در آغاز علاقه‌مندم داستان یک کار تحقیقاتی را برای شما بیان کنم.

خانم میترا معمار، کارشناس مسائل هنری که از پنج سالگی در انگلیس زندگی کرده است، کار تحقیقاتی جالبی انجام داد، که تغییر نگاه منفی به مثبت را بر‌اثر افزایش شناخت و آگاهی به اثبات می‌رساند.
از صد نفر انگلیسی که قصد مسافرت به ایران را داشتند، پرسید. اولین کلمه‌ای که آنها بعد از شنیدن کلمه‌ی ایران به ذهنشان می‌رسد چیست؟ همزمان با گفتن جواب از چهره‌ی آنها عکس‌برداری کرد. جواب‌ها کلماتی نظیر: چادر، روسری، عراق، عربستان سعودی، فوتبال، شتر، تظاهرات، ناامنی، سرقت. یعنی یک تصویر غیر واقعی از ایران، که به دلیل تبلیغات منفی و دور از واقعیتی که در سالهای گذشته علیه ایران صورت گرفته است، در ذهن آنها بوجود آمده بود.
پس از بازدید و مسافرت آنها به ایران و افزایش شناخت و آگاهی نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیّان، همان سئوال مجدداً پرسیده شد. جواب‌ها کلماتی نظیر: هنر، زیبایی، محبّت، مهمان‌نوازی
معرفی ایران به مردم دنیا توسط خارجی‌هایی که از ایران دیدار کرده‌اند، یکی از بهترین روش ها برای شناساندن ایران واقعی به مردم دنیاست. عشق و علاقه نتیجه‌ی شناخت و آگاهی است. هر ملتی که توانسته نکات مثبت، زیبایی و شگفتی‌های کشورش را بیشتر به جهانیان معرفی نماید، مسافر بیشتر و در نتیجه درآمد بیشتری نصیبش شده است.
همان‌طور که باید توانایی‌های دیگران را بهتر بشناسیم، باید خودمان را به دیگران بهتر معرفی نماییم . این نیاز به معرفی بهتر خود به دیگران به ویژه در مورد افرادی که عنوان شغلی آنها معرّف مهارت و تخصّص آنها نیست، بیشتر است. برای یک وکیل، دندانپزشک، فوتبالیست، معلّم زبان انگلیسی، لوله‌کش، راننده، عنوان شغلی این افراد یک آگهی تبلیغاتی برای جذب مشتریان و ارتباطات بیشتر است. این عناوین شغلی معرّف کسب‌و‌کار، مهارت و تخصص آنهاست. ولی وقتی خودمان را به دیگران با عناوین کلی مهندس، کاسب، معلّم و کارمند معرفی کنیم، نباید انتظار داشته باشیم کسی برای برطرف کردن نیازی به ما مراجعه کند. اگر زندگی‌نامۀ تمام افراد موفق، ایرانی و خارجی را که در نتیجه‌ی کسب‌و‌کارشان جزو طبقه‌ی ثروتمندان قرار گرفته‌اند بررسی کنیم، مطمئن باشید که به‌دنبال نام هر یک از آنها تخصص، مهارت، محصول یا خدمات آنها نوشته شده است.
هر سیاست‌مداری به مردم نیاز دارد تا به وی رأی دهند، هر مغازه‌داری به مردم نیاز دارد تا از او خرید کنند، هر هنر‌پیشه‌ای به کارگردان نیاز دارد تا وی را برای بازی در فیلم‌هایش استخدام کند. به همین ترتیب، در هر کاری موفقیت و یا شکست، به بقیه‌ی مردم بستگی دارد که تصمیم بگیرند از کار ما، خدمات‌رسانی و یا محصولات ما پشتیبانی کنند.

مردم زمانی از ما پشتیبانی خواهند کرد که ابتدا سه کار را انجام داده باشیم:

اوّل به آنها اجازه دهیم ما را بشناسند.
دوّم به آنها درباره‌ی چیزی که می‌خواهیم ارائه کنیم، توضیحاتی بدهیم.
و سوّم: آنها را متقاعد کنیم که کار ما ارزش داشتن یا دانستن را دارد.

دوست با انرژی‌ام، از امروز خودتان را به‌دیگران بهتر معرفی نمایید. اجازه دهید مردم بدانند شما کی هستید.