خودمان را بشناسیم

خودمان را بشناسیم، اولین وظیفه و بالاترین مسئولیت  بشر شناخت خویش است. همه بزرگان معتقد هستند که علت اصلی شکست ها و ناکامی‌های انسان و بردگی ذهن و فکر او ، غفلت و ناآگاهی از واقعیت‌ها و به ویژه و بالاتر از همه نا آگاهی او از درون خویشتن است.  درون انسان گنجهای نهفته در خود دارد و دارای انرژی بی‌کران برای تحول آدمی، تسکین آلام او ، شفای دردهایش و قدرت بی‌نظیر برای ایجاد یک زندگی زیبا ، آرام و سرشار از نشاط و شادمانی است.

خوشبختی زمانی میسر خواهد شد که خودمان را بشناسیم و بدین باور برسیم که دارای  توانمندی‌های درونی بسیاری هستیم . در حقیقت باید ارزش خویش را بشناسیم تا با اعتماد به نفس کامل برای رفع نواقص و حل مشکلات گام برداریم.

با ارزش ترین مسئله در زندگی آزادسازی انرژی‌ها و نیروهای نامحدود درون فکر انسان است. که اگر این نیروها را بشناسیم و آنها را تحت کنترل در‌آوریم و هماهنگ با اهداف و خواسته‌های‌مان از آنها بهره‌برداری کنیم، زندگی ارزشمند و با نشاطی را بر اساس آرمانهایمان رقم خواهیم زد.

با شناخت بهتر انسان از قدرت فکر خود، تصویر ذهنی بهتر و کامل‌تری  از خود خواهید داشت. اغلب ما عاقل‌تر، قوی‌تر و شایسته‌تر از آن هستیم که می‌پنداریم. با ایجاد تصویر ذهنی برتر ، توانایی‌ها ، استعدادها و قدرت‌های جدیدی ایجاد  نمی‌کنیم  این دارایی‌ها را همه داریم، در واقع آنها را مورد استفاده قرار می‌دهیم .

شاید بر‌اساس باورهای نادرست و عقاید بی‌اساس که از کودکی تا به امروز در ذهنمان جای گرفته‌اند ، تصویری که از خود ساخته‌ایم تصویری ضعیف ، مفلوک و بسیار ناتوان بوده است و در حقیقت این نوع نگاه به خویشتن مانع از آن بوده است که بتوانیم نیروها و توانایی‌های بالقوه و نامحدود خود را آزاد سازیم. همانند پرنده‌ای که در قفس بزرگ شده است و نمی‌داند در خارج از قفس او چه جهان پهناور و فضای بی‌انتهایی وجود دارد.

وقتی خودمان را بشناسیم و به توانایی‌های بالقوه و نامحدود خود پی ببریم و به این باور برسیم که گنجهای نهفته در خود داریم، تصویر جدیدی از خود خواهیم ساخت.  انسانی قوی، با شخصیت، توانگر، با اعتماد به نفس، و دیگر زندگی  در قفس را نمی‌پسندیم و به دنبال خانه‌ای متناسب با شخصیت انسانی خود هستیم.

تصور کنیم کارمندی هستیم حقوق بگیر، در خانه‌ای کوچک و با اثاثیه قدیمی زندگی می‌کنیم . نامه‌ای به دست ما می‌رسد، در نامه نوشته شده است که ما برنده قرعه کشی بانک شده‌ایم. در ابتدا باور نمی‌کنیم فکر می‌کنیم شوخی است ، به بانک مراجعه می‌کنیم و یقین پیدا می‌کنیم که برنده میلیون‌ها پول شده‌ایم. حال توانایی‌های مان را باور  می‌کنیم، می رویم منزلی بزرگ ، زیبا و عالی خریداری می‌کنیم، اثاثیه قدیمی و شکسته را می‌فروشیم و بدور می‌ریزیم و آنها را با  لوازم نو ،  متناسب و شایسته شخصیت جدیدمان جایگزین می کنیم ، چرا که باورمان نسبت به خودمان تغییر یافته است.

 امام علی (ع) می‌فرمایند: کمال معرفت و نهایت درجه این است که آدمی خود را بشناسد،  نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.

در ارتباط موثر با خود این سوال مطرح می‌باشد که  چرا باید خودمان را بشناسیم؟

در پاسخ به این سوال باید گفت:

 انسان معمولی دارای استعدادهای شکوفا نشده فراوانی است  ” ما مدیر زندگی خود هستیم ”  میزان استفاده ما از ابزاری بنام انسان بستگی به میزان شناخت و آگاهی ما از ” امکانات، استعداد، ظرفیت‌ها  و توانایی‌ها”  و نحوه بکار گرفتن و استفاده از این توانمندی هاست .

خودتان را گرامی بدارید. تا خودتان را دوست نداشته باشید کائنات چیزی به شما نمی‌دهد . خودتان را دوست داشته باشید. روزانه چند دفعه دست خود را ببوسید. گامهایی که انسان برای یافتن خویشتن و کشف طبیعت واقعی خود بر می‌دارد عشق به زندگی را در او تقویت کرده ، دور شدن از خود است که به افسردگی منجر می‌شود.

وقتی که شما خودتان را دوست داشته باشید، دیگران را دوست خواهید داشت. موارد مورد علاقه، نقاط قوت و توانایی‌ها و موفقیت‌های خود را می‌دانید، و در زمان برخورد با  افراد جدید  شما می‌دانید چه مطالبی برای مطرح کردن دارید. سریعتر می‌توانید با کسانی که نقاط مشترک فکری بیشتری با آنها دارید دوست شوید . دوستان خوب معمولا علاقمندی‌ها و هدفهای مشترکی دارند. عضویت در یک باشگاه ورزشی، حضور در یک کلاس، تماشا و علاقمندی به یک تیم یا رشته ورزشی

خودمان را بشناسیم باعث می شود که انسان تصمیم‌گیری بهتری در زمان انتخاب های سرنوشت ساز زندگی اش داشته باشد:

انتخاب رشته تحصیلی

انتخاب رشته ورزشی

انتخاب شغل و نوع کار

و انتخاب همسر، همسفر و  شریک زندگی

خودمان را بشناسیم تا جزء مردمان، با استعداد ولی ناموفق، با هوش اما شکست خورده، تحصیل کرده اما بیکار، نابغه ولی ناکام، زیبا ولی تنها نباشیم.

می‌خواهیم زندگی زیبایی بسازیم باید خودمان زیبا بشویم.

در انتها باید گفت، در سرزمین وجودی هر کدام از ما دو نیروی خیر و شر وجود دارد، اگر نتوانیم خودمان را بشناسیم و مدیریت کنیم ممکن است نیروی شر غلبه کند. اکثر جایتکارها آدم‌های معمولی هستند، ولی نتوانسته‌اند خود را مدیریت کنند.

ما مدیر زندگی خود هستیم. میزان استفاده ما از ابزاری به نام انسان بستگی به میزان شناخت و آگاهی ما از توانایی و ظرفیت‌ها و نحوه بکار گرفتن و استفاده از این توانمندی هاست .

خودمان را بشناسیم تا بتوانیم از تمام ظرفیت و استعداد خود استفاده کنیم .

ارتباط خود را با کائنات بشناسیم، خودشناسی مبنای همه ادیان و مکاتب است، زیرا انسان با شناخت خود به حقایق طبیعت و اسرار خلقت نیز آگاهی خواهد یافت.  در معرفت انسان همین بس که خود را بشناسد و در نادانیش همین بس که خود را نشناسد. هر کس نفس خود را بشناسد، دیگران را بهتر می‌شناسد و هر کس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به دیگران هم جاهل است.

   هر چه در ارتباط موثر با خود و یا خودشناسی بیشتر قدم برداریم و به پرورش امکانات بالقوه‌ای که در هر کس وجود دارد بپردازیم و به استعدادهای ارثی و خدادادی آگاهی پیدا کنیم ، بالطبع در ساختن خود و بالا بردن حد شکوفایی خود از نظر ساختمان بدنی، روحی، فکری، عاطفی و بالاخره در امور اجتماعی و ملی و اهداف زندگی توفیق بیشتری خواهیم یافت.

   هر چه بیشتر راجع به آنچه که واقعاً هستیم بدانیم، رفتار و زندگی خود را بهتر تنظیم خواهیم کرد .  بشر یک نیاز ذاتی به درک کائنات دارد تا بتواند اجزایی را که تجربه می‌کند در بستر وسیع‌تر قرار دهد. و جایگاه خودش در این بستر وسیع را بیابد. اگر انسان خود را بهتر بشناسد و ارتباطش را با کائنات و جهان هستی و فعالیتها بهتر بداند ، در افزایش توانایی برای زندگی، وفق دادن خود با محیط، و رشد فکری در یک جامعه پر تغییر، تلاش بیشتری خواهد داشت.

  اگر چه عالم از منظر ذات الهی واحد و یگانه است، از منظر نسبیت انفصال و دوگانگی بنیادینی میان جهان کوچک و جهان بزرگ وجود دارد. جهان بزرگ این جهانی است که در جزء جزء کثرت نامحدود خود اسماء و صفات الهی را باز می‌تاباند .

  جهان کوچک انسان است که همه این صفات را به شکل یکپارچه و کامل منعکس می‌سازد . جهان بزرگ و جهان کوچک مثل دو آینه‌اند که مقابل یکدیگر قرار داشته باشند. هر یک همه اوصاف آن دیگری را دربردارد ، اما یکی به نحو آفاقی و بیرونی و مفصل و دیگری به نحو انفسی و درونی و مجمل، لذا معرفت انسان به خویش اساسا متضمن معرفت به کل عالم هستی است.

منابع : برداشتی از کتاب موفقیت از من آغاز می گردد.  

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.