ارتباط موثر با پول یا روانشناسی ثروت

چگونه کسب‌ و‌ کاری راه بیندازیم.

چگونه کسب‌ و‌ کاری راه بیندازیم.

سؤالی که در ذهن ما  مطرح  می‌شود. چگونه ایده‌های‌مان را بسازیم و به وسیله‌ی آن کسب‌و‌کاری راه بیندازیم، و چگونه آن کسب‌و‌کار را عمومی کنیم؟  

 

بیشتر به‌دست بیاوریم و کمتر کار کنیم. یک شخص به‌تنهایی نمی‌تواند پول زیادی به‌دست آورد، ولی شرکت و موسسه‌اش یا سرمایه‌گذاری‌اش این کار را می‌توانند انجام دهد. یک کارمند یا یک خویش‌فرما برای ثروتمند‌شدن باید محدوده‌ی ربع‌های کسب درآمد خود را گسترش داده و در ربع‌های دیگر مشارکت داشته‌باشد.  فقط کارمند ماندن نوعی خودکشی است. بهترین ترکیب و ساده‌ترین راه برای ثروتمند‌شدن این است که هم صاحب کسب‌و‌کار باشیم و هم سرمایه‌گذاری کنیم.

من می‌دانم هر کدام از ما که این مطالب را می‌خوانیم، به‌اندازه‌ی کافی خلّاق هستیم که ایده‌ای برای صاحب کسب‌و‌کار شدن داشته باشیم. ولی مشکل این است که وقتی ما به مدرسه می‌رویم، ما را تربیت می‌کنند که یک کارمند باشیم.

ما را برای یک صاحب کسب‌ و‌کار شدن تربیت  نکرده‌اند. ولی افراد موفق با ذهنی ثروتمند این توانایی را دارند که ایده های‌شان را به کار بگیرند و با استفاده از آنها کسب‌و‌کاری به‌وجود آورند.

 چیزی که در مدرسه یاد گرفته‌ایم این نیست که مواظب کسب‌ و‌کار خودمان باشیم، بلکه یاد‌گرفته‌ایم مواظب کسب ‌وکار دیگران باشیم. با کارمند‌شدن مواظب کسب ‌و‌کار شخص دیگری هستیم.

 اگر از یک بانکدار بپرسیم کسب ‌و‌کار شما چیست؟ می‌گوید: من یک بانکدارم. درصورتی که بانکداری شغل و حرفه اوست، نه کسب‌و‌کار او. کسب‌و‌کار یعنی مدیریت، مدیریت دارایی‌ها و  مدیریت  سرمایه‌گذاری و به‌دست‌آوردن دارایی‌های بیشتر.

 در مدرسه یاد‌گرفته‌ایم به‌دنبال امنیت شغلی باشیم، در شرکت‌ها و بویژه در سیستم‌های دولتی به ما یاد می‌دهند به‌دنبال مدرک تحصیلی باشیم، چرا که در این سیستم‌های شغلی مهم نیست ما چه ویژگی‌هایی داریم. مهم آن است که ما چه مدرکی داریم. 

 یک ذهن ثروتمند صاحب کسب‌و‌کار  به‌دنبال امنیّت مالی است. حواس‌تان به کسب‌و‌کار خودتان باشد، این پیام من است. 

در اینجا علاقه‌مندم چند نمونه از یک ایده‌ی کوچک که پتانسیل تبدیل شدن به یک کسب و کار بزرگی را داشته و دارد، را برای شما بیان کنم.  

صنایع غذایی بهروز: 

بهروز فروتن بنیانگذار صنایع غذایی بهروز، شروع تولید و فروش محصولات غذایی از یک آشپزخانه‌ی دوازده متری و بعد توسعه‌ی کار و تبدیل‌شدن به صنایع غذایی بهروز 

آیس‌پک:

بابک بختیاری موسس بستنی آیس‌پک، از زمان کودکی بستنی‌ها را با هم زدن رقیق می‌کرد و با موز یا اسمارتیز مخلوط می‌کرد و می‌خورد و خیلی از این کار لذت می‌برد. تصمیم می‌گیرد این کار را در یک مقیاس بزرگ عملی کند. ایده‌ی اولیه‌ی او این بود که یک بستنی رقیق حاوی میوه که بعد از بسته‌بندی بشود آن را با نی‌خورد عرضه کند. بعد یکی از پر‌مخاطب‌ترین شبکه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور را به نام آیس‌پک به‌راه‌ می‌اندازد.

رستوران‌های زنجیره‌ای  پدر‌خوب:

شهرام فخّار مبتکر غذای بدون روغن، شروع از یک ساندویچی و بعد راه‌اندازی رستوران‌های زنجیره‌ای پدر‌خوب

هگزان و کندلوس:

علی‌اصغر جهانگیری فارغ‌التحصیل رشته پلیمر پلاستیک، او از جمع‌آوری و فروش بشکه‌های خالی کارش را شروع می‌کند و بعد موسس کارخانجات هگزان می‌شود.  

صنایع غذایی مهرام:

شاهرخ ظهیری پدر صنایع غذایی کشور، دانشجو و معلّمی که با ایده‌ی اولیه‌ی تاسیس یک کارخانه‌ی مواد‌غذایی، سس را برای اولین بار در ایران تولید کرد. 

        به نظر شما دوستان پرانرژی‌ام، این افراد در کدام ربع‌های نقدینگی و کسب درآمد قرار دارند؟  این افراد در ربع‌های افراد خویش‌فرما، و صاحبان کسب‌و‌کار قرار دارند. بدون توجه به میزان تحصیلات و مهارت شغلی این افراد، همگی فروشنده‌های حرفه‌ای هستند. مهارت و تخصص آنها فروشندگی است. افرادی که در بازی داد‌ و ‌ستد شرکت کرده‌اند، تلاش کرده‌اند، ورشکست شده‌اند، بازنده شده‌اند، تحقیر شده‌اند، تجربه کسب‌کرده‌اند، آموزش دیده‌اند و قوانین بازی داد ‌و‌ستد و فروش حرفه‌ای از جمله موارد زیر را یاد گرفته‌اند.    

سرویس دهی سریع

– استفاده از مواد اولیه‌ی مرغوب و با کیفیت

– نظافت کامل مکان

– دقت در جذب کارکنان دارای خصوصیات رفتاری متمایز در برخورد با مشتری

– استفاده از یک نام دوست داشتنی(برند)  

– تبلیغات و تسلّط بر روش‌های بازاریابی

و از همه مهمتر آنها یاد گرفته‌اند که با یک سیستم کار کنند.

در دوره کارشناس کسب و کار شوید، شما دوستان علاقمند(صاحبان کسب و کار، کارآفرینان، دوستانی که به فکر راه اندازی کسب و کار هستند) به طور کامل با سیستم سازی کسب و کار آشنا می شوید.

برای موفقیت در راه اندازی هرکسب و کاری، بهتر است مسیر چهار راه کسب درآمد یا چرخه کسب درآمد را طی کنیم. یک صفحه دایره ای شکل یک ساعت عقربه ای را در نظر بگیرید. انسان ها از چهار طریق کسب درآمد می کنند.

ربع اول دایره یعنی از ساعت ۱۲ تا ۳ ، کارگران و حقوق بگیران

ربع دوم دایره یعنی از ساعت ۳ تا ۶ ،  افراد خویش فرما (صاحب کار خودشان هستند)

ربع سوم دایره یعنی از ساعت ۶ تا ۹ ، سرمایه گذاران  

ربع چهارم دایره یعنی از ساعت ۹ تا ۱۲، صاحبان کسب و کار    

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

پول را نباید از جریان انداخت.

 یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : پول را  پس انداز کنیم. 

  

تحلیل باور:

همان‌طور که نباید با نظر تحقیر به پول نگاه کنیم، نباید از آن بت بسازیم ،پول سرشار از آرزوی زندگی و تحرّک و گسترش و فعالیت است. پول دوست ندارد که کسی به آن چنگ بیندازد و به آن بچسبد و احتکارش کند یا جلوی گردش آن را بگیرد.

 به راستی که گردش فعّال پول توانگری می‌آورد. و کسادی‌ها و رکودهای اقتصادی ناشی از احتکار لئیمانه و نکبت‌آور پول است. همان‌گونه که اقتصاد ملّی بر گردش فعالانه‌ی پول متکی است، توانگری فردی ما نیز برگردش فعالانه‌ی پول اتکا دارد.

اجازه بدهید در ارتباط با این موضوع داستان جالبی را بیان کنم. درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می‌بردند و هر کدام بر مبنای اعتبارشان زندگی را گذران می‌کردند. ناگهان، یک مرد ثروتمندی وارد شهر می‌شود.

او وارد تنها هتلی که در  شهر است، می شود. یکصد هزار تومان را روی پیشخوان هتل می‌گذارد، و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه‌ی بالا می‌رود.

صاحب هتل پول را بر‌می‌دارد و در این فاصله می‌رود و بدهی خودش را به قصّاب می‌پردازد.

قصّاب پول را برمی‌دارد و با عجله به مزرعه پرورش دام می‌رود و بدهی خود را به دامدار می‌پردازد.

دامدار، پول را برای پرداخت بدهی‌اش به تامین‌کننده خوراک دام می‌دهد.

تامین‌کننده‌ی خوراک دام برای پرداخت بدهی خود پول را با شتاب به تعمیر‌کار خودرو که به او بدهکار بود می‌دهد.

تعمیرکار خودرو  پول را به هتل می‌آورد، او به صاحب هتل بدهکار بود، زیرا هنگامی‌که دوست خودش را یک‌شب به هتل آورده بود، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد. حالا هتل‌دار پول را روی پیشخوان گذاشته است.

در این هنگام مرد ثروتمند پس از بازدید اتاق‌های هتل بر می‌گردد و یکصد هزار تومان خود را برمی‌دارد و می‌گوید از اتاق‌ها خوشش نیامد و شهر را ترک می‌کند.

در این گردش‌پول هیچ‌کس صاحب پول نشده است، ولی به هر حال همه‌ی شهروندان در این هنگام بدهی به هم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند.

 

 

تجربه شخصی:

پیشنهاد می کنم همه تخم مرغ های دارایی خود را در یک سبد قرار ندهید.

 مقداری پول نقد به اندازه خرج و مخارج حداقل شش ماه خانواده  را در بانک پس انداز کنید. مابقی درآمد خود را بر روی سایر دارایی ها از جمله:

 ملک(خانه، مغازه، ویلا،زمین)

سهام(پشتوانه حرکت چرخ های اقتصادی کسب و کار)

طلا و جواهرات(به عنوان هدیه برای همسر و فرزندان)

سرمایه گذاری برروی آموزش خودتان و اعضای خانواده ( بالا بردن ظرفیت کسب درآمدتان)

راه اندازی کسب و کار(افزایش فضای اشتغال مولد جامعه)

خوش گذرانی، تفریح و مسافرت(شارژ انرژی شخصی)

ورزش و سلامتی  

و …  

سرمایه گذاری کنید   

 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور

باور مثبت : پول‌ را نباید از جریان انداخت، پول وسیله ای است که به کمک آن بتوانیم از تمام جنبه های زندگی مان به بهترین روش لذت ببریم.   

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

چگونه پول‌سازی یا کسب درآمد کنیم؟

چگونه پول‌سازی یا کسب درآمد کنیم؟

توانایی ما در پول‌سازی بستگی به توانایی ما در افزایش، خلق و ایجاد ارزش به یک شخص، یک پروژه، یک شرکت و یا یک سرمایه‌گذاری دارد. پول یکی از پاداش‌هایی است که ما آن را بابت ارزش‌افزوده دادن به زندگی دیگران دریافت می‌کنیم.     

 

اگر بخواهیم پول‌سازی کنیم، لازم است تا ابتدا این نکته را در نظر داشته باشیم که توانایی ما در پول‌سازی بستگی به توانایی ما در افزایش، خلق و ایجاد ارزش به یک شخص، یک پروژه، یک شرکت و یا یک سرمایه‌گذاری دارد. واضح‌تر بگویم: پول یکی از پاداش‌هایی است که ما آن را بابت ارزش‌افزوده دادن به زندگی دیگران دریافت می‌کنیم.   

  هر‌مقدار ارزش بیشتری به جهان اضافه کنیم، پول بیشتری به عنوان پاداش دریافت خواهیم کرد. ولی همه‌ی ارزش‌ها یکسان خلق نشده‌اند. در اصل سه عامل روی توانایی ما در پول‌سازی به‌خاطر ارزش‌افزوده اثر می‌گذارد:

۱- منحصر به فرد بودن

یعنی این که محصول ما یا خدمات‌رسانی‌مان از چیزهایی که پیش‌تر بوده، متفاوت باشد. این موضوع درمورد انحصاری بودن هم صدق می‌کند. هر چیزی که مراجعه کننده‌ها یا مشتریان ما می‌خواهند، تنها بتوانند از طریق ما به‌دست بیاورند. فکر کنیم چه‌چیز جدیدی می‌توانیم در ارتباط با کارمان تحویل دهیم که از قبل وجود نداشته است. به‌طور مثال: در کنار سالن آرایشگاه زنانه فضایی حاوی انواع بازی‌های کودکانه پیش بینی شود تا کودکان در طول زمان آرایش مادرشان بدون ایجاد مزاحمت بازی کنند. در زمان پرواز در خطوط هوایی  فیلم های سرگرم کننده‌ای پخش شود.   

متفاوت بودن در کار من علیرضا شجاعی به عنوان کسی که از تولید محصولات آموزشی و افزایش آگاهی برای دوستان ایجاد ارزش افزوده می کنم، بیان و بارگذاری تمام مطالب بدون هیچ کم و کاستی در فضای سایت می باشد. یکی از روش های کسب درآمد از طریق آموزش آن است که در جزو، سایت، … عناوین و فهرست مطالب را بیان کنیم تا همیشه علاقمندان حتی برای یادگیری موارد ساده و بدیهیات وابسته به حضور و صحبت های مدرس باقی بمانند، ولی من آنچه می دانم و آنچه یادگرفته ام را به طور کامل در نوشته های سایت بیان می کنم. 

هدف من علاوه بر کسب و کار، لذتی است که از یاددادن و یادگرفتن می برم. سرمایه من شما دوستان و همراهان عزیز می باشید، دوست ندارم در زمان برگزاری جلسات حضوری وقت ارزشمند شما را با بیان مطالب ساده تلف کنم.   

  

۲- دامنه

که عبارت است از تعداد افرادی که ما می‌توانیم با پیشنهادهای خود روی آن‌ها تاثیر بگذاریم. اگر به‌زندگی افراد بیشتری ارزش‌افزوده بدهیم، پول بیشتری به‌دست خواهیم آورد. اگر بخواهیم به بزرگی و عظمت دست پیدا کنیم باید راهی را بیابیم تا با آن بتوانیم به انسان‌های زیادی خدمت کنیم و یا در حل مشکلات‌شان آن‌ها را یاری کنیم. اگر انسان‌ها را در جهت رسیدن به خواسته‌هایشان حمایت کنیم، آن‌گاه ما نیز می‌توانیم به خواسته‌های خود برسیم.

این سایت، سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار  shojaeiyeganeh.ir طی یکسال گذشته، بیشتر از  ۱۳۰ هزار بازدید و بیش از ۳۴ هزار نفر بازدید کننده داشته است . بیشتر بازدید کننده ها هموطنان از کشور عزیزمان ایران بوده اند، ولی علاوه بر ایران از کشور های مختلف از جمله: آمریکا، هلند، آلمان، انگلیس، فرانسه، روسیه، عریستان، چین، … بازدید کننده داشته است. بالغ بر ۱۳۰ هزار بازدید برای سایتی که هیچگونه تبلیغاتی ندارد و فقط از طریق جستجو در گوگل افراد به سایت دسترسی پیدا می کنند. خوشحالم که توانسته ام بر زندگی افراد زیادی تاثیر گذار باشم. 

 

۳- تاثیر

مربوط به میزان ارزشی است که به دنیای یک شخص اضافه می‌کنیم. ایجاد تفاوتی عظیم در کسب‌و‌کار یک فرد، روابط شخصی و زندگی باعث می‌شود آن‌ها پاداش بیشتری به ما بدهند تا این که یک فنجان چای در صبح روی میز آن‌ها بگذاریم.

هر چقدر خدمات رسانی ما منحصر‌به‌فردتر باشد، افراد بیشتری را جذب می‌کنیم و روی آن‌ها بیشتر تاثیر می‌گذارد، در نتیجه پول بیشتری به‌دست می‌آوریم. به‌همین دلیل است که بعضی از ستارگان سینما بیش از یک استاد دانشگاه درآمد دارند. یک استاد روی سی یا چهل نفر از افرادی که در سال به آنها درس می‌دهد، تاثیر می‌گذارد. در‌حالی‌که یک هنرپیشه ارزش منحصر به فردی به میلیون‌ها نفر اضافه می‌کند و البته به همان میزان هم پاداش خواهد گرفت.

دوستان زیادی تا بحال از محصولات ما(نمونه مدارک سیستم سازی کسب و کار که در منوبار فروشگاه عرضه شده است) خریداری کرده اند. دوستان با الگو گرفتن از این نمونه مدارک، به میزان زیادی از دوباره کاری و اختصاص زمان برای اختراع مجدد چرخ صرفه جویی می کنند، نتیجتا تاثیر زیادی بر بهبود و توسعه کسب و کارشان خواهد داشت.  

 

چیزی که بین ثروتمندان،  فقرا و افراد متوسط تفاوت ایجاد می‌کند، این است که آنها مرتب از خود سؤال‌هایی را می‌پرسند که من آن‌ها را سؤال‌های خلق ثروت می‌نامم. و زمانی را برای پیدا‌کردن جواب آن صرف می‌کنند. چند مثال از سؤال‌های خلق ثروت:

– چه محصول منحصر‌به‌فردی می‌توانم تولید کنم و یا خدمات‌رسانی منحصر‌به‌فردی داشته باشم که ارزش زیادی برای جهان داشته باشد؟

– چگونه می‌توانم ارزش افزوده به زندگی دیگران بدهم و به‌راحتی پول به‌دست بیاورم؟

– مردم به‌خاطر چه چیزی پول پرداخت می‌کنند تا من به‌سادگی و با خوشحالی آن را برای آن‌ها تهیه کنم؟

– من عاشق خلق چه چیزهایی هستم که افراد عاشقانه حاضرند به خاطرش پول بپردازند؟

چند روز را به‌طور دائم صرف سؤال‌کردن این پرسش‌ها از خود بکنیم. این نوع سؤال‌ها مغز‌مان را برای اطلاعات مربوط به خلق ثروت مرتب می‌کند و ما را در حالتی قرار می‌دهد که منابع بیشتری داشته باشیم. اگر از جواب‌هایی که دریافت می‌کنیم، خوشحال نیستیم، می‌توانیم سؤال را عوض کنیم و یا به سوال‌کردن خود تا پیدا کردن جواب صحیح ادامه دهیم. مغز ما آنقدر دنبال پاسخ می‌گردد تا جواب مفید را پیدا‌ کند. شاید نیاز داشته باشیم این کار را یک بار برای چند روز پیش از دریافت پاسخ به‌طور مرتب انجام دهیم، تا این که یکباره پاسخ پیدا می‌شود و برای ما شعف زیادی به‌همراه دارد.

 ما خودمان منشأ ثروت هستیم. ثروت واقعی ما مقدار پولی که در بانک داریم نیست، بلکه به‌صورت مجانی در ذهن ماست. زمانی که متوجه شدیم که هیچ حدی در تعداد راه‌هایی که مردم پول به‌دست می‌آورند وجود‌ ندارد، سؤال‌ها از این پرسش که ” آیا راهی برای من وجود دارد که پول‌سازی کنم؟” به” چگونه می‌خواهم پول سازی کنم ؟”  تغییر می‌کند.    

 

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

تمرین بازی فراوانی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

  

پولدار ها بیشتر به دارایی هایشان توجه می کنند.

 پولدار ها بیشتر به دارایی هایشان توجه می کنند.

بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخار شان است.

افسانه حاکی از آن است که در قرن ۱۵، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود.

 

پولدار ها بیشتر بر روی افزایش سرمایه گذاری ها، تجارت و  جمع کردن دارایی ها توجه می کنند و فقرا بر سخت تر کارکردن و افزایش درآمد های شان، به همین دلیل است که اغلب از مردم می شنویم که می گویند، به اضافه حقوق احتیاج دارم، آخ که اگر به من ترفیع می دادند، می خواهم ادامه تحصیل بدهم که بتوانم شغل بهتری گیر بیاورم، تا دو هفته دیگر اینکار را رها می کنم چون کاری پیدا کرده ام که حقوقش بیشتر است.

هنگامی که تعدیل نیرو در شرکت ها رایج می شود، میلیون ها کارگر و کارمند متوجه می شوند که در مورد برخی از دارایی ها، دچار توهم بوده اند، آن چیزی هایی که از نظر آنها دارایی تلقی می شد و هر ماه بخشی از پول آنها را می بلعید، دارایی نبوده و در واقع آنها را به بردگی کشیده بود. ماشین،  مبل، میز و صندلی و سایر لوازم لوکس که میلیون ها تومان قیمت داشتند و حالا دیگر بی ارزش به نظر می رسیدند. این افراد بدون یک شغل مطمئن، پس انداز دیگری نداشتند که بتوانند روی آن حساب کنند. چیزهایی که آنها دارایی حساب شان می کردند، در بحرانهای مالی به کارشان نمی آمدند.   

در عین حال که شغل خود را حفظ می کنیم، دارایی های حقیقی هم بخریم و از خریدن بدهی یا خرت و پرت های مصرفی و غیر ضروری خودداری کنیم، چون بلافاصله پس از خرید، ارزش خود را از دست می دهند. 

اگر از من بپرسید که برای شما و فرزندانتان چه نوع دارایی هایی را پیشنهاد می کنم، خواهم گفت که به نظرم دارایی های حقیقی شکل های مختلفی دارند و به ترتیب دارایی های جاری و دارایی های غیر جاری عبارتند از:

۱ – موجودی نقد یا پول نقد

۲ – سرمایه گذاریهای کوتاه مدت  

۳ – کارهایی که به حضور ما نیاز ندارند. ما مالک کاری هستیم، ولی افراد دیگری آن را اداره می کنند.

۴ – در آمد ناشی از املاک و مستغلات

۵ –  هر چیزی که ارزش دارد و یا درآمد یا ارزش تولید می کند و می توان آن را فورا تبدیل به پول نقد کرد مثل  موجودی مواد اولیه و کالا، طلا، نقره 

۶ – سرمایه گذاریهای بلند مدت مثل سهام    

۷ – اوراق قرضه، اوراق مشارکت، سفته ها 

۸ – دارایی های ثابت مشهود مثل وسایل نقلیه،  ماشین آلات و تجهیزات، نرم افزارها  

۹ – دارایی های نا مشهود  مثل حق امتیاز بهای خط تلفن ثابت و همراه،  امتیازات ناشی از مالکیت معنوی از جمله حق امتیاز موسیقی، کتاب، فیلمنامه یا امتیاز بهره برداری و ساخت یک اختراع، اعتبار که قابلیت تولید پول در بازار کسب و کار است.

پولدار های با تجربه، اول ستون دارایی های شان را محکم و قوی می سازند و سپس از درآمد ناشی از دارایی ها، کالاهای مورد نظرشان را می خرند، در حالی که افراد اقشار متوسط با جان کندن و به قیمت سلامتی و جان خود و صرف پول ارثیه فرزندان شان، ستون هزینه های شان را محکم و قوی می سازند و اشیای تجملی می خرند.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

پولی که راحت به دست بیاید، راحت هم از دست می رود.

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : پولی که راحت به دست بیاید، راحت هم از دست می رود.

 

تجربه شخصی:

 —

 

تحلیل باور: 

چه کسانی این باور را دارند، دست شان را بالا ببرند. خیلی ها این باور را دارند. نا برده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت که جان برادر کار کرد. فلانی ثروتمند را می بینی، پوستش کنده شده است ، باید تو هم مثل او پوستت کنده شود تا ثروتمند شوی.

اگر این موارد را باور کنید، این اتفاق هم برایتان خواهد افتاد. خیلی ها با همین باورها تا آخر عمرشان به سختی زندگی می کنند.

کسی هم که باور دارد پولی که براحتی بدست آمده است ، براحتی هم از دست می رود. خودش آن پول را سریع خرج می کند.

 

نحوه تغییر و اصلاح باور:

باور مثبت : 

 ثروتمندترین افراد دنیا پول را خیلی راحت بدست آورده اند.

 

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

باور کنید که پول با زور و بازو به دست نمی آید، بلکه یک موضوع ذهنی است. پول خوب باید راحت به دست بیاید.   

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

 

پول درآوردن سخت است. 

  یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

باور منفی : پول درآوردن سخت است. 

 

تجربه شخصی:

انجام دادن هر کاری در ذهن و فکر شما سخت بنظر آید، در واقعیت نیز انجام دادن آن کار برای شما سخت می شود. برای نمونه وقتی جوانی باور داشته باشد که ازدواج سخت است، ازدواج برایش سخت می شود.

 

تحلیل باور: 

این باور می تواند حاصل پرورش در دو خانواده کاملا متفاوت باشد. یکی در خانواده ای پرورش یافته که پدر از صبح زود تا آخر شب سرکار می رفته است، فرزند درخواست داشتن یک دوچرخه را داشته و سالها  آرزوی سوار شدن بر دوچرخه را داشته است، و دیگری در خانواده ای پرورش یافته که پدر با یک تماس تلفنی میلیون ها تومان درآمد داشته است.

این باور در بین تمام مردم دنیا وجود دارد، چرا که اختلاف طبقاتی در همه کشورهای دنیا وجود دارد. اگر ما اعتقاد داشته باشیم که باید به شدت کار کنیم تا پول به‌دست آوریم، دنبال کارهایی می‌گردیم که نیاز به تلاش فراوان دارد. اگر باور داشته باشید که پول درآوردن سخت، سخت ترین روشها برای پول درآوردن را به سمت خود جذب می کنید.

مواردی از افکار و باورهای منفی در این مورد به قرار زیر می باشد:  

 – آدم در‌صورتی پولدار می‌شود که تقلا کند.

 – پول که توی خیابان نریخته است.

 – پول آسان از دست می‌رود و سخت به دست می‌آید.

 – درخت پول که نکاشته‌ام، پول بدهد.

 – یک ریال یک ریال پول جمع می‌شود.

 – قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.

 – پول و ثروت به‌راحتی که جمع نمی‌شود باید زحمت کشید.

 – برای روز مبادا پولی کنار بگذار، هر لحظه ممکن است کسادی پیش آید.

 – هر لحظه احتمال دارد بی‌پول شوم پس بخشش نکنم.

– برای پولدار شدن باید سال ها زحمت کشید و شبانه روز کار کرد.

– به دست آوردن پول در این زمانه بسیار سخت است.

– یک ریال یک ریال پول جمع می شود.

– فکر می کنم اگر کسب و کارم گسترش پیدا کند باید موارد زیادی از قبیل حسابداری، وکالت و … را یاد بگیرم که کار خیلی سختی است. 

– در شرایط رکود اقتصادی، پول درآوردن سخت تر از رونق اقتصادی است.

 

نحوه تغییر و اصلاح باور:

باور مثبت : 

به دست آوردن پول آسان ترین کار دنیاست.  

 

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

انجام تمرین بازی فراوانی

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

 

تمرین بازی فراوانی

تمرین بازی فراوانی 

یا تمرین دسته چک جادویی

هدف از انجام این تمرین نهادینه شدن این موضوع در ذهن شماست که پول یک امر ذهنی است و بسیار راحت به دست می آید. این تمرین تمرکز و توجه ما را از نداشته ها، فقر و کمبود بر می‌دارد و به فراوانی و ثروت سوق می‌دهد.

این تمرین ذهن شما را از شرایط فقر دور کرده و به وضعیت فراوانی و ثروت می برد. مهمترین نکته در انجام این تمرین باور به واقعی بودن آن است، پس در هنگام انجام آن باید تا آنجا که می توانید حس و حال خوب و واقعی داشته باشید.

بازی فراوانی چیست؟

یک تمرین بسیار خوب و عالی وجود دارد که شما می توانید به وسیله آن ذهن خود را ثروتمند تربیت کنید و بخواهید که کانون توجه خود را از روی فقر برداشته و بر روی فراوانی نعمت در جهان بگذارید.

این تمرین توسط خانم استر هیکس نویسنده و مدرس قوانین موفقیت که یکی از بهترین کتاب های ایشان راهنمای درون می باشد مطرح شده است.

اولین قانون این تمرین این است که مقاومت ذهنی خود را کنار بگذارید و واقعا بخواهید که آن تمرین را انجام بدهید.

مقاومت هایی مانند:

 اینکه این تمرین برای من نون و آب نمی شود.

این تمرین باعث نمی شود که پول واقعی به دستم برسد و…

را کنار بگذارید این ها دقیقا همان عواملی هستند که باعث می شوند شما نتوانید به ثروت برسید و یا از این تمرین نتیجه ای بگیرید.

آموزش انجام بازی فراوانی

فرض کنید شما یک حساب بانکی دارید که هر روز مبلغی به آن واریز می‌شود و شما باید در طول آن روز، تمام پول را صرف خرید چیزهایی کنید که واقعا لازم دارید یا دوست دارید آنها را داشته باشید و اجازه پس انداز کردن هیچ مبلغی از پول را ندارید.

برای خود دسته چکی در نظر بگیرید و در صورت امکان از دفترچه ای به شکل دسته چک استفاده کنید و برای هر خرید خود چکی در بابت آن خرید بکشید. می‌توانید از یک دفتر استفاده کنید و خریدهای هر روز را در آن یادداشت کنید.

در این تمرین قصد داریم سطح ارتعاشی شما را با پول هم فرکانس کنیم و مقاومت های ذهنتان درباره پول را کم کنیم. اگر در حال حاضر از لحاظ مالی در مضیقه هستید شاید انجام این تمرین کمی برایتان دشوار باشد و با مقاومت ذهنی زیادی مواجه شوید، اما به تدریج مقاومت ها کم می شود و این تمرین را با لذت بیشتری انجام خواهید داد.

نحوه واریز پول به حساب و خرج آن

روز اول مبلغ یک میلیون تومان به حساب شما واریز می‌شود و تا آخر شب فرصت دارید که با این پول هرچه را که می‌خواهید بخرید.

به عنوان مثال روز اول شما یک میلیون تومان به صورت ذهنی در کارت بانکی خود دارید پس مثلا ۸۵۰ هزارتومان آن را بگذارید برای یک تلفن همراه ، ۱۵۰ هزار تومان آن را بگذارید برای خرید یک دستگاه بازی  

روز دوم دو میلیون تومان به حساب شما واریز می‌شود،

روز سوم سه میلیون تومان و این روال به همین شکل ادامه دارد و هر روز نسبت به روز قبل یک میلیون تومان بیشتر به حساب‌تان واریز می‌شود.

اگر این تمرین را یک سال انجام دهید، فکر می کنید بعد از انجام آن، چه مبلغی به حساب شما واریز شده است؟

۶۶۷۹۵ = ۳۶۵ + … + ۳ + ۲ + ۱

بله ۶۶ میلیارد و ۷۹۵ میلیون تومان

در چکی که برای هر خرید می کشید، تاریخ خرید، محصول خریداری شده و مبلغی را که بابت آن پرداخته‌اید را به طور کامل بنویسید. در روزهای اول، مبالغ خریدی که در چک‌ها می‌نویسید کم است، اما به مرور مبلغ این چک ها بیشتر و بیشتر می شود.

برای احساس واقعی بودن خرید

در مورد هر خریدی سعی کنید با تحقیق در بازار و فروشگاه ها یا از سایت‌های اینترنتی قیمت صحیح را به دست آورید.

به عنوان مثال: اگر قصد خرید یک تلفن همراه یا یک ساعت مچی را دارید گشتی در بازار بزنید ، مدل ها و مارک‌های مختلف را ببینید، قیمت آنها را بپرسید، جنس مورد علاقه خود را مشخص کنید و پول خود را صرف خرید همان چیزی کنید که در واقعیت دیده‌اید و خرید خود را کاملاً واقعی ببینید.

نکته این است که بدانیم ضمیر ناخودآگاه همیشه با تغییر مخالفت می کند  شرایط فعلی را بهترین شرایط می داند و این موضوع کاملا طبیعی است زیرا کار ذهن حفظ حالت موجود است و شما مدت‌های زیادی افکاری داشته‌اید که با افکار جدیدتان هماهنگ نیست به همین خاطر ذهن سعی می کند شما را از انجام آن منصرف کند و شما را در شرایط فعلی حفظ کند، اما شما باید با سماجت و پافشاری او را قانع به پذیرفتن انجام تمرین کنید و حس و حال خوب خود را در هنگام انجام تمرین با قدرت تمام به آن بخورانید.

شاید پیشنهاد انجام این تمرین کار احمقانه ای به نظر برسد و بگویید وقتی پولی نیست چه خرج کردنی و چه کار مسخره و بچه‌گانه‌ای!

 فراموش نکنید که ذهن انسان قدرت تشخیص و جداسازی بین واقعیت و تخیل را ندارد .

اگر تمرین را با احساس و هیجانی به اندازه واقعی آن انجام دهید، ذهن به راحتی آن را می‌پذیرد و شما را در مسیر و شرایطی قرار می‌دهد که دستیابی به این پول را فراهم می‌سازد و این پول ها در زندگی شما به واقعیت در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

پس هر چقدر این تمرین را جدی تر بگیرید و واقعی تر انجام دهید قدرت و تاثیر گذاری آن بیشتر است.

انجام تمرین دسته چک جادویی ذهن را ثروتمند می‌کند و این ذهن ثروتمند شما را برای دریافت نعمت و ثروت و پول بیشتر و بیشتر آماده می کند. همچنین کمک می‌کند که پول‌های خود را به‌جا و صحیح خرج کنید.

تمرین دسته چک جادویی شما را به این باور می‌رساند که من هم می‌توانم پول‌های بیشتری داشته باشم و با ایجاد این باور در شرایطی قرار می‌گیرید که با ایده‌ها، اتفاقات، آدم‌ها و شرایط جدید مواجه می‌شوید که شما را با پول‌های بیشتر برخورد می‌دهد تا این پول‌ها به زندگی شما وارد شود.

هر روز این تمرین را انجام دهید و تا می‌توانید آن را واقعی جلوه دهید و خریدهای خود را هدفمند و دقیق انجام دهید.

به قدرت این تمرین شگفت‌انگیز ایمان داشته باشید تا باور به فراوانی نعمت و ثروت در زندگی شما گسترش یابد  و فراوانی را در زندگی واقعی با چشمان خودتان ببینید.

 اکثریت افرادی که این بازی را انجام می دهند حدودا تا روز بیستم بیشتر نمی توانند ادامه دهند و خیلی ها در روزهای ابتدایی فراموش می کنند و خیلی ها از روز بیستم به بعد برای خرج کردن مبالغ دچار اشکال و ضعف می شوند که دلیل اصلی آن مقاومت ذهن و ضمیر ناخودآگاه و باورهای منفی می باشد و با تکرار کم کم از نظر ذهنی آماده می شویم و راحت تر این تمرین را انجام می دهیم.

 ماده آماده

 

محاله نتیجه نگیری!

دوست خوبم محاله کسی این تمرین را انجام داده باشه و نتیجه نگرفته باشد . مطمئنا زمانی که این تمرین را درست انجام بدهید و با عمق وجود احساس کنید که هر روز پول بیشتری وارد حسابتون می شود ، کم کم ضمیر ناخودآگاه و ذهنتون با این رقم ها آشنا می شود و به راحتی پول بیشتری وارد زندگیتون می گردد.

نیازی نیست که در مورد خرید هاتون توضیح دقیقی بدین ، فقط به  صورت حدودی مشخص باشه کافیه . اما نکته مهم اینه که این تمرین را خیلی واقعی انجام بدین ، به این معنا که اگر در دنیای واقعی این مبلغ به حسابتون واریز بشه باز هم شما همان کارها و خرید ها را انجام بدهید . پس اگر به صورت واقعی مراجعه کنید و قیمت چیزهایی که می خواهید  بخرید را واقعی تر یادداشت کنید قطعا تاثیرات بهتری خواهید گرفت .

یادتون باشه روزی که ۱۰۰ میلیون واریز شد به حسابتون ، همه این مبلغ رو یکجا خرج یک مورد نکنید و چیزهای کوچک تری هم بخرید که ذهنتون بیشتر و بهتر این قضیه را باور کند .

سوالات پرتکرار در مورد بازی فراوانی

چرا با مبالغ بیشتر مثلاً صد میلیون تومان شروع نکنیم؟

سوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود، این است که چرا این تمرین از یک میلیون تومان شروع کنیم؟

جواب این است که باید ذهن آرام آرام به مبالغ بالاتر عادت کند و روند تکامل را طی کند تا خریدها و خرج کردن با مبالغ بالاتر برای آن قابل قبول و واقعی جلوه نماید و همچنین شما در خرج کردن مبالغ بالا استاد شده‌اید.

شاید اگر الان از شما سوال شود با صد میلیون تومان پول چه کارهایی انجام می‌دهید و چه چیزهایی می‌خرید، نتوانید پاسخ واضح و دقیقی به این سوال بدهید، اما هنگامی که به روز صدم برسید ، بسیار خوب از عهده آن برمی‌آیید، چون ذهن شما با مبالغ کمتر از آن کنار آمده است و آن را قبول کرده است.

 
آیا لازمه قیمت دقیق چیزهایی که می خواهیم بخریم را بدانیم؟

خیلی نیازی نیست که به صورت خیلی قیمت ها رو دقیق بدونین ، به صورت حدودی کافیه . اما زمانی که دقیق تر انجام میدین قطعا تمرین حالت واقعی تری به خودش میگیره و مطمئنا نتایج بیشتر و زودتر اتفاق میفتن.

تا کی باید تمرین را انجام بدیم؟

اگر تمرین رو به درستی انجام بدین ، با نتایجی که به دست میارین ادامه خواهید داد و نمیشه مدت زمان مشخصی تعیین کرد و هر شخصی بر بحث نوع باورهاش مدت زمانش متفاوت خواهد بود.

زمان مورد نیاز بازی فراوانی

زمان زیادی برای انجام این تمرین نیازی ندارید، روزانه بین ۱۰ تا ۱۵ دقیقه کافی است.

 

بهترین زمان انجام بازی فراوانی

توجه داشته باشید که اگر این تمرین را هر روز صبح انجام بدهید بسیار برای شما بهتر است چرا که از همان ابتدای روز احساس خوب و عالی دارد و با به دست آوردن خواسته های خود و چیزهایی که دوست دارید روز خود را شروع می کنید ، پس به این مورد مهم نیز توجه داشته باشید و حتما تمرین هر روز را انجام دهید و متعهد باشید نه آنکه یک روز را انجام بدهید و روز دیگر را نه و چند روز بعد دوباره بخواهید تمرین را انجام بدهید.اگر این اتفاق برای شما افتاد دوباره سعی کنید مبلغ را به یک میلیون تومان برسانید.

 

نتیجه انجام این تمرین ؟

انجام این تمرین باعث می شود که کم کم توجه شما برروی فراوانی نعمت در جهان برود واقعا ذهن بپذیرد که امکان پذیر است که بتواند خواسته هایی که دارید را برآورده کند ، و زمانی که این اتفاق افتاد و این باور به وجود آمد ایده های عالی می تواند به شما بدهد برای رسیدن به خواسته هایتان و ایده هایی با کمترین زحمت فیزیکی و بیشترین منفعت و سود…

 

شناسایی موانع ذهنی در بازی فراوانی

دوست من اگه فکر می کنی این تمرین خیلی راحت هست و براحتی میتونی انجامش بدی ، خوب دست بکار شو!

ولی نهایتا ممکنه تا۳۰ یا ۴۰ روز پیش بری!!

ناخودآگاهت وقتی این پولها رقمش هی بالاتر میره از خودش واکنش نشون میده و به اشکال مختلف جلوی تو رو می گیره.

یک روز میبینی به خودت میگی خوب وقت دارم و تا شب انجامش میدم وتا شب میشه و بالاخره یادت می ره و فرداش میگی آخ من دیروز بازی فراوانی خودم رو انجام ندادم.  

یک روز بهانه می آری ،یک روز چیزی برای خرید پیدا نمی کنی و……

همه اینها موانع ذهنی ما و باورهای تثبیت شده  ما درباره مسائل مالی و ثروت هستند.

 

قوانین بازی فراوانی 

 در این بازی پولی برای سرمایه گذاری، پس انداز، قرض، بدهی، وام، سپرده، قسط یا از این قبیل خرج نکنید. ( دقت داشته باشید هر کاری داخل این تمرین انجام بدهید  در دنیای واقعی تجربه خواهید کرد).

 در اول با خرید های کوچکتری شروع کنید.

 به طور معمول در هفته اول نشانه مالی می بینید . مثلا کاری برای شما پیشنهاد می شود ، پول پیدا میکنید ، یهویی پول از منبع غیرمنتظره دست تان می رسد یا طرح و ایده پولسازی به ذهنتان می آید و ….

 

حتما به صورت فیزیکی از فروشگاه های شهر دیدن کنید و اقلام مورد نظر را بررسی کنید و بخرید و لیست جدیدی تهیه کنید. می توانید از فروشگاه های اینترنتی هم استفاده کنید و اصل موضوع اینکه حس واقعی بودن تمرین را ایجاد کنید و جوری انجام بدهید که همه این مسائل واقعی هستند. .

یکی از مهمترین قسمت های تمرین ساعات پایانی شب و قبل خواب می باشد. از تصویرسازی در این لحظات غافل نشین و لیست خرید را آماده کنید و لذت خرید کردن و استفاده از آنها را  در خودتان ایجاد کنید. خودتان را در حال استفاده از کالای خریداری شده تجسم کنید.

 

خلاصه :
طی روز، بازی فراوانی را انجام دهید.
شب قبل از خواب، آنچه را خریداری کرده اید را با تمام جزئیات تجسم کنید.

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

 

ابتدا روی آموزش، سرمایه‌گذاری کنیم.

 

 ابتدا روی آموزش، سرمایه‌گذاری کنیم.

 مسأله این نیست که خریدن کتاب و شرکت در کلاس‌ها و سمینارها چقدر برای ما گران تمام می‌شود، مسأله این است که اگر بر روی آموزش و بهبود ظرفیت کسب د‌رآمدمان سرمایه‌گذاری نکنیم چقدر برای ما گران تمام می‌شود. در ضرب‌المثل آورده‌اند:

اگر می‌خواهی نان بخوری، گندم بکار

 اگر می‌خواهی نفس بکشی، درخت بکار

 اگر می‌خواهی زنده بمانی، آموزش ببین و آموزش بده

 

آیا ما هم خسارت نوع نگاه و تشخیص نا‌ صحیح خود را داده‌ایم؟ هر یک از ما نگاه خاص خود را داریم که هفتاد ‌درصد آن را از منابعی آموخته‌ایم که امروزه کاربردی ندارند و البته بر‌اساس همین نگاه تصمیم می‌گیریم و اقدام  می‌کنیم.

اگر ما عینکی داشتیم که دیدی مناسب و دقیق به ما می‌داد و مسیر درست را در تصمیم‌گیری‌ها برای‌مان نمایان می‌کرد، چه تغییری در زندگی امروز ما به وجود می‌آمد؟ درآمد‌مان؟ روابط‌مان؟ آسایش و آرامش‌مان؟ و صد البته آینده‌مان؟

پیر فرزانه‌ای پرسید: کیسه‌ای پر از طلا، و لوحه‌ای گلی که  بر آن کلمات حکیمانه‌ای نوشته‌اند. اگر حق انتخاب یکی از آنها را به شما بدهند، کدام را انتخاب می‌کنید؟در زیر نور لرزان آتشی که از بوته‌های دشت فراهم آمده بود، برقی از کنجکاوی در چهره‌ی آفتاب سوخته‌ی شنوندگان درخشید. همه‌ی شنوندگان با هم گفتند: طلا، طلا

پیر، لبخند زیرکانه‌ای زد. آنگاه دست خود را بلند کرد و به‌دنبال سخن خود گفت: گوش کنید. صدای سگان وحشی را که از دور‌دست می‌آید بشنوید. زوزه و ناله‌ی آنها برای این است که از گرسنگی لاغر شده‌اند. امّا اگر غذای خوب به آنها بدهید، چه می‌کنند؟ با تکبر راه می‌روند و به جان هم می‌افتند، بی‌آنکه به فکر باشند که فردایی هم هست.

فرزندان آدم نیز چنینند. اگر آنها را بین دانش و ثروت مخیّر کنید چه می‌کنند؟ از حکمت و دانش چشم می‌پوشند و پول را تلف می‌کنند. و چون فردا آمد شیون سر‌می‌دهند که پول‌شان تمام شده است.         طلا از آن کسانی است که قواعد تحصیل ثروت را بدانند و آن را مراعات کنند.

توانایی خود را برای کسب درآمد افزایش دهیم. در دنیای واقعی تنها دارایی حقیقی انسان، مغز اوست. این، قدرتمند‌ترین ابزاری است که بر آن تسلط داریم.

 مدتی قبل، از منزل یکی از دوستان دزدی شد. دزدها تلویزیون، دستگاه ضبط و بسیاری از این قبیل را بردند، ولی به کتاب‌هایش دست نزدند. بسیاری از ما چنین دارایی‌هایی داریم که هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را بدزدد. بله! بسیاری از مردم هشتاد درصد پولشان را صرف خرید تلویزیون، مبل و صندلی و اقلامی از این دست می‌کنند و فقط کمتر از بیست درصد برای خرید کتاب و یا آموزش در زمینه‌ی تجارت و سرمایه‌گذاری خرج می‌کنند.

وقتی در بازی خرید ‌و فروش شرکت می‌کنیم، ممکن است در شروع کار سرمایه‌گذاری ضرر هم به دنبال داشته باشیم، ولی سودی که از یادگیری به‌دست می‌آید، بسیار ارزشمند‌تر است. با وارد‌شدن در بازی سرمایه‌گذاری، افراد کتاب‌های بیشتری را خریده و مطالعه می‌کنند، نشریه و روزنامه‌های اقتصادی را با دقّت دنبال می‌کنند. این بازی برای‌شان جالب خواهد شد و کم‌کم قوانین بازی و مهارت لازم را به‌دست می‌آورند. در نهایت از این بازی پیروز بیرون خواهند آمد.

یک فعّال اقتصادی وقتی که در بازی خرید‌ و‌فروش شرکت می‌کند باید همچون ورزشکاران خود را تازه‌نفس نگه‌دارد. توانایی‌های خود را پرورش دهیم، مطالعه کنیم و بر عقل‌و‌دانایی خود بیفزاییم، مهارت‌های خود را افزایش دهیم و به شخصیت خود احترام بگذاریم. کتاب‌های خوب را بخریم، حتی اگر درآن زمان نخوانیم، در زمانی دیگر خواهیم خواند. بارها‌شده کتابی را خریده‌ام و سال‌ها بعد خوانده‌ام. گاهی با خواندن یک کتاب و عمل‌کردن به آموزه‌هایش در سراسر کار و زندگی پیروز خواهیم بود. در سمینارها و تورهای مدیریتی شرکت کنیم. مطالب گفته شده را بشنویم، یاد بگیریم، تمرین و عمل کنیم. افراد زیادی در سمینارها شرکت می‌کنند، می‌شنوند ،یاد می‌گیرند و پس از چند هفته فراموش می‌کنند. یاد‌داشت بر‌داریم، ضبط کنیم تا بتوانیم بارها بخوانیم و بشنویم و تکرار کنیم.

جالب است بدانید من علیرضا شجاعی در یکی از سمینارهایی که شرکت کرده بودم،  عناوین و مطالب اصلی را یادداشت‌برداری ‌کردم و صحبت‌های سخنران را ضبط کرده بودم. پس از چند هفته که مجدّداً مطالب ضبط شده را با آرامش و با دقّت گوش می‌کردم، پنج صفحه یاد‌داشت برداری من به سی و چهار صفحه افزایش یافت.  

بزرگان بازی کسب‌و‌کارجزو شرکت‌کنندگان همیشگی سمینارها هستند.  بیل‌گیتس یک ابر‌ثروتمند، بنیان‌گذار تحوّل در رایانه‌های شخصی و  مدیر عامل شرکت مایکرو سافت در یک سال در۱۷ سمینار شرکت کرده بود. آماده نگه‌داشتن ذهن و ارتقای مهارت‌ها، تفاوتی است که ایجادِ تفاوت می‌کند.

یکی از دوستان می‌گفت شما در شرکت سونی دست روی هر کارگری بگذارید، تقویم آموزشی دست‌کم پنج سال آینده‌اش را می‌داند، چه دوره‌هایی را برای چه‌هدفی خواهد دید. مسیر شغلی تک‌تک کارکنان از قبل مشخص شده است. هر‌یک از افراد وقتی می‌خواهند بازنشسته شوند از چند سال قبل جانشین آنها مشخص شده است، نه تنها یک جانشین بلکه چند جانشین. در این شرکت‌های پیشتاز مدیر عامل هفته‌ای  یک بار تک‌تک ایستگاه‌های تولید را مرور می‌کند و با وضعیت و شرایط‌کاری آنها آشنا می‌شود. با کارکنان ارتباط مستمری دارد و در دوره‌های مختلف خود شخصاً همان کارهای آنها را انجام می‌دهد. یعنی لباس کار می‌پوشد و مانند کارکنان کار می‌کند، حتی رکورد زمانی می‌گیرد که آیا توانسته است همان کارها را در زمان تعیین شده انجام دهد.     

 آیا می‌دانید کشور قطر چگونه به بیست درصد رشد سالیانه رسید؟ با آموزش. قطری‌ها هیچ مشاوره‌ای را بدون آموزش قبول نمی‌کنند،  هیچ قراردادی را بدون آموزش منعقد نمی‌کنند، کارکنان واحد بازرگانی شرکتی که هنوز ساخته نشده است از هم اکنون در حال آموزش هستند.    

هدف من و شما باید تقویت فرهنگ آموزش و یادگیری باشد. کاری که امروزه ثابت شده با ارزش‌ترین و تنها منبع تجدید‌پذیر واقعی در جهان است. تیمی از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، مطالعه و تحقیق جالبی انجام داده‌اند. در این تحقیق رابطه بین عملکرد افراد و درآمد کلی منابع طبیعی، برای هر کشور شرکت‌کننده مورد بررسی قرار داده شده است.

نتایج نشان داد که رابطه‌ای فوق‌العاده منفی بین پولی که کشورها از منابع طبیعی خود به‌دست می‌آورند و دانش و مهارت‌هایی که جمعیت دبیرستانی‌شان دارند، وجود دارد. دانش‌آموزان کشورهایی که بهره اندکی از منابع طبیعی دارند، نمرات بالایی دارند. در‌حالی که دانش‌آموزان کشورهایی که بیشترین مقدار درآمد حاصل از منابع طبیعی را دارند، نمرات ضعیف و پایینی دارند.

  البته در مورد برخی از کشورها که دارای منابع طبیعی زیادی هستند، دانش آموزان نمرات خوبی کسب کرده‌اند که بخش اعظم آن مربوط است به سیاست‌های برنامه‌ریزی شده و سنجیده در قبال ذخیره‌کردن و سرمایه‌گذاری درآمدهای حاصل از منابع طبیعی بوده است. مسلماً داشتن منابع طبیعی خیلی خوب است. با وجود آنها فرصت‌های شغلی زیادی به وجود می‌آید، امّا در دراز‌مدّت جامعه را ضعیف خواهند کرد، مگر اینکه برای ساختن مدارس و ایجاد فرهنگ یادگیری همیشگی استفاده شود.  

 این بررسی‌ها به ما می‌گوید که اگر واقعاً می‌خواهید بدانید که یک کشور درآینده چگونه عمل خواهد کرد منابع طبیعی آن را به حساب نیاورید، بلکه باید معلّم‌های تاًثیر‌گذارش، والدین آگاه و دانش‌آموزان متعهّدش را مد نظر قرار دهید.  جامعه‌هایی که به منابع طبیعی خود بیش از حد وابسته شده‌اند مستعد پرورش والدین و جوانانی هستند که بخشی از غرایز، عادات و محرّک‌های‌شان را برای یادگیری، انجام‌دادن تکالیف و تقویت مهارت‌های‌شان از دست داده‌اند. در مقایسه، در کشورهایی با منابع طبیعی اندک، عموم مردم فهمیده‌اند که کشور باید با دانش و مهارت مردمش به پیش رود و این موضوع به کیفیت تحصیلات و سیستم آموزشی مرتبط است.

 امروزه دانش و مهارت تبدیل به پول رایج جهانی شده است. امّا هیچ بانک مرکزی که این پول را چاپ کند وجود ندارد. هر‌کس مجبور است که خود تصمیم بگیرد چقدر پول چاپ خواهد کرد. به‌خاطر داشته باشیم چیزی که ما را همواره به سمت جلو می‌راند و باعث پیشرفت ما می‌شود، چیزی است که خودمان آن را ساخته‌ایم.         

تلاش و کسب مهارت باعث تفاوت می شود.

بعضی مطالب را با خواندن یاد می گیریم، شاید مجبور باشیم چند سال درس بخوانیم. بعضی مهارت ها کاربردی و عملی است و برای یادگیری باید کسی به عنوان مربی به ما یاد بدهد، ما باید برای تمرین وقت به آنها اختصاص دهیم.  

همراه با آموزش دیدن، آنقدر زندگی انسان رشد می کند و یک احساس خوب همیشگی دارد که قابل توصیف نیست. خدایا شکرت زندگی من فوق العاده شده است. من از یادگیری و یاد دادن لذت می برم. تاثیر مثبتی که انسان می تواند بر روی زندگی دیگران داشته باشد ارزشش از پول خیلی بیشتر است.

من براحتی برای کتاب، سمینار، دوره های آموزشی مرتبط با بهبود عملکرد فردی پول خرج می کنم، مطمئن باشید هر کسی اینطوری زندگی کند، در نهایت موفق می شود. هر کسب بین آموزش و یک انتخاب دیگر آموزش را انتخاب کند، از زندگی اش بیشتر لذت می برد.

با داشتن احساس خوب همیشگی، زیبا تر و دوست داشتنی تر بنظر خواهید رسید. وقتی شما سینما یا باشگاه ورزشی می روید برای چند ساعت فقط خودتان حس خوبی خواهید داشت. ولی با یادگیری و داشتن احساس خوب همیشگی همسر و فرزندان کیف می کنند و حس خوبی خواهند داشت.

هدفگذاری باقیمانده روزهای زندگی ام و رسالت من علیرضا شجاعی یادگیری و یاددادن است.     

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی    

سخت کارکردن یا هوشمندانه کار‌کردن

سخت کارکردن یا هوشمندانه کار‌کردن

یکی از نگرش هایی که باید تغییر کند افزایش قابلیت تولید پول است، نه خود پول. پول مهم است، ولی مهم‌تر از پول، قابلیت تولید پول است.

هنگامی که صحبت از پول می‌شود، تنها مهارتی که به ذهن افراد خطور می‌کند، سخت کار‌کردن است. ولی کار‌سخت و کار بیشتر، به تنهایی برای پولدار شدن کافی نیست. دنیا پر‌است از آدم‌هایی که سال‌ها سخت کار کرده‌اند؛ مانند کارگران معدن و رانندگان تاکسی، ولی آنها پولدار نشده‌اند. به‌جای تمرکز فکری بر سخت‌‌کار‌کردن به هوشمندانه کار‌کردن فکرکنیم.
هوشمندانه کارکردن به چه معنی است؟ سخت کار‌کردن بیشتر بر جنبۀ فیزیکی کار تمرکز دارد، ولی هوشمندانه کار‌کردن بر جنبۀ ذهنی کار تمرکز دارد. یک سؤال مطرح است: سخت کار کنیم یا هوشمندانه کار کنیم؟ در پاسخ باید گفت: سخت هوشمندانه کار کنیم.


این سؤال را از خود بپرسیم: چه کار می‌توانم بکنم که تا آخر عمرم نیازی به کار‌کردن نداشته باشم؟ ذهن ما جواب‌ها و راه‌حل‌های خاص خودش را به بیرون می‌پراند.
چه کاری مهمتر و منطقی‌تر از فکر و باور است؟ کسانی که در زندگی زیاد کار می‌کنند و راه به‌جایی نمی‌برند، زیادند. این افراد گاه دچار فشارهای روحی‌اند و احساس خستگی و درماندگی می‌کنند. آنها کار زیاد را با کار درست اشتباه می‌گیرند. وقت ندارند، بنشینند و فقط فکر کنند. ما چقدر در برنامۀ زندگی‌مان برای فکر و اندیشه وقت‌و‌سرمایه اختصاص داده‌ایم. اگر مشغلۀ‌کاری زیادی داریم، برنامه‌ریزی کنیم که در زمان‌های مناسب به خودمان زمان سکوت دهیم، حتماً برای خودمان خلأ ایجاد کنیم تا بتوانیم با آرامش فکر کنیم. در زمان تعطیلات تلفن همراه خود را خاموش کنیم، به‌ویژه در تعطیلات سال نو، عادت کنیم مکتوب فکر کنیم. بنویسیم که امسال برای افزایش ظرفیت درآمد خود چه کارهایی باید انجام دهیم؛ سال گذشته چه کارهایی می‌خواستیم انجام دهیم که انجام نداده‌ایم.


تقویت فکر و باور و هوشمندانه کار‌کردن، همانند تقویت سهم تحقیقات در واحدهای صنعتی است. به‌طور نمونه، از نظر آماری بودجه و سهم تحقیقات از درآمد نا‌خالص ملّی در کشورهای پیشرفتۀ صنعتی نزدیک به چهار‌درصد است، در‌صورتی‌که در کشورهای عقب‌افتاده خیلی کمتر از یک‌درصد، از نظر نیروی محقّق در کشورهای صنعتی نزدیک به ۵۰۰۰ محقّق در هر یک میلیون نفر وجود دارد، ولی در کشورهای عقب افتاده کمتر از ۱۰۰ محقّق در هر یک میلیون نفر وجود دارد.
فکر‌و‌باور، یک کار است. کار فقط جابه‌جایی یک سنگ، رنگ‌کردن دیوار یا خریدن کالا نیست. جابه‌جایی اطلاعات، تجربیات، شناخت‌و یادگیری، کار است. این شناخت و یادگیری و تغییر نگرش، خود تولید‌کننده‌ی انرژی است. چرا که آن‌کس که دست به‌عمل می زند، در ابتدا نسبت به آن شناخت و باور پیدا کرده و تغییر نگرش باعث تغییر رفتار می‌شود.
مطالعه‌ی کتابی آموزنده و یا پای صحبت کسی با باورهای مثبت نشستن، از مهمترین و بزرگترین کارهاست . به‌گوشه‌ای خزیدن و پای صحبت نا‌اهلی نشستن و یکسره سیاهی و زشتی دیدن و شنیدن، بزرگترین و در عین‌حال خطر‌ناکترین و مهلک‌ترین کار است.


بیشتر حوادث‌کاری که صدمات جسمی و روانی، و ضرّرهای مالی به‌دنبال داشته است به‌دلیل فقط سخت‌کار کردن اتفاق افتاده است، نه سخت هوشمندانه کار‌کردن! آن جوان کارگر و عابر پیاده که صبح زود از خواب برخاسته و به سرعت در‌حال رفتن به محل کارش بود و بدون توجه به‌سرعت بالای ماشین‌ها از عرض خیابان می‌گذشت، و با ضربۀ سپر جلوی ماشین به هوا پرتاب شد، یا آن راننده‌ی ماشین کمپرسی که بدون توجه به سیم‌های برق فشار قوی هوایی در‌حال خالی‌کردن بار، دچار برق گرفتگی و سوختگی شد، هر دو سخت در حال تلاش و کار‌کردن بودند.
هر اتفاقی که برای ما می‌افتد خوشایند یا نا‌خوشایند، هر شرایطی در زندگی، ایدۀ خوب یا بد، همۀ نتیجه و واکنش رفتار و کردار خود ماست و این اعمال و رفتار باز تماماً حاصل باور و فکر خود ماست. آری، اگر در‌گلزاریم و یا در‌خارزار، بدانیم که آن را خودمان با باورمان آفریده‌ایم. در تمام زندگی، نتیجه و ثمره‌ی کشته‌ی خود یعنی باور خود را برداشت خواهیم کرد. پس چه بهتر آنکه در مزرعۀ اندیشه‌مان جز بذرهای خوبی، مهر، عفو، صمیمیّت، صفا، استواری، آرامش و پاکدلی نپاشیم؛ زیرا گشتزار اندیشه مانند زمین باروری است که در آن هر بذری چه خوب و چه بد به‌عمل می‌آید. هر فکر، بذر خوب یا بدی است که در زمین اندیشه و ضمیر ناخودآگاه شخص جای می‌گیرد و می‌روید. به‌همین علّت است که باید هوای فکرها را خیلی داشت تا بتوان خرمنی دلاویز از بذرهای تفکر برگرفت و شرایط دلخواه و مناسب را ایجاد نمود.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.  

ادامه مطلب …

 وقتی آمادگی جذب ثروت را داشته‌باشیم، شانس هم به کمک ما خواهد آمد.

 وقتی آمادگی جذب ثروت را داشته‌باشیم، شانس هم به کمک ما خواهد آمد.

اگر ماهیگیری سال‌ها در مورد عادت و رفتار ماهی‌ها مطالعه کند و بفهمد که با هر تغییر باد، چگونه بر سر‌راه آنها تور خود را به دریا بیندازد، آیا ما او را خوش اقبال می‌دانیم؟ شانس تنها به‌سراغ کسانی می‌رود که برای پذیرفتن آن آمادگی داشته باشند.

به خاطر داشته باشیم که ثروت حقیقی ما آن چیزهایی نیست که داریم، بلکه ثروت حقیقی ما آن چیزی است که هستیم. پول مهمترین مسئله در زندگی نیست، امّا پول آنچه را که مهمتر است تحت تأثیر قرار می‌دهد. پول استانداردهای زندگی، سلامت،  تحصیلات و آنچه را که هستیم تحت تأثیر قرار می‌دهد

ما کدام مشکل مالی را می‌خواهیم؟ نداشتن پول کافی یا داشتن پول زیاد؟ مشکل مالی خانواده‌ی ما از کدام نوع بوده است؟ بیشتر ما از خانواده‌هایی بوده‌ایم که مشکل‌شان نداشتن پول کافی بوده است. یا پول کمی در دسترس خانواده بوده است.و این نبودن پول کافی به طرز تفکر ما تبدیل شده بود.  

        ما فکر می‌کردیم که پول کمیاب است، به‌دست آوردنش سخت است، باید برای پول سخت کار کنیم. بنابر این، وقتی هم که بخواهد پول به‌راحتی در اختیار ما قرار گیرد، آمادگی لازم برای دریافت آن را نداریم.

از کودکی با افکار کودکانه، بارها از خداوند خواسته‌ام، خدایا یک گونی پول برای من بفرست. وقتی صفحه‌های زندگی گذشته‌ی خود را ورق می‌زنم، در‌می‌یابم خداوند بخشنده و با‌محبّت که از وضعیّت ما با‌خبر است و احساسات‌مان را می‌داند و نسبت به همۀ خواسته‌های ما عنایت دارد، در‌گذر زندگی گونی‌های متعددی پول برای من فرستاده است، ولی وقتی که به دلیل عدم‌آگاهی، آمادگی لازم برای دریافت این گونی‌ها را در خود فراهم نکرده بودم، مانند یک تلویزیون خاموش که امواج صوتی و تصویری را دریافت نمی‌کند، چیزی را دریافت نکرد ام.

        زندگی بازی داد‌ و ‌ستد است و باید مهارت‌های لازم برای این بازی را یاد بگیریم تا از بازی زندگی لذّت ببریم. کلید موفّقیت‌های مالی در بازی ثروت، آمادگی کافی با یادگیری مهارت‌های مالی، اصلاح عقاید و باورهای مالی و بیدار‌کردن شمّ‌اقتصادی است. وقتی آمادگی داشته‌باشیم، شانس هم به کمک ما خواهد آمد و گونی‌های پول را شناسایی و تشخیص خواهیم داد.

        امروز که قوانین بازی زندگی را آموخته‌ام و آمادگی خود را در بازی ثروت پرورش داده‌ام، می‌دانم که  چه فرصت‌هایی را از دست داده‌ام، ولی یک حقیقت شگفت‌انگیز دیگری را آموخته‌ام و آن حقیقت این است که در ذهن الهی فرصت گمشده وجود ندارد. اگر دری بسته شود در دیگری گشوده می‌شود. لذا با موانع یا همان فرصت‌های گمشده‌ی خود که در کتاب‌ها و محتوای آموزشی به آنها اشاره خواهد شد طرح دوستی می‌ریزم، تا هر مانعی پله‌ای شود برای بالا رفتنم.

هر‌چه در این عالم، مرئی و نامرئی وجود دارد در کار است تا به حق خود برسیم. در ذهن الهی مانع وجود ندارد، پس چیزی نمی‌تواند مانع شود که به خیر و‌خوشی و ثروتی که حق ماست  برسیم.

        در مدرسه‌ها در باره‌ی پول هیچ‌آموزشی به کودکان داده نمی‌شود، چون تکیه‌ی برنامه‌های آموزشی در بهترین شکل‌شان، تکیه بر مهارت‌های تخصّصی است. و در موارد‌ی وقت‌شان را برای یادگیری موضوعاتی تلف می‌کنند که در زندگی آینده‌شان هیچ نقشی ندارد و به کارشان نمی‌آید. در واقع آنها را برای زندگی در دنیایی آماده می‌کنند که وجود خارجی ندارد. انسان باید با زمانه‌ی خودش پیش برود. نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم، آیا پولدارها به‌خاطر درس‌خواندن و مدرک گرفتن، پولدار شده‌اند. دنیای پیرامون ما عوض شده است. این روز‌ها مدارک و تحصیلات بالا، لزوماً موفقیت کسی را تضمین نمی‌کند. مثلاً چند‌میلیون تحصیل‌کرده  در این دنیا زندگی می‌کنند که گرفتار مشکلات مالی هستند، چون هیچ‌وقت به این موضوعات فکر نکرده‌اند. برای همین، افرادی که با نمرات بالا از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده‌اند، برنامه‌ریزی مالی برای زندگی‌شان ندارند و فاقد مهارت‌های اقتصادی هستند.

        یکی از دلایلی که پولدارها، هر روز پولدارتر و بی‌پول‌ها، بی‌‌پول‌تر می‌شوند، این است که اکثر ما در خانه و توسط والدین‌مان با موضوع پول آشنا می‌شویم. بنابر‌این، یک پدر و مادر بی‌پول چه‌چیزی در این خصوص می‌تواند به فرزندش یاد‌‌ بدهد؟ اکثر والدین طبقه‌ی متوسط به پایین به بچّه‌ها چنین توصیه می‌کنند: به مدرسه برو، خوب درس‌بخوان و به‌دنبال یک شغل مطمئن باش، اکثر بچّه‌های این خانواده‌ها هم با نمرات بالا از مدارس فارغ‌التحصیل می‌شوند، امّا برنامه‌ریزی مالی شخصی آنها خیلی فقیرانه است، چرا که باورهای فقیرانه‌ای دارند، و در مقایسه با کار و تلاش و زحمتی که می‌کشند از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند.

        امروزه وقتی به اخبار تلویزیون گوش می‌دهیم و یا روزنامه‌ها را می‌خوانیم عناوین مرتبط با مسائل مالی را بارها و بارها می‌بینیم و می‌شنویم: افزایش قیمت در بازار ملک و املاک، رکود ‌اقتصادی، افزایش جهانی قیمت طلا، رکود در بازار سرمایه و اوراق بهادار، افزایش درصد ورشکستگی‌ها، افزایش نرخ تورّم، افزایش نرخ بیکاری، چگونگی طرح پرداخت یارانه‌ها.

 به همه‌ی ما دو نعمت بزرگ داده شده است: مغز‌مان و وقت‌مان. این به ما بستگی دارد که با این‌دو چه کنیم. با هر اسکناسی که به‌دست ما می‌رسد، فقط شخص ما هستیم که می‌توانیم در باره‌ی سرنوشت‌مان تصمیم بگیریم. اگر این پول را احمقانه خرج کنیم، فقیر بودن را انتخاب کرده‌ایم. اگر آن را خرج بدهی‌ها کنیم، جزو طبقۀ متوسط خواهیم بود. اگر روی ذهن خود سرمایه‌گذاری کنیم و یاد بگیریم که دارایی‌ها را چگونه به کار بگیریم، ثروتمند شدن را به عنوان هدف و آینده‌ی خود انتخاب کرده‌ایم. این انتخاب فقط متعلّق به شخص ماست. هر روز و با هر پولی که داریم، تصمیم می‌گیریم ثروتمند، فقیر یا متوسط باشیم. 

نوشته های مرتبط :

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.