چاکرا چیست؟

چاکرا چیست؟

بدن ما از چندین مرکز انرژی به نام چاکرا تشکیل شده است. چاکرا کلمه ای سانسکریت و به معنای چرخ است. چاکراها مدام در حال چرخش هستند که به آنها نیروی حیات هم می گویند. چاکراها انرژی را دریافت، تغییر داده و انتقال می دهند. در واقع چاکراها دروازه عبور انرژی حیاتی از بدن فیزیکی ما هستند.

جریان آب توی نهر مثل جریان انرژی داخل بدنه، شبیه چند تا حوض که آب داخلش می چرخد،  این حوض ها مثل چاکراهای ما هستند.

اگر چیزی در مسیر چرخش نباشد، آب در این حوض ها و نهرهای بین آنها پاک و زلال جریان پیدا می کند. اما زندگی دنیوی آشفته است و چیزهایی داخل این حوض ها می افتد و بعد آب در نهرها بخوبی جریان پیدا نمی کند.

باز کردن چاکراها به زبان ساده

ابتدا باید تعادل خودت را بدست بیاوری، قبل از اینکه تعادل را به این دنیا بتوانی عرضه کنی

بازکردن چاکراها به زبان ساده یعنی راه های بین حوض ها را باز کنیم تا آب به جریان طبیعی خود ادامه دهد. هر حوض انرژی، هدفی دارد و می تواند با یک جور آلودگی احساسی آلوده شود.
چاکراهای زیادی وجود دارند که هفت تا از آنها اصلی و بقیه فرعی هستند.

 چاکراهای اصلی، اعضای حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می کنند و به آنها انرژی می دهند.  

به نظر می رسد هر چاکرا نام و رنگ به خصوصی دارد که به طور مارپیچ از مرکز آن به سمت بیرون در حرکت است و به یکی از رنگ های رنگین کمان مربوط می شود.

هفت چاکرا که از پایین به بالای بدن قرار دارند، به ترتیب:

 
چاکرای ریشه یا بیسیک:

در پایین ستون فقرات قرار دارد، رنگش قرمز است و به بقا ربط دارد.

این چاکرا انرژی حیات را تشکیل می دهد و فرد را سفت و محکم بر زمین نگه می دارد. از طریق این چاکرا احساس شادابی و انرژی می کنید. این چاکرا بر حس بویایی و قسمت های محکم بدن مانند دندان ها و استخوان ها و ناخن ها نظارت دارد.
 آلودگی احساسی آن ترس است.

از چه چیزی بیشتر از همه می ترسی؟ خیانت، تاریکی ، ….. چرا؟ چون ما نگران بقای خود هستیم. باید همه ترس ها را رها کنیم.

 

 چاکرای خارجی چاکرای جنسی:

 در پشت و تقریبا پنج سانتیمتری زیر ناف قرار دارد و رنگ آن نارنجی است. چاکرایی که به لذت مربوط می شود و با گناه مسدود می شود.

سلامت این چاکرا شما را خوشبین و امیدوار می کند و باعث می شود به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنید.
 به گناهایی که روی ذهنت سنگینی می کند نگاه کن چرا خودتان را سرزنش می کنید. واقعیت را باید قبول کنید که این چیزها اتفاق افتاده است و دیگر نباید اجازه داد که انرژی ما را تیره و مسموم کنند.

اگر می خواهید انرژی مثبتی به این دنیا بدهیم، باید خودمان را ببخشیم.   

 

 چاکرای خورشیدی: 

چهار انگشت بالاتر از ناف است که توی شکم قرار دارد. به آن گوهر ناف می گویند و رنگش زرد است.

چاکرایی که به اراده ربط دارد و با شرم مسدود می شود. این چاکرا به عزت نفس و درک و فهم شخصی مربوط می شود. در سطوح احساسی ایجاد خوش بینی و خلاقیت می کند.
 علائم فیزیکی عدم توازن: انرژی ندارید. همیشه خسته هستید. ممکن است به مشکلات کبدی و دردهای مفصلی دچار شوید.
فکر کنید از چه خجالت می کشید؟ یا بیشترین ناامیدی از خودتان از چیست؟ 

 

 چاکرای قلب: 

در مرکز سینه و در امتداد قلب قرار دارد و رنگ آن سبز است ، چاکرایی که به عشق ربط دارد و با غم مسدود می شود.

این چاکرا به عشق ورزیدن و محبوب شدن و ارتباط برقرار کردن مربوط می شود.
 علائم فیزیکی عدم توازن: فشار خون بالا، مشکلات تنفسی و قلبی، شانه درد، نفس تنگی و درد سینه.
همه اندوهات را بزار جلوت، شاید تا بحال احساس کمبود و اندوه زیادی داشته ای، اما عشق شکلی از انرژی است و دور ما می چرخد . شکست عشقی نوعی انرژی است که هنوز توی قلبت قرارداد. اجازه دهید این درد از شما دور شود. 

 اگر ارتباطی به نفع شما نیست آن را تمام کنید. سعی کنید بر خودتان مسلط شده و با خودتان دوست و رفیق باشید.

 

 چاکرای گلو:

در سطح گلو قرار گرفته است و رنگ آن آبی است.چاکرایی که با صدا در ارتباط است. نقش مهمی در انتقال افکار و عقاید دارد و با حقیقت باز و با دروغ مسدود می شود.

چاکرای سالم گلو: از ابراز حقیقت ترسی ندارید. دوست دارید به حرف های دیگران گوش دهید و نظرات دیگران را قبول کنید.
پرکاری چاکرا: اصلا حرف گوش نمی کنید؛ چرا که مدام در حال حرف زدن هستید. با صدای خودتان تمام صداهای دیگر را خفه می کنید.
کم کاری چاکرا: از حقیقت گریزان هستید. در مواقعی که لازم باشد حرف دلتان را نمی زنید. خجالتی هستید و نمی توانید خودتان را مطرح کنید.
 دروغ هایی که ما به خودمان گفته ایم. هیچوقت نمی توانیم در مورد طبیعت خودمان دروغ بگوییم باید قبول کنیم که کی هستیم. با اعتماد به نفس و جدی و شفاف حرف بزنید.

 

 چاکرای چشم سوم :

چاکرای نور که در پیشانی و بین دو ابرو قرار دارد و به رنگ نیلی است. چاکرایی که با بصیرت سر و کار دارد و با توهم مسدود می شود.

این چاکرا، چاکرای درک و اشراقی شما است. بر ذهن تان نظارت دارد و مرکز فرماندهی و ناظر بر چاکراهای دیگر است.

بزرگترین توهم این دنیا، توهم جدایی است. چیزهایی که فکر می کنیم از هم جدا و متفاوتند، ولی در واقع شبیه هم و از یک جنس و چیز هستند. مثل مردم دنیا، ما همه یک ملت هستیم. ولی جوری زندگی می کنیم که انگار با هم فرق می کنیم، ما همه به هم مرتبط هستیم. همه چیز به هم مرتبط است. 
حتی جدایی چهار عنصر آب، آتش، باد و زمین هم یک توهم است. اگر ذهنت را باز کنی می بینی که همه چهار عنصر یکی هستند. چهار تکه از یک وجود، آهن تکه ای از زمین است که خاص و تصفیه شده است. 

 

 چاکرای فکر که  تو فرق سرقرار دارد: 

در بالاترین قسمت سر قرار دارد و قوی ترین ارتعاشات انرژی بدن را زیر نظر دارد که رنگ آن بنفش است، چاکرایی که با انرژی خالص کیهانی سر و کار دارد و با وابستگی های زمینی مسدود می شود.

به چیزهایی که تو را به این دنیا وابسته می کند، فکر کن؟ پول، ثروت، همسر، عشق، ….. حالا تمام آن وابستگی ها را رها کن

اگر یادنگیرید که وابستگی ها را رها کنید، اجازه نمی دهید که انرژی خالص کیهانی از کائنات در وجودتان جاری شود. باید رها کردن را یاد بگیریم و در مقابل مشیت الهی تسلیم شویم. به وابستگی هایت فکر کن و رهایشان کن
زمانی که مجرای چاکراها بسته شود و یا از حالت تعادل خارج شوند، منجر به بیماری می شود. سرکوب کردن هر نوع احساسات و عواطف و شوک عصبی و هر نوع ناراحتی و لطمه روحی باعث می شود که چاکراها، یعنی مراکز انرژی حیاتی از حالت تعادل خارج شوند. غم و غصه، عصبانیت، حسادت، خودخوری و رنجش، صدمه شدیدی به چاکراها می زند و آنها بسته می شوند. برای برقراری تعادل مجدد، باید فورا هر نوع احساس ناخوشایند خود را شناسایی و هر نوع انرژی منفی را رها کنید تا چاکراها بتوانند دوباره متعادل شوند.

نکته مهم: هم اکنون که از گنجینه انرژی های بدن خودتان آگاه شده اید، با توجه به چاکراهای هفتگانه و روش متعادل کردن آن، می توانید خودتان را از شر بیماری های گوناگون خلاص کنید.

اگر شما از رنگ هر چاکرا برای شفابخشی، تصویر سازی، لباس ها، غذاها و طراحی  استفاده کنید، به تعادل در این نواحی دست پیدا می یابید.  به طور مثال رنگ سبز استرس را می گیرد.

رنگ و بوی کسب و کار شما چیست؟

چاکراهای اصلی در طول ستون فقرات به همدیگر متصل می شوند. وظیفه آنها دریافت نور سفید از هاله اطراف بدن و تجزیه آن به طیف نورهای رنگی است.

وقتی تمامی چاکراها باز هستند، فرد احساس سلامتی و جنبش می کند و همه رنگهای رنگین کمان در فضای الکترومغناطیسی اطراف بدن ظاهر می شوند که همان هاله فرد است.

وقتی که چاکراها نامتعادل می شوند سلامت فرد از نظر معنوی، جسمانی و عاطفی تغییر یافته و برخی از رنگ های هاله مبهم شده و یا ناپدید می شوند و می تواند منجر به بیماری شود.

هر یک از چاکراها به ارگان ها و غدد خاصی در بدن فیزیکی مربوط هستند. بسته شدن مسیر انرژی در هر چاکرا می تواند به اختلال در عملکرد ارگان های مرتبط با آن چاکرا منجر شود.

چاکراها مانند گردابی از انرژی در جلو و پشت بدن ما در حال چرخشند. این گردش انرژی ممکن است ضعیف یا مسدود یا بسیار سریع و بیش فعال شوند که باعث بهم خوردن تعادل انرژی و عملکرد اندام های مرتبط شده و احساس ناراحتی، گیجی و ناخوشی را به دنبال خواهد داشت.  

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.    

 قانون رزونانس

 قانون رزونانس در فیزیک ( قانون تشدید)

عکس قانون رزونانس

اگر سیم تاری را به فرکانس و ارتعاش دربیاوریم، تار هم فرکانس خود را به ارتعاش در می آورد. 

دیاپازون وسیله ای فلزی دارای دو شاخه می باشد. که انتهای آن شاخه ها به یک پایه مشترک وصل شده اند. با وارد شدن ضربه به یکی از شاخه ها هوای داخل آن متراکم شده و از آنجا که ته دیاپازون بسته است، این پدیده باعث به وجود آمدن امواج ساکن می شود که صدای آن قابل شنیدن است، مثل صدای تولید شده در بیشتر ادوات موسقی  

اگر چند دیاپازون داشته باشید و این دیاپازون ها به اشکال و جنس های مختلف باشند که از لحاظ طول موج و فرکانس با هم فرق می کنند، اگر آنها را کنار هم چیده و به یکی از انها ضربه ای بزنیم هر یک از آنها بصورت متفاوتی به لرزش درآمده و با فرکانس های مختلف ولی مختص به خود در محیط پیرامون خود ایجاد صدا می کنند.

تصویر قانون رزونانس

نکته جالب اینکه اگر ما یک دیاپازون دیگری را که فقط شبیه به یکی از دیاپازون های موجود می باشد را نزدیک به این دیاپازون ها قراردهیم و به آرامی به آن ضربه ای وارد کنیم، خواهیم دید که از میان تمام این دیاپازون های ساکت و بی صدا فقط آن دیاپازونی که از لحاظ مشخصات شبیه این دیاپازون ضربه خورده است به ارتعاش درمی آید .

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

تقسیم بندی و ویژگی های انرژی

تقسیم بندی و ویژگی های انرژی

 تقسیم بندی انرژی های موجود بین ذرات     

انرژی های موجود بین ذرات به چند دسته تقسیم می شوند، دو دسته آن به قرار زیر است: 

نیروی گرانشی :

مثل نیروی جاذبه زمین که می تواند تا فاصله های دور عمل کند و همواره نیرویی جذب کننده است.   

نیروی الکترو مغناطیسی :

نیروی بین ذراتی که دارای بار الکتریکی هستند ، مثل دو سر آهن رباء  ، نیروی جذب کننده و دفع کننده

همان طور که جاذبه کره زمین باعث می شود کره ماه به دور زمین بچرخد ، جاذبه در کلام نیز باعث می شود که فرصت های توانگری را بدور ما جذب کند و بچرخند . 

 قانون بقای ماده و انرژی

انرژی از بین نمی رود بلکه از نوعی به نوعی دیگر تبدیل می شود. تبدیل انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکی ….

 تبدیل انرژی به ماده

تاثیر تلقین و فکر کردن و تبدیل انرژی به ماده، تلقین و فکر کردن به لیموترش و ترشع بزاق دهان، ….

انرژی های موجود بین ذرات،  زمان و مکان و قومیت و نژاد نمی شناسد. 

انرژی های موجود بین ذرات ، همانند قانون جاذبه در فیزیک است، شما اگر یک توپ را صد ها بار به هوا پرتاب کنید طبق قانون جاذبه به سمت زمین بازخواهد گشت. این کار را در هر زمانی و  در هر مکانی و توسط هر شخصی با هر نژادی انجام دهید نتیجه یکسان می باشد.   

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.   

تاثیر قانون جاذبه

تمام جهان از انرژی تشکیل شده است.

تمام جهان از انرژی تشکیل شده است. 

ماهیت هستی از انرژی تشکیل شده است. 

 ماهیت هستی از انرژی تشکیل شده است. همه ما از یک جنس و آن هم انرژی هستیم. ارتعاشات مختلف انرژی به تنوع در هستی تبدیل می شود. شناخت عملکرد ارتعاش به مفهوم درک عملکرد قانون جذب است.

من ، شما ، میز ، صندلی ، ساعت و …  همه از انرژی تشکیل شده اند. گاز، مایع و جامد ارتعاشات مختلف انرژی هستند. شما اگر بدنتان را  زیر میکروسکوپ قرار دهید و به کوچکترین ساختارش توجه کنید از سلول ها تشکیل شده است. سلول از مولکول تشکیل شده است، مولکول از  اتم ها تشکیل شده است، و به همین ترتیب اتم از پروتون و نوترون تشکیل شده است، پروتون و نوترون هم از ذراتی به نام کوارک Quark تشکیل شده که ذراتی پر انرژی یا هاله ای از انرژی هستند.  همه چیز از انرژی تشکیل شده است. یعنی شما در بنیادی ترین شکل از انرژی ساخته شده اید و همچنین جهان و عالم اطراف شما، همه چیز، چه گاز، چه مایع و چه جامد از انرژی تشکیل شده اند.

ما چطور یک جسم را می بینیم؟

وقتی محیط تاریک باشد ما هیچ چیزی نمی بینیم. وقتی نور به اجسام می تابد و بازتاب نور از اجسام و  انعکاس آن به چشم ها، ما می توانیم اجسام را  بینیم.

نور به دیوار می تابد و انعکاس نور به چشم ما می رسد و ما دیوار را می بینیم.

نور به آب می تابد، و انعکاس نور به چشم ما می رسد و ما آب را می بینیم.

نور به پرده می تابد، …………پرده را می بینیم.

نور به بخار می تابد، ………. بخار را می بینیم.

نور به چهره افراد می تابد، ….. ما چهره های مختلف را می بینیم.

نور از صفحه تلویزیون به چشم ما می رسد و ما برنامه تلویزیون را می بینیم.

چرا اجسام را به شکل های مختلف می بینیم؟ وقتی نور به اجسام می تابد انعکاس انرژی اش یک ارتعاش خاصی دارد و چشم ها آن ارتعاش را تفسیر می کنند. تفسیر این ارتعاش نور می شود .

تمام حواس پنجگانه تفسیر کنندگان سطوح مختلف انرژی هستند، ارتعاش آواهای مختلف صدای های مختلف را می شنویم، لامسه ارتعاش های مختلف از انرژی را لمس می کند . 

نوشته های مرتبط :

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

کارشناس جذب موفقیت شوید.

دوره کارشناس جذب موفقیت شوید. 

دوره بلند مدت و به دو صورت حضوری و غیر حضوری برگزار می شود. 

حضوری:

همانند کلاسهای مدرسه و دانشگاه  

لازم به ذکر است در حال برنامه ریزی جهت هماهنگی و آماده سازی محل های برگزاری دوره هستیم، دوستانی که علاقمند هستند در دوره به صورت حضوری شرکت نمایند، با ارسال یک پیامک به شماره زیر آمادگی خود را اعلام نمایند. متعاقبا نسبت به نحوه ثبت نام و زمان برگزاری دوره با آنها هماهنگ خواهد شد.  

۰۹۱۲۴۹۷۰۳۸۶

لطفا در پیامک موارد زیر را بنویسید:

نام و نام خانوادگی: 

نام دوره: 

محل برگزاری (تهران، شهریار، کرج) : 

محل دفتر مجموعه سیستم سازی کسب و کار، در استان تهران شهر شهریار می باشد. قابلیت برگزاری دوره حضوری در سه شهر: تهران، شهریار و کرج فراهم می باشد.    

غیر حضوری:

دوستان شرکت کننده به صورت غیر حضوری به مطالب دوره مطابق فهرست زیر دسترسی دارند، علاوه بر دسترسی به مطالب، جلسات حضوری مرور مطالب و پرسش و پاسخ برگزار می گردد.    

عناوین محتوای دوره و نحوه دسترسی  به مطالب و زمان برگزاری جلسات پرسش و پاسخ به مرور در این قسمت تکمیل می گردد. 

یکی دیگر از هدف های بیان فهرست مطالب دوره، آن است که دوستانی که علاقمند هستند در دوره به صورت حضوری شرکت کنند، بطور واضح و شفاف و کامل با محتوای دوره آشنا می شوند، به این ترتیب دوستان  با بررسی محتوای دوره و متناسب بودن مطالب با سطح معلومات، هدف های شخصی یا هدف های شغلی شان، می توانند نسبت به تصمیم گیری برای ثبت نام اقدام نمایند. به این ترتیب علاوه بر بالا رفتن کیفیت برگزاری دوره، دوستان شرکت کننده رضایت کاملی از شرکت در دوره خواهند داشت و در انتهای دوره خدا را شکر می کنند که انتخاب درستی را انجام داده اند.    

فصل اول: 

معرفی دوره:  

یادگیری:

تناسب در یادگیری 

ایمان: 

هویت چیست؟ 

رسالت من 

علیرضا شجاعی

داستان کسب و کار من

قانون جذب:

قانون جذب 

چاکرا چیست؟ 

تمام جهان از انرژی تشکیل شده است. 

تقسیم بندی و ویژگی های انرژی 

 قانون رزونانس 

فصل دوم : 

نظام باورها

باور یا نگرش چیست؟ 

 افکار و باورهای مان چگونه شکل می گیرند. 

خطاهای شکل گیری باورها 

شیوه یادگیری و عملکرد مغز 

عقابی که به زندگی مرغ و خروسی تن داده است. 

داستان قورباغه و عقرب

گنجهای نهفته در خود داریم. 

نگرش، باور و دیدگاه خود را اصلاح کنیم. 

فصل سوم : 

پرسش های شناخت باور شما نسبت به پول و ثروت

تئوری سطل 

شما در کدام مدار ثروت قرار دارید. 

تغییر و اصلاح نظام باورهای ثروت آفرین 

برنامه ریزی مجدد ترموستات درآمد

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم. 

چقدر سرمایه دارید؟ 

ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند. 

فکر سمی پول و ثروت بد است.

اطلاعات ثروت محسوب می شود. 

اعتقادی به شم اقتصادی ندارم. 

چهار راه کسب درآمد

اهرم رنج و لذت 

کار و سرمایه گذاری پاره وقت – جلسه اول 

کار و سرمایه گذاری پاره وقت – جلسه دوم  

 

فصل چهارم :

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خودتان

فصل پنجم :

پرسش های شناخت باور شما نسبت به دیگران 

فصل ششم :

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خداوند 

 

تناسب در یادگیری

تناسب در یادگیری، همیشه ما به دنبال یادگیری هستیم، ولی آیا تا بحال به رعایت تناسب در یادگیری توجه داشته ایم.
تناسب یعنی :

۱ – مقدار یادگیری (مقدار مطالب)
۲ – ریشه و علت یا انگیزه یادگیری (انگیزه دادن)
۳ – انجام تمرین های کاربردی و عملی

تناسب در یادگیری

وقتی این نسبت بهم بخورد، یادگیری بی نتیجه خواهد بود.
مقدار یادگیری:
در نظام آموزشی تاکید بر یادگیری مطالب و روش هاست، کمتر به علت یادگیری و انجام تمرین های کاربردی و عملی توجه می شود.
انگیزه یادگیری:
در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مانند از بودن با آنها لذت می برید ولی با آنها به جایی نمی رسید. در کلاس ها و بویژه سمینارها سخنران هایی هستند که سخنانشان و نحوه رفتار و حرکات شان ما را می خنداند و خوشحال مان می کند، افرادی که فقط فروشندگان امید و انگیزه هستند.
ولی وقتی که زمان سپری شده را بررسی می کنید، هیچی یاد نگرفته اید، تبدیل شدیم به یک آدم هیچی ندان پر انگیزه
انجام تمرین های کاربردی و عملی: 
در یکسری از دوره ها نیز بدون توجه به انگیزه یادگیری ، آنقدر تمرین و کار عملی به شما می دهند که انرژی و انگیزه لازم برای انجام فعالیت ها در جهت رسیدن به اهداف را نخواهید داشت.
اگر می خواهید مطلبی را خوب یاد بگیرید و یا یاد بدهید، این نسبت را رعایت کنید.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

چقدر پول دارید؟

توجه به آنچه می خواهید

توجه به آنچه می خواهید،  نه توجه به آنچه نمی خواهید.  

ما در طول شبانه روز بیشترین صحبت ها را با چه کسی انجام می دهیم؟ با خودمان، یعنی افکار مثبت و منفی که در طول شبانه روز خود آگاه و ناخودآگاه از ذهن و فکر ما می گذرد.    

قانون جذب یعنی روی هر چیزی که تمرکز کنیم، همان را به دست خواهیم آورد .

اگر به نمرات خوب فرزندتان توجه کنید، نمرات او بهتر می شود.

اگر به رفتار بد همسرتان توجه کنید رفتار بد او بیشتر می شود.

اگر به سلامتی توجه کنید سلامتی جسمی تان بیشتر می شود.

اگر به مشتریان خوب توجه کنید مشتریان خوب را جذب می کنید.  

حتی  اگر ذهناً به سراغ اشخاص بروید و با آنها با این اندیشه متبرک ارتباط برقرار کنید که تله پاتی الهی آنچه را باید بدانند بر آنها آشکار خواهد کرد ، آنها  از راه تله پاتی اندیشه های شما را دریافت خواهند کرد و با اعمال درست پاسخ خواهند گفت .

افکار منفی

اگر ما بر حسب عادت افکار منفی را در دنیای اطراف خود ، در محیط خانوادگی ، در محیط کار پراکنده سازیم .  نتیجه ای که بسوی ما باز می گردد ، چیزی جز پدیده های منفی یعنی ترس و نگرانی، بدبینی و استراب، تجربه های منفی و تلخ نخواهد بود .   

 هر انسانی می تواند این آزمون را شخصا تجربه کند . کافی است به مدّت ده دقیقه کلمات با بار منفی را با صدای بلند برای خود تکرار کنیم . کلماتی مانند: مرگ ، خشونت ، حقه ، فریب ، خیانت ، گناه ، خواهیم دید که بعد از ده دقیقه ، احساسات به شدّت ناخوشایندی تمام وجود ما را در بر می گیرد و از همه بدتر آن افکار شیطانی و ناپسند به ذهن ما هجوم می آورند . گویی افکار خبیثانه گوش به فرمان زبان درونی ما هستند تا با ادای کلمات تحریک کننده و منفی آنها را فعّال سازند و به روی صحنه بیاورند . 

وقتی به  ترس ، بدبختی ، بی پولی ، تنفر ، حسادت ، نگرانی ، طلاق ، چاقی  فکر کنید همان را به خود جذب می کنید .

با نگاه به اطرافیان (خواهر ، برادر ، فامیل ، دوست )  می توانید آن را ببینید .

به افکار منفی خود بخندید و آنها را مسخره کنید .

یک معتاد دائما به مواد مخدر فکر می کند ، برای همین است که اگر در بیابان هم رهایش کنید ، آن چه که می خواهد را پیدا می کند.

 برای آنکس که به قولی علی بی غم است، اتفاقات بهتری می افتد چراکه به همه چیز می خندد .  

افکار مثبت

   حال کمی استراحت کنیم و برای خود کلمات با بار مثبت مثل عشق ، بخشش ، توانگری ، اقتدار ، توانمندی را تکرار کنیم و هنگام تکرار هر کلمه مفهوم و معنای این کلمات را به صورت صحنه های تصویری و صوتی و احساسی مجسم سازیم.

مشاهده خواهیم کرد که بعد از ده دقیقه آرامش و اطمینان عجیبی تمام وجود ما را در بر می گیرد و ما بی آنکه دلیلش را بدانیم نسبت به زندگی و آینده کاملا امیدوار می شویم . گویی امید و شادی و شادابی در درون انسان به انتظار نشسته اند تا با گفتن کلمات کلیدی مثبت فعّال شوند و تمام وجود انسان را در برگیرند .  هر روز افکار مثبت و خلاق را بر دنیای اطراف خود بفرستیم . این امواج فکری قوی دنیای اطراف را به گونه ای مثبت تحت تاثیر قرار داده و نتایج مثبت ببار می آورد . وقتی کسی هاله ای از تفکر مثبت به همراه خود دارد ، دیگران تحت تاثیر این تفکر ، آگاهانه یا ناآگاهانه به او کمک می کنند . وقتی شما در مسیر و جریان تفکر مثبت قرار می گیرید و این جریان نا مرئی شما را حمایت و پشتیبانی می کند . گویا همه عوامل و جریانات دست به دست هم می دهند تا راه را برای رسیدن شما به هدف هموار سازند .

طبق این قانون، به هر چه بیاندیشید همانطور خواهید شد . اگر به افکار پاک بیاندیشیم فردی پاک خواهیم شد . اگر به بیماری جسم بیاندیشیم ، بیمار خواهیم شد

در آمار اگر با این باور که آمار طلاق بیشتر است آمار بگیریم ، افرادی که طلاق گرفته اند را به خود جذب می کنیم ، و حال اگر با این باور که آمار ازدواج بالا است آمار بگیریم ، در همان جامعه آماری افرادی که ازدواج موفقی داشته اند را به خود جذب می کنیم . 

افکار و عقایدی که در ذهن شماست ، امواج هم راستا و هم جهت با خود را جذب می کنند . امواج و فرکانس هایی که  افکارتان را به واقعیت برسانند .

طبق قانون جذب،  اگر اطمینان داشته باشید و باور کنید که به هدف هایتان می رسید ، به هدف هایتان خواهید رسید .

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

پرورش تفکر سیستمی

پرورش تفکر سیستمی یا کالیبراسیون، در مراحل طراحی و پیاده سازی سیستم در کسب و کارها، یک روش اجرایی با عنوان روش اجرایی کنترل تجهیزات پایش و اندازه گیری یا روش اجرایی کالیبراسیون تجهیزات اندازه گیری نوشته می شود. 

هدف از تدوین این روش اجرایی، تشریح نحوه کنترل تجهیزات پایش و اندازه‌گیری جهت حصول اطمینان از اینکه این تجهیزات برای استفاده مناسب بوده و از دقت لازم و صحت عملکرد برخوردار بوده و نیز حصول اطمینان از تداوم تناسب و صحت عملکرد آنها که بصورت ادواری مورد بررسی قرار می‌گیرند.

به عبارتی وقتی شما با ابزار اندازه گیری کار می کنید، ابزار سالم و درست کار کند و مقیاس اندازه گیری شما را به درستی نشان دهد.

عکس پرورش تفکر سیستمی

به طور مثال تصور کنید:

ساعت شما به عنوان ابزار اندازه گیری زمان، نیم ساعت عقب باشد. شما همیشه سر کلاس درس، سر قرار ملاقات و غیره دیر می رسید.

ترازو وزن شما را درست نشان نمی دهد.

در ماشین حساب شما به اشتباه ۲ ضرب در ۲ را ۵ تعریف کرده اند.

در تمامی موارد به دلیل کالیبره نبودن ابزار اندازه گیری،  شما تمام تلاش خود را می کنید و به تمامی جوانب دقت دارید اما باز کارها درست از آب در نمی آید.

تصویر پرورش تفکر سیستمی

پرورش تفکر سیستمی یعنی:

منظم کردن و کالیبره نمودن باورها و مقیاس های تصمیم گیری و انتخاب ذهنی است. وقتی باورها و نظام فکری شما تنظیم و کالیبره نباشد، در ظاهر شما تمام سعی و تلاش خود را انجام می دهید ولی کارها درس از آب در نمی آید. 

 وقتی باور دارید که پول بد است و خوشبختی نمی آورد، از صبح زود تا شب با تمام تلاش کار می کنید ولی ثروتمند نمی شوید. 

وقتی حال و احساس خوبی ندارید، با تمام تلاش از شرایط زندگی تان مواظبت می کنید ولی اتفاقات بد را به سمت خود جذب می کنید.

وقتی در مورد رسیدن به هدف تان احساس خوبی ندارید، سالها در حال تلاش و تقلا برای رسیدن به هدف زمان سپری می کنید ولی به هدفتان نمی رسید.

نظم و نظام دادن به زندگی فردی از همان قوانینی پیروی می کند که وقتی می خواهیم به کسب و کارمان نظم و نظام دهیم، پرورش تفکر سیستمی یعنی بهبود عملکرد فردی به همراه بهبود عملکرد سازمانی

دوستان عزیز برای دسترسی به نمونه روش اجرایی کنترل تجهیزات پایش و اندازه گیری بر روی نوشته زیر کلیک کنید.    

QMPQ02-Forms

نوشته های مرتبط: 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

 چگونه می‌توان با استفاده از قانون ۲۰/۸۰  بر کارایی خود افزود؟

شاید تا‌کنون افرادی را دیده باشید که ظاهراً در طول شبانه روز بسیار درگیر و مشغول هستند، ولی درنهایت کار اندکی را به ثمر می رسانند. آنها تقریباً کل زندگی‌شان به همین منوال می گذرد. زیرا آنها روی فعالیت‌های کم‌اهمیت در حال کار هستند.

چگونه می‌توان با استفاده از قانون ۲۰/۸۰  بر کارایی خود افزود؟

 این قانون می‌گوید در مورد بسیاری از رویدادها، حدود ۸۰ درصد‌ اثرات  از۲۰ درصد علّت‌ها سر‌چشمه می‌گیرد.  قانون  ۲۰/۸۰ یکی از قدرتمند‌ترین ابزار در زمینه‌ی مدیریت زمان و زندگی است. این قانون به ” اصل پارتو ” به افتخار بنیانگذار آن “‌ویلفردو پارتو” اقتصاددان ایتالیایی معروف است. اصل پارتو می‌گوید: افراد جامعه به نظر می‌رسد که به‌طور طبیعی به دو دسته تقسیم شده‌اند.

دستۀ اوّل: اقلیت مهم‌و‌حیاتی:

بیست درصد از مردم بیش از هشتاد درصد ثروت را دراختیار دارند. این  بیست درصد، افراد سطح بالای اقتصادی و اثر‌گذار جامعه را تشکیل می‌دهند.

اقلیتی که به خودشان باور دارند .

اقلیتی که موفق هستند.

اقلیتی که درآمد ایده آل دارند .

اقلیتی که بدن ایده آل دارند.

اقلیتی که به دنبال زندگی معمولی نیستند.

اقلیتی که می توانند هر چه می خواهند انجام دهند.  

اقلیتی که متفاوت فکر می کند و متفاوت رفتار می کند.

از بین این ۲۰% فقط ۱ % زندگی فوق العاده و ایده آلی دارند.

 برای شماره یک بودن باید متفاوت باشی ، ۱ % افرادی که بطور خاصی فکر و رفتار می کنند. گاوبنفش، فیل سفید، … 

به طور مثال به عنوان یک سخنران، ورود به سالن سخنرانی با:

بشکه نگهداری مواد غذایی

نردبان

موتور

لباس ورزشی

دستۀ دوّم:  اکثریت کم‌اهمّیت:

در ‌واقع همان هشتاد درصد سطح پایین جامعه را تشکیل داده‌اند.

اصل پارتو می‌گوید که تقریباً تمام تحرکات اقتصادی، دقیقاً از این قانون تبعیّت می‌کنند. برای مثال همین قانون می‌گوید: 

۲۰ درصد از فعالیت‌ها باعث۸۰ درصد نتیجه‌گیری‌هاست،

۲۰ درصد مشتریان، به‌اندازۀ ۸۰ درصد کل فروش خرید می‌کنند،

۲۰ درصد تولید و یا خدماتی که ارائه می‌شود۸۰ درصد سود را رقم می‌زنند و الی آخر.

        به این معنی است که اگر ما یک لیست شامل ۱۰ عنوان فعّالیت برای انجام داشته باشیم ۲ عدد از این کارها معادل و یا حتی بیشتر از ۸ فعالیت دیگر ارزشمند است. اجرای هر یک از این کارها ممکن است مدّت معینی وقت ما را بگیرد، ولی دو‌تای آنها ۵ تا ۱۰ برابر سایر موارد برای ما مفید خواهد بود. می‌توان حدس‌ بزنیم که یک فرد معمولی بیشتر بر روی کدام‌یک از این موارد تنبلی و تعلّل می‌کند؟

        واقعیّت تلخ این است که اکثر مردم روی همین ۲۰ درصد مواردی که بیشترین ارزش و نتیجه را داراست، دچار تعلّل و تنبلی می‌شوند. یعنی درست در مورد همان ” اقلیت‌های مهم‌و‌حیاتی “، در‌عوض خود را با ۸۰ درصد کم‌اهمیت‌تر درگیر می‌کنند. یعنی ” اکثریت کم‌اهمیت ” که در نهایت نتایج بسیار نا‌چیز و کمی دارد.

        اغلب ارزشمند‌ترین کاری که در هر روز می‌توانیم انجام دهیم، سخت‌ترین و پیچیده‌ترین آن است. در‌مقابل این وسوسه که ابتدا کارهای کوچکتر را سر‌و‌سامان دهیم مقاومت نشان دهیم. همیشه قبل از اینکه فعالیت خود را شروع کنیم، از خود سؤال کنیم، آیا این کار جزء ۲۰ درصد ارزشمند یا۸۰ درصد کم‌اهمیت؟

        به‌خاطر داشته باشیم، پس از مدتی روند انتخاب نوع فعالیّت ما برای انجام، کم‌کم به یک عادت در‌می‌آید که تغییر‌دادن آن بسیار سخت خواهد شد. اگر تصمیم بگیریم تا روزمان را با فعالیت‌های کاری آسان‌تر و کم‌ارزش‌تر آغاز کنیم، این عادت در ما شکل می‌گیرد که همواره مایلیم روی فعالیت‌های کم‌اهمیت‌تر، تمرکز کنیم. به‌هیچ وجه مناسب نیست که ما چنین عادت‌هایی را در خود بپرورانیم و یا سعی در حفظ آنها داشته باشیم.

        توجه کنیم که در‌حقیقت، زمانی که نیاز است تا یک فعالیّت مهم و پر‌ثمر را به‌اتمام برسانیم، احتمالاً با زمانی که برای سر‌و‌سامان بخشیدن به یک کار کم‌اهمیت نیاز داریم، برابر است. تفاوت این است که ما از به‌پایان رساندن فعالیت ارزشمند‌تر و مهم‌تر به طور فوق‌العاده احساس غرور و رضایت می‌کنیم، حال آنکه اتمام آن فعالیت کم‌اهمیت‌تر با صرف همان دقت‌و انرژی، احساس رضایت جالبی را برای‌مان به همراه نخواهد داشت. 

        این قانون می‌تواند به عنوان یک یادآوری روزانه در خدمت ما باشد و به ما یادآوری شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد آنچه واقعاً مهم است، متمرکز کنیم.

        یک دلیل برای آنکه ۸۰ درصد مردم از نظر اقتصادی درسطح پایین و متوسط قرار دارند این است که از توصیّه‌ها، عادات و باورهای فقیرانه پیروی می‌کنند.  

ما به عنوان مجموعه سیستم سازی کسب و کار (پرورش تفکر سیستمی) حرکتمان را شروع کرده ایم، حال نوبت انتخاب و تصمیم گیری شماست.   

دوست دارید جزء کدام دسته از افراد جامعه باشید.

۱ – اقلیت مهم و حیاتی

یاران امام حسین تقریبا ۷۲ نفر بودند. 

۲ – اکثریت کم اهمیت

لشکر مقابل امام تقریبا ۳۰۰۰۰ نفر بودند. 

اکثریتی که راهی را طی می کنند که راحت تر است. هیچوقت نحوه تصمیم گیری و انتخاب اکثریت نشاندهنده درست بودن کاری نیست!؟ 

همراه و همسفر مجموعه سیستم سازی کسب و کار باشیم و در دوره های آموزشی شرکت کنیم؟ و یا مثل اکثریت مردم راه راحت تر را انتخاب کنم چرا که در دوره شرکت کنم باید از استراحت و تفریح خودم کم کنم، …

چند پرسش:

چند نفر از شما دوستان می خواهید روز به روز در کسب و کارتان پیشرفت بیشتری داشته باشید؟

چند نفر از شما همراهان دوست دارید تا سال آینده جزو ۲۰ % کسب و کارهای موفق در صنف خود باشید؟ 

چند نفر دوست دارید اطلاعاتی کسب کنید که خیلی راحت تر از رقبای خود، صنف خودتان را فتح کنید؟

دوستانی که می خواهند همراه ما باشند، خودشان را تشویق کنند، چرا که انتخاب خوبی انجام داده اید.

اگر می خواهید شروع کنید و همراه ما باشید، به عنوان یک کار متفاوت رو بروی آینه بایستید و تصویر یک فرد متفاوت را بدرستی بنگرید.

با عضویت در سایت از آخرین دوره ها و برنامه های ما مطلع خواهید شد.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.  

 

افسوس، اگر امروز بمیرید!؟

افسوس، اگر امروز بمیرید!؟

چرا اکثر افرادی که توانایی و استعداد بالا دارند، به اندازه تلاش و کوشش و حتی شایستگی خود نتیجه نمی گیرند؟

اگر امروز بمیرید:

چه ایده هایی؟

چه رویاهایی؟

چه توانایی هایی؟

چه استعدادهایی؟

و چه موهبت هایی با شما می میرند!؟

هواپیما با ۶۵ مسافر و هزاران ایده و آرزو شروع به پرواز می کند، ولی هیچ وقت به مقصد نمی رسد. من آرزوی عمر طولانی برای همه شما دوستان دارم. ولی هیچ تضمینی برای زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر وجود ندارد!؟

بهترین پیشنهادی که می توانم به شما بکنم، اول از همه به یاد داشته باشید:

 ما از کارهایی که تو زندگی کرده ایم، پشیمان نیستیم. بلکه از کارهایی که انجام نداده ایم پشیمانیم.  

برای من مهم نیست که شما کی هستی، نژاد، سن، مرد یا زن، سفید یا سیاه بودن شما اصلا مهم نیست. چیزی که می دانم این است که شما یک رویا و آرزوی مهم درون خودتان دارید، و آن آرزو را از دنیا مخفی کرده اید. برای انجام آن بهانه می آورید و آن را به تاخیر می اندازید.

از دیگران می شنوید که به شما می گویند: فکر کردی کی هستی،  واقع بین باش، خیال پرداز نباش، … اما در اعماق وجودتان می دانید که به اندازه ظرفیت تان زندگی نمی کنید.

آیا می دانید ثروتمند ترین نقطه دنیا کجاست؟

چین، دبی، آمریکا، … هیچکدام از این کشورها نیست! ثروتمندترین نقطه دنیا قبرستان است. چرا که در قبرستان:

 اختراعاتی را پیدا می کنید که هیچ وقت اختراع نشدن  

کسب و کارهایی که هیچ وقت راه اندازی نشدن

شعرهایی که خوانده نشدن

کتابهایی که هرگز نوشته نشدن

ایده هایی که به کار گرفته نشدن

انسانهایی که مردم هیچوقت متوجه ارزش آنها نشدن

چرا که آنها ترسیده بودند که ریسک کنند.

انسان های زیادی پر می میرند: پر از رویا، پر از استعداد، پر از ایده، پر از مهارت، پر از هوش و پر از توانمندی هایی که دنبالش نرفته اند و هرگز از آنها استفاده نکرده اند، و هیچوقت به دستشان نیاوردند.

ولی یک نکته مهم و یک چیز دیگری را می دانید؟ شما هنوز تو قبرستان نیستید، البته هنوز!

به ما یک فرصت زندگی داده شده است، فرصتی برای خوب بودن، فرصتی برای تلاش،  لحظه ای که رفت دیگر بر نمی گردد.

پس الان خیلی مهمه، باید اینجا باشیم، باید در حال مطالعه این نوشته باشیم، یعنی همین لحظه،و بیشترین استفاده را از این لحظه ببریم، چون که امکان پذیر است. از خواندن این نوشته لذت ببرید و از آن برای به تحقق پیوستن رویا و آرزوی هایتان  انرژی بگیرید.   

اگر فردا برای زنده بودن ما تضمینی وجود نداشته باشد، برای امروز چه کار می کنید. بقیه چیزها دیگر مهم نیست. بقیه روزها را فراموش کنید، امروز را چه کار باید کنیم؟

ما یک فرصت برای زندگی به دست می آوریم، یک شانس تا هر کاری را که می خواهیم، انجام بدهیم. تا خودمان را بسازیم و هر میراث و اثری که می خواهیم از خود به جا بگذاریم.

هر روز و هر لحظه یک شروع دو باره است. همیشه از خودت بپرس: اگر یک روز بیشتر فرصت داشتی،  چه کار متفاوتی انجام می دادی؟

من به عنوان میزبان شما عزیزان و مدرس و مشاور سیستم سازی کسب و کار، یکی از کارهای  متفاوتی که می توانم انجام بدهم، آن است که هر چه را یادگرفته ام، یاد بدهم.       

روزی افسوس نخورم که اطلاعات، دانش و تجربیاتی که شاید میلیون ها یا میلیاردها تومان ارزش دارند را با خودم در قبرستان دفن کرده باشم.   

یکی از مهمترین دلایل فروپاشی ملت ها، سلطنت ها و امپراطوری ها:دین و اعتقاد، رنگ و نژاد، پول و ثروت، پست و مقام نیست، بلکه بی نظمی است. بی نظمی که به دنبالش بی عدالتی را به ارمغان می آورد .

سیستم سازی یعنی نظم و نظام، سیستم سازی یعنی:

میزان حقوق و مزایای کارکنان، بر اساس تحصیلات، تجربیات، مهارت و توانمندی های شان تعیین گردد، نه اعمال سلیقه های شخصی مدیریت 

مسیر رشد و توسعه برای همه کارکنان بر اساس ضوابط مهیا باشد، نه روابط 

افراد به تناسب مهارت و تخصص، کار و تلاش و خدماتی که انجام می دهند، مزد و حقوق دریافت کنند، نه بر اساس جایگاه سازمانی شان 

هر کس حداقل یک شغل داشته باشد، نه اینکه یکی چهار، پنج و شش شغل دارد (مدیر عامل یک شرکت، عضو هیات مدیریه یک شرکت دیگر، رئیس هیات مدیریه یک شرکت دیگر، …) و دیگری بیکار  

     

نمونه ای از بی نظمی و بی عدالتی، و به دنبالش نارضایتی های پنهان و پایین آمدن بهره وری در شرکت ها:   

از یک طرف همایش ها، سمینارها و گردهمایی های سالانه با هزینه های صدها میلیونی برای سطوح مختلف مدیریت برگزار می گردد. و برای اینکه مدیران و کارکنان سطوح بالا لطف کنند و زحمت بکشند و برای نیم روزی به محل برگزاری سمینار تشریف بیاورند و بر روی صندلی های چرمی بنشینند، انواع و اقسام پذیرایی ( میوه و شیرینی، ناهار) و هدایای مختلف گران قیمت (کیف چرمی ، هارد دیسک، …) تدارک دیده می شود.

نتیجه سمینارها چیست؟ بیان حرف های تقریبا کلی و تکراری و قدرشناسی از تعدادی از مدیرانی که …….

از طرف دیگر در همان زمان در آن شرکت، نه تنها اضافه کاری کارکنان سطوح پایین که به طور اجباری می بایست در روزهای تعطیل برای اجرای پروژه یا تولید محصول در محل کار حضور داشته باشند، تایید نمی گردد، کارکنان شرکت های پیمانکار که در شرایط سخت و با پذیرفتن انواع و اقسام ریسک ها و خطرات ایمنی و بهداشتی در حال انجام کار هستند تا سه  و چهار ماه و حتی تا شش ماه حقوق ماهیانه خود را دریافت نکرده اند.

 

نوشته های مرتبط: 

 کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید.