ارتباط موثر با خود شامل: خودشناسی، هدفگذاری، مدیریت زمان، مدیریت کیفیت زندگی، تغذیه، ورزش

شیوه یادگیری و عملکرد مغز

باور یا نگرش چیست؟

در سیستم سازی کسب و کار، باور یا نگرش چیست؟ بخشی از عوامل ارتباط موثر با خود و در راستای بهبود عملکرد فردی است .

ما همان چیزی هستیم که به آن می‌اندیشیم.

نگرش یا باور شیوه‌ای که ما به لحاظ ذهنی به دنیای پیرامون خود می‌نگریم. نگرش یا باور، نحوه‌ای است که ما به محیط و آینده‌مان می‌نگریم. حوزه‌ی ادراک ما و اینکه چگونه به محیط می‌نگریم، به شکل وسیعی نگرش و باور ما را تعیین می‌کند.

آیا نیمه‌ی لیوان پر است یا خالی؟ زمانی که به بیرون نگاه می‌کنیم، آیا منظره‌ای زیبا می‌بینیم یا پنجره‌ای کثیف را؟ آیا امروز نیمه ابری است یا نیمه آفتابی؟

همه چیز بستگی به ما دارد. بدانیم که حتی ارتباط غیر‌کلامی ما پیامی بسیار روشن در باره‌ی باورهای‌مان ارسال می‌کند. به صدای بلند و واضح می‌گوید که این باور، منفی، بی‌تفاوت و یا مثبت است. ما باید باور کنیم که آنچه در ذهنمان می‌گذرد به شکل معناداری نگرش یا باور ما را تعیین می‌کند.

اگر دنبال مثبت‌ها بگردیم، آنها را می‌یابیم. اگر در پی منفی‌ها هستیم، می‌توانیم بسیاری از آنها را در اطراف خود بیابیم. ما همان چیزی هستیم و همان چیزی خواهیم شد که به آن می‌اندیشیم.

اجازه دهید در ارتباط با باور یا نگرش چیست، داستان زندگی خودم را بیان کنم.

چند سال پیش یک روز میزبان شما تحصیل‌کرده‌ی  رشته‌ی مهندسی صنایع با گرایش برنامه‌ریزی و تحلیل سیستم ها، به عنوان یک محقق، سخنران، مدرس و مشاور با بیش از ۱۲ سال تجربه‌ی کار، از خودم این سوال را پرسیدم:

چرا یک نفر با داشتن تجربه ارائه خدمات مشاوره‌ای به شرکت‌ها و موسسات در زمینه‌ی استانداردهای مدیریتی که باعث بهبود بهره‌وری و در نهایت موفقیت آنها شده است، خود در زمان انتخاب و تصمیم‌گیری بویژه در زمینه‌ی مالی و سرمایه‌گذاری، تصمیم‌گیری‌های خیلی ضعیفی داشته است؟

برای نمونه :

نمونه ۱ : در آن زمان من یکی از چند هزار نفر شاکیان پروژه نگین غرب بودم، پروژه نگین غرب پیش فروش آپارتمان در منطقه ۲۲ تهران بالای ایستگاه وردآورد مترو تهران- کرج    

باور و نگرش چیست؟

نمونه ۲: یک فرصت سرمایه گذاری و دریافت سهام ترجیحی را به راحتی با اطلاع رسانی ناکافی و نادرست از طرف شرکت، و تصمیم عجولانه و نادرست خودم از دست داده بودم. سهام ترجیحی بخشی از سهام شرکت است که در راستای برنامه خصوصی سازی به کارکنان خود شرکت واگذار می گردید.  

به این فکر می کردم که چرا نتوانسته‌ام از فرصت‌های مالی و اقتصادی که برایم فراهم شده، خوب استفاده نمایم؟ در زمانی که به نظر می‌رسید از نظرکاری همه چیز عالی‌است، نتایج مالی چیز دیگری را نشان می‌داد؟ چرا از نظر مالی ضعیف عمل می‌کنم و شرایط خوبی بدست نمی‌آورم؟ 

در پاسخ باید بگویم که من از یک طرف در یک خانواده‌ی متوسط با عقاید و باورهای فقیرانه نسبت به پول و ثروت بزرگ شده‌ام. از طرف دیگر تجربیات کاری و خدمات مشاوره‌ای من در زمینه‌ی سیستم‌ها و روش‌ها و استانداردهای مدیریتی به‌خصوص در زمینه‌های کیفیت، محیط زیست، و ایمنی و بهداشت شغلی، ارتباط مستقیمی با مهارت‌ها و هوش مالی نداشت.

به بیان ساده با توجه به نیازمندیهای استانداردهای مدیریتی در شرکت‌های طرف قرارداد، با کارکنان تمامی واحدها به غیر از واحد مالی جلسات‌کاری و آموزشی داشته‌ام. به عنوان یک مهندس باور و نگرش و احساس این بود که نیازی به دانستن مهارت‌های مالی ندارم. در آن زمان از نظر قوانین بازی ثروت یک ذهن فقیر داشتم.

پس از آنکه به این باور رسیدم که باید افکار و باورهای فقیرانه‌ی خود را نسبت به پول و ثروت تغییر دهم، تصمیم گرفتم دانش مالی خود را تقویت کنم و باورهای طلایی ذهن‌ثروتمند را جایگزین باورهای فقیرانه‌ی ذهن فقیر کنم. با این هدف  در محل کارم “شرکت مدیریت پروژه‌های نیروگاهی ایران(مپنا)” از واحد مدیریت کنترل‌و‌تضمین کیفیت به واحد مدیریت کنترل هزینه‌و‌بودجه جابه‌جا شدم.

 طی چند سال کار درآن واحد هم از نظر تئوری با مطالعه‌ی کتب و شرکت در کلاس‌ها و سمینارهای آموزشی مختلف با موضوع شمّ اقتصادی، و هم از نظر عملی و کاربردی با برنامه‌ریزی بودجه و کنترل هزینه‌ی پروژه‌ها و رسیدگی به صورت‌وضعیت‌های پیمانکاران و تهیه و ارسال صورت‌وضعیت برای کارفرما، شمّ اقتصادی خاموش خود را روشن و پرورش دادم.

 در نتیجه به‌سرعت خود را از دست تنگناها و مشکلات مالی خلاص کردم. در ارتباط با موضوع شم اقتصادی و یا به اصطلاح روانشناسی ثروت چند کتاب گردآوری کردم، یکی از آن مجموعه ها را با عنوان “اندیشه های ثروت آفرین”  چاپ کردم. امروز که این مطالب را می‌نویسم، نگرانی مالی ندارم، باورهای فقیرانه را اصلاح کردم و افکار فقیرانه را از خود دور ساخته‌ام.

سیستم کسب و کار ثروت آفرین

در منوبار ارتباط موثر با پول و ثروت، روش شناسایی و اصلاح باورهای فقیرانه را بیان کرده ام. اصلاح نظام باورها مثل تمرین های ورزشی است. هر چقدر بیشتر تمرین و عمل کنیم و عضلات ماهیچه باورهای ثروت آفرین خود را تقویت کنیم به همان اندازه پول و ثروت بیشتری را به سمت خود جذب خواهیم کرد.  

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

موزهای زندگیتان را رها کنید

موزهای زندگیتان را رها کنید.

موزهای زندگیتان را رها کنید.

شکارچی های هند برای گرفتن میمون یک روش خاصی دارند!

یک نارگیل را سوراخ می کنند طوری که دست میمون راحت داخلش رود، بعد یک موز میذارن داخل نارگیل و آن را سر راه میمون ها قرار می دهند.

میمون برای برداشتن موز دستش را داخل سوراخ می کند.

موقعی که می خواهد دستش را بکشد بیرون چون موز تو مشتش، دستش از داخل نارگیل در نمی آید. هر چه زور می زند نمی شود.

میمون حاضر نیست دستش را بازکند، میمون از اینکه از یک موز نمی گذرد، آزادیش را از دست می دهد. موزهای زندگیتان را رها کنید. 

عکس موزهای زندگیتان را رها کنید

راستی ؟ موزهای زندگیتان را رها کنید.

دستگیری موزهای زندگیتان را رها کنید

شما تا حالا تو زندگی تان به موزهای این چنینی برنخوردید؟

به موزهای زندگی تان نگاه کنید و ببینید؟

کدام موزهاست که باید رها می کردید؟ اما …

کدام موزهاست که باید در آینده رها کنید؟

کدام موزهاست که پوسیده اند ولی رهایشان نمی کنید؟ …

نکته، دقت کنید :

موزهای زندگی شما چند تا هستند؟   یک موز؟ ، دو موز؟ ، …

آیا شما به موزهای زندگی تان عادت کرده اید؟

بعضی وقت ها بهانه های ما موزهای زندگی مان هستند. تنبلی را با: وقت ندارم، پول ندارم، کار دارم، جایگزین کرده ایم .   

چند سال است می خواهیم ورزش را شروع کنیم. امروز نه از فردا،  این هفته نه از هفته بعد، امسال نه سال بعد 

چند سال است می خواهیم مطلبی را یاد بگیریم. ولی حاضر نیستیم برای یادگیری زمان و پول اختصاص دهیم. پول را که همانند موز محکم در دستمان گرفته ایم، و حاضر نیستم برای یادگیری رهایش کنیم . 

تصویر موزهای زندگیتان را رها کنید

موزهای ما انسان ها کدامند؟

لم دادن و تلویزیون دیدن

حاضریم هر شب و طی هفته ساعت ها برنامه های تلویزیون (خندوانه، دورهمی، نود، مسابقه فوتبال، سریال، … ) ببینیم، ولی وقت نداریم در هفته  یک ساعت ورزش، نیم ساعت با فرزندانمان صحبت کنیم.

سایر موزهای زندگی ما انسان ها کدامند، میز و صندلی، پست و مقام، … دست از مطالعه بردارید و کمی فکر کنید. از قانون بالن استفاده کنید، هرچی که بدرد بخور نیست بریز دور تا اوج بگیری

میمون ها با رها نکردن موزهایشان آزادی شان را از دست می دهند.

انسان ها با رها نکردن موزهایشان نه تنها آزادی بلکه انسانیت شان را از دست می دهند.

نمونه موزهای زندگیتان را رها کنید

صبح ها  در راه رفتن به محل کارم،  کارگران فصلی زیادی را می بینم که در سرمای زمستان و گرمای تابستان کنار خیابان ایستاده اند. کارگر ساعت ها به امید اینکه کسی بیاید و او را از میان صدها نفر دیگر برای کارگری انتخاب کند، ایستاده است.

آیا به نظر شما این کار، کار سختی نیست . اگر با یادگیری ذهنتان را برنامه ریزی نکنید، دیگران برای شما برنامه ریزی خواهند کرد .

نمایش موزهای زندگیتان را رها کنید

آینده منعلق به یادگیرندگان است.

(البته یادگیری مهارت های کاربردی نه فقط تلنبار اطلاعات)

به هر کار سختی که رسیدی، یادت باشد اگر سخت نبود که همه انجامش می دادند. آموزش و یادگیری سخت است ولی …

کاش به جای این همه باشگاه پرورش و زیبایی اندام در شهر، یک باشگاه پرورش و زیبایی افکار داشتیم. مشکل امروز ما اندام ها نیستند، افکارها هستند.            

با آموزش و یادگیری، در جایی قرار می گیرید که دیگران حسرت آن را خواهند خورد.

تا می توانید برای یادگیری و کسب مهارت کار کنید نه برای پول درآوردن 

یادگیری پاسپورت سفر به آینده است. فردا متعلق به کسانی است که خود را برای آن آماده می کنند.  

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

love cloup

گنجهای نهفته در خود داریم

  ما گنجهای نهفته در خود داریم، تنها چیزی که می توانیم با موفقیت تغییر و کنترل کنیم ، خودمان هستیم . گامهایی که انسان برای یافتن خویشتن و کشف طبیعت واقعی خود بر می دارد عشق به زندگی را در او تقویت کرده ،چرا که  دور شدن از خود است که به افسردگی منجر می شود .     

گنجهای نهفته در خود داریم

 اولین وظیفه و بالاترین مسئولیت  بشر شناخت خویش است . همه بزرگان معتقد هستند که علت اصلی شکست ها و ناکامی های انسان و بردگی ذهن و فکر او ، غفلت و ناآگاهی از واقعیت ها و به ویژه و بالاتر از همه نا آگاهی او از درون خویشتن است .  درون انسان دارای انرژی بی کران برای تحول آدمی ، تسکین آلام او ، شفای دردهایش و قدرت بی نظیر برای ایجاد یک زندگی زیبا ، آرام و سرشار از نشاط و شادمانی است . 

 خوشبختی زمانی میسر خواهد شد که انسان خود بدین باور برسد که دارای  توانمندی های درونی بسیاری است . در حقیقت باید ارزش خویش را بشناسد تا با اعتماد به نفس کامل برای رفع نواقص و حل مشکلاتش گام بردارد .

 با ارزش ترین مسئله در زندگی آزادسازی انرژی ها و نیروهای نامحدود درون انسان است . اگر این نیروها را بشناسیم و آنها را تحت کنترل در آوریم و هماهنگ با اهداف و خواسته های مان از آنها بهره برداری کنیم ، زندگی ارزشمند و با نشاطی را بر اساس آرمانهایمان رقم خواهیم زد . 

 با شناخت بهتر خود ، تصویر ذهنی بهتر و کامل تری  از خود خواهیم داشت . اغلب ما عاقلتر ، قوی تر و شایسته تر از آن هستیم که می پنداریم . با ایجاد تصویر ذهنی برتر ، توانایی ها ، استعدادها و قدرت های جدیدی ایجاد  نمی کنیم  این دارایی ها را همه داریم ، در واقع آنها را مورد استفاده قرار می دهیم .

 شاید بر اساس باورهای نادرست و عقاید بی اساس که از کودکی تا به امروز در ذهنمان جای گرفته اند ، تصویری که از خود ساخته ایم تصویری ضعیف ، مفلوک و بسیار ناتوان بوده است و در حقیقت این نوع نگاه به خویشتن مانع از آن بوده است که بتوانیم نیروها و توانایی های بالقوه و نامحدود خود را آزاد سازیم . همانند پرنده ای که در قفس بزرگ شده است و نمی داند در خارج از قفس او چه جهان پهناور و فضای بی انتهایی وجود دارد . وقتی که به توانایی های بالقوه و نامحدود  خود پی می بریم ، تصویر جدیدی از خود خواهیم ساخت .  انسانی قوی ، با شخصیت ، توانگر ، با اعتماد به نفس ، و دیگر زندگی  در قفس را نمی پسندیم و به دنبال خانه ای متناسب با شخصیت انسانی خود هستیم .

 تصور کنیم کارمندی هستیم حقوق بگیر، در خانه ای کوچک و با اثاثیه قدیمی زندگی می کنیم . نامه ای به دست ما می رسد برنده قرعه کشی بانک شده ایم . در ابتدا باور نمی کنیم فکر می کنیم شوخی است ، به بانک مراجعه می کنیم و یقین پیدا می کنیم که برنده میلیون ها پول شده ایم . حال توانایی های مان را باور      می کنیم ، می رویم منزلی بزرگ ، زیبا و عالی خریداری  می کنیم ، اثاثیه قدیمی و شکسته را می فروشیم و بدور می ریزیم و آنها را با  لوازم نو ،  متناسب و شایسته شخصیت جدیدمان جایگزین می کنیم ، چرا که باورمان نسبت به خودمان تغییر یافته است . 

 کائنات و هر آنچه در او بود اوج شکوه و جلال را عیان می ساخت ، اما آن کس را طلب می کرد تا بشکفد و جهان را سرشار از زیبایی سازد . فرشتگان زیبا بودند ولی کو عاشقی که زبان به تحسین این همه بازگشاید . حرکت سیارات  ، نظم حیرت انگیز کهکشانها ، بی آغازی و بی پایانی خوشه های اختران ، شکوه مهر و ماه ، سکوت ملکوتی فضای بیکران و انسان در گوشه ای از این ملک پا به عرصه نهاد . گل او با کیمیای عشق سرشتند تا ژرفای زیبایی و شکوه معشوق را دریابد ، جرعه ای از شراب عشق به او نوشاندند تا مست دیدار معشوق گردد . چه او نیز در جستجوی عاشقی بود تا به او عشق بورزد .

منبع : کتاب موفقیت از من آغاز می گردد.  

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

شیوه یادگیری و عملکرد مغز

شیوه‌ی یادگیری و عملکرد مغز

از نظر سیستم سازی کسب و کار شیوه‌ی یادگیری و عملکرد مغز جزو گروه بهبود عملکرد فردی است و به ما کمک می کند از حداکثر ظرفیت و توانایی های فکری خود بهره مند شویم. 

 نتایج تحقیقات به عمل آمده حاکی از آن است که مغز انسان به دو صورت تقسیم بندی می‌شود:

۱– تقسیم به نیم‌کره‌ی چپ و راست 

نیم‌کره‌ی چپ:

 نیم‌کره‌ی چپ کارهای تحلیلی، قیاسی و حرف زدن را بر عهده دارد. بر جهان مادی، حسی و فیزیکی نظارت دارد. نیم‌کره‌ی‌چپ، به جزئیات امور توجه دارد و همانند قوه‌ی بینایی مورچه تکه‌تکه می‌بیند، نیم‌کره‌ی چپ، به تفاوت‌ها، تضادها، و قطب‌های متفاوت از هم گرایش دارد.

 این بخش از مغز معمولاً برای خواندن، نوشتن، صحبت کردن و منطق به کار می‌رود. بچه‌هایی که در مدرسه خوب عمل می‌کنند، نیم‌‌کره‌ی چپ مغزشان به خوبی شکل گرفته است. نیم‌کره‌ی چپ بیشترین همراهی را با  هوش‌های زبان شناسی، منطق، ریاضیات و درون فردی دارد. نویسنده، دانشمند، وکیل، حسابدار و استاد دانشگاه بودن، مشاغلی است که برای افرادی با نیم‌کره‌ی چپ قوی مناسب است. 

نیم‌کره‌ی راست:

نیم‌کره‌ی راست با تجسم فضایی، قوه‌ی تحلیل و هنر ارتباط دارد. عملکرد نیم‌کره‌ی راست مغز در قلمرویی بی‌فضا و بی‌زمان تحقق می‌یابد. نیم‌کره‌ی راست به دنیای تفکرات، احساسات و ادراکات حکم می‌راند. نیم‌کره‌ی راست مانند قوه‌ی بینایی یک پرنده، کل تصویر را می‌بیند و کل‌گراست. نیم‌کره‌ی راست تفاوت‌ها را نادیده می‌انگارد و  به وحدت‌ها،  هماهنگی‌ها و یکی‌بودن‌ها گرایش دارد. این بخش از مغز  اغلب با تصاویر، هنر، موسیقی و دیگر روابط غیر‌خطی‌ همراه است. یعنی با خلاقیت و تخیل. هوش‌های فضایی و موسیقی بیشترین همراهی را با نیم‌کره‌ی راست مغز دارند. طراح، معمار و موسیقی‌دان بودن حرفه‌هایی مخصوص افراد دارای این هوش‌های برجسته می‌باشند. 

عکس شیوه یادگیری و عملکرد مغز

۲– تقسیم به نیم‌کره‌ی بالا و پایین

ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه 

فرامین فعالیت‌های ارادی در نیم‌کره‌ی بالای مغز و در ضمیر‌خودآگاه، کارهای ارادی مثل زمانی که رانندگی می‌کنیم، آشپزی می‌کنیم، راه می‌رویم و تصمیم می‌گیریم. و فرامین فعالیت‌های غیر‌ارادی در نیم‌کره‌ی پایین مغز و در ضمیر ناخودآگاه، کارهایی مثل ضربان قلب، هضم غذا، جریان خون، اعمالی که نمی‌توان در آن دخل و تصرّفی داشت، صورت می‌گیرد. 

اما براستی چه تفاوتی بین خودآگاه و ناخودآگاه وجود دارد؟

ضمیر خودآگاه دوازده درصد از مغز را تشکیل می‌دهد. ضمیر‌ناخودآگاه هشتاد‌و‌هشت درصد از مغز را تشکیل می‌دهد. ضمیر‌خودآگاه استراحت می‌کند و فقط زمانی که بیداریم کار می‌کند. ضمیر ناخودآگاه هیچ وقت استراحت نمی‌کند و تا روزی که ما زنده‌ایم کار می‌کند. او هرگز به خواب نمی‌رود و دائماً در حال فعالیت است و تمام اعمال حیاتی بدن را کنترل می‌کند. 

 ضمیر خود‌آگاه هر ورودی را فقط یکبار می‌پذیرد. ضمیر‌ناخودآگاه محدودیت ندارد، هیچ‌کاری برایش دشوار نیست، ورودی‌ها را بی‌نهایت می‌پذیرد.

 ضمیرخودآگاه ورودی‌های غیر‌منطقی را نمی‌پذیرد. ضمیر‌ناخودآگاه اخلاق شخصی ندارد و هیچ‌گونه اصول اخلاقی را نمی‌شناسد، زیرا راهی برای قضاوت ندارد. می‌توان دید که چرا از خودش هیچ‌گونه قضاوتی در‌ارتباط با اخلاقیات ندارد.  تاریخ نشان می‌دهد که در دوره‌های مختلف افکار مختلفی به عنوان اخلاقی یا ضد‌اخلاقی معرفی شده اند. همه چیز را قبول می‌کند، راست، دروغ، شوخی، جدی، سازنده، مخرب، مثبت، منفی.

 در داستان علاءالدین و چراغ جادو، غول چراغ همیشه یک چیز را تکرار می‌کرد، فرمان بردارم قربان. غول آرزوهای صاحبش را برآورده می‌کرد. برای او خوب‌بودن و بد‌بودن آرزو معنی نداشت. ضمیر‌ناخودآگاه  همان غول چراغ جادو است.

مطلبی را به ضمیر‌خود‌آگاه بسپاریم این امر موجب ارتعاش در دستگاه اعصاب ارادی خواهد گردید که همین سیستم نیز متقابلاً ارتعاش متشابهی را در دستگاه اعصاب غیر‌ارادی ایجاد خواهد کرد. این ارتعاش در اثر تکرار به قسمت‌های ناخودآگاه مغز نفوذ می‌کند و در ضمیر‌ناخودآگاه می‌نشیند. آن را برنامه‌ریزی کرده و به‌صورت یک فایل و دستورالعمل اجرایی به اجرا در می‌آورد. به این ترتیب است که افکار شخص به‌صورت حقایق در می‌آید.

تصویر شیوه یادگیری و عملکرد مغز

 شیوه‌ی یادگیری و عملکرد مغز

۱- هرگاه عملی یا پیامی به‌صورت عادت و تکرار در‌آید، کنترل عصبی آن از قسمت‌های ضمیر خود‌آگاه به قسمت‌های ضمیر ناخودآگاه منتقل می‌شود. به‌عبارت دیگر با تکرار یک عمل ارادی آن عمل تبدیل به یک عمل غیر‌ارادی می‌شود. مثل نحوه‌ی  کار انگشتان یک مسئول دفتر حرفه‌ای در زمان تایپ نامه، و یا عملکرد دست و پای یک راننده‌ی قدیمی  

۲– هر گاه واکنشی بین قسمت‌های ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه مغز ایجاد شود، همیشه ضمیر ناخودآگاه غلبه می‌کند. به عبارت دیگر گاهی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در زمینه‌ای با هم در تعارض قرار می‌گیرند.

        به طور مثال همۀ ما بر روی بلوک‌های سیمانی کنار خیابان با عرض ده‌سانتی‌متر به‌راحتی راه می‌رویم، ولی زمانی‌که می‌خواهیم از پلی معلق با همان عرض بلوک‌های سیمانی امّا در ارتفاع ۲۰ متری عبور کنیم، ضمیر ناخودآگاه به ما می‌گوید نرو می‌افتی و ضمیر خود‌آگاه می‌گوید برو، در این‌صورت اگر برویم، خواهیم افتاد. ما اساساً محکومیم به ناخودآگاه. 

۳– هر پیامی که به مغز خطور می‌کند یا گفته می‌شود در ضمیر ناخودآگاه تاثیر می‌گذارد و چنانچه تکرار شود اثر آن چندین برابر خواهد شد. تکرار مثل قطره‌‌ی آب است که به‌مرور زمان می‌تواند سنگ را سوراخ کند. روزانه هزاران اندیشه از مغز ما عبور می‌کند.

۴– هرگاه ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در انجام امری با هم به توافق برسند توان‌شان در هم ضرب می‌شود و توانایی فرد در انجام یک رفتار چندین برابر می‌شود.

در مزرعه‌ی ضمیر ناخودآگاه هر‌دانه‌ای  بکارید، همان محصول را برداشت خواهید کرد. ما شبیه باغبان این مزرعه هستیم و در تمام روز در ضمیر ناخودآگاه خود بذر اندیشه می‌کاریم، پس چه بهتر آنکه در کشتگاه اندیشه‌‌ی خود جز بذرهای خوبی و مهر و صفا و عزم راسخ و آرامش و پاکدلی نکاریم و کار را به بهره‌گیری اندیشه از ضمیر ناخودآگاه خویش بسپاریم و خرمنی دل‌آویز از بذرهای تفکر خود برگیریم.

 نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

باور شما نسبت به خودتان

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خودتان

پرسش های شناخت باور شما نسبت به خودتان

همانطور که در نوشته “شما در کدام مدار ثروت قرار دارید” اشاره شد، پرسش ها وضعیت نظام باورهای شما یا شم اقتصادی شما را  ارزیابی می کند. پرسش ها را به دقت بخوانید و به هر کدام از آنها امتیازی بین ۱ تا ۱۰ بدهید. به این معنا که اگر با این جملات موافق هستید نمره بیشتر (۷ ،۸ ، ۹ ، ۱۰) و اگر مخالف هستید نمره پایین تری را در مقابل هر پرسش یا جمله بنویسید.

پیشنهاد می کنم پرسشنامه تکمیل شده را نزد خود نگهدارید، وقتی در مسیر افزیش ظرفیت کسب درآمد با ما همراه و همسفر باشید، و سایر نوشته ها را بخوانید و عمل کنید. درآینده وقتی پرسشنامه را مجددا تکمیل می نمایید و با پرسشنامه تکمیل شده امروزتان مقایسه کنید، از میزان بهبود وضعیت مالی تان به نسبت میزان اصلاح باورهای فکری تان متعجب و لذت خواهید برد .     

پرسش های بخش دوم: باور شما نسبت به خودتان 

گروه اول: استحقاق یا لیاقت ثروتمند بودن را ندارم.

۱- استحقاق یا لیاقت ثروتمند بودن را ندارم . 

۲- احساس شایستگی داشتن ثروت زیاد را ندارم.

۳- ثروتمند شدن کسی که در خانواده فقیر و بدون هیچ امکاناتی به دنیا آمده و بزرگ شده بسیار سخت است.

۴- افرادی که دارای استعداد فوق العاده ای هستند، راحت تر ثروتمند می شوند.

۵- فقط افراد خلاق ایده های فوق العاده به ذهن شان خطور می کند، ولی من خیلی خلاق نیستم.

۶- ایده هایی که به ذهنم خطور می کند قابل تحقق نیستند.

۷- فکر می کنم تخصص خاصی ندارم که بتوانم با آن پول زیادی به دست آورم.

۸- مهم این است که بین نفرات اول باشم، اول و دوم بودنش خیلی مهم نیست.

۹- پدر و مادرم فقیر بودند و من هم فقیر خواهم ماند.

۱۰- ما که دستمان به پول نمی رسد.

۱۱- من هیچوقت پولدار نمی شوم. 

۱۲- من همیشه در قرض و بدهی اسیرم. 

۱۳- من شایسته پول در‌آوردن نیستم.

۱۴- هیچوقت نمی‌توانم آنقدر پول در بیاورم.

۱۵- در گذشته توسط والدین یا دوستان یا معلمان خیلی تحقیر شده ام و اعتماد به نفسم را از دست داده ام.

۱۶- فکر می کنم افرادی که خیلی موفق هستند افراد خاصی هستند یا دارای موهبتی ویژه هستند.

گروه دوم:  آدم تنبلی هستم، نمی توانم، توانایی حفظ و نگهداری پول را ندارم.

۱- از صحبت کردن در جمع می ترسم و یا خجالت می کشم.

۲- فردی که کمتر اشتباه می کند می تواند ثروتمند شود.

۳- بارها شده که هدفی را انتخاب کرده ام اما آن را تا به نتیجه رسیدن ادامه نداده ام .

۴- خیلی وقت ها کارهایم را به فردا موکول می کنم، با این که می دانم کاری باید انجام شود ولی اغلب تنبلی می کنم.

۵- انگیزه زیادی ندارم همیشه می خواهم کسی با من همراه و همدل باشد تا کاری را شروع کرده و به پایان برسانم، اصولا برای خیلی از کارها منتظر پایه هستم.

۶- واقعا نمی دانم دقیقا چه می خواهم، خیلی بی هدف زندگی می کنم و در روزمرگی غرق شده ام .

۷- خیلی از مواقع وقتی می خواهم کاری را شروع کنم می ترسم، از این که موفق نشوم، از این که سرمایه ام را از دست بدهم یا مسخره دیگران شوم و مرا تنها بگذارند.

۸- با این که اهمیت مطالعه را می دانم اما خیلی اهل مطالعه کتاب هایی که به موفقیتم کمک می کند نیستم، شاید در سال یک یا دو کتاب بیشتر نخوانم.

۹- خیلی زود در مقابل موانع نا امید می شوم.

۱۰- خیلی عجول هستم و می خواهم خیلی سریع به نتیجه برسم و اگر این اتفاق نیافتد نا امید می شوم و ادامه نمی دهم.

۱۱- خیلی از مواقع حال روحی خوبی ندارم و احساسم خوب نیست.

۱۲- همیشه به دنبال انجام کارهای راحت هستم ، هر کاری که انجام دادنش و یا یادگرفتنش برایم خیلی سخت باشد ادامه نمی دهم.

گروه سوم: داشتن احساس بد در زمان خرج کردن پول

۱-  هر وقت پول خرج می کنم احساس بدی دارم.

۲-  هزینه های زندگی ام  به تناسب بالا رفتن درآمدم بالا می رود.

گروه چهارم : نمی توان با انجام کارهایی که واقعا عاشق آن هستم، ثروتمند شوم.

۱- باید به دنبال کاری رفت که پول توش داره نه کاری که علاقه داری

۲- بهتر است برای شروع کسب و کار وام بانکی بگیرم.

۳- کسی که به تنهایی موفق شود، کار بزرگی انجام داده است.

۴- تا مطمئن نباشم که به هدفم می رسم حرکت نمی کنم.

۵- از تبلیغات تلویزیونی و اصولا تبلیغات خوشم نمی آید.

۶- دوست دارم ثروتمند شوم تا مشهور شوم و همه با من با احترام برخورد کنند.

۷- برای من امنیت شغلی خیلی مهم است. (کارمند رسمی دولت، بیمه تامین اجتماعی، بازنشستگی، بیمه بیکاری و…)

۸- آدم منظمی نیستم و خیلی زندگی بدون برنامه و نامنظمی دارم.

۹- اغلب در برخورد با مشکلات سخت زندگی، خیلی بهم می ریزم.

گروه پنجم : من خیلی آدم خوش شانسی نیستم و موقعیت های عالی برای پیشرفت و ثروتمند شدن به سراغ من نیامده است.

۱- من آدم خوش شانسی نیستم. 

۲- مردها شانس بیشتری برای ثروتمند شدن نسبت به زن ها دارند .

گروه ششم : آدم قانعی هستم و به کم قانع بودن

۱- آدم قانعی هستم و از درآمدم رضایت دارم   

گروه هفتم : به نظر من انسان هر چقدر بیشتر کار کند ثروتمند می شود.  

۱- فکر نمی کنم بشود در حالی که خواب هستم پول دربیاورم، حتما باید سر کار باشم تا پول دربیاورم.

۲- درآمد من سقفی دارد چون هر روز ۲۴ ساعت بیشتر نیست و من نمی توانم بیشتر از زمانی که برای شغلم صرف می کنم پول در بیاورم.

۳- در عمل بیشتر از اینکه به دنبال کسب تجربه دیگران و یادگیری باشم به دنبال این هستم که خودم همه چیز را تجربه کنم.

۴- فکر می کنم نمی شود هم تفریح کرد هم پول درآورد، یا همواره با خانواده ام باشم و پول در بیاورم، باید یا به دنبال تفریح و بودن با خانواده باشم یا کسب و کار و وپول …

۵- تا بالای سر کارت نباشی ثروتمند نمی شوی 

سوال آخر: …

این پرسش ها نمونه ای از پرسش های شناخت باور شما نسبت به خودتان است. دائما به این مدل پرسش ها فکر کنید و جستجو کنید چه باورهای دیگری در ضمیر ناخودآگاه شما نسبت به خودتان وجود دارد .  

در جلسات حضوری پرسش نامه در دو نسخه تهیه شده است ، یک نسخه را نزد خودتان نگه دارید و نسخه دیگر را به ما تحویل دهید. توجه داشته باشید که بر روی برگه پرسشنامه نام شما و سایر اطلاعات فردی شما نوشته نشده باشد. 

 

واقعیت چیست؟

جهان آنچه را باور داری به تو نشان می دهد و تو آن را واقعیت می دانی

مژده می دهم که از همین امروز اتفاقات عالی برای شما خواهد افتاد. اگر شما اینجا هستید باور کنید که شما در مدار و  فرکانس  بودید که شما را به این برنامه آورده است. واقعیت فعلی شما پاسخ فرکانس های گذشته ات است آن را جدی نگیرید. شما افرادی هستید که از قبل دنبال پاسخ به یک سوالی بوده اید که چرا من نه، چرا من نتوانم بهتر و راحت تر پول درآورم. به همین دلیل اینجا هستید. 

با تکمیل پرسشنامه در باره باورهای نادرست یا سموم فکری خود که باعث تضعیف قوای فکری انسان می شود، شناخت بیشتری پیدا می کنید. وقتی شناخت خوبی از صورت مسئله داشته باشیم، می توانیم آن را حل کنیم.   

 اگر سفرتان را از مسیری اشتباه شروع کنید، گم خواهید شد. چنین مساله ای در مورد سفر زندگی نیز صدق می کند. در اطراف ما آن قدر باورهای نادرست و اطلاعات بی معنا وجود دارد که نقشه ای ناقص برای طی مسیر به دستمان می دهد . در نتیجه در مسیرهایی که به نا کجا آباد منتهی می شود، قرار می گیریم.  اغلب در الگوهایی گرفتار می شویم که در ما تنش، افسردگی، اضطراب، گناه و عصبانیت ایجاد می کند.

این عقاید اشتباه، این باورهای نادرست سمی اصلی که رنج و عذابی روان شناختی خلق می کنند، چه هستند؟ چه باورها و عقایدی ما را از داشتن زندگی توام با شادمانی و آرامش و ثروت باز می دارند؟  

اگر به وجود این باورهای نادرست معتقدید، از شما می خواهیم با ما همراه باشید و پس از شناخت نحوه ایجاد باورها، دو باره به گونه ای با روش یا سیستمی در باره ی این باورهای سمی بیندیشید و آنها را حذف کنید.

ما باور داریم که روش مان در باره ی شناخت باورهای نادرست سمی و با به کار بردن پادزهرهای خاص آنها، می توانید افکارتان را سم زدایی کنید و مسیر را برای زندگی متعادل تر، سالم تر، شادتر و به همراه آنچه از آن لذت می برید، هموار سازد .   

 ذهن ما مانند یک رایانه می‌ماند و مانند هر رایانه‌ی دیگر تنها برنامه‌هایی را که بر روی آن نصب شده است را اجرا می‌کند. ذهن هر کدام از ما در دوران کودکی و نوجوانی برای کسب درآمد و میزان خاصی از ثروت برنامه‌ریزی شده است .

 

مهمان عزیز از اینکه وقت اختصاص دادید و تا به انتهای نوشته را مطالعه کردید سپاسگزارم.

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تصویر اهرم رنج و لذت

خودمان را بشناسیم

خودمان را بشناسیم 

اولین وظیفه و بالاترین مسئولیت  بشر شناخت خویش است. همه بزرگان معتقد هستند که علت اصلی شکست ها و ناکامی‌های انسان و بردگی ذهن و فکر او ، غفلت و ناآگاهی از واقعیت‌ها و به ویژه و بالاتر از همه نا آگاهی او از درون خویشتن است.  درون انسان گنجهای نهفته در خود دارد و دارای انرژی بی‌کران برای تحول آدمی، تسکین آلام او ، شفای دردهایش و قدرت بی‌نظیر برای ایجاد یک زندگی زیبا ، آرام و سرشار از نشاط و شادمانی است.

خوشبختی زمانی میسر خواهد شد که خودمان را بشناسیم و بدین باور برسیم که دارای  توانمندی‌های درونی بسیاری هستیم . در حقیقت باید ارزش خویش را بشناسیم تا با اعتماد به نفس کامل برای رفع نواقص و حل مشکلات گام برداریم.

با ارزش ترین مسئله در زندگی آزادسازی انرژی‌ها و نیروهای نامحدود درون فکر انسان است. که اگر این نیروها را بشناسیم و آنها را تحت کنترل در‌آوریم و هماهنگ با اهداف و خواسته‌های‌مان از آنها بهره‌برداری کنیم، زندگی ارزشمند و با نشاطی را بر اساس آرمانهایمان رقم خواهیم زد.

با شناخت بهتر انسان از قدرت فکر خود، تصویر ذهنی بهتر و کامل‌تری  از خود خواهید داشت. اغلب ما عاقل‌تر، قوی‌تر و شایسته‌تر از آن هستیم که می‌پنداریم. با ایجاد تصویر ذهنی برتر ، توانایی‌ها ، استعدادها و قدرت‌های جدیدی ایجاد  نمی‌کنیم  این دارایی‌ها را همه داریم، در واقع آنها را مورد استفاده قرار می‌دهیم .

شاید بر‌اساس باورهای نادرست و عقاید بی‌اساس که از کودکی تا به امروز در ذهنمان جای گرفته‌اند ، تصویری که از خود ساخته‌ایم تصویری ضعیف ، مفلوک و بسیار ناتوان بوده است و در حقیقت این نوع نگاه به خویشتن مانع از آن بوده است که بتوانیم نیروها و توانایی‌های بالقوه و نامحدود خود را آزاد سازیم. همانند پرنده‌ای که در قفس بزرگ شده است و نمی‌داند در خارج از قفس او چه جهان پهناور و فضای بی‌انتهایی وجود دارد.

وقتی خودمان را بشناسیم و به توانایی‌های بالقوه و نامحدود خود پی ببریم و به این باور برسیم که گنجهای نهفته در خود داریم، تصویر جدیدی از خود خواهیم ساخت.  انسانی قوی، با شخصیت، توانگر، با اعتماد به نفس، و دیگر زندگی  در قفس را نمی‌پسندیم و به دنبال خانه‌ای متناسب با شخصیت انسانی خود هستیم.

تصور کنیم کارمندی هستیم حقوق بگیر، در خانه‌ای کوچک و با اثاثیه قدیمی زندگی می‌کنیم . نامه‌ای به دست ما می‌رسد، در نامه نوشته شده است که ما برنده قرعه کشی بانک شده‌ایم. در ابتدا باور نمی‌کنیم فکر می‌کنیم شوخی است ، به بانک مراجعه می‌کنیم و یقین پیدا می‌کنیم که برنده میلیون‌ها پول شده‌ایم. حال توانایی‌های مان را باور  می‌کنیم، می رویم منزلی بزرگ ، زیبا و عالی خریداری می‌کنیم، اثاثیه قدیمی و شکسته را می‌فروشیم و بدور می‌ریزیم و آنها را با  لوازم نو ،  متناسب و شایسته شخصیت جدیدمان جایگزین می کنیم ، چرا که باورمان نسبت به خودمان تغییر یافته است.

 امام علی (ع) می‌فرمایند: کمال معرفت و نهایت درجه این است که آدمی خود را بشناسد،  نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.

در ارتباط موثر با خود این سوال مطرح می‌باشد که  چرا باید خودمان را بشناسیم؟

در پاسخ به این سوال باید گفت:

 انسان معمولی دارای استعدادهای شکوفا نشده فراوانی است  ” ما مدیر زندگی خود هستیم ”  میزان استفاده ما از ابزاری بنام انسان بستگی به میزان شناخت و آگاهی ما از ” امکانات، استعداد، ظرفیت‌ها  و توانایی‌ها”  و نحوه بکار گرفتن و استفاده از این توانمندی هاست .

خودتان را گرامی بدارید. تا خودتان را دوست نداشته باشید کائنات چیزی به شما نمی‌دهد . خودتان را دوست داشته باشید. روزانه چند دفعه دست خود را ببوسید. گامهایی که انسان برای یافتن خویشتن و کشف طبیعت واقعی خود بر می‌دارد عشق به زندگی را در او تقویت کرده ، دور شدن از خود است که به افسردگی منجر می‌شود.

وقتی که شما خودتان را دوست داشته باشید، دیگران را دوست خواهید داشت. موارد مورد علاقه، نقاط قوت و توانایی‌ها و موفقیت‌های خود را می‌دانید، و در زمان برخورد با  افراد جدید  شما می‌دانید چه مطالبی برای مطرح کردن دارید. سریعتر می‌توانید با کسانی که نقاط مشترک فکری بیشتری با آنها دارید دوست شوید . دوستان خوب معمولا علاقمندی‌ها و هدفهای مشترکی دارند. عضویت در یک باشگاه ورزشی، حضور در یک کلاس، تماشا و علاقمندی به یک تیم یا رشته ورزشی

خودمان را بشناسیم باعث می شود که انسان تصمیم‌گیری بهتری در زمان انتخاب های سرنوشت ساز زندگی اش داشته باشد:

انتخاب رشته تحصیلی

انتخاب رشته ورزشی

انتخاب شغل و نوع کار

و انتخاب همسر، همسفر و  شریک زندگی

خودمان را بشناسیم تا جزء مردمان، با استعداد ولی ناموفق، با هوش اما شکست خورده، تحصیل کرده اما بیکار، نابغه ولی ناکام، زیبا ولی تنها نباشیم.

می‌خواهیم زندگی زیبایی بسازیم باید خودمان زیبا بشویم.

در انتها باید گفت، در سرزمین وجودی هر کدام از ما دو نیروی خیر و شر وجود دارد، اگر نتوانیم خودمان را بشناسیم و مدیریت کنیم ممکن است نیروی شر غلبه کند. اکثر جایتکارها آدم‌های معمولی هستند، ولی نتوانسته‌اند خود را مدیریت کنند.

ما مدیر زندگی خود هستیم. میزان استفاده ما از ابزاری به نام انسان بستگی به میزان شناخت و آگاهی ما از توانایی و ظرفیت‌ها و نحوه بکار گرفتن و استفاده از این توانمندی هاست .

خودمان را بشناسیم تا بتوانیم از تمام ظرفیت و استعداد خود استفاده کنیم .

ارتباط خود را با کائنات بشناسیم، خودشناسی مبنای همه ادیان و مکاتب است، زیرا انسان با شناخت خود به حقایق طبیعت و اسرار خلقت نیز آگاهی خواهد یافت.  در معرفت انسان همین بس که خود را بشناسد و در نادانیش همین بس که خود را نشناسد. هر کس نفس خود را بشناسد، دیگران را بهتر می‌شناسد و هر کس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به دیگران هم جاهل است.

   هر چه در ارتباط موثر با خود و یا خودشناسی بیشتر قدم برداریم و به پرورش امکانات بالقوه‌ای که در هر کس وجود دارد بپردازیم و به استعدادهای ارثی و خدادادی آگاهی پیدا کنیم ، بالطبع در ساختن خود و بالا بردن حد شکوفایی خود از نظر ساختمان بدنی، روحی، فکری، عاطفی و بالاخره در امور اجتماعی و ملی و اهداف زندگی توفیق بیشتری خواهیم یافت.

   هر چه بیشتر راجع به آنچه که واقعاً هستیم بدانیم، رفتار و زندگی خود را بهتر تنظیم خواهیم کرد .  بشر یک نیاز ذاتی به درک کائنات دارد تا بتواند اجزایی را که تجربه می‌کند در بستر وسیع‌تر قرار دهد. و جایگاه خودش در این بستر وسیع را بیابد. اگر انسان خود را بهتر بشناسد و ارتباطش را با کائنات و جهان هستی و فعالیتها بهتر بداند ، در افزایش توانایی برای زندگی، وفق دادن خود با محیط، و رشد فکری در یک جامعه پر تغییر، تلاش بیشتری خواهد داشت.

  اگر چه عالم از منظر ذات الهی واحد و یگانه است، از منظر نسبیت انفصال و دوگانگی بنیادینی میان جهان کوچک و جهان بزرگ وجود دارد. جهان بزرگ این جهانی است که در جزء جزء کثرت نامحدود خود اسماء و صفات الهی را باز می‌تاباند .

  جهان کوچک انسان است که همه این صفات را به شکل یکپارچه و کامل منعکس می‌سازد . جهان بزرگ و جهان کوچک مثل دو آینه‌اند که مقابل یکدیگر قرار داشته باشند. هر یک همه اوصاف آن دیگری را دربردارد ، اما یکی به نحو آفاقی و بیرونی و مفصل و دیگری به نحو انفسی و درونی و مجمل، لذا معرفت انسان به خویش اساسا متضمن معرفت به کل عالم هستی است.

منابع : برداشتی از کتاب موفقیت از من آغاز می گردد.  

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

مدیریت زمان میلیاردرها

مدیریت زمان میلیاردرها

مدیریت زمان میلیاردرها 

افراد یا مدیران موفق مدیریت زمان خوبی دارند، کارهای کوچک را یکبار شروع و به اتمام می‌رسانند. وقتی انجام یک کار کوچک را به بعد موکول کنیم، باعث دوباره کاری می‌شود. این جمله را خیلی شنیده ایم : صبر کن، الان این کار را انجام می‌دهم.

برای نمونه:

– ظرف‌های کثیف را بلافاصله بعد از خوردن غذا می‌شورند.

– ایمیل را می‌خوانند و پاسخ می‌دهند و اقدامی انجام می‌دهند.

– وقتی مشتری سفارش می‌دهد، ابتدا به پیک زنگ می‌زنیم، و بعد محصول را بسته بندی و ارسال می‌نماییم.

بدترین سوال: این کار را چگونه می‌توانیم انجام دهیم؟

سوال خوب: این کار چگونه می‌تواند بهتر انجام شود؟

مدیریت زمان میلیاردرها 

انواع فعالیت های روزانه :

در مدیریت زمان و انجام فعالیت های روزانه دو عامل وجود دارد:

میزان مهم بودن .

میزان فوری بودن

اموری که در طول روز انجام می دهیم چقدر مهم و چقدر فوری هستند؟ تمام کارهای ما در طول روز تقدم و تأخرشان بر پایه این دو است . یا مهم  هستند یا غیر مهم ، یا فوری  یا غیر فوری .

 اگر دو محور عمود برهم رسم کنیم که محور عمودی مهم بودن و محور افقی فوری بودن باشد ، ۴ منطقه به دست می آید :

 

منطقه اول : منطقه بحران (مهم و فوری)

شامل کارهای خیلی فوری  است ، همه چیز را کنار می گذاریم و به آنها می پردازیم . خود به خود انجام می شوند و نیاز به برنامه ریزی ندارد.  مثل غذا ، بیماری ، دندان درد، امتحان، تهیه پول، پرداخت قبض هشدار قطع برق 

منطقه دوم : منطقه تشریفات (غیر مهم و فوری)

کارهایی که می‌توان به دیگران تفویض کرد، ولی این کار را نمی‌کنیم. دوست داریم خودمان انجام دهیم. 

مثل دیدو بازدید ها و تسلیت و تبریک و دعوت ها ، فوری هستند ولی مهم نیستند .

منطقه سوم : منطقه اتلاف (غیر مهم و غیر فوری)  

کارهایی که افراد معمولا تمایل دارند خودشان انجام دهند. مثل چک کردن ایمیل های شخصی، تلگرام، اینستاگرام ، گفتگوهای تلفنی ، پرسه زدن های بی مورد ، غیبت ، منفعل بودن.

منطقه چهارم:  منطقه پیشگیری (مهم و غیر فوری)  

پرسش از شرکت‌کنند‌گان بیان نمونه ای از کارهای مهم و غیر فوری؟  

 نیاز به برنامه‌ریزی دارد. مثل برنامه‌ریزی استراتژیک، آموزش کارکنان، داشتن وب سایت حرفه‌ای، تغییر و به روز نمودن بروشورها و کاتالوگ‌ها چرا که شماره تلفن و آدرس عوض شده ولی بروشورها هنوز اصلاح نشده‌اند، استفاده از روش‌های جدید بازاریابی، ساده‌سازی فرآیندها، چکاپ پزشکی، واکسیناسیون،     

 

غیر فوری فوری  
ذکاوت ضرورت مهم
حماقت بطالت غیر مهم

 

 حالا می خواهیم برنامه ریزی کنیم ، از ۱۰۰% وقت مان ، بیشترین وقت را به کدام منطقه باید اختصاص بدهیم ؟ بحران ها در همه زندگی ها هست ؛ زندگی بدون بحران رؤیاست . مهم اینه که چقدر از وقتمان را صرف آن کنیم و چگونه از وقوع آن پیشگیری کنیم .

 اولویت اول افراد موفق منطقه پیشگیری (مهم و غیر ضروری) یا ذکاوت است .

 

تهیه فهرست کارهای روزانه ای که انجام داده اید.  

۱ – کارهای قابل حذف(چه کارهایی را نباید انجام بدهم)

مدام چک کردن ایمیل‌هاو پیامک های فضای مجازی، راه حل فقط یکبار در روز چک کنیم.

۲ – کارهای قابل واگذاری(کمترین مداخله)

پاسخ ندادن به تلفن‌ها، کارکنان پاسخگو باشند. تهیه پاسخ‌های مشخص به پرسش‌های تکراری … نباید اجازه دهید که دیگران برنامه روزانه شما را مشخص کنند. راضی نگه‌داشتن همه مشتریان یک دیدگاه غلط است، مشتریان دردسر ساز را رها کنید.

افزایش سقف اختیارات مالی قابل تصمیم گیری و تصویب زیر دستان

۳ – کارهای طراحی مجدد

تمرکز بر دایره برتری ها، تمرکز بر کارهایی که فقط توسط شما قابل انجام است. 

نوشته های مرتبط : 

 کارشناس جذب موفقیت شوید.