سیستم  R.A.S  مغز چیست؟

سیستم  R.A.S  مغز چیست؟  

Reticular Activating System

آیا برای تان سئوال نشده که چرا وقتی هدف خاصی را برای خودتان تعریف کرده اید هر کجا که می روید افراد در مورد آن صحبت می کنند؟

آیا می دانید چرا وقتی که یک ماشین را خریداری می کنیم و بعد از آن به خیابان می رویم همیشه ماشین هایی از نوع و رنگ ماشین خود را می بینیم؟

و یا مثلا اگر شما یک کفش  بخرید, پس از آن وقتی به خیابان می روید دائما کفش هایی از نوع و رنگ کفش  خود را می بینید , گویی کفشهایی از نوع کفش شما در پای مردم  بیشتر شده اند درحالیکه  که این طور نیست فقط سیستم قدرتمند فعال کننده مشبک یا RAS در مغز شما کفش های هم شکل را از بین کفش های مردم انتخاب می کند  و به ذهن و مغز شما وارد می کند.

وظیفه  RAS نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات از دنیای اطراف و نتایج کارهای شما است, با توجه به چیزی که شما می خواهید, یعنی نوعی فیلتر کردن اطلاعات که به مغز شما وارد می شوند.

در این مقاله اطلاعات بسیار ارزشمندی را در زمینه مغز انسان و سیستم RAS  آن را با شما، همراهان گرامی به اشتراک خواهیم گذاشت.

مغز انسان توانایی های شگفت انگیزی دارد. بیشتر انسان های موفق به این توانایی ها پی برده اند و از آنها برای دستیابی به اهداف خودشان استفاده می کنند. تعدادی از انسانها هم به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه از وجود آن مطلع باشند از آن استفاده می کنند.

یکی از این تواناییهای جالب و قابل توجه در مغز انسان سیستم فعال کننده مشبک یا RAS در مغز است.

این سیستم باعث می شود که ما، تنها چیزهایی را ببینیم که اکثر اوقات به آن می اندیشیم و یا به ذهنمان وارد می کنیم.

می گویند در هر ثانیه میلیون ها (به طور تقریبی ۴ میلیون ) ورودی به مغز ما وارد می شود و اگر ضمیر خودآگاه بخواهد به این همه ورودی توجه کند که امکان پذیر نیست و منفجر می شود. بخاطر همین ذهن ما (ضمیر ناخودآگاه) یا این سیستم می گوید این همه را نبین و آنهایی که برای شما مهم هستند را ببین.    

وظیفه RAS  مغز فیلتر کردن اطلاعات خاص از بین اطلاعاتی است که به ما می رسند. اطلاعاتی که اکثر اوقات به آنها فکر می کنیم.

مثلاً اگر اکثر اوقات به اهدافمان و به رویاهایمان فکر می کنیم ذهن ما افراد، شرایط، منابع و امکانات لازم برای رسیدن به آنها را به ما نشان می دهد و بالعکس وقتی تمرکز ما روی چیزهای ناخوشایند و منفی متمرکز شود ذهن ما موارد منفی بیشتری را به سوی ما جذب می کند.

به عنوان یک تمرین، بروید داخل یک اتاق و به هر چیزی که به رنگ قرمز هستند توجه کنید تا وقتی از اتاق خارج می شوید، بتوانید آنها را از حفظ بگویید.

حال اگر پس از بیرون آمدن از اتاق یکنفر بگوید چیزهای آبی را بگو، نمی توانید چرا؟ شما چیزهای آبی را نیز دیده اید ولی توجه شما و یا سیستم فیلترینگ شما بر روی رنگ قرمز متمرکز بوده است. شما همه را دیده اید ولی به مغزتان دستور داده اید روی قرمزها توجه و تمرکز کند.   

چند مثال دیگر:

شما رفتید دانشگاه نمره امتحانی خودتان را که بر روی دیوار فهرست نمرات کلاس نصب شده است را ببینید. اسامی همه همکلاسی ها را دیده اید ولی مغز شما بر روی اسم خودتان توجه و تمرکز داشته است، حال اگر یکی از دوستان تان بگوید من چند شده بودم، می گویید نمی دانم، ندیدیم.

وقتی در جمعی یکنفر اسم شما را صدا می زند، سریع بر می گردید نگاهش می کنید. ممکن است صدها اسم یا صدای دیگر را بشنوید ولی مغزتان توجه و تمرکزش بر آنچه برایش مهم تعریف شده، اسم خودتان است.       

وقتی یک نفر در کودکی تحقیر شده باشد و به اصطلاح عقده ای در ذهن و دلش داشته باشد، وقتی در جمع می رود توجه و تمرکز فکریش روی رفتار دیگران است که برداشت ذهنی اش یعنی دیگران در حال تحقیر کردن من هستند.

حال اگر توجه و تمرکز بر روی آنچه می خواهید تمام نشانه ها و رفتار را با در نظر گرفتن اهداف و در جهت و راستای رسیدن به اهدافتان تفسیر و معنی می کنید وبعد آن را جذب خودتان می کنید.

این سیستم را مثل یک توری در نظر بگیرید که یکسری چیزها از آن رد می شود و یکسری چیزها رد نمی شوند. و یا مثل تنظیم کردن بادبان های کشتی در نظر بگیرید که از بین میلیون ها جهت و مسیر وزیدن باد، حرکت کشتی را به سمت مسیر و هدفی که شما می خواهدی هدایت می کنند.  

هدفگذاری و توجه به اهداف بسیار اهمیت دارد. نوع نگرش ما و طرز تفکرمان به طرز عجیبی نتایج ما را در زندگی رقم می زنند و می توان گفت که زندگی ما به انتخابهای خودمان بستگی دارد. اگر برای خودمان اهدافی داشته باشیم و خودمان را ملزم کنیم که به این اهداف دست بیابیم    RAS مغز ما را یاری می کند که روی آنها تمرکز کرده، آنها را جذب کرده و به دست بیاوریم.

شما باید اهدافتان و توجه تان را کاری کنید که مغزتان روی آنها مثل رادار قفل کند. این نکته اصلی قانون جذب است.

مغز ما کارکرد ظریفی دارد و دقیقاً مثل یک کامپیوتر عمل می کند. اگر ذهن خود رابرنامه ریزی نکنیم تلاش می کند که خودش کار کند و تصمیم گیری کند.

همه ما می دانیم که وظیفه اصلی مغز حفظ حالت موجود است و مغز ما به خودی خود تمایلی ندارد که انرژی مصرف کند و نتایج قابل قبولی برای ما خلق کند مگر اینکه آن را از قبل برنامه ریزی کرده باشیم.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.