‌ای نبوده‌اند.

زمانی افراد و سازمان‌ها با آموزش آشتی می‌کنند که اساتیدی باشند که مشکل آنها را حل کنند نه فقط مسیر دریافت مدرک و گواهینامه را یادشان بدهند.

 امروزه:

افراد به دنبال کسی هستند که راهنمای‌شان کند و مسیر راه برایشان روشن کند نه اینکه مدرک دانشگاهی به دست‌شان بدهد.

سازمان‌ها به دنبال کسی هستند که از نابودی نجات‌شان دهد نه به دنبال کسی که در حال غرق شدن انواع و اقسام گواهینامه‌ها و تاییدیه های به ظاهر کیفیت و سیستم به دست‌شان بدهد.

دوست، مدیر و صاحب کسب و کار گرامی:

 اگر به عنوان یک فرد به دنبال مدرک و یا یک سازمان به دنبال گواهینامه هستید، من و ما و این وب سایت به درد شما نمی‌خورند، خدا نگهدار

 ولی اگر به دنبال مطلب و بهبود عملکرد هستید، خوش آمدید.  

امروز من علیرضا شجاعی به عنوان یک شخصیت حقیقی و در آینده ما با همکاری سایر دوستان متخصص، محقق و مدرس که شما هم می توانید یکی از اعضای ما باشید، به عنوان یک شخصیت حقوقی (گروه تحقیقاتی، موسسه فرهنگی،…) در خدمت شما هستیم تا زندگی فردی یا شخصی و زندگی سازمانی یا کسب‌و‌کارتان را بهبود و توسعه داده، با انگیزه، سالم‌تر، شاد‌تر، ثروت و درآمد‌تان را افزایش دهید.

یکی از مهمترین عواملی که باعث می‌شود افراد و سازمان‌ها رشد نکنند، آن است که بر روی افزایش سطح اطلاعات و آگاهی‌های علمی و بویژه مهارت‌های کاربردی بطور موثر کار نمی‌شود .

ما بر این باوریم که همه افراد جامعه با داشتن هر‌گونه تحصیلات می‌توانند از طریق استفاده از محصولات و گذراندن دوره‌های کوتاه‌ مدت آموزشی، نقش موثری در زندگی فردی‌ و‌ سازمانی خود داشته باشند و با آموزش تکنیک‌های کاربردی نسبت به رفع مشکلات شخصی، خانوادگی و شغلی خود اقدام نمایند.

پشتوانه ادعای من تجربه‌های کاری‌ام است: 

افتخار همکاری با مراکز آموزشی و شرکت‌هایی نظیر:

صنایع آذر‌آب(سازنده بویلرهای نیروگاهی)

زامیاد(تولید کننده خودرو وانت نیسان)

ایران خودرو

شیشۀ خم ملّی(تولید کننده قاب و شیشه خودرو)

جانباز پلاستیک (تولید کننده قطعات تزریقی)

ابزار اندیشه(تولید کننده قطعات تزریقی)

پایدار انرژی پرشیا (شرکت فنی و مهندسی)

جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران

فرهنگسرای استاد شهریار

گروه مپنا یا مدیریت پروژه‌های نیروگاهی ایران(یکی از شرکت‌هایی که نمادی است برای خود باوری ما ایرانی‌ها، یکی از قوی‌ترین شرکت‌ها در زمینه مدیریت پروژه که بیش از یک ده هست که افتخار همکاری با این شرکت را دارم)

اسامی شرکت‌هایی که با آنها همکاری داشته‌ام، این نکته را نشان می‌دهد که محتوای مطالب و دوره‌های  آموزشی، حاصل فقط کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی نیست، بلکه حاصل ترکیبی از مطالعات و تحقیقات، و تجربیات عملی و کاربردی است.

نویسنده و خالق کتاب های:
  1. موفقیت از من آغاز می‌گردد.
  2. اندیشه های ثروت آفرین

 

برنامه فعالیتهای ما شامل :

۱ – تهیه محصولات آموزشی شامل:

کتاب ، جزوات آموزشی ، فایل های صوتی و تصویری، بسته های آموزشی 

۲ – برگزاری جلسات حضوری شامل :

۲ – ۱  – دوره های آموزشی حضوری کارگاه، کلاس ، سمینار

۲ – ۲  – جلسات دورهمی باشگاه کسب و کار با هدف معرفی و آشنایی با شغل و کسب و کار سایر دوستان

۲ – ۳ –  جلسات پرسش و پاسخ رفع ابهام محتوای سایت و پیگیری دوره های آموزشی      

۳ – ایجاد بانک اطلاعات شغلی اعضاء سایت و مشاوران کسب و کار

۴ – همکاری با سایر دوستان و اساتید در جهت:

 ۴ – ۱ – معرفی و فروش محصولات آنها

۴ – ۲ – فراهم نمودن محل و مدیریت مراحل ثبت نام و برگزاری دوره های آموزشی مرتبط      

ما از همکاری اساتید و افراد موفقی که علاقمند هستند بصورت تمام وقت و یا بصورت نیمه وقت در کنار کار و شغل اصلی شان، یافته ها و تجربیات ارزشمند خود را پیش روی دوستان قرار دهند، استقبال خواهیم کرد.      

تعداد زیادی از همکاران ما دوستانی هستند که در محیط کاری اصلی یا شغل اول درصد زیادی از ظرفیت کاری شان بدون استفاده می ماند، البته این به دلایل زیر یک موضوع طبیعی است.

الف – فیلم عصر جدید چارلی چاپلین را بخاطر دارید، وظیفه او سفت کردن دو عدد پیچ بود، سازمان خواسته اش از او به عنوان یک کارگر خط تولید همان بود. حال اگر چارلی چاپلین استاد موسیقی، استاد سخنرانی و فن بیان، استاد بازاریابی و فروش می بود … این مهارت ها خواسته سازمان از او نیست.

ب –  در محیط های سازمانی، جایگاه ساختار سازمانی و سلسله مراتب سازمانی به افراد این اجازه را نمی دهد که فعالیتی بالاتر از سطح سلسله مراتب سازمانی خود انجام دهند. برای نمونه میزبان شما علیرضا شجاعی در شرکت هایی که به عنوان مشاور قرارداد همکاری داشتم، برای تمامی اعضاء مدیریت ارشد و مدیران میانی کلاس های آموزشی برگزار می کردم، ولی در شرکت هایی که بصورت تمام وقت جزو یکی از کارکنان آنها بودم با وجود اینکه شاید بارها پیشنهاد برگزاری دوره داده بودم ولی به دلایل مختلف دوره ها نتیجه بخش نبود.

 این باور و فرهنگ اشتباه که مدیران تصور می کنند در تمامی زمینه ها از نیروهای تحت مدیریت خود بهتر هستند، به آنها اجازه نمی دهد که در اینگونه دوره های آموزشی شرکت نمایند.

من به عنوان یک متخصص سیستم سازی کسب و کار  باورم دارم که اگر بعضا گفته می شود راندمان کاری یا ساعت مفید کاری کارکنان در سازمان ها پایین است، این فقط و فقط نشاندهنده نداشتن رویکرد فرآیندی و سیستم و مدیریت ضعیف  افراد بی سواد، بی عرضه و بی مسئولیت است.

شما اگر یک هواپیمای مسافربری ایرباس ای ۳۸۰  (Airbus A380)   با ظرفیت ۵۲۵  مسافر خریداری کرده اید و  با ۱۰ مسافر حرکت می کنید، آن مشکل شماست. هواپیما مقصر نیست.

یا نباید هواپیما با آن ظرفیت را می خریدید و یا مهارت فروش و پر کردن ظرفیت خالی صندلی های هواپیما را ندارید.    

در انتها می خواهم به این نکته تاکید کنم که هدف وب سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار، آموزش مطالب کاربردی است. محفل و پاتوقی به عنوان باشگاه مجازی کسب و کار جهت تبادل نظر مشاوران، مربیان، کارشناسان، مدیران و صاحبان کسب‌و کار و تاکید بر انجام تمرینات برای کسب مهارتهای کاربردی و عملی  است. امروزه مشکل داشتن اطلاعات و آگاهی نیست، مشکل عمل و تمرین است. شاید من به اندازه‌ای یک بازیکن تیم ملی فوتبال از قوانین این رشته ورزشی مطلع باشیم ولی …..

مطمئن باشید که هیچکدام از بازیکنان تیم ملی فوتبال با شرکت در کلاس آموزش قوانین فوتبال و خواندن کتاب فوتبالیست نشده‌اند. همه ما دوچرخه سواری را با تمرین و چند دفعه زمین خوردن یادگرفته‌ایم.

اگر ده‌ها کتاب آموزش شنا بخوانید ولی بترسید و در قسمت عمیق استخر نروید، شنا یاد نخواهید گرفت.

اگر ده‌ها کتاب آموزش سخنرانی بخوانید تا زمانی که پشت تریبون نرفته باشید و در جمع صحبت نکرده باشید، سخنران نخواهید شد.

به امید دیدار شما  
علیرضا شجاعی