ارتباط موثر با خود شامل: خودشناسی، هدفگذاری، مدیریت زمان، مدیریت کیفیت زندگی، تغذیه، ورزش

نمونه هایی از محدودیت های ذهنی که به محدودیت واقعی تبدیل می شوند.

 نمونه هایی از محدودیت های ذهنی که به محدودیت واقعی تبدیل می شوند.

نتیجه آزمایشات بر حیوانات به سادگی به ما نشان می‌دهند که چطور محدودیت‌های ذهنی تحمیل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می‌گذارد. آزمایشات انجام شده بر کَک، فیل و دلفین مثال خوبی هستند:

کک ها (خیلی خوب می پرند)

کک‌ها حیوانات کوچک جالبی هستند. آنها گاز می‌گیرند و خیلی خوب می‌پرند. آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر یک کک را در ظرفی قرار دهیم از آن بیرون می‌پرد. پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می‌گذاریم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. کک می‌پرد و سرش به در ظرف می‌خورد و پایین می‌افتد. دوباره می‌پرد و همان اتفاق می‌افتد! این کار را مدتی تکرار می‌کند. سر انجام در ظرف را بر می‌داریم و کک دوباره می‌پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدودیت فیزیکی رفع شده است ولی کک فکر می‌کند این محدودیت همچنان ادامه دارد!

فیل ها (بستن پای فیل ها)

فیل‌ها را می‌توان با محدودیت ذهنی کنترل کرد. پای فیل‌های سیرک را در مواقعی که نمایش نمی‌دهند می‌بندند. بچه فیل‌ها را با طناب‌های بلند و فیل‌های بزرگ را با طناب‌های کوتاه به نظر می‌آید که باید بر عکس باشد زیرا فیل‌های پرقدرت به سادگی می‌توانند میخ طناب‌ها را از زمین بیرون بکشند ولی این کار را نمی‌کنند. علت این است که آنها در بچگی طناب‌های بلند را کشیده‌اند و سعی کرده‌اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسلیم شده دست از این کار کشیده‌اند. از آن پس آنها تا انتهای طناب می‌روند و می‌ایستند آنها این محدودیت را پذیرفته‌اند.

دلفین ها ( سد شیشه ای) 

یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب قرار می‌گیرد. نوعی ماهی که غذای مورد علاقه دلفین است نیز در تانک ریخته می‌شود. دلفین به سرعت ماهی‌ها را می‌خورد. دلفین که گرسنه می‌شود تعدادی ماهی دیگر داخل تانک قرار می‌گیرند، ولی این بار ماهی ها در ظروف شیشه‌ای قرار دارند. دلفین به سمت آنها می‌آید ولی هر بار پس از برخورد با محافظ شیشه‌ای به عقب رانده می‌شود پس از مدتی دلفین از حمله دست می‌کشد و وجود ماهی‌ها را ندیده می‌گیرد. محافظ شیشه‌ای برداشته می‌شود و ماهی‌ها در داخل تانک به حرکت در می‌آیند. آیا می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد؟ دلفین از گرسنگی می‌میرد، غذای مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است او را از گرسنگی می‌کشد.

محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند.

از آنجا که نحوه عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است، ما می‌توانیم از این آزمایشات بفهمیم که ما هم محدودیت‌هایی را می‌پذیریم که واقعی نیستند. به ما می‌گویند یا ما به خود می‌گوییم نمی‌توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می‌شود. محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند و به همان محکمی! باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که “چه مقدار از آنچه ما واقعیت می‌پنداریم، واقعیت نیست بلکه پذیرش ماست؟!”

نوشته های مرتبط: 

خودت را بشناس و درآغوش بگیر  

تمرین ایجاد انگیزه با استفاده از فلسفه رنج و شادی در ساخت تصاویر ذهنی

 تمرین ایجاد انگیزه با استفاده از فلسفه رنج و شادی در ساخت تصاویر ذهنی

حالت اول: فلسفه شادی

خود را در حالتی تصور کنیم که هم اکنون به هدف خود رسیده اید و آرزو یا خواسته ما برآورده شده است . 

احساسات زیبایی را که پس از رسیدن به هدف نصیب تان می شود را بنویسید ؟

خودتان را در آینده تصور کنید ، سعی کنیم روزانه چند بار به این تصویر ذهنی با عشق ورزیدن به آن انرژی دهیم . حالا انرژی درونی ما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با خواسته ها و آرزوهای ما هماهنگ هستند .

   سعی کنیم از خواسته ها و آرزوهای کوچک و قابل دسترسی شروع کنیم تا کم کم قدرت جذب انرژی برای آرزوها و آرمان های بزرگتر در ما ایجاد شود .

   من علیرضا شجاعی در مدتی که مشغول یادداشت برداری و جمع آوری اطلاعات بودم ، همیشه رویای خدمت کردن به مردم را در سر پرورانده ام . چرا که یکی از راههای رستگاری خدمت کردن به بندگان خداست .

از طرفی انسان می بایست بتواند از تلاش،  زحمت و کوشش خود ، عایدی مادی برای لذت بردن از نعمتهای پروردگار کسب نماید یکی از هدفهای کوچک در راستای رویایی بزرگ گردآوری و نوشتن کتاب با موضوعات مرتبط با مهارت های زندگی بود. در راستای این هدف دو کتاب به نام های “موفقیت از من آغاز می گردد” و “اندیشه های ثروت آفرین” را نوشتم.

هدف گذاری که در ذهنم تصور می کردم این بود که، حتی اگر فقط یکنفر کتاب را مطالعه کند من به هدفم رسیده ام . یکنفر یعنی یک خانواده ، یک جمعیت و یک نسل . همه انسانهایی که در پنج قاره زندگی می کنند فرزندان خانواده آدم و هوا هستند . 

قابلیت دسترسی به هدف و رویا پردازی بوجود آورنده، شادی و نشاط ، انرژی و انگیزه ای برای ادامه حرکت است . هدف و رویای رسیدن به مقصد انگیزه ایست که مسافر را در مسیر راه کمک می کند که با گذر از خطرات و ریسکهای پیش روی خود به سوی هدف قدم به قدم گام بر دارد . 

لازمه خلق آینده این است که آن را در رویا ایجاد کنید و انجام دهید . اگر رویای شما بهبود یابد ، انجام آن نیز بهبود خواهد یافت . رویا پردازی مربوط به فعالیت قسمت چپ مغز ، به همین دلیل از آن غفلت می کنیم .

آیا رویا ها به واقعیت تبدیل می شوند . حتی رویاهای غیر ممکن ، اگر به رویاهای غیر ممکن فکر کنیم بیشتر احتمال دارد به حقیقت بپیوندد .

به سوالات زیر با بله ، خیر ، شاید پاسخ دهید .

     آیا باور کردن چیزهای غیر ممکن غیر عاقلانه است ؟

     آیا این کار احمقانه است ؟

     آیا واقعا این امکان وجود دارد که بدانیم چه چیزی غیر ممکن است ؟

آیا امکان دارد کسی در ماه راه برود ؟ آیا این غیر ممکن نبود ؟ ما نمی دانیم چه چیزی غیر ممکن است .  همانطور که دانستن بعضی چیزها غیر ممکن است ،  دانستن اینکه آنها کدام هستند نیز غیر ممکن است . هدف گذاری نوعی تمرین رویا پردازی است .

 

حالت دوم: فلسفه رنج 

خود را در حالتی تصور کنیم که به هدف خود نرسیده ایم و آرزو یا خواسته ما در آینده برآورده نشده است . 

برای رسیدن به این هدف چه سختی هایی را باید متحمل شوید؟ اگر اینکار را انجام ندهید، در آینده چه رنجی را باید متحمل شوید ؟

با انجام ندادن این کار چه لذتی می بری؟

توضیحاتی را که برای دو حالت فلسفه رنج و شادی نوشته اید را هر روز بعد از خواب و هر شب قبل از خواب مطالعه کنید .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی خودت را بشناس و در آغوش بگیر 

تمرین ساختن تابلوی آرزوها

 تمرین ساختن تابلوی آرزوها

برای فعال کردن این سیستم باید خودمان را متعهد کنیم که می خواهیم زندگی متفاوتی داشته باشیم و دست از منفی اندیشی و مقصر دانستن دیگران برای زندگی خودمان جداً خودداری کنیم.

باید تلاش کنیم که  وارد هیچگونه بحث منفی نشویم  و به ناخواسته هایمان فکر نکنیم چون حتی گوش دادن به افراد منفی و تمرکز روی ناخواسته ها هم باعث می شود که این سیستم قدرتمند مغزی کار خود را انجام دهد و ناخواسته های بیشتری را به سمت ما جذب کند.

تابلوی آرزوها یکی از ابزار فعال سازی سیستم  RAS

یکی از کارهایی بسیار مهمی که برای فعالسازی سیستم  RAS  مغزی ساخت تابلوی آرزوهاست .

قدم اول این است که  خودمان را باور کنیم. بعد از اینکه خودباوری را در خودمان تقویت کردیم و متوجه شدیم که خلق زندگی دلخواه خودمان امکان دارد. باید لیستی از اهداف و آرزوهای خودمان را در زمینه های مختلف زندگی ( خانوادگی، سلامتی، مالی، فردی، اجتماعی، معنوی ) شناسایی کنیم و تصاویر متناسب با آنها را از اینترنت و یا منابع دیگر پیدا کنیم و یک تابلوی زیبا که حس بسیار خوبی به ما بدهد را برای خودمان بسازیم. 

هر روز به این تابلو نگاه کنیم و خودمان را تصور کنیم که به تمام خواسته های خود رسیده ایم. این حس خوشحالی به ما کمک می کند که انگیزه و انرژی بالایی کسب کنیم و خودمان را در رسیدن به اهدافی که برای خودمان تعیین کرده ایم تواناتر ببینیم.

نکته مهم در تابلوی آرزوها این است که هر روز به آن نگاه کنیم و آن حس خوب را در خودمان ایجاد کنیم باید این

قدر این کار را تکرار کنیم که این حس خوب ما را به عمل وا دارد  .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی خودت را بشناس و در آغوش بگیر

سیستم  R.A.S  مغز چیست؟

سیستم  R.A.S  مغز چیست؟  

Reticular Activating System

آیا برای تان سئوال نشده که چرا وقتی هدف خاصی را برای خودتان تعریف کرده اید هر کجا که می روید افراد در مورد آن صحبت می کنند؟

آیا می دانید چرا وقتی که یک ماشین را خریداری می کنیم و بعد از آن به خیابان می رویم همیشه ماشین هایی از نوع و رنگ ماشین خود را می بینیم؟

و یا مثلا اگر شما یک کفش  بخرید, پس از آن وقتی به خیابان می روید دائما کفش هایی از نوع و رنگ کفش  خود را می بینید , گویی کفشهایی از نوع کفش شما در پای مردم  بیشتر شده اند درحالیکه  که این طور نیست فقط سیستم قدرتمند فعال کننده مشبک یا RAS در مغز شما کفش های هم شکل را از بین کفش های مردم انتخاب می کند  و به ذهن و مغز شما وارد می کند.

وظیفه  RAS نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات از دنیای اطراف و نتایج کارهای شما است, با توجه به چیزی که شما می خواهید, یعنی نوعی فیلتر کردن اطلاعات که به مغز شما وارد می شوند.

در این مقاله اطلاعات بسیار ارزشمندی را در زمینه مغز انسان و سیستم RAS  آن را با شما، همراهان گرامی به اشتراک خواهیم گذاشت.

مغز انسان توانایی های شگفت انگیزی دارد. بیشتر انسان های موفق به این توانایی ها پی برده اند و از آنها برای دستیابی به اهداف خودشان استفاده می کنند. تعدادی از انسانها هم به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه از وجود آن مطلع باشند از آن استفاده می کنند.

یکی از این تواناییهای جالب و قابل توجه در مغز انسان سیستم فعال کننده مشبک یا RAS در مغز است.

این سیستم باعث می شود که ما، تنها چیزهایی را ببینیم که اکثر اوقات به آن می اندیشیم و یا به ذهنمان وارد می کنیم.

می گویند در هر ثانیه میلیون ها (به طور تقریبی ۴ میلیون ) ورودی به مغز ما وارد می شود و اگر ضمیر خودآگاه بخواهد به این همه ورودی توجه کند که امکان پذیر نیست و منفجر می شود. بخاطر همین ذهن ما (ضمیر ناخودآگاه) یا این سیستم می گوید این همه را نبین و آنهایی که برای شما مهم هستند را ببین.    

وظیفه RAS  مغز فیلتر کردن اطلاعات خاص از بین اطلاعاتی است که به ما می رسند. اطلاعاتی که اکثر اوقات به آنها فکر می کنیم.

مثلاً اگر اکثر اوقات به اهدافمان و به رویاهایمان فکر می کنیم ذهن ما افراد، شرایط، منابع و امکانات لازم برای رسیدن به آنها را به ما نشان می دهد و بالعکس وقتی تمرکز ما روی چیزهای ناخوشایند و منفی متمرکز شود ذهن ما موارد منفی بیشتری را به سوی ما جذب می کند.

به عنوان یک تمرین، بروید داخل یک اتاق و به هر چیزی که به رنگ قرمز هستند توجه کنید تا وقتی از اتاق خارج می شوید، بتوانید آنها را از حفظ بگویید.

حال اگر پس از بیرون آمدن از اتاق یکنفر بگوید چیزهای آبی را بگو، نمی توانید چرا؟ شما چیزهای آبی را نیز دیده اید ولی توجه شما و یا سیستم فیلترینگ شما بر روی رنگ قرمز متمرکز بوده است. شما همه را دیده اید ولی به مغزتان دستور داده اید روی قرمزها توجه و تمرکز کند.   

چند مثال دیگر:

شما رفتید دانشگاه نمره امتحانی خودتان را که بر روی دیوار فهرست نمرات کلاس نصب شده است را ببینید. اسامی همه همکلاسی ها را دیده اید ولی مغز شما بر روی اسم خودتان توجه و تمرکز داشته است، حال اگر یکی از دوستان تان بگوید من چند شده بودم، می گویید نمی دانم، ندیدیم.

وقتی در جمعی یکنفر اسم شما را صدا می زند، سریع بر می گردید نگاهش می کنید. ممکن است صدها اسم یا صدای دیگر را بشنوید ولی مغزتان توجه و تمرکزش بر آنچه برایش مهم تعریف شده، اسم خودتان است.       

وقتی یک نفر در کودکی تحقیر شده باشد و به اصطلاح عقده ای در ذهن و دلش داشته باشد، وقتی در جمع می رود توجه و تمرکز فکریش روی رفتار دیگران است که برداشت ذهنی اش یعنی دیگران در حال تحقیر کردن من هستند.

حال اگر توجه و تمرکز بر روی آنچه می خواهید تمام نشانه ها و رفتار را با در نظر گرفتن اهداف و در جهت و راستای رسیدن به اهدافتان تفسیر و معنی می کنید وبعد آن را جذب خودتان می کنید.

این سیستم را مثل یک توری در نظر بگیرید که یکسری چیزها از آن رد می شود و یکسری چیزها رد نمی شوند. و یا مثل تنظیم کردن بادبان های کشتی در نظر بگیرید که از بین میلیون ها جهت و مسیر وزیدن باد، حرکت کشتی را به سمت مسیر و هدفی که شما می خواهدی هدایت می کنند.  

هدفگذاری و توجه به اهداف بسیار اهمیت دارد. نوع نگرش ما و طرز تفکرمان به طرز عجیبی نتایج ما را در زندگی رقم می زنند و می توان گفت که زندگی ما به انتخابهای خودمان بستگی دارد. اگر برای خودمان اهدافی داشته باشیم و خودمان را ملزم کنیم که به این اهداف دست بیابیم    RAS مغز ما را یاری می کند که روی آنها تمرکز کرده، آنها را جذب کرده و به دست بیاوریم.

شما باید اهدافتان و توجه تان را کاری کنید که مغزتان روی آنها مثل رادار قفل کند. این نکته اصلی قانون جذب است.

مغز ما کارکرد ظریفی دارد و دقیقاً مثل یک کامپیوتر عمل می کند. اگر ذهن خود رابرنامه ریزی نکنیم تلاش می کند که خودش کار کند و تصمیم گیری کند.

همه ما می دانیم که وظیفه اصلی مغز حفظ حالت موجود است و مغز ما به خودی خود تمایلی ندارد که انرژی مصرف کند و نتایج قابل قبولی برای ما خلق کند مگر اینکه آن را از قبل برنامه ریزی کرده باشیم.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 موفقیت یعنی در مسیر بودن و از مسیر لذت بردن

 موفقیت یعنی در مسیر بودن و از مسیر لذت بردن

 اگر با داشتن آرامش ، آسایش و شادی و سلامت روح و جسم مان به دست آوردی برسیم ، آن موفقیت است .

تعریف برنده شدن

اگر با از دست دادن آرامش و سلامتی روحی و جسمی به دست آوردی برسیم  آن برنده شدن است.

ارزش موفقیت بیشتر از برنده شدن است . 

 

زندگی مثل چای است .

گروهی از فارغ التحصیلان قدیمی یک دانشگاه که همگی در حرفه خود آدم های موفقی شده بودند ، با همدیگر به ملاقات یکی از استادان قدیمی خود رفتند . پس از خوش و بش اولیه ، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح   می داد و همگی از استرس زیاد در کار و زندگی شکایت می کردند .

استاد به آشپزخانه رفت و با یک کتری بزرگ چای و انواع و اقسام فنجان گوناگون ، از پلاستیکی و بلور و کریستال گرفته تا سفالی و چینی و کاغذی یکبار مصرف ، بازگشت و مهمانانش را به چای دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چای ریختن برای خودشان را بکشند .

پس از آن که تمام دانشجویان قدیمی استاد برای خودشان چای ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد ، استاد گفت : اگر توجه کرده باشید ، تمام فنجان های قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان های دم دستی و ارزان قیمت داخل سینی بر جای مانده اند .

شما هر کدام بهترین چیز ها را برای خودتان می خواهید و این از نظر شما امری کاملا طبیعی است . اما منشاء مشکلات و استرس های شما هم همین است . مطمئن باشید که فنجان به خودی خود تاثیری بر کیفیت چای ندارد ، بلکه بر عکس در بعضی موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایی که در آن است را از دیده ها پنهان کند .

چیزی که همه شما واقعا می خواستید یک چای خوش عطر و خوش طعم بود ، نه فنجان ، اما شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان های یکدیگر نگاه می کردید .

زندگی هم مثل همین چایی است . کار ، خانه ، ماشین ، پول ، موقعیت اجتماعی و … در حکم فنجان ها هستند . مورد مصرف آنها ، نگهداری و در برگرفتن زندگی است .

نوع فنجانی که ما داشته باشیم ، نه کیفیت چای را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد . اما ما گاهی صرفا با تمرکز بر روی فنجان ، از چایی که خداوند برای ما در طبیعت فراهم کره است لذت نمی بریم . خداوند چای را به ما ارزانی داشته نه فنجان را ، از چایتان لذت ببرید .

احساس خوب داشتن و خوشحال بودن البته به معنی این که همه چیز عالی و کامل است، نیست. بلکه بدین معنی است که شما تصمیم گرفته اید آن سوی عیب و نقص ها را هم ببینید. شما تصمیم گرفته اید که بیشتر به آنچه دارید توجه کنید نه آنچه خواهید داشت.

زندگی جیره مختصری است مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه قند ، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد . 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

خلاصه مشغولم با این نوع زندگی

خلاصه مشغولم با این نوع زندگی

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیری از بغلش رد شد که داخلش چند تا ماهی بود!

تاجر از مکزیکی پرسید : چقدر طول کشید که این چند ماهی را بگیری ؟

مکزیکی : مدت خیلی کمی !

آمریکایی : پس چرا بیشتر صبر نکردی ؟ تا بیشتر ماهی گیرت بیاد ؟

مکزیکی : چون همین تعداد هم برای سیر کردن خانواده ام کافیه ؟

آمریکایی : اما بقیه وقتت رو چکار می کنی ؟

مکزیکی : تا دیر وقت می خوابم ، یک کم ماهیگیری می کنم ، با بچه هام بازی می کنم ، با زنم خوش می گذرانم ، بعد میرم تو دهکده می چرخم ، با دوستانم شروع می کنم به گیتار زدن و خوشگذرانی ، خلاصه مشغولم با این نوع زندگی !

آمریکایی : من توی هاروارد درس خواندم و می توانم کمکت کنم . تو باید بیشتر ماهیگیری بکنی . آن وقت می توانی با پولش یک قایق بزرگتر بخری ، و با در آمد آن چند تا قایق دیگر هم  بعدا اضافه می کنی  ، آن وقت یک عالمه قایق برای ماهیگیری داری !

مکزیکی : خب ! بعدش چی ؟

آمریکایی : بجای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونارو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخانه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت می کنی و این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می ری مکزیکو سیتی ، بعدش ، لوس آنجلس ! و از اونجا هم نیویورک … آنجا است که دست به کارهای مهمتر هم میزنی …

مکزیکی : اما آقا ! اینکار چقدر طول می کشد ؟

آمریکایی : پانزده تا بیست سال!

مکزیکی : اما بعدش چی آقا !

آمریکایی : بهترین قسمت همینه ! موقع مناسب که گیر آمد ، میری و سهام شرکتت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی ، اینکار میلیون ها دلار برات عایدی داره !

مکزیکی : میلیون ها دلار ؟ خب بعدش چی؟

آمریکایی : آن وقت بازنشسته می شی ، میری به یک دهکده ساحلی کوچک ، جایی که می توانی تا دیر وقت بخوابی ، یک کم ماهیگیری کنی ! با بچه هات بازی کنی ، با زنت خوش باشی ، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستانت گیتار بزنی و خوش بگذرانی !

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

خوشبختی خود همین جاده است

خوشبختی خود همین جاده است

انسان ها به خوشبختی همچون تصویری دور و دست نیافتنی نگاه می کنند مثل گمشدگان یک کویر بی آب و علف که در دور دست ها سرابی می بینند به نام خوشبختی ، ومی گویند : اگر فقط بتوانم خودم را به آنجا برسانم دیگر خوشبخت خواهم بود .

همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که با ازدواج زندگی بهتری خواهیم داشت ، وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد و با به دنیا آمدن بچه های بعدی زندگی بهتری خواهیم داشت . ولی وقتی می بینیم کودکان مان به توجه مداوم نیازمندند ، خسته می شویم ، بهتر است صبر کنیم تا بزرگتر شوند .

فرزندان ما که به سن نوجوانی می رسند ، باز کلافه می شویم ، چون دایم باید با آنها سر و کله بزنیم . مطمئنا وقتی بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند ، خوشبخت خواهیم شد .

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

همسرمان رفتارش را عوض کند .

یک ماشین شیک تر داشته باشیم .

بچه های مان ازدواج کنند .

و ….

در نهایت بازنشسته شویم .   

از طرفی دلیل دیگری برای آسانتر نشدن زندگی و نرسیدن به خوشبختی این است که ، وقتی که مسائل بیش از اندازه آسان می شوند و آرامشی بر زندگی حاکم می شود ما به دنبال مشکلات بزرگتر می رویم .و با خود می گوییم : من میتوانم اینکار را با چشم بسته هم انجام دهم ! من به یک مبارزه واقعی احتیاج دارم . وقتی قسط های خانه تمام می شود ، یک خانه بزرگتر می خریم ! این فقط دنیا نیست که زندگی ما را پیچیده می کند ، خود ما هم همین کار را می کنیم .

حقیقت این است که برای خوشبختی ، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد . اگر الآن نه ، پس کی ؟ زندگی همواره پر از چالش است . بهتر است این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود این مسائل ، شاد و خوشبخت زندگی کنیم .

خیالمان می رسد که زندگی دلخواه ، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند کنار بروند ، مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم ، کاری که باید تمام کنیم ، زمانی که باید برای کاری صرف کنیم ، بدهی هایی که باید پرداخت کنیم و …  بعد از آن زندگی ما زیبا و لذت بخش خواهد بود .

بعد از آنکه همه اینها را تجربه کنیم ، تازه می فهمیم که زندگی همین چیزهایی است که ما آنها را موانع می شناسیم . این بصیرت به ما یاری میدهد دریابیم که جاده ای بسوی خوشبختی وجود ندارد . خوشبختی خود همین جاده است .

پس بیایید از هر لحظه لذت ببریم . برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم . خوشبختی یک سفر است نه یک مقصد ، هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد . زندگی کنید و از حال لذت ببرید .

پیشنهاد می کنم :

از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید ، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است .

زمان بیشتری را با خانواده و دوستان تان بگذارید ، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید .

به خانواده و دوستانتان بگویید که چقدر آن ها را دوست دارید ، هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاخیر نیندازید .

هر روز ، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی دانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد . 

(قسمتی از مقاله برگرفته از : کتاب آخرین راز شاد زیستن )

وقتی شما خوشبختی را مشروط به چیزی در آینده می کنید، یعنی از وضعیت موجود خود رضایت ندارید، یعنی توجه شما بیشتر به نکات منفی وضعیت موجود است، یعنی در حال فرستادن ارتعاش منفی به کائنات هستید.

وقتی ارتعاش منفی به کائنات می فرستید، در نتیجه اتفاقات منفی را به سمت خود جذب می کنید.

نوشته های مرتبط: 

خودت را بشناس و در آغوش بگیر 

 اعتقاد و انتظار بیماری، باعث بیمار شدن می گردد.

 اعتقاد و انتظار بیماری ، باعث بیمار شدن می گردد.

شخصی که اعتقاد دارد به دلیل انجام عملی ، سرانجام بیمار خواهد شد و در نتیجه ، در انتظار آن بیماری می ماند ، دیر یا زود بیمار خواهدشد .

شاید شما بارها شنیده باشید که اگر انسان بیش از اندازه در معرض هوای سرد قرار گیرد ، عاقبت سرما خواهد خورد . اگر شما این را پذیرفته باشید در این صورت چنین پذیرشی جزیی از سیستم اعتقادی شما گردیده است . بنابراین اگر شما در هوای سرد از خانه خارج شوید اعتقادات شما، انتظار سرما خوردنتان را تقویت خواهد کرد، شما دائما در حال فرستادن ارتعاش و فرکانس بیماری به کائنات هستید و بقیه داستان نیز معلوم است، همان چیزی را که فرستاده اید جذب می کنید و سرما خواهید خورد.

   بدن ما دائما در معرض انواع ویروسها و باکتریها قرار دارد ، ولی میزان آنها توسط سیستم ایمنی بدن کنترل میشود . ذهن می تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت یا تضعیف کند . پزشکان کم کم نقش و اهمیت ذهن را در سالم ماندن ما می پذیرند .

  انتظارات منفی ، ما را بیمار می سازد و انتظارات مثبت حال ما را بهتر می کنند و نیروی هر دوی آنها ، با هم برابری می کند . اما از طریق تقویت انتظارات میتوان تاثیر آنها را افزایش داد . تقویت انتظارات از طریق تاثیر و تکرار کلامی توسط خود فرد یا توسط دیگران و نیز از طریق تجربه نتایج آنها و همچنین از طریق تصویر سازی ذهنی صورت می پذیرد .  

   هنگامی که بیماری نزد پزشک می رود ، پزشک پس از گوش دادن به سخنان و معاینه او ، نسخه ای برای آن بیمار می نویسد . پس از آن بیمار با دریافت داروهای خود از داروخانه و مصرف آنها طبق دستورات پزشک بهبود   می یابد . در اینجا آنچه که بیمار ما از آن آگاهی نداشت این بود که دکتر به دلیل اینکه پس از معاینه با هیچ گونه اختلال جسمانی در او رو برو نگشته بود ، فقط چند قرص شکر برای او تجویز کرده بود . اما اعتقاد بیمار به پزشک و علم پزشکی ، باعث پذیرش این مسئله در او شده بود که او حتما دارای مشکلی بوده که پزشک آن را درمان کرده است . چنین درمانی به درمان از طریق اثرات دارو نماها معروف است که در طی آن پزشک از ذهن بیمار و اعتقاد و انتظار او در جهت بر طرف کردن مشکلاتش استفاده می نماید .

برگرفته از کتاب دستان شفابخش  

 

نوشته های مرتبط: 

خودت را بشناس و در آغوش بگیر

مراحل بوجود آمدن انسان در قرآن

مراحل بوجود آمدن انسان در قرآن

خدای متعال در قرآن مجید مراحل بوجود آمدن انسان را چنین بیان می فرماید :

ما انسان را از نوعی گل مخصوص آفریدیم (۱۲ : ۲۳)

پس از آن ، او را از قطره ای کوچک به وجود آوردیم که در داخل محیطی کاملا محفوظ قرار گرفته است (۱۳ : ۲۳)

سپس ما آن قطره را به (رویان)معلق تبدیل کردیم و بعد (رویان)معلق را به تکه (جنین)رشد دادیم . سپس از تکه

(جنین) استخوانها را آفریدیم ، آنگاه استخوانها را با گوشت پوشاندیم . این چنین ما مخلوقی جدید به وجود می آوریم . خجسته ترین خداست ، بهترین خالق (۱۴: ۲۳)

در آیه ۱۴ : ۲۳ کلمات عربی علقه و مضغمه برای بیان حالت های جنین در رحم مادر بکار رفته است . در ادبیات عرب برای کلمه علقه سه معنای متفاوت می یابیم :

 ۱ – زالو

 ۲ – یک چیز آویزان

 ۳ – توده یا لخته خون

تصاویری که از جنین در مراحل ابتدای شکل گرفتنش در رحم مادر با استفاده از تکنولوژی فتو میکروگراف برداشته شده است ،  جنین را شبیه یک زالو ، و بصورت آویزان در مرحله علقه (تقریبا ۱۵ روزگی )  نشان می دهد . همچنین وجود مویرگهای انبوهی که در آنها خون جاری است جنین را در این مرحله از شکل گرفتنش به یک توده یا لخته خون تبدیل نموده است .

تصاویر مراحل مختلف بوجود آمدن انسان 

حال بیایید عقل و وجدان خود را به داوری بخوانیم . چگونه بشری بدون اتکاء به علم خالق انسان ها و بی هیچ دسترسی به علوم و تکنولوژی امروزه می توانست چنین تعبیر دقیق و علمی از شکل گرفتن جنین در رحم مادر را آورده باشد .   

اما مرحله بعدی شکل گرفتن جنین در قرآن مضغه نامیده شده است که به معنای چیز جویده شده است . در تصاویر گرفته شده در مرحله مضغه جنین شبیه یک قطعه آدامس جویده شده می باشد . باز فرد عاقل را از دقت علمی کاربرد مفاهیم طبیعی در قرآن کریم متحیر می کند .

 

نوشته های مرتبط:

خودت را بشناس و در آغوش بگیر

چگونه تناسب در یادگیری را رعایت کنیم؟

 

چگونه تناسب در یادگیری را رعایت کنیم؟

یا چگونه شکاف های یادگیری را پر کنیم؟  

به عنوان مشاور سیستم سازی کسب و کار یا کارشناس کسب و کار، با شناخت تناسب در یادگیری به عنوان شکاف های یادگیری، پل هایی که باید بسازیم کدامند؟   

 

 

۱ – پل یادگیری یا شکاف دانشی:

۱ – ۱ – چه اطلاعاتی نیاز دارد؟

۱ – ۲ – کجای مسیر نیاز به اطلاعات دارد؟ چه زمانی ؟

۱ – ۳ – چه سبکی از انتقال اطلاعات بهتر است؟ ( چگونه : متن، صوت، فیلم، … )   

سبک تدریس زبان انگلیسی در دوران تحصیل!

چند نفر پس از گذراندن دوران تحصیل توانایی خواندن و صحبت کردن به زبان بین المللی را کسب کرده اند؟

تقریبا هیچکس

هدف از تدریس زبان بین المللی چیست؟ سبک آموزش می تواند در ارتباط با هدف از آموزش باشد.

کسب توانایی خواندن و نوشتن زبان

توانایی ارتباط برقرار کردن با گردشگران خارجی

توانایی کارکردن در شرکت های بین المللی   

۲ – پل شکاف انگیزشی:

۲ – ۱ – نگرش آنها به آموزش چگونه است؟

وارد محیطی می شوید که آنها قبول ندارند که این نوع موضوعات را می توان آموزش دید و یاد گرفت، در صورتی که همه موارد قابل یادگیری است. 

 برای نمونه :

به افراد بازنشسته آموزش دهیم که زندگی بهتری داشته باشند. بعضی افراد در دوران پیری آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشته اند.

آموزش طنز و حاضر جوابی

دروغ نگفتن،  در مورد دروغ بیشتر به ما دانش داده اند ولی یادنداده اند چگونه دروغ نگوییم

۲ – ۲ – آیا مقاومتی نشان می دهند؟

آیا گاردی دارند.

آیا همه قبول دارند که هر اتفاقی در زندگی مان می افتد، تقصیر خودمان است.

اگر با همکار یا همسرتان مشکل دارید ؟  

۲ – ۳ – چه چیزی آنها را  بر می انگیزاند؟

پول و ثروت، ترس، نیاز، طمع، رویا ، هدف و رسالت زندگی

اولویت عوامل انگیزشی در کسب و کار شما چگونه است.

بزرگترین و با اولویت ترین شکاف در حیطه تخصصی و کسب و کار شما چیست؟

۳ – پل شکاف مهارتی:

۳ – ۱ – چه تمرینی باید انجام دهند؟

۳ – ۲ – چه فرصت هایی برای تمرین دارند؟

سرکلاس یا در منزل،  اگر می خواهید یک مدرس حرفه ای باشید، سعی کنید شکاف های یادگیری مخاطبین را سر کلاس پر کنید(دانش، تمرین و کسب مهارت، ایجاد ذوق و شوق و انگیزش، …)    

۳ – ۳ – چه قدر زمان تمرین دارند؟

۴ – پل شکاف محیطی:

باید زیر ساختارهای فرهنگی و محیطی را برای یادگیری و اجرا فراهم نماییم.  

برای نمونه نحوه ساختن پل های شکاف یادگیری دروغ نگفتن:

دانشی:  

دروغگو دشمن خداست.

دروغ بد است،

انگیزشی:

بعضی افراد از دروغ گفتن لذت می برند.

چرا افراد باهوش معمولا دروغ نمی گویند؟ یک دروغ به دنبالش دروغ های دیگر ، دروغ کوچک برنامه ریزی ذهن و ضمیر ناخوداگاه را منحرف می کند.

افراد باهوش یادگرفته اند مشکل را حل کنند. برای نمونه برای فروشنده ، بله یک سایز کوچک می شود ولی وقتی یک سایز کوچکتر شود به تن شما قشنگ تر بنظر می رسد.

یا می گوید شرمنده نمی دانم. 

مهارتی: 

بلد نیستم که اگر دروغ نگوییم پس چکار کنیم.

برای نمونه:

از فروشنده می پرسیم آیا لباس آب می رود؟ می گوید خیر، مسیر عصبی در او شکل گرفته است و ناخودآگاه می گوید خیر،            

محیطی:

محیط می طلبد که ما دروغ بگوییم، محیط به ما یاد می دهد که دروغ بگوییم.

 

قابل توجه شما که می خواهید کارشناس کسب و کار شوید.

نوع قراردادهای ارائه خدمات مشاوره سیستم سازی کسب و کار با توجه به تناسب در یادگیری و یا شکاف ها و پل هایی که باید بسازیم، متفاوتند.

 

نوع اول: قراردادهای آموزشی 

در این نوع قرارداد،  مشاور شکاف دانشی فرد یا کارکنان سازمان را پر می کند، مشاور با شکاف های مهارتی، انگیزشی و محیطی کاری ندارد .

آموزش مواردی شامل :

  • سیستم سازی کسب و کار
  • الزامات استاندارد مدیریت کیفیت
  • مستندسازی
  • ممیزی داخلی

نحوه پرداخت حق الزحمه مشاور به نفر ساعت یا نفر روزی که به آموزش اختصاص داده است، بستگی دارد . این نوع قراردادها بطور معمول کوتاه مدت (چند ساعته، چند روزه) است.    

 

 نوع دوم: قراردادهای طراحی و پیاده سازی

در این نوع قرارداد، مشاور قدم به قدم در مراحل شناخت، آموزش، طراحی و پیاده سازی سیستم از طریق پر کردن هر چهار شکاف دانشی، انگیزشی، مهارتی و محیطی با فرد یا کارکنان سازمان همراهی می کند.

فعالیت های پروژه طراحی و پیاده سازی شامل:

  • شناخت وضعیت موجود
  • آنالیز نیاز
  • آموزش (سیستم سازی کسب و کار، الزامات استاندارد مدیریت کیفیت، مستندسازی، ممیزی داخلی)
  • همکاری در مستندسازی مدارک سیستم ( خط مشی، ساختار سازمانی، نظامنامه، فرآیندها، روش های اجرایی ، دستورالعمل ها)
  • راهنمایی در اجرای سیستم کسب و کار طراحی شده
  • همراهی در انجام ممیزی داخلی
  • همراهی در برنامه ریزی و برگزاری جلسه بازنگری مدیریت
  • راهنمایی جهت انجام اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه و رفع موارد عدم انطباق
  • ایجاد آمادگی لازم جهت ممیزی صدور گواهینامه

لذا  مرحله ای از نحوه پرداخت حق الزحمه مشاور به موفقیت شرکت در طراحی و اجرای سیستم و رفع موارد عدم انطباق و دریافت گواهینامه تایید کننده سیستم بستگی دارد . این نوع قراردادها بطور معمول بلند مدت (چند ماه، چند سال)  است.

من علیرضا شجاعی قبلا به عنوان مشاور سیستم سازی کسب و کار با شرکت ها قرارداد طراحی و پیاده سازی سیستم منعقد می کردم، ولی چند سالی است که دیگر قرارداد طراحی و پیاده سازی قبول نمی کنم.

اگر شما مدیران و صاحبان کسب و کار علاقمند باشید از خدمات مشاوره بنده استفاده کنید، می توانم در مورد قراردادهای نوع اول یعنی قراردادهای آموزشی و ارائه خدمات مشاوره ساعتی در خدمت شما عزیزان باشم.  

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.