ارتباط موثر با دیگران شامل: بازاریابی و فروش، سخنرانی و فن بیان

مخاطب میهمان شماست ، او را  محترم بشماریم.

مخاطب میهمان شماست ، او را  محترم بشماریم.

   نگوییم بچه است، کوچولوست، نمی‌فهمد . نکند وقتی کودکی یا نوجوانی حرف می‌زند یا نوشته ای را نشان می‌دهد و یا به هر شکل یا گونه‌ای برای ما پیامی می دهد به وی بی‌توجهی کنیم . احترامش نگذاریم و تحقیرش نماییم. مطمئن باشیم ارتباطی اینگونه یعنی از دست دادن ، پریشان کردن و شکستن آن کودک و نوجوان ، باز خورد تحقیر آمیز به پیام یعنی فرستادن او به جمع و دامان افراد ناباب، یعنی واداشتن وی به رفاقتهای ناجور.

 و از آن طرف احترام گذاشتن ، توجه کردن و پیامش را خوب و فعال شنیدن که همان ارتباط مثبت است ، یعنی او را تقویت و تایید نمودن، یعنی احساس تنهایی را از او گرفتن ، و او را با خود همراه و یار ساختن ، یعنی کودک و نوجوان را با خویش رفیق و او را همچنان در دامان خود نگه داشتن است.

قبول کنیم که هرگاه رابطه‌ای قطع و گسسته می‌شود، رفیقی از ما جدا میگردد ، فرزندمان به ما پشت می‌کند . با ما بیگانه می‌شود و عاملش خود ماییم . این ما هستیم که با ارتباط منفی، با تحقیر ، با بی‌احترامی و به پیامها پاسخ نارسا دادن ، باعث قطع رابطه ما می‌شویم . بی‌خودی دیگران را متهم نکنیم .

جمعی در مسجد منتظر بودند تا با پیامبر اکرم (ص) نماز جماعت بخوانند ولی هر چه انتظار کشیدند خبری از پیامبر نشد.  کسی را سراغ ایشان فرستادند شخص مزبور رفت و در کمال تعجب دید که نبی مکرم داخل کوچه و روی خاکها با بچه‌های کوچک در حال بازی هستند. گفت که مردم منتظرند تا با شما نماز جماعت بخوانند. رسول رحمت می‌فرمایند : می دانم اما تا اینها راضی نشوند و رهایم نکنند نمی توانم بیایم. شخص خواست به زور بچه‌ها را از پیامبر جدا نماید ولی ایشان مانع شدند، بالاخره تا رضایت بچه‌ها حاصل نشد امین وحی همانجا ماندند .

   در نمازی پیامبر سجده‌ای را طولانی میخوانند، اصحاب بعد از نماز علت را سوال می‌کنند، می‌فرمایند : 

در مسجد بودم که حسن (ع) بر پشتم سوار شد. منتظر ماندم پایین بیاید لذا سجده طولانی شد. حضرت همیشه دست دختر کوچک خود زهرای مرضیه (س) را می‌بوسند و به ایشان می‌گویند دخترم من از تو بوی بهشت استشمام می‌نمایم. و یا حتما شنیده‌ایم که هیچکس نتوانست در سلام کردن به پیامبر اکرم (ص) پیشدستی نماید.

  پپامبر میهمان‌دوست و میهمان‌نواز بود و میهمان را راهنمای بهشت می‌دانست و می‌فرمود : هر خانه‌ای که میهمانی وارد آن نشود ، فرشتگان وارد آن خانه نمی‌شوند . هنگامی که کاروان فرستادگان نجاشی در مدینه به محضر رسول خدا وارد شدند، آن حضرت بر خاست و خودش به آنان خدمت کرد . همچنین نقل شده است که در یکی از جبهه‌های جنگ پیامبر مشغول نماز بود . گروهی مسافر از کنار اردوگاه آن حضرت عبور کردند و با اصحاب پیامبر ملاقات نموده ، احوال پیامبر را از آنان پرسیدند و به او سلام رساندند و سپس از آن جا گذشتند . رسول خدا بعد از نماز و آگاهی از ماجرا در حالی که خشمگین بود، به اصحاب اعتراض کرده فرمود : سوارانی به این‌جا       می‌آیند و سلام خود را به من می‌رسانند و جویای حال من می‌شوند ،  ولی شما آنان را به مهمانی دعوت  نمی‌کنید؟  

انصافا اگر ما فقط اندکی از این همه حرمت و تجلیل را نسبت به بچه‌ها ، بزرگان و مخاطبین داشته باشیم، چه خواهد شد؟ آیا دیگر بچه‌ها با ما بیگانه خواهند شد؟ و آدمها از ما دوری خواهند گزید؟  

شنیدم در شرکتی چندین مدیر عامل به دلیل اعتراض و اعتصاب کارگری جابجا شده بودند ، حتی کارگران یکی را به نحوی تحقیر‌کننده سوار بر فرقان از شرکت بیرون کرده بودند . مدیر جدید نفرات اصلی مخالفین و سران حرکتهای کارگری را  برای گفتگو به دفتر کارش دعوت نمود ، و از آنها درخواست کرد تا خواسته‌هایشان را مطرح نمایند . کارگران یکی یکی خواسته ها و نیازمندیهای کاریشان را مطرح نمودند .

در طول مدت این گفتگو مدیر عامل جدید بارها از آنها درخواست می‌کرد که نقطه نظر یا انتقادی را فراموش نکنند، هر آنچه در فکرشان است مطرح نمایند. او با خونسردی کامل به تمام صحبت‌های کارگران گوش داد. او شنونده خوبی برای آنها بود.

در پایان جلسه کارگران از اینکه برای اولین بار یک مدیر عامل بطور دوستانه به حرف‌های آنها گوش داده بود متعجب شده بودند. همین ارتباط دو‌طرفه مدیریت با آنها مانند آبی بر آتش ، خاموش‌کننده  اعتراض و اعتصابات کارگری بود.

 به همان اندازه که مشتری انتظار دارد بهبود و کارآیی بهتری در ارائه خدمات ببیند، کارکنان یک اداره هم حق دارند در مورد وضعیت کار اظهار نظر کنند.

از چیز‌های مهمی که ما آموخته‌ایم ، این است که ارتباط نزدیکی بین رضایت کارکنان و رضایت مشتری وجود دارد . چنانچه کارکنان شما از فقدان بعضی از نیازهای اصلی بطور مثال  دریافت پاداش  عادلانه و هماهنگ با میزان عملکرد کاری، و سایر نیازهایی که شما بهتر می دانید افسرده و ناراحت باشند، این افراد دیگر به مشتری توجهی نخواهند داشت.

امروز رفته بودم نان بگیرم که دیدم نانوایی بسته است و این جمله را روی یک کاغذ نوشته و چسبانده روی شیشه: 

درصورت بسته بودن، هر بسته ۳۰۰۰ تومان، از بالا بندازید داخل( منظور پولتان را از بتلای پنجره بندازید داخل مغازه) 

از پنجره بالایی مغازه ۳۰۰۰ تومان انداختم داخل و یک بسته نان برداشتم و احساس غرور کردم که در کنار چنین مردمی زندگی می کنم و با چنین فرهنگی بزرگ شده ام!  

 

 نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

تفاوت های تان را گنج بدانید.

تفاوت های تان را گنج بدانید.

با توجه به تفاوت ویژگی های زنان و مردان ، هیچوقت به فکر تغییر دادن یکدیگر نباشید .

بطور طبیعی بین زن و مرد اختلافاتی وجود دارد ، نگذارید این اختلافات عمق پیدا کند . باور ، اطمینان و احترام به همسرتان بدهید .

    اگر شما با همسرتان سبک ارتباطی مختلفی دارید ، اصلا تصادفی نیست . همیشه متضادها همدیگر را جذب می کنند . شما ممکن است بیشتر کلامی باشید . دوست دارید تعطیلات ، مهمانی ها ، فیلم ها یا حتی غذاهایی را که میل کرده اید را مو به مو شرح دهید ، اما همسرتان ممکن است کمتر کلامی باشد و با یک صفت یک کلمه ای مانند شاد ، شلوغ ، جالب یا خوشمزه ، موضوع را بیان کند .

شما ممکن است در روابط اجتماعی تان خیلی باز باشید و زندگی تان را نیز با دیگران در میان بگذارید ، اما ممکن است همسرتان خصوصی تر باشد و احساس کند که زندگی او ربطی به دیگران ندارد . شما ممکن است نخست حرف بزنید سپس فکر کنید .همسرتان ممکن است محتاط تر باشد و هر آن چه را که می خواهد بگوید ، نخست در ذهنش مرور کند .

شما ممکن است خیلی بلند و قدرتمند حرف بزنید ، اما همسرتان تمایل داشته باشد که آرام حرف بزند . این ها  فقط تفاوت در سبک است ، هیچ کدام درست یا غلط نیستند . خصوصیات همسرتان را با همان نور عاشقانه ای که نخست دیدید ببینید .

وقتی زوجی شروع به ارتباط با هم می کنند ، معمولا مشکلی در مکالمه آنها پیش نمی آید . در یک رابطه جدید هیچ یک از زوج ها توجهی ندارد که چه کسی مکالمه را شروع می کند و یا کدامیک بیشتر حرف می زند ، تنها چیزی که متوجه می شوند این است که چقدر با یک دیگر احساس راحتی می کنند یا چقدر احساس امنیت خاطر دارند . وقتی مطالبی را که قبلا به هیچ کس نگفته اید حالا با هم در میان می گذارید و حس می کنید یک عمر است که همدیگر را می شناخته اید.

هیچ دلیلی وجود ندارد که شما در زندگی مشترک تان چه یکساله باشد و چه ۳۰ ساله ، همان احساس را تجربه نکنید . فقط موضوع تیم بودن را به یاد داشته باشید ، راهتان درست می شود . شما به دلیل تفاوت های تان جذب شده بودید . او مشخصاتی داشته که شما نداشتید . با هم یکدیگر را متعادل می کنید . آیا می توانید تصور کنید که هر دوی شما کلامی باشید ؟ در این صورت برای نفس کشیدن هم با هم رقابت می کردید . از طرفی دیگر اگر هر دو ، تیپ ساکت بودید ، سکوت خانه شما را دیوانه می کرد . بی شمار دیده ام که یک زوج با سبک های ارتباطی متضاد ، تیمی عالی به وجود آورده اند . یکی احساساتی و دیگری آرام و بی تفاوت ، یکی نامرتب و بی خیال و دیگری وسواسی و منضبط   

   یک ترکیب برنده ، تیم هایی که به مرحله نهایی و جهانی می رسند همیشه یک چیز مشترک دارند : ترکیب خوب بازیکنان . مربی ها انتظار ندارند همه بازیکنان توانایی و عملکردی یکسان داشته باشند . مدیران تیم به سختی کار می کنند تا بتوانند بازیکن هایی را انتخاب کنند که ترکیب مهارت ها و توانایی های شان یک تیم برنده را بسازد . اگر تمام اعضای تیم کنار هم صف بگیرند ، هر بازیکن یک رشته مهارتهایی متفاوت نسبت به بازیکن کناری خود خواهد داشت . این ، ترکیب مهارتهای همه است که زندگی تان را برنده  می کند . شما و همسرتان نیز یک تیم هستید . برای این که زندگی تان به اوج برسد و همان جا هم بماند ، باید توانایی های متفاوت یکدیگر را که وارد زمین بازی می کنید بشناسید و برای شان ارزش قائل شوید . 

یکی از شگفتی های آفرینش ، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است . بیولوژیست ها و پژوهش گران ، پس از بررسی و تحقیق های متعدد ، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت ، به گونه ای متفاوت از یکدیگر عمل می کنند .  

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش  

مـرا همـانگـونه کـه هستـم دوسـت داشتـه بـاش!

مـرا همـانگـونه کـه هستـم دوسـت داشتـه بـاش!

مردی به پدر همسرش گفت: عده زیادی شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می‌کنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟

پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهی‌هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده، همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطر کوتاهی‌ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند!!


یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید، عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردن روابط مان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟
همسرش می‌گوید، حتماً!
زن توضیح می‌دهد، «این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم.
چیزهایی که اذیتمان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»
شوهر لبخند زده می‌گوید، «موافقم!»
آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.
روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت، «شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟»
مرد گفت، «شروع کن.»
زن سه ورق درآورد. لیست بلند بالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. «عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی…» و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی درمورد همسرش که او را اذیت می‌کرد تشکیل شده بود، ادامه داد.
مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است. زن متوجه این قضیه شد و پرسید، «دوست داری ادامه بدم؟»
مرد گفت، «اشکالی ندارد، ادامه بده، می‌تونم تحمل کنم.»
زن به خواندن ادامه داد.
آخر کار زن گفت، «خوب تمام شد. حالا تو شروع کن.»

مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت، «دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم، حتی یک چیز به ذهنم نرسید.»
بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد. بعد ادامه داد، «چون به نظر من تو در نقص‌هایت کاملاً بی‌نقصی. من تو را آنطور که هستی قبول کرده‌ام، با همه نقاط مثبت و منفی که داری. من کل این مجموعه را دوست دارم. تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی و من واقعاً عاشقتم.»

زن ناراحت شد. سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.

ما به این دلیل دوست داریم آدمها را تغییر دهیم، که دوستشان داریم. اما گاهی‌اوقات، انگیزه‌های ما خالص نیستند. گاهی وقت‌ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم. از اینکه دیگران درمورد فرزندان، همسر، خواهر و برادرها و والدینمان چه می‌گویند، خجالت می‌کشیم.

یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدمها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم. ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران است؛ وقتی غذایتان را سفارش می‌دهید، می‌فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یکدفعه از چیزی که سفارش داده بودید، پشیمان می‌شوید. این میل به  مقایسه کردن، مایه بدبختی‌ بسیاری از زندگی‌های زناشویی است.

اگر همیشه هیکل همسرتان را با جنیفرلوپز مقایسه کنید، مطمئناً او قادر به رقابت با آن نخواهد بود. یا اگر درآمد شوهرتان را با بیل‌گیتس مقایسه کنید، او هم توان رقابت نخواهد داشت. خیلی وقت‌ها، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می‌کنیم که اصلاً وجود ندارد. مثلاً درمورد یک ستاره هالیوودی خیالپردازی می‌کنیم که اصلاً واقعی نیست. چون همه نقص‌ها و عیب و ایرادهای آنها با فتوشاپ از بین می‌رود.

قبل از اینکه ازدواج کنید، برای ارزیابی همسر آینده‌تان باید خیلی دقیق باشید. همه چیز را بررسی کنید. ارزش‌ها، پیشینه، اولویت‌ها، واکنش‌ها، اعتقادات، همه چیز. اما وقتی ازدواج کردید، دیگر دست از ارزیابی کردن
بردارید، از انتقاد کردن دست بکشید. دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است. باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید. از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می‌خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند. یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می‌کند.

وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید، یک معجزه اتفاق می‌افتد:
 فرد مقابل یاد می‌گیرد خود را بپذیرد و درنتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییرها شروع می‌شود.
چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ ممکن است یک چیزرا هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید. مثلاً تلفن‌همراهتان.

چرا دوستش دارید؟ چون هر زمان که خواستید می‌توانید به کسانیکه در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید، مثل وقت‌هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده‌اید، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر.

چرا ممکن است دوستش نداشته باشید؟ برای اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند، حتی وقت‌هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید.
خنده‌دار است اما درمورد روابط هم همینطور است.
چرا عاشق شدید؟ شوکه نشوید، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید، سال‌های بعد روی اعصابتان خواهد بود. شوخی نمی‌کنیم. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش‌مشرب و بشاش به نظر می‌رسید، سال‌های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد.

اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت، قوی و جدی بود، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه‌اش کنید.

اگر بخاطر زیبایی بی‌نظیرش عاشق همسرتان شدید، امروز وقتی مجبور می‌شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود،  دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید.

یادتان باشد، هر نقطه قوتی یک ضعف دارد. باز هم نکته‌مان را تکرار می‌کنیم: اگر می‌خواهید ازدواجی شاد و آرام داشته باشید، باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و شروع به تحسین کردنش کنید.
اینکه باید از اصلاح کردن همسرتان دست بردارید دو دلیل دارد:
اول اینکه نمی توانید.
دوم اینکه آدمها مثل خانه‌های قدیمی می‌مانند. اگر یک جای آنها درست شود، یک چیز دیگر در آنها خراب می‌شود.
یادتان باشد، هیچوقت نمی‌توانید کسی را درست کنید چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است. هیچوقت از بیرون نمی‌توان به آن اجبار کرد. باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید. باید به آنها آموزش دهید. اما نباید
اجبار کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازایابی و فروش 

شناسایی تفاوت ویژگی های زنان و مردان

 شناسایی تفاوت ویژگی های زنان و مردان

۱ – زنان تشریفات را دوست دارند .

مردان کمتر تشریفاتی هستند .

۲ – زنان رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیش تری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند . وقتی ارتباط برقرار میکنند و می خواهند با افرادی رفت و آمد داشته باشند ، هدفشان فقط ارتباط برقرار کردن است.

مردان هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش بیش تر تمایل نشان داده و استعداد بیش تری برای ارائه ی دلیل و منطق دارند . مردان در ارتباطات به دنبال اهدافشان هستند .

۳ – احساس موفقیت در زنان ، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند .

مردان زمانی خود را موفق و با ارزش می دانند که به هدف های شان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند .

۴ – در جریان زندگی ، زنان بیش تر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند .

مردان بیش تر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند .

۵ – زنان اهل کلامند و به گفت و گو علاقمندند و با بیان مسائل از فشار ناراحتی خود می کاهند .

مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسائل خود می پردازند .

۶ – زنان شنونده خوبی هستند .

مردان شنونده خوبی نیستند .

۷ – بدون درخواست کمک ، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می باشد . 

در نظر یک مرد ، پیشنهاد کمک به او به منزله ی این است که قدرت انجام کاری را که به عهده گرفته است ندارد ، و او از این پیشنهاد آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید . 

۸ – برای بیش تر زنان ، گفت و گو و هم دلی وسیله ی ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط بر قرار کند .

برای بیش تر آقایان ، گفت و گو ، وسیله ی ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید . مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند .

۹ – زنان بیش تر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق خود را انتخاب می کنند .

مردان بیش تر از راه چشم (دیدن) عاشق می شوند .

۱۰ – میل جنسی در زنان کم تر از مردان است ، زنان قلب مردان را می خواهند .

میل جنسی در مردان بیش تر است ، مردان جسم زن را می خواهند .

 

۱۱ – زنان جزیی نگر هستند ، ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا ، علائم ظاهری ، حالت ها و تغییر های چهره شده و از این طریق به علایق ، اندیشه ها و روحیه طرف مقابل به خوبی پی می برند و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند .

مردان کلی نگر هستند و به جزئیات زیاد توجه نمی کنند ، لذا تمایل ، احساس ها و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند . خانم آرایش کرده ، دکور منزل را عوض کرده و … ولی آقا به این مسائل بی توجه است . دوست دارند با یک نگاه کلی هدفشان را به دست آورند ، جوراب من کجاست .

۱۲ – زنان سعی دارند فرزندان شان ، همواره راضی و راحت باشند .

مردان ، فرزندان شان را برای استقلال ، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند .

۱۳ – در چهره زنان ، هنگام گفت و گو حالت های ترس ، خشم ، تعجب ، آرامش ، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است . احساسات به راحتی از چهره مشخص می باشد .  

مردان در هنگام گوش دادن ، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییر های زیادی نمی شود .

۱۴ – در صحنه ی زندگی اجتماعی ، زنان بیش تر تساوی طلب هستند و هم دردی ، هم دلی و ملاطفت بیش تری از خود بروز می دهند .

در صحنه ی زندگی اجتماعی ، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود بیش تر تلاش می کنند . مردان بیش تر از زنان پرخاشگر و تهاجمی هستند

۱۵ – مسائل مالی و ثروت از نظر زنان ، ایستا و غیر دینامیک هستند . زنان با محافظه کاری در حفظ و نگه داری آن می کوشند و نسبت به مردان کم تر ریسک می کنند .

مسائل مالی و ثروت از نظر مردان ، دینامیک و غیر ایستا هستند . مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیش تر ، تلاش می کنند . و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیش تر ریسک می کنند .

۱۶ – خانم ها می توانند همزمان چند کار را انجام دهند . وقتی مغز خانم ها را باز کنید پر است از سیم های ارتباطی، سیم های ارتباطی بچه به کار ، کار تربیت کودک ، کار آشپزی، … خانم ها به یک چیز هیچی نمی توانند فکر کنند، چه برسد به هیچی 

آقایان تک کاری هستند و نمی توانند چند کار را باهم انجام دهند . وقتی مغز مردها را باز کنید پر جعبه است و برای هر کاری باید جعبه همان کار را از فایل فکرشان بیرون بکشند، جعبه کار ، جعبه تلویزیون دیدن ، جعبه بازی ، … البته یک جعبه هم دارند به نام جعبه هیچی که خانم ها شدیدا با این جعبه مشکل دارند .یعنی در زمان هایی هیچ کاری نمی کنند و به هیچی فکر می کنند. علی داری چه کار می کنی ؟ در پاسخ هیچی ، یعنی چه هیچی، دو تا مرد در مطب کنار هم ساعت ها نشسته اند و هیچکاری نمی کنند و به هیچی هم فکر می کنند .

اجازه بدهید در این ارتباط حکایتی را بیان کنم.  

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:”من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم ” مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد وکتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت .

سپس دندان هایش را مسواک زد.

باباگفت: “فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی” و مامان گفت:” درست شنیدی دارم میرم.”

سپس چراغ حیاط را روشن کرد و درها را بست.

پس از آن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها را خاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را در سبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیدار بود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد، جا کفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست.

درهمان موقع بابا تلویزیون را خاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت من میرم بخوابم” و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!

۱۷ – برای زنان تحمل رنج بدنی راحت تر از رنج روحی دارند .

مردان در مقابل رنج روحی مقاوم ترند و در تحمل رنج بدنی بخصوص در هنگام بیماری  ضعیف تر هستند . 

۱۸ – زنان انعطاف پذیر ترند.

مردان غیر قابل نفوذ

۱۹ – در جوانی مهربان و در پیری خشن.

در جوانی خشن و در پیری مهربان می شوند ، افسردگی مردان در جوانی بیشتر است .

۲۰ – اولین مرحله در یک رابطه زناشویی موفق ایجاد حس برانگیختگی است . این حس در زنان بسیار پیچیده است و به راحتی به وجود نمی آید . بر خلاف مردان ایجاد حس برانگیختگی به یک رابطه خوب عاطفی باهمسر نیاز دارد و بدون آن این حس هرگز برانگیخته نخواهد شد . یا اگر ایجاد شود هم به ارضای جنسی منتهی نمی شود یاخیلی زود ازبین می رود .

حس برانگیختگی در مردان آسان و ازراه های متعددی ایجاد می شود .

۲۱ – زنان برای رسیدن به ارضای جنسی به زمان طولانی تری (معمولا ۱۰ دقیقه یا بیشتر) نیاز دارند . زنان برای رسیدن به ارگاسم به محرک های دیگری نیز نیازمندند . یعنی اگر تمام شرایط مهیا باشد . برای رسیدن به ارضای جنسی در یک زن حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که این زمان می تواند در افراد مختلف متغیر باشد.

مردان گاهی در عرض چند ثانیه یا حداکثر چند دقیقه به ارضای جنسی (انزال) می رسند .

۲۲ – زنان در ارتباط موقعی حس خوبی خواهند داشت که به آنها توجه شده باشد،  نیازمند توجه هستند .(چه لباس قشنگی ، خریدن هدیه در تاریخ تولید ، تاریخ ازدواج و سایر مناسبت ها، ارسال پیامک ) درگیری بین عروس و مادرش شوهر بخاطر همین تغییر توجه پسر است، قبلا پسر توجه اش به مادرش بود و حالا به همسرش ، مهمانی می روید بعد از مهمانی بهانه ها شروع می شود چرا که در طول مهمانی توجه شما به همسرتان کم شده است.

مردها در ارتباط موقعی حس خوبی خواهند داشت که به آنها احساس اقتدار، قدرتمند بودن و اعتماد داشتن داده شده باشد. حس  می توانی ، حس بلدی ، حس اینکه تو عقل کلی ، زن تلفن همراه همسرش را چک می کند و می گوید این شماره خانم کی ؟ یعنی به حس اعتماد داشتن مرد حمله می کند .  

خانم ها باید اقتدار مرد را حفظ کنند ، مطیع مرد باشید تا شما را بپرستد ، کدام خانم ها بیشتر اقتدار مرد را می شکنند:

خانم هایی که تحصیلات بیشتری نسبت به مرد دارند . 

خانم هایی که سن شان بیشتر از همسرشان است و میخواهند رفتاری مادرانه داشته باشند ، زود بیایی، نان بخری ، با دوستات صحبت نکنی و….  

خانم هایی که استقلال مالی دارند.

نمونه  رفتاری که احساس اقتدار و قدرت مرد شکسته می شود.  اشتباه مرد را دائما به رخ او کشیدن،  با تصمیمات مرد مخالفت و یا مسخره کردن

۲۳ – زن ها فرمت ذهنی شان روی تکرار صورت مسئله است ، زن می گوید کمرم درد می کند . زن با ذهن و نیاز جلب توجه این پیام رامی دهد .

مردها فرمت ذهنی شان روی حل مسئله است. در زمانی که زن  می گوید کمرم درد می کند ، مرد سریعا می گوید برو دکتر، در صورتی که برای نشان دادن جلب توجه زن باید بگوید چرا درد می کند ، خسته نباشید ،…

۲۴ – زنان نیاز به حرف زدن و صحبت کردن دارند.

مردها دوست دارند مرموز باشند، میوه ها را چند خریدی؟ مرد دوست ندارد بگوید کجا و چند خریده است ،اگر نپرسید خودش بعد از مدتی می گوید چند و کجا خریده است .

مردها برای جمع بندی اطلاعات و نتیجه گیری نیازمند سکوت هستند . اگر طرف مقابل سکوت کرده، رهایش کنید اجازه دهید اطلاعات و عملکردش را مرور کند.

برای نمونه:

 مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس
 زن:چی شده؟

مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!

مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه

زن اما “می فهمه”مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست

تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه

“می خواست تنها باشه”

…………………………………………………………………….

مرد از راه می رسه، زن ناراحت و عبوسه

مرد:چی شده؟

زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش

زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه

مرد اما باز هم “نمی فهمه”زن دروغ میگه.

 تلفن زنگ می زنه

دوست مرد پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره )

مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!

زن داغون می شه

“نمی خواست تنها باشه”

۲۵ – حس تملک ، ویژگی منحصر به فرد خانم ها

زن تملک پذیر است ، عشق ورز است و  شوهرش را برای خودش می خواهد ، اگر گاهی پرسش می کند کجا بودی ، با چه کسی بودی و … خیلی نگران نباشید، باید برنامه های شما برای او شفاف باشد ، اطلاعات را به او برسانید. مخفی کاری نداشته باشید . البته پرسش کردن هم باید حدی داشته باشد ، پرسش زیاد باعث بدبینی شده و در نهایت جدایی .

مرد تنوع طلب است ، عشق باز است و میتواند چند زن داشته باشد.   

نمونه مواردی که حس تملک زن شکسته می شود .

صحبت و حتی شوخی در مورد ازدواج مجدد، عقد، صیغه  

نشان دادن پیامک یا نامه ای  که  دانشجو یا خانمی فرستاده است ، نامه ای که کمی عاشقانه نوشته شده است میخواهد خانم بخواند تا کمی حواسش را جمع کند . مرد می خواهد به همسرش نشان دهد که علاقه مند دارد و…   

صحبت در مورد دوست دخترهای قبل از ازدواج

از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان به نکات زیر توجه داشت و نتایج خوبی را به دست آورد :

الف – در قیاس بین ویژ گی های زنان و مردان ، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان از خصوصیات زنان بهتر است و یا بر عکس . زنان و مردان مکمل یکدیگر هستند . ویژگی های مردان کمبودهای زنان و ویژگی های زنان کمبودهای مردان را تکمیل می کند . بنابر این اگر با یکدیگر هماهنگ شوند ، در بسیاری از موارد مسائل و مشکل ها منطقی تر ، عاقلانه تر و اصولی تر بر طرف می گردند .

ب – وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آن را بپذیرند ، ارتباط قوی  و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند . بنابر این آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیش تر و تنش کم تر، موثر می باشد .

ج – یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی ، عذاب آور ، دردناک و جان فرسا بین زن ها و شوهر ها ، این است که مردان زنان را با ویژگی های خود ارزیابی می کنند و زنان مردان را با مقیاس خود می سنجند . سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر ، همان قدر صحیح است که مردان و زنان ، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند . چنین سنجش هایی به طور معمول ، حس تحقیر یا برتری کاذب را به دنبال دارد .

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

توافق بر عدم توافق

 توافق بر عدم توافق

وقتی بین دو نفر رابطه ای برقرار می شود ، به وجود آمدن اختلاف نظر در مورد مسائل امری طبیعی است . بسیاری از مردم وقتی در روابطشان با مشکلاتی رو به رو می شوند تمام نیروی خود را به کار می گیرند تا دیگران را متقاعد کنند که حق به جانبشان است و به همین دلیل از حل و فصل مسائل خود عاجز می مانند .

وقتی در رابطه ای مسائلی به وجود می آید لزوما نباید یکی را خطا کار شمرد و حق را به جانب دیگری داد . هنگامی که شما دیگری را خطا کار می شمرید ، از پیش راه را برای هرگونه مصالحه ای سد کرده اید . زیرا چگونه انتظار دارید کسی که خطا کارش می شمرید با شما به توافق برسد . آنچه برای ادامه یک رابطه مستحکم لازم است ، توافق در وجود پاره ای اختلاف نظر هاست . باید این حق را برای دیگران قائل شوید که نظرات و سلیقه های متفاوتی نسبت به شما داشته باشند .

من و همسرم سابقا به دلیل سلیقه های متفاوتمان ، بگو مگوهای فراوانی داشتیم . اما حال پذیرفته ایم که در بسیاری موارد با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم و از این بابت یعنی داشتن اختلاف نظر به توافق رسیده ایم .

به طور مثال نحوه حلیم خوردن به عنوان یک اختلاف سلیقه ای، من علیرضا شجاعی قبل از خوردن حلیم بر روی حلیم شکر می پاشم، و همسرم لیلا دادقانی قبل از خوردن حلیم بر روی حلیم نمک می پاشد. خیلی از اختلاف نظر ها بین زوجین همانند همین مثال ساده سلیقه ای است. هیچ کس خطا کار نیست و حق نیز به جانب دیگری نیست، فقط و فقط اختلاف سلیقه است. دو نفر در دو خانواده مجزا و شاید با دو فرهنگ متفاوت بزرگ شده اند، داشتن اختلاف نظر امری کانلا طبیعی است.

 اگر خواهان رابطه متعادلی با دیگران هستید نباید انتظار داشته باشید آنها مطابق میل شما رفتار کنند . هرکس خلق و خوی خاص خود را دارد و دیدگاهش با شما متفاوت است . بعلاوه اگر بپذیریم که همه ما یکی هستیم و موفقیت یکی ، موفقیت همه انسان ها است ، دیگر دلیلی برای کشمکش و نزاع باقی نمی ماند . 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

 در زندگی مشترک از هر چه بترسید به سرتان می آید. 

 در زندگی مشترک از هر چه بترسید به سرتان می آید. 

   ضمیر انسان مانند دستگاه ضبطی است که هر چه به آن بدهی همان را تحویل خواهی گرفت ، خوب و بد سرش نمی شود .  از آنچه که آرزو نمی کنیم ، تصویر ذهنی برای خودمان ایجاد نکنیم . در صورت منفی نگری قدرت شگفت انگیز تصویر سازی ذهنی شکست های خیالی را برایمان به واقعیت تبدیل می کند .

به جای اینکه توجه به آنچه می خواهید، به آنچه نمی خواهید توجه کرده اید. این کار شیطان است می خواهد دائما توجه شما بر ناخواسته هایتان باشد.   

   اخیرا با زن و شوهری آشنا شدم که بعد از چند ماه زندگی قصد جدایی از هم را داشتند . بعد از آنکه از ریشه اختلاف آگاه شدم معلوم گشت که شوهر جوان همواره از اینکه روزی زنش او را ترک کند، دچار هول و هراس بوده است . از بی وفایی زن شکوه ها سر می داد و سوء ظن خود را نسبت به وی بیشتر می ساخت .

   زندگی آن دو اکنون در ترس و اضطراب و سوء ظن و بدبینی می گذشت . اتمسفری که شوهر در کانون خانواده به وجود آورده بود بر زن تاثیر گذاشته و او را بد خلق و مشکوک و عصبی ساخته بود . روی هم رفته این نتیجه تصویری بود که شوهر به ذهن فرستاده بود . قانون عمل و عکس العمل و یا علت و معلول را نباید دست کم گرفت ، فکر عمل و پاسخ ضمیر ناخودآگاه  عکس العمل است .

   عاقبت زن خانه شوهر را ترک کرد و تقاضای طلاق نمود و این درست چیزی بود که همسر جوان و بی تجربه از آن واهمه داشت .

اگر بکوشید از وضعیتی بگریزید ، همواره آن وضع را به همراه خواهید داشت و به هر کجا بروید آن وضع شما را دنبال خواهد کرد .

خانمی می گفت: من در خانه خودمان ناراحت بودم ، از مادرم که ایراد گیر و سلطه طلب بود خوشم نمی آمد . از این رو فرار را بر قرار ترجیح دادم و به خانه شوهر رفتم ، اما در واقع با مادر خودم ازدواج کردم ، چون شوهرم همانند مادرم است و سر سوزنی با هم تفاوت ندارند . پس دوباره با همان وضع روبرو شدم . 

و بار دیگر درستی این ضرب المثل معلوم شد که انسان از هر چه بترسد به سرش می آید. چرا که وقتی از چیزی می ترسید در نتیجه بیشتر به آن فکر و توجه می کنید. طبق قانون جذب به هر چیزی بیشتر فکر کنید همان را به سمت خودتان جذب خواهید کرد.

هر وضعیت ناهماهنگ ، نشانه ناهماهنگی در درون خود آدمی است . اگر در باطن انسان ذره ای واکنش هیجانی نسبت به وضعبت نا هماهنگ وجود نداشته باشد ، آن وضع برای ابراز از سر راهش کنار می رود .

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش

از جمله دوستت دارم زیاد استفاده کنید.

 از جمله دوستت دارم زیاد استفاده کنید .

زیبایی یک زن یه خط و خال صورتش ، لباسهایی که پوشیده ، ژشتی که گرفته و یا مدل مویی که برای خودش ساخته نیست ، بلکه زیبایی واقعی یک زن باید از چشمهایش دیده شود ، محبت و توجهی که عاشقانه ابراز می کند ، احساس هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز می دهد . 

دوست داشتن یک نیاز است ، به جای کلمه دوستت دارم چه کلمات دیگری می توانید استفاده کنید .

جرج آلن می گوید: اگر کسی را دوست داری، به او بگو ، زیرا قلب ها معمولا با کلماتی که نا گفته می مانند ، می شکند .

سه دفعه قدرتمند آن کسی را که دوست دارید ، بگویید دوستت دارم .

روانشناسان می گویند که همه نیاز به محبت و قدردانی و تحسین و احترام دارند ، این نیازی اساسی و میان همه انسان ها مشترک است . معمولا مشکلات خانوادگی ناشی از فقدان یا کمبود ابراز محبت است . مثلا از زنی که با شوهرش اختلاف داشت پرسیدم : آخرین باری که توی چشم شوهرت نگاه کردی و به او گفتی که دوستش داری یا فکر می کنی که بهترین همسر دنیاست کی بود ؟

باتعجب پرسید : یعنی برای نجات زندگی زناشویی ام باید ازاین حرفها بزنم ؟ گفتم : مگر برای به دام انداختنش از همین حرفها نزده بودی ؟

زن باید به شوهرش این احساس را بدهد که موجودی مهم  و خواستنی است . افرادی را دیده ام با زنی جز همسرشان رابطه داشته اند . هر گاه از یکی از آنها پرسیده ام : چرا با وجود داشتن زنی به این نازنینی و خانه و کاشانه یی به این زیبایی به سراغ زنی دیگر رفته ای ؟ تقریبا بی رد خور این پاسخ را شنیده ام که : این زن به من احساس خوب مهم و خواستنی بودن می بخشد ، حال آنکه زن خودم این احساس را به من نمی دهد . 

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

 

 

 امروز بهار است ، ولی من نمی توانم آن را ببینم

 امروز بهار است ، ولی من نمی توانم آن را ببینم

امروز روز زیبایی است، ولی من نمی توانم آن را ببینم. 

   روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:

من کور هستم لطفا کمک کنید .

 روزنامه نگار خلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد.

عصر آن روز روزنامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

جمله اول احساس بد و جمله دوم احساس خوب را به دیگران منتقل می کند.     

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.حتی برای کوچک ترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است …. لبخند بزنید. 

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

 نوآوری در تعامل کلامی با مشتری

 نوآوری در تعامل کلامی با مشتری

آیا تا بحال اینجا تشریف آورده اید؟

تعامل با مشتری از فروش محصول مهم تر است. هر کسب و کاری دو محصول دارد یکی محصول یا خدماتی که ارائه می دهد و دوم خود آن کسب و کار، یعنی آن حس و حالی که برای مشتری در زمان مواجه با کسب و کار بوجود می آید.   

اگر کسب و کار را به چشم یک محصول نگاه کنیم، تعامل آن با مشتری از فروش آن مهم تر است و اگر بتواند با مشتری خوب ارتباط برقرار سازد، اهمیتی ندارد که قیمت آن کمی  بالا یا پایین باشد، زیرا در هر صورت مورد پسند مشتری واقع خواهد شد.

در واقع نوآوری خود را در تغییر تعدادی از لغات، طرز برخورد و رنگ لباس کار نشان می دهد.

برای مثال:

 می توانم کمکتان کنم؟

در خرده فروش ها وقتی مشتری وارد فروشگاه می شود فروشنده از او می پرسد: “می توانم کمکتان کنم؟”  آیا تا به حال در مقام فروشنده این جمله را گفته اید؟ 

مشتری به فروشنده پاسخ می دهد: ” نه متشکرم، فقط نگاه می کنم.”  آیا در مقام مشتری این جمله را هم گفته اید؟ البته که گفته اید.

در حقیقت این یک اتفاق روزمره در سراسر دنیاست.

به نظر شما چرا وقتی فروشنده جواب مشتری را از قبل می داند، باز هم آن سئوال را می پرسد؟

جواب این سئوال واضح است. فروشنده در جستجوی همان پاسخ مشتری است.

اگر قرار باشد مشتری فقط نگاه بیاندازد، پس دیگر به فروشنده نیازی نیست. می توانید تصور کنید که این چند کلمه چقدر فروش شما را کاهش می دهد؟ حالا من در اینجا یک نوآوری ساده و مناسب را به شما می گویم.  

هیچ کس مجبور نیست از ما خرید کند.

به جای آنکه به مشتری بگویید : سلام می توانم کمکتان کنم؟ این عبارت را بگویید: آیا تا بحال اینجا تشریف آورده اید؟

جواب مشتری چه ” بله”  باشد یا ” خیر”، در هر صورت شما می توانید سر صحبت را با او باز کنید. زیرا اگر جواب مشتری ” بله” باشد، شما می توانید بگویید: “چه عالی!” ما برای کسانی که قبلا از اینجا خرید کرده اند فلان برنامه را تدارک دیده ایم. اجازه بدهید چند دقیقه برای شما توضیح بدهیم.

البته این پاسخ ها برای زمانی است که شما برنامه ای برای هر دو حالت در نظر گرفته باشید.

فقط فکر کنید. شما تنها با جایگزینی یک عبارت جدید و خلاقانه و بدون صرف هیچ هزینه ای موفق می شوید فروش تان را افزایش دهید.

تجربه ای که ما با خرده فروشان داشته ایم به ما می گوید این روش میزان فروش را از ده تا شانزده درصد بالا برده است. 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازایابی و فروش 

تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به دیگران 

تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به دیگران  

دفترچه یادداشت خودتان را باز کنید.

 

مرحله اول:

در یک سمت دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده خود،  در باره دیگران  را بنویسید؟

دیگران، می تواند یک شخص خاص در زندگی تان باشد. (همسر، مادر شوهر، مادر زن، خواهر شوهر، مدیر، همسایه، مشتری کسب و کارتان، …)

 (سعی کنید آنچه در فکرتان هست و بدون نگاه به جزو یا کتاب با خط درشت و پر رنگ بنویسید)

به طور نمونه :

۱- آدم پولدار و ثروتمند بد است.

۲- افرادی که با وجدان کاری فعالیت می کنند و درستکار هستند نسبت به افرادی که این طور نیستند، احتمال کمتری دارد که ثروتمند شوند.

۳- بعضی از افراد ثروتمند چشم و هم چشمی می کنند.

۴- بعضی از افراد با کلاهبرداری از مردم فقیر، پولدار شده اند.

۵- بعضی از افراد با سوء استفاده از ارتباطاتی که در ادارات دولتی دارند پولدار شده اند.

۶- کارمند خوب که هم وجدان کاری داشته باشد، هم خلاق، با استعداد و مورد اعتماد ، کم پیدا می شود

۷- من اغلب وقتی یک ماشین خیلی لوکس یا خانه بسیار گرانقیمتی می بینم فکر می کنم صاحب آن خانه یا اتومبیل به روش های نادرست ثروتمند شده است و احساس بدی در وجودم ایجاد می شود.

۸- اینکه فقط پول است، او که همه زندگی‌اش شده پول، فقط حرص می‌زنه    

۹- ثروتمند بودن به معنی گرفتار بودن است.

۱۰- هر‌چه ثروت آدم بیشتر باشد، دل کندنش از دنیا سخت‌تر و ترسش از مرگ بیشتر

۱۱-  ترجیح می‌دهم شاد باشم تا ثروتمند

۱۲- برای ثروتمند شدن باید کلاهبردار باشی

۱۳- آنکه اندوخته شد سیم و زرش یا خودش دزد بود یا پدرش

۱۴- من فقیرم امّا پاک و درستکارم

۱۵- من از پولدارها بیزارم ، حریص و طماع و بی دین اند و به هیچ کس رحم نمی‌کنند.

۱۶ – دیگران می خواهند من را در رسیدن به اهدافم کمک کنند.

 

مرحله دوم:

در سمت دیگر دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات منفی و مخرب خود،  در باره دیگران را بنویسید؟ ( با خط نازک و کم رنگ)

 به طور نمونه :

 ۱ – مادر شوهرم همیشه می خواهد در زندگی ما دخالت می کند.

۲ – همسایه، فرهنگ آپارتمان نشینی را ندارد .  

۳ – آدم خوب (خلاق، با استعداد، دارای وجدان کاری و مورد اعتماد) کم است.

عکس ها برگرفته شده از سایت هشت بهشت

مرحله سوم:

توجه کنید که تعداد موارد نوشته شده در کدام سمت دفترچه بیشتر است. 

پس از شمردن تعداد موارد با استفاده از مطالب سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار و کانال ، فهرست موارد نوشته شده در دو طرف دفترچه را اصلاح و تکمیل نمایید.   

 

مرحله چهارم:

هر زمان سرحال و خوشحال هستید، تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده نوشته شده را به صورت جملات تاکیدی برای خودتان تلقین و تکرار کنید.

می توانید بر روی یک کاغذ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده را با خط درشت و پر رنگ بنویسید، و در محل های مختلف در خانه یا محل کارتان نصب کنید تا دائما در معرض دید شما باشد.  

نسبت به نوشته های سمت دیگر دفترچه یعنی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، بی تفاوت باشید و هر دفعه بر روی یکی از آنها به نشانه باطل شدن با خودکار خط بکشید. طبق قانون بالن برای اوج گرفتن آن چیزهایی که نمی خواهید را به دور بریزید .   

 

مرحله پنجم:

در دوره های زمانی مختلف (یک هفته یا یکماه بعد) همین تمرین را مجددا تکرار کنید با این تفاوت که در این مرحله  در یک سمت دفترچه،  فقط آنچه در فکرتان در باره باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره دیگران  هست، را از حفظ بنویسید.

در صفحه دوم، یا در سمت دیگر دفترچه هیچ چیزی ننویسید! شاید این پرسش مطرح گردد چرا هیچ چیزی ننویسیم؟

در پاسخ باید بگویم  شما با خط کشیدن بر روی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، همه آنها را نابود کرده اید، دیگر چیزی وجود ندارد که نیاز به نوشتن داشته باشد.

 آنقدر این تمرین را تکرار کنید تا بتوانید بدون نگاه کردن به مطالب سایت و کانال و سایر منابع آموزشی( جزوه، کتاب، …) از حفظ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره دیگران را بنویسید. باورهای انرژی بخش به اصطلاح ملکه ذهن شما شده باشد.

 

نوشته های مرتبط:

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش