ارتباط موثر با دیگران شامل: بازاریابی و فروش، سخنرانی و فن بیان

استراتژی متمایز بودن

استراتژی متمایز بودن

دوستان و کارشناسان کسب و کار، من نمونه هایی از استراتژی های متمایز بودن بخصوص در کسب و کار فروش اطلاعات و محصولات آموزشی را بیان می کنم، شما با ایده گرفتن از این نمونه ها دائما به این موضوع فکر کنید که چگونه می توانید از این تکنیک برای رشد و توسعه کسب و کارتان بویژه در فرآیند بازاریابی و فروش استفاده نمایید.  

روش های مختلف برای ایجاد تمایز     

۱ – بررسی وضعیت رقبا

۱ – ۱ – همکاری های تجاری، کناره گیری نکردن از رقبا

  در خیلی از کسب و کارها وجود رقیب بازار را توسعه می دهد. برای مثال در کسب و کار آموزش چند نفر از طریق آقای ….. با من آشنا شده اند.  در طی برگزاری دوره خیلی از دوستان از طریق من با سایر اساتید آشنا می شوند. نترسید هر چه تعداد مدرسان بیشتر شود بازار توسعه می یابد. مدرسان بیشتر باعث می شوند افراد بیشتری علاقمند به یادگیری شوند، البته هر مدرسی در زمینه تخصصی خودش کار می کند. 

همکاری شرکت اپل استیو جابز با یکی از رقبای بزرگ خود شرکت میکروسافت که برخی از نرم افزارهای موفق شرکت میکروسافت را تولید نموده از جمله نسخه اولیه سیستم عامل مکینتاش     

۱ – ۲ – ارزیابی اشتباهات یا فرصت های بهبود عملکرد رقبا 

روش های کاری مدرسان موجود چه ایراداتی دارد آنها را کشف و برطرف کنید.

۱ – ۲ – ۱ – خلاء مدرسان فعلی(نداشتن سایر مهارتهای مرتبط با تخصص اصلی(نوشتن کتاب، تهیه فایل های صوتی و تصویری، برگزاری سمینار، برگزاری کمپین های تبلیغاتی، ….

دوره های تربیت مدرس فقط مخصوص معلمان بود، پس مدرسان آزاد چه؟  

۱ – ۲ – ۲ – اشتباهات متداول مدرسان

مدرس در تدریس حرفه ای است ولی با تکنولوژی ارتباط خوبی برقرار نکرده است، نداشتن وب سایت خوب

۱ – ۲ – ۳ – شناسایی فرصت های بهبود محصولات رقبا

بررسی محصولات رقبا و برطرف کردن مشکلات آنها و تامین نیازمندیهای جدید مخاطبین مطابق نیاز جامعه مثل گوشی های تلفن همراه، خیلی از مدرسان پیگیری جهت انگیزه دادن به شرکت کنندگان و پاسخگویی به سوالات ندارند، کادری که پیگیری خوبی داشته باشند، ندارند. 

۱ – ۲- ۴ – تنبلی و به روز نبودن مدرسان

بهبود مستمر، بهترین روش برای فاصله گرفتن از رقبا

استراتژی نادرست : اگر شما چند ماه یا چند سال وقت اختصاص دهید و محصولی را تولید و ارائه کنید، بعد از چند هفته رقبا محصولی شبیه آن را تولید خواهند کرد.

استراتژی درست : اگر شما دائما محصول ارائه دهید و کیفیت آن را بطور مستمر بهبود دهید، از رقبا فاصله خواهید گرفت.  

پدر علم بازاریابی است ولی علمش تکرار مطالبی است که سال ها پیش یادگرفته است، علمش به درد پدران ما می خورد. یک دوره را بطور متوالی برگزار می کنند ولی عناوین، مطالب، … همه یکسان است. آموزش اکثر مدرسان مثل غذای هواپیماست . ولی در دوره هایی که شما برگزار می کنید هر دوره قوی تر از دوره قبل

 ۲–  دسترسی به منابع بهتر دنیا

 ۲ -۱ – کتاب های برتر

برترین کتاب ها را چطور پیدا کنیم؟ در سایت آمازون پر فروش ترین (Best Seller) کتاب ها را جستجو کنید. پس از یافتن کتاب پر فروش در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی (NLAI.ir)   اسم کتاب را وارد کنید و کتاب های ترجمه شده  در ارتباط با کتاب پر فروش را پیدا خواهید کرد. بعد با مراجعه به: کتاب فروشی ها (شهر کتاب)، کتاب فروشی های آنلاین و تماس با انتشارات کتاب مورد نظر را پیدا کرد.  

۲ -۲ – مجلات برتر،

۲ -۳ – افراد برجسته (هضم تجربه)

ارتباط با افراد موفق و استفاده از تجربیات آنها، یا شرکت در جلسات هضم تجربه که از افراد موفق در باره شیوه زندگی شخصی و نحوه موفقیت شان سوال و پرسش می شود.  

 درآمد شما چقدر است؟

روش کار؟

بزرگترین اشتباه شما چه بوده است؟ 

۲ -۴ – سازمان های معروف

۲ – ۵ – وبسایت های معتبر

کتابها و مجلات  مختلف را می خوانید و بهترین آنها را به مخاطبین خود معرفی می کنید. یک پرسش در تمام زمینه ها کتابهای زیادی وجود دارد ما باید همه آنها را بخوانیم؟ این کتابها همه از چند کتاب مرجع مطالب خود را برداشته اند. هدف معرفی آن چند کتاب مرجع می باشد.

افراد و  اساتید موفق ، وب سایت ها و سازمانهای برتر را شناسایی و معرفی می کنید.

۳-  خاص کردن موضوع یا تمایز بازار

طمع به کل نداشته باشیم،

تنوع زیاد یا چند موضوعی بودن، همه کاره و هیچ کاره بودن، اگر در زمینه های مختلف مهارت دارید می توانید به دو روش زیر عمل کنید .

۳ – ۱ – از سایر مهارتهایتان در راستای تکمیل مهارت اصلی استفاده کنید .

 در بازار کسب و کار آموزش در قدیم همه، همه چیز می گفتند ولی امروزه آموزش تخصصی شده است. اساتید همه چیز می گویند ولی در راستای موضوع تخصصی یکی موضوع تخصصی اش بازاریابی و فروش ، همه چیز را با هدف بهبود بازاریابی و فروش می گوید. یکی موضوع تخصصی اش سخنرانی و فن بیان و همه چیز را با هدف بهبود مهارت سخنرانی و فن بیان می گوید.  

۳ – ۲ – نادیده گرفتن برخی از موضوعات

استیوجابز می گفت پنجاه درصد موفقیت اجرای ایده های خوب است و پنجاه درصد موفقیت حذف سایر ایده هاست. 

انتخاب موضوعی که تعداد زیادی رقیب دارید ولی می خواهید در آن موضوع متمرکز و حرفه ای و متمایز عمل کنید. موضوعاتی نظیر بازاریابی و فروش، آموزش زبان، مدیریت زمان عمومی است و افراد زیادی در آن کار می کنند. ولی در این شرایط یا خدمات خودمان و یا بازارمان را خاص می کنیم. انتخاب مخاطب خاص یا انتخاب موضوع کاری خاص به طور نمونه :

آموزش سخنرانی به زبان انگلیسی، آموزش زبان انگلیسی ویژه مدیران ، بازاریابی ویژه مراکز درمانی ، آموزش باغ داری به باغداران، مدیریت زمان برای بازنشسته ها، تهیه تابلوهای تزئینی با استفاده از اسکناس های فرسوده و باطله، چاپ کتاب کاهش وزن برای مدیران، تولید شامپو مخصوص شناگران، ……  یک موضوع عمومی را به صورت تخصصی کار می کنیم. 

انتخاب موضوع در سطح ملی برای مثال کشور ترکیه حمل و نقل کل اروپا، صنعت توریست یا گردشگری، پوشاک  

۴ – دادن پیشنهاد متمایز در فروش 

در استراتژی دادن پیشنهاد متمایز در فروش، با معرفی منافعی منحصربفرد برای مشتری، در او این احساس را ایجاد می کنید که محصول مورد نظر هیچ رقیبی ندارد. به این شکل در هنگام خرید او حتی برای لحظه ای در انتخابش تردید نمی کند. 

نوشته های مرتبط : 

کارشناس کسب و کار شوید. 

فرایند بازاریابی و فروش  

انتخاب مخاطب خاص

انتخاب مخاطب خاص

انتخاب مخاطب خاص

چرا مخاطب خاص؟

یکی از پرسش های کلیدی که باید در هر کسب و کاری به دنبال پاسخ آن باشیم، این پرسش است. بهترین یا مناسب ترین مخاطب ما چه کسانی هستند؟ یکی از بزرگترین اشتباهات بازاریابی آن است که فرض کنیم تمامی افراد می توانند مشتری ما باشند. هر چه بازار هدف را بزرگتر و کلی تر انتخاب کنیم کار فروش سخت تر می شود، زیرا شناخت دقیقی از مشتری نداریم و نمی توانیم پیام بازاریابی مناسب و جذابی برای همه داشته باشیم . هر چه بازار هدف مشخص تری را در نظر بگیریم ، بهتر نتیجه خواهیم گرفت.  

شرکت های فراوانی توانسته اند با محدود ساختن طیف مخاطبان خود بسیار سریع تر رشد کنند. مثلا اگر کار شما تولید شامپو است . می توانید شامپوی خاصی برای شناگران تولید کنید.

به نظر شما کدامیک از کتاب های زیر فروش بهتری خواهد داشت ؟

کاهش وزن برای همه

کاهش وزن برای مدیران 

بر خلاف تصور عموم، کتاب ” کاهش وزن برای مدیران ”  بیشتر فروش می رود.  

همچنین می توانید به دنبال علاقه مندان و مخاطبان خاص باشید که میزان خرید آنها بسیار بیشتر از دیگران است . من برای فروش کتاب بر مدیران شرکت ها متمرکز شده بودم ، سپس بر دانشگاه ها و آموزشگاه ها متمرکز شدم. تفاوت میزان خرید قابل توجه است . حداقل سفارش دانشگاه ها ۱۰۰ نسخه است، یعنی به جای آنکه با سعی و تلاش فراوان کتاب را به ۱۰۰ مشتری متفاوت بفروشیم، می توانیم مشتری را پیدا کنیم که میزان هر سفارش او معادل خرید ۱۰۰ مشتری معمولی باشد.

گروه های مختلف مخاطبان خود را بشناسید. آرزو و هدف های آنها، به دنبال چه نتایجی هستند، از چه چیزی ترس و تنفر دارند، الگوی های رفتاری این افراد، آنها برای چه چیزی پول می پردازند؟ به طور مثال در بازار کسب و کاری فروش اطلاعات،  نباید در ابتدا محصولی را تولید کنیم و بعد به فکر فروش آن باشیم. به عبارتی نباید قبل از اینکه مخاطبان خود را انتخاب کرده باشیم و نیازهای آنها را شناسایی کرده باشیم، محصولی تولید کنیم. باید مراحل تولید محصول را رعایت کنیم . انتخاب موضوع ، شناسایی نتایج مورد انتظار مخاطبان، طراحی جلد و بسته بندی محصول، ساخت صفحه محصول و یا نحوه معرفی محصول،  بازاریابی محصول و در نهایت تولید محصول      

راحت ترین بازار هدف (افراد قانع شده)

به دنبال بازار هدفی باشید که خودشان قانع شده اند که اطلاعات شما به درد آنها می خورد. کسانی که قدر اطلاعات شما را می دانند. برای مثال کار شما طراحی سایت است. دو گروه بازار هدف شما خواهند بود. گروه اول کسانی که وب سایت دارند. گروه دوم کسانی که می خواهند وب سایت داشته باشند. کسانی که سایت نداشته اند خیلی ارزش یک وب سایت حرفه ای را نمی دانند و خیلی راحت یک پیشنهاد قیمت گران برای طراحی وب سایت را قبول نمی کنند.

ثروتمند ترین بازار هدف

در زمان بحران های مالی و اقتصادی فقط یک بازار است که تحت تاثیر قرار نخواهد گرفت، آنهایی که بازار هدفشان ثروتمندان هستند. به بیان دیگر تورم در تصمیم گیری خرید آنها تاثیری نخواهد داشت.

شما می خواهید محصولات آموزشی را به چه کسانی بفروشید؟ کارمندان، مدیران، صاحبان کسب و کار، ثروتمندان، دانشجویان، اگر می خواهید به ثروتمندان بفروشید باید رفتار، باورها و  عادت های آنها را بشناسید.    

کم دردسر ترین

افرادی که فکر می کنند خیلی بیشتر از ما می دانند. افراد مدعی و دردسر ساز هستند. پیشنهاد می کنم به دنبال جذب و نگهداری این مخاطبان نباشید. اگر فردی با شما تماس گرفت و از صحبت هایش این برداشت رامی کنید که فکر می کند بلد است و شاید محتوای دوره شما برایش خیلی جدید نباشد، به او توصیه کنید که در دوره ثبت نام نکند.    

تشنه یادگیری و پیشرفت

ما نباید افراد را قانع کنیم که باید این مطالب را یاد بگیرند. آنها خودشان قانع شده اند و تشنه یادگیری و پیشرفت هستند.

تغییرات بزرگ در زندگی  

آنهایی که در مرحله تغییرات بزرگ زندگی هستند. این افراد حاضرند پول خوبی برای موفقیت در این تغییرات بپردازند. امتحان کنکور، ازدواج، کار آفرینی، تغییر شغل، تولد فرزند

برای مثال پس از تولد فرزند، والدین در شش ماه اول حاضرند پول خوبی برای یادگیری فرزند داری خرج کنند. به بازار هدف کارمندان آموزش دهیم که چطور خودشان کار آفرین باشند.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس کسب و کار شوید.   

روش های شناخت دقیق نیاز مشتریان

روش های شناخت دقیق نیاز مشتریان:

۱- صحبت کردن با مشتریان

 به سادگی ازآن ها تقاضا کنید تا خواسته‌های واقعی خود را بگویند و سپس به دقت به پاسخ های آن ها گوش کنید.

۲ – خودتان را به جای مشتریان قرار دهید

اگر من بجای او بودم، اگر به راستی بخواهید از نگرانی های دیگران آگاه شوید، یکی از بهترین راه هاآن است که پایتان را برای چند لحظه درکفش آنها بکنید و جهان را ازچشمان آن ها ببینید،و از چشم‌های مشتریان خود به موضوع نگاه کنید.

 تصور کنید وارد ذهن بسیاری از مشتریان خود شده اید و همه چیز را از نقطه نظر آن ها می بینید.

 از نقطه نظر مشتریان از خودتان بپرسید من چه می‌خواهم؟ بزرگ ترین نگرانی من چیست؟ نیاز دارم چه چیزی را در مورد کالا ببینم ، بشنوم و یا احساس کنم؟ چه چیزی از نقطه نظر هر کسی بهترین است؟

 حالا بینش درونی را که به دست آوردید، با داستان مخلوط کنید، زمانی که می‌توانید به پیشنهاد خود برای خرید کالا عشق بورزید، انگار که از چشم‌های آنها نگاه می‌کنید و روی جاده‌ی موفقیت قرار گرفته‌اید .

 ما باید بتوانیم مشکلات مشتریان و یا طرف مقابل را در ارتباط درک کنیم، هر یک از مشتریان مشکلاتی دارند که از دید خودشان مشکلی بغرنج و منحصر بفرد است .

۳ – جمع آوری اطلاعات در باره مشتریان   (شناسایی نیازهای عمیق عمومی ناخودآگاه)  

 شناخت حوزه کلیدی فعالیت های مخاطب ، علاقه، مهارت ، .. و سپس بررسی کنیم چطور می‌توانیم به او کمک کنیم که در یکی از این زمینه ها بهتر باشد.

نشان دهیم که ارتباط با من می‌تواند مخاطب را موفق‌تر کند. برای نمونه :

 من یک بانک اطلاعاتی دارم، وبلاگ ، وب‌سایت که با هزاران نفر در ارتباط هستم. من برگزار کننده دوره های آموزشی هستم که شما هم به عنوان مدرس می‌توانید مشارکت داشته باشید.       

من چگونه می‌توانم به شما کمک کنم که شما بتوانید عملکرد بهتری داشته باشید. به عبارتی برای مخاطب اصلا کار شما، مهارت شما مهم نیست ، بلکه کار و موفقیت خودش مهم است.  

برای اینکه مخاطب احساس کند که از نظر من فردی ارزشمند و محترمی است نیازهای عمیق ناخودآگاه او را ارضاء می‌کنم.

همه انسان ها دوست دارند تعریف شوند، دیده شوند، ارزشمند  و محترم باشند . ساعت سیکو ، ساعت شما معرف شخصیت شماست، نیازهایی که نا گفته‌های مخاطب است.

برای ایجاد ارتباط انسانی انگیزه های مادی، معنوی، نظام ارزشی، تعصب ها و سایر عوامل تصمیم‌گیری مخاطب خود را شناسایی کنید. برای نمونه تبلیغات وسیعی جهت عضویت در شرکت های بازاریابی شبکه ای برای فروش محصولات  مصرفی از جمله نوشابه ، وسایل آرایشی و بهداشتی و.. که با نظام ارزشی من سازگار نبود . 

ببینید و دیده شوید

یکی از نیازهای همه ما دیده شدن است، همه انسان ها دوست دارند دیده شوند، ورزش باستانی را توجه کنید.باستانی کارها تا سن و سالهای بالا ورزش را ادامه می‌دهند . به محض ورود به گود زورخانه زنگ زده می شود یا صلوات می‌فرستند ، به عبارتی دیده می‌شوند . دیده شوید و اجازه دهید دیگران هم دیده شوند . دیگران را بزرگ وار ببینید تا بزرگوار شوید.

یکی از مجازاتی که در قر آن اشاره شده است، این است که اگر عمل صالح انجام ندهید و گناه کنید خداوند شما را نخواهد دید، و اگر عمل صالح انجام دهیم خداوند ما را خواهد دید.     

۴ – جمع آوری اطلاعات از دوستان مشتریان (شناسایی عمیق اختصاصی مشتریان) 

جمع آوری اطلاعات از علایق و سلیقه های منحصر بفرد مشتری از طریق تماس با دوستان مشتریان،   شناسایی موارد مورد علاقه مشتری برای نمونه:

نوشیدنی های خوب

قدم زدن در کنار ساحل

با افراد در مورد علایق دیگران حرف بزنید .

راه نفوذ در دیگران ،دانستن آرزوهای شان است. ویل کارنگی

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس کسب و کار شوید.

فرآیند بازاریابی و فروش 

تبلیغات کوکاکولا

نتایج عدم شناخت مشتریان

تبلیغات کوکاکولا

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: «چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟»

وی جواب داد: «هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می‌توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی‌دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.

پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.

پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به کار آمد؟»

وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عرب ها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دومی و بعد اولی را دیدند.»

نوشته های مرتبط: 

کارشناس کسب و کار شوید. 

هیچ کسی مجبور نیست از ما خرید بکند.

هیچ کسی مجبور نیست از ما خرید بکند و تحت هر شرایطی باید احترام وی به صورت کامل رعایت شود.

 یکی از اصلی‌ترین اشتباهاتی که ما در زمینه مشتری مداری مرتکب می شویم این است که توقع داریم هر کسی که وارد مغازه ما می شود یا با ما تماس می گیرد باید خریدار باشد در صورتی که هر مشتری حق دارد با بررسی شرایط تصمیم بگیرد که آیا واقعاً شرایط به گونه ای است که خرید کند یا این که خرید را از جای دیگری انجام دهد. به عنوان مثل در تصویر زیر شما می بینید که یک فروشنده چطور این حس بد را به مخاطب منتقل می کند:

هیچ کس مجبور نیست از ما خرید کند.

سوال اینجاست که آیا واقعاً افراد دوست دارند با خیال راحت به یک قنادی بیایند و قدم بزنند؟ یعنی قنادی جذاب تر از پارک است؟!

حال فرض بفرمایید که این فرد با کمی خلاقیت و درک شرایط مشتری مداری به جای جمله بسیار منفی بالا چنین جمله‌ای را بنویسد:

حتی اگر قصد خرید ندارید،

خوشحال می‌شویم از فروشگاه ما دیدن کنید!

فرق این دو جمله بسیار واضح است و مطمئن باشید کمتر کسی که قصد خرید ندارد واقعاً امکان دارد که وارد یک قنادی شود….

البته نوشتن همچنین جمله‌ای در هر جایی گزینه مناسبی نیست و ما مجبوریم که بسته به شرایط کسب و کارمان، نوع مشتریانمان و … تصمیم بگیریم که چطور اقدام بکنیم.

حال این خلاقیت شماست که بررسی کنید ببینید کدام گزینه مناسب کسب و کار شماست و تصویر بهتری از مشتری مداری در ذهن شما ایجاد می شود.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس کسب و کار شوید.

از ناحیه راحتی خود خارج شوید.

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط  موثر با دیگران 

از ناحیه راحتی یا امن خود خارج شوید.

تئوری آکواریوم

کشتی در لنگرگاه در امان است ؛ ولی کشتی ها برای لنگرگاه ساخته نشده اند .

از محدوده راحتی خود حارج شوید.

بیست نفر اولی که با آنها ارتباط داشته اید چه کسانی بوده اند ، تا به شما بگویم شما چه کسی هستید ؟ چه درآمدی دارید ؟

آمار نشان می دهد که متوسط درآمد شما تقریبا برابر متوسط درآمد پنج نفر از دوستان  نزدیک و صمیمی شماست.

در ضرب المثل می گویند: کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند هم جنس با هم جنس پرواز . ولی نمی گویند که هر ضرب المثل در چه جایگاهی کاربرد دارد .

دو خانواده که می خواهند با هم فامیل شوند ، پسر می خواهد با دختر دیگری ازدواج کند ، این ضرب المثل، باور و اندیشه درستی است. ولی این ضرب المثل برای گسترش شبکه ارتباط شما با افراد صاحب نظر ، موفق و ثروتمند در بین دوستان و  همکاران،  فامیل و بستگان کاربردی ندارد. 

ناحیه راحتی به تئوری آکواریوم  نیز شناخته می شود. اکثر انسان ها همانند ماهی در آکواریومی زندگی می کنند که به آن عادت کرده اند. انسان ها عادت کرده اند به عادت کردن، انسان ها با عادت ها برای خود ناحیه راحتی یا امن ایجاد می کنند. یکسری رفتارهای شناخته شده تکراری که به آنها عادت کرده ایم. دقیقا مثل اینکه عادت کرده ایم در فضای محدود آکواریوم زندگی کنیم.

چرا انسان ها از ناحیه راحتی یا آکواریوم خود بیرون نمی پرند؟

انسان ها از ناشناخته ها می ترسند. دوستان جدید، کار جدید، محل زندگی جدید، … ولی لازمه موفقیت بیشتر بیرون پریدن از ناحیه راحتی است. برای نمونه: یک نفر که کسب و کارش تولید و فروش محصولات آموزشی است، اگر در یک روستا زندگی کند چقدر فضا برای موفقیتش مهیا می باشد تا اینکه از ناحیه امن خود خارج شده و به یک کلان شهر نظیر تهران مهاجرت کند.    

در ارتباطات از ناحیه راحتی خود خارج شوید.

با افراد ثروتمند تر از خود در ارتباط باشید.

به طور مثال شاید شما از قشر فقیر و متوسط جامعه ، مستاجر باشید و با انواع مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنید . و در بین دوستان و اقوام ، اشخاصی وجود دارند که جزو خانواده های ثروتمند و سرمایه دار باشند . آنها صاحب خانه مجللی هستند ، به باشگاههای ورزشی گران قیمت می روند ، اوقات فراغت شان را در ویلاهای ساحلی سپری می کنند ، خودرو های گران قیمت لوکس را سوار می شوند و در صحبت هایشان از دارایی و برنامه مالی و اقتصادی که انجام می دهند و یا می خواهند انجام دهند ، می گویند .

آنچه که باید مد نظرقرارداد این است که اکثر آنها  مغرور نیستند ، دوستان و اقوامی صمیمی هستند . آنها ثروت خود را به رخ دیگران نمی کشند ، از نظر آنها ثروتمند بودن خیلی طبیعی به نظر می رسد ، نه اینکه چیز خاصی باشد ، نوعی سبک و معیاری برای زندگی است .

سبک زندگی آنها آنقدرها در نظر خودشان چندان مهم نیست. این شما هستید که فکر می کنید سبک زندگی آنها خیلی مهم است. معیارها و استانداردهای زندگی شما با آنها متفاوت است ، و این تفاوت ممکن است باعث ناراحتی شما شود . اما نباید این تفاوت باعث جدایی شما و عدم برقراری ارتباط شما گردد ،  چرا که با این کار خود را از یادگیری افکار،  باورها و طرز رفتار ثروتمندان محروم می کنید . معمولا وقتی در محلی در مورد موضوعی صحبت می شود که باعث ناراحتی شما می شود ، دیگر ترجیح می دهید در آن محل حضور نداشته باشید . یکی از دوستان مجردم می گفت : ترجیح می دهم در ایام تعطیلات نوروزی به خانه برخی از بستگان نروم . دو باره سوال همیشگی مطرح می شود . چرا ازدواج نمی کنی ؟      

چقدر فرق است وقتی با فردی موفق، هدفدار، شاد، سرزنده و با انرژی در ارتباط  باشید ، با وقتی که با فردی افسرده ، بی حال ، بی انرژی و بی انگیزه در ارتباط باشید . خواسته و ناخواسته وقتی با افراد در ارتباط هستید رفتار ، افکار ، اندیشه ها و کلام آنها بر شما  تاثیر خواهد داشت .

تا می توانید خودتان را در فضای ثروت و وفور نعمت قرار دهید و وقت تان را در کنار اشخاص موفق بگذرانید . به دیدن محیط های زیبا و خیال انگیز و ساختمان های نو و با شکوه و مغازه های دلپذیر و دوست داشتنی بروید . به محله های ثروتمند شهرتان بروید آنجا که ثروت های خدا و انسان مشاهده می شود .

با افراد مبتکر و خلاق که استعدادی درخشان دارند مانند کارآفرینان، هنرمندان و روشنفکران همنشینی کنید.

چنانچه شرکت در کنسرت ها به شما احساس غنی بودن می بخشد حتما به آن گونه مجامع بروید . شاید گوش دادن به سخنرانی هایی در باره موضوعات فرهنگی برایتان الهام بخش باشد. مطالعه زندگی نامه اشخاص موفق و مشهور بسیار سودمند است . وقتی می خوانیم که افراد نامدار بر چه توان آزمایی هایی غالب شده اند ، دوران کسادی خود را در مقایسه با آنها کوچک می یابیم و این احساس در ما پدید می آید که بی تردید پیروز خواهیم شد. 

با افراد موفق در زمینه های مختلف در ارتباط باشید.

یکی از ناحیه های راحتی، همنشینی و ارتباط با افرادی است که هم رشته، همکار، هم عقیده خودمان هستند. راننده ها با هم همصحبت می شوند، مهندس ها، پزشکان، مشاوران بازاریابی و فروش، وکلا، مشاوران خانواده، … امروزه افرادی زندگی و در کسب و کارشان موفق تر هستند که اولا در یک موضوع کاری تخصص و مهارت دارند، دوما در مورد سایر جنبه های زندگی و موضوعات کاری حداقل اطلاعات اولیه را دارند. در ارتباطات خود از راهنمایی، مشاوره و مهارت افراد صاحب نظر در سایر موضوعات برخوردار سازید  

برای نمونه امروزه کسب و کارها یا می بایست از ابزارهای تجارت الکترونیک، سایت و اینترنت و سایر رسانه ها برای رشد و توسعه کسب و کار خود استفاده نمایند و یا با بازار کسب و کار خداحافظی کنند.  

   

از فضای امن و راحت خانه و کاشانه خود خارج شوید.

اگر فضای باز بیرون در شما احساس استغنا پدید می آورد . به دامن طبیعت پناه ببرید و روزی چند ساعت را در نور آفتاب و استنشاق هوای تازه و لذت از آرامش کوه ها و درخت ها بگذرانبد .

هرگز مجذوب کردن ذهن و تن و امورتان در آرمان های غنی و نشست و برخاست های دولتمند و فضاهای شکوهمند یا در هر فعالیت درونی و بیرونی که وجودتان را از احساس شوکت و ثروت سرشار می کند ، به ویژه زمان هایی که به نظرمی رسد تجلی کامیابی کند شده است ، اتلاف وقت نیست . تعمدا از وقت آزادتان بهترین استفاده را بکنید .

یادگیری از افراد موفق و ثروتمند نه تنها در ارتباطات فردی بلکه در ارتباطات ملی و بین المللی نیز عامل موثری در جهت رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی ملت هاست .

کشور ژاپن در دوران امپراتوری توکوگاوا که از اوایل قرن هفدهم و برای مدتی بیش از ۲۵۰ سال به طول کشید ، تحت تاثیر تعالیمی که اصولا به جدایی و انزوای کامل ژاپن از جهان می اندیشید ، یک کشور فقیر و توسعه نیافته بود .  از اواخر قرن نوزدهم با تغییر نگاه و روش مدیریت اجتماعی در این کشور ، استراتژی پیشرفت ژاپن تحت عنوان ” برنامه ای جهت توسعه اقتصادی ”  طراحی شدکه درآن با وجود تفاوت های فرهنگی محسوس ، ژاپن از محدوده امن جغرافیایی خود خارج شد و اصول و مبانی توسعه غرب و تجربیاتش به طور کامل به عنوان چارچوب سیاست گذاری اقتصادی ژاپن انتخاب شد. این کشور به جست جوی علم و دانش در سراسر جهان پرداخت ، برای انجام اصلاحات آموزشی اولیه از تجربیات آمریکا استفاده شد، برای بانکداری ابتدا سیستم بانکداری آمریکا و متعاقب آن نهاد بانکداری مرکزی فرانسه مورد استقبال قرار گرفت ، از انگلستان تجربیات صنایع دریایی و صنایع راه آهن ، از آلمان سیستم نظامی این کشور و سرانجام الگوی امپراتوری آلمان و اتریش برای تقویت دولت ژاپن به خدمت گرفته شد و به همین ترتیب تجربیات موفق سایرصنایع وارد ژاپن شد ، و در نتیجه این نگرش جدید ژاپن ، ژاپن شد . 

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

سی دی جلسات صندلی داغ

جلسات هضم تجربه

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

جلسات هضم تجربه:

یکی از هدف های سیستم سازی کسب و کار استفاده از ظرفیت های علمی و مهارتی دیگران است، یعنی با استخدام کارکنان و یا برون سپاری کارها به دیگران اجازه دهیم کارهای تکراری روزمره و کارهایی که باعث افزایش ظرفیت کسب درآمدمان نمی شود را دیگران بجای ما انجام دهند.

عمر انسان آنقدر طولانی نیست که بخواهد خودش همه چیز را تجربه کند، ما امروز مسیری را می خواهیم طی کنیم که قبلا هزاران نفر این مسیر را طی کرده اند، استفاده از تجربیات دیگران و گرفتن راهنمایی از آنها به ما کمک می کند تا مسیر درست را سریع تر طی کنیم.  

امروزه برگزاری جلساتی با عناوینی نظیر ” هضم تجربه ” ، ” صندلی داغ” ، ” تالک شو”  و یا برنامه های تلویزیونی  نظیر ” کلید” که با افراد موفق مصاحبه می کنند،  رو به گسترش است .   

جلساتی که در آنها از افراد موفق و کارآفرین دعوت می شود تا در خصوص نحوه موفقیت و توسعه کسب و کارشان گفتگو کنند.

پیشنهاد می کنم اگر به فکر راه اندازی یا توسعه کسب و کارهستید، تعدادی از این برنامه ها و جلسات را استفاده نمایید. البته اگر در مورد افراد موفق و کارآفرینی که در زمینه کاری مشابه با زمینه کاری شما فعالیت می کنند باشد، بهتر است. ولی ویژگی های افراد موفق و مسیری که طی کرده اند تقریبا بدون در نظر کسب و کارشان مشابه و یکسان است .        

سی دی جلسات صندلی داغ 

موسسه فرهنگی هنر مهر ایده با مسئولیت یکی از دوستان  آقای دکتر کوهستانی، محصولی با عنوان صندلی داغ تهیه کرده اند، در این محصول گفتگو با یازده نفر از کارآفرینان سازماندهی، گردآوری و به صورت فیلم آموزشی تهیه شده است.

من علیرضا شجاعی در تعدادی از این جلسات حضور داشتم، با تماشای این فیلم و شنیدن صحبت های این عزیزان چند دهه تجربه را در چند ساعت به دست خواهید آورد.       

به طور معمول روش کار جلسات هضم تجربه به شکل زیر می باشد :   

در مرحله اول : داستان زندگی من

برای نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه اول از فرد موفق و کارآفرین خواسته می شود بدون طرح پرسشی از طرف مجری، خودش داستان زندگی اش را بیان کند. برای نمونه شامل:  

معرفی خودتان، داستان زندگی، از کجا و چه کاری شروع کرده اید، موفقیت ها، شکست ها ، ….. 

مرحله دوم : پرسش و پاسخ

با طرح پرسش هایی نظیر پرسش های زیر به دنبال شنیدن تجربیات ناب می باشید. 

گروه اول: پرسش های مرتبط با کسب و کار

در زیر نمونه ای از پرسش ها و پاسخ ها بیان شده است.  

ژان بقوسیان

نظر شما در مورد نحوه راه اندازی کسب و کار چست؟

راه اندازی کسب و کار با خریدن، اجاره کردن یا به خدمت گرفتن سخت افزا کسب و کار شروع نمی شود.

سخت افزار کسب و کار یعنی: سالن، دفتر کار، تجهیزات سرمایش و گرمایش، میز و صندلی، کامپیوتر، استخدام کارکنان …   

شروع کسب و کار با پیدا کردن مشتری و سرمایه گذاری بر روی نرم افزار کسب و کار آغاز می گردد.

نرم افزار کسب و کار یعنی :

شناسایی و تشخیص نیاز مشتری، داشتن ارتباط موثر با  مشتری

 انجام کار عملی و عملگرا بودن، … در مجموع راه اندازی و موفقیت کسب و کار از خودتان آغاز می شود.

در ابتدا باید بر روی افزایش ظرفیت کسب درآمد خودتان کار کنید، مطالعه، کسب مهارت، مدیریت زمان شخصی، انضباط شخصی، … 

بجای اینکه سرمایه داشته باشید باید در سر، مایه داشته باشید.

سعید محمدی
به نظر شما  کلیدی ترین ویژگی های افراد موفق و کارآفرین چیست؟

الف- مسئولیت زندگی شان را می پذیرند.

افراد موفق به دنبال بهانه و مقصر نبوده اند. خانواده، دوستان، معلم، جامعه ، دولت، …

بجای گرفتن انگشت نشانه اتهام به سمت دیگران، انگشت نشانه را به سمت خودشان گرفته اند. مقصر هر کسی که باشد من باید خودم مشکل را حل کنم.      

ب – ریسک کسب و کار و کار آفرینی را می پذیرند.

از خرج کردن پول برای موفقیت نمی ترسند. حاضرند حساب بانکی شان را بخاطر کسب و کار خالی کنند.

حاضرند برای رسیدن به موفقیت هزینه آن را بپردازند، از یکسری علایق خود بگذرند، وقت اختصاص دهند، چند شب گرسنه بخوابند، …

اگر به دنبال حاشیه امنیت هستید، حاضر به تغییر نیستید، اهل ریسک نیستید، ریسک کار آفرینی و راه اندازی کسب و کار را بپذیرید.

بزرگترین اشتباه یا شکست شما؟

بطور معمول افراد امروز موفقیت شما را می بینند، ولی به اشتباهات و شکست های قبلی شما بی توجه اند. افراد فقط با شنیدن موفقیت ها به موفقیت نمی رسند.

زندگی مثل حرکت چرخ و فلک یا پاندول ساعت، بالا و پایین، موفقیت و شکست …. دارد.

هر چقدر حرکت زاویه ای  پاندول به عقب بیشتر باشد، سرعت حرکتش به جلو بیشتر خواهد بود. شکست باید خیلی بزرگ باشد که وقتی از جا بر می خیزی به خودت آفرین بگویی   

شکست مرحله ای از فعالیت های رسیدن به موفقیت است. کارآفرین کاری انجام می دهد و شکست می خورد ولی یک چیز جدیدی یاد گرفته است. شکست مثل یک چاقو یک ابزار است، با چاقو هم می توانیم مثل یک ابزار استفاده کنیم و هم می توانیم خود زنی کنیم.

 آقای جبرائیلی

موفقیت جامعه از کجا آغاز می شود؟

از خودمان، از تک تک نفرات جامعه  که باید رفتارشان را تغییر دهند.

از چه زمانی  باید خودمان را برای موفقیت آماده کنیم؟

همه ما یک فروشنده هستیم، فروشنده باید همیشه آماده باشد. یعنی همیشه مرتب، شیک پوش، با انرژی … حتی اگر پشت تلفن با مشتریان صحبت می کنید نباید لباس راحتی تن کرده باشید.  

همه ما فروشنده ایم، رمز موفقیت فروشنده چیست؟

ارتباط موثر با دیگران، به عنوان فروشنده اگر دلها را نشانه رویم تمام است. ما در فروش ابتدا با انسان طرف هستیم بعد با کالا، یعنی باید در ابتدا کار انسانی انجام دهیم بعد کالا را معرفی کنیم.

فروش یعنی نفوذ در قلب ها، فروشنده اگر قلب شما را به دست آورد جیب شما را در اختیار گرفته است.

به دست آوردن قلب مشتری یعنی مردم مشکل دارند و به دنبال راه حل هستند، فروشنده راه حل مشکل آنها را ارائه می دهد. فروشنده کالا و خدمات نمی فروشد بلکه منافع می فروشد.

همه ما فروشنده ایم، نظر شما در مورد بازاریابی و فروش چیست؟

بازاریابی یعنی بشکن زدن، جلب توجه کردن، من هستم.

فروش یعنی بتوانم به آنهایی که متوجه شدن من هستم محصول را بفروشم. 

باید فروشنده باشیم یا مشاور؟

فروشنده ، مشاور، …. بهترین جواب فروشنده خوب یک مشاور فروش است. 

 

نظر شما در مورد عمل گرایی چیست؟

اجازه بدهید در این ارتباط داستانی را بیان کنم. 

استاد یک اسکناس ده هزار تومانی را بالا گرفت و گفت کی این را می خواهد؟

تعدادی از شاگردان دست را بالا بردند.

بار دوم همان سوال را تکرار کرد؟

تعدادی مجددا دست را بالا برند.

بار سوم همان سوال را تکرار کرد؟

یکی از شاگردان بلند شد به سمت استاد رفت و ده هزار تومانی را از او گرفت و برگشت سرجایش نشست.

استاد از شاگردان پرسید، نظرتان در مورد کار دوست تان چیست؟

شاگردان می گویند: کار اشتباهی کرد.

یک هفته بعد استاد مجددا سوال خود را تکرار می کند، نظر شما در مورد کار دوست تان چیست؟ شاگردان می گویند: ای کاش من هم همان کار را کرده بودم.

بسیاری از مردم بعد از سال ها (۱۰ سال بعد، ۲۰ سال بعد، ۳۰ سال … ) همین جمله را می گویند.

یکی از ویژگی های آدم های موفق عملگرایی است.

یا یکی از فرق های آدم های موفق و آدم های ناموفق همین است. بعضی فقط ایده دارند. 

عملگرایی ، تعیین زمان برای اظهار نظر و جلوگیری از کمال گرایی

 

معیارهای شما جهت استخدام چیست؟

صداقت و راستگویی

از نظر شما برکت در کسب و کار یعنی چه؟

گوسفند را در تمامی مجالس عروسی و عزا ، … سر می برند، زاد و ولد این حیوان یک الی دو بار در سال و یکی یا حداکثر دو بچه می باشد. ولی گوسفندها به علت تعداد زیاد بصورت گله ای مشاهده می شوند. 

سگ را نمی کشند، در هر بار زاد و ولد پنج تا شش بچه ، به این ترتیب تعداد آنها باید خیلی بیشتر باشد، ولی نیست.چرا؟

در کسب و کار سعی کنیم بیش از انتظار مشتری به او خدمات دهیم. یک کیلو محصول می خواهم ما یک کیلو و ده گرم دهیم. 

یکی از رازهای موفقیت شما؟

ایده پردازی (ایده هایی ترسناک و خنده دار) … کارهای خیلی سخت را کمتر کسی انجام می دهد، می تواند گاو بنفش شما باشد.

یادگیری چند وجهی ، استفاده از سایر معلومات در راستای تخصص و برند شخصی 

سیستم سازی کسب و کار، تصور ده هزار برابری کارها 

بجای تماس تلفنی شخصی با افراد و … تهیه فایل صوتی و ارسال از طریق پیامک های صوتی برای مخاطبین

 سمیرا زاکرانی

گروه اول: پرسش های مرتبط با زندگی شخصی
کارهایی مورد علاقه و لذت بخش که در زمان فراغت انجام می دهید؟

مطالعه

شرکت در کلاسهای اساتید (ایرانی و خارجی )

تعداد کتاب های مطالعه شده؟ 

بجای اینکه چندین کتاب بخوانم یک کتاب را چندین دفعه می خوانم.

معرفی سه کتاب ارزشمند، کتابهایی که در زندگی شما موثر بوده اند؟

گاو بنفش

جادوی فکر بزرگ

پدر پولدار پدر بی پول  

اعترافات یک تبلیغات چی

بازاریابی عصبی

موفقیت از من آغاز می گردد

راز جذب ثروت در ایران

آخرین کتابی که خوانده اید؟

اولویت های ارتباطی شما ؟

خدا و خانواده 

آینده پژوهی یا شغل های پر درآمد آینده ؟

تبلیغ نویسی حرفه ای، آینده فضای رقابت در تامین رضایت مشتری

صنعت مشاوره، آموزش و تولید محتوا ،  ساختن و تدریس سیستم سازی موفقیت

تمرین مدیریت زمان؟

نماز خواندن یکی از تمرین های روزانه مدیریت زمان است. 

نظر شما در مورد بخشش چیست؟

۵ تا ۱۰ درصد درآمد متعلق به ما نیست و به ما بیشتر داده اند و باید رد کنیم و به صاحب اصلی اش بدهیم.

پادشاه از کودکی خوشش آمد و خواست به او یک سکه طلا بدهد، کودک نپذیرفت و گفت مادرم من را دعوا می کند و فکر می کند این پول را دزدیده ام، پادشاه گفت بگو این سکه را پادشاه داده است. کودک باز گفت مادرم من را دعوا می کند چون انتظار و ذهنیت او از بخشش پادشاه یک سکه نیست، پادشاه ۱۰۰ سکه به او داد .    

علم بهتر است یا ثروت؟

دانش شما ثروت شماست.

داشتن تصور مثبت یا ذهنیت مثبت یعنی چه؟

وقتی تصور ما به خدا خیر و برکت باشد، خیر و برکت برای ما اتفاق می افتد.

وقتی تصور ما از خودمان آدم خوش شانسی است، اتفاقات خوب برای ما می افتد.

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید. 

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

آدرس نوشته در سایت : سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

یک فکر سمی /  یک باور منفی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم.

در عمل بیشتر از این که به دنبال کسب تجربه از دیگران و یادگیری باشم به دنبال این هستم که خودم همه چیز را تجربه کنم.

 عکس من به دنبال یادگیری از دیگران نیستم

تجربه شخصی:

        علیرضا شجاعی دوستانش را بر اساس موقعیت‌های مالی‌شان انتخاب نمی‌کند. من دوستانی دارم که واقعاً قسم خورده‌اند همیشه فقیر بمانند و در‌عین‌حال دوستانی دارم که هر سال میلیون‌ها تومان پول در می‌آورند. نکته‌ی مهم این است که من از همه‌ی آنها نکاتی را یاد می‌گیرم و آگاهانه تلاش می‌کنم که این نکات را بیاموزم.

آن عدّه از دوستانم که گرفتار مشکلات مالی هستند، درباره‌ی پول، تجارت و سرمایه‌گذاری حرف نمی‌زنند و آنها را موضوعاتی خشن، نا‌معقول و بدون لطافت می‌دانند. بنابر‌این، من از دوستانی هم که دائماً از نظر مالی گرفتارند، چیزهایی را یاد می‌گیرم، یعنی می‌آموزم که چه کارهایی را نباید انجام داد.

افراد موفق خوشحال می‌شوند که اطلاعات خود را دراختیار دیگران قرار دهند. من دوستان زیادی دارم که در طول مدّت کوتاهی، پول زیادی به‌دست آورده‌اند.  آنها پدیده‌ی مشابهی را گزارش می‌کنند: دوستانی که پول ندارند هرگز نمی‌آیند از آنها بپرسند که چه کرده‌اند، ولی برای دو کار نزد آنها می‌آیند. قرض‌گرفتن، کار پیدا کردن، …  

روز یکشنبه یکی از دوستان که از طریق کتاب اندیشه های ثروت آفرین با میزبان شما آشنا شده بود، تماس تلفنی گرفت. اصرار داشت همان روز در زمینه مشاوره کسب و کار ملاقات حضوری داشته باشد. آن روز کار داشتم و برای روز پنجشنبه صبح قرار ملاقات را هماهنگ کردم.

صبح روز پنجشنبه دوش گرفتم، لباس مناسبی پوشیدم، با ذوق و شوق به محل دفترم جهت ملاقات با ایشان رفتم.

پس از ملاقات و خوش آمد گویی و احوال پرسی، ابتدا  خودم را معرفی و کارم را توضیح دادم. سپس نوبت او بود که بگوید در چه زمینه ای نیاز به مشاوره کسب و کار و راهنمایی دارد. او در ابتدا شرحی از داستان زندگی اش را بیان کرد. ادامه داستان زندگی اش به درخواست گرفتن وام منتهی شد. او به دنبال کسی بود که برای دریافت وام ضامن او شود.   

تصوّر کنید طی روز افراد مختلفی تماس بگیرند و یا به شما مراجعه کنند. برخی هم با خلاقیّت فردی که دارند داستان‌های مختلفی تعریف ‌کنند. ولی در نهایت درخواست پول، کار پیدا کردن و یا از این قبیل درخواست‌ها داشته باشند.  آیا شما به حرف‌های آنها گوش می‌دهید؟

به‌عبارتی مراجعه‌کنندگان فقط به دنبال پول هستند. کمتر کسی به دنبال یادگیری قابلیت تولید پول از ما هستند. یکی از مطالبی که باید یاد‌بگیریم افزایش آگاهی‌مان در خصوص  قابلیّت تولید پول است نه خود پول.

 

تحلیل باور: 

از آدم‌های پولدار بپرسیم. در صورت امکان خودمان را احمق جلوه دهیم و از به‌زبان‌آوردن کلمه‌ی نمی‌دانم واهمه نداشته باشیم. سریع‌ترین راه برای ممانعت از یادگیری، این است که وانمود کنیم همه‌ی پاسخ‌ها را می‌دانیم. یعنی طوری رفتار کنیم که گویی می‌دانیم که شخص مقابل در باره‌ی چه چیزی صحبت می‌کند، درحالی که واقعاً نمی‌دانیم. ترسیدن از نادان جلوه‌کردن واقعاً ما را نادان می‌کند.

در هر زمانی از زندگی وقتی که بدانیم مبتدی هستیم، چیزهایی تازه می‌آموزیم. اگر واقعاً یاد بگیریم که مبتدی بودن را دوست داشته باشیم، درهای همۀ دنیا به روی ما باز خواهد شد. 

هر‌یک از ما در زندگی در‌مقابل یک بازی انتخاب مسیر یا بازی لابی‌رنت قرار می‌گیریم که انتخاب‌هایی که انجام می‌دهیم، در مسیر بازی تأثیر‌گذار است. بعضی از انتخاب‌ها به بن‌بست می‌رسد و بعضی از انتخاب‌ها ما را در راه درست قرار می‌دهد. ولی در این بازی تعداد انتخاب‌هایی که به بن‌بست می‌رسد خیلی بیشتر است.

در بازی زندگی نیز در مقابل بازی انتخاب مسیر قرار می‌گیریم، با این تفاوت که در بازی لابی‌رنت وقتی به بن بستی می‌رسیم فرصت جبران کردن داریم. ولی در بازی زندگی برخی از مسیر‌های بن‌بست به‌راحتی قابل جبران نیست.

آدم‌های پولدار و آدم‌های بی‌پول هر دو قبلاً این بازی را انجام داده‌اند. وقتی از آنها بپرسیم که چه کرده‌اند، آدم‌های پولدار کار خارق‌العاده‌ای انجام نداده‌اند. کاری که هر یک از ما می‌توانیم انجام دهیم و به نتایجی که آنها رسیده‌اند، برسیم.

از آدم‌های بی‌پول و یا شکست خورده نیز بپرسیم و یاد بگیریم، حداقل انتخاب‌های نادرستی را که آنها داشته‌اند تکرار نخواهیم کرد. بعضی وقت‌ها بزرگترهای مو‌سفید که خود موفقیت‌های بزرگی نداشته‌اند، تجربیّات کارهای اشتباه خود را به‌صورت نصیحت بیان می‌کنند، در آن زمان درک نمی‌کنیم و نمی‌فهمیم. سال‌ها می‌گذرد و در مسیر زندگی به بن‌بست می‌رسیم و درک می‌کنیم و می‌فهمیم، چرا؟ 

 

نحوه تغییر و اصلاح باور / مزایا

یادگیری مسیر حرکت و پی گیری رد پای افراد موفق  

وقتی او(فرد موفق و پولدار) که شرایطش شبیه من توانسته، من هم می توانم.   

افرادی که در کسب و شما موفق بوده اند را دعوت نمایید و …

وقتی دو لیوان یکی خالی و دیگری با مقداری آب را بهم بزنیم، کدامیک اندوخته از دست می دهد.

 سی دی جلسات صندلی داغ

پاد زهرها / تمرین یا دعوت به اقدام :

۱ –  از آدم های پولدار بپرسیم که چه کرده‌اند

۲ – استفاده از جلسات هضم تجربه

۳ – مطالعه زندگی نامه افراد موفق و ثروتمند

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

تصویر ذهنی انسان از دیگران

تصویر ذهنی انسان از دیگران

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

 تصویر ذهنی انسان از دیگران

 انسانها به مرور زمان تصاویر مختلفی از دیگران در ذهن خود ایجاد می کنند . هر کدام از ما در مورد پدر ، مادر ، معلم ، پزشک ، پلیس ، بازاری ، کارگر ، روانشناس، مشتری، مادر شوهر ، خواهر شوهر، ثروتمندان  و غیره تصویری داریم که بر مبنای این تصویر آنها را معرفی می کنیم و  ارتباط خود را بر اساس تصویری که از آنها داریم تنظیم می کنیم .

عکس تصویر ذهنی شما از دیگران

خانمی که تازه ازدواج کرده اگر از مادر شوهر خود تصویر ذهنی با توصیفاتی مانند : خود خواه، دخالت کننده، حسود و کنترل کننده داشته باشد و با این دید و نگاه وارد منزل شوهر شود به تدریج روابط با مادر شوهر تحت تاثیر این پیش فرضها قرار می گیرد و فضای زندگی را دچار بی اعتمادی و تشنج  می کند .

تصویری که از دیگران در ذهن داریم و بر مبنای آن تصویر آنها را وصف  می کنیم ، ممکن است روی  قضاوت های ما تاثیر منفی بگذارد و ما را دچار خطا کند .

  این توضیحات موجب می شود که انسانها را ثابت و مطلق ببینیم و بر این باور باشیم که آنها تغییر نمی کنند . انسانی که تمام و یا بخشی از ویژگیهای خود و یا افرادی را که از آنها خوشش می آید خوب می بیند اولا به نارسایی ها وکاستی های خود و کسانی که آنها را دوستشان دارد توجه نمی کند .

ثانیا همواره تحت تاثیر یک جبر درونی به منظور ثابت کردن خوب بودن خود و افرادی که از دید او خوب هستند تلاش می نماید .

اینان نه تنها در قضاوتهای خود دچار خطا می شوند ، بلکه از فهم علت جریانات زندگی نیز عاجز هستند . 

مردی که به شدّت به مادر خود وابسته است و از او چهره ای خوب و ذیحق توصیف می کند :

 اولا تحمل شنیدن انتقاد همسر خود نسبت به مادرش را ندارد .

ثانیا خطاهای مادر خود را یا نمی بیند و یا آنها را ناچیز و کوچک می شمارد .

ثالثا تحت تاثیر یک جبر و فشار درونی قرار دارد که مادرش را تایید کند ، حتی اگر به قیمت از هم پاشیدن شیرازه زندگی اش تمام شود .

رابعا از همسرش توقع دارد که مانند او با مادرش برخورد و از انتقاد و خرده گیری بپرهیزد .

بر عکس خانمی که مادر شوهرش را فردی  مزاحم و  بد توصیف می کند:

 اولا به نکات مثبت رفتارهای او بی توجه است .

ثانیا خطاهای جزیی او را بزرگ جلوه می دهد .

ثالثا همواره در تلاش است که تصویری که از مادر شوهرش دارد به اثبات برساند .

رابعا از همسرش توقع دارد که  به مادرش کم توجهی نشان دهد و راه و روش خانم خود را تایید کند.

تصویر ذهنی شما نسبت به مشتری خارجی (مشتری خریدار محصول یا خدمات)  کسب و کارتان چگونه است؟

تصویر ذهنی شما نسبت به  مشتری داخلی (همکاران، مدیر، صاحب) کسب و کارتان چگونه است؟

تصویر ذهنی شما از ثروتمندان چگونه است؟

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.

اصل بعدی در شناخت مخاطب

اصل بعدی در شناخت مخاطب

آدرس نوشته در سایت: سیستم سازی کسب و کار / بهبود عملکرد فردی / ارتباط موثر با دیگران 

اصل بعدی در شناخت مخاطب

دکتر جوان و جدید شهر، داستان کوتاه واقعی

وقتی دکتر ایگناتیوس پیاژه   Ignatius Piaget ، تازه فارغ التحصیل شده بود، کار ماساژ و اصلاح انحراف ستون فقرات را شروع کرد وتصمیم گرفت دفتری در خلیج مونتری در کالیفرنیا راه اندازی کند.

وقتی برای دریافت کمک و همکاری به موسسه محلی ماساژ درمانی مراجعه کرد به او گفتند که محل کارش را به جای دیگری ببرد.

آن ها گفتند او نمی‌تواند در این منطقه موفق شود چون افراد زیاد دیگری در این زمینه در آن جا مشغول کار هستند .

او شجاعانه از ” اصل بعدی”  استفاده کرد .

ماه ها، هر روز صبح تا غروب درب خانه ها را می زد .

بعد از معرفی خود به عنوان دکتر جوان و جدید شهر، چند سوال می پرسید:

– کجا را برای دفتر کارم انتخاب کنم؟

– در کدام روزنامه آگهی بدهم که به دست همسایگان شما برسد؟

– آیا باید برای کسانی که از ۹ صبح تا ۵ عصر سرکار می‌روند، صبح ها زودتر مطب را باز کنم یا عصرها بیشتر آن جا بمانم؟

– اسم مطب را ماساژ درمانی غرب بگذارم یا پیاژه؟

و بالاخره می پرسید: وقتی آن جا را باز کردم،  دوست دارید دعوت نامه دریافت کنید؟ اگر می گفتند بله، نام و نشانی آن ها را می‌نوشت و به کارش ادامه می‌داد.

روز ها و ماه ها پشت سر هم سپری می شد و او به کارش ادامه داد .

تا زمانی که متوجه شد درب دوازده هزار و پانصد خانه را زده و با شش هزار و پانصد نفر صحبت کرده است .

یک عالمه ” نه ” شنیده بود و تعداد زیادی هم ” کسی خانه نیست” .

حتی یک روز در ایوان یکی از منازل به دام افتاد. پایش در یک گودال گیر کرد و تمام بعد از ظهر آنجا ماند!!

اما بله های زیادی هم گرفته بود .

در طی اولین ماه کارش، دویست و سی و سه بیمار جدید را معاینه کرد . در منطقه ای که می گفتند : به پزشک دیگری نیاز ندارد!! ، درآمدش در ماه اول به ۷۲۰۰۰ دلار رسید .

اصل بعدی در شناخت مخاطب، یادتان باشد برای اینکه به آنچه می‌خواهید برسید، باید درخواست کنید، درخواست کنید، درخواست کنید و بگویید بعدی، بعدی، بعدی تا بالاخره به بله‌هایی که دنبالش هستید برسید! درخواست‌کردن همیشه بازی اعداد بوده، هست و خواهد بود. آن‌را شخصی درنظر نگیرید. چون شخصی نیست. تا زمانی که هست، یک مسابقه نیست. جک کنفیلد  

برگرفته از کتاب از کجا معلوم؟!   گردآورنده مهدی رحمانی 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید.