چرا ثروتمندان ثروتمند می شوند؟ 

 چرا ثروتمندان ثروتمند می شوند؟ 

 فکر فقیر می‌گوید من پول بیشتری به‌دست می‌آورم. فکر ثروتمند می‌گوید من پول بیشتری نگهداری می‌‌کنم. فکر فقیر می‌گوید وام گرفتن بد است و نمی‌خواهد خود را درگیر پرداخت اقساط وام نماید. او می‌خواهد براساس دارایی‌های خودش به امنیت مالی برسد. ولی فکر ثروتمند می‌تواند براساس دارایی‌های دیگران به امنیت مالی برسد.

الگوی گردش نقدینگی‌است که تعیین می‌کند ما ثروتمند، متوسط یا فقیر هستیم. برای ذهن ثروتمند، گردش نقدینگی و یا مانده پول مهم است. مهم این نیست که چقدر پول به دست می‌آوریم؛ مهم آن است که چقدر از آن پول را خرج می‌کنیم و چقدر پول می‌ماند. درآمد‌و مخارج ماهیانه سه‌نفر را مقایسه ‌کنیم.

نفر اوّل: درآمد یک میلیون تومان، مخارج  نهصد هزار تومان

نفر دوّم: درآمد دو میلیون تومان، مخارج دو میلیون تومان 

نفر سوّم: درآمد سه میلیون تومان، مخارج سه میلیون و یکصد هزار تومان

به نظر شما کدام‌یک از آنها ثروتمند می‌شود؟ اگر پولی که وارد زندگی‌مان می‌شود، به‌همان صورت نقد بیرون می رود. این الگوی گردش نقدینگی یک فرد فقیر است. اگر پولی که وارد زندگی‌مان می‌شود ، با پرداخت اقساط بدهی‌های بلند‌مدّت یا بدهی‌های‌خوب مثل اقساط وام خرید‌مسکن خارج می‌شود، این الگوی گردش نقدینگی یک فرد طبقه‌ی متوسط است. اگر پولی که وارد زندگی‌مان می‌شود، صرف پرداخت اقساط بلند‌مدّت، پس‌انداز  و سرمایه‌گذاری گردد، این الگوی گردش نقدینگی یک فرد ثروتمند است. 

گردش نقدینگی همانند گردش انرژی گرمایی داخل آپارتمان است. از یک طرف از طریق شوفاژ گرما وارد می‌شود و از طرف دیگر از طریق دریچه‌های کولر و درزهای درب‌و‌پنجره‌ها گرما خارج می‌شود. این سؤال در‌ذهن همه‌ی ما مطرح است، برای داشتن الگوی گردش نقدینگی یک فرد ثروتمند چه‌کاری  باید انجام دهیم؟

در پاسخ باید گفت: باید همانند ثروتمندان عمل کنیم یعنی درآمد‌مان را افزایش و مخارج‌مان را کاهش دهیم و همانند ثروتمندان بیندیشیم و با مهارتهای بازی ثروت یا قوانین توانگری آشنا شویم. محتویات این دوره به دنبال پاسخ به چهار سؤال زیر است.

۱ – چگونه کسب درآمد کنیم؟  

۲ – چگونه مخارج‌مان را کاهش دهیم؟ (حفظ درآمد)

۳- چگونه درآمد‌مان را افزایش دهیم؟

۳ – مهارتهای بازی ثروت یا باورها و  قوانین توانگری کدامند؟   

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

نمونه هایی از محدودیت های ذهنی که به محدودیت واقعی تبدیل می شوند.

 نمونه هایی از محدودیت های ذهنی که به محدودیت واقعی تبدیل می شوند.

نتیجه آزمایشات بر حیوانات به سادگی به ما نشان می‌دهند که چطور محدودیت‌های ذهنی تحمیل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می‌گذارد. آزمایشات انجام شده بر کَک، فیل و دلفین مثال خوبی هستند:

کک ها (خیلی خوب می پرند)

کک‌ها حیوانات کوچک جالبی هستند. آنها گاز می‌گیرند و خیلی خوب می‌پرند. آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر یک کک را در ظرفی قرار دهیم از آن بیرون می‌پرد. پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می‌گذاریم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. کک می‌پرد و سرش به در ظرف می‌خورد و پایین می‌افتد. دوباره می‌پرد و همان اتفاق می‌افتد! این کار را مدتی تکرار می‌کند. سر انجام در ظرف را بر می‌داریم و کک دوباره می‌پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدودیت فیزیکی رفع شده است ولی کک فکر می‌کند این محدودیت همچنان ادامه دارد!

فیل ها (بستن پای فیل ها)

فیل‌ها را می‌توان با محدودیت ذهنی کنترل کرد. پای فیل‌های سیرک را در مواقعی که نمایش نمی‌دهند می‌بندند. بچه فیل‌ها را با طناب‌های بلند و فیل‌های بزرگ را با طناب‌های کوتاه به نظر می‌آید که باید بر عکس باشد زیرا فیل‌های پرقدرت به سادگی می‌توانند میخ طناب‌ها را از زمین بیرون بکشند ولی این کار را نمی‌کنند. علت این است که آنها در بچگی طناب‌های بلند را کشیده‌اند و سعی کرده‌اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسلیم شده دست از این کار کشیده‌اند. از آن پس آنها تا انتهای طناب می‌روند و می‌ایستند آنها این محدودیت را پذیرفته‌اند.

دلفین ها ( سد شیشه ای) 

یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب قرار می‌گیرد. نوعی ماهی که غذای مورد علاقه دلفین است نیز در تانک ریخته می‌شود. دلفین به سرعت ماهی‌ها را می‌خورد. دلفین که گرسنه می‌شود تعدادی ماهی دیگر داخل تانک قرار می‌گیرند، ولی این بار ماهی ها در ظروف شیشه‌ای قرار دارند. دلفین به سمت آنها می‌آید ولی هر بار پس از برخورد با محافظ شیشه‌ای به عقب رانده می‌شود پس از مدتی دلفین از حمله دست می‌کشد و وجود ماهی‌ها را ندیده می‌گیرد. محافظ شیشه‌ای برداشته می‌شود و ماهی‌ها در داخل تانک به حرکت در می‌آیند. آیا می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد؟ دلفین از گرسنگی می‌میرد، غذای مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است او را از گرسنگی می‌کشد.

محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند.

از آنجا که نحوه عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است، ما می‌توانیم از این آزمایشات بفهمیم که ما هم محدودیت‌هایی را می‌پذیریم که واقعی نیستند. به ما می‌گویند یا ما به خود می‌گوییم نمی‌توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می‌شود. محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند و به همان محکمی! باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که “چه مقدار از آنچه ما واقعیت می‌پنداریم، واقعیت نیست بلکه پذیرش ماست؟!”

نوشته های مرتبط: 

خودت را بشناس و درآغوش بگیر  

مخاطب میهمان شماست ، او را  محترم بشماریم.

مخاطب میهمان شماست ، او را  محترم بشماریم.

   نگوییم بچه است، کوچولوست، نمی‌فهمد . نکند وقتی کودکی یا نوجوانی حرف می‌زند یا نوشته ای را نشان می‌دهد و یا به هر شکل یا گونه‌ای برای ما پیامی می دهد به وی بی‌توجهی کنیم . احترامش نگذاریم و تحقیرش نماییم. مطمئن باشیم ارتباطی اینگونه یعنی از دست دادن ، پریشان کردن و شکستن آن کودک و نوجوان ، باز خورد تحقیر آمیز به پیام یعنی فرستادن او به جمع و دامان افراد ناباب، یعنی واداشتن وی به رفاقتهای ناجور.

 و از آن طرف احترام گذاشتن ، توجه کردن و پیامش را خوب و فعال شنیدن که همان ارتباط مثبت است ، یعنی او را تقویت و تایید نمودن، یعنی احساس تنهایی را از او گرفتن ، و او را با خود همراه و یار ساختن ، یعنی کودک و نوجوان را با خویش رفیق و او را همچنان در دامان خود نگه داشتن است.

قبول کنیم که هرگاه رابطه‌ای قطع و گسسته می‌شود، رفیقی از ما جدا میگردد ، فرزندمان به ما پشت می‌کند . با ما بیگانه می‌شود و عاملش خود ماییم . این ما هستیم که با ارتباط منفی، با تحقیر ، با بی‌احترامی و به پیامها پاسخ نارسا دادن ، باعث قطع رابطه ما می‌شویم . بی‌خودی دیگران را متهم نکنیم .

جمعی در مسجد منتظر بودند تا با پیامبر اکرم (ص) نماز جماعت بخوانند ولی هر چه انتظار کشیدند خبری از پیامبر نشد.  کسی را سراغ ایشان فرستادند شخص مزبور رفت و در کمال تعجب دید که نبی مکرم داخل کوچه و روی خاکها با بچه‌های کوچک در حال بازی هستند. گفت که مردم منتظرند تا با شما نماز جماعت بخوانند. رسول رحمت می‌فرمایند : می دانم اما تا اینها راضی نشوند و رهایم نکنند نمی توانم بیایم. شخص خواست به زور بچه‌ها را از پیامبر جدا نماید ولی ایشان مانع شدند، بالاخره تا رضایت بچه‌ها حاصل نشد امین وحی همانجا ماندند .

   در نمازی پیامبر سجده‌ای را طولانی میخوانند، اصحاب بعد از نماز علت را سوال می‌کنند، می‌فرمایند : 

در مسجد بودم که حسن (ع) بر پشتم سوار شد. منتظر ماندم پایین بیاید لذا سجده طولانی شد. حضرت همیشه دست دختر کوچک خود زهرای مرضیه (س) را می‌بوسند و به ایشان می‌گویند دخترم من از تو بوی بهشت استشمام می‌نمایم. و یا حتما شنیده‌ایم که هیچکس نتوانست در سلام کردن به پیامبر اکرم (ص) پیشدستی نماید.

  پپامبر میهمان‌دوست و میهمان‌نواز بود و میهمان را راهنمای بهشت می‌دانست و می‌فرمود : هر خانه‌ای که میهمانی وارد آن نشود ، فرشتگان وارد آن خانه نمی‌شوند . هنگامی که کاروان فرستادگان نجاشی در مدینه به محضر رسول خدا وارد شدند، آن حضرت بر خاست و خودش به آنان خدمت کرد . همچنین نقل شده است که در یکی از جبهه‌های جنگ پیامبر مشغول نماز بود . گروهی مسافر از کنار اردوگاه آن حضرت عبور کردند و با اصحاب پیامبر ملاقات نموده ، احوال پیامبر را از آنان پرسیدند و به او سلام رساندند و سپس از آن جا گذشتند . رسول خدا بعد از نماز و آگاهی از ماجرا در حالی که خشمگین بود، به اصحاب اعتراض کرده فرمود : سوارانی به این‌جا       می‌آیند و سلام خود را به من می‌رسانند و جویای حال من می‌شوند ،  ولی شما آنان را به مهمانی دعوت  نمی‌کنید؟  

انصافا اگر ما فقط اندکی از این همه حرمت و تجلیل را نسبت به بچه‌ها ، بزرگان و مخاطبین داشته باشیم، چه خواهد شد؟ آیا دیگر بچه‌ها با ما بیگانه خواهند شد؟ و آدمها از ما دوری خواهند گزید؟  

شنیدم در شرکتی چندین مدیر عامل به دلیل اعتراض و اعتصاب کارگری جابجا شده بودند ، حتی کارگران یکی را به نحوی تحقیر‌کننده سوار بر فرقان از شرکت بیرون کرده بودند . مدیر جدید نفرات اصلی مخالفین و سران حرکتهای کارگری را  برای گفتگو به دفتر کارش دعوت نمود ، و از آنها درخواست کرد تا خواسته‌هایشان را مطرح نمایند . کارگران یکی یکی خواسته ها و نیازمندیهای کاریشان را مطرح نمودند .

در طول مدت این گفتگو مدیر عامل جدید بارها از آنها درخواست می‌کرد که نقطه نظر یا انتقادی را فراموش نکنند، هر آنچه در فکرشان است مطرح نمایند. او با خونسردی کامل به تمام صحبت‌های کارگران گوش داد. او شنونده خوبی برای آنها بود.

در پایان جلسه کارگران از اینکه برای اولین بار یک مدیر عامل بطور دوستانه به حرف‌های آنها گوش داده بود متعجب شده بودند. همین ارتباط دو‌طرفه مدیریت با آنها مانند آبی بر آتش ، خاموش‌کننده  اعتراض و اعتصابات کارگری بود.

 به همان اندازه که مشتری انتظار دارد بهبود و کارآیی بهتری در ارائه خدمات ببیند، کارکنان یک اداره هم حق دارند در مورد وضعیت کار اظهار نظر کنند.

از چیز‌های مهمی که ما آموخته‌ایم ، این است که ارتباط نزدیکی بین رضایت کارکنان و رضایت مشتری وجود دارد . چنانچه کارکنان شما از فقدان بعضی از نیازهای اصلی بطور مثال  دریافت پاداش  عادلانه و هماهنگ با میزان عملکرد کاری، و سایر نیازهایی که شما بهتر می دانید افسرده و ناراحت باشند، این افراد دیگر به مشتری توجهی نخواهند داشت.

امروز رفته بودم نان بگیرم که دیدم نانوایی بسته است و این جمله را روی یک کاغذ نوشته و چسبانده روی شیشه: 

درصورت بسته بودن، هر بسته ۳۰۰۰ تومان، از بالا بندازید داخل( منظور پولتان را از بتلای پنجره بندازید داخل مغازه) 

از پنجره بالایی مغازه ۳۰۰۰ تومان انداختم داخل و یک بسته نان برداشتم و احساس غرور کردم که در کنار چنین مردمی زندگی می کنم و با چنین فرهنگی بزرگ شده ام!  

 

 نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

تفاوت های تان را گنج بدانید.

تفاوت های تان را گنج بدانید.

با توجه به تفاوت ویژگی های زنان و مردان ، هیچوقت به فکر تغییر دادن یکدیگر نباشید .

بطور طبیعی بین زن و مرد اختلافاتی وجود دارد ، نگذارید این اختلافات عمق پیدا کند . باور ، اطمینان و احترام به همسرتان بدهید .

    اگر شما با همسرتان سبک ارتباطی مختلفی دارید ، اصلا تصادفی نیست . همیشه متضادها همدیگر را جذب می کنند . شما ممکن است بیشتر کلامی باشید . دوست دارید تعطیلات ، مهمانی ها ، فیلم ها یا حتی غذاهایی را که میل کرده اید را مو به مو شرح دهید ، اما همسرتان ممکن است کمتر کلامی باشد و با یک صفت یک کلمه ای مانند شاد ، شلوغ ، جالب یا خوشمزه ، موضوع را بیان کند .

شما ممکن است در روابط اجتماعی تان خیلی باز باشید و زندگی تان را نیز با دیگران در میان بگذارید ، اما ممکن است همسرتان خصوصی تر باشد و احساس کند که زندگی او ربطی به دیگران ندارد . شما ممکن است نخست حرف بزنید سپس فکر کنید .همسرتان ممکن است محتاط تر باشد و هر آن چه را که می خواهد بگوید ، نخست در ذهنش مرور کند .

شما ممکن است خیلی بلند و قدرتمند حرف بزنید ، اما همسرتان تمایل داشته باشد که آرام حرف بزند . این ها  فقط تفاوت در سبک است ، هیچ کدام درست یا غلط نیستند . خصوصیات همسرتان را با همان نور عاشقانه ای که نخست دیدید ببینید .

وقتی زوجی شروع به ارتباط با هم می کنند ، معمولا مشکلی در مکالمه آنها پیش نمی آید . در یک رابطه جدید هیچ یک از زوج ها توجهی ندارد که چه کسی مکالمه را شروع می کند و یا کدامیک بیشتر حرف می زند ، تنها چیزی که متوجه می شوند این است که چقدر با یک دیگر احساس راحتی می کنند یا چقدر احساس امنیت خاطر دارند . وقتی مطالبی را که قبلا به هیچ کس نگفته اید حالا با هم در میان می گذارید و حس می کنید یک عمر است که همدیگر را می شناخته اید.

هیچ دلیلی وجود ندارد که شما در زندگی مشترک تان چه یکساله باشد و چه ۳۰ ساله ، همان احساس را تجربه نکنید . فقط موضوع تیم بودن را به یاد داشته باشید ، راهتان درست می شود . شما به دلیل تفاوت های تان جذب شده بودید . او مشخصاتی داشته که شما نداشتید . با هم یکدیگر را متعادل می کنید . آیا می توانید تصور کنید که هر دوی شما کلامی باشید ؟ در این صورت برای نفس کشیدن هم با هم رقابت می کردید . از طرفی دیگر اگر هر دو ، تیپ ساکت بودید ، سکوت خانه شما را دیوانه می کرد . بی شمار دیده ام که یک زوج با سبک های ارتباطی متضاد ، تیمی عالی به وجود آورده اند . یکی احساساتی و دیگری آرام و بی تفاوت ، یکی نامرتب و بی خیال و دیگری وسواسی و منضبط   

   یک ترکیب برنده ، تیم هایی که به مرحله نهایی و جهانی می رسند همیشه یک چیز مشترک دارند : ترکیب خوب بازیکنان . مربی ها انتظار ندارند همه بازیکنان توانایی و عملکردی یکسان داشته باشند . مدیران تیم به سختی کار می کنند تا بتوانند بازیکن هایی را انتخاب کنند که ترکیب مهارت ها و توانایی های شان یک تیم برنده را بسازد . اگر تمام اعضای تیم کنار هم صف بگیرند ، هر بازیکن یک رشته مهارتهایی متفاوت نسبت به بازیکن کناری خود خواهد داشت . این ، ترکیب مهارتهای همه است که زندگی تان را برنده  می کند . شما و همسرتان نیز یک تیم هستید . برای این که زندگی تان به اوج برسد و همان جا هم بماند ، باید توانایی های متفاوت یکدیگر را که وارد زمین بازی می کنید بشناسید و برای شان ارزش قائل شوید . 

یکی از شگفتی های آفرینش ، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است . بیولوژیست ها و پژوهش گران ، پس از بررسی و تحقیق های متعدد ، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت ، به گونه ای متفاوت از یکدیگر عمل می کنند .  

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش  

تمرین ایجاد انگیزه با استفاده از فلسفه رنج و شادی در ساخت تصاویر ذهنی

 تمرین ایجاد انگیزه با استفاده از فلسفه رنج و شادی در ساخت تصاویر ذهنی

حالت اول: فلسفه شادی

خود را در حالتی تصور کنیم که هم اکنون به هدف خود رسیده اید و آرزو یا خواسته ما برآورده شده است . 

احساسات زیبایی را که پس از رسیدن به هدف نصیب تان می شود را بنویسید ؟

خودتان را در آینده تصور کنید ، سعی کنیم روزانه چند بار به این تصویر ذهنی با عشق ورزیدن به آن انرژی دهیم . حالا انرژی درونی ما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با خواسته ها و آرزوهای ما هماهنگ هستند .

   سعی کنیم از خواسته ها و آرزوهای کوچک و قابل دسترسی شروع کنیم تا کم کم قدرت جذب انرژی برای آرزوها و آرمان های بزرگتر در ما ایجاد شود .

   من علیرضا شجاعی در مدتی که مشغول یادداشت برداری و جمع آوری اطلاعات بودم ، همیشه رویای خدمت کردن به مردم را در سر پرورانده ام . چرا که یکی از راههای رستگاری خدمت کردن به بندگان خداست .

از طرفی انسان می بایست بتواند از تلاش،  زحمت و کوشش خود ، عایدی مادی برای لذت بردن از نعمتهای پروردگار کسب نماید یکی از هدفهای کوچک در راستای رویایی بزرگ گردآوری و نوشتن کتاب با موضوعات مرتبط با مهارت های زندگی بود. در راستای این هدف دو کتاب به نام های “موفقیت از من آغاز می گردد” و “اندیشه های ثروت آفرین” را نوشتم.

هدف گذاری که در ذهنم تصور می کردم این بود که، حتی اگر فقط یکنفر کتاب را مطالعه کند من به هدفم رسیده ام . یکنفر یعنی یک خانواده ، یک جمعیت و یک نسل . همه انسانهایی که در پنج قاره زندگی می کنند فرزندان خانواده آدم و هوا هستند . 

قابلیت دسترسی به هدف و رویا پردازی بوجود آورنده، شادی و نشاط ، انرژی و انگیزه ای برای ادامه حرکت است . هدف و رویای رسیدن به مقصد انگیزه ایست که مسافر را در مسیر راه کمک می کند که با گذر از خطرات و ریسکهای پیش روی خود به سوی هدف قدم به قدم گام بر دارد . 

لازمه خلق آینده این است که آن را در رویا ایجاد کنید و انجام دهید . اگر رویای شما بهبود یابد ، انجام آن نیز بهبود خواهد یافت . رویا پردازی مربوط به فعالیت قسمت چپ مغز ، به همین دلیل از آن غفلت می کنیم .

آیا رویا ها به واقعیت تبدیل می شوند . حتی رویاهای غیر ممکن ، اگر به رویاهای غیر ممکن فکر کنیم بیشتر احتمال دارد به حقیقت بپیوندد .

به سوالات زیر با بله ، خیر ، شاید پاسخ دهید .

     آیا باور کردن چیزهای غیر ممکن غیر عاقلانه است ؟

     آیا این کار احمقانه است ؟

     آیا واقعا این امکان وجود دارد که بدانیم چه چیزی غیر ممکن است ؟

آیا امکان دارد کسی در ماه راه برود ؟ آیا این غیر ممکن نبود ؟ ما نمی دانیم چه چیزی غیر ممکن است .  همانطور که دانستن بعضی چیزها غیر ممکن است ،  دانستن اینکه آنها کدام هستند نیز غیر ممکن است . هدف گذاری نوعی تمرین رویا پردازی است .

 

حالت دوم: فلسفه رنج 

خود را در حالتی تصور کنیم که به هدف خود نرسیده ایم و آرزو یا خواسته ما در آینده برآورده نشده است . 

برای رسیدن به این هدف چه سختی هایی را باید متحمل شوید؟ اگر اینکار را انجام ندهید، در آینده چه رنجی را باید متحمل شوید ؟

با انجام ندادن این کار چه لذتی می بری؟

توضیحاتی را که برای دو حالت فلسفه رنج و شادی نوشته اید را هر روز بعد از خواب و هر شب قبل از خواب مطالعه کنید .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی خودت را بشناس و در آغوش بگیر 

مـرا همـانگـونه کـه هستـم دوسـت داشتـه بـاش!

مـرا همـانگـونه کـه هستـم دوسـت داشتـه بـاش!

مردی به پدر همسرش گفت: عده زیادی شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می‌کنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟

پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهی‌هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده، همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطر کوتاهی‌ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند!!


یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید، عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردن روابط مان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟
همسرش می‌گوید، حتماً!
زن توضیح می‌دهد، «این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم.
چیزهایی که اذیتمان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»
شوهر لبخند زده می‌گوید، «موافقم!»
آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.
روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت، «شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟»
مرد گفت، «شروع کن.»
زن سه ورق درآورد. لیست بلند بالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. «عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی…» و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی درمورد همسرش که او را اذیت می‌کرد تشکیل شده بود، ادامه داد.
مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است. زن متوجه این قضیه شد و پرسید، «دوست داری ادامه بدم؟»
مرد گفت، «اشکالی ندارد، ادامه بده، می‌تونم تحمل کنم.»
زن به خواندن ادامه داد.
آخر کار زن گفت، «خوب تمام شد. حالا تو شروع کن.»

مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت، «دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم، حتی یک چیز به ذهنم نرسید.»
بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد. بعد ادامه داد، «چون به نظر من تو در نقص‌هایت کاملاً بی‌نقصی. من تو را آنطور که هستی قبول کرده‌ام، با همه نقاط مثبت و منفی که داری. من کل این مجموعه را دوست دارم. تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی و من واقعاً عاشقتم.»

زن ناراحت شد. سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.

ما به این دلیل دوست داریم آدمها را تغییر دهیم، که دوستشان داریم. اما گاهی‌اوقات، انگیزه‌های ما خالص نیستند. گاهی وقت‌ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم. از اینکه دیگران درمورد فرزندان، همسر، خواهر و برادرها و والدینمان چه می‌گویند، خجالت می‌کشیم.

یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدمها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم. ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران است؛ وقتی غذایتان را سفارش می‌دهید، می‌فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یکدفعه از چیزی که سفارش داده بودید، پشیمان می‌شوید. این میل به  مقایسه کردن، مایه بدبختی‌ بسیاری از زندگی‌های زناشویی است.

اگر همیشه هیکل همسرتان را با جنیفرلوپز مقایسه کنید، مطمئناً او قادر به رقابت با آن نخواهد بود. یا اگر درآمد شوهرتان را با بیل‌گیتس مقایسه کنید، او هم توان رقابت نخواهد داشت. خیلی وقت‌ها، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می‌کنیم که اصلاً وجود ندارد. مثلاً درمورد یک ستاره هالیوودی خیالپردازی می‌کنیم که اصلاً واقعی نیست. چون همه نقص‌ها و عیب و ایرادهای آنها با فتوشاپ از بین می‌رود.

قبل از اینکه ازدواج کنید، برای ارزیابی همسر آینده‌تان باید خیلی دقیق باشید. همه چیز را بررسی کنید. ارزش‌ها، پیشینه، اولویت‌ها، واکنش‌ها، اعتقادات، همه چیز. اما وقتی ازدواج کردید، دیگر دست از ارزیابی کردن
بردارید، از انتقاد کردن دست بکشید. دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است. باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید. از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می‌خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند. یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می‌کند.

وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید، یک معجزه اتفاق می‌افتد:
 فرد مقابل یاد می‌گیرد خود را بپذیرد و درنتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییرها شروع می‌شود.
چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ ممکن است یک چیزرا هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید. مثلاً تلفن‌همراهتان.

چرا دوستش دارید؟ چون هر زمان که خواستید می‌توانید به کسانیکه در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید، مثل وقت‌هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده‌اید، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر.

چرا ممکن است دوستش نداشته باشید؟ برای اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند، حتی وقت‌هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید.
خنده‌دار است اما درمورد روابط هم همینطور است.
چرا عاشق شدید؟ شوکه نشوید، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید، سال‌های بعد روی اعصابتان خواهد بود. شوخی نمی‌کنیم. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش‌مشرب و بشاش به نظر می‌رسید، سال‌های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد.

اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت، قوی و جدی بود، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه‌اش کنید.

اگر بخاطر زیبایی بی‌نظیرش عاشق همسرتان شدید، امروز وقتی مجبور می‌شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود،  دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید.

یادتان باشد، هر نقطه قوتی یک ضعف دارد. باز هم نکته‌مان را تکرار می‌کنیم: اگر می‌خواهید ازدواجی شاد و آرام داشته باشید، باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و شروع به تحسین کردنش کنید.
اینکه باید از اصلاح کردن همسرتان دست بردارید دو دلیل دارد:
اول اینکه نمی توانید.
دوم اینکه آدمها مثل خانه‌های قدیمی می‌مانند. اگر یک جای آنها درست شود، یک چیز دیگر در آنها خراب می‌شود.
یادتان باشد، هیچوقت نمی‌توانید کسی را درست کنید چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است. هیچوقت از بیرون نمی‌توان به آن اجبار کرد. باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید. باید به آنها آموزش دهید. اما نباید
اجبار کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازایابی و فروش 

معجزه شکرگزاری

 معجزه شکرگزاری

شما قبل از غذا خوردن دعا می کنید . بسیار خوب است . اما من ، قبل از هر کنسرت و هر اپرا دعا می کنم ، قبل از هر نمایش و پانتومیم دعا می کنم ، قبل از آن که کتابی را بگشایم دعا می کنم ، قبل از طراحی ، نقاشی ، شنا ، شمشیربازی، مشت زنی ، پیاده روی ،بازی و ورزش دعا می کنم . من قبل از آن که قلم را در مرکب فرو کنم ،دعا می کنم .

جی کی چسترتون (۱۹۳۶ – ۱۸۷۴) نویسنده

همه ما می خواهیم درانجام دادن همه ی کارها ، با پیامدهای خوب و خوشایند رو به رو شویم .گیلبرت کیت چسترتون نویسنده ، با سپاس گزاری کردن از خداوند قبل از انجام هرکاری ، در واقع دستیابی به پیامد مناسب و دلخواهش را تضمین می کند .

بی تردید، در بسیاری از موقعیت ها با خودتان چنین اندیشه ای داشته اید . : امیدوارم این ماجرات به خوبی پیش رود  یا امیدوارم این کار خوب از آب در آید یا امیدوارم دراین باره شانس بیاورم . همه ی این اندیشه ها در واقع امیدداشتن به رو به رو شدن با پیامدهای خوب و خوشایند را در موقعیتی نشان می دهند .

اگر می خواهید درباره ی هرکاری که انجام می دهید ، با پیامدهایی خوب و با شکوه رو به رو شوید ، پس باید قانونی را به کار ببرید که این پیامدها را مدیریت می کند و این قانون نیز همان قانون جذب است. به بیان دیگر ، شما باید اندیشه ها و احساساتتان را برای جذب کردن پیامدهایی باشکوه به سوی خودتان به کار ببرید. سپاس گزاری کردن از خداوند به دلیل دستیابی به پیامدهایی باشکوه در واقع یکی از ساده ترین شیوه ها برای انجام دادن این کار است .

پس برای تمرین پیامدهای باشکوه ، قبل از انجام دادن هر کاری که می خواهید به خوبی پیش برود ، ازخداوند سپاس گزاری کنید . می توانید از قبل به دلیل پیامدهای با شکوه جلسه ای کاری ، مصاحبه ای شغلی یا امتحانی ویژه از خداوند سپاس گزاری کنید . می توانید از قبل به دلیل پیامد با شکوه مسابقه ای ورزشی ، ارتباطی تلفنی ، دیداری دوستانه یا رویارویی با مادر شوهر یا مادر زن تان از خداوند سپاس گزاری کنید .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط با خالق زیبایی ها

تمرین ساختن تابلوی آرزوها

 تمرین ساختن تابلوی آرزوها

برای فعال کردن این سیستم باید خودمان را متعهد کنیم که می خواهیم زندگی متفاوتی داشته باشیم و دست از منفی اندیشی و مقصر دانستن دیگران برای زندگی خودمان جداً خودداری کنیم.

باید تلاش کنیم که  وارد هیچگونه بحث منفی نشویم  و به ناخواسته هایمان فکر نکنیم چون حتی گوش دادن به افراد منفی و تمرکز روی ناخواسته ها هم باعث می شود که این سیستم قدرتمند مغزی کار خود را انجام دهد و ناخواسته های بیشتری را به سمت ما جذب کند.

تابلوی آرزوها یکی از ابزار فعال سازی سیستم  RAS

یکی از کارهایی بسیار مهمی که برای فعالسازی سیستم  RAS  مغزی ساخت تابلوی آرزوهاست .

قدم اول این است که  خودمان را باور کنیم. بعد از اینکه خودباوری را در خودمان تقویت کردیم و متوجه شدیم که خلق زندگی دلخواه خودمان امکان دارد. باید لیستی از اهداف و آرزوهای خودمان را در زمینه های مختلف زندگی ( خانوادگی، سلامتی، مالی، فردی، اجتماعی، معنوی ) شناسایی کنیم و تصاویر متناسب با آنها را از اینترنت و یا منابع دیگر پیدا کنیم و یک تابلوی زیبا که حس بسیار خوبی به ما بدهد را برای خودمان بسازیم. 

هر روز به این تابلو نگاه کنیم و خودمان را تصور کنیم که به تمام خواسته های خود رسیده ایم. این حس خوشحالی به ما کمک می کند که انگیزه و انرژی بالایی کسب کنیم و خودمان را در رسیدن به اهدافی که برای خودمان تعیین کرده ایم تواناتر ببینیم.

نکته مهم در تابلوی آرزوها این است که هر روز به آن نگاه کنیم و آن حس خوب را در خودمان ایجاد کنیم باید این

قدر این کار را تکرار کنیم که این حس خوب ما را به عمل وا دارد  .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی خودت را بشناس و در آغوش بگیر

سیستم  R.A.S  مغز چیست؟

سیستم  R.A.S  مغز چیست؟  

Reticular Activating System

آیا برای تان سئوال نشده که چرا وقتی هدف خاصی را برای خودتان تعریف کرده اید هر کجا که می روید افراد در مورد آن صحبت می کنند؟

آیا می دانید چرا وقتی که یک ماشین را خریداری می کنیم و بعد از آن به خیابان می رویم همیشه ماشین هایی از نوع و رنگ ماشین خود را می بینیم؟

و یا مثلا اگر شما یک کفش  بخرید, پس از آن وقتی به خیابان می روید دائما کفش هایی از نوع و رنگ کفش  خود را می بینید , گویی کفشهایی از نوع کفش شما در پای مردم  بیشتر شده اند درحالیکه  که این طور نیست فقط سیستم قدرتمند فعال کننده مشبک یا RAS در مغز شما کفش های هم شکل را از بین کفش های مردم انتخاب می کند  و به ذهن و مغز شما وارد می کند.

وظیفه  RAS نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات از دنیای اطراف و نتایج کارهای شما است, با توجه به چیزی که شما می خواهید, یعنی نوعی فیلتر کردن اطلاعات که به مغز شما وارد می شوند.

در این مقاله اطلاعات بسیار ارزشمندی را در زمینه مغز انسان و سیستم RAS  آن را با شما، همراهان گرامی به اشتراک خواهیم گذاشت.

مغز انسان توانایی های شگفت انگیزی دارد. بیشتر انسان های موفق به این توانایی ها پی برده اند و از آنها برای دستیابی به اهداف خودشان استفاده می کنند. تعدادی از انسانها هم به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه از وجود آن مطلع باشند از آن استفاده می کنند.

یکی از این تواناییهای جالب و قابل توجه در مغز انسان سیستم فعال کننده مشبک یا RAS در مغز است.

این سیستم باعث می شود که ما، تنها چیزهایی را ببینیم که اکثر اوقات به آن می اندیشیم و یا به ذهنمان وارد می کنیم.

می گویند در هر ثانیه میلیون ها (به طور تقریبی ۴ میلیون ) ورودی به مغز ما وارد می شود و اگر ضمیر خودآگاه بخواهد به این همه ورودی توجه کند که امکان پذیر نیست و منفجر می شود. بخاطر همین ذهن ما (ضمیر ناخودآگاه) یا این سیستم می گوید این همه را نبین و آنهایی که برای شما مهم هستند را ببین.    

وظیفه RAS  مغز فیلتر کردن اطلاعات خاص از بین اطلاعاتی است که به ما می رسند. اطلاعاتی که اکثر اوقات به آنها فکر می کنیم.

مثلاً اگر اکثر اوقات به اهدافمان و به رویاهایمان فکر می کنیم ذهن ما افراد، شرایط، منابع و امکانات لازم برای رسیدن به آنها را به ما نشان می دهد و بالعکس وقتی تمرکز ما روی چیزهای ناخوشایند و منفی متمرکز شود ذهن ما موارد منفی بیشتری را به سوی ما جذب می کند.

به عنوان یک تمرین، بروید داخل یک اتاق و به هر چیزی که به رنگ قرمز هستند توجه کنید تا وقتی از اتاق خارج می شوید، بتوانید آنها را از حفظ بگویید.

حال اگر پس از بیرون آمدن از اتاق یکنفر بگوید چیزهای آبی را بگو، نمی توانید چرا؟ شما چیزهای آبی را نیز دیده اید ولی توجه شما و یا سیستم فیلترینگ شما بر روی رنگ قرمز متمرکز بوده است. شما همه را دیده اید ولی به مغزتان دستور داده اید روی قرمزها توجه و تمرکز کند.   

چند مثال دیگر:

شما رفتید دانشگاه نمره امتحانی خودتان را که بر روی دیوار فهرست نمرات کلاس نصب شده است را ببینید. اسامی همه همکلاسی ها را دیده اید ولی مغز شما بر روی اسم خودتان توجه و تمرکز داشته است، حال اگر یکی از دوستان تان بگوید من چند شده بودم، می گویید نمی دانم، ندیدیم.

وقتی در جمعی یکنفر اسم شما را صدا می زند، سریع بر می گردید نگاهش می کنید. ممکن است صدها اسم یا صدای دیگر را بشنوید ولی مغزتان توجه و تمرکزش بر آنچه برایش مهم تعریف شده، اسم خودتان است.       

وقتی یک نفر در کودکی تحقیر شده باشد و به اصطلاح عقده ای در ذهن و دلش داشته باشد، وقتی در جمع می رود توجه و تمرکز فکریش روی رفتار دیگران است که برداشت ذهنی اش یعنی دیگران در حال تحقیر کردن من هستند.

حال اگر توجه و تمرکز بر روی آنچه می خواهید تمام نشانه ها و رفتار را با در نظر گرفتن اهداف و در جهت و راستای رسیدن به اهدافتان تفسیر و معنی می کنید وبعد آن را جذب خودتان می کنید.

این سیستم را مثل یک توری در نظر بگیرید که یکسری چیزها از آن رد می شود و یکسری چیزها رد نمی شوند. و یا مثل تنظیم کردن بادبان های کشتی در نظر بگیرید که از بین میلیون ها جهت و مسیر وزیدن باد، حرکت کشتی را به سمت مسیر و هدفی که شما می خواهدی هدایت می کنند.  

هدفگذاری و توجه به اهداف بسیار اهمیت دارد. نوع نگرش ما و طرز تفکرمان به طرز عجیبی نتایج ما را در زندگی رقم می زنند و می توان گفت که زندگی ما به انتخابهای خودمان بستگی دارد. اگر برای خودمان اهدافی داشته باشیم و خودمان را ملزم کنیم که به این اهداف دست بیابیم    RAS مغز ما را یاری می کند که روی آنها تمرکز کرده، آنها را جذب کرده و به دست بیاوریم.

شما باید اهدافتان و توجه تان را کاری کنید که مغزتان روی آنها مثل رادار قفل کند. این نکته اصلی قانون جذب است.

مغز ما کارکرد ظریفی دارد و دقیقاً مثل یک کامپیوتر عمل می کند. اگر ذهن خود رابرنامه ریزی نکنیم تلاش می کند که خودش کار کند و تصمیم گیری کند.

همه ما می دانیم که وظیفه اصلی مغز حفظ حالت موجود است و مغز ما به خودی خود تمایلی ندارد که انرژی مصرف کند و نتایج قابل قبولی برای ما خلق کند مگر اینکه آن را از قبل برنامه ریزی کرده باشیم.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

شناسایی تفاوت ویژگی های زنان و مردان

 شناسایی تفاوت ویژگی های زنان و مردان

۱ – زنان تشریفات را دوست دارند .

مردان کمتر تشریفاتی هستند .

۲ – زنان رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیش تری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند . وقتی ارتباط برقرار میکنند و می خواهند با افرادی رفت و آمد داشته باشند ، هدفشان فقط ارتباط برقرار کردن است.

مردان هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش بیش تر تمایل نشان داده و استعداد بیش تری برای ارائه ی دلیل و منطق دارند . مردان در ارتباطات به دنبال اهدافشان هستند .

۳ – احساس موفقیت در زنان ، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند .

مردان زمانی خود را موفق و با ارزش می دانند که به هدف های شان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند .

۴ – در جریان زندگی ، زنان بیش تر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند .

مردان بیش تر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند .

۵ – زنان اهل کلامند و به گفت و گو علاقمندند و با بیان مسائل از فشار ناراحتی خود می کاهند .

مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسائل خود می پردازند .

۶ – زنان شنونده خوبی هستند .

مردان شنونده خوبی نیستند .

۷ – بدون درخواست کمک ، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می باشد . 

در نظر یک مرد ، پیشنهاد کمک به او به منزله ی این است که قدرت انجام کاری را که به عهده گرفته است ندارد ، و او از این پیشنهاد آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید . 

۸ – برای بیش تر زنان ، گفت و گو و هم دلی وسیله ی ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط بر قرار کند .

برای بیش تر آقایان ، گفت و گو ، وسیله ی ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید . مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند .

۹ – زنان بیش تر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق خود را انتخاب می کنند .

مردان بیش تر از راه چشم (دیدن) عاشق می شوند .

۱۰ – میل جنسی در زنان کم تر از مردان است ، زنان قلب مردان را می خواهند .

میل جنسی در مردان بیش تر است ، مردان جسم زن را می خواهند .

 

۱۱ – زنان جزیی نگر هستند ، ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا ، علائم ظاهری ، حالت ها و تغییر های چهره شده و از این طریق به علایق ، اندیشه ها و روحیه طرف مقابل به خوبی پی می برند و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند .

مردان کلی نگر هستند و به جزئیات زیاد توجه نمی کنند ، لذا تمایل ، احساس ها و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند . خانم آرایش کرده ، دکور منزل را عوض کرده و … ولی آقا به این مسائل بی توجه است . دوست دارند با یک نگاه کلی هدفشان را به دست آورند ، جوراب من کجاست .

۱۲ – زنان سعی دارند فرزندان شان ، همواره راضی و راحت باشند .

مردان ، فرزندان شان را برای استقلال ، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند .

۱۳ – در چهره زنان ، هنگام گفت و گو حالت های ترس ، خشم ، تعجب ، آرامش ، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است . احساسات به راحتی از چهره مشخص می باشد .  

مردان در هنگام گوش دادن ، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییر های زیادی نمی شود .

۱۴ – در صحنه ی زندگی اجتماعی ، زنان بیش تر تساوی طلب هستند و هم دردی ، هم دلی و ملاطفت بیش تری از خود بروز می دهند .

در صحنه ی زندگی اجتماعی ، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود بیش تر تلاش می کنند . مردان بیش تر از زنان پرخاشگر و تهاجمی هستند

۱۵ – مسائل مالی و ثروت از نظر زنان ، ایستا و غیر دینامیک هستند . زنان با محافظه کاری در حفظ و نگه داری آن می کوشند و نسبت به مردان کم تر ریسک می کنند .

مسائل مالی و ثروت از نظر مردان ، دینامیک و غیر ایستا هستند . مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیش تر ، تلاش می کنند . و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیش تر ریسک می کنند .

۱۶ – خانم ها می توانند همزمان چند کار را انجام دهند . وقتی مغز خانم ها را باز کنید پر است از سیم های ارتباطی، سیم های ارتباطی بچه به کار ، کار تربیت کودک ، کار آشپزی، … خانم ها به یک چیز هیچی نمی توانند فکر کنند، چه برسد به هیچی 

آقایان تک کاری هستند و نمی توانند چند کار را باهم انجام دهند . وقتی مغز مردها را باز کنید پر جعبه است و برای هر کاری باید جعبه همان کار را از فایل فکرشان بیرون بکشند، جعبه کار ، جعبه تلویزیون دیدن ، جعبه بازی ، … البته یک جعبه هم دارند به نام جعبه هیچی که خانم ها شدیدا با این جعبه مشکل دارند .یعنی در زمان هایی هیچ کاری نمی کنند و به هیچی فکر می کنند. علی داری چه کار می کنی ؟ در پاسخ هیچی ، یعنی چه هیچی، دو تا مرد در مطب کنار هم ساعت ها نشسته اند و هیچکاری نمی کنند و به هیچی هم فکر می کنند .

اجازه بدهید در این ارتباط حکایتی را بیان کنم.  

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:”من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم ” مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد وکتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت .

سپس دندان هایش را مسواک زد.

باباگفت: “فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی” و مامان گفت:” درست شنیدی دارم میرم.”

سپس چراغ حیاط را روشن کرد و درها را بست.

پس از آن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها را خاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را در سبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیدار بود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد، جا کفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست.

درهمان موقع بابا تلویزیون را خاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت من میرم بخوابم” و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!

۱۷ – برای زنان تحمل رنج بدنی راحت تر از رنج روحی دارند .

مردان در مقابل رنج روحی مقاوم ترند و در تحمل رنج بدنی بخصوص در هنگام بیماری  ضعیف تر هستند . 

۱۸ – زنان انعطاف پذیر ترند.

مردان غیر قابل نفوذ

۱۹ – در جوانی مهربان و در پیری خشن.

در جوانی خشن و در پیری مهربان می شوند ، افسردگی مردان در جوانی بیشتر است .

۲۰ – اولین مرحله در یک رابطه زناشویی موفق ایجاد حس برانگیختگی است . این حس در زنان بسیار پیچیده است و به راحتی به وجود نمی آید . بر خلاف مردان ایجاد حس برانگیختگی به یک رابطه خوب عاطفی باهمسر نیاز دارد و بدون آن این حس هرگز برانگیخته نخواهد شد . یا اگر ایجاد شود هم به ارضای جنسی منتهی نمی شود یاخیلی زود ازبین می رود .

حس برانگیختگی در مردان آسان و ازراه های متعددی ایجاد می شود .

۲۱ – زنان برای رسیدن به ارضای جنسی به زمان طولانی تری (معمولا ۱۰ دقیقه یا بیشتر) نیاز دارند . زنان برای رسیدن به ارگاسم به محرک های دیگری نیز نیازمندند . یعنی اگر تمام شرایط مهیا باشد . برای رسیدن به ارضای جنسی در یک زن حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که این زمان می تواند در افراد مختلف متغیر باشد.

مردان گاهی در عرض چند ثانیه یا حداکثر چند دقیقه به ارضای جنسی (انزال) می رسند .

۲۲ – زنان در ارتباط موقعی حس خوبی خواهند داشت که به آنها توجه شده باشد،  نیازمند توجه هستند .(چه لباس قشنگی ، خریدن هدیه در تاریخ تولید ، تاریخ ازدواج و سایر مناسبت ها، ارسال پیامک ) درگیری بین عروس و مادرش شوهر بخاطر همین تغییر توجه پسر است، قبلا پسر توجه اش به مادرش بود و حالا به همسرش ، مهمانی می روید بعد از مهمانی بهانه ها شروع می شود چرا که در طول مهمانی توجه شما به همسرتان کم شده است.

مردها در ارتباط موقعی حس خوبی خواهند داشت که به آنها احساس اقتدار، قدرتمند بودن و اعتماد داشتن داده شده باشد. حس  می توانی ، حس بلدی ، حس اینکه تو عقل کلی ، زن تلفن همراه همسرش را چک می کند و می گوید این شماره خانم کی ؟ یعنی به حس اعتماد داشتن مرد حمله می کند .  

خانم ها باید اقتدار مرد را حفظ کنند ، مطیع مرد باشید تا شما را بپرستد ، کدام خانم ها بیشتر اقتدار مرد را می شکنند:

خانم هایی که تحصیلات بیشتری نسبت به مرد دارند . 

خانم هایی که سن شان بیشتر از همسرشان است و میخواهند رفتاری مادرانه داشته باشند ، زود بیایی، نان بخری ، با دوستات صحبت نکنی و….  

خانم هایی که استقلال مالی دارند.

نمونه  رفتاری که احساس اقتدار و قدرت مرد شکسته می شود.  اشتباه مرد را دائما به رخ او کشیدن،  با تصمیمات مرد مخالفت و یا مسخره کردن

۲۳ – زن ها فرمت ذهنی شان روی تکرار صورت مسئله است ، زن می گوید کمرم درد می کند . زن با ذهن و نیاز جلب توجه این پیام رامی دهد .

مردها فرمت ذهنی شان روی حل مسئله است. در زمانی که زن  می گوید کمرم درد می کند ، مرد سریعا می گوید برو دکتر، در صورتی که برای نشان دادن جلب توجه زن باید بگوید چرا درد می کند ، خسته نباشید ،…

۲۴ – زنان نیاز به حرف زدن و صحبت کردن دارند.

مردها دوست دارند مرموز باشند، میوه ها را چند خریدی؟ مرد دوست ندارد بگوید کجا و چند خریده است ،اگر نپرسید خودش بعد از مدتی می گوید چند و کجا خریده است .

مردها برای جمع بندی اطلاعات و نتیجه گیری نیازمند سکوت هستند . اگر طرف مقابل سکوت کرده، رهایش کنید اجازه دهید اطلاعات و عملکردش را مرور کند.

برای نمونه:

 مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس
 زن:چی شده؟

مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!

مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه

زن اما “می فهمه”مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست

تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه

“می خواست تنها باشه”

…………………………………………………………………….

مرد از راه می رسه، زن ناراحت و عبوسه

مرد:چی شده؟

زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش

زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه

مرد اما باز هم “نمی فهمه”زن دروغ میگه.

 تلفن زنگ می زنه

دوست مرد پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره )

مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!

زن داغون می شه

“نمی خواست تنها باشه”

۲۵ – حس تملک ، ویژگی منحصر به فرد خانم ها

زن تملک پذیر است ، عشق ورز است و  شوهرش را برای خودش می خواهد ، اگر گاهی پرسش می کند کجا بودی ، با چه کسی بودی و … خیلی نگران نباشید، باید برنامه های شما برای او شفاف باشد ، اطلاعات را به او برسانید. مخفی کاری نداشته باشید . البته پرسش کردن هم باید حدی داشته باشد ، پرسش زیاد باعث بدبینی شده و در نهایت جدایی .

مرد تنوع طلب است ، عشق باز است و میتواند چند زن داشته باشد.   

نمونه مواردی که حس تملک زن شکسته می شود .

صحبت و حتی شوخی در مورد ازدواج مجدد، عقد، صیغه  

نشان دادن پیامک یا نامه ای  که  دانشجو یا خانمی فرستاده است ، نامه ای که کمی عاشقانه نوشته شده است میخواهد خانم بخواند تا کمی حواسش را جمع کند . مرد می خواهد به همسرش نشان دهد که علاقه مند دارد و…   

صحبت در مورد دوست دخترهای قبل از ازدواج

از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان به نکات زیر توجه داشت و نتایج خوبی را به دست آورد :

الف – در قیاس بین ویژ گی های زنان و مردان ، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان از خصوصیات زنان بهتر است و یا بر عکس . زنان و مردان مکمل یکدیگر هستند . ویژگی های مردان کمبودهای زنان و ویژگی های زنان کمبودهای مردان را تکمیل می کند . بنابر این اگر با یکدیگر هماهنگ شوند ، در بسیاری از موارد مسائل و مشکل ها منطقی تر ، عاقلانه تر و اصولی تر بر طرف می گردند .

ب – وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آن را بپذیرند ، ارتباط قوی  و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند . بنابر این آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیش تر و تنش کم تر، موثر می باشد .

ج – یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی ، عذاب آور ، دردناک و جان فرسا بین زن ها و شوهر ها ، این است که مردان زنان را با ویژگی های خود ارزیابی می کنند و زنان مردان را با مقیاس خود می سنجند . سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر ، همان قدر صحیح است که مردان و زنان ، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند . چنین سنجش هایی به طور معمول ، حس تحقیر یا برتری کاذب را به دنبال دارد .

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش