مدیر سیستم کسب و کار هستید یا  مدیر متخصص؟    

مدیر سیستم کسب و کار هستید یا مدیر متخصص؟ در ابتدا چند مطلب را علاقمندم مطالعه کنید و سپس برگردیم به بیان موضوع اصلی نوشته یعنی مدیر سیستم کسب و کار هستید یا مدیر متخصص؟ 

دانستن یا توهم دانش؟ راه حل چیست؟

ماکسول می گوید: بزرگترین مانع رشد “جهل نیست”، بلکه “توهم دانش است” . 

استفان کاوی می گوید: ما همیشه می گوییم که حقیقت را دوست داریم، اما واقعیت آن است اغلب اوقات چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت می نامیم.

معمولا غالب افراد در آموختن فعال یعنی مطالعه کردن، کند هستند ولی اینکه تصادفی چیزی را یاد بگیرند بدشان نمی آید . حال کتاب خواندن ندارند ولی اگر اخبار کوتاه باشد و قدری عجیب و غریب نیز باشد آن را می شنوند و برای دوستان بازپخشش می کنند. اخباری که بدون نظر اهل فن ، از هر کس و هر کجایی گفته و شنیده می شود. 

رسانه ها از عادت کثیر مردم به مطالعه نکردن و نیاندیشیدن، به جایی می رسند که به عنوان یک رسانه تاثیر گذار، از جایگاه آموزش دانستنی های اولیه زندگی به مردم، گاه به گمراه کردنشان می پردازند.

برای آنکه مطالعه نمی کنند بهترین منبع کسب اطلاعات همین رسانه ها می شوند، گوش دادن به رادیو در حال رانندگی، تماشای اخبار تلویزیون،  ورق زدن مجلات،  صحبت های عموم مردم در تاکسی ، اتوبوس و مترو …       

دانستن نصفه نیمه یک علم، از ندانستن آن خطرناک تر است. چرا که ما را دچار “توهم دانستن” می کند.

یادگرفتن اطلاعات، تکنیک ها و ترفندها، بی آنکه مدل ذهنی انجام دهنده آن اطلاعات و تکنیک ها را به درستی بشناسیم، نمیتواند ما را به مقصد برساند.

غذای سالم با تغذیه سالم دو مقوله متفاوتند.    

وقتی با فن آوری های نوین مثل تلفن همراه در امور روزمره زندگی سر و کار داریم، دو هفته ای نگذشته تمام پیچ و خم استفاده از آن را می آموزیم و چیزی از آن برایمان نا آشنا باقی نمی ماند. با این وجود چگونه است که آدمی عمری دست به دهان می برد و هنوز مشتاق و مبهوت شنیدن خبر تاثیر آنچه می خورد بر بدنش هست.

قابل توجه دوستانی که اضافه وزن دارند، غذای سالم مثل روغن زیتون است ولی خوردن زیاد روغن زیتون مانند همه روغن های دیگر شما را در معرض پر انرژی ترین ماده غذایی عالم قرار می دهد یعنی تغذیه ناسالم. و یا جوجه کباب غذای سالم است ولی خوردن زیاد آن یعنی تغذیه ناسالم چرا که یک سیخ جوجه کباب انرژی معادل دو بشقاب برنج را دارد و این مفهوم یک تغذیه نا سالم برای کسی است که از ترس اضافه وزن از نان و برنج می گریزد و به کباب مرغ پناه می برد، چرا که از رسانه ها شنیده  اگر اضافه وزن دارید و چربی خون تان بالاست گوشت قرمز نخورید ولی گوشت مرغ و ماهی بی خطر است.

درسی بزرگ از سرنوشت تلخ نوکیا

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگ ترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان بود که پس از کاهش ۹۹ درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد .

در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت:

ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را  در اختیار داشتیم، ما هیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شکست خوردیم .

بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.

از اوایل سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۲ نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولید کننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن ۸۰ درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت ۴۲ دلار و ارزش این شرکت ۲۵۰ میلیارد یورو بود . نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند . اما متاسفانه امروزه به خوبی کارکردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.

رهبران نوکیا به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش بینی کنند . حتی شرکت اپل تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کرد اما شرکت یادگیرنده ای بود و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشت. خیلی سریع آیفون و گلکسی  (iphone , Galaxy)  گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم بازار ۸۰ درصدی نوکیا به ۳ درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از ۴۲ دلار به کمتر از ۳ دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا به ۷۹ . ۳ میلیارد یورو رسید. 

شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آن ها هیچ کار خطایی انجام ندادند . اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آنها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود . آنها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.

امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد . آن ها قربانی موفقیت خود شدند.

در دنیای امروز هر انسانی که از وضع خود راضی باشد و به جای آموزش های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشد، قطعا قربانی خواهد شد.  

عکس مدیر سیستم یا مدیر متخصص

شما مدیر سیستم کسب و کار هستید یا  مدیر متخصص؟    

به نظر شما فرق یک مدیر سیستم کسب و کار با یک مدیر متخصص چیست؟

به نظر بنده به عنوان یک مشاور مدیریت در سیستم سازی کسب و کار در پاسخ به این پرسش می گویم:

یک مدیر متخصص یعنی:

مدیری که هیچ کار اشتباهی انجام نمی دهد

سخت تلاش می کند.           

پر مشغله و درگیری زیاد کاری طی روز 

از موفقیت های امروز خود راضی است و به دنبال حفظ وضع موجود است.

خیلی وقتی برای یادگیری و آموزش و فکر کردن ندارد.

یک مدیر اجرایی خوب یا یک مدیر پروژه خوب، او اگر شرکت خودرو سازی را مدیریت کند سه شیفت به شما خودرو تحویل می دهد. یک زمین به او تحویل بدهید دو سال بعد به شما یک نیروگاه تحویل می دهد.   

بیشتر وقتش را به فرآیندهای اجرایی کسب و کار(طراحی و مهندسی، تامین تجهیزات، تولید محصول یا اجرای پروژه، کنترل کیفیت، …) اختصاص می دهد. 

یک مدیر متخصص همانند یک ربات است، پر تلاش، دقیق، وقت شناس، خوش قول، بی احساس و خستگی ناپذیر بدون هیچ اشتباهی کارش را بطور مداوم انجام می دهد.  

درآمد شرکت : فروش محصول  

عکس فرآیند کنترل و راهبری مدیریت

یک مدیر سیستم کسب و کار

همیشه به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری است .

یک مدیر عامل است و بیشتر وقتش را به فرآیندهای مدیریتی کسب و کار(کنترل و راهبری مدیریت، سازماندهی و مدیریت سیستم، تحقیق و توسعه، مدیریت منابع انسانی،…) اختصاص می دهد.

درآمد شرکت: فروش محصول، فروش دانش مدیریت (قراردادهای انتقال تکنولوژی، خدمات فنی و مهندس،…)   

نتیجه مدیریت یک متخصص:   

کیفیت خوب ولی قیمت تمام شده بالا

محصول با کیفیت تولید شده است ولی بدون در نظر گرفتن نیاز بازار و سلیقه مشتری   

آینده مدیریت یک متخصص، سرنوشت تلخ نوکیا، فرق است بین شرکت سازنده خودرو با شرکت خودرو ساز، فرق است بین شرکت سازنده نیروگاه با شرکت نیروگاه ساز   

در ایران بر روی صندلی بیشتر پست های مدیریتی متخصصان نشسته اند، و تحصیل کرده های رشته های مدیریتی کارشناسی می کنند. جای نشستن افراد کمی جابجا شده است.

یادآوری چند نکته در ارتباط با موضوع شما مدیر سیستم کسب و کار هستید یا متخصص؟:

در این سایت شخصی بنده نقطه نظرات خودم به عنوان یک مشاور را بیان می کنم. در یک نوشته به طور کامل فرق مدرس،  مشاور یا مربی را بیان خواهم کرد، ولی در اینجا توجه شما را فقط به چند نکته جلب می کنم.

۱ – کار مشاور عموما استفاده از پرسش های هدفمند و طرح نقطه نظرات برای هدایت و قرادادن مخاطب در مسیر و رساندن او به هدف و جواب است.      

۲ – نقطه نظرات مشاور خاکستری است، یعنی با قاطعیت نباید جواب قطعی بدهد که چه کاری درست است و یا چه کاری غلط     

۳ – هیچ نسخه ای نیست که برای همه چاره ساز باشد.  هر فرد و  هر کسب و کاری با توجه به شرایط مختلف نسخه منحصر بفرد خود را دارد.

۴ – عوامل مختلفی در جابجایی جای نشستن افراد در کسب و کارها موثر است، بطور نمونه وقتی در فرآیند مدیریت منابع انسانی بر اساس چارت سازمانی شرکت، بیشترین حقوق و مزایا برای مدیران در نظر گرفته شده باشد، این انگیزه برای همه از جمله متخصصان بوجود می آید که برای دریافت حقوق و مزایای بیشتر حتما باید مدیر شوند. چه ایرادی دارد یک نفر که درس مدیریت خوانده با سابقه کار و تجربه کمتر و حقوق کمتر، مدیریت کارکنان متخصص با سابقه کار و تحصیلات بیشتر را عهده دار باشد. چرا چارت سازمانی اکثر شرکت های دانش بنیاد و علمی و پویا و هوشمند شبیه چارت سازمانی پادگان ارتش خشک و بی روح و مکانیکی شده است.         

۵ – اگر در مطالب، از صنایع خورو سازی یا صنایع نیروگاهی مثال می زنم، به علت آن است که بیش از دو دهه تجربه کار و ارائه خدمات مشاوره مدیریت در این صنایع را دارم، ولی به عنوان مشاور با حفظ و رعایت امنیت اطلاعات شرکت ها، فقط نکات عمومی را بیان می کنم که تقریبا در تمامی کسب و کارها بطور مشترک مصداق دارد . هدف آموزش، انتقال تجربیات، شناخت بهتر نقاط قوت و ضعف فضای کسب و کار در حهت رشد و توسعه تولید ملی کشور عزیزمان ایران می باشد.       

مهمان عزیز از اینکه وقت اختصاص دادید و تا به انتهای نوشته را مطالعه کردید سپاسگزارم. 

نوشته های مرتبط: 

دوره کارشناس سیستم سازی کسب و کار شوید.