ارتباط موثر با خدا شامل: قدرت شکرگزاری، بخشش

 تمرین زود بازده شکرگزاری  ۳*۵

 تمرین زود بازده شکرگزاری  ۳*۵

۵ بار خوب کردن احساس در طی روز

می خواهیم با انجام تمرین زود بازده شکرگزاری، ۵ بار در روز احساس خودمان را خوب کنیم. این تمرین یک نمونه عملی و کاربردی از قانون شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی تمرکز بر روی آنچه دارید. ناشکری یعنی تمرکز بر روی  آنچه ندارید. با شکرگزاری احساس خوب را در خود تقویت و پرورش می دهید. 

۱ – نوشتن ۵ تا از نعمت های زندگی

 نعمتهایی که دارید را بنویسید و علت شکرگزار بودن بخاطر هر کدام را جلویش بنویسید. چقدر خوشحالید که خداوند را بلند شکر می کنید.

به طور نمونه:

من بابت داشتن تلفن همراه شکرگزارم. چون براحتی می توانم با دوستانم در تماس باشم. هیچ وقت احساس تنهایی و منزوی بودن را ندارم.

من بابت بودن و داشتن رسانه های اجتماعی شکرگزارم. چون نه تنها می توانم از عقاید و تجربیات دیگران مطلع شوم. می توانم عقاید و تجربیاتم را با دیگران به اشتراک بگذارم.

من بابت داشتن پدر و مادر شکرگزارم. چون وجود آنها مثل تکیه دادن به کوهی بابت افزایش اعتماد به نفس و امید به زندگی من می باشد. 

  

۲ – ۵ مرتبه توجه به اتفاقات خوب در روز

 (هر اتفاق کوچک و بزرگ: برخورد خوب با دیگران، هوای خوب و پاکیزه ، دیدن مناظر زیبا و قشنگ، یادگیری یک نکته جدید برای موفقیت، …)

 

 ۳ – ۵ مرتبه عمدا احساس خودتان را خوب کنید.

(به خودتان آفرین بگویید، ایول، دمت گرم، عجب صبری دارم،عجب خوش تیپ هستم، آدم منظم و مرتبی هستم، …)

بعد از انجام ایت تمرین، به سرعت تاثیر آن و آمدن اتفاقات و تاثیرات خوب در زندگی تان را خواهید دید، دوست خوبم نتایج فوق العاده ای را که می گیرید برای ما بفرستید. تا با دیدن و خواندن نتایج شما دیگران هم باور کنند، و با شما در مسیر سفر موفقیت و خوشبختی همراهی کنند.

این تمرین را حداقل ۲۱ روز انجام دهید. 

وقتی ۲۱ روز یک کار را انجام دهید و تکرار کنید، کنترل انجام آن از ضمیر خودآگاه به ضمیر ناخودآگاه تان منتقل می شود، آن عمل جزو عادت های رفتاری شما می گردد.  

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.  

 

تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به خداوند

 تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به خداوند

دفترچه یادداشت خودتان را باز کنید.

مرحله اول:

در یک سمت دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده خود،  در باره خداوند را بنویسید؟

 (سعی کنید آنچه در فکرتان هست و بدون نگاه به جزو یا کتاب با خط درشت و پر رنگ بنویسید)

به طور نمونه :

۱ –  خداوند  عاشق بندگانش، می خواهد همه موفق و خوشبخت  باشند.

 با وجود اینکه نیازی به موفقیت و خوشبختی ما ندارد،  ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاده برای هدایت بندگان که آنها را بشارت و راهنمایی کنند.

– ( ای رسول ما ) بندگان مرا آگاه ساز و مژده بده که من بسیار آمرزنده و مهربانم ( ۴۹ ) و نیز آنها را بترسان که عذاب من بسیار سخت و دردناک است ( ۵۰ ) حجر

– تو را نفرستادیم مگر خلق را بشارت دهی و از عذاب ما بترسانی ( ۵۶ ) ای رسول ما بگو من از شما امّت مزد رسالت نمی خواهم اجر من همین بس که هر که بخواهد ( از پی من ) راه خدای خود پیش گیرد ( ۵۷ ) فرقان 

– چنین نیست قرآن همه پند و اندرز است  ( ۵۴ ) مدثر

– این قرآن عظیم جز پند اهل عالم هیچ نیست ( ۲۷ ) تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست پیش گیرد ( ۲۸ ) تکویر

– رسولی از جانب خدا فرستاده شد تا کتب آسمانی پاک و منزه را تلاوت کند ( ۲ ) در آن کتب حقیقت و راستی است ( ۳ ) بینه

 ۲ –   خدا بنده هایش را دوست دارد، خدا ناراحت بعضی بنده ها دوستش ندارند. حال خدا نسبت به تمام مخلوقاتش رحمت است. خدا عاشق بنده هاست و هیچ وقت از آنها متنفر نخواهد بود.

– ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخش و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد که خدا دارای خلق و رحمت بی منتهاست (۲۹) انفال

 – ای رسول ما کافران را بگو اگر از کفر خود دست کشیده و به راه ایمان باز آیید هر چه از پیش کرده اید بخشیده شود و اگر به کفر و عصیان روی آرید سنت الهی در گذشته است (۳۸) انفال

– و خدا همه خلق را به سر منزل سعادت و سلامت می خواند و هر که را می خواهد ( به لطف خاص خود ) به راه مستقیم هدایت می کند ( ۲۵ ) یونس

  

– و ما رسولان خود و مومنان را نجات می دهیم این را ما بر خود فرض کردیم که اهل ایمان را نجات بخشیم (۱۰۳) یونس

– و (بدان که ) تو هر چند جهد و ترغیب در ایمان مردم کنی باز اکثر آنان ایمان نخواهند آورد (۱۰۳) و تو ای رسول ما از امت خود اجر رسالت نمی خواهی و این کتاب غرضی جز آنکه اهل علم را متذکّر ( و بیدار ) سازد ندارد (۱۰۴) و این مردم بی خرد چه بسیار بر آیات و نشانه های قدرت حق در آسمان ها و زمین می گذرد و از آن روی می گردانند (و اعراض از تامل و تفکر در آن می کنند ) (۱۰۵) یوسف

  

– خدای تو بسیار آمرزنده و بی نهایت دارای کرم و رحمت است و اگر خواهد تا خلق را به کردارشان مواخذه کند همانا در عذابشان تعجیل و تسریع کند و لیکن برای آن عذاب وقت معین مقرر است که از آن هرگز پناه و گریزگاهی نخواهد یافت ( ۵۸ ) کهف 

 

 ۳ – خداوندی که همیشه و همه جا مواظب ماست.

سایر کسانی که ما را دوست دارند و پشتیبان ماه هستند (پدر، مادر، دوست، .. ) همیشه و همه جا مواظب ما نیستند. 

 – ای رسول ما ( بدان که تو ) در هیچ حال نباشی و هیچ آیه از قرآن تلاوت نکنی و به هیچ عملی تو و امّت وارد نشوید جز آنکه ما همان لحظه شما را مشاهده می کنیم و هیچ ذرّه ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست و کوچک تر از ذرّه و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق (و لوح علم الهی ) مسطور است (۶۱) یونس

 – در پیشگاه علم ازلی اینکه شما سخن به سرّ گویید یا آشکار و آنکه در ظلمت شب است یا روشنی روز ، همه یکسانست و خدا بر همه آگاهست ( ۱۰ ) رعد

 – اینست ( برهان حق ) که خدا شب تار را در روز روشن پنهان می کند و روز روشن را در شب تار و خدا به صدای اهل عالم شنوا و به دقایق امور خلق بیناست ( ۶۱ ) حج

– آن خدایی که چون برخیزی تو را می نگرد ( ۲۱۸ ) و به انتقال تو در اهل سجود به همه آگاهست ( ۲۱۹ ) که او خدای شنوا و دانا به گفتار و کردار خلق است ( ۲۲۰ ) شعرا 

 – و همانا خدای تو در باره خلق دارای فضل و رحمت بسیار است و لیکن اکثر مردم شکر نعمتش بجا نیاورند ( ۷۳ ) و همانا خدای تو بر آنچه خلق در دلها پنهان کنند یا آشکار سازند به همه آگاهست ( ۷۴ ) نمل

 – باز لقمان گفت ای فرزندم بدان که خدا اعمال بد و خوب خلق را گرچه به مقدار خردلی در میان سنگی یا در طبقات آسمان ها یا زمین پنهان باشد همه را ( در محاسبه ) می آورد که خدا بر همه چیز توانا و آگاهست ( ۱۶ ) لقمان

 – ای رسول ما ، تو از کفر هر که کافر شود محزون مباش که رجوعشان به سوی ماست و ما آنان را سخت از کفر کردارشان آگاه می سازیم که همانا خدا از اسرار دلهای خلق هم آگاهست ( ۲۳ ) لقمان

 – و شما که اعمال زشت خود را پنهان می داشتید برای این نبود که گوش و چشمهای شما و پوست بدنهایتان امروز شهادت ندهند و لیکن گناه را پنهان می کردید به گمانتان که اکثر اعمال زشتی که پنهان می کنید از خدا هم پنهانست و بر آن آگاه نیست ( ۲۲ ) فصلت

– آیا گمان می کنند که سخنان پنهان که به گوش هم می گویند نمی شنویم ؟ بلی می شنویم و رسولان ما فرشتگان همان دم آن را می نویسند ( ۸۰ ) زخرف

۴ – خداوندی که دوست دارد ما خودمان به اختیار و انتخاب خودمان، نه به اجبار دوستش داشته باشیم.    

– ای رسول ما اگر خدای تو می خواست اهل زمین همه یکسره ایمان می آوردند تو کی توانی تا به جبر و اکراه همه را مومن و خداپرست گردانی ( ۹۹ ) یونس

– و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را بشارت دهی و ( از عذابش ) بترسانی نفرستادیم و لیکن اکثر مردم از این حقیقت آگاه نیستند ( ۲۸ ) سبا

– و اگر خدا می خواست تمام خلایق را به قهر یک فرقه ( مومن ) قرار می داد و لیکن  برای امتحان چنین خواسته تا ) هر که را بخواهد به رحمت خود داخل کند و ستمکاران را هیچ یار و ناصری نباشد ( ۸ ) شوری

– و البته ما شما را در مقام امتحان می آوریم تا آن که در راه خدا جهاد و کوشش دارد و صبر می کند مقامش معلوم سازیم و اظهارات شما را بیازماییم ( ۳۱ ) محمد

 – هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش خدا که پادشاهی منزه و پاک و مقتدر و داناست مشغولند (۱) جمعه

متذکّر ساز وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست ( ۲۱ ) غاشیه

۵ – خداوندی که اگر به او توکل کنیم، کمک مان می کند.

سلامتی،ثروت،عزّت … همه نزد اوست. خداوندی که همه عالم دست ها و لشکریان اویند.

– چون بار آن قافله را مهیّا ساختند جام ( زرّین ) را شاه در رحل برادر نهاد و آنگاه از غلامان منادیی ندا کرد که اهل قافله شما بی شکّ دزدید ( ۷۰ ) آنها رو به غلامان کرده ( بر آشفتند ) که مگر چه چیز از شما مفقود شده است (۷۱) غلامان گفتند جام زرّین شاه نا پیداست و من یک بار شتر طعام ضمانت کنم بر آنکس که جام را پیدا کرده بیاورد ( ۷۲ ) برادران گفتند به خدا سوگند که شما به خوبی حال ما را دانسته و شناخته اید که برای فساد در این سرزمین نیامده و دزد نبوده ایم ( ۷۳ ) غلامان گفتند اگر کشف شد که دروغ می گویید کیفر آن دزد چیست (۷۴) گفتند جزای آن کس که این جام در رحل او یافت شود آنست که هم او را به بندگی برگیرند که ما دزد و ستمکار را چنین به کیفر می رسانیم ( ۷۵ ) یوسف یا مامور او شروع در تحقیق از بارهای ایشان کرد آخر آن مشربه را از بار برادر خود ( بنیامین ) بیرون آورد این تدبیر ما به یوسف آموختیم که در آیین ملک این نبود که بتوان آن برادر را به گرو بگیرد جز آنکه خدا بخواهد و ما که خدای جهانیم هر کس را بخواهیم به مراتب بلند می رسانیم و ( تا مردم بدانند که ) فوق هر دانشمندی دانشمندتری وجود دارد ( ۷۶ ) یوسف

– ای رسول ما از این مشرکان باز پرس که آفریننده آسمانها و زمین کیست بگو خداست آفریننده عالم پس بگو شما خدا را گذارده و غیر خدا نگهبانی و یاری خود برگرفتید در صورتی که آنها بر سود و زیان خود هم قادر نیستند ؟ آنگاه بگو آیا چشم نابینای جاهل و دیده بینای عالم یکسانست یا ظلمات شرک با نور خدا پرستی مساویست یا آنکه شریکانی برای  خدا یافتند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر مشرکان خلق خدا و خلق شریکان خدا مشتبه گردید ؟ بلکه تنها خدا خالق هر چیز است و او خدای یکتایی است که همه عالم مقهور اراده اوست ( ۱۶ ) رعد

– همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او ( حضرت ابراهیم ) را به رسالت برگزیده و به راه مستقیمش هدایت فرمود ( ۱۲۱ ) و او را در دنیا بیکویی ( و سعادت ) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان قرار دادیم ( ۱۲۲ ) نحل

– ما قصّه آنان را بر تو به درستی حکایت خواهیم کرد آنها جوانمردانی بودند که به خدای خود ایمان آوردند و ما بر مقام ایمان و هدایتشان بیفزودیم ( ۱۳ ) کهف

– و برخی از اهل مکّه گفتند اگر ما با تو اسلام را که طریق هدایت است پیروی کنیم ما را از سرزمین خود به زودی برانند ، آیا ما حرم مکّه را برایشان محل آسایش و ایمنی قرار ندادیم تا به این مکان انواع نعمت و ثمرات که ما روزیشان کردیم از هر طرف بیاورند ؟ لیکن حقیقت اینست که اکثر مردم نادانند ( ۷۷ ) قصص

 – هر کس سر بلندی می خواهد ، سر بلندی یکسره از آن خداست ( ۱۰ ) فاطر

شماره :

– شب را درون روز پنهان سازد و روز را درون ( پرده ) شب و خورشید و ماه را مسخّر کرده تا هر یک به مقدار معین و مدار خاصی می گردند او خدای آفریننده شماست که همه ملک هستی از اوست و به غیر او معبودانی را که به خدایی می خوانید در جهان دارای پوست هسته خرمایی نیستند ( ۱۳ ) فاطر

معبودان یعنی سایر انسانها، مدیر، ….

– ما رسولان و اهل ایمان را هم در دنیا نصرت می دهیم و هم روز قیامت که گواهان به شهادت برخیزند ( ۵۱ ) غافر/ مومن

شماره :

– پس شما ای اهل ایمان در کار دین سستی روا مدارید و دعوت به صلح مکنید که شما بر کفار غالب و بلند مقام تر خواهد بود و خدا با شماست و از اعمال شما نمی کاهد ( ۳۵ ) محمد 

چاقو اسماعیل را نکشت. 

آتش ابراهیم را نسوزاند. 

نهنگ یونس را نخورد . 

دریا موسی را غرق نکرد . 

به خدا توکل کنید، از شما محافظت خواهد کرد.  

۶ –   خدایی که ستارالعیوب است، حتی در قیامت گناهان بنده را فقط به خودش آشکار می کند.

 روزیست که آدمی هر چه کرده بیادآورد (۳۵) نازعات

آن هنگام هر نفسی آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند (۱۴) تکویر

آن هنگام هر شخص به هر چه مقدّم و موخر انجام داده بداند (۵) انفطار

۷  – خداوندی که برای بندگانش بهشت را مهیا ساخته است.   

برای اینکه با تجسم جایگاه خود در آخرت انگیزه و احساس خوبی داشته باشید. 

– و مژده ده ای پیغمبر کسانی که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند که جایگاه آنها باغهایی است که نهرها در آن جاری است و چون از میوه های گوناگون آن بهره مند شوند گویند این مانند همان میوه هائیست که پیش از این (در دنیا) ما را نصیب بود و از نعمتهایی مانند یکدیگر متلذّذ شوند و آنها را در آن جایگاه خوش جفتهای پاک و پاکیزه است و در آن بهشت جاوید خواهند زیست (۲۵) بقره

 – در آن بهشت چشمه های آب جاریست (۱۲) و هم آنجا تختهای عالی نهاده اند (۱۳) و قدحهای بزرگ گذاشته اند (۱۴) و مسند و بالشها مرتب داشته اند (۱۵) و فرشها گسترده اند (۱۶) غاشیه

– پاداش آنها نزد خدا باغهای بهشت عدنست که نهرها زیر درختانش جاریست و در آن بهشت ابد جاودان متنعّمند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا راضی هستند و این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسید (۸) بینه

– و نکوکاران عالم در بهشت از شرابی نوشند که طبعش کافور است (۵) دهر

– که در آن بهشت بر تختها (ی عزّت) تکیه زنند و آنجا نه آفتابی (سوزان) ببینند و نه سرمای زمهریر (۱۳) دهر

– و سایه درختان بهشتی بر سر آنها و میوه هایش در دسترس و به اختیار آنهاست (۱۴ ) دهر

– و (ساقیان زیبای حور و غلمان) با جامهای سیمین و کوزه های بلورین بر آنها دور زنند (۱۵) دهر

۸ – خداوندی که برای درمان بندهای  گناه کارش درمانگاهی به نام جهنم و غضب و مجازات فراهم کرده است ؟

  من شما را از آتش شعله ور دوزخ ترسانیدم آگاه ساختم (۱۴) هیچ کس در آن نیفتد مگر شقی ترین خلق (۱۵) که تکذیب کرد و روی گردانید (۱۶) لیل

موضوع بهشت رفتن نیست، جایگاه ما در بهشت باید موضوع باشد. بهشت رفتن کار سختی نیست. واقعیت این است که مقصد همه ما آنجاست. راه ورود به بهشت جهنم است. همه این مسیر را طی می کنند. یکی با سرعت نور رد می شود و یکی هم به کندی . جهنم مثل بیمارستان است.

در بیمارستان عضو قطع می کنند، شکم پاره می کنند، درد و فریاد و شیون است. ولی همه این ها برای معالجه بیمار است. برای رفتن به بهشت باید سالم بود . بیمار باید برود جهنم تا سالم شود. جهنم بیمارستانی است در مسیر بهشت، یکی چکاپ می شود سالم است و مستقیم می رود به بهشت،دیگری چکاپ می شود و باید معالجه شود.

در دنیا پیامبران به عنوان پزشکانی آمده اندتا بیماری های انسانی را معالجه کنند ، حال اگر کسی حریف بیماری های روحی و روانی اش نشد باید در منزل جهنم مریضی اش درمان شود. باید کبر، تکبر، حسادت، بد دلی و… را از ما بگیرند تا بتوانیم وارد بهشت شویم. بیمارستان و اتاق عمل بهترین جاست برای معالجه بیماری، با پای لجنی و کثیف نمی توان وارد منزل شد.

جهنم هم از نعمت های خداست، جهنم هم شامل رحمت خداست، پیامبر و مومنین می روند جهنم عیادت و بعد از عیادت آنها عده زیادی معالجه می یابند. 

اگر یک مریض را به بیمارستان ببریم به او ضرر رسانده ایم یا لطف کرده ایم.

غضب اثر دارویی است که خداوند برای درمان مخلوقاتش به آنها می دهد. کینه، کفر، خودخواهی ، حسادت ، بددلی، .. همه مریضی است. خدا از مریضی متنفر است نه از مریض. قارون هم خدا خلقش کرده، پول پرستی، جنایتکار، دنیا پرستی را در دنیا گرفته،وقتی از مادر آفریده شده پاک بود، این مریضی ها را در دنیا گرفته ولی مخلوق خداست.        

خدا در قرآن می فرماید: من کافران را دوست ندارم، من مفسدان را دوست ندارم، خدا محبتش به بنده ها ثابت است و تغییر نمی کند. مثل اینکه بگوید من سرطانی را دوست ندارم، اینکه معنی ندارد. می خواهد بگوید من سرطان را دوست ندارم. … من کفر را دوست ندارم، چرا که کفر باعث می شود  بنده من از من دور شود، دکتر می گوید من از کفر متنفرم، من از مریضی متنفرم .    

اگر کسی هدایت نمی شود چون هدایت نمی خواهد، اگر کسی در قیامت شفاعت نشود چون شفاعت نخواسته است. اگر کسی خالصانه هدایت بخواهد گناهکارترین موجود عالم باشد، هدایتش می کنند و نجاتش می دهند. ۱۲۴۰۰۰ پیامبر آمده اند تا هدایتمان کنند و نجاتمان دهند.

صبر خدا و عشق خدا به بنده اش را ببینید. خدا دوست دارد بنده هایش راه را پیدا کنند نه عذاب و تنبیه ، خدا ستارالعیوب آبروی بنده گناهکارش را هم پیش دیگران نمی ریزد.  

مرحله دوم:

در سمت دیگر دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات منفی و مخرب خود،  در باره خداوند را بنویسید؟ ( با خط نازک و کم رنگ)

به طور نمونه :

  – خدایی اخمو و عبوس تکان می خوریم می زنه تو دهنمان   

  –  از بچگی دائما به ما گفته اند از خدا بترس، دروغ نگو خدا می برت جهنم 

   از خدا بترس  جمله ای نادرست است. از خدا بترس یعنی از همه خوبی ها، از همه بخشش ها، از همه کرامت ها بترس، ما باید از خودمان بترسیم. ما باید از نادانی و جهل و تاریکی فکرمان بترسیم.

  –  خدا را طوری توصیف کرده ایم که همه به دنبال جایی و کسی می گردند که از ترس خدا به او یا آنجا پناه ببرند. انشاء … در قیامت امام … دست ما را بگیرد.

  –  انسان را خلق کرده و از همان ابتدای خلقتش برایش دشمنی قدر قدرت درست کرده و انسانی که خصوصیتش این است که نسبت به امر و نهی عکس العمل مخالف نشان می دهد را امر کرده تا بهانه ای شود تا از بهشت بیرونش کند. 

  –   غرایزی هم به انسان داده که از زیبایی، ….. لذت می برد و حال در این دنیا هی می گوید این کار را بکن و این کار را نکن ….

  – یک جهنم هم درست کرده هرچه می ریزند توش پر نمی شه، آب جوشنده، غل و زنجیر و آتش سوزان، به طعام آنجا نه فربه شوند و نه سیر گردند.  

      

مرحله سوم:

توجه کنید که تعداد موارد نوشته شده در کدام سمت دفترچه بیشتر است. 

پس از شمردن تعداد موارد با استفاده از مطالب سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار و کانال ، فهرست موارد نوشته شده در دو طرف دفترچه را اصلاح و تکمیل نمایید.   

مرحله چهارم:

هر زمان سرحال و خوشحال هستید، تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده نوشته شده را به صورت جملات تاکیدی برای خودتان تلقین و تکرار کنید.

می توانید بر روی یک کاغذ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده را با خط درشت و پر رنگ بنویسید، و در محل های مختلف در خانه یا محل کارتان نصب کنید تا دائما در معرض دید شما باشد.  

نسبت به نوشته های سمت دیگر دفترچه یعنی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، بی تفاوت باشید و هر دفعه بر روی یکی از آنها به نشانه باطل شدن با خودکار خط بکشید. طبق قانون بالن برای اوج گرفتن آن چیزهایی که نمی خواهید را به دور بریزید .   

مرحله پنجم:

در دوره های زمانی مختلف (یک هفته یا یکماه بعد) همین تمرین را مجددا تکرار کنید با این تفاوت که در این مرحله  در یک سمت دفترچه،  فقط آنچه در فکرتان در باره باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره خداوند  هست، را از حفظ بنویسید.

در صفحه دوم، یا در سمت دیگر دفترچه هیچ چیزی ننویسید! شاید این پرسش مطرح گردد چرا هیچ چیزی ننویسیم؟

در پاسخ باید بگویم  شما با خط کشیدن بر روی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، همه آنها را نابود کرده اید، دیگر چیزی وجود ندارد که نیاز به نوشتن داشته باشد.

 آنقدر این تمرین را تکرار کنید تا بتوانید بدون نگاه کردن به مطالب سایت و کانال و سایر منابع آموزشی( جزوه، کتاب، …) از حفظ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره خداوند را بنویسید. باورهای انرژی بخش به اصطلاح ملکه ذهن شما شده باشد.  

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

 هر چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، خدایی نیست

 هر چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، خدایی نیست

خدا روز  محشر می فرماید همه شما را می بخشم، فقط شما همدیگر را ببخشید . اگر همدیگر را نبخشیم بخشیده نمی شویم. پس از فتح مکه ابوسفیان اسلام می آورد ، آیا پیامبر نمی داند که او دروغی اسلام آورده است. پیامبر با همه صداقت دروغ ابوسفیان را قبول می کند. او عاشق هدایت و راهنمایی است.

خدا نادیده می گیرد نه بخشیدن، یعنی طوری رفتار می کند که انگار اتفاقی نیفتاده است. خدا با بنده مثل خودش رفتار می کند نه مثل بنده اش،

ما وقتی عاشق کسی باشیم نسبت به او خوف و رجاء پیدا می کنیم. خوف از اینکه نکند کاری کنم که از چشمش بیافتم، رجاء یعنی چکار کنم تا من را بیشتر دوست داشته باشد. ما از خدا نمی ترسیم ما از جهل خودمان می ترسیم. هر چه بدانی همسرت بیشتر تو را دوست دارد، بیشتر می ترسی که نکند کاری کنم که از چشم او بیافتم، آنکس که خوف واقعی دارد هر چه از بزرگی، عشق و علاقه و بخشش خدا بگوییم ، خوفش بیشتر می شود. خدایا عجب غلطی کردم او که اینهمه مرا دوست داشت اینهمه بفکر هدایت و سعادت من بود … این چه کاری بود که کردم، ما از شرمندگی خوف داریم. بالعکس اگر بخواهی مردم عاشق خدا شوند باید یکنفر الگوی رفتار خدایی دیده باشند. زندگی به عشق است، عقل محاسبه گر به انسان زندگی نمی دهد. عشق است که در درون انسان شعله و شوق زندگی می دهد . مسلمان عاشق است، عاشق خدا ، عاشق حق، عاشق انسان شدن است. تا انسان این عقل محاسبه گر را از خانه دل و ذهنش بیرون نکند عاشق نمی شود.

خدا فصل مشترک همه انسان ها و همه ادیان است. همه ما یک خدا داریم. ما باید در میان تمامی انسان ها زندگی کنیم امتیاز بدهیم و امتیاز بگیریم. باید با همه گفتگو کنیم ما اگر عاشق خدا باشیم عاشق بشریت خواهیم بود. مسلمان یعنی عشق ، یعنی اتحاد، یعنی گفتگو، یعنی صلح

 هر چیزی که زیبا نیست از دین نیست. ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان آورید. مسلمان یعنی عشق به خانواده، فرزندان باید در دوران تربیت لذت خانواده را درک و لمس کنند. ای مسلمان آیا خانواده را به مسافرت می بری، با بچه ها بازی می کنی، آیا وقت به آنها اختصاص می دهی، … امام جواد برای همسرش لباس رنگی پوشیده بود.

ولایت امام علی (ع) داشتن یعنی رفتار و گفتار و کردار آنها داشتن، اگر ما معیارهای امام را رعایت نکنیم یعنی داریم راه دیگران را می رویم.

چرا مردم خوبی را می بینند ولی بدی را انتخاب می کنند؟ یک چیزهایی هست که مذاق انسان را تغییر می‌‌دهد. خوبی را بد و بدی را خوب می بینند. جامعه ای که دروغ می گوید از کسی که راست بگوید بدشان می آید. اگر جامعه به دروغ، بی رحمی، خشونت، تهمت، پارتی بازی، غیبت ،…و عادت کرده باشد، وقتی امام زمان هم بیاید با او به مشکل بر می‌خورند. چرا که مثل ما نیست. چرا که مثل ما رفتار نمی کند. کلاس کار را حفظ نمی‌کند، با همه معاشرت دارد، با  همه گفتگو و جلسه دارد، بنز و محافظ و بادی گاردی در کار نیست ، … عجب آدمی او اهل انتقام ، کینه و حال گیری نیست.

هیچ پیامبری سواره نبوده و امتش پیاده، علی ابن ابوطالب داشت در شهر انبار با اسب حرکت می کرد، ایرانی ها پیاده دنبالش می رفتند. ایستاد فرمود پیاده دنبال سواره نیاید. هر کس سواره است با من بیاید. آن چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، آنچیزی که دوست نداری ، خدایی نیست.

پیامبر در مسجد در حال نماز خواندن بود هر دفعه که به سجده می رفت امام حسین که در آن زمان کودکی بود سوار بر پشت پیامبر می شد، پاهایش را تکان می داد و می گفت تندتر تندتر، پیامبر هر بار که از سجده بلند می شد پای کودک را می گرفت و او را آرام روی زمین می گذاشت، این رفتار پیامبر باعث جذب شخص غیر مسلمانی شد . چطور می تواند یک نفر اینقدر مهربان باشد پیامبر می گوید اگر به خدا و پیامبر ایمان آوری تو هم مهربان می شوی، غیر مسلمان می گوید اگر ایمان به خدای تو باعث مهربانی با فرزندان شود من هم مسلمان می شوم. ثمره دین مهربانی است. ثمره دین نمی تواند بی رحمی، کودک کشی و … باشد. کسی که با بچه ها خوب نیست مسلمان نیست.

پیامبر از کوچه رد می شد ، بچه ها خاک بازی می کردند یکی از اصحاب رفت که جلوی بچه ها را بگیرد ، پیامبر فرمودند خاک بازی برای بچه هاست ، اجازه دهید تو حال خودشان باشند. بچه ها حق دارند  بازی کنند ، حق دارند آزاد باشند، حق دارند درس بخوانند، اگر ایمان به خدا داشته باشیم از کنار هیچ بچه ای بی تفاوت نمی گذریم. 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق زیبایی ها 

 اصل دین یعنی اخلاق نیکو

 اصل دین یعنی اخلاق نیکو

پیامبر رسول تکمیل کننده محسنات اخلاقی است، پیامبر آمده که با اخلاق مردم را هدایت کند نه با اجبار، اگر بخواهد با اجبار هدایت کند در دین و روش خدا بدعت نهاده، هیچوقت خدا به پیامبر نگفت که برای هدایت و اصلاح مردم از اجبار استفاده کن، اصلاح با زور نمی شود، اصلاح داوطلبانه با آگاهی، انتخاب و اختیار است.

اگر خدا می خواست خودش همه را به اجبار هدایت می کرد، خدا می خواهد خودشان بیایند، اصلاح یک راه دارد آنکه خودشان بیایند، این راه فضیلت دارد. با اجبار و زوری نمی توان مردم را اصلاح و هدایت کرد. ای کسانی که ایمان آورده اید رفتار، کردار و گفتار شما باید دیگران را اصلاح کند نه اجبار شما، ای کسانی که ایمان آورده اید بی خیال آنهایی که ایمان نیاورده اند.

تصویر اجبار در دین می شود داعش ، طالبان ، …

رسولان و معصومین تمام هدفشان اصلاح و هدایت مردم بود آنهم نه با اسلحه نظامی، بلکه با اسلحه قرآنی، امام حسین شب عاشورا وقت گرفت که چه کسانی را دعا کند؟ افراد گرفتار را ، تو کربلا چه کسانی گرفتار بودند؟ سپاه امام یا سپاه مقابل

کار امام علی (ع) همانند کار امام زمان(ع) از کار پیامبر سخت تر است، چرا که پیامبر با کفار طرف حساب بود ولی امام با مسلمانان مدعی    

دین ما دین اخلاق، یک جوان یک گناهی کرده، تهمت ها شروع می شود. بی غیرت، حرام زاده، کافر، …. بابا یک اشتباهی کرده، خدا بنده هایش را دوست دارد حتی اگر بروند از خود یک فرعونی بسازند، خدا می فرماید موسی برو بنده من را نجات بده

مردم معادن طلا و نقره اند. ولی در لجن و کثافت افتاده اند. کثیف شده اند ولی بنده خداوند هستند. تمیزشان کنیم. این است رمز این که پیامبر خود را به سختی می اندازد تا بنده های خدا را هدایت و راهنمایی کند.

خدا زیباست، خدا تو دل بروست، وقتی اسم خدا می آید باید آب از دهانمان جاری شود. هر فکری که زیبا نیست از خدا نیست ، هر حرفی که قشنگ نیست از خدا نیست.

خدا رحمت مطلق، خدا در قیامت اعمال بد ما را فقط به خودمان نشان می دهد. خدا ستارالعیوب، کسی را پیش کس دیگر حتی پیامبر رسوا نمی کند. قیامت پرده کنار می رود و خداوند رفتار و گناهان را به خودمان نشان می دهد.

خدایی که بخواهد مچ بنده اش را بگیرد خدا نیست، خدایی که بخواهد حال بنده اش را بگیرد خدا نیست، خدایی که بخواهد از بنده اش انتقام بگیرد خدا نیست.

ما فقیریم، ما جز خدا سرمایه ای نداریم ، سرمایه ما فقط خداست.

ما نمونه مرد خدایی ندیدیم تا بفهمیم خدا چقدر ما را دوست دارد.

داستان آقا سید علی قاضی

مرحوم قاضی در صد سال اخیر بی نظیر هستند، شاگردهای ایشان امثال آیت لله بهجت و علامه طباطبایی بودند.

ایشان(مرحوم قاضی) زمانی که در نجف زندگی می کردند، هم محله لاتی می شوند که با تمام لاتی اش، مرحوم قاضی را دوست داشت، این لات به قاسم معروف بود. قاسم اهل مشروب بود اصلا کسی به او سلام نمی کرد. هر روز سرکوچه می ایستاد تا آقا سید از آنجا رد شود و به زبان خودش می گفت: آقا سید مخلصیم.

آقا سید هم می گفت: آقا چاکریم ، مخلصیم

دو سال آقا سید با او رفاقت کرد و شب ها در نماز شب او را دعا می کرد. خدایا یک بنده ای می خواهم بیارمش در خانه ات ، او از در خانه تو فراری است چرا که از من و امثال من بد اخلاقی دیده، خدایا در خانه ات که آوردم خودت دریابش.

بعد از دو سال حاج آقا به قاسم که لات محله شان بود گفت: قاسم مگر محبت من را نداری، ما یک خواسته ای داریم ، گفت حاج آقا ما نوکریتم.

پس امشب بلند شو و قبل از نماز صبح، نماز شب بخوان و بخواب، اگر ما می بودیم اول می گفتیم، نمازهای واجب را بخواند، ببینید مرحوم قاضی کجا را دیده است.

گفت: حاج آقا نماز آخه…

حاج آقا گفت: عیبی نداره یک شب نماز شب می توانی بخوانی

گفت: حاج آقا یک شب را شما می فرمایید عیبی ندارد ولی حاج آقا من بیدار نمی شم.

حاج آقا گفت: من خودم بیدارت می کنم.

لات شب می خواست بخوابه با خودش گفت این حاج آقا چطور می خواهد من را بیدار کند؟ اگر بیدار کرد نماز می خوانم قول دادم.

خوابید و نیم ساعت مانده به اذان صبح از خواب پرید، دید وقت نماز شب

به حیاط آمد و یک نگاه به حوض آب کرد و یک نگاه به آسمان ، به خدا گفت خدایا من بلد نیستم با تو صحبت کنم . این سید من را بغل می کند با من صحبت می کنه، مرا هیچ کس آدم هم حساب نمی کنه، قول دادم یک نماز شب بخوانم. می دونی که لات و قولش. آبرو ما را پیش این سید نبر قول دادم. آقا ایستاد پای حوض و وضو گرفت ، گریه و زاری … شد از مخلصان و مومنان نجف، قاسم بعد از این قضیه جز شاگردان آیت الله قاضی، به طوری که مردم نیم خورده غذایش را برای تبرک می‌بردند.

چی شد، هیچی فهمید یکی هست دوستش دارد، یکی هست او را می خواهد.

 

نوشته های مرتبط

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق هستی

 همه ما چهار زن داریم

 همه ما چهار زن داریم

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که ۴ زن داشت. 

زن چهارم:

زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سوم:

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد . پیش دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد.

زن دوم:

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

زن اول:

اما زن اول مرد، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

” من اکنون ۴ زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، تنها و بیچاره  خواهم شد !”

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

” من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟”

زن به سرعت گفت :” هرگز” همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود  نزد زن سوم رفت و گفت :

” من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟”

زن گفت :” البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم ” قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

” تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟”

زن گفت :” این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ متاسفم! ”  گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

” من با تو می مانم ، هرجا که بروی” تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد. غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :” باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم. “..

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هر چقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

و از آنچه روزی شما کردیم در راه خدا انفاق کنید پیش از آنکه مرگ بر یکی از شما فرا رسد در آن حال (به حسرت)بگوید پروردگارا اجل مرا اندکی تاخیر انداز تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نکوکاران شوم (۱۰) سوره منافقون

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

دوست خوبم، به نظر میزبان شما علیرضا شجاعی، دنیا بازیچه ای بیش نیست و حتی زیادش هم خیلی کم است، بوش پدر در بین رئیس جمهورهای آمریکا با ۹۴ سال زندگی بیشترین عمر را داشت. حالا ملت آمریکا، خانواده و فرزندانش، ثروت و قدرت همه و همه رهایش می کنند، خودش می ماند و خدایش 

زندگی خیلی کوتاه است و ما خیلی وقت نداریم که آن را با حسادت، جرو بحث، کینه، تنفر، قتل و جنایت بگذرانیم ، ما فقط آنقدر وقت داریم که آن را به دوست داشتن، عشق و علاقه اختصاص دهیم. 

چه خوب است همیشه به کسی یا چیزی یا ….. امید و دل ببندیم که همیشه هست. دست مان را در دست خدایی قرار دهیم که بیشتر از هر کسی و هر چیزی دوستمان دارد و خواهان و مشتاق موفقیت و خوشبختی و سعادت ماست.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجه هستیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

 

و باید از شما مسلمانان برخی خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از بد کاری نهی کنند و اینان که به حقیقت واسطه هدایت خلق هستند در دو عالم در کمال فیروز بختی و رستگاری خواهند بود ( ۱۰۴) سوره آل عمران

دنیا فرصتی است برای خوب بودن

دری که او از رحمت به روی مردم بگشاید هیچکس نتواند بست و آن در که او ببندد هیچکس جز او نتواند گشود و اوست خدای بی همتای با حکمت و اقتدار (۲) سوره فاطر

 

هر که طالب عزّت است تمام عزّت خاصّ خدا ( و خدا پرستان) است کلمه نیکو به سوی خدا بالا رود و عمل نیک خالص آن را بالا برد و بر آنکه به مکر و تزویر اعمال بد کند عذاب سخت خواهد بود و فکر و مکرشان به کلی نابود خواهد شد (۱۰) سوره فاطر

 

و آنها که کتاب خدا را تلاوت کرده و نماز بپا می دارند و از آنچه خدا روزیشان فرموده پنهان و آشکار به فقیران انفاق می کنند و امید تجارتی دارند که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت(۲۹) سوره فاطر

 

ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم(۱۰) آن تجارت اینست که به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است(۱۱) سوره صف    

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق زیبایی ها

 ایمان داشته باشیم و بخواهیم که به ما داده خواهد شد.

 ایمان داشته باشیم و بخواهیم که به ما داده خواهد شد.

انسان به عالمی پا می‌نهد که خدا رزق و روزیش را تامین کرده است،  هر‌آنچه آرزومند یا نیازمند است پیشاپیش بر‌سر راه اوست. هر‌چند که باید این خزانه را با ایمان خود یا کلامی که بر زبان می‌آورد بگشاید. ایمان داشته‌باشیم که در عالمی زندگی می‌کنیم که درآن برای همه کسانی که به‌راستی به دنبال ثروت هستند و حاضرند قوانین حاکم برکسب آن را عمل کنند، ثروت کافی وجود دارد. یعنی هیچ کمبودی نیست. هر‌چه را بخواهیم و مورد نیازمان باشد، می‌توانیم داشته باشیم.

ما در عالمی زندگی می‌کنیم که دست‌و‌دل باز است و از هر‌طرف نعمت‌ها و فرصت‌ها، اطرافمان را گرفته‌اند تا هر چه را می‌خواهیم، به‌دست بیاوریم. فکرمان نسبت به کم یا زیاد بودن ثروت تأثیر زیادی بر این دارد که ثروتمند بشویم یا نشویم.

مردم ثروتمند می‌شوند، چون تصمیم گرفته‌اند ثروتمند بشوند. افرادی به‌این دلیل فقیر هستند که هنوز تصمیم نگرفته‌اند ثروتمند بشوند.

اعتقاد، ایمان و آرزو یا نیاز در هر دو جهت فقر و ثروت کار می‌کنند. یعنی می‌توان با اصلاح باورهای اعتقادی، فقر را به ثروت بدل کرد. همه‌ی انسان‌ها از قدرت برکت‌دادن و فزونی بخشیدن و توانگر ساختن بهره‌مندند، و وفور نعمت همواره بر سر‌ راه انسان است، محدودیتی هم وجود ندارد. اگر همه‌ی مردم دنیا میلیاردر شوند ذرّه‌ای از کائنات کم نمی‌شود و ذرّه‌ای هم به آن اضافه نمی‌شود. امّا از طریق آرزو، ایمان یا کلام به زبان آمده، می‌تواند وفور نعمت نمایان شود.   

خرد لایتناهی خداوند همواره آماده است که کوچکترین یا بزرگترین آرزوی انسان را برآورد. هر آرزویی خواه به‌زبان آمده ‌و خواه نهفته در دل، یک استدعا است. و چه بسیار همه‌ی ما از برآورده شدن ناگهانی آرزویی حیرت کرده‌ایم.

هر‌کلام یا اندیشه‌ای بر ضمیر‌ناخودآگاه اثر می‌گذارد، و با دقتی حیرت‌آور به عینیت در‌می‌آید. درست مانند ضبط صدای خواننده‌ای بر صفحه‌ی حساس سی‌دی که هر آوا و هر لحن و حتی سرفه یا مکث او نیز ضبط می‌شود. پس بیاییم تا همه‌ی آن صفحه‌های کهنه‌ی نامطلوب زندگی را که دیگر میل نداریم نگه‌داریم، بشکنیم و صفحه‌هایی زیبا و تازه بسازیم.   

برای انسان آگاه از نفوذ اندیشه‌های ذهنی انجام هیچ‌کاری چندان دشوار نیست. به یمن کلام و سخنی که با خود دارد نیروهای غیبی را به کار وا می‌دارد و تن خود را باز می‌آفریند یا به امور خود صورتی تازه می‌بخشد. از این رو انتخاب کلمات درست اهمیت حیاتی دارد.

شاگرد باید کلامی را که می‌خواهد در ذهن خود تکرار کند و یا به‌صورت دعا به عرصه‌ی غیبی فرا‌افکند با دقتی هر چه تمام تر بر‌گزیند، او می‌داند که خدا روزی‌رسان او است و برای هر تقاضا عرضه‌ای هست و کلامی که بر‌ زبان ذهنی خود می‌آورد مانند کلیدی در این خزانه‌ی غیبی را می‌گشاید. بخواهیم که به ما داده خواهد شد، بطلبیم که خواهیم یافت.

زنی به پول زیادی نیاز داشت، این کلام را بر زبان آورد، جان لایتناهی راه را برای رزق و روزی بی‌درنگ من بگشا! بگذار همه‌ی آنچه که حق الهی من است هم‌اکنون به‌صورت بهمن‌های عظیم فراوانی به من برسد، با رهنمودی مشخص هدایتم‌کن تا اگر باید کاری انجام بدهم، بدانم چه باید بکنم. چندی نگذشت که به‌طرزی معجزه‌آسا ثروتی کلان به‌دست آورد.   

نمونه‌ای از جملات مثبت تاکیدی و گفتگو‌های درونی:

– خدا روزی رسان من است و هر روز، روز خداست.

– هر روز صبح با شگفتی وارد مغازه می‌شوم و خدا را شکر می‌کنم، اکنون با اقتدار و اراده‌ای شگفت‌انگیز آنچه را که حق الهی من است، از جوهر جهان به‌سوی خود می‌کشانم.

– اکنون از فراوانی آسمان‌ها، وفور نعمت بی‌درنگ و بیکرانم را به‌سوی خود می‌کشانم، همه راهها گشوده‌اند و چاره‌ها بسیار، همه‌ی درها باز می‌شوند.

– خدای من خدای وفور برکت است و اکنون هر ناز و نعمت را که آرزومند یا نیازمند باشم و بیش از آن را نیز به من عطا می‌کند.

– همه‌ی راه‌ها گشوده‌اند و همه درها باز شده‌اند تا آن خیر و برکت بی‌درنگ و بی‌پایان که خدا برایم می‌خواهد نزدم بیاید.    

– خدا روزی‌رسان شکست‌ناپذیر من است و هم‌اکنون مبالغ هنگفت پول در پناه لطف الهی و به شیوه‌هایی عالی به من می‌رسد.

– من از دست‌دادن را نفی می‌کنم، چون در ذهن الهی خسارت وجود ندارد. هر‌گاه آدمی در جایگاه معنوی خود بایستد تمامی حق خود را از این خزانه‌ی عظیم نعمت می‌ستاند.

– خدا روزی‌رسان هر روز ماست، آنچه را  که او عطا کند کمی‌و کاستی نمی‌گیرد، با خزانه‌ی کل تماس حاصل کنیم، یعنی برای برکت‌و نعمت تنها به خدا چشم دوخته، به این ترتیب همه راه‌ها گشوده خواهد شد.

  آنچه می‌خواهم بگویم این است که اضطراب و واهمه را در باره‌ی مسائل مالی از دست داده و این اعتقاد راسخ را در ذهن و ضمیر ناخودآگاه خود پدید آوریم که روزی‌رسان خداست. پس روزی از راه می‌رسد و رد خور نیز ندارد.

آدمی در‌دست عقل کل مانند ابزاری است که با او کار می‌کند و مشیت خود را عیان می‌سازد. و مشیت او برای انسان موفقیت و سلامت و سعادت و توانگری است و بیان کامل نفس، گرایش مادی نسبت به پول، اتکاء به حقوق ماهانه و درآمد و پس‌انداز و سرمایه‌ی خودمان است که چه بسا یک شبه بر باد رود. امّا گرایش معنوی نسبت به پول، توکّل به خداست. توکّل به خدای روزی‌رسان، معنویت راستین یعنی اثبات این حقیقت که خدا روزی‌رسان هر روز شماست، نه روزی‌رسان گاه‌به‌گاه، و انسان با ایمان و کلام به زبان آمده هر ثروت و دولتی را از این خزانه‌ی کل و از فراوانی افلاک به سوی خود می‌کشاند.

اگر می‌خواهیم دارایی خود را حفظ کنیم باید دریابیم که آنها عطایا و هدایای خدا هستند، و آنچه را که عطا کند کمی و کاستی نمی‌گیرد. اگر دری بسته شود چندی نمی‌گذرد که دری دیگر گشوده می‌شود. امام علی‌(ع) می‌فرمایند: ای پسر آدم اندوه روز نیامده‌ات را بر روز آمده‌ات میفزا که اگر فردا از عمر تو مانده، خدا روزی تو را در آن رساند.

انسان آگاه از این حقیقت، حرص و طمع به پول را از دست می‌دهد. از هر چه اندوختن و احتکار است دست می‌کشد، در خرج کردن بی‌باک می‌شود و هدیه می‌دهد تا از دست خدا هدیه بستاند. این بدان معنا نیست که نباید صاحب یک حساب بانکی عظیم یا صاحب ملک و دارایی و سرمایه‌گذاری‌ نباشیم، بدان معنا است که نباید به آنها تکیه کنیم.  نباید به آنها وابسته باشیم. این‌ها هیچ‌کدام متعلق به ما نیست، بلکه امانتی است در دست ما. باید از امانت‌ها به بهترین نحو استفاده کنیم و امانت‌دار خوبی باشیم، ولی امانت‌دهنده را فراموش نکنیم. فقط اوست که روزی‌رسان است و نباید به امانت‌های او مغرور شویم.

در اسفندماه سال ۱۳۸۹ هجری شمسی در ژاپن یکی از پیشرفته‌ترین و ثروتمندترین کشورهای دنیا، در طی فقط چند دقیقه، زلزله و سونامی، دارایی هزاران نفر را نابود ساخت و بیش از ۱۵۰۰۰ نفر کشته به دنبال داشت.

یاد مان باشد  امانت‌ها را باید پس بدهیم، چه وقت و چگونه را نمی دانم ولی حتماً پس‌خواهیم داد، همه انسان ها دنیای فانی را ترک خواهند کرد و همه امانت ها را باقی خواهند گذاشت و پس خواهند داد.   

اگر در مسیری چیزی از دست بدهیم، در مسیری دیگر موهبت ارزشمند‌تری به‌دست می‌آوریم.  اگر انسان چیزی را از دست بدهد، نشان می‌دهد که در ذهن نیمه هشیار او اعتقاد به از دست‌دادن وجود دارد. به محض اینکه انسان اعتقاد کاذب را از ذهن نیمه هشیار خود بزداید، آنچه را که از دست داده است یا همسنگ و معادل آن را به دست خواهد آورد.

انسان چیزی را از دست می‌دهد که یا حقّ الهی او نباشد، و یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد. در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد. پس محال است چیزی را که حقّ من است از دست بدهم. آنچه از دست داده‌ام به من باز گردانده خواهد شد یا معادل و همسنگ آن را باز خواهم ستاند.

  بازرگانی بسیار موفّق که همه‌ی کارهای خود را بر اساس تعالیم حقیقت به انجام می‌رساند می‌گفت: “مشکل بیشتر مردم این است که به شرایط معیّنی خو می‌گیرند، و تخیّل چندان نیرومندی ندارند که آنها را به پیش براند تا چاره‌ها و تدابیری تازه پیدا کنند”  

چه خوب است که گهگاه انسان به تماشای سحر برود تا با همه‌ی وجود یقین یابد که آفتاب بی‌تردید طلوع خواهد کرد. آنجا که به دیده‌ی باطن خود آموخته‌ایم تا از خلال شکست، موفّقیت را ببینیم و از خلال بیماری، سلامت و از خلال تنگدستی، فراوانی را، تمام این زمین را که می‌بینی به ما بخشیده خواهد شد.

طلب خداوند یعنی، آدمی باید نخستین گام را بردارد و حرکت را آغاز کند و به خدا تقرّب جوید. امّا راه‌های طلب خداوند عبارتند از: تکرار عبارت‌های تاکیدی، امید و انتظار، و تدارک‌دیدن و آماده‌شدن برای خیر‌و خوشی، اگر موفّقیت بطلبیم امّا برای شکست تدارک ببینیم، همان چیزی را خواهیم ستاند که برایش تدارک دیده‌ایم.  

نوشته های مرتبط: 

ارتباط با خداوند خالق زیبایی ها

معجزه شکرگزاری

 معجزه شکرگزاری

شما قبل از غذا خوردن دعا می کنید . بسیار خوب است . اما من ، قبل از هر کنسرت و هر اپرا دعا می کنم ، قبل از هر نمایش و پانتومیم دعا می کنم ، قبل از آن که کتابی را بگشایم دعا می کنم ، قبل از طراحی ، نقاشی ، شنا ، شمشیربازی، مشت زنی ، پیاده روی ،بازی و ورزش دعا می کنم . من قبل از آن که قلم را در مرکب فرو کنم ،دعا می کنم .

جی کی چسترتون (۱۹۳۶ – ۱۸۷۴) نویسنده

همه ما می خواهیم درانجام دادن همه ی کارها ، با پیامدهای خوب و خوشایند رو به رو شویم .گیلبرت کیت چسترتون نویسنده ، با سپاس گزاری کردن از خداوند قبل از انجام هرکاری ، در واقع دستیابی به پیامد مناسب و دلخواهش را تضمین می کند .

بی تردید، در بسیاری از موقعیت ها با خودتان چنین اندیشه ای داشته اید . : امیدوارم این ماجرات به خوبی پیش رود  یا امیدوارم این کار خوب از آب در آید یا امیدوارم دراین باره شانس بیاورم . همه ی این اندیشه ها در واقع امیدداشتن به رو به رو شدن با پیامدهای خوب و خوشایند را در موقعیتی نشان می دهند .

اگر می خواهید درباره ی هرکاری که انجام می دهید ، با پیامدهایی خوب و با شکوه رو به رو شوید ، پس باید قانونی را به کار ببرید که این پیامدها را مدیریت می کند و این قانون نیز همان قانون جذب است. به بیان دیگر ، شما باید اندیشه ها و احساساتتان را برای جذب کردن پیامدهایی باشکوه به سوی خودتان به کار ببرید. سپاس گزاری کردن از خداوند به دلیل دستیابی به پیامدهایی باشکوه در واقع یکی از ساده ترین شیوه ها برای انجام دادن این کار است .

پس برای تمرین پیامدهای باشکوه ، قبل از انجام دادن هر کاری که می خواهید به خوبی پیش برود ، ازخداوند سپاس گزاری کنید . می توانید از قبل به دلیل پیامدهای با شکوه جلسه ای کاری ، مصاحبه ای شغلی یا امتحانی ویژه از خداوند سپاس گزاری کنید . می توانید از قبل به دلیل پیامد با شکوه مسابقه ای ورزشی ، ارتباطی تلفنی ، دیداری دوستانه یا رویارویی با مادر شوهر یا مادر زن تان از خداوند سپاس گزاری کنید .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط با خالق زیبایی ها

خداوند روزی رسان است.

خداوند روزی رسان است.

برای درک بهتر مفهوم خداوند روزی رسان است، در ابتدا می بایست تعریف دقیقی از رزق و روزی داشته باشیم.

رزق و روزی فقط پول و ثروت نیست،  رزق و روزی ممکن است یک فکر، یک ایده،  یک مشورت خوب، یک دوست و همراه خوب، … باشد.   

رزق فقط خوردنی، آشامیدنی، پوشیدنی یا پول و رفاه نیست، هر چه که از ناحیه خداوند متعال به مخلوقات و از جمله بشر (چه مادی و چه معنوی) افاضه می‌گردد، «رزق» است. حتی هوایی که تنفس می‌کنیم.

در این ارتباط رسول گرامی اسلام (ص) فرموده‌اند: عبادت هفتاد بخش است و بهترین بخش آن طلب رزق حلال است.
همچنین حضرت فرموده‌اند: هر کس از دسترنج خود به طور حلال روزی بخورد خداوند درهای بهشت را به روی او می‌ گشاید که از هر دری می‌خواهد وارد شود.

و هرکس رزق حلال بخورد فرشته ‌ای بر سر او می ‌ایستد و برای او استغفار می‌کند تا از خوردن فارغ شود.
رسول گرامی (ص) اسلام درباره رزق حرام فرموده ‌اند: هر کس مالی را از غیر حلال به دست بیاورد همان توشه او به سوی آتش جهنم است.

خدای تبارک و تعالی فرموده است:

هر کس ترسی نداشته باشد که از چه راهی دینار و درهم به دست می‌آورد من هم بیم ندارم که روز قیامت از کدام در، او را به جهنم وارد کنم.

– دری که او از رحمت به روی مردم بگشاید هیچکس نتواند بست و آن در که او ببندد هیچکس جز او نتواند گشود و اوست خدای بی همتای با حکمت و اقتدار(۲) ای مردم متذکّر شوید که چه نعمتها خدا به شما عطا فرمود آیا جز خدا آفریننده ای هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد، هرگز جز آن خدای یکتا خدایی نیست پس ای مشرکان چگونه از درگاه حق ّ رو به بتان باطل می آورید؟ (۳) سوره فاطر 

امام علی (ع) در وصیت ‌نامه خود به فرزندش امام مجتبی (ع) می ‌فرماید: واعلم یا بنی ان الرزق رزقان. رزق تطلبه و رزق یطلبک. فان لم تأته اتاک

فرزندم روزی بر دو قسم است، یکی آن که تو در پی آن هستی، و دیگری آنکه او به دنبال تو می‌گردد، که اگر تو به سوی او نروی او به سوی تو می‌آید.

پس غم یک سال روزی خودت را نخور که روزی تو در هر روز، تو را کفایت میکند که اگر آن سال در شمار عمر تو باشد، خدای تعالی درهر روز آنچه قسمت تو کرده به تو میدهد، و اگر آن سال در شمار عمر تو نیست، پس چرا غم روزی یک ساله خود را میخوری؟

اریش کستنر نویسنده، شاعر، فیلم نامه نویس و طنز پرداز آلمانی در یکی از کتابهایش گفته:

من فکر می کنم که پولداری خیلی ها فقط از کرم خداست، وقتی آنها را می آفریده با خود گفته: اگر این ها پول هم نداشته باشند دیگر هیچ ندارند!   

 

همه می گویند تسلیم نشوید، ولی قوانین کائنات می گویند وقتی تسلیم شوید رشد می کنید. وقتی بدانیم که خدا روزی رسان است، تلاش می کنیم ، زحمت می کشیم ولی بجز خدا به هیچکس توکل نمی کنیم.  

در مقابل جریان کائنات تسلیم هستم. همه چیز به سمت ثروت و خوشبختی است. الگوهایی را پیدا کنید که با عشق، لذت، تفریح… به ثروت رسیده اند، نه با سختی و تلاش و پشتکار

سر ریچاردبرانسون

  

و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند و هر که بر خدا توکّل کند او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش نافذ و روانست و بر هر چیز قدر و اندازه ای مقرّر داشته است (۳ ) طلاق

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق زیبایی ها 

به قطعات پازل زندگی اعتماد داشته باشید.

قطعات پازل زندگی

فایل محتوای انگیزشی 

ما یک پازل داریم که جلوی جعبه اش تصویر زیبایی وجود دارد. شما چیزی را می بینید که پازل قرار است آن شکلی باشد.

شاید تصویر:

غروب آفتاب،…. 

پرنده ای زیبا…

نقش فرشی فوق العاده … 

وقتی قطعات در کنار هم باشند تصویری بی نظیر و بسیار زیبا می باشد.

اما اگر شما به یک قطعه ی آن پازل به تنهایی نگاه کنید، فکر می کنید که چه قطعه ی مسخره ای است.

 این قطعه اشتباه است، جایی را پر نمی کند، شکل عجیب و غریبی است و چیز زیبایی در مورد آن وجود ندارد .

امّا حقیقت این است که آن قطعه جایگاه عالی در طرح کلان پازل دارد . جای آن از قبل به طور مناسب برنامه ریزی و طراحی شده است. زمانی که قطعات دیگر کنار هم می آیند تصویر زیبایی ایجاد می شود. دلیل اینکه نمی توانید آن تصویر زیبا را هم اکنون ببینید این است که هنوز همه قطعات پازل در جایشان نیستند.

گاهی اوقات وقتی ما به قسمت هایی از زندگی مان نگاه می کنیم، منطقی به نظر نمی رسد، برای نمونه: 

من شخصی که دوست داشتم را از دست دادم.

در کسب و کارم شکست خوردم.

در کسب و کار ترفیع نمی گیرم. 

دعا اجابت نمی شود.

مشکلات حل نمی شود.

…..

آیا این قسمت ها می توانند بخشی از برنامه خداوند باشند. شما باید اعتماد کنید، حتی در مواقع سخت، زمانی که صدمه دیده اید، در حال درمان و پرورش هستید. آن بخش از برنامه رشد و توسعه زندگی شماست. به ظاهر مثل آن قطعه تنهای پازل منطقی به نظر نمی رسد اما خداوند هیچ اشتباهی نمی کند.

او از قبل زندگی شما را طراحی کرده است و تمام بخش ها را با کوچکترین جزئیات به یکدیگر ربط داده است. قرار نیست ما علت تمام چیزهایی که در طول مسیر زندگی مان اتفاق می افتد را درک کنیم. اما خداوند قول داده است که در نهایت همه آن سختی ها به خیر و صلاح ما هستند.    

آن شرایط سخت به ظاهر اصلا منطقی نیست، اما وقتی همه چیز در کنار هم چیده شوند، آن اتفاق کاملا سرجای مناسبش قرار می گیرد .

نکته یا کلید یا راز این است که ما در زمان های سخت چه کار می کنیم؟

مسلما درد ما را تغییر خواهد داد! مشکلات، بیماری، فقدان، نا امیدی، … آنها ما را بدون تغییر ترک نمی کنند. حال اینکه چگونه درد و رنج شما را تغییر می دهد به شما بستگی دارد .

شما می توانید از درون درد و رنج ها، تلخ تر بیرون بیایید، شما می توانید شانه هایتان را بالا بیاندازد و خداوند را شرزنش کنید. خدایا چرا کاری نمی کنی، …

یا شما می توانید بهتر، قویتر و با اعتماد و ایمان بیشتر به خداوند بیرون بیایید.

شما می توانید شکست خورده بیرون بیایید،و از رویاهایتان دست بکشید.

یا شما می توانید با اشتیاق و آتشین جدیدی بیرون بیایید و از فرصت های جدید پیش رویتان هیجان زده باشید.

همه ما درد و رنج را تجربه و از درون آن عبور می کنیم، چالش و هدف من آن است که فقط از آن عبور نکنید، بلکه به وسیله آن پیشرفت کنید. آن سختی یک فرصت است برای قوی تر شدن، برای پرورش شخصیت، برای بدست آوردن اعتماد به نفس تازه تر، …

هر کسی می تواند تسلیم شود و هر کسی می تواند اجازه دهد آن رنج او را درهم بشکند. اما در این صورت می دانید دارید چه کاری  می کنید؟ درد و رنج تان را هدر می دهید.

درد و رنج وجود ندارد که شما را متوقف کند بلکه وجود دارد تا شما را آماده کند، رشد و پیشرفت دهد.

اعتماد به برنامه خداوند وقتی همه چیز خوب و عالی است، بسیار ساده است. این به ایمان زیادی احتیاج ندارد، اما وقتی همه چیز آن طوری که ما می خواهیم پیش نمی رود چطور؟        

اعتماد به برنامه خداوند بدون قید و شرط، یعنی داشتن احساس خوب بدون مشروط کردن داشتن احساس خوب به شرایط خوب

وقتی احساس خوب خواهم داشت که :

شخص ایده آل را پیدا کنم.

سلامتی ام را به دست آورم.

در شرکت ترفیع پیدا کنم.

یعنی یک اعتماد به قید شرط، یعنی در ارتباط با خداوند وقتی یک اتفاقی بیافتد احساس خوبی خواهم داشت.

همیشه یک چیزهایی هست که ما درک نمی کنیم و نمی دانیم. چیزهایی که به اندازه کافی همانند فعالیت های یک برنامه زمانبندی  سریع اتفاق نمی افتد و یا آن طوری که  ما می خواهیم اتفاق نمی افتد.

خداوند به همه دعاها جواب می دهد فقط نه آن طوری که ما می خواهیم. ما نمی توانیم دلیل همه ی اتفاقاتی که می افتد را بفهمیم. ایمان یعنی اعتماد به خداوند وقتی همه چیز به ظاهر بی معنی است.

یک سری اتفاق ها می افتد ولی ما علت آنها را درک نمی کنیم، اما خداوند می داند چکاری انجام می دهد. او بیشترین علاقه را به شما دارد. کارهایش شانسی نیست، بلکه همه اش بخشی از برنامه اش برای شما می باشد .

شاید در یک کاری نتیجه نمی گیرید، خداوند برنامه دیگری برای شما دارد . او شما را به سمت کاری که استعداد بیشتری دارید و توانایی انجامش را دارید سوق می دهد.

خداوند چیزهایی در شما می بیند که خودتان نمی توانید ببنید. برنامه های خداوند برای زندگی شما خیلی بزرگتر و جامع تر از برنامه های خودتان است، اما شاید آن طوری که شما فکر می کنید، پیش نمی رود.

خدا ما را در مسیر مستقیم پیش نمی برد، مسیرش دور برگردان دارد، پیچ و خم دارد، ناامیدی دارد، از دست دادن دارد، شکست عشقی دارد، همه اینها قسمت هایی از برنامه خداوند می باشد .

به خداوند اعتماد کنید وقتی دلایل اتفاقات زندگی را نمی فهمید. معمولا پس از تاریکترین لحظات در دل شب، سپیده دم زندگی شما را روشن می کند.  

       

برای نمونه می خواهم قطعات پازل زندگی چند نفر را با هم بررسی کنیم.

شخص اول:

پیش از تولد پدرش را از دست می دهد.

پس از دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال مادرش را از دست می دهد، و یک زن دیگری وظیفه مادری  او را به عهده می گیرد .

پس از ازدواج فرزندانش سه پسر به نام های قاسم، عبدا…، ابراهیم و چهار دختر به نام های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه زهرا، همه فرزندان به جز فاطمه قبل از رحلت او از دنیا رفته بودند.

او کیست؟ عزیزترین انسان نزد خداوند، آخرین پیامبر الهی …. حضرت محمد(ص) رسول خداوند  

         

شخص دوم:

یازده برادر داشت

برادران او را به همراه خود به صحرا می برند و در چاهی می اندازند.

سه روز و سه شب در میان چاه به سر می برد.

کاروانی به قصد آب بر سر چاه آمده و هنگام بالا کشید ظرف خود به جای آب او را از چاه بیرون می کشند.

به عنوان برده در بازار برده فروشان بفروش می رود.

هفت سال زندانی شدن به تهمت گناه نکرده

تعبیر صحیح خواب و تبدیل شدن به وزیر پادشاه و عزیز مصر

او کیست؟ حضرت یوسف

نوشته های مرتبط:

ارتباط موثر با خالق زیبایی ها

معجزه قرآن در مورد زنبور عسل

معجزه قرآن در مورد زنبور عسل


واژگان در زبان عربی به دو دسته بر حسب جنسیت تقسیم می شوند.
کلماتی که برای موجودات ماده استفاده می شوند، مونت (زن) نامیده می شوند.
کلماتی که برای موجودات نر استفاده می شوند، مذکر(مرد) نامیده می شوند.
در زبان عربی همه چیز نر یا ماده هستند خواه حیوانات، گیاهان، اشیاء یا افعال باشند. بنابر این افعال نیز به دو نوع مونث یا مذکر تقسیم شده اند. هنگامی که فاعل نر است، فعل بعنوان مذکر صرف می شود و بالعکس

بعد از این اطلاعات مقدماتی، بیایید به آیات ۶۸ و ۶۹ سوره نحل توجه کنیم:

و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوه ها و درختان و سقف های رفیع منزل گیرید. (۶۸)
و سپس از میوه های شیرین و از حلاوت و شهد گلهای خوشبوتغذیه کنید و راه پروردگارتان را به اطاعت بپوئید، آنگاه از درون آنها شربت شیرینی (شهد گل) به رنگ های مختلف بیرون آید که در آن شفای مردمان است، در این کار نیز آیت قدرت خدا برای متفکران پیداست. (۶۹)
در زبان عربی، زنبور عسل با عنوان نحل در هر دو شکل مونث و مذکر نوشته شده است. این کلمه شکل مونث ندارد. با این حال قرآن از شکل مونث این فعل زمانیکه اطلاعات وحی را می دهد، استفاده می کند که به زنبور عسل و عمل او داده شده است.
هنگامی که عمل زنبور عسل در قرآن نقل شده است، فعل آن در قالب مونث صرف شده که به شرح زیر است:

مورد اول: در آیه شماره ۶۸، بمنظور بیان معنای منزل گیرید، به جای ” اتخذ ” که برای مذکر استفاده می شود، کلمه ” اتخذی” آمده که برای مونث استفاده می شود.
مورد دوم: در آیه شماره ۶۹، بمنظور بیان معنای از میوه ها تغذیه کنید، به جای” کل” که برای مذکر استفاده می شود، کلمه “کلی” آمده که برای مونث استفاده می شود.
مورد سوم: در آیه شماره ۶۹، بمنظور بیان معنای راه پروردگارتان را به اطاعت بپویند، به جای” اسلک” که برای مذکر استفاده می شود، کلمه” اسلکی” آمده که برای مونث استفاده می شود.
مورد چهارم: در آیه شماره ۶۹، ضمیر شان در جمله از درونش شربت (شهد) بیرون آید، به جای” ه” که به مذکر اشاره دارد، کلمه “ها” آمده که به مونث اشاره دارد.
بنابراین ، اعمالی که توسط قرآن بعنوان منزل گیرید اشاره گردیده، مواردیست از قبیل:
– ساخت لانه زنبور
– خوردن تمام میوه ها (شیرینی جات) بمنظور جمع آوری شهد
طبق راه های وحی خدا، دریافت عسل از بدن زنبور ، توسط زنبور ماده صورت پذیرفته است. که در اینجا انجام دهنده تمام اعمال زنبور ماده است.

بنابر این دانشمندان در مورد این خبر که ۱۴۰۰ سال پیش داده شده چه می گویند؟ آیا واقعا همه این کارها توسط زنبور ماده انجام شده؟ اکنون به کلمات دانشمندان و تحقیقات علمی در باره این موضوع توجه کنید که آنها می گویند:


حقایق علمی:

ملکه
ملکه تنها عضو ماده در یک کندو می باشد و از لحاظ اندازه بزرگترین زنبورهای کندو است و به همین دلیل اغلب توانایی ضعیفی در پرواز دارد.

جالب است بدانید که ملکه را هنگامی که یک لارو (کرم حشره) دو روزه است زنبورهای کارگر انتخاب می کنند تا بعدها نقش ملکه را در کندو بازی کند. پس از حدود ۱۱ روز این کرم حشره به زنبور تبدیل می شود. پس از آن ملکه با حدود ۱۸ زنبور نر جفت گیری می کند و در نهایت پس از گذشت ۱۰ روز ملکه طی یک روز اقدام به تخم گذاری میکند. یک زنبور ملکه می تواند تا ۳۰۰۰ تخم را طی یک روز تولید کند.

زنبور نر
قوی ترین موجودات یک کندو زنبورهای نر هستند که خوشبختانه نیش ندارند. آنها وظیفه جمع آوری غذا یا شهد گلها را ندارند و تنها مسئولیت تولید مثل در کندو بعهده آنها می باشد. نکته جالب آنکه اگر تحت شرایطی در کندو غذا کاهش بیابد زنبورهای نر از کندو اخراج می شوند! این زنبورها دارای چشم و شاخک هایی بزرگتر از دیگران می باشند تا راحت تر بتوانند زنبورهای ملکه را پیدا کنند.

زنبور کارگر
کارگران کوچکترین زنبورها در کندو می باشند، جنسیت آنها ماده می باشد اما اغلب توانایی باردار شدن را ندارند. یک کندو بین ۵۰ تا ۶۰ هزار زنبور کارگر دارد. کارگرها مسئولیت تهیه غذا برای نوزادان و ملکه را برعهده دارند و علاوه برآن با بال زدن هوای داخل کندو را خنک نگاه می دارند، آنها محافظان کندو نیز هستند.
تمام اعمالی که در قرآن به آنها اشاره شده است توسط زنبورهای کارگر که زنبورهای ماده هستند، انجام می شود. هیچ ارتباطی بین اعمال اشاره شده توسط قرآن و زنبورهای نر وجود ندارد .

نوشته های مرتبط: 

ارتباط موثر با خالق زیبایی ها