ارتباط موثر با خدا شامل: قدرت شکرگزاری، بخشش

به زمانبندی خداوند اعتماد کنید.

به زمانبندی خداوند اعتماد کنید.

این حقیقت است که هیچ کدام از ما دوست نداریم که دوره ی انتظار داشته باشیم .  این آسان است که نا امید شویم.  

بگوییم: خدایا اگر قرار است من در ۶ ماه آینده وارد فصل مناسب بشوم یا ۲ سال آینده وارد فصل مناسب بشوم، چرا همین الان این کار را نمی کنی؟

من را از نا امیدی نجات بده   

فرد مناسب را همین الان بیاور

همین الان به من ارتقاء بده

خداوند می داند که دارد چه کار می کند، اگر او شما را قبل از این که آماده باشید، ارتقاء دهد. این کار رحمت نخواهد بود، بلکه زحمت خواهد بود.

شما نمی توانید آن را تحمل کنید. او باید شما را برای آنچه که در نظر دارد، آماده کند، شما را آنقدر دوست دارد که خیلی زود انجامش دهد.

شاید شما وعده ای در قلب تان داشته باشید، می دانید که خداوند آن را به شما داده است، اما نمی بینید که اتفاقی بیافتد. آن فصل انتظار است، خداوند از آن استفاده می کند تا روی شما کار کند.

اگر امتحان را قبول شوید، اگر ایمان و صبوری داشته باشید، آن گاه رشد می کنید. ماهیچه های روحی تان قوی تر می شوند. شخصیت تان پرورش پیدا می کند.

وقتی پسرمان، “جاناتان” ۱۰ ساله بود، من به او کلید ماشین را ندادم. نگفتم که جاناتان برو با ماشین دوری بزن، من می خواهم تمام چیزهایی را که برای تو نگه داشته ام داشته باشی.

نوشته برگرفته از سخنرانی جول اوستین می باشد، درصورتی که پخش فیلم سخنرانی در فضای سایت به کندی انجام می شود. بی زحمت اصطلاح “جول اوستین آپارات” را در موتور جستجوی گوگل جستجو کنید، به فیلم های آموزشی ایشان از جمله سخنرانی با عنوان “به زمانبندی خداوند اعتماد کنید. “با قابلیت پخش بهتر دسترسی خواهید داشت. 

 

من اجازه ندادم که او ماشین داشته باشد، نه بخاطر اینکه می خواستم چیز خوبی را از او دریغ کنم، او را زمین بزنم و زندگی اش را بدبختانه کنم. من این کار را نکردم چون او را دوست داشتم. من می دانستم که ماشین داشتن او در سن ۱۰ سالگی یک برکت نیست، بلکه یک نفرین است.

گاهی اوقات خداوند دوست داشتن خودش را از طریق دادن چیزی به ما نشان نمی دهد، بلکه از طریق چیزهایی که برایمان نگه می دارد، نشان می دهد.     

   

اگر خداوند اجازه می داد با آن فرد اولی که واقعا می خواستید با او ازدواج کنید، ازدواج می کردید، ممکن بود امروز اینجا نباشید. حداقل با ذهن درست اینجا نباشید. او آینده شما را محدود می کرد.

من قبل از ازدواجم، از دو نفر خواستگاری کرده بودم. یکی از آنها  همکاری از محل کار اولم شرکت آذر آب بود و دیگری یکی از دخترهای فامیل،  حالا که رفتار، اعتقادات و تمام ویژگی های همسرم را بررسی می کنم خدا را شکر می کنم که آن دو به درخواست خواستگاری من جواب منفی دادند.  

خداوند می داند که ما چه چیزی را می توانیم تحمل کنیم. پس گاهی برای اینکه از ما محافظت کند، می گوید: الان نه

با او مبارزه نکنید، به زمانبندی اش اطمینان کنید.

“نه” به معنی هرگز نیست، یعنی اینکه “الان” زمان مناسبی نیست.

جاناتان الان یک ماشین دارد . او فقط باید بزرگ می شد، تمام این ها جزیی از فرآیند بود.

یک پدر خوب می تواند یک هدیه خوب داشته باشد، اما آن را در زمان اشتباهی نمی دهد.

خداوند یک پدر خوب نیست، بلکه یک پدر عالی است. او هدایای عالی دارد که برای شما نگه داشته است. او بیشتر از آنچه که شما بخواهید و فکرش را بکند، دارد.

چیزی که من می گویم این است که اگر تا به حال آن را به شما نداده است، نا امید نشوید. به رشد کردن ادامه دهید، به خوب بودن با مردم ادامه بدهید. به قبول شدن در امتحان الهی ادامه دهید.  

 داستان حضرت یوسف که همه می دانید، ابتدا برادرانش او را به چاه می اندازند، توسط کاروانی از چاه بیرون کشیده می شود و به عنوان برده بفروش می رسد، قصد و نیت زلیخا برای همبستر شدن یوسف با او، گناهکار شمردن یوسف و برای چند سال به زندان افتادن، و سپس داستان تعبیر خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر یا هفت خوشه سبز و هفت خوشه گیاه زرد، و در ادامه یوسف به مقام عزیز مصر می رسد.

می خواهم بگویم به اینکه چگونه و کی به هدف و مقصد می رسید خیلی توجه نداشته باشید، به رشد کردن و خوب بودن با مردم و داشتن احساس خوب و ارتعاش و توجه به خوبی ها ادامه دهید.

 برگرفته از سخنرانی جول اوستین به همراه فیلم سخنرانی موجود در آپارات   

دوستان پیشنهاد می کنم در محیط موتور جستجوی گوگل، نام جول اوستین را جستجو کنید. در سایت آپارات سخنرانی های خیلی خوب و ارزشمندی از ایشان وجود دارد. بنده تا بحال تعدادی از این سخنرانی ها را دیده و بررسی کرده ام، در هر سخنرانی یک مطلب و یک نکته جدید و ارزشمند برای تقویت ارتباط موثر شما با خداوند وجود دارد.   

 

اعتماد به …

راننده  ماشینی در دل شب راهش را گم کرد و بعد از مسافتی ناگهان ماشینش هم خاموش شد.

همان جا شروع به شکایت از خدا کرد: ” خدایا پس تو داری اون بالا چه کار می کنی؟ و …”

چون خسته بود، خوابش برد.

وقتی صبح از خواب بیدار شد. از شکایت شب گذشته اش خیلی شرمنده شد، چون ماشینش دقیقاً نزدیک یک پرتگاه خطرناک خاموش شده بود.

همه ما امکان به خطا رفتن را داریم.

پس اگر جایی دیدیم که کارمان پیش نمی رود، شکایت نکنیم!!!

شاید اگر جلوتر برویم به صلاح ما نباشد.

در گذر زندگی وقتی به عقب بر می گردیم شاید:    

کسب و کاری را شروع کرده ایم ولی پیش نرفته است. 

سرمایه گذاری را انجام داده ایم ولی ضرر کرده ایم.

به خواستگاری کسی رفته ایم و جواب منفی شنیده ایم. 

و صدها اتفاقی که در آن زمان فکر می کردیم، اتفاقی بد و یا بد شانسی بود.

ولی وقتی امروز خاطره آن روزها را مرور می کنیم با خود می گوییم: خدایا شکرت اگر جلوتر می رفتیم به صلاح من نبود. 

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تصویر آفرینش 1

تصاویری زیبا از پیدایش یا آفرینش

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خدا 

خدایا شکرت

تصاویری زیبا از پیدایش یا آفرینش یک موجود زنده  از زرده تخم مرغ

تصویر آفرینش 1

تصویر آفرینش 2

تصویر آفرینش 3

تصویر آفرینش 4

تصویر آفرینش 5

تصویر آفرینش 6

تصویر آفرینش 7

تصویر آفرینش 8

تصویر آفرینش 9

تصویر آفرینش 10

تصویر آفرینش 11

تصویر آفرینش 12

تصویر آفرینش 13

تصویر آفرینش 14

تصویر آفرینش 15

نقش انسان در آفرینش چیست؟

 در راستای اهداف آفرینش لازم است که ما آفریننده و سازنده باشیم ، نه نابود کننده و ویرانگر ، ما نباید خودمان را جزیی از مشکلات آفرینش قرار دهیم ، بلکه باید از افتخارات آن به شمار رویم .  همه ما می دانیم که ساختن و احیاء کردن بسیار بهتر از نابودکردن است و ماموریت ما در روی زمین ، آباد کردن آن است .

 روح خداوندی در انسان جاری است و به همین خاطر ، بقای انسانیت به حفظ ارتباط همیشگی با خداوند بستگی خواهد داشت .

ارتباط ما با خداوند جسمانی نیست ، بلکه این ارتباط از طریق ذهن ما صورت می پذیرد ، وظیفه ما این است که حداکثر ارتباط را از طریق ذهن خدادادمان با او برقرار سازیم .

 ذهن چیزی نیست مگر جایگاه تجلی شعور انسانی ، ما هرگز قادر به کشف و شناسایی شعور انسانی نیستیم . ما دارای مغز هستیم ولی شعور انسانی ممکن است در سطحی فراتر از مغز عمل نماید. شعور و آگاهی ما محدود به ظرفیتهای وابسته به زمان و مکان مغز نمی شود .

 وقتی که نیمکره راست مغز را فعال می کنیم و در نتیجه جهت آگاهی را از دنیای مادی به سمت دنیای غیر مادی و روحانی تغییر می دهیم ، می توانیم با خداوند ارتباط برقرار سازیم ، وجودمان را تزکیه کنیم ، حدسهای درستی بزنیم ، شفا ببخشیم ، سازنده باشیم و دنیا را به جای بهتری برای زندگی  تبدیل کنیم .

 اگر چیز بخصوصی در زندگی تان می خواهید باید با آن از در موافقت درآیید . اگر ارتباط موثر با  خدا مطلوب شماست باید با خدا از در موافقت در آیید . خواست خدا ، همان آگاهی است که در حال کار و فعالیت در تمام موجودات است.  

 برای دسترسی به فایل پی دی اف نوشته بر روی نوشته زیر کلیک کنید.

 Thanks God

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با خدا

اهمیت آگاهی در ارتباط موثر با خدا 

ویژگی ها و  خصوصیات کافران، مشرکان و بدکاران در کلام وحی

( ای رسول ما) کافران را یکسانست بترسانی از عذاب خدا یا نترسانی ایمان نخواهند آورد (۶) قهر خدا مهر بر دلها و پرده برگوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود (۷) بقره

خدا به آنها استهزاء کند و آنان را در گمراهی رها کند که (در بیابان جهل و گمراهی) حیران و سرگردان باشند (۱۵) بقره 

آنها کر و گنگ و کورند و از ضلالت خود برنمی گردند (۱۸) بقره

و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند و بر کفر اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبّر و نخوت پیمودند (۷) نوح

و آیات ما را از فرط نادانی سخت تکذیب کردند (۲۸) نبا

آن روز را کسی تکذیب نمی کند مگر ظالمان و بدکاران عالم (۱۲) که بر آنها چون آیات ما تلاوت شود گویند این سخنان افسانه پیشینیانست (۱۳) چنین نیست بلکه ظلمت ظلم و بدکاریهایشان بر دلهای تیره آنها غلبه کرده است(۱۴) چنین نیست که می پندارند آنها از معرفت پروردگارشان محرومند (۱۵) مطفّفین

بدترین جانوران (وشقی ترین اشخاص) نزد خدا کسانی هستند که حرف حقّ کر و لالند و اصلا تعقّل نمی کنند (۲۲) انفال 

ای رسول مومنان را به جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشید بر دویست نفر از دشمنان غالب خواهید شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر کافران غلبه خواهید کرد، زیرا آنها گروهی بی دانشند و شما با دین و دانشید لذا بر آنها غالب شوید (۶۵) انفال

و هرگاه یکی از مشرکان به تو پناه آورد که از دین آگاه شود بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را بی هیچ خوف به مامن و منزلش برسان زیرا که این مشرکان مردم نادانند (۶) توبه 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

بهترین دین کدام است؟

بهترین دین کدام است ؟

تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به شما دوستان و همراهان عزیز

انجام آداب و رفتار مذهبی ارزشمند است با آرزوی قبولی نماز و روزه و سایر عبادات    

آیا می توانیم هویت خود را بازآفرینی کنیم

کمی فکر کنیم، بهترین دین کدام است ؟

لئوناردو باف یک پژوهشگر دینى معروف در برزیل است. متن زیر، نوشته اوست:
در میزگردى که درباره «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسیدم: عالى جناب، بهترین دین کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایى» یا «ادیان شرقى که خیلى قدیمى‌تر از مسیحیت هستند.»
دالایى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خیره شد … و آنگاه گفت:
«بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیک‌تر سازد. دینى که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنین پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسیدم:
آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چیست؟
او پاسخ داد:
«هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقى‌تر سازد.
دینى که این کار را براى شما بکند، بهترین دین است»
من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانه او اندیشیدم. به نظر من پیامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنین است:

تصویر فانوس دریایی

دوست من! این که تو به چه دینى اعتقاد دارى و یا این که اصلاً به هیچ دینى اعتقاد ندارى، براى من اهمیت ندارد. آنچه براى من اهمیت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است.

بهترین دین کدام است؟ 

به یاد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست.
قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط انسانى هم صادق است.
ما همه با زندگی معامله می‌کنیم.

اگر خوبى کنیم، خوبى می‌بینیم.
و اگر بدى کنیم، بدى می بینیم

اگر نبخشیم، بخشیده نخواهیم شد.

خیانت کنیم، خیانت می کنند.

دروغ بگوییم، دروغ می شنویم.
همیشه چیزهایى را به دست خواهیم آورد که براى دیگران نیز همان‌ها را آرزو می‌کنیم.
شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است.

تصویر بهترین دین کدام است.

«هیچ دینى بالاتر از حقیقت وجود ندارد.»

وشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

اقیانوس فراوانی

اقیانوس فراوانی

تجسم اقیانوس فراوانی، ثروت مثل اکسیژن فراوان است.

شکل اقیانوس فراوانی

جهان بی نهایت ثروتمند است، هیچ کمبود و محدودیتی در دنیا وجود ندارد .

تجسّم ایستادن کنار اقیانوس و نگریستن به بیکران آن را دوست دارم و می‌دانم که این اقیانوس همان وفوری است که در اختیار ماست.

به پیرامون خود بنگریم و دریابیم که هر‌چند نفر که باشیم و هر‌قدر که ظرف همراه آورده باشیم، باز برای همه به وفور هست. ما نمی‌توانیم حقّ یک نفر دیگر را برداریم و دیگری نیز نمی‌تواند حقّ ما را بردارد و ابداً نمی‌توانیم این اقیانوس را خشک و خالی کنیم.

همواره باران نعمت می بارد و انتهایی برای باران نمی توان متصور شد. کمبود آب بی معنی است. آب نمی تواند از کره زمین بیرون برود، کشورهای عربی که در بیابان زندگی می کنند آب اقیانوس  را تصفیه و استفاده می کنند.

در مورد ثروت هم به همین ترتیب است، مردم همه کشورها نسبت به گذشته خود ثروتمند تر شده اند. چرا که ظرفیت کسب درآمدشان را افزایش داده اند. ماشین های گرانقیمت، خانه های لوکس ، …

عکس اقیانوس فراوانی

وقتی که به فراوانی نعمت های الهی باور داشته باشید، چه احساسی دارید.

برنامه ریزی برای افزایش ظرفیت و بهبود عملکرد فردی

ایده های بیشتر برای فرصت های پول ساز

خارج کردن اقلام بی استفاده از فضای زندگی

با تاخیر انداختن لذت زودگذر به فکر داشتن اعتبار بلند مدت

سالم و صادقانه کار کردن

تلاش برای پیدا کردن جایگاه واقعی خود

توجه و تمرکز بر خواسته ها

اقیانوس فراوانی یعنی من در جهانی سرشار از فراوانی زندگی می کنم.

من دروازه روح و قلبم را در برابر امواج بیکران نعمت های الهی از هم اکنون و برای همیشه باز می کنم.

در اقیانوس فراوانی ثروت، به دست آوردن پول آسان ترین کار دنیاست

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

از خداوند درخواست و دعا کنیم

نیازمان را درخواست کنیم ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم.

نیازمان را درخواست کنیم ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم. حضرت مولانا می‌گوید: آن نیاز مریمی بودست و درد  که چنان طفلی سخن آغازکرد. هر کجا دردی دوا آنجا رود، هر کجا فقری نوا آنجا رود، هرکجا مشکل جواب آنجا رود.

از نظر سیستم سازی کسب و کار،افراد یا کارکنان برای اینکه عملکرد خوبی داشته باشند باید در چهار زمینه ارتباط موثری برقرار کنند.

۱ – ارتباط موثر با خود

۲ – ارتباط موثر با دیگران

۳ – ارتباط موثر با خدا

۴ – ارتباط موثر با پول و ثروت  

برای اینکه ثروتمند شویم، باید نیاز به پول را در خود بوجود آوریم، هر چقدر ما خود را نیازمند موضوعی کنیم، آن را به‌دست خواهیم آورد.

یکی از دوستان به عنوان لطیفه می‌گفت: یک روز مردی درحال غرق شدن بود، از خداوند درخواست کرد نجاتش دهد. یک قایق نزدیکش شد تا نجاتش دهد. مرد گفت نمی‌خواهم شما مرا نجات دهید. قایق دیگری نزدیک شد. مرد گفت: نه ممنونم خدا من را نجات می‌دهد. مرد غرق شد. از خداوند می‌پرسد چرا من را نجات ندادی! خداوند می‌گوید: من دو قایق برای نجات تو فرستادم.

نیازمان را درخواست کنیم تا به ما داده شود، ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم. خداوند معجزات خود را به شیوه‌هایی اسرار‌آمیز به انجام می‌رساند. مشکل بیشتر مردم این است که می‌خواهند پیشاپیش راه‌ها و چاره‌ها را بدانند، می‌خواهند به عقل کل بگویند چگونه دعای‌شان را مستجاب کند. به‌خرد و کاردانی و تدابیر خدا توکّل نمی‌کنند. وقتی دست به‌دعا بر‌می‌دارند برای خرد لایتناهی تکلیف تعیین می‌کنند که ازکدام راه خواسته آنها را بر‌آورد. از این رو قادر مطلق را در قید و بند حدود می‌گذاردند و به آن یگانه قدّوس اهانت می‌کنند.

رسولان الهی می‌گویند:” آنچه در عبادت سئوال می‌کنید یقین بدانید که آن را یافته‌اید و به شما عطا خواهد شد”.

عکس از خداوند درخواست کنیم

بهره ای از کلام وحی از  سوره آل عمران : 

“در آن هنگام که زکریّا کرامت مریم را مشاهده کرد عرض کرد پروردگارا مرا به لطف خویش فرزندانی پاک سرشت عطا فرما که همانا تویی مستجاب کننده دعا (۳۸) پس زکریّا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده که همانا خداوند ترا به ولادت یحیی بشارت می دهد درحالی که او به نبوّت عیسی کلمه خدا گواهی دهد و او خود در راه خدا پیشوا و پارسا و پیغمبری از شایستگانست (۳۹) زکریّا عرض کرد پروردگارا چگونه مرا پسری تواند بود در حالتی که مرا سنّ پیری فرا رسیده و اهل من نیز عجوزی نازا باشد، گفت چنین است کار خدا هر چه خواهد می کند(۴۰)”

“چون فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه ای که نامش مسیح ابن مریم است بشارت می دهد که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان درگاه خداست (۴۵) و با خلق در گهواره سخن گوید بدانگونه که در سنین بزرگی و او از جمله نیکویان جهان است (۴۶) مریم عرض کرد پروردگارا مرا چگونه فرزندی تواند بود و حال آنکه با من مردی نزدیک نشده، گفت چنین است کار خدا بی نیاز از هرگونه سببی است هر چه بخواهد بدون اسباب می آفریند چون مشیّت او قرار گیرد (۴۷) ”   

نیازمان را درخواست کنیم ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم.

تصویر از خداوند درخواست کنیم

 ساده‌تر از این نیز می‌توان چیزی گفت؟ باید چشمداشت طفلی کوچک را داشته باشیم تا دعاهای‌مان مستجاب شوند. تا‌ بازگشت نکنیم و مثل طفل کوچک نشویم هرگز داخل ملکوت آسمان نخواهیم شد.

در شروع سال نو کودک با امیدی شاد و معصومانه در انتظار اسباب‌بازی شب عیدش و یا پول عیدی‌اش می‌ماند. از چه طریقی برای او مفهومی ندارد او فقط اسباب‌بازی یا عیدی‌اش را می‌خواهد. ما مانند طفلی که درانتظار اسباب‌بازی و عیدی است درخواست ثروت کنیم تا از در و دیوار نشانه‌ها و فرصت‌های ثروتمند‌شدن برای‌ ما نمایان شود.

 وقتی ما به چیزی فکر می‌کنیم که آن را می‌خواهیم، ما یک فکر نیازمند و جذب‌کننده را فعّال کرده‌ایم و قوانین بازی زندگی و یا قوانین نا‌نوشته کائنات که توسط خداوند وضع و خلق شده‌اند به آن فکر پاسخ می‌دهند و همان درخواست ما یا چیزی شبیه آن را برای ما فراهم می‌کنند.   

 افراد بزرگسال که همه عمر ذهن استدلالی را دنبال کرده‌اند نمی‌توانند یک شبه پیرو شهود شوند؟ به ویژه کسانی که ذهن استدلالی را عادت متعارف و معمول می‌خوانند و خوگرفته‌اند که هر روز در ساعتی معین به کاری معین بپردازند. حتی غذا خوردن آنها مطابق با گردش عقربه ساعت انجام می‌گیرد.  

 خداوند می خواهد ما زیبا زندگی کنیم. خداوند ابزار کسب ثروت را برای همه‌ی ما فراهم کرده است، ولی ما هستیم که باید حرکت کنیم و آن را کسب کنیم. مواظب افکار و درخواست‌های خود از خداوند باشیم، ارزشمندترین‌ها را درخواست کنیم. خداوند رحیم و بخشنده است، ایمان داشته باشیم هر آنچه که از خداوند می‌خواهیم به ما داده خواهد شد.

اجازه بدهید این حقیقت را با بیان داستانی بیان کنم.  

روزی مردی در مقابل کوهی ایستاده بود، و می‌گفت: خدایا چه می‌شد این کوه طلا شود.

کوه طلا شد.

مرد گفت خدایا شکرت، کور شود آن‌کس که از تو کم بخواهد.

مرد کور شد.

 از این به بعد ما یک ذهن ثروتمند داریم و برای استفاده از تمام جنبه‌های زندگی پول زیادی از خداوند درخواست می‌کنیم. این عقیده را بارها و بارها با خود تکرارکنیم، من برای استفاده از تمام جنبه‌های زندگی‌ام ثروت زیادی درخواست می‌کنم. چرا که من یک ذهن ثروتمند دارم.

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

ایمان بیشتر ثروت بیشتر

ایمان‌ بیشتر، ثروت بیشتر

از نظر سیستم سازی کسب و کار،افراد یا کارکنان برای اینکه عملکرد خوبی داشته باشند باید در چهار زمینه ارتباط موثری برقرار کنند.

۱ – ارتباط موثر با خود

۲ – ارتباط موثر با دیگران

۳ – ارتباط موثر با خدا

۴ – ارتباط موثر با پول و ثروت  

ایمان‌ بیشتر، ثروت بیشتر، شاید بزرگترین ضربه‌ای که در آغاز سخنرانی در باره  ثروتمند شدن در سمینار شم اقتصادی بر من وارد آمد، این دریافت بود که بسیاری ازکسانی که به سخنرانی‌هایم می‌آمدند هنوز اندر‌خم یافتن راه حلّی برای آن تعارض قدیمی بودند که آیا باید آرزومند ثروتمند شدن باشند یا نه؟

البته که ثروتمند‌شدن را می‌خواستند. هر انسان متعادل و بهنجاری آنرا می‌خواهد. منتها در خفا مردد بودند که آیا از دیدگاه معنوی و مذهبی باید طالب آن باشند یا نه؟ بیشتر آنها از این که جویای ثروت بودند، احساس گناه می‌کردند. اگر‌چه هر روز در جستجوی ثروت سخت می‌کوشیدند. معلوم بود که هنوز این سوال در ذهن‌شان مطرح است که فقر فضیلتی معنوی است. تعارض اندیشه‌شان در امور‌شان جلوه‌گر می‌شد و هر‌اندازه سخت می‌کوشیدند، تلاشهایی را که در راه ثروتمند‌شدن به انجام می‌رساندند خنثی می‌کرد.

پس از چندی بر من آشکار شد که باید باورهای محدود کننده‌ای که موجب شده بود این اشخاص به زندگی بخور‌و ‌نمیر قناعت کنند، خنثی شود. در نتیجه یک بخش از مطالب را به توضیح در باره‌ی رابطه‌ی الهی میان انسان و میزان ثروتمندی او اختصاص دادم. پس از بررسی این مطالب توسط آنها آسودگی خاطر و شادمانی ژرفی یافتند که دیگر لازم نیست برای طلب ثروت احساس گناه کنند. تازه آنگاه بود که توانستند ثمرات وصف شده‌ای را در مدّت زمانی کوتاه تجربه کنند. وقتی به آنها نشان داده می‌شود که توانگری و ثروت حتماً موهبتی معنوی است چه آسایش خاطری می‌یابند.     

وقتی در صفحات معجزه آخرین منجی، کتاب آسمانی قرآن و کتب روایات معصومین علیه سلام ورق می‌زنیم، بهره‌ای از نور کلام وحی الهی و جرعه‌ای از سخن معصومین، تاریکی ذهن‌ما را  روشن می‌سازند و در می‌یابیم و باور می‌کنیم که ایمان به خداوند با مال و ثروت دنیا دو قطب متضاد نیستند، ولی ممکن است در ذهن برخی در برداشتی سطحی از آیات و روایات، عقاید و باورهای نادرستی از این رابطه بوجود آمده باشد.

اگر ما بتوانیم ارتباط مستقیمی بین ایمان به‌خدا و ثروت بوجود آوریم، بدون شک ما ثروتمند می‌شویم. باور داشته‌باشیم که ایمان به خداوند با مال و ثروت درتضاد نیست. دارایی که باعث شود بتوانیم به خلق نیکی کنیم و ثواب و سعادت‌دار آخرت تحصیل کنیم، تایید شده و موافق با اعتقادات مذهبی است.

ثروت وسیله‌ای الهی برای مبادله و معارضه‌ی  خدمات و محصولات است و هیچ چیز پلیدی در آن نیست.  راه رسیدن به معنویت از بی نیازی و استقلال مالی می گذرد و تنها راه رسیدن به بی نیازی لبریز شدن از ثروت است. یکی از پشتوانه های مبعث پیامبر ثروت همسرش حضرت خدیجه بود. وقتی قرآن را مطالغعه می کنیم، طبق آیات الهی آنچه با ایمان به خداوند در تضاد‌اند، موارد زیر است.

– حب شهوات نفسانی ، عیّاشی

– هوسرانی بی‌خردانه

– کفر و جهل

– عناد و نا‌فرمانی

– ترس از نداری و وابستگی به مال و ثروت

– غفلت و سرگرمی به مال دنیا و فراموشی آخرت

– عمر را در راه دنیای فانی تباه کردن

شما خواننده با انرژی‌ام می‌توانید برای کسب اطلاع بیشتر به آیات و روایات زیر رجوع کنید.

سوره  آل عمران  آیات ۱۴ ، ۱۹۶ ، ۱۹۷  سوره انعام آیات  ۶ ، ۳۲  سوره توبه آیات ۲۴ ، ۳۸، ۵۵ ، ۶۹ ،۸۵ سوره یونس آیه ۱۰ سوره حجر آیات  ۳ ، ۸۸ سوره انبیاء آیه ۲ سوره فرقان  آیه ۱۸  سوره شعراء آیات ۱۲۸ ، ۱۲۹  سوره عنکبوت آیات  ۴۱  ، ۶۴  سوره سباء آیات  ۴ ، ۱۰ ، ۱۱، ۲۴ ، ۳۶ سوره  انسان / دهر آیه ۲۷ سوره علق آیات  ۶ ، ۷  سوره عادیات آیات  ۶ ، ۷ ، ۸  سوره بقره آیات   ۱۲۶  ،  ۱۸۶ سوره رعد آیه ۲۶  سوره کهف آیات ۴۵ ، ۴۶ سوره قصص آیه ۸۲ سوره  ص آیات ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲ سوره محمد آیه ۳۶  سوره حدید آیه ۲۰ سوره حشر آیه ۹ 

پیامبر اکرم (ص ) می فرمایند:

خدا را یاد هر حاکم اسلامی پس از خود می‌آورم درباره‌ی عمل به وظایفش: از جمله اینکه مردمان را فقیر نکند که در نتیجه، کافرشان خواهد کرد. محمد یعقوب کلینی، اصول کافی، ج دوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه ۱۳۶۲ ج ۱ ص ۴۰۶  

نصیحتی از امام علی(ع) به فرزند خود امام حسن (ع) از کتاب اصول کافی،:

فرزندم! آدم فقیر، حقیر است. سخنش خریدار ندارد و مقام و مرتبتش شناخته و دانسته نمی‌شود. فقیر اگر راستگو باشد، او را دروغگو می‌نامند، و اگر زاهد و دنیا گریز باشد، نادانش می‌خوانند. فرزندم! هرکه به فقرگرفتار آید به چهار خصلت مبتلا شود: به سستی در یقین، و کاستی در خرد، و شکنندگی در دین، و کمی شرم و حیا در چهره، پس پناه می‌برم به خدا از فقر

پس دیگر بار به تاکید می‌گویم که ثروتمند‌بودن کاملاً درست است، نه نادرست. بدیهی است اگر فقیر باشیم نمی‌توانیم احساس شادمانی و خوشبختی کنیم. فقر گناه است. فقر جهنمی زاییده کوربودن انسان در برابر نعمات بیکران و اقیانوس فراوانی نعمات خدا برای آدمی است.

فقر تجربه‌ای نا‌پاک و آزاردهنده و خوار‌کننده است. در واقع فقر نوعی مرض است. فقر سبب می‌شود که زندان‌ها از دزدان و جنایتکاران پر شود. فقر انسان‌ها را به سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق می‌دهد. فقر از کودکان پاک و با‌استعداد و با‌هوش مجرم و بزهکار می‌سازد. فقر باعث می‌شود مردم به کارهایی دست بزنندکه اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی‌کرد. عواقب معصیّت‌بار فقر بی‌انتها است. به این دلیل من علیرضا شجاعی در مقام یک محقق، سخنران و  مشاور وظیفه خود دانسته که تا آنجا که در توان دارم با اطلاع رسانی به یاری مردم بشتابم و به آنها بیاموزم که چگونه گناه فقر را از زندگی خود ریشه‌کن کنند.

یکی از دوستان پزشک می‌گوید اگر مشکلات مالی نبود مطب او خلوت‌تر بود. زیرا بیشتر مردم به علت نگرانی و فشار و تنش مالی بیمار می‌شوند. او می‌گوید بیشتر بیمارستان‌های روانی پر از بیمارانی است که سال‌ها زیر فشار مالی بوده‌اند و این تنش، ذهن و جسم آنها را ازکار انداخته است.

چنین برآورد کرده‌اند که نه دهم بیماریهای انسان، بطور مستقیم و غیر‌مستقیم ناشی از فشار و محنت و نکبت زاییده از فقر است.

بیایید این اندیشه را که فقر از فضایل است یکسره کنار بگذاریم. باید آرزومند ثروتمند شدن باشیم. کتاب‌های مقدّس سرشار از وعده‌هایی غنی‌و شکوهمند در باره‌ی توانگری است. این حق انسان به عنوان اشرف مخلوقات است که توانگر و دولتمند و ثروتمند و صاحب همه‌ی نعمت‌های الهی باشد. زیرا انسان بنده‌ی خداست و توانگری هدیه‌ی الهی اوست. آفریدگارمان ما را توانگر می‌خواهد! این یکی از حقایق تکان‌دهنده درباره‌ی توانگری است. اگر آدمی در عرصه‌ی معنوی فرصتی برای تفکر و مراقبه و مکاشفه و دعا و مطالعه معنوی نداشته باشد، دراین عرصه به‌کمال نمی‌رسد. هیچ عذر و بهانه‌ای را برای کنار آمدن با تنگدستی یا پذیرفتن آن به‌صورت وضعیتی دائمی قبول نکنیم.

نکته‌ی دیگر درباره‌ی پول این است که از دعا کردن برای پول یا اوضاع مالی بهتر نهراسیم. بسیاری از انبیاء و بزرگان به هنگام نیاز برای کسب توانگری دعا می‌کردند. عیسی مسیح برای سیر‌کردن پنج هزار نفر به آسمان نگریست و دعا کرد تا چند قرص‌نان و ماهی برکت یابد و به پنج هزار نفر برسد. دعا برای باران تا خشکسالی پایان یابد و انسان‌ها بتوانند از محصول و خوراک و توانگری بهره مند شوند.

خداوند هرگز نمی‌خواهد که آدمی در این عالم سرشار از فراوانی رنج بکشد. اگر ما فکر کنیم که باید در محنت و تنگدستی زندگی کنیم، تنها خودمان را گول‌زده‌ایم. اگر نیاز مالی داریم، در کمال آرامش و با دل و جرأت برای نیاز مالی ویژه‌مان دعا کنیم و از خداوند کمک بخواهیم تا نیازهای‌مان را به‌طور کامل و در منتهای شکوهمندی برآورد.  

هموطنان‌ کشاورز ما در مناطق مختلف کشور پس از برداشت محصول روز ویژه شکرگزاری دارند. پیش یا پس از تناول هر وعده‌ی غذا فیض و برکت روزی را می‌طلبیم و از این طریق به یاد می‌آوریم که خدا منشاء رزق و روزی و فراوانی ماست.

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

قانون افزایش و خیرخواهی

قانون افزایش و خیر‌خواهی

قانون افزایش و خیر‌خواهی، اندیشه‌ی اصلی ما نسبت به خودمان و دیگران باید اندیشه‌هایی غنی و سرشار ازکامیابی و موفقت و خوشبختی باشد.

آرزویی الهی موهبت افزون‌تر نباید مورد سرزنش یا سرکوب قرار گیرد.

حتی یک کلمه در باره‌ی اوضاع و شرایط دشوار صحبت نکنیم.

وقتی از کسی سخن می‌گوییم، تنها در باره موفقیت او صحبت کنیم.

احساس استغنا و کامیابی و توانگری که از وجودمان می‌تراود.

اکنون سلامت کامل و ثروت بیکران و سعادت نا‌محدود را تجربه می‌کنم.

کاربرد قانون افزایش و خیرخواهی آسان و دلپذیر است. نخستین شرط آن ایجاد و حفظ گرایش افزایش غنی نسبت به همۀ چیز و همۀ‌کس است. به‌عبارت دیگر ، بگذاریم اندیشه‌ی اصلی ما نسبت به خودمان و دیگران اندیشه‌هایی غنی و سرشار ازکامیابی و موهبت‌هایی دل افروز باشد.

مردی بازرگان که از قانون افزایش با خبر است مدام در کارش که مدیریت اعتبارات است، برای ستاندن بدهی‌های شرکتش از آن سود می‌جوید. یکی از مشتری‌ها مبلغی به شرکت او مقروض بود و هیچ‌کدام از کارکنان شرکت نتوانسته بودند آن پول را بستانند. مبلغ آنقدر بزرگ بود که مقامات بالاتر شرکت مشغول پرس‌و‌جو شدند.

مدیر اعتبارات پیش از این که مقامات شرکت با مشتری وارد مذاکره شوند به آنها گفت: تنها راه ستاندن این پول این است که به هنگام مذاکره نسبت به آن مشتری مهربان و مؤدب و مثبت باشیم. زیرا باید اعتماد به نفس و ایمان به خود را به او بازگردانیم. باید به او نشان بدهیم که معتقدیم که می‌تواند بسیار زود این مبلغ را بپردازد. باید در مورد او از اندیشه‌ی افزایش سود‌جوییم. انتقاد ما را به جایی نمی‌رساند.

از این رو به هنگام گفتگو با آن مشتری، از ایمانی که به او داشتند و از اینکه معتقد بودند که می‌تواند به‌زودی این مبلغ را بپردازد و حتماً نیز می‌پردازد سخن گفتند و تاکید کردند که یقین دارند او با نیّت خیر وارد این معامله‌ شده است. چند روز بعد، مشتری شتابزده وارد دفتر مدیر اعتبارات شد تا نخستین قسط آن مبلغ را بپردازد. آنگاه گفت: آن روز که وارد دفترم شدید آنقدرحالم خراب بود و اوضاع کار‌و بارم اسفناک که اگر یک کلمه از من انتقاد می‌کردید بی‌درنگ به دفتر وکیلم می‌رفتم و اعلام ورشکستگی می‌کردم. امّا شما آنقدر مهربان و مثبت، و نسبت به من و کارم مومن و معتقد بودید و ایمان داشتیدکه وضع اقتصادی‌ام می‌تواند بی‌درنگ نجات یابد که به من این شهامت را داد تا خودم نیز همین باور را داشته باشم. اتفاقاً نقطه عطف آن نیز آغازشده است.  

همه‌ی مردم در خوراک‌و پوشاک و خانه بهتر و زیبایی و دانش و رفاه و شادی و تفریح و تجمّل و رضایت شغلی و اوقات فراغت، جویای افزایش هستند و باید هم باشند زیرا آرزویی الهی است. از این‌رو آرزوی موهبت‌افزون‌تر نباید مورد سرزنش یا سرکوب قرار گیرد. این آرزویی الهی است که می‌تواند از طریق قوانین معنوی اندیشه‌ی توانگر در سطوحی الهی تجلّی یابد.

اغلب وقتی مردم به انتقاد و ملامت و تحقیر دیگران می‌پردازند نمی‌دانند که طبق قانون تشعشع ذهن، به دعوت همان ویژگی‌ها رفته‌اند و همان‌ها را به زندگی خود فرا می‌خوانند. هرگز وقت خود را خواه در باره‌ی خودمان و خواه دیگران با اندیشه‌ی کاهش تلف نکنیم. یقین بداریم آنچۀ از خود بیرون می‌فرستیم چند برابر به خودمان باز می‌گردد و همان‌گونه تجربه‌ها را در زندگی‌مان پدید می‌آورد.

به‌هنگام بحران اقتصادی و اعتصاب کارخانجات، پزشکی متخصّص که مطب او نیز نزدیک همان کارخانجات بود و بیشتر بیمارانش نیز متعلّق به همان محله بودند، تصمیم‌گرفت حتی یک کلمه در باره‌ی اوضاع و شرایط دشوار صحبت نکند و به این‌گونه سخنان بیمارانش نیز گوش فرا ندهد. از این‌رو مدام در باره‌ی افزایش و توانگری و کامیابی سخن می‌گفت. غروب روزی که در جلسه  محلّی پزشکان متخصّص شرکت کرده بود، اکثر همکارانش سرگرم شکایت از وضع ناخوشایند کار بودند و او سکوت کرده بود. یکی از همکاران رو‌ به او کرد و از وضع کار‌و ‌بار او پرسید. پزشک پاسخ داد: وضع من هیچ‌گاه به این خوبی نبوده است، زیرا زیر‌بار گله و شکایت از اوضاع سخت به علّت اعتصاب کارخانجات یا سایر دلایل نمی‌روم. این را نیز دریافته‌ام که اقتدار اندیشه‌ی توانگر می‌تواند همه‌ی این‌ها را عوض کند. 

از راه‌هایی بسیار ساده می‌توانیم قانون افزایش را بیدار کنیم. باید این قانون را به‌طرزی مثبت و جسورانه برای خودمان و دیگران بر زبان آوریم. قانون افزایش باید در سیما و اعمال ما نمایان باشد. هموارۀ باید از خود احساس افزایش را بیرون بفرستیم، به‌گونه‌ای که همۀ در تماس با ما این حس استغنا را دریابند. به‌هنگام نوشتن نامه یا تلفن یا دیدار یا حتی اندیشۀ در باره دیگران، برای افراد خانواده و دوستان و همکاران و آشنایان و رهبران جهان و هرکس که به ذهن‌مان می‌آید، موهبت‌هایی افزون‌تر بطلبیم. برای آنها چنین ندا در دهیم: با افزایش غنی موهبتهای متعال خدا برایت برکت می‌طلبم. کلام جسورانه سرشار از ایمان و یقین و افزایش را رو‌ در روی آنان نیز بر زبان آوریم.گاه تنها بیان چند کلمه می‌تواند برای دیگران شگفتی‌ها بیآفریند. 

تا می‌توانیم به دیگران کلامی سرشار از نیکی افزون‌تر بگوییم. شاید در آن لحظه ندانیم به چه کار پر‌معنایی دست‌زده‌ایم، اما حاصل امر اهمیت آن را نشان خواهد داد.  

اخیراً افسری بازنشسته به من گفت: شما نمی‌دانید چند سال پیش که حالم خراب بود و در مرز خودکشی قرارداشتم چه کمکی به من کردید. کلامتان مثل آبی که روی آتش ریخته شود مسیر اندیشۀ و زندگیم را عوض کرد. وقتی فکر کردم دیدم تنها چیزی که به او گفته بودم این بود: ” شما آنقدر ها هم پیر نیستید که نتوانید زندگی را از نو شروع کنید. با چشم تازه‌ای به زندگی نگاه کنید، در وجود شما چیزی هست که برایتان موفقیت می‌آورد”

        وقتی از کسی سخن می‌گوییم، تنها در باره موفّقیت او صحبت کنیم. اگر کسی را می‌شناسیم که اشتباهات گذشته‌اش را کنار گذاشته است، گذشته او را نادیده بنگاریم و کمکش کنیم تا کامیابی این لحظه‌اش شکوفا شود و تنها بر نیکی کنونی او تاکید کنیم. با این کار نه تنها بر نیکی افزونتر او می‌افزاییم، بلکه با وجدانی آسوده به خواب می‌رویم.

        برای خودمان نیز سرشار از اندیشه‌ی افزایش باشیم. احساس کنیم که روز‌به‌روز موفق‌تر می‌شویم و به دیگران نیز کمک می‌کنیم تا موفق‌تر شوند. هر عمل و لحن گفتار و هر نگاه ما باید نمایانگر یقین آرام و غنی ما ازکامیابی باشد. هر‌گاه عالم ذهنی‌مان سرشار از استغنا باشد، دیگر لزومی ندارد به توسّط کلام، دیگران را ازکامیابی خود مطمئن کنیم. زیرا کامیابی از وجودمان ساطع می‌شود و همه نا‌خودآگاه آن را احساس می‌کنند. مشتاقانه می‌خواهند با ما وارد معامله و مجالست شوند. زیرا احساس استغنا و کامیابی و توانگری که از وجودمان می‌تراود، آنها را به سوی ما جذب می‌کند.

        کافی است احساس دولتمندی و کامیابی را در خود ایجاد کنیم تا مردمانی صاحب اندیشه‌ی توانگر که تاکنون ندیده بودیم مشتری و همکار و دوست ما شوند. مردم به طور ناخودآگاه به جایی می‌روند که سرشار از فضای افزایش باشد. کسب و کارهایی که به سرعت گسترش می‌یابند و برکت‌های بیکران به ارمغان می‌آورند از این دسته‌اند. وقتی در ذهنمان به‌دیگران اندیشه‌ی افزایش عطا می‌کنیم و در ژرفای آرامش و سکون به این تجسّم سرگرم می‌شویم، دیگران به سوی ما کشیده می‌شوند و بی‌درنگ توانگرمان می‌کنند. دل و جرأت به‌خرج بدهیم و از هر راهی که به نظرمان می‌رسد قانون افزایش را خواه در مقیاس وسیع و خواه در مقیاس کوچک بیدار کنیم.

        بانویی اخیراً برایم تعریف کرد چگونه همسرش را با گفتن جمله‌ای که هر روز پس از بازگشت از کار به او می‌گفت، از وضع اسفناک مالی نجات داد. جمله آن زن این بود: خب عزیزم همه اتفاقهای خوب امروز را برایم تعریف کن. هر دو آنها به راستی از اتفاقهای خوبی که پیش می‌آمد به شگفت می‌آمدند و سپاس می‌گزاردند. مسیر تفکّر آنها از شکست به موفقیت بازگشت.

        اگر از همه‌ی قوانین توانگری با خبر باشیم امّا نتوانیم با دیگران درکمال هماهنگی زندگی یا کار کنیم، هیچ‌کدام از این قانون‌ها به دردمان نخواهد خورد. آمار نشان می‌دهد که تنها پانزده درصد ازکامیابی انسان به توانایی فنی او مربوط است و هشتاد و پنج درصد باقی مانده به توانایی کنار‌آمدن انسان با مردم ارتباط می‌یابد. شاید فکر کنیم علّت اخراج بیشتر کارمندان بی‌کفایتی یا دیر حاضر‌شدن در سر‌کار یا عدم صداقت است. اما مدیران امور پرسنلی متفقاً معتقدند که بیش از دو سوم کسانی که کارشان را از دست می‌دهند به این دلیل است که نمی‌توانند با مردم کنار بیایند. تقریباً ده‌درصد از اخراجی‌ها به علت بی‌کفایتی در کار یا عدم مهارت مورد نیاز است. مابقی اخراجی‌ها به دلیل مشکلات شخصیتی کارمندان صورت می‌گیرد.

        برای ایجاد حس توانگری در خودمان و دیگران، به هر تلاشی که دست بزنیم و هر چقدر که وقت صرف کنیم می‌ارزد. رعایت قانون افزایش و خیرخواهی، بر توانایی کنار آمدن ما با مردم می‌افزاید، و هر‌اندازه بر آن تاکید کنیم زیاده نگفته‌ایم. هر‌اندیشه وگفتار و کردارمان باید نمایانگر توانگری باشد. نوشته‌ای را که برخلاف توانگری است نخوانیم و جدی نگیریم. اگر خط فکری خود را با سایر خطوط در‌هم آمیزیم، این جریان‌های متقاطع تلاشهای‌مان را برای توانگری خنثی می‌کنند. برای توانگری مدام باید جرأت متفاوت‌بودن را داشته باشیم. وقتی مردم درباره اوضاع دشوار صحبت می‌کنند نباید ناراحت شویم و نباید درآن شرکت کنیم، مگر اینکه بخواهیم خودمان هم دچار همان تجربه شویم. انرژی عظیم ذهن‌مان را به‌سوی فراوانی بازگردانیم تا علی‌رغم هر چه اطرافیان‌مان بگویند یا بکنند، توانگری به‌وفور در اختیارمان باشد. این دنیا پر از پول و ثروت و انواع و اقسام منابعی است که می‌توان به آنها دست یافت. حتی رشک به‌پول دیگری نشانه این اعتقاد است که به اندازه همه‌ی برکت و نعمت وجود ندارد.

        وقتی در باره‌ی بخت و اقبال یا ارثیه کلان یا مال و منال و مایملک غنی دیگری می‌شنویم، با شور و شوق گوش فرا دهیم و خوشحال شویم. و از راهی که آنها برای مصرف پول خود بر‌می‌گزینند انتقاد نکنیم. دارایی‌های دیگران گواه وفور نعمت و برکت و انواع و اقسام منابعی است که در اختیار همگان است. هر جا نشانی از برکت او را می‌بینیم باید به وجد درآییم. این کار ما را در راستای عشق‌ورزی قرار می‌دهد و مواهب و خوبی‌‌های بسیاری را برای ما به ارمغان می‌آورد. واقعیت این است که این‌گونه شنیده‌ها اخباری هستند که می‌توانند ما را در مسیر عشق‌ورزی و یا بالعکس منفی‌بافی قرار دهند. پس این یک فرصت است، ما باید انتخابگر خوبی باشیم و خود را در مسیر عشق‌ورزی قرار دهیم تا مواهب آن را نیز دریافت کنیم. بگذاریم خانه‌های خیال‌انگیز، خودروهای لوکس و همه‌ی لباس فروشی‌های زیبا به ما احساس شادمانی ببخشد. 

        من برای خودم و شما و تمام مردم دنیا هیچ‌چیز به‌جز ثروت و توانگری را نمی‌پذیرم. هر‌بار که نسبت به دیگری با احساس خوشی و مسرت برخورد می‌کنیم در‌واقع نسبت به موفّقیت و پولی که آن شخص به‌دست آورده جواب مثبت داده و خواهان به‌دست آوردنشان شده‌ایم.

        با تکرار این عبارت قانون افزایش را در خود بیدار کنیم: اکنون سلامت کامل و ثروت بیکران و سعادت نا‌محدود را تجربه می‌کنم. این حقیقت دارد زیرا جهان سرشار از مردمانی نازنین و مهربان است که از هر جهت کمکم می‌کنند. اکنون در حضور فرشتگانی بی‌شمار هستم و از یک زندگی شاد و جالب و رضایت‌بخش برخوردارم. به‌دلیل تندرستی و خوشبختی و توانگریم می‌توانم به‌دیگران کمک کنم تا از یک زندگی شاد و جالب و رضایت‌بخش برخوردار باشند. همه انسان‌ها می‌توانند از موهبت‌های جهانی و کیهانی بهره‌مند شوند.

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

قانون بخشش یا خلا

قانون بخشش یا خلأ، یکی بده صد تا بگیر

قانون بخشش یا خلأ، یکی بده صد تا بگیر

قانون بخشش یا خلا می گوید خلأ بیآفرینیم تا بتوانیم موهبت دلخواهمان را دریافت کنیم.

دستمان پر است و نمی‌تواند چیز دیگری را دریافت کند. 

همه چیزها و روابط مرئی‌و نامرئی غیرلازم را از زندگی‌مان بیرون برانیم.

 هستی همواره در پی‌جبران نیکی‌های ماست.

قانون بخشش یا خلأ چنین است: اگر در زندگی‌مان طالب موهبتی عظیم هستیم بی‌درنگ خلأ بیآفرینیم تا بتوانیم موهبت دلخواهمان را دریافت کنیم. به عبارت دیگر خود را از شر آنچه نمی‌خواهیم خلاص کنیم. وقتی که می‌خواهیم چیز زیبایی به زندگی‌مان وارد شود باید برای آن جا باز کنیم. اگر بخواهیم نفس بکشیم اوًل باید بازدم و نفس را بیرون داده باشیم.

کائنات می‌خواهد به ما نعمت بدهد ولی دستمان پر است و نمی‌تواند چیز دیگری را دریافت کند.  دو عدد هندوانه دستمان است و دیگر نمی‌توانیم هندوانه دیگری بگیریم.

 اگر در خانه یا محل کارمان لوازمی داریم که دیگر از آنها استفاده نمی‌کنیم، اگر میان دوستان و آشنایان افرادی را می‌یابیم که دیگر معاشرت با آنها را برای خود مناسب نمی‌یابیم، همه‌ی چیزها و روابط مرئی و نامرئی غیرلازم را از زندگی‌مان بیرون برانیم و ایمان داشته باشیم که همه‌ی آنچه را به‌راستی می‌خواهیم و آرزومندیم، به‌دست خواهیم آورد. معمولاً تا خودمان را از شرّ  آنچه نمی‌خواهیم خلاص نکنیم نمی‌توانیم دریابیم که به‌راستی چه‌چیز را می‌خواهیم.

عفو‌ و بخشش یعنی رها‌کردن آرمان‌ها و اندیشه‌ها و اوضاع و شرایط کهنه، به‌منظور جا بازکردن برای اندیشه‌ها و آرمان‌های تازه توانگری و چیزهای بهتر، به این ترتیب شرایط ما روز‌به‌روز بهتر می‌شود. همواره خواستار چیزی بهتر هستیم. این لازمه‌ی پیشرفت است. همان‌گونه که لباس بچّه‌ها برایشان کوچک می‌شود، ما نیز هنگامی که افق‌های زندگی‌مان را می‌گسترانیم، می‌بینیم که آرمان‌های پیشین برای‌مان کوچک شده‌اند.

 مردی بازرگان سخت بیمار شد و هفته‌ها زیر نظر پزشک بود. پزشکش که طبیبی ماهر بود همه‌ی راه‌های پزشکی را آزموده و نتیجه‌ای نگرفته بود. مرد همچنان تحلیل می‌رفت و روز‌به‌روز ناتوان‌تر می‌شد. گویی جسمش آکنده از سمّی بود که به این آسانی از بین نمی‌رفت.

 سرانجام شبی که از تبی شدید و سرفه‌هایی مدام خیس عرق بود، قانون خلأ را به‌خاطر آورد و دریافت که حتماً باید چیزی را رها کند. از آنجا که، از اثر ژرف ذهن و هیجانات و عواطف بر‌جسم آگاه بود، اندیشید شاید باید از گرایشی ذهنی یا احساسی هیجان‌آمیز دست بر دارد تا این درد و تب و ناتوانی ریشه کن شود.

ناگهان در آرامشی ژرف فرو رفت و از خرد الهی خواست تا بر او آشکار کند که چه حسی را باید از دست بدهد. ناگهان مردی را به یاد آورد که نسبت به او کینه‌ای شدید به دل گرفته بود. پشت سر او بد‌گویی کرده و حتی درصدد انتقامجویی از او برآمده بود. 

همچنان که از تب می‌سوخت بارها در دل خود تکرار کرد: من کاملاً تو را می‌بخشم. تو را رها می‌کنم و می‌گذارم به راه خود بروی تا جایی که به من مربوط است، آنچه بین ما پیش‌آمد برای ابد تمام شده است. نمی‌خواهم که تو اندک آسیبی‌ببینی، من آزادم و تو نیز آزادی و همه‌ی چیز عالی است.

چندی نگذشته بود که سرشار از احساس آرامش و رهایی، پس از چند شب بی‌خوابی به خواب ژرف فرو رفت. صبح فردا تب قطع شده‌بود. پزشکش گفت که سم بدنش به طرزی معجزه‌آسا یک شبه از جسمش خارج شده است. سرانجام حالش رو‌ به بهبودی گذاشت. این مرد از طریق عفو و بخشایش توانست خلأ مورد نیاز را برای سلامتی و زندگی تازه‌اش ایجاد کند.

مردی بازرگان با تبی شدید در بیمارستان بستری شده بود و درمان‌های پزشکی تب او را پایین نمی‌آورد. این مرد مدّت‌ها ناراحتی قلبی داشت و می‌گفتند که بیماریش دیگر بار بازگشته است. دوستی که از قدرت شفابخش عشق و محبت باخبر بود، برای عیادتش به بیمارستان رفت، بی‌درنگ دریافت که این مرد به  علّت رابطه‌ی نا‌مطلوب خانوادگی احساس کمبود محبت می‌کند. دوست دل و جرأت به خرج داد و به بیمار گفت: خدا دوستت دارد. خدا هدایتت می‌کند. خدا راه را نشانت می‌دهد. هم خدا و هم انسان‌ها به‌راستی دوستت دارند. آنگاه دو نفری خاموش در دل خود تکرار کردند که عشق خدا در ذهن و تن و امور این مرد به عالی‌ترین کار خود سرگرم است. ناگهان گرمایی شدید در تن بیمار جریان یافت و آنگاه حرارت ناپدید شد. تب فرو نشست. فردای آن روز پزشکش گفت که قلبش به حال عادی و سلامت خود بازگشته است. اکنون از هر زمان دیگر سالم‌تر است و مرهم عشق، رابطه خانوادگی را نیز شفا بخشیده است.

زنی بسیار ثروتمند همه‌ی درآمدش را احتکار می‌کرد، به‌ندرت چیزی به کسی می‌بخشید. امّا مدام برای خود می‌خرید و می‌خرید و می‌خرید. به گردنبند علاقه بسیار داشت، یک بار دوستی از او پرسید: چند تا گردنبند داری؟ زن پاسخ داد: شصت‌و‌هفت‌تا، گردنبند‌ها را می‌خرید و به دقّت آنها را در دستمال کاغذی می‌پیچید و گوشه‌ای می‌گذاشت، حتی اگر از آنها استفاده می‌کرد باز اشکالی نداشت، امّا او از قانون مصرف تخلّف می‌کرد. کمدهایش پر از لباسهایی بودند که هرگز نمی‌پوشید وجواهراتی که رنگ روشنایی به خود ندیده بودند. آنقدر به مال دنیا چسبید تا دستهایش از کار افتادند و فلج شدند. چنان‌که دیگر قادر نبود که از امور خودش مراقبت کند و به ناچار ثروتش به دیگران سپرده شد تا اداره‌ی آن را به عهده بگیرند.

زنی در یک بخت آزمایی برنده می‌شود، منتها به‌جای اینکه آن را خرج کند، احتکار می‌کند و می‌اندوزد، تا جایی که حتی می‌گذارد شوهرش از گرسنگی رنج بکشد. بگذریم که خود نیز برای امرار معاش زمین‌شویی می‌‌کرد. زن پول را دوست داشت و آن را ما‌فوق همه چیز می‌پنداشت، سرانجام نیز شبی به قتل رسید و پولش ربوده شد.

تصوّر کنیم زنی فقیر که چشمانش چندان سویی ندارد و جایی را درست نمی‌بیند را نزد چشم‌پزشک می بریم و عینکی برایش می‌خریم که به او امکان دهد به خوبی ببیند. چندی بعد او را در خیابان می‌بینیم که بدون عینک راه می رود. با تعجب می‌پرسیم: پس عینک کجاست؟ زن پاسخ می‌دهد “یعنی توقع‌داری هر روز آن را به چشمم بزنم تا مستعمل شود؟”

آدمی با بی‌خبری از قوانین، سبب نابودی خودش می‌شود. پول به خودی خود نیکو است و سودمند، منتها اگر به مصارف زیان‌بخش برسد، اندوخته و احتکار گردد، یا از محبّت مهمتر پنداشته شود، با خود مرض و مصیبت و حتی نابودی به‌همراه می‌آورد.  

هرگز پول را از دست ندهیم، به معنی اندوختن و احتکار پول نیست. پول، این امانت مقدس را به همان زیبایی که در جریان زندگی به دست آورده‌ایم در راه درست و در جهت زیبا ساختن زندگی خود و سایر انسان‌ها درجریان انداخته و مصرف کنیم.

من افتخار بیش از یک دهه همکاری با شرکت مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران (مپنا) را دارم، انرژی برق وقتی توسط نیروگاه تولید می‌شود، باید توسّط شبکه توزیع به مصرف‌کنندگان منتقل شده و  مصرف شود. اگر برق مصرف نشود حتی می‌تواند به نیروگاه تولید‌کننده برق آسیب برساند. انرژی برق را نمی‌توان ذخیره و احتکار کرد. قسمتی از انرژی برق برای مصرف و روشنایی نیروگاه تولید کننده‌ی برق استفاده می‌شود و ما بقی آن برای مصرف و روشنایی زندگی دیگران. 

به‌همین ترتیب پول و سایر دارایی‌هایی که انسان در جریان زندگی به دست آورده است، باید در جهت روشنایی و زیبا ساختن زندگی خود و سایرین مصرف شود و از این روشنایی و زیبایی لذت ببرد.

تجربیات شخصی و کاربردی قانون بخشش یا خلا

در‌گفتگو با صدها نفر از مردم درباره‌ی انواع مشکلات روحی، جسمی، خانوادگی،  مالی و اقتصادی دریافتم هرگاه مشکلی حل نمی‌شود، نشانه‌ی آشکار نیاز به عفو و بخشایش کسی یا چیزی است. این را نیز دریافته‌ام که اگر یک نفر ازکسانی که در این مسئله دخالت دارند حرکت عفو و بخشایش را آغاز کند، همه به شیوه‌ای مثبت پاسخ خواهند داد و راه حل نیز پیدا خواهد شد.  

مردی که در یک جواهر فروشی استخدام شده بود، همیشه ته‌دلش می‌خواست که صاحب مغازه خودش شود. سرانجام کارش دچار بی‌نظمی و نا‌هماهنگی شد. پس از سال‌ها خدمت وفادارانه مجبور شد ناگهان کارش را ترک کند. البته روسای او معتقد بودند هرگز نمی‌تواند در جای دیگری کاری به این خوبی پیدا کند. او نیز مدام به یاد خود می‌آورد که اصلاً نمی‌خواهد در استخدام دیگری باشد. او می‌خواست خودش رئیس خودش باشد.

وقتی این مرد کارش را ترک کرد پس‌انداز اندکی داشت و مسئولیت خانواده و مخارج معمول به عهده‌اش بود. با این حال به‌محض اینکه از فکر کردن در باره‌ی اوضاع خراب مالی دست برداشت، احساس آسودگی و خرسندی و آزادی کرد. فوراً این خبر همه‌ی جا پیچید. دوستی که در شهر دیگری مغازه جواهر فروشی داشت به او پیشنهاد کرد که موقتاً نزد او کارکند تا بعداً در باره‌ی پیدا کردن کار دائمی تصمیم بگیرد. او هم برای اینکه درآمدی داشته باشد و در آن ضمن به برنامه‌های آینده‌اش بیندیشد، این کار را پذیرفت.

چندی نگذشت که دوست دیگری هم به او اطلاع داد که از کارمند بودن خسته شده است و می‌خواهد مغازه جواهر فروشی باز کندو ترجیح می‌دهد که یک شریک داشته‌باشد. آن مرد دارای سرمایه‌ی نسبتاً خوبی بود، پس با هم کار تازه را آغاز کردند.

هیچ‌کدام از آنها به تنهایی نمی‌توانست این کار را شروع کند، امّا با هم می‌توانستند از سرمایه‌ و سابقه و تجربه‌ی یکدیگر استفاده کنند. امّا مرد اوّل که از کارش ناراضی بود نخست می‌بایست کارش را ترک و رها می‌کرد تا خلأ ایجاد کند تا بعداً دری به روی او گشوده می‌شد. 

برای هر موهبتی که هم‌اکنون در زندگی‌مان نیاز داریم خلأ بیآفرینیم:  هر‌هفته و یا هر‌ماه نیم ساعت آرام بنشینیم و همه‌ی کسانی را که با آنها هماهنگ نیستیم یا نسبت به آنها احساسی ناخوشایندی داریم، ذهناً ببخشیم. اگر کسی را به بی‌عدالتی متهم کرده‌ایم، اگر با کسی به‌تندی سخن گفته‌ایم، اگر از کسی انتقاد یا پشت سرش بد‌گویی کرده‌ایم، اگر کارمان با کسی به دعوای قانونی کشیده است، ذهناً از آنها عفو و بخشایش بطلبیم. ذهن نیمه‌هشیار آنها پیام ما را خواهد گرفت و پاسخ مثبت خواهد داد. اگر به خودمان نیز این اتهام را وارد کرده‌ایم که شکست خورده‌ایم یا خطا کرده‌ایم خودمان را نیز ببخشیم. عفو و بخشایش می‌تواند خلأ بیآفریند و راه توانگری و کامیابی ما را بگشاید. 

هرگاه چنین می‌نماید که توانگری کافی نداریم و نمی‌توانیم از پس نیازهای‌مان برآییم یا قادر نیستیم به موهبت‌هایی بزرگتر دست یابیم ، عنان وضعیت را در اختیار بگیریم، یعنی اندیشه‌ها و احساسات خود را کنترل کنیم. به جای احساس درماندگی و دلسوزی به حال خود با عفو و بخشش، به هر اندیشه‌ای که بوی فقر و تنگدستی می‌دهد بگوییم: آرام باش، آرام و خاموش.

اگر پولی به‌دیگران ببخشیم، طبیعی است که پول‌مان کم می‌شود و می‌بایست احساس منفی پیدا کنیم. در حالی که با تغییر این احساس نه تنها این‌گونه نیست بلکه احساس خوشی و مسرت نیز پیدا می‌کنیم و همین امر سبب می‌شود تا پول‌مان چندین برابر شود. فراموش نکنیم که هر‌وقت پولی بخشیدیم و احساس خوبی به ما دست داد چند برابر آن را دریافت خواهیم کرد.

 بهتر است به افرادی که در خیابان از کنارشان رد می‌شویم و یا در طول روز با آنها برخورد می‌کنیم افکاری توام با وفور نعمت و پول ارسال کنیم و برایشان آرزوی غنا و بی‌نیازی و پولداری کنیم. به چهره تک‌تک این آدم‌ها نگاه کنیم و مجسّم کنیم که مشغول دادن پول به آنها هستیم و احساس خوشی آن را در خود احساس کنیم، این کار را انجام دهیم و منتظر نتایج آن باشیم. آیا در انعام دادن خسیس هستیم؟ آیا به کسانی که دستشویی‌ها را تمیز می‌کنند جواب سر بالا می‌دهیم؟ آیا به دربان و مستخدم اداره یا منزل عیدی می‌دهیم؟

خداوند باران نعمت‌هایش را به ما ارزانی می‌کند، ولی چون ما جایی را برای‌شان باز نکرده‌ایم نمی‌توانیم آن نعمت‌ها را دریافت کنیم، برای گرفتن نعمت‌های الهی باید ابتدا ببخشیم.

هر‌کاری که ما انجام می‌دهیم، بخشیدن، صحبت‌کردن، حتی فکر کردن، مانند بازی پرتاب بومرنگ هستند. آنها به سوی ما باز می‌گردند. اگر می‌خواهیم چیزی دریافت کنیم. می‌بایست اوّل یاد بگیریم که ببخشیم. اگر چیزی را می‌خواهیم، اوّل باید ببخشیم، اعمال ما مثل بازی دومینو  بر روی دایره‌ای با شعاع خیلی بزرگ می‌باشد، دایره‌ای به شعاع کره‌زمین، به ظاهر خط صاف است ولی در بی‌نهایت به خودمان باز می‌گردد. هر عملی را انجام دهیم، معادل یا چندین برابر آن را همان لحظه، یک ساعت، یک روز، یک هفته ، یک ماه، یک سال یا چند سال بعد، در نهایت دریافت خواهیم کرد. برای نمونه: 

– اگر به دیگران اطلاعات و دانش و آگاهی بدهیم، چندین برابر اطلاعات و آگاهی دریافت خواهیم کرد.

– لبخند بزنیم، انسان‌های زیادی به ما لبخند می‌زنند.

– به همسرمان عشق بورزیم، او هم چندین برابر آن به ما عشق می‌ورزد. 

– پول بدهیم، کائنات درب‌ها و فرصت‌های متعدّد جذب پول را برای ما می‌گشاید.

– مردم را ببخشیم، بخشیده خواهیم شد. 

  این ماجرا مرا به یاد داستان مردی می‌اندازد که در یک شب سرد زمستانی ، هیزم را در‌آغوش گرفته و کنار اجاق نشسته بود و فریاد می‌زد ” اگر یک کمی گرما به من بدی، من هم بهت هیزم می‌دم”

  در این دنیا قدرت‌هایی وجود دارند که از ما باهوش‌تر هستند. ما می‌توانیم با اراده خودمان به آنها دست پیدا کنیم و از آنها بهره بگیریم، و زودتر به نتیجه برسیم. تنها چیزی که به آن نیاز داریم، این است که هر چه را که می‌خواهیم، سخاوتمندانه ببخشیم تا این قدرت‌ها هم با ما سخاوتمندانه رفتار کنند.  ببخشیم نه برای دیگران، بلکه به خاطر خودمان، حمایت و بخشش دیگران در دل انسان، احساس احترام به خویشتن را پدید می‌آورد و بر قدرت و تصمیم او در رسیدن به هدف می‌افزاید.

  قبل از هر چیز باید این واقعیت را درک کنیم که هرگز نمی‌توانیم مالک چیزی شویم. هنگام زاده‌شدن هیچ نداشتیم و در هنگام مرگ نیز جهان را بی‌چیز ترک می‌کنیم. تملگ‌گرایی و مال‌اندوزی تصاحب آن نیست یلکه به تصاحب درآمدن آن است. اگر احساس می‌کنیم که باید فلان اتومبیل و یا مقام را داشته باشیم و بدون آن احساس کمتری می‌کنیم ، مفهومش آن است که تحت سلطه دارایی قرار گرفته‌ایم. در چنین شرایطی می‌نالیم و فکر می‌کنیم که با به‌دست آوردن دارایی‌های مورد علاقه، زندگی‌مان رو به راه می‌شود و از آن پس شاد و خرسند خواهیم بود. غافل از اینکه، این یک خیال باطل است. زیرا پس از به‌دست آوردن آنها، به فکر می‌افتیم که اگر خانه بزرگتر و بزرگتری داشته باشیم، زندگی‌مان کامل می‌شود و به این ترتیب به بیماری زیاده‌طلبی دچار می‌شویم. آنگاه دست به گریبان دنیا می‌شویم تا به مال و منال بیشتری چنگ بیندازیم. زیرا قانون طبیعت چنین است که هر چه به فکر دارایی بیشتری باشیم، بیشتر به جانب آن کشیده می‌شویم و هر چه کمتر تملک‌گرا باشیم خود را بی‌نیازتر احساس می‌کنیم.

  من هرگز اجازه نمی‌دهم غنا و ثروت فکرم را به خود مشغول دارد و هیچگاه بدون آنها در زندگیم احساس کمبود نمی‌کنم. اگر‌چه برای خودروهای لوکس و مجلّل ارزش قائلم و زندگی در یک خانه زیبا برایم لذت بخش است. امّا هرگز اجازه نمی‌دهم که این اشیاء عنان اندیشه و احساسات مرا در دست گیرند. البته منظورم از عدم دلبستگی آن نیست که مسرف و ولخرج باشیم. بلکه به آنها تعلّق‌خاطر نداشته باشیم و برای به‌دست آوردنشان به اصطلاح سخت نگیریم.  

  یکی از تمریناتی که برای عملی کردن قانون بخشش و جلوگیری از دلبستگی و تعلّق خاطر می‌توانیم انجام دهیم آن است که به کمد لباس‌ها، انباری و پارکینگ منزل‌مان برویم و هر‌چه که دیگر استفاده نمی‌کنیم به جریان انداخته و برای استفاده به‌ دیگری واگذار کنیم. اجازه دهیم فرزندان‌مان نیز در این پالایش شرکت کنند. به کمد لباسهایمان سری بزنیم و لباسی را که یک سال است برتن نکرده‌ایم در جریان پالایش از دلبستگی‌ها رها کنیم. به یاد داشته باشیم لباسی را که برای این مدّت به تن نکره‌ایم، دیگر مال‌ما نیست. بلکه شیئی است که صرفاً تعلّق خاطر ما را به وابستگی نشان می‌دهد. حتماً آنها را از خانه خود دور کنیم. آنها را بفروشیم، معاوضه کنیم، ببخشیم، دور بریزیم یا بسوزانیم. کمد، انباری و پارکینگ در هم و برهم، نشانه ذهن درهم ریخته است.   

  به کتابخانه منزلمان رجوع کنیم.کتاب‌هایی داریم که آنها را خوانده‌ایم و از مطالب آنها استفاده کرده‌ایم و قطعاً دیگر توسط ما و سایر افراد خانواده، خوانده نخواهند شد. آنها را به کتابخانه‌ها یا دوستان ببخشیم و هدیه کنیم.  بفروشیم و دور‌ بریزیم.   

  تمام اشیائی را که سالها با گرفتاری جمع‌آوری کرده‌ایم و تمام این مدّت به آن چسبیده‌ایم، بیرون بیاوریم و در جریان این تصفیه رهایش کنیم. با گشودن این روزنه، با گردش و جریان دنیا هم آواز خواهیم شد و در نتیجه حرکت کائنات چیزی جدیدی را به زندگی‌مان فرا خواهد خواند. 

  هستی همواره در‌پی جبران نیکی‌های ماست، هرچه به هستی ببخشیم هزاران برابرش را به ما باز می‌گرداند. ما یک شاخه‌ی گل هدیه می‌کنیم و هزاران شاخه گل همه سو بر سر و رویمان می‌بارد. به مالمان نچسبیم، اگر واقعاً مایلیم که ثروتمند شویم، اگر می‌خواهیم دنیای درونی و پر‌مایه‌ای داشته باشیم هنر بخشش را بیاموزیم. خودپرستی چه از نظر روانی و چه از نظر مالی به‌طور یکسان برای انسان زیانبخش است. زیستن برای دیگران، بسیار حائز اهمّیت است. چون به محض اینکه برای سایرین زندگی کنیم، دنیا به کانونی پر‌حرارت‌تر، نورانی‌تر و شادمانه‌تر تبدیل شده و زندگی در اینصورت با ارزش‌تر می‌شود. من آزرده خاطر می‌شوم از اینکه انسانی در منتهای بی‌تفاوتی تنها در فکر آسایش و راحتی خود باشد. این فرد نه فقط از محسّناتی‌که جامعه‌اش برای او دارد بی‌اطلاع است، بلکه به مفهوم واقعی خوشبختی پی‌نبرده است.

  در خبرها شنیدم، برای چند لحظه از آسمان ژاپن پول می‌بارید. یک مرد ۲۶ ساله از بالای یک برج چند هزار دلار خود را در آسمان رها کرده و معتقد بود از این پولی که از سود سهام به من رسیده، دوست دارم دیگران هم سهمی داشته‌باشند. این رفتار نشاندهنده فرهنگ غنی موفّقیت تیمی است. فرهنگی که می‌گوید ما همه‌ی قطره‌ای از دریاییم.  

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خداوند

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خداوند

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خداوند 

همانطور که در نوشته “شما در کدام مدار ثروت قرار دارید” اشاره شد، پرسش ها وضعیت نظام باورهای شما یا شم اقتصادی شما را  ارزیابی می کند. پرسش ها را به دقت بخوانید و به هر کدام از آنها امتیازی بین ۱ تا ۱۰ بدهید. به این معنا که اگر با این جملات موافق هستید نمره بیشتر (۷ ،۸ ، ۹ ، ۱۰) و اگر مخالف هستید نمره پایین تری را در مقابل هر پرسش یا جمله بنویسید.

پیشنهاد می کنم پرسشنامه تکمیل شده را نزد خود نگهدارید، وقتی در مسیر افزیش ظرفیت کسب درآمد با ما همراه و همسفر باشید، و سایر نوشته ها را بخوانید و عمل کنید. درآینده وقتی پرسشنامه را مجددا تکمیل می نمایید و با پرسشنامه تکمیل شده امروزتان مقایسه کنید، از میزان بهبود وضعیت مالی تان به نسبت میزان اصلاح باورهای فکری تان متعجب و لذت خواهید برد .     

پرسش های بخش چهارم: باور شما نسبت به خداوند 

گروه اول : باور به اینکه خداوند فقرا را دوست دارد،

۱- هر کس در این دنیا پول کمتری داشته باشد در دنیای دیگر به بهشت می رود.

۲- نمی شود در همه جنبه های زندگی هم خدا را بخواهیم و هم خرما را

۳- به نظر من انسانیت و معرفت مهم تر از ثروت است.

گروه دوم : داشتن احساس منفی ناسپاسی نسبت به نعمت های الهی  

۱- من اغلب از اوضاع و شرایط شکایت می کنم، وضعیت اقتصادی ….

۲- من اغلب در بحث های سیاسی و اقتصادی وارد می شوم و در مورد این که اوضاع چقدر خراب است صحبت می کنم.

۳- مشکلات و مسائل زیاد در زندگی، عامل مهمی در شکست افراد است.

۴- گاهی اوقات مشکلات زندگی به حدی طاقت فرساست که توانایی مقابله با آن ها نا ممکن به نظر می رسد. 

۵- قوانین کائنات می گویند وقتی تسلیم شوید رشد می کنید. ولی همه می گویند تسلیم نشوید.

گروه سوم : داشتن احساس منفی کم بودن پول و ثروت :

 باور به کمبود از عدم اعتقاد به فراوانی در جهان نشات می گیرد و این باور ریشه ی تمام بیماری های فکری(دروغ، کلاهبرداری، رقابت ، …) مربوط به ثروت است.

۱- در شرایط رکود اقتصادی پول درآوردن سخت تر از زمان رونق اقتصادی است.

۲- اگر در یک بحران مالی با یک سرمایه گذاری اشتباه پولم را از دست بدهم خیلی سخت می توانم دوباره آن را به دست آورم.

۳- به نظر من فرصت هایی که می توانم با آن ثروتمند شوم، هر روز کمتر و یا تمام شده است.

۴- انسان عاقل برای روز مبادا پول کنار می گذارد، هر لحظه ممکن است کسادی یا مشکلی غیر منتظره پیش بیاید.

۵- در خانه مکانی وجود دارد که چیزهایی را که پیدا می کنم و یا به آن ها فعلا نیازی ندارم به امید این که روزی به کار آید در آن نگه می دارم.

۶- کسانی که می خواهند با روش های نادرست، دروغ و کلاهبرداری ثروتمند شوند باور دارند که ثروت کم است و برای ثروتمند شدن باید این ثروت محدود و کم را از جیب دیگران دربیاورند. 

۷- باور به کمبود نعمت، در زمان های گذشته، موقعیت ثروتمند شدن بیشتر از حالا بود. 

۸- شانس های فوق العاده فقط یک بار درب خانه افراد را می زند.

۹- هر وقت پول داشتم می بخشم، هر لحظه احتمال دارد بی‌پول شوم پس انعام یا بخششی نکنم.

۱۰- با ثروتمند شدن هر فردی، شانس ثروتمند شدن برای دیگر افراد کمتر می شود ، نمی شود که همه مردم دنیا ثروتمند شوند.

 

گروه چهارم : داشتن باور منفی و نادرست نسبت به خدا 

۱- خدایی که در فکرم درست شده است.  اخمو و عبوس، تکان می خوریم می زنه تو دهانمان،

۲ –  خدا را طوری برای من توصیف کرده اند که همه به دنبال جایی و کسی می گردیم که از ترس خدا به او یا آنجا پناه ببریم. انشاء … در قیامت امام … دست ما را بگیرد.

۳ – خدا ترسناک است چرا که دائما به ما می گویند از خدا بترس

سوال آخر: …

این پرسش ها نمونه ای از پرسش های شناخت باور شما نسبت به خداوند است. دائما به این مدل پرسش ها فکر کنید و جستجو کنید چه باورهای دیگری در ضمیر ناخودآگاه شما نسبت به خداوند وجود دارد .  

مهمان عزیز از اینکه وقت اختصاص دادید و تا به انتهای نوشته را مطالعه کردید سپاسگزارم. 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.