ارتباط موثر با پول یا روانشناسی ثروت

چقدر سرمایه دارید؟

چقدر سرمایه دارید؟

آدرس نوشته در سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی/ ارتباط موثر با پول  

چقدر سرمایه دارید؟

وقتی صحبت از سرمایه می شود همه انسان ها به پول فکر می کنند. سرمایه به سه جزء زیر تقسیم می شود .

پول

چقدر پول دارید؟

 

زمان

چقدر زمان دارید ؟

 

 

انرژی 

چقدر انرژِی دارید؟

 

 

 

سرمایه پول را همه دوستان می شناسند و لمس کرده اند ولی …

زمان

کودکی که امروز به دنیا آمده است، حداقل به اندازه تعداد سنوات عمرمان نسبت به ما از سرمایه زمان بیشتری برخوردار است. زمان سرمایه ای که قابل خریدن نیست. در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان افراد سالخورده ای منتظر گذراندن آخرین روزهای زندگی شان هستند، اگر تمام ثروت شان را هم بدهند نمی توانند حتی یک روز زندگی را بخرند.

با تقویت نگرش یا تفکر سیستمی از روزهای باقیمانده زندگی تان لذت ببرید . 

انرژی

انرژی فیزیکی
یک فرد سالخورده و بازنشسته بطور معمول پول و زمان زیادی در اختیار دارد، ولی دیگر انرژی کار و تلاش و فعالبیت را ندارد .
انرژی ذهنی
چرا افسردگی، آمار خودکشی در بین سطوج مختلف جامعه، فقیر و متوسط و ثروتمند وجود دارد. آمار خودکشی در بین افراد مرفه و ثروتمند کم نیست، چرا؟ آنها پول و زمان زیادی دارند ولی دانش و آگاهی آنها نتوانسته است انرژی، انگیزه، و ذوق و شوق زندگی را در آنها زنده نگه دارد.

چقدر ثروتمند هستید؟ 

با افزایش آگاهی و اصلاح نظام باورها (بهبود عملکرد فردی ، بهبود عملکرد سازمانی) و تقویت تفکر سیستمی، انرژی مورد نیاز برای حرکت لذت بخش و همیشگی خود را تامین نمایید .  

از روزهای باقیمانده زندگی تان لذت ببرید

نوشته یک دوست قدیمی …   

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکاه را شروع کنم.

سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم.

بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم.

 سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم. 

بعد در آرزوی بازنشستگی تلاش کردم.

اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که:

فراموش کرده بودم زندگی کنم.
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.

قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

هدف گذاری و مدیریت زمان 

 

 
احد عظیم زاده

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با پول

با قوانین ثروتمندان بازی کنیم،  در ابتدا یاد بگیریم در دنیای ثروتمندان چه واژه‌هایی وجود دارد.

ظرفیت درآمد: حداکثر درآمد تحقق یافته

سقف درآمد: پتانسیل ایجاد درآمد

یک ذهن ثروتمند همیشه به این فکر است که هم ظرفیت درآمدی‌اش را بالا ببرد و هم سقف آن را

افزایش ظرفیت درآمد

نمونه ۱ :  

دارایی ما یک زمین ورزش تنیس است.

 آن را به‌صورت ساعتی برای تمرین به ورزشکاران اجاره بدهیم، چه ظرفیت درآمدی داریم.  اگر در همان زمین ورزشی، مسابقات ملی یا  بین‌المللی برگزار کنیم، چه سقف درآمدی خواهیم داشت. 

نمونه ۲ :  

دارایی ما یک فضای سبز  پارک است.

 آن را برای استفاده‌ی عمومی در اختیار مردم قرار دهیم و غرفه‌هایی را برای فروش تنقلات و نوشیدنی و فست‌فود در نظر بگیریم چه ظرفیت درآمدی داریم. اگر فضای پارک را به افراد و شرکت‌های مختلف برای فراهم نمودن فضایی برای فروش مواد غذایی، شهر‌بازی،  باغ‌پرندگان، طراحی فضاهای سبز و گل‌کاری‌های تابلو فرشی و دریافت ورودیه برای بازدیدکنندگان در نظر بگیریم چه ظرفیت درآمدی خواهیم داشت.   

افزایش سقف درآمد

آقای رابرت کیوساکی نویسنده‌ی کتاب بابای پولدار، بابای فقیر معتقد است که برای ثروتمند‌شدن نیاز هست که افراد از چرخه‌ی دورانی زندگی خارج شوند و چهار راه کسب درآمد یا ربع‌های نقدینگی‌شان را تغییر دهند و از ربع کارمندان و خویش فرمایان به ربع صاحبان شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران وارد بشوند.

غلامعلی سلیمانی

 یکی از مطالبی که باید یاد بگیریم، طی‌کردن چرخه‌ی ربع‌های نقدینگی و کسب درآمد است. مهم نیست در چه شغلی و در چه جایگاهی هستیم، مهم آن است که به چه جایی می‌خواهیم برسیم. باید تفکرات خود را عوض کنیم و مهارت‌های خود را بالا ببریم. با یک چرخ درآمد فعّال به‌تنهایی نمی‌توان خودرو را در مسافرت کسب ثروت به‌راحتی به جلو راند، ولی با چهار چرخ درآمد فعّال، صرفه‌جویی، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌توان به‌سرعت به سمت مقصد حرکت کرد، و از مسافرت لذت برد.   

برای نمونه در اینجا نحوه‌ی تغییر ربع‌های نقدینگی چند شغل بیان شده است. به‌عبارتی ما می‌توانیم در یک زمان در چند ربع نقدینگی وجود داشته باشیم.

نمونه ۱:

کارمند: معلّم حقوق‌بگیر آموزش و پرورش

خویش‌فرما: تدریس خصوصی

سرمایه‌گذار: سرمایه‌گذاری برای تاسیس آموزشگاه یا خرید سهام موسسات آموزشی

صاحب کسب‌و‌کار: تاسیس و مدیریت آموزشگاه یا مدرسه‌ی غیرانتفاعی

نمونه  ۲:

کارمند: فروشنده‌ی مغازه

خویش‌فرما: دست‌فروشی ، فروشندگی مستقل

سرمایه‌گذار: سرمایه‌گذاری برای تاسیس فروشگاه با دیگران   

صاحب کسب‌و‌کار: تاسیس و مدیریت فروشگاه

صاحب امتیاز فیس بوک

 باید این سوال را از خود بپرسیم: من در کجای این ربع‌های نقدینگی قرار دارم و به کجا می‌خواهم بروم؟

اگر می‌خواهیم ثروتمند شویم باید با قوانین ثروتمندان بازی کنیم، چرا که ثروتمندان هستند که قوانین را می‌نویسند، تغییر و اصلاح می‌کنند. برای نمونه قوانین مالیاتی همیشه به ضرر کارمندان و خویش‌فرمایان است. وقتی ما کارمند هستیم ابتدا باید بوسیله‌ی مالیات سهم دولت را بدهیم و بعد سهم خود را بر‌داریم. یک کارمند وقتی آخر‌ماه فیش حقوقی را می‌گیرد، اوّلین خط مخارج‌اش مالیات می‌باشد، ولی اگر صاحب کسب‌و‌کار باشیم مالیات آخرین خط مخارج ماست. وقتی ما به‌عنوان یک کارمند افزایش حقوق داشته باشیم و درآمد‌مان افزایش یابد، دولت درآمد‌ش افزایش یافته است. وقتی حقوق کارمندان و درآمد خویش فرمایان افزایش می‌یابد، مالیات بر درآمد آنها نیز افزایش می‌یابد. ولی برای ثروتمندان صاحب کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذاران به‌تناسب افزایش درآمد‌شان مالیات خیلی تغییر نخواهد کرد.

 برای درک بهتر قوانین بازی، مشخّصه‌های ربع‌های کسب درآمد کارمند و خویش‌فرما  با ربع‌های کسب درآمد صاحب کسب‌وکار و سرمایه‌گذار با هم مقایسه شده است.  

کارمند و خویش‌فرما: انسان کار می‌کند و درآمد ایجاد می‌کند، امنیّت، تحصیلات رسمی، آنها برای صاحب‌کار یا کارفرما کار می‌کنند، برای پول کار می‌کنند، درآمد محدود، درآمد فعّال، محافظه‌کار، انفرادی کار کردن، آموزش‌های تخصّصی، یک روزی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند.

صاحب کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذار: دیگران و پول برای‌شان کار می‌کنند و درآمد ایجاد می‌کنند. آزادی، تحصیلات بازاری، درآمد نامحدود، درآمد غیر فعّال، ریسک‌پذیر، گروهی کار می‌کنند، آموزش‌های عمومی، روز فارغ‌التحصیلی وجود ندارد و همیشه درحال یادگیری تحصیل و کسب تجربه  هستند.

نوشته های مرتبط: 

 کارشناس جذب موفقیت شوید.

چهار راه کسب درآمد 

در عصر جدید اطلاعات ثروت محسوب می شود.

اطلاعات ثروت محسوب می‌شود.

آدرس دهی ارتباط نوشته با مطالب سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با پول و ثروت 

یک فکر سمی /  یک باور منفی

نداشتن اعتقاد به سواد مالی، پول درآوردن یک موضوع فیزیکی است.

اطلاعات ثروت محسوب می شود.  

تحلیل باور: 

امروزه اطلاعات نه‌تنها به عنوان یک دارایی با‌اهمیت نسبت به گذشته، برای رشد مطرح است، بلکه در مواردی حتی برای قدرت و بقا نیز الزامی است. کشورها و شرکت‌ها حاضر به پرداخت رقم های نجومی برای دست‌یابی به این عامل قدرت هستند.

 برادران محمدی دی جی کالا

نحوه تغییر و اصلاح باور

اطلاعات ثروت محسوب می‌شود.

 وقتی از من می‌پرسند: برای افزایش هوش مالی و سواد مالی به مردم چه می‌آموزی؟

پاسخم این است: من با تاریخ آغاز می‌کنم، چون از درون لنز دوربین گذشته، بهتر می‌توان آینده را دید. چهار دوران اقتصادی برای بشریت وجود داشته است.

۱– عصر شکار، جمع‌کنندگان آذوقه

در طول این دوره، طبیعت ثروت را فراهم می‌کرد. قبایل گله‌ها را دنبال می‌کردند و به‌دنبال غذا می‌گشتند. اگر می‌دانستند چگونه شکار‌کنند و آذوقه جمع‌کنند، زنده می‌ماندند. و اگر نمی‌دانستند، می‌مردند. پول وجود نداشت و زمین اهمیتی نداشت. آدم‌ها بی‌خانمان بودند و به‌دنبال غذا می‌گشتند. قبیله در حکم بیمه‌ی تامین‌اجتماعی بود. از نظر اقتصادی تنها یک طبقه وجود داشت: یعنی همه فقیر بودند.

اطلاعات ثروت محسوب می شود علی بابا

۲– عصر کشاورزی

وقتی انسان آموخت که چگونه بذرها را بکارد و حیوانات را اهلی کند، زمین تبدیل به ثروت شد. مبادله‌ی کالا‌به‌کالا وسیله‌ی داد‌و‌ستد بود. پول مهم نبود، چون حتی اگر پول نداشتیم باز هم می‌توانستیم زنده بمانیم. از نظر اقتصادی‌و‌اجتماعی دو طبقه در جامعه وجود داشت، الف – صاحبان زمین یا ثروتمندان  ب- کشاورزان، یعنی کسانی که روی زمین کار می‌کردند.

۳– عصر صنعتی

عصر صنعتی که درآن منابعی چون نفت، مس، قلع و لاستیک ثروت محسوب می‌شدند. در طول این دوره ارزش املاک و مستغلات تغییر یافت. در عصر کشاورزی زمین باید حاصلخیز بوده و قادر به رشد غلّات یا پرورش دام‌ها ‌بود. در‌عصر صنعتی، زمین‌های غیر‌کشاورزی ارزشمند‌تر شدند. امروزه زمین‌ها با کاربری صنعتی دارای ارزش بالاتری نسبت به زمین‌های کشاورزی هستند. حتّی در دوره‌ی صنعت پول اهمیت زیادی نداشت، علّتش این بود که قانون مبتنی بر‌تجربه، بین‌کارمند و کارفرما و چک‌حقوقی برای یک عمر، وجود داشت. کارمندان یک خانه داشتند که مبلغش پرداخت شده بود و در بانک پس‌انداز داشتند. آنها نیازی به سرمایه‌گذاری پولشان نداشتند. از نظر اقتصادی‌و‌اجتماعی یک طبقه‌ی جدید پدیدار شد، یعنی طبقه‌ی قشر متوسط جامعه. حال سه طبقه وجود داشت: ثروتمندان، طبقه‌ی متوسط و فقرا

آمازون اطلاعات ثروت محسوب می شود

۴ – عصر اطلاعات

این عصر رسماً با اختراع رایانه یا کامپیوتر آغاز شد. در عصر اطلاعات، اطلاعات تقویت شده توسط فناوری، ثروت محسوب می‌شود. به‌عبارت دیگر، بهای ثروتمند شدن نزول کرده است. برای اوّلین‌بار در تاریخ، ثروت برای هر‌کسی صرف‌نظر از اینکه کجا زندگی می‌کند، قابل دسترسی و وافر شده است. ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. در این عصر، پول حائز اهمیت است. به‌طور‌ خاص‌تری داشتن دانش در زمینه‌ی پول در عصر اطلاعات حیاتی است. مردم مجبور شدند یاد بگیرند پول‌شان را چگونه مدیریت کنند، در‌غیر‌این‌صورت فقیر از دنیا می‌روند. امروزه پول جنبه‌ی کلیدی زندگی است. امروزه امنیت مالی مهمتر از امنیت شغلی است. امروز از نظر اقتصادی چهار طبقه وجود دارند: فقرا، طبقه‌ی متوسط، ثروتمندان و ابر‌ثروتمندان

امروزه ابر‌ثروتمندان می‌توانند از هر حوزه و ناحیه‌ای ثروت خود را استخراج کنند. این امکان وجود دارد که یک ابر‌ثروتمند یک دامدار یا کشاورز از عصر کشاورزی باشد و یا یک کارخانه‌دار  از عصر صنعتی و یا یک جوان باشد که در دنیای تکنولوژی و اینترنت با منابع ارزان و فناوری اطلاعات و داشتن ایده‌ای خوب و پشتکار و تلاش خود، ابر‌ثروتمند شده باشد. در عصر‌اطلاعات، برندگان بازار کسب‌و‌کار آنهایی هستند که با شناسایی نیازهای اطلاعاتی بازار، بانک‌های اطلاعاتی مورد نیاز مشتریان را فراهم می‌کنند. برای نمونه تهیه و به‌روز‌ رسانی بانک اطلاعات ساختمان‌های در‌حال ساخت به تفکیک مناطق، محله، نام کارفرما، آدرس دقیق، شماره تلفن ثابت، تلفن همراه، تعداد طبقات، تعداد واحدها، مرحله‌ی ساخت و تصویر پروژه در آخرین بازدید است. مشتریان این بانک اطلاعاتی تمامی شرکت های بازرگانی و فروشندگان محصولات ساختمانی هستند، که می‌توانند با داشتن اطلاعات مراحل ساخت ساختمان، بازاریاب‌های خود را در زمان مناسب برای معرفی محصولات ارسال نمایند.

مشتریان اطلاعات، برای استفاده از این بانک اطلاعاتی می‌بایست ثبت نام و مبلغی را برای خرید اطلاعات پرداخت نمایند. کافی است در یکی از موتورهای جستجو دو کلمه‌ی ” بانک اطلاعات ” را جستجو کنید. بانک اطلاعات مشاغل کشور، بانک اطلاعات هنرمندان ، بانک اطلاعات مدیران کشور و صدها بانک اطلاعاتی دیگر،  پیوند رایج میان تمامی این موارد این است که اطلاعات موجب هماهنگی منابع در سطحی بسیار بالاتر و سریع‌تر از آنچه تاکنون وجود داشته، شده است. این هماهنگی اطلاعات است که ابر‌ثروتمندان را به وجود می‌آورد.

 صاحب امتیاز فیس بوک

تمرین یا دعوت به اقدام:

در موتور جستجوی گوگل، فهرست ۱۰۰ شرکت برتر دنیا  و یا ۱۰۰ نفر از ثروتمندترین افراد دنیا را جستجو کنید.

  با نگاهی بر فهرست، به‌راحتی بیش از نیمی از آنها را در حوزه‌ی فن‌آوری اطلاعات و صنایع وابسته‌ی(بانک ها، شرکت های مدیریتی، که محصول اصلی آنها ارائه خدمات تجزیه و تحلیل و سازماندهی اطلاعات است) آن می‌یابیم.

سهام دات‌کام‌هایی نظیر فیس‌بوک، آمازون ، دی‌جی‌کالا، هزاران بار بیش از دارایی ملموس‌شان معامله می‌شود، تنها به‌واسطۀ گستردگی دسترسی این شبکه‌های اجتماعی به اطلاعات بروز، در مقابل در این زمان افرادی وجود دارند‌که به‌خاطر اطلاعات منسوخ یا ناکافی درحال نابودی هستند. قبایلی بومی وجود دارند که وقتی جنگل‌های‌شان از بین می‌روند، خودشان نیز نابود می‌شوند. کشاورزانی وجود دارند که در‌حال ورشکست‌شدن هستند، خودرو‌سازانی که هزاران تن از کارگران خود را اخراج می‌کنند،  صنایعی که با داشتن خطوط تولید پیشرفته در دام روزمرگی فرو رفته و نتوانستند زودتر از دیگران افق‌های دورتر را ببینند و در‌حال نابودی هستند.

 یک فروشنده‌ی زنجیره‌ای محصولات موسیقی که روزی موفّق بود، حالا به‌خاطر موزیک‌های دانلود‌شده از اینترنت درحال نابودی است. امروزه شاهد میلیون‌ها انسان هستیم که عمیقاً در بدهی فرو‌ رفته و به آخرین لایه‌های تضمین شغلی چسبیده‌اند و از خود می‌پرسند که چگونه خواهند توانست از پس مخارج تحصیل فرزندان‌شان و مخارج دوران بازنشستگی خودشان برآیند. میلیون‌ها تن دست به گریبان مشکلات مالی‌اند، زیرا همچنان به عمل‌کردن به ایده‌های عصر شکاری، عصر کشاورزی یا عصر صنعتی ادامه می‌دهند. دایناسورها از بین رفتند چرا که نتوانستند خودشان را با تغییرات به‌وجود آمده وفق دهند.

امروزه عصر از‌بین‌رفتن ویژگی‌های قدیمی و تولّد ویژگی‌های جدید است. عصری پر از آشوب و در‌عین‌حال سرشار از هیجان. در‌گذشته، صاحبان صنعت ثروتمندان دنیا بودند. در عصر جدید اطلاعات ثروت محسوب می‌شود. اطلاعات به‌سرعت نور در دنیا حرکت می‌کند. ثروت جدید را نمی‌توان آن‌گونه که در مورد زمین و کارخانه می‌شود، در محدوده‌ی مرزها نگه‌داشت. درآمد میلیاردی فروش سوغات شهر مذهبی مشهد حاصل از فروش مهر، تسبیح، جانماز، چادر، قرآن به‌جای اینکه به جیب مشهدی‌ها برود، به جیب چینی‌هایی می‌رود که مرزهای کسب اطلاعات نیاز بازار را شکسته‌اند. سرعت تغییرات از تصوّر ما هم بیشتر است. به‌همین دلیل، این روزها با داشتن اطلاعات، مولتی میلیونر‌های بیشتری را می‌بینیم.

ما باید به تقویت و اصلاح اطلاعات خود اهمیت دهیم. اگر این کار را بکنیم، خوشبخت خواهیم شد. عصر ما، عصر آدمهایی است که شجاعانه پیش می‌روند، در حالی که دیگران به حلقه‌های اسارت عادت‌های منسوخ شده چسبیده‌اند.

این روزها آدمهایی را می‌بینیم که سخت‌تر از قبل کار می‌کنند، فقط به‌این دلیل که افکار قدیمی را رها نمی‌کنند. آنها دلشان می‌خواهد همه‌چیز مثل گذشته باشد و در‌مقابل تغییرات مقاومت می‌کنند. من آدم هایی را دیده‌ام که خانه یا شغل خود را از دست داده‌اند، و تکنولوژی یا صنعت و یا رئیس‌شان را مقصر می‌دانند. بدبختانه آنها متوجه نیستند که عامل شکست آنها خودشان هستند. بدترین بدهی انسان افکار کهنه‌ی اوست. به این دلیل نام آن را بدهی می‌گذارم، چون انسان متوجه نمی‌شود که این افکار یا شیوه‌های قدیمی انجام کارها، در گذشته دارایی محسوب می‌شدند و گذشته‌ها گذشته است.

به طور نمونه، امروزه سرمایه‌گذاری‌ها انجام می‌شوند، قیمت‌ها بالا و پایین می‌روند، بازارها رونق پیدا می‌کنند و دچار سقوط می‌شوند و دنیا پیوسته موقعیت‌هایی را در اختیار ما می‌گذارد و این مسئله، هر روز تکرار می‌شود. ما غالباً در درک این موقعیت‌ها موفق نیستیم، ولی واقعیت این است که وجود دارند. هر‌چه دنیا بیشتر تغییر می‌کند و فن آوری دچار تحولات بیشتری می‌شود، موقعیت‌های بیشتری فرا روی انسان قرار می‌گیرد تا بتواند، از نظر مالی خانواده‌ی خود را تأمین کند.

در هر تغییری، عدّه‌ای از افراد نزد کارفرما‌هایشان به التماس می‌افتند که شغل خود را از دست ندهند و در عین حال افرادی را دیده‌ام که از کوچکترین موقعیت‌های خود استفاده و آن را به میلیون‌ها امکان دیگر تبدیل کرده‌اند. ما همگی کم‌و‌بیش با این موقعیت‌ها مواجه هستیم و رویکرد صحیح با آنها، ناشی از نبوغ مالی و شمّ اقتصادی ماست.

 امروزه اطلاعات می‌تواند به‌معنای مرگ‌و زندگی در جنگ باشد و نیز به معنای تفاوت میان فقیر و غنی درکسب‌و‌کار. در جنگ هیچ مقام دوّم یا هیچ مدال نقره‌ای وجود ندارد، بلکه فقط مدال طلا مطرح است. در بازی کسب‌و‌کار هم افرادی برنده‌ی بازی خواهند بود که به اطلاعات دست اوّل و یا به مرجع اطلاعات دسترسی دارند. بازنده‌های بازی کسب‌و‌کار، به اطلاعات دست دوّم و سوّم و تاریخ مصرف گذشته دسترسی داشته‌اند. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم از نظر مالی در تکاپو هستند صرفاً به‌این خاطر است که آنها با اطلاعات منسوخ، گمراه‌کننده و یا اشتباه به قدرتمند‌ترین دارایی خود یعنی مغزشان نیرو می‌رسانند. بسیاری از این افرادی که دست به‌گریبان مشکلات مالی هستند، به این علّت به چنین حالتی گرفتارند که از اطلاعات دوران صنعت یا کشاورزی در عصر اطلاعات استفاده می‌کنند.

 منبع : کتاب اندیشه های ثروت آفرین 

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

عکس اعتقادی به شم اقتصادی ندارم

اعتقادی به شم اقتصادی ندارم.

آدرس دهی ارتباط نوشته با مطالب سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با پول و ثروت 

یک فکر سمی /  یک باور منفی، اعتقادی به شم اقتصادی ندارم. 

پول درآوردن یک موضوع فیزیکی است و فقط نیاز به کار و تلاش جسمی بیشتر دارد.

احد عظیم زاده

آقای عظیم زاده  

تحلیل باور: 

درست است که هیچ مانعی برای ورود به بازار و بازی ثروت وجود ندارد و ما به هیچگونه  مهارت خاص نیاز نداریم، احتیاجی نداریم که همچون پیانیست های بزرگ یا ورزشکاران مشهور از زمان کودکی شروع به کار کنیم. اما برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید هزینه های خود را بپردازیم. همه افرادی که امروزه از نظر مالی موفق هستند، قبل از این که اولین فرصت واقعی شان را به دست بیاورند، تجربه تلاش بسیار سخت و گاهی چندین ساله را داشته اند.  پس از آن، فرصت های بیشتر و بیشتری از منابع مختلف به سمت آن ها سرازیر شده است

برادران محمدی دی جی کالا

دی جی کالا  

نحوه تغییر و اصلاح باور

برای موفقیت در بازی ثروت، هزینه های خود را بپردازیم: 

 آنکه می خواهد از نردبان بالا رود، باید از پایین ترین پله شروع کند. اگر بگویید که تنها با برداشتن یک چوب گلف و بدون هیچ تمرین خاصی می توانید قهرمان گلف جهان را ببرید ، همه به شما خواهند خندید. تنها یک فرد دیوانه  بر روی باخت  قهرمان تنیس جهان به یک مبتدی در مسابقات ویمبلدون  فکر می کند و چه کسی با عقل سالم انتظار دارد با قهرمان مسابقات سنگین وزن بوکس جهان وارد رینگ شود و بیشتر از پانزده ثانیه دوام آورد؟       

پس چرا مردم فکر می کنند که می توانند تنها با خواندن یک کتاب و یا شرکت در یک دوره آموزشی، همان سودی را کسب کنند که بازیکنان حرفه ای در بازی ثروت به دست می آورند؟

این افسانه، با شانس هایی که برخی  آماتورهای  واقعی گهگاه  با فرصت طلبی در عصر رونق با آنها روبرو می شوند، بیشتر تقویت می شود. و موفقیت در بازی ثروت آسان به نظر می آید.   

در اینجا داستان زندگی یکی از موفق ترین سرمایه گذاران جهان “وارن بافت” بیان می شود تا درک کنیم که سود سرمایه دار خبره  و موفق با افزایش تجربه اش افزایش می یابد و با افزایش تجربه با صرف وقت کمتر، درآمد بیشتری کسب می کند. به عبارتی او نیز برای موفقیت در این بازی هزینه های خود را پرداخته است.  

وارن بافت 

وارن پنج ساله بود که اولین کسب و کار خود یعنی فروش آدامس به رهگذران در دکه ای در جلوی خانه شان را آغاز کرد. سپس دکه دیگری نه در جلو خانه خودشان،  بلکه در جلو خانه یکی از دوستان برای فروش لیموناد بر پا کرد، زیرا متوجه شد که در آنجا رفت و آمد بیشتری وجود دارد و احتمالا مشتریان بیشتری به دست خواهد آورد. در شش سالگی بسته های شش تایی نوشابه را از مغازه عمده فروشی می خرید و به قیمت بالاتر در درب منازل می فروخت. بسیاری از کودکان مسئول تحویل روزنامه درب منازل بودند و یا به کارهای پاره وقت دیگر می پرداختند تا از این راه، پول تو جیبی خود را افزایش دهند.

در سن ۱۴ سالگی وارن چندین مسیر تحویل روزنامه را به عنوان کسب و کار خود، تقبل کرده بود. او در روز ۵۰۰ روزنامه تحویل می داد اما مسیر را به گونه ای تنظیم کرده بود که تحویل روزنامه ها تنها یک ساعت و پانزده دقیقه زمان می برد. او از دسترسی خویش به مشتریان استفاده می کرد تا برای افزایش درآمد خود اشتراک مجلات را نیز به آنها بفروشد. از دیگر فعالیت های تجاری او، جمع آوری توپ های گلف گم شده و فروش آنها بود.

این گونه تجربه های کودکانه او در راه اندازی و اداره کسب و کار، درک درستی از فعالیت های تجاری برای او ایجاد کرد که به سادگی نمی توان آن را با خواندن یک کتاب و یا انتخاب یک واحد درسی کسب کرد. وارن اولین سهام خود را در یازده سالگی خریداری کرد. او علاقه خاصی به بازار بورس داشت و وقت زیادی در مراکز خرید و فروش سهام پدرش می گذراند و گاهی اوقات قیمت ها را روی تخته سیاه می نوشت. وی شروع به جدول بندی قیمت ها می کرد چرا که مجذوب کشف الگوی آنها بود.  

در حالی که سایر همسالان او صفحات ورزشی روزنامه ها را می خواندند یا توپ بازی می کردند، وارن جوان در تابلو های بورس غرق شده بود و پس از مدرسه، روزنامه وال استریت که مربوط به بازار سهام است را می خواند. معلمان دبیرستان، حتی از او مشاوره سرمایه گذاری می گرفتند.

اما با وجود اینکه زمان زیادی را صرف مطالعه بازار بورس می کرد، اما در تمام امور چندان موفق نبود. او همه چیز را امتحان می کرد. او بعد ها در این مورد گفت:” من تمام جداول را جمع آوری می کردم و تمام مسائل تکنیکال را می خواندم و به تمام راهنمایی ها گوش می دادم” اما هیچ  چیز عالی پیش نمی رفت. او نه چهار چوب مشخصی داشت و نه سیستم مشخصی، تا اینکه وارد دانشگاه کلمبیا شد تا در کلاس تحلیل اوراق بهادار شرکت کند، تنها بیست سال داشت اما سرمایه گذاری کار کشته و با تجربه شده بود. تا آن زمان او بسیاری از اشتباهات را مرتکب شده بود و بسیاری از تجربیات آموزنده را پشت سر گذاشته بود، که اغلب ما بین بیست تا سی سالگی یا حتی بین سی تا چهل سالگی شروع به کسب آن تجربیات می کنیم.

او هر کتاب مرتبط با سرمایه گذاری و تجارت که امکان دسترسی به آن را داشت خوانده بود. در کل بیش از۱۰۰ کتاب خوانده بود، او رویکردهای مختلف سرمایه گذاری را امتحان و تجربه کرده بود، از جمله خواندن نمودارها و گوش دادن به نکته های داغ روز، سپس چند سال دریک شرکت مدیریت سرمایه کار کرده بود.

او به فلسفه سرمایه گذاری اش دست یافته بود و سیستم سرمایه گذاری خود را پیدا و طرح ریزی کرده و با موفقیت آزموده بود .

همچون اساتید هر فن، اساتید خبره در امر سرمایه گذاری در بورس نیز که هزینه های خود را پرداخته اند، در خود نیرویی را پرورش می دهند که مردم آن را ” حس ششمی می دانند که به آنها می گوید که بورس چه موقع نوسان می کند” این حس درونی است و شما تنها آن را حس می کنید.

این حس می تواند تصویری باشد که سرمایه گذار از یک شرکت در ده یا بیست سال آینده در ذهنش ترسیم می کند و یا صدایی از درون باشد که می گوید:” الان کف قیمت است”  این حس به هر شکل و صورتی که ظاهر شود در واقع حاصل سالها تجربه اندوزی در ضمیر ناخودآگاه اساتید سرمایه گذاری است که به صورت یک تند نویسی ذهنی خود را بروز می دهد. به همین دلیل است که تمام کارهایی که شخص خبره انجام می دهد برایش آسان به نظر می رسد. 

اعتقادی به شم اقتصادی ندارم

 

تمرین یا دعوت به اقدام:

پرداخت هزینه های لازم می تواند فرآیند طولانی و پر زحمتی باشد که یک سرمایه گذار موفق را تقریبا به مدت بیست سال مشغول خود کرده، معمولا یک سرمایه گذار این روند را به صورت غیر منظم و غیر سیستماتیک  طی می کند. اما بر خلاف او، اکنون ما می دانیم که باید منحنی یادگیری را از پایه آغاز کنیم. این کار باعث می شود تا نسبت به سرمایه گذار موفق که با فرآیند آزمون و خطا به استادی رسیده است ، برتری غیر قابل وصفی داشته باشیم.

بعنوان دعوت به اقدام پیشنهاد می کنم چند کتاب در ارتباط با مسائل شم اقتصادی بخبرد و مطالعه کنید. کتاب های نظیر:

پدر پول‌دار پدر بی‌پول،  اثر رابرت کیوساکی

هوش‌مالی خود را افزایش دهید، اثر رابرت کیوساکی

دسیسۀ ثروتمندان، اثر رابرت کیوساکی 

زن پولدار، اثر کیم کیوساکی

بیست‌و‌سه اصل موفقیت وارن بافت و دیگر نابغه‌های سرمایه‌گذاری، اثر مارک تایر

 بیست‌و‌یک قانون شکست ناپذیر پول، اثر برایان تریسی

بیست‌و‌یک راز موفّقیت میلیونرهای خود‌ساخته، اثر برایان تریسی

قانون توانگری، اثر کاترین پاندر

من می‌توانم شما را ثروتمند کنم، اثر پل مکنا

در یک دوره شم اقتصادی یا روانشناسی ثروت ثبت نام کنید. 

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تصویر پول و ثروت بد است.

چهار راه کسب درآمد

 چهار راه کسب درآمد یا ربع‌های نقدینگی،  افراد از نظر کسب درآمد به چهار گروه یا چهار ربع زیر تعلق دارند:

چرخه چهار راه کسب درآمد

۱- کارمندان / کارگران (حقوق بگیران)    

۱ – ۱ – اولویت کارمندان امنیت شغلی است.

این افراد تحت استخدام و دارای یک شغل هستند. به‌دنبال یک کار امن و مطمئن هستند. آنها برای دیگران کار می‌کنند. همیشه ترس از‌دست‌دادن شغل‌شان را دارند.

۱ – ۲ – پتانسیل درآمدی محدودی دارند.

پول و زمان کافی برای لذت‌بردن در اختیار ندارند. به‌علت درگیر‌شدن در تجارت وقت در برابر پول، پتانسیل درآمدی محدود دارند. آنها زمان محدودی که دارند را می‌دهند تا پول بگیرند.

۱ – ۳ – مدیریت کار و تصمیم‌گیری با دیگران است.
۱ – ۴ – عامل موفقیت کارمندان حرف شنوی و فرمان برداری است.  

مسیر‌های آموزشی یا مدارس و دانشگاه‌ها، پرورش‌دهنده‌ی کارمند خوب هستند. فرد با انضباطی که آن مطالبی را که به او معلم یا استاد آموزش داده است، یاد گرفته است. در‌مقابل اشتباه با از‌دست‌دادن نمره تنبیه شده است، و به‌طور معمول از ابراز ایده‌ی جدید و نو‌آوری و خلاقیت منع شده است. به او آموزش داده شده است که پس از اتمام تحصیل به‌دنبال استخدام‌شدن در یک شرکت معتبر باشد. در‌نهایت خروجی این مسیر‌های آموزشی، آمار هزاران فارغ‌التحصیل بیکار در کشورهای مختلف دنیا‌ست. 

عکس برگزاری جلسات منظم با کارکنان

۲- افراد خویش‌فرما 

۲ – ۱ –  اولویت خویش فرمایان ، استقلال شغلی است.

این افراد صاحب یک شغل یا حرفه هستند. مثل مغازه‌دار‌ها، راننده‌ها، دکترها، لوله‌‌کش‌ها، صاحبان کسب‌و کارهای کوچک، اشخاصی که دوست دارند کار‌فرمای خودشان باشند.

۲ – ۲ – پتانسیل درآمدی محدودی دارند.

آنها بابت خدماتی که ارائه می‌دهند درآمد کسب می‌کنند. شعار کلی این افراد این است که برای کسب موفقیت همه‌ی کارها را خودشان باید انجام دهند. به کسی اعتماد نمی‌کنند تا کار و سرمایه‌شان را به آنها بسپارند. اندیشه‌ای که به اصطلاح به آن تله‌ی افراد باهوش می‌گویند آن است که، فکر می‌کنند فقط خودشان می‌توانند یک کار را به بهترین وجه انجام دهند. این افراد به‌اندازه‌ای که وقت می‌گذارند می‌توانند کسب درآمد کنند، و اگر کارشان را ترک کنند درآمد‌شان کم می‌شود. 

۲ – ۳ – مدیریت کار و تصمیم گیری با خودشان است.

 به اصطلاح این افراد آقای خودشان و نوکر خودشان هستند. این افراد نه تنها وجود یک کارفرما بلکه وجود یک کارمند را هم نمی‌توانند تحمّل کنند. نیازی احساس نمی‌کنند کار را به دیگران آموزش دهند چرا که می‌خواهند همه‌ی کارها را خودشان انجام دهند. این افراد به‌دلیل کار زیاد، فرصت فکر کردن کمتری در جهت رشد و توسعه‌ی کسب و کارشان دارند، زودتر فرسوده می‌شوند و میانگین طول عمرشان کمتر از دیگران است. متخصّصان و مشاوران نیز معمولاً در این دسته جای می‌گیرند.

 آنچه که آمار نشان می‌دهد در نتیجه‌ی اجرای نادرست الگوی کسب درآمد خویش فرمایی، در دنیا نزدیک به  هشتاد‌درصد کسب‌و‌کارها زیر سه سال و بیش از نود‌درصد آنها  زیر پنج  سال از بین می‌روند.

۲ – ۴ – عامل موفقیت افراد خویش فرما نظم و انضباط شغلی است.  

در این نوع کسب و کار نیاز به نظم و انضباط فردی بیشتری است و فرد باید بتواند خودش را اداره و مدیریت کند. 

 فرض کنید دو نفر یکی کارمند و دیگری خویش فرما در تعطیلات آخر هفته به مسافرت می‌روند، در آخرین روز تعطیلات و در زمان بازگشت، اداره‌ی هواشناسی اعلام می‌کند به‌دلیل بدی آب و هوا و شلوغی جاده‌ها از تردد بی‌مورد در جاده‌ها خودداری کنید. می‌توان دو حالت را پیش‌بینی کرد:

حالت اوّل:

کارمند می‌گوید من مرخصی ندارم باید بروم و می‌رود. خویش‌فرما می‌گوید من صاحب‌کار و کار‌فرمای خودم هستم، من که نباید به کسی جواب پس بدهم روز شنبه را هم تعطیل می‌کند.

حالت دوّم:

کارمند با مدیر یا کار‌فرمای خود تلفنی هماهنگ می‌کند و شنبه را مرخصی می‌گیرد. در این حالت کارمند فقط یک روز از مانده‌ی مرخصی سالیانه‌ی خود را از دست داده‌است، ولی خویش فرما یک روز کاری‌اش، اعتبار شغلی‌اش و مبلغی را که می‌توانست در آن روز درآمد داشته باشد، از‌دست داده است.

افراد خویش‌فرمای موفق، افرادی هستند که علاوه بر داشتن علاقه و مهارت در کارشان، نظم و انضباط کاری و مدیریت خوبی بر خودشان دارند.

یکی از دوستان بدون داشتن محلی برای کسب‌و‌کار به‌صورت سیّار به‌همراه یک دستیار کار می‌کند. مهارت او کارهای تاسیساتی و لوله‌کشی است، او در جعبه ابزار خود تمام لوازم مورد نیاز را به‌همراه دارد. هر زمان هم که به او زنگ بزنیم با یک برنامه‌ریزی و هماهنگی با ما سر وقت می‌آید و کار را انجام می‌دهد. اگر ایرادی در کاری که انجام داده‌است وجود داشته‌باشد، با تماس ما در اولین فرصت بطور رایگان مجدداً می‌آید تا بتواند به نحو احسن و با رضایت کامل مشتری، کار را به‌اتمام برساند. به‌عبارتی مدل کسب‌و‌کار خویش‌فرمایی را به‌درستی انجام می‌دهد. او حتی از رقبایی که دارای مغازه می‌باشند، درآمد بیشتری دارد.

نگرش خویش فرمایی فقط در ارتباط با شغل افراد نیست. ممکن است یک مدیر با داشتن فکر خویش‌فرمایی و عدم تفویض اختیار و واگذاری کارها به کارکنان و یا عدم برون‌سپاری فعالیت‌ها به پیمانکاران و حذف کارهای غیر‌ضروری، کارهای روزمره و فوری فراوانی داشته باشد

ویلون نوازی در مترو

۳- سرمایه‌گذاران    

۳ – ۱ – اولویت سرمایه‌گذاران، میزان سود یا نرخ بازگشت سرمایه است.

این افراد با سرمایه‌گذاری در بانک و بازارهای مختلف درآمدهای زیادی کسب می‌کنند. آنها دوست دارند که پول‌شان برای آنها سخت کار کند نه اینکه سخت برای پول کار کنند. اولویت این افراد، میزان سود یا نرخ بازگشت سرمایۀ است. سؤال متداول آنها این است که این سرمایه‌گذاری چه‌مقدار برای من سود دارد؟

۳ -۲ – پتانسیل درآمدی نا محدودی دارند.

این افراد پتانسیل درآمدی نا محدودی دارند و دارایی خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند و درآمد بیشتری کسب می‌کنند.

پس‌انداز‌کننده بودن، یک سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری که پولش را سرمایه‌گذاری می‌کند ولی رهایش می‌کند و نیاز چندانی  به مراقبت و آگاهی از قوانین سرمایه‌گذاری ندارد.

۳ – ۳ – مدیریت کار و تصمیم گیری با خودشان است.
۳ – ۴ – عامل موفقیت سرمایه گذاران کنترل احساسات و آرامش داشتن است.   

مشخصه‌ی یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای کنترل احساسات، بی‌تفاوتی و خنثی بودن است. او آرامش دارد و احساساتش را کنترل می‌کند. به‌این‌معنی که اهمیت نمی‌دهد قیمت‌ها افزایش می‌یابد یا کاهش، قیمت سهام، قیمت ملک و املاک، قیمت طلا و ارز، چرا که در هر صورت او سود می‌برد. پولدارها بهترین سرمایه‌گذاری‌ها را انجام می‌دهند، چرا‌که آنها پول دارند. اگر پول و آرامش داشته باشیم، سرمایه‌گذاری خوب خودش می‌آید ما را پیدا می‌کند. از طرفی سرمایه‌گذار می‌داند که باختن و بازنده‌شدن قسمتی از برنده‌شدن است. سرمایه‌گذار هزینه می‌کند و پول از دست می‌دهد تا با کسب اعتبار  قابلیت تولید پولش افزایش یابد. 

  چهار راه کسب درآمد   

۴- صاحبان شرکت‌ها / کارآفرینان/ ثروت‌آفرینان

۴ – ۱ – اولویت صاحبان کسب‌و‌کار ، اوّل بودن در آفرینش و ایجاد کسب‌و‌کار است.

این افراد صاحبان شرکت‌ها و یا کسب و کارهای بزرگ هستند. افرادی که با استفاده از تخصص، مهارت، پول و منابع دیگران پول در‌می‌آورند. آدم‌هایی که ممکن است خیلی با‌هوش نباشند، ولی می‌دانند چگونه دور‌وبر خود را با افراد باهوش و شاگرد اوّل پر‌کنند. شعار این افراد این است من نباید همه‌ی کارها را خودم انجام دهم، من نباید همه چیز را بدانم. وقتی می‌توانیم افراد مناسب، با‌انگیزه و باهوش را استخدام کنیم که بجای ما کار کنند، چرا خودمان کار کنیم؟ در مقاله‌ای  نوشته بود شاگرد اوّل‌ها برای شاگرد تنبل‌ها کار می‌کنندو شاگرد دوّم‌ها یعنی همان کارمندان، برای دولت کار می‌کنند.

اولویت این افراد، اوّل‌بودن در آفرینش و ایجاد کسب‌و‌کار است. تعدادی از آنها کسب‌و‌کار ایجاد می‌کنند، کسب و کارشان را سیستم می‌دهند تا بدون حضور فیزیکی آنها هم کار کند و در نهایت اعتبار و برند آن کسب‌و‌کار را می‌فروشند.   

۴ – ۲ – پتانسیل درآمدی نا محدودی دارند.

وقت زیادی دارند. زیرا اگر زمان زیادی هم کار نکنند سازمان آنها، طبق برنامه وظایفش را انجام می‌دهد و درآمد ایجاد می‌کند. آنها پول می‌دهند تا زمان بخرند.

عکس چهارراه کسب درآمد

۴ – ۳ – مدیریت کار و تصمیم گیری با خودشان است.

مشخصه‌ی افراد در این ربع صبر و تحمّل‌شان است. آنها باید صبور باشند. چرا که ممکن است بطور متوسط سه سال طول بکشد تا کسب‌و‌کار جدیدی راه بیندازند و درآمدی به‌دست آورند.

۴ – ۴ – عامل موفقیت صاحبان کسب و کار سیستم سازی کسب و کار است.

از خصوصیات بارز این افراد این است که عموماً کار خود را از صفر شروع و آن را با سیستم سازی کسب و کار به کسب‌ و‌ کار بزرگی تبدیل می‌کنند. آنها معمولاً آمال و آرزوهای بزرگی دارند و بر‌اساس آرزو، هدف و فرصت‌ها زندگی و تصمیم می‌گیرند نه مشابه بیشتر مردم که بر اساس ترس‌ها و تهدید‌های زندگی تصمیم می‌گیرند. آنها به کار گروهی اهمیت می‌دهند و به‌دنبال این هستند که دامنه‌ی ‌ارتباطات و خدمات‌شان را تا آنجا که ممکن است گسترش دهند. آنها از خلاق‌بودن و خلق‌کردن لذت می‌برند. اهل فکر و مطالعه هستند و علاقه به‌حل مسئله دارند، دوست دارند مسائل مختلف را بشناسند و حل‌کنند. بیشتر به خود مسئله فکر می‌کنند نه راه حل همانند ادیسون که برای حل مسئله‌اش ۹۹۹ بار شکست خورد و در نهایت گفت: من ۹۹۹ راه کشف کردم که به هدفم نمی‌رسد.

دوست عزیز از اینکه وقت اختصاص دادید و این نوشته را تا به انتها خواندید سپاسگزارم.  

وشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

عکس تئوری سطل

تئوری سطل

تئوری سطل، باران نعمت های الهی همیشه و برای همه می بارد. 

شما کدام سطل را زیر باران نعمت های الهی نگه داشته اید؟

سطل بزرگ یا سطل کوچک

تئوری سطل

هر کدام از ما یک ظرفی یا سطلی داریم و به اندازه سطل مان داریم از نعمت های الهی بهره برداری می کنیم.     

به دست‌های خود بنگریم و ببینیم که چه ظرفی را همراه آورده‌ایم. آیا ظرف ما یک قاشق چایخوری است، یا یک فنجان، یک لیوان، یک سطل، یا شاید هم لوله‌کشی کرده‌ایم و به این اقیانوس فراوانی متصل شده‌ایم؟

ظرف‌ ما هشیاری ماست که همواره می‌تواند دگرگون و بزرگتر شود. تا می‌توانیم به تجسّم و انجام این تمرین بپردازیم تا آگاهی خود را بگسترانیم و عظمت نا‌محدود این خزانه را احساس کنیم.

شکل سطل ما نشاندهنده ظرفیت کسب درآمد مان است. مشکل ملیت، نژاد و محل زندگی نیست، مشکل اندازه ظرفی است که به همراه داریم . 

 

اندازه قطر و عمق سطل هر فردی بستگی به باورهایش دارد .

انتهایی برای باورهایتان تصور نکنید. واقعیت چیست؟ جهان آنچه را باور داری به تو نشان می دهد و تو آن را واقعیت می دانی

انتهایی برای قطر و عمق سطل نمی توان متصور شد .

 

دهانه سطل بعضی ها تنگ ولی عمق آن زیاد است.

افرادی که درآمد کمی دارند ولی مدیریت پول خوبی دارند و خوب پس انداز می کنند.

تصویر تئوری سطل

دهانه سطل بعضی ها گشاد ولی عمق آن کم است.

درآمد بالا، هزینه و خرج بالا، پول سریع لبریز می شود. درآمد بالاست ولی نمی توانند آن را حفظ کنند.

سطل با قطر زیاد و عمق کم، بهتر از سطل با قطر کم و عمق زیاد است.

یعنی اگر خوب پول در می آورید ولی خوب اداره نمی کنید بهتر است از اینکه به سختی پول در بیاوری و پس انداز کنی

 

بعضی افراد کف سطل شان مثل آبکش پر از سوراخ است.

افرادی که برای پول ارزش قائل نیستند. اگر خریدی کردی و گفتی بقیه اش باشد یعنی برای پول ارزش قائل نیستی، برای پول احترام بگذارید . ثروتمندان از بچگی یادگرفته است برای پول ارزش قائل شود حتی پول خرد، آنها خسیس نیستند بلکه برای پول ارزش قائلند. داشتن قلک در خانه برای جمع کردن پول خرد. 

  

اگر سطل بزرگی داشته باشی و آن را در زیر آب باران پر کنی ولی بعد از آن به هر دلیلی تمام آب آن بریزد، دو باره به راحتی با قراردادن آن زیر باران می توانی آن را پر کنی

افراد ثروتمند ممکن است در شرایط خاصی پولشان را از دست بدهند، ولی به سرعت می توانند دو باره ثروتمند شوند. باران تمام نمی شود و فرصت های تمام نمی شود. به گفته مدیر عامل جانباز پلاستیک حتی اگر همه پول من را بگیرند باز هم می توانم نه تنها خانواده خودم بلکه چند خانواده دیگر را اداره کنم.   

 نمی توان به سرعت قطر یا عمق سطل را بزرگ تر کرد. هر کسی به یک شماره بزرگ تر یا کوچک تر از سطل خود دسترسی دارد.

باورهای انسان یک شبه بوجود نیامده است که بتوان یک شبه تغییر داد. ظرفیت کسب درآمد را نمی توان یک شبه خیلی افزایش داد.

نمایش تئوری سطل

برای اینکه به سطل بزرگ تری دست پیدا کنی، نیاز است که با سطل خودت راحت باشی

همیشه از توانایی ها و ظرفیت خود به بهترین نحو استفاده کنید. از اینکه بهترین ماشین را سوار می شوید احساس عالی داشته باشید. وقتی بتوانید از تمام استعداد و ظرفیت خود استفاده کرده باشید دیگر محدودیتی برای کسب درآمد بیشتر نخواهید داشت.  

بعضی ها آنقدر به دنبال بزرگ تر کردن سطل شان هستند که وقت نمی کنند از آب آن استفاده کنند. بعضی ها آنقدر از آب سطل استفاده نمی کنند که می گندد.

فقط شده کار، کار، کار… خانواده و تربیت فرزند و ارتباط موثر با همسر فراموش شده است. وقت نمی کند از ثروتش بهره ببرد. ثروت باید در خدمت شما باشد نه ارباب شما، پول مثل آب می ماند اگر در جریان نباشد می گندد. پول باید برای رفاه، استراحت، زندگی، مسافرت ، بخشش، سرمایه گذاری و … در حرکت باشد . 

دوست عزیز از اینکه وقت اختصاص دادید و این نوشته را تا به انتها خواندید سپاسگزارم.  

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تصویر دوره نوابغ فروش

فکر سمی پول و ثروت بد است.

یک فکر سمی /  یک باور منفی

پول و ثروت بد است.

دلیل این که اکثر مردم نسبت به پول احساس بدی دارند این است که اصولاً نسبت به پول افکار و باورها و عقاید منفی دارند. مواردی از رفتار، افکار و باورهای منفی در مورد پول که افراد از کودکی شنیده و آموخته‌اند که از پول بدشان بیاید به قرار زیر است.

– از پول خوشم نمی‌یاد یا من به پول علاقه‌ای ندارم.

– این کار را به‌خاطر پول انجام نمی‌دهم.

– آنچه مهم است پول نیست یا پول مسئله‌ی مهمی نیست.

 -پول برایم خوشبختی نمی‌آورد. آنقدر پول داشته باشم که محتاج دیگران نباشم.  

 – اینکه فقط پول است، او که همه زندگی‌اش شده پول، فقط حرص می‌زند.    

 – پول چرک کف دست است، پول بد است.

 – پول به چشم من پشیزی نمی‌ارزد. 

 – عشق به پول ریشه‌ی همه شرارت‌هاست.

 – اگر پولی که برای خرید پرداخت می کنم کمی بیشتر از مبلغ کالا باشد علاقه ای به گرفتن پول خرد ندارم و به جای آن آدامس و شکلات می گیرم.

 – به نظرم انسانیت و معرفت مهم تر از ثروت است.

 – در خانه قلکی ندارم و اگر دارم پولی در آن نمی ریزم.

 – من فکر می کنم دلیل تمام جنگ ها و بدبختی های بشر پول است و اگر پول وجود نداشت همه در صلح بودند.

از طرفی در سریال های تلویزیونی  نشان می دهند یک نفرتا فقیر بود هیچ مشکلی نداشت، ثروتمند که شد دنیایی از مشکلات و دردسر ها بسویش سرازیر شد.

فلانی را می شناسی، همه اش دنبال پول بود و عاقبت بچه اش یا خودش:

معتاد شد.

مریض شد و سرطان گرفت، حالا باید همه اش را خرج دوا و درمان کند.

طلاق گرفت.

خاک بر سر شد.

حالا تو بیچاره هی برو دنبال پول

انگار فقط بچه های این آدم ها و یا خود این افراد این مشکلات را خواهند داشت، و فقرا مریض نمی شند، معتاد نمی شوند، طلاق نمی گیرند.     

 تصویر پول و ثروت بد است.

تحلیل باور: 

باورهای بد و سمی ضمیر ناخودآگاه را برنامه ریزی می کند.  احساس ما در باره‌ی پول چگونه است؟ اگر نگاهی به جهان بیندازیم می‌بینیم که بیشتر افراد درباره‌ی پول احساس خوبی ندارند. چرا که بخش اعظم پول در‌جهان در‌اختیار درصد اندکی از افراد است.

پول تنها واژه‌ای است که بیشترین کاربرد را در زندگی روزانه‌ی ما دارد، ولی توجه کمتری به آن می‌شود. وقتی با مردم صحبت می‌کنم و یا به صحبت‌کردن آنها گوش می‌کنم، اصلاً با نحوه‌ی صحبت‌کردن آنها موافق نیستم. پول جزو اصطلاحاتی است که مردم کمتر در مورد آن صحبت می‌کنند. چرا که فکر می‌کنند این ارزش است که نشان دهند، پول برای آنها ارزشی ندارد.

آیا عشق به پول ریشه‌ی تمام پلیدی‌هاست یا نادانی نسبت به آن؟ اوّل باید لیاقت و شایستگی حفظ، نگهداری و احترام گذاشتن به‌پول را در خود ایجاد نماییم. اگر به‌پول بی‌احترامی کنیم و آن را دوست نداشته باشیم، پول را از خود دور می‌سازیم و پول را از دست می‌دهیم. 

اگر کسی پول را حقیر بشمارد و آن را به نحوی نا‌مناسب نگه‌دارد و برای خرید غیر‌ضروری و کالای بی‌کیفیت و در نتیجه برای پرکردن شکم خالی سطل زباله خرج کند و نسبت به پول افکار و باورهای منفی داشته باشد، با این کار بی‌لیاقتی خود را در حفظ پول ثابت نموده است و هرگز نمی‌تواند آن را به سوی خود جذب کند. اصلاً چرا باید پول سراغ کسی برود که قصد نابودی‌اش را دارد. کدام پدیده‌ی عالم را سراغ داریم که چنین باشدکه پول دوّمی‌اش باشد؟ امام کاظم(ع) می‌فرمایند: هرکس ولخرجی و اسراف کند، نعمت از دستش می‌رود.

پول در برابر گرایش‌هایی که نسبت به آن داریم واکنش نشان می‌دهد. زیرا قانون ذهن چنین است که هر چه را مورد قدردانی قرار بدهیم به‌سوی خود جذب می‌کنیم و هر آنچه را مورد قدردانی قرار ندهیم دفع می‌کنیم. همه‌ی احساسات بد و ناخوشایند درباره‌ی پول در واقع پول را از ما دور می‌کند وگردش پول در زندگی‌ما کاهش می‌یابد.

اگر سعی کنیم همانند ثروتمندان زندگی کنیم، در‌حالی که روابط خوبی با پول نداریم، درست شبیه به آن است که در زمان رانندگی یک پایمان روی پدال گاز است و در همان حال با پای دیگر پدال ترمز را فشار می‌دهیم.   

پس اگر به طرزی دلپذیر درباره‌ی پول بیندیشیم، آن را چندین برابر می‌کنیم. حال آنکه اگر به هر شکل، پول خودمان یا دیگری را مورد انتقاد و ملامت قرار دهیم و یا در باره‌ی پول احساساتی همچون حسرت، نا‌امیدی، نگرانی یا ترس را در وجودمان بپرورانیم، نمی‌توانیم پول بیشتر را جذب کنیم و آن را متلاشی و دفع می‌کنیم.

بر‌مبنای قانون جذب، دوگونه‌ی مشابه همواره یکدیگر را جذب می‌کنند. به این ترتیب، اگر نا‌امید هستیم که پول کافی نداریم پس هر چه بیشتر موقعیت‌های نا‌امید‌کننده را در این باره جذب خواهیم کرد. اگر درباره‌ی پول احساس نگرانی داریم، پس هر‌چه بیشتر موقعیت‌هایی نگران‌کننده را در باره‌ی پول جذب خواهیم کرد. اگر در باره‌ی وضعیت مالی‌‌مان احساس ترس را در وجودمان می‌پرورانیم، پس موقعیت‌هایی را بیشتر جذب خواهیم کرد که همواره سبب می‌شوند ترس و هراسی را درباره‌ی وضعیت مالی احساس کنیم.

ضمیر ناخودآگاه غیر‌منطقی است، هیچ وقت متوقف نمی‌شود و به‌طور ‌دقیق همان‌کاری را انجام می‌دهد که برای آن برنامه‌ریزی شده است.     

 عکس پول و ثروت بد است.

نحوه تغییر و اصلاح باور

پول‌ و‌ثروت  را دوست داشته باشیم.

هر‌چه احساس مثبت‌تری نسبت به پول داشته باشیم، فرصت‌های بیشتری برای بیشتر پول درآوردن به خودمان جذب خواهیم کرد. قانون جذب در مورد پول نیز صادق است، تفکر آگاهانه در مورد ثروت، پول را جذب می‌کند. دقیقاً مانند آهنربایی که براده‌های آهن را به خودش جذب می‌کند.

 تفاوت میان افراد ثروتمند و افراد غیر‌ثروتمند این است که ثروتمندان نسبت به پول از خود احساس عشق و علاقه بروز می‌دهند که مردم عادی این‌گونه نیستند، فقط همین.

چه فقیر باشیم و چه ثروتمند، پول چیز خوبی است. پول در خود انرژی دارد و جایی می‌رود که محبوب و مورد احترام باشد. پول جذب افرادی می‌شود که با آن درست برخورد می‌کنند. پول تمایل دارد به‌سوی کسانی سرازیر شود که بتوانند از آن به بهترین شکل برای تولید کالاها و خدمات ارزشمند استفاده کنند و بتوانند آن را سرمایه‌گذاری کنند تا کار و فرصت‌های بیشتری ایجاد شود که به سود دیگران باشد.

اگر ما همه‌ی پول‌های جهان را به تساوی میان همه‌ی انسان‌ها تقسیم کنیم، باز هم این پول‌ها ظرف مدت زمانی کوتاه به‌دست تعداد اندکی از افراد می‌رسد، چرا که قانون جذب همیشه از عشق و علاقه تبعیت می‌کند و معمولاً اندک‌شمار هستند کسانی که قانون جذب را به سود خود فعّال می‌کنند. این عده معدود همواره با اتکا به قانون جذب قادرند منبع پول را به‌سوی خود روانه سازند.

وقتی زندگینامه و تجربه‌های صاحبان اندیشه‌ی توانگر را می‌خوانیم، می‌بینیم که آنها نسبت به پول گرایشی دوستانه دارند. حال آنکه گرایش عمومی نسبت به پول طوری است که انگار پول ایرادی دارد و توانگر بودن کار درستی نیست. اگر با دقت به صحبت دیگران گوش کنیم، می‌بینیم که گرایش بیشتر مردم این‌گونه است. از یک طرف می‌گویند پول برای‌شان اهمیتی ندارد و از طرف دیگر می‌گویند برای پول درآوردن باید از صبح تا شام تلاش‌کنند و زحمت بکشند. آیا واقعاً می‌دانند که چه می‌کنند و می‌فهمند که چه می‌گویند؟ آنها در نمی‌یابند که این عدم‌هماهنگی در اندیشه‌شان، تلاش‌های‌شان را خنثی و بی‌ثمر می‌کند. چنین گرایش ناهماهنگی درباره‌ی پول آنها را وا می‌دارد که برای هدف‌های متضاد بکوشند. در نتیجه ثمره‌اش نیز نا‌هماهنگ و متضاد خواهد شد.  

برای جذب‌کردن هر‌چیزی باید با آن در هماهنگی کامل قرار گرفت. انسان زندگیش را بر‌اساس افکارش تنظیم می‌کند و این افکار در زندگیش واقعیت پیدا می‌کند.  اگر مایل هستیم ثروتمند، موفق و توانگر باشیم، بایستی به پول احترام بگذاریم و با پول مانند دوست خود رفتار کنیم و با پول دوستی و آشتی کرده باشیم. نه مانند دستمال مچاله شده و قاب‌دستمال کهنه‌ای که در جیب خود فرو‌کرده‌ایم. تا زمانی که با پول و ثروت آشتی نکرده‌ایم و برایش خوش نیت نیستیم، پول‌ و‌ثروت با ما آشتی نخواهد کرد. پول را دوست داشته باشیم. احترام به پول را با نگهداری مناسب آن نگه‌داریم و برای پول حسن‌نیت داشته باشیم. افکار، باورها و کلام منفی در مورد پول را کنار بگذاریم و از ذهن خود دور سازیم.

 به عنوان یک تمرین و سرگرمی، وضعیت نگهداری پول در افراد مختلف را با وضعیت ظاهری و شرایط اقتصادی آنها‌ مقایسه کنید. 

درنظر داشته باشیم، شاید افراد بتوانند پول را از روش‌های نا‌مشروع به‌دست بیاورند، این روش‌ها اشتباه است و هیچ‌ربطی به خود پول ندارد. پول پرستی و رجحان جهان مادی بر‌آخرت و  تنها به پول اندیشیدن و گردآوری پول و ثروت از هر راه مشروع و نا‌مشروع، همه بد است. ولی اگر با پول و ثروت در راه خدا جهاد شود و به بندگان خدا کمک کرد و از پول و ثروت و توانگری در جهت رسیدن به زندگی شکوهمند معنوی و خیرخواهانه استفاده نمود، پول بسیار ارزشمند است. و این همان است که انسان باید برای رسیدن به آن بکوشد و آن را حق معنوی خود بداند. باورهای مثبت در مورد پول را در خود تقویت کنیم. مواردی از افکار و باورهای مثبت در مورد پول به ‌قرار زیراست. 

– پول امانت مقدس است. 

– پول مائده‌ای آسمانی و عطیه‌ای ملکوتی است زیرا تجلی برکت خداست.

– پول یعنی قدرت

– پول خیلی مهم است، شاید مهم ترین موضوع در زندگی است.    

– پول یعنی آزادی،  با پول می‌توان دور دنیا را گشت و در دل قاره‌ها رفت.

– پول یعنی ظهور معنویت و رهایی از هرگونه نیاز و تنگنا.

– پول می‌تواند برای سیرکردن شکم گرسنگان و مداوای بیماران و زیبا‌تر کردن زندگی دیگران مورد استفاده قرار گیرد.

– آرزوها با پول از دنیای خیال بیرون می‌آیند و به‌ثمر می‌نشیند.

– پول خوشبختی نمی‌آورد، ولی بی‌پولی بدبختی می‌آورد.   

– پول جزو  واژه‌هایی است که خنده را بر هر لبی می‌نشاند.

– با پول می‌توان پست و صندلی و احترام خرید.

– با پول می‌توان در بهترین دانشگاه‌ها ادامه تحصیل داد.

– با پول انسان‌ها از فقر و شکست، رشوه و رباه و همه‌ی گناهان ناشی از تنگنا رها می‌شوند.

– با پول می‌توانیم با رعایت ارزش‌های زندگی‌، زندگی کنیم. در ضرب المثل می‌گویند شکم گرسنه دین و ایمان ندارد، وقتی شکم گرسنه باشد، دیگر نمی توان در مورد دین و  فرهنگ و اخلاق صحبت کرد.    

– با پول در مقیاس بزرگتر می‌توانیم تاثیر مثبت بیشتری روی دنیا داشته باشیم.  

– پول ایمان را قوی تر می سازد.  

و هزاران کار دیگر مانند این موارد که برای پول آنقدر پیش‌پا افتاده است که به چشم نمی‌آید. با پول می‌توان شادی را به‌خانه آورد. کسی که پول دارد و دستش به دهانش می‌رسد، دست‌کم  دغدغه‌ی نان و آب و لباس و سر‌پناه ندارد یا لااقل حسرت خیلی چیزها به دلش نمی‌ماند. کسی که دستش به‌دهانش می‌رسد، خود را تکیه‌داده به دیواری محکم می‌بیند و از استواری‌اش، پشتش گرم می‌شود. اکثر مردم بخش اعظم ساعات بیداری و درنتیجه زندگی‌شان را صرف کارکردن برای پول می‌کنند. پول می‌تواند تمام نیازهای جسمی، ذهنی و معنوی انسان را تاًمین نماید. وقتی به پول این‌طوری نگاه کنید، پول خیلی مهم می شود و داشتنش یعنی نشاط و شادی، گشاده‌‌دستی،  آرامش، برخورداری از وفور نعمات الهی، رفاه و امنیت،  علم و معنویت، توانگری و هر چیزی که به کار سالم و حیات طیبه بیاید، است.

 چون اندیشه‌های‌مان جهان‌مان را می‌سازد، اندیشه‌های‌مان در باره پول باید سرشار از حق‌شناسی باشد تا پول نیز قدرمان را بداند و به‌سوی‌مان کشیده شود. پول گرایش توانگرانه را می‌ستاید و شکوهمندانه به آن پاسخ می‌گوید. به این ترتیب اگر تاکنون پول و ثروت را بد می‌دانستیم از این لحظه به بعد، برای پولدار  بودن عذر و بهانه‌ای نیاوریم، پول و ثروت را آرزوی الهی بدانیم و باور داشته باشیم می‌توانیم پولدار و ثروتمند و موفق باشیم و سهم خویش را از سفره‌ی رحمت الهی به گونه‌ای الهی برداشت کنیم. از امروز  می‌بینیم که خود‌به‌خود وضعیت مالی‌مان متحول می‌شود. هر چه نسبت به پول احساس بهتری پیدا کنیم قدرت مغناطیس خود را نسبت به‌پول تقویت کرده و آن را به‌سوی خود جذب می‌کنیم.این باور را در خودمان تقویت کنیم که هر چقدر ایمان من به خداوند بیشتر باشد، ثروتمندتر می شوم.   

تمرین یا دعوت به اقدام:

خریدن قلّک برای خود یا فرزندان

خریدن یک کیف پول شیک که به بهترین نحوه از پول نگهداری کنیم.

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تغییر و اصلاح نظام باورها

تغییر و اصلاح نظام باورهای ثروت آفرین

در سیستم سازی کسب و کار تغییر و اصلاح نظام باورها بخشی از بهبود عملکرد فردی است .

برای تغییر و اصلاح نظام باورهای ثروت آفرین پس از تکمیل پرسشنامه های زیر و شناخت دقیقی از باورهای خودتان، نوبت به برنامه ریزی جهت تغییر و اصلاح باورها می رسد.

پرسش نامه شناخت باور شما نسبت به پول و ثروت

پرسش نامه شناخت باور شما نسبت به خودتان

پرسش نامه شناخت باور شما نسبت به دیگران

پرسش نامه شناخت باور شما نسبت به خداوند    

اکنون امتیازهای خود را با امتیازهای صحیح مقایسه کنید و محدودکننده ترین باورهای خود را شناسایی نموده و اصلاح آن ها را در اولویت اول قرار دهید.

وقتی اصلاح باورهایتان را شروع کنید، ایده های زیادی برای ثروتمند شدن به ذهنتان خواهد رسید. تعداد این ایده ها آنقدر زیاد خواهد بود که نمی دانید از کدامیک شروع کنید.

 

 

تنها تفاوت انسان های موفق و ناموفق متعهد بودن است. با یک تعهد کتبی به خود شروع به خلق موفقیت های خود نمایید.

تعهد نامه

من ……….با میانگین درآمد فعلی ماهیانه ……………….متعهد می گردم تا یکسال آینده یعنی تاریخ ………. بیش از …… برابر درآمد فعلی ام یعنی معادل ………. تومان درآمد داشته باشم.

برای رسیدن به این هدف تمام مطالب را به دقت خوانده و تمرینات این دوره را بارها و بارها انجام داده و به تمام توصیه های آن عمل کرده و بارها و بارها مطالب را مرور می کنم و تا رسیدن به هدفم و حتی بعد از آن ، این مسیر را با تمام وجودم ادامه می دهم و از بودن در این مسیر لذت می برم، چرا که روند بهبود افکار و عملکردم برایم واقعا لذت بخش و سرگرم کننده است .

امضاء

 

  

مراحل یا روش تغییر و اصلاح باورها

ما چهار چوب یکسانی را برای تغییر و اصلاح هر یک از باورهای نادرست یا سموم ذهنی دنبال می کنیم.

برای هر باور سمی نمونه ای عرضه می کنیم.

نمونه را تحلیل می کنیم.

پادزهرایی مطرح می شوند که مخالف باور نادرست هستند.

دست آخر با بیان باور مثبت مخالف باور نادرست، بحث را تمام می کنیم.   

 

 تصویر تغییر و اصلاح نظام باورها

نکاتی که باید در زمان تغییر و اصلاح باورها در نظر بگیریم.

برخی از باورهای احمقانه همانند تعصبات قومی و مذهبی ریشه محکمی در وجودمان دارند و باید با روشی درست و بارها تمرین و تکرار آنها را اصلاح کنیم. 

۱ – اگر باور موضوعی است که با مشاهده تغییر و اصلاح می شود، مشاهده را شخصا انجام دهیم.

۲ – اگر تغییر و اصلاح باور شما را عصبانی می کند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه می دانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید، ندارید.

اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو می شود پنج، شما به جای عصبانی شدن برای او احساس دلسوزی می کنید، مگر آن که اطلاعات ریاضی شما آنقدر کم باشد که این جمله در افکار شما تزلزل ایجاد کند. 

اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین در باره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. 

یک راه حل مناسب آن است که از عقاید مخالف آگاه شوید. روزنامه های احزاب مختلف را بخوانید، کتابهای مذاهب مختلف را بخوانید، با افراد مختلف و مخالف عقاید خودتان بحث و گفتگو کنید . 

به یاد داشته باشید که اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار می آیند، شما هم از نظر آنها همینطور به نظر می رسید. با این وضع هر دو ممکن است به حق باشید.

۳ – بعضی از باورهای ما در معرض محدودیت های زمانی و مکانی شکل گرفته اند.

مهاتما گاندی راه آهن و کشتی های بخار و ماشین آلات را محکوم می کرد. او دوست می داشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند.

۴ – نسبت به باورهایی که خودستایی شما را ارضاء می کند، محتاط باشید.   

از هر ده نفر نه نفر، چه مرد و چه زن معتقدند که جنسیّتشان برتری ویژه ای دارد، دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجو دارد. اگر شما مرد باشید می توانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد بوده اند. اگر زن باشید می توانید پاسخ دهید که اکثر جنایت ها هم کار مردان بوده است.

همه ما اهل هر جا که باشیم متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملت هاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد ولی معیارهای ارزشی مان را به گونه ای تعریف می کنیم که ثابت کنیم ارزشهای ما مهمترین ارزش های ممکن هستند و معایب مان تقریبا ناچیزند. 

این ارزیابی، پرسش و مقایسه اساسا حل نشدنی است، اما خود ستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان می کند. 

شیوه یادگیری و عملکرد مغز

۵ – تغییر و اصلاح باورها زمان می طلبد.

اتفاقات برای رخ دادن نیاز به زمان دارند. نباید فراموش کنیم که رشد و توسعه همانند رشد یک دانه زمان می طلبد. یکدفعه دانه تبدیل به میوه نمی شود بلکه دانه رشد می کند تبدیل به درخت می شود و به همین ترتیب تا میوه بدهد، تغییر مدار فرکانسی باورها و ثروتمند شدن هم به همین ترتیب مثل بالا رفتن از پله است، به زمان احتیاج دارد پله به پله بالا بروید. وقتی شما با ایمان عمل کنید، می توانید با تمرین بیشتر زمان طی کردن مدارهای مختلف فرکانس ذهنی تان را کاهش دهید.

وقتی به آنچه دوست دارید فکر کنید، احساس خوبی خواهید داشت و فرکانس خوبی برای کائنات ارسال می کنید و بازتاب خوبی هم دریافت می کنید.

باورهای گذشته سال ها و سال ها در فکر ما تکرار شده اند و اصلاح آنها هم باید بارها و بارها تکرار و تمرین شود.

البته این کار ساده ای نیست زیرا ما در مورد تغییر برنامه ریزی یک کامپیوتر صحبت نمی کنیم، بلکه در مورد تغییر برنامه ریزی ذهن یک انسان صحبت می کنیم که قبلا طی چندین سال توسط خانواده، جامعه، معلمان و دوستان ذهن او برنامه ریزی شده است، اکنون باید برنامه ای جدید را روی ذهن خود ایجاد نمایید.  

برای تغییر نظام باورها، باورهای جدید را روی باورهای قدیم بریزید، باورهای قدیمی   هستند و مثل سیمان به ذهن مان چسبیده است، و مثل علف حرض به دنبال فرصت می گردند که دو باره رشد کنند و نمایان شوند.  بارها و بارها مطالب را مطالعه و تمرین و تکرار کنید.

من مطالب کتابهایی که خودم گردآوری و نوشته ام را بارها می خوانم، هر دفعه که می خوانم نکته جدیدی را درک می کنم.  اصلاح نظام باورها مثل تمرینات ورزشی است، با یکبار ورزش کردن اتفاقی نمی افتد. حتی اگر سال ها ورزش کرده باشید وقتی  ورزش را رها کنید باز به حالت اولیه باز می گردید.     

فقط و فقط ایمان به قدرت بی نهایت او داشته باشید، خداوند هر چه را بخواهید به شما می دهد.   

 بعضی افراد خیلی حجول هستند و می خواهند خیلی سریع به نتیجه برسند، اگر این اتفاق نیافتد ناامید می شوند و کار را ادامه نمی دهند.

ما بر عکس گذشتگان که صبور بودند حالا در دنیای سریع زندگی می کنیم، فست فودها، اینترنت، … ولی قوانین جهان همانطور مثل گذشته عمل می کند.

سوره زمر آیه ۱۰

بگو ای بندگان مومن از پروردگارتان تقوا داشته باشید و برای نیکوکاران در این دنیا پاداشی نیکو ست و زمین خدا پهناور است، فقط پاداش صابران است که بدون حساب داده می شود. 

 

۶ – در مورد اثبات این موارد هیچوقت با کسی بحث نکنید.

 حد توانایی ما قانع کردن دیگران نیست. باور کنید که عامل موفقیت شما، فقط خود شما هستید.

 

۷ – شرط موفقیت شما آن است که باورهای جدید را بپذیرید.

در مقابل افکار جدید مقاومت نکنید . برای امتحان فقط سه ماه هر چه را یادگرفته اید و شنیده اید باور کنید ، اگر نتیجه نگرفتید همه را کنار بگذارید ولی اگر گرفتی … صد درصد نتیجه خواهد داد.

نتایج را برای ما ارسال نمایید. در قسمت نقطه نظرات یا دیدگاه، آدرس ایمیل،پیامک، نامه، تلفنی، فایل های صوتی ، جلسات حضوری، …  

ضروری است به گونه ای از آموزه ها و تمرینات این دوره استفاده کنید گویی تمام زندگیتان به دانستن و به کاربردن تمرینات و آموزش های این دوره وابسته است. این راز موفقیت و دست یابی به هدف است.

 

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

اهرم رنج و لذت

اهرم رنج و لذت

در سیستم سازی کسب و کار، یکی از عوامل بهبود عملکرد فردی داشتن انگیزه یا ذوق و شوق حرکت و رسیدن به هدف است.

استفاده از اهرم رنج و لذت باعث افزایش انگیزه انسان برای گام نهادن در مسیر  هدف خواهد بود. 

اهرم رنج و لذت یکی از بنیادین ترین احساسات در انسان در جهت ثروتمند شدن است.

هر عملی انسان انجام می دهد، برای دوری از یک رنج یا کسب لذت است. البته دوری از رنج بسیار قوی تر از کسب لذت است.

تصویر اهرم رنج و لذت

اگر می خواهید ثروتمند شوید باید برنامه ای قوی بر طبق این اهرم در ذهن خود ایجاد نمایید. یعنی باید ثروتمند شدن را در ذهن خود برابر با لذت و فقیر شدن را در ذهن خود به رنج مرتبط کنید.

دلیل اینکه افراد با وجود احساس نیاز شدید به پول و تلاش فراوان ثروتمند نمی شوند این است که در لایه های زیرین ناخودآگاه آن ها باورهایی وجود دارد که بر طبق این باورها، ثروتمند شدن به طریقی به رنج مرتبط شده است. لذا این برنامه ی قوی ذهنی تمام تلاش های آن ها را بر باد داده و مانع ثروتمند شدن شان می گردد.

مهم نیست که شما چقدر به پول نیاز دارید و چقدر برای کسب آن تلاش می کنید، باید ببینید که ذهن شما چه برنامه ریزی دارد. در واقع اگر شما تست شناسایی باورها را که در نوشته “شما در کدام مدار ثروت قراردارید” بیان شد به درستی انجام دهید، می توانید از برنامه ریزی ذهن خود آگاه شوید . وقتی این برنامه ریزی را بشناسید آنگاه است که می توانید برای اصلاح و تغییر این برنامه اقدام نمایید.

برای مثال یک فرد معتاد به این دلیل از مواد مخدر استفاده می کند که مواد مخدر در ذهن او مرتبط است با کسب لذت و عدم مصرف مواد مخدر در ذهن او مساوی با رنج است .

برای یک فرد چاق نیز این قضیه حاکم است، زیرا خوردن غذا در ذهن او مساوی با لذت و نخوردن آن مساوی با رنج است.

عکس اهرم رنج و لذت

تنها راه لاغری فرد چاق یا سلامتی یک معتاد، تغییر این برنامه ریزی ذهنی است. همانطور که تنها راه ثروتمند شدن یک فرد فقیر یا متوسط نیز تغییر برنامه ریزی ذهن اوست .

 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

سرمایه گذاری بر ملک و املاک

کار و سرمایه گذار ی پاره وقت – جلسه دوم

سرمایه گذار ی پاره وقت – جلسه دوم

املاک و مستغلات 

املاک به صورت بازار محلی تعیین قیمت می‌شوند. ارزش یک ملک، معادل قدرت کسب درآمد آن در آینده است. ارزش یک ملک بستگی به مجموع درآمدی دارد که آن ملک در بهترین حالت استفاده‌اش می تواند از حالا به بعد تولید کند. ممکن است یک ملک برای مالک خاص، ارزش عاطفی داشته باشد، ولی ارزش پولی آن بستگی به قدرت کسب درآمد درآینده دارد. 

اصول سرمایه گذاری در بازار املاک و مستغلات:

 از آنجایی که امروزه یکی از بزرگترین دغدغه های جوانانی که می‌خواهند زندگی مشترک تشکیل دهند، خانه است. و هزینه ی اجاره‌ی خانه سنگین‌ترین هزینه‌ی ماهیانه‌ی  خانواده است، به عنوان اولویت اول بر روی خانه سرمایه‌گذاری کنیم و خانه‌ای از خود داشته باشیم. چرا که قلب مرد شاد می‌شود از این که صاحب خانه‌ی خود باشد و به نگهداری آن افتخار کند، و اطمینان قلب پیدا می کند و با جدیت بیشتری برای بهبود زندگانی خود تلاش می کند.

گفته‌اند که نعمت به سوی مردی که صاحب خانه‌ی خویش است رو خواهد کرد و هزینه‌های زندگی او کاهش خواهد یافت و برای لذت بردن از زندگی و تامین آرزوهای خود پول بیشتری دراختیار خواهد داشت.

بخش عمده‌ای از سرمایه یا پس‌انداز شخصی خانوارهای ایرانی به خانه، مغازه، ویلا و زمین  اختصاص داده شده است.  حدود هشتاد درصد سرمایه‌ی افراد در املاک و مستغلات و بقیه‌ی آن در سایر  انواع سرمایه گذاری‌ها صرف می‌شود. رونق و رکود این بخش برای اکثر افراد مهم و از جذابیت خبری برخوردار است. بطور معمول میانگین نوسانات قیمت مسکن از میانگین نوسانات نرخ تورم عمومی کشور بیشتر است، که به معنای اقتصادی بودن نگهداری و سرمایه گذاری بر روی مسکن  است.

خریداران در این بازار به چند دسته‌ی اصلی تقسیم می شوند.

۱-  خریدار مصرف کننده

حدود هشتاد درصد از خانوارها دارای مسکن ملکی یا شخصی هستند. این گروه مسکن را با هدف استفاده‌ی شخصی و سکونت خریداری می‌کنند. هر چقدر قدرت تامین منابع مالی بانک‌ها جهت اعطاء تسهیلات خرید مسکن  به افراد بیشتر شود و هر چقدر تعداد سالهای مورد نیاز برای تملک مسکن یا صاحب‌خانه شدن کمتر باشد به عبارتی قدرت خرید بالاتر باشد، شاهد حضور افراد بیشتری از این گروه در تقاضای خرید مسکن خواهیم بود.

۲ – خریدار سرمایه گذار

  حدود بیست درصد افراد  فاقد مسکن ملکی  هستند، بخش عمده ی مسکن اجاره داده شده به افراد فاقد مسکن توسط خریدار سرمایه گذار تامین و عرضه می‌شود. وقتی قدرت تامین منابع مالی بانک ها جهت اعطاء تسهیلات خرید یا ساخت مسکن کمتر باشد، سرمایه‌ها از بازار ملک و املاک خارج شده و ساخت مسکن رکود خواهد داشت و نیاز تقاضای خریداران مصرف کننده پاسخ داده نمی‌شود و بجای آن بازار رهن و اجاره و خریداران سرمایه گذار رونق پیدا می‌کند، رکود در ساخت مسکن باعث افزایش تقاضا و کاهش عرضه خواهد شد که به ضرر خریدار مصرف کننده و اجاره نشین‌ها خواهد بود.

در بازار مسکن  سه حوزه ی سرمایه گذاری وجود دارد. اول مسکن ارزان قیمت با تقاضای بالای خرید، دوم مسکن لوکس خانه ی ویلایی و آپارتمان با متراژ بالا و سوم  املاک تجاری یا مغازه، وقتی عرضه ی املاک لوکس و تجاری فراوان شده باشد دیگر نمی توان انتظار داشت که سرمایه گذاری بر املاک لوکس و تجاری بازدهی بیشتری از سرمایه گذاری بر روی ملک مسکونی ارزان قیمت داشته باشد.

۳ – خریدار سوداگر

 این گروه در بازار املاک و مستغلات به صورت پاره وقت سرمایه گذاری می‌کنند. و عموما تلاش می‌کنند پس از خرید مسکن آن را اجاره ندهند تا امکان فروش سریع آن وجود داشته باشد.

این گروه به نوعی سرمایه‌گذار حرفه‌ای هستند که در بین بازارهای مختلف سرمایه‌گذاری در حال جابجایی سرمایه ی خود هستند.

۴ – خریدار ساختمان ساز

 این گروه  که  اصطلاحا به آنها بساز و بفروش گفته می‌شود، کسب و کارشان به صورت تمام وقت ساختمان سازی است. این گروه خریدار ساختمان‌های قدیمی و کلنگی و فرسوده می‌باشند. که پس از تخریب ساختمان به باز‌سازی و ساخت ساختمان‌های جدید اقدام می‌کنند.

متوسط عمر یک ساختمان باید به طور معمول صد سال باشد ولی عدم رعایت کنترل کیفیت ساخت ساختمان توسط افراد سود جو و غیر متخصص باعث شده تا هر بیست و پنج سال یکبار تخریب و بازسازی ساختمان داشته باشیم. این کار نه تنها از نظر افزایش مصرف مواد و مصالح از نظر اقتصاد ملی ضرر و زیان به دنبال خواهد داشت، بلکه می‌تواند به قیمت غیر قابل جبران هزینه‌ی جان انسان‌ها در زمان وقوع حوادث طبیعی مثل زلزله تمام شود.

بعضا تخریب و بازسازی فقط مربوط به ساختمان‌هایی با طول عمر حداقل بیست و پنج سال که ده‌ها سال دیگر به پایان عمر آنها مانده، نیست، بلکه به بهانه‌ی سودآوری بیشتر ساختمان‌هایی پنج، ده تا پانزده ساله تخریب و بازسازی می‌شوند.

با هر هدفی که بر روی ملک سرمایه‌گذاری کنیم، یادگیری قوانین بازی بازار سرمایه‌گذاری در املاک برای اکثر ما ایرانی‌ها مهم است. اولین قانون بازی سرمایه‌گذاری در ملک، در زمان خرید ملک است که سود می‌بریم و وقتی آن را می‌فروشیم این سود را نقد می‌کنیم. این موضوع خیلی مهم است، خرید یک ملک با قیمت و شرایط مناسب، به ما امکان می‌دهد که بعدا آن را با سود بفروشیم.

همین امروز تصمیم بگیریم که ملکی را به نیت سرمایه‌گذاری بخریم. تنها راه  یاد‌گرفتن سرمایه گذاری در املاک این است که عملا یک مالک شویم.

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.