پولدار ها بیشتر به دارایی هایشان توجه می کنند.

 پولدار ها بیشتر به دارایی هایشان توجه می کنند.

بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخار شان است.

افسانه حاکی از آن است که در قرن ۱۵، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود.

 

پولدار ها بیشتر بر روی افزایش سرمایه گذاری ها، تجارت و  جمع کردن دارایی ها توجه می کنند و فقرا بر سخت تر کارکردن و افزایش درآمد های شان، به همین دلیل است که اغلب از مردم می شنویم که می گویند، به اضافه حقوق احتیاج دارم، آخ که اگر به من ترفیع می دادند، می خواهم ادامه تحصیل بدهم که بتوانم شغل بهتری گیر بیاورم، تا دو هفته دیگر اینکار را رها می کنم چون کاری پیدا کرده ام که حقوقش بیشتر است.

هنگامی که تعدیل نیرو در شرکت ها رایج می شود، میلیون ها کارگر و کارمند متوجه می شوند که در مورد برخی از دارایی ها، دچار توهم بوده اند، آن چیزی هایی که از نظر آنها دارایی تلقی می شد و هر ماه بخشی از پول آنها را می بلعید، دارایی نبوده و در واقع آنها را به بردگی کشیده بود. ماشین،  مبل، میز و صندلی و سایر لوازم لوکس که میلیون ها تومان قیمت داشتند و حالا دیگر بی ارزش به نظر می رسیدند. این افراد بدون یک شغل مطمئن، پس انداز دیگری نداشتند که بتوانند روی آن حساب کنند. چیزهایی که آنها دارایی حساب شان می کردند، در بحرانهای مالی به کارشان نمی آمدند.   

در عین حال که شغل خود را حفظ می کنیم، دارایی های حقیقی هم بخریم و از خریدن بدهی یا خرت و پرت های مصرفی و غیر ضروری خودداری کنیم، چون بلافاصله پس از خرید، ارزش خود را از دست می دهند. 

اگر از من بپرسید که برای شما و فرزندانتان چه نوع دارایی هایی را پیشنهاد می کنم، خواهم گفت که به نظرم دارایی های حقیقی شکل های مختلفی دارند و به ترتیب دارایی های جاری و دارایی های غیر جاری عبارتند از:

۱ – موجودی نقد یا پول نقد

۲ – سرمایه گذاریهای کوتاه مدت  

۳ – کارهایی که به حضور ما نیاز ندارند. ما مالک کاری هستیم، ولی افراد دیگری آن را اداره می کنند.

۴ – در آمد ناشی از املاک و مستغلات

۵ –  هر چیزی که ارزش دارد و یا درآمد یا ارزش تولید می کند و می توان آن را فورا تبدیل به پول نقد کرد مثل  موجودی مواد اولیه و کالا، طلا، نقره 

۶ – سرمایه گذاریهای بلند مدت مثل سهام    

۷ – اوراق قرضه، اوراق مشارکت، سفته ها 

۸ – دارایی های ثابت مشهود مثل وسایل نقلیه،  ماشین آلات و تجهیزات، نرم افزارها  

۹ – دارایی های نا مشهود  مثل حق امتیاز بهای خط تلفن ثابت و همراه،  امتیازات ناشی از مالکیت معنوی از جمله حق امتیاز موسیقی، کتاب، فیلمنامه یا امتیاز بهره برداری و ساخت یک اختراع، اعتبار که قابلیت تولید پول در بازار کسب و کار است.

پولدار های با تجربه، اول ستون دارایی های شان را محکم و قوی می سازند و سپس از درآمد ناشی از دارایی ها، کالاهای مورد نظرشان را می خرند، در حالی که افراد اقشار متوسط با جان کندن و به قیمت سلامتی و جان خود و صرف پول ارثیه فرزندان شان، ستون هزینه های شان را محکم و قوی می سازند و اشیای تجملی می خرند.

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی پرورش هوش مالی 

 

با کلیک بر روی نوشته زیر به جمع اعضای بزرگوار سایت بپیوندید.

عضویت در سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار

عضو محترم، خوش آمدید. برنامه زمانبندی دوره های حضوری و نشست های پرسش و پاسخ به آدرس ایمیل شما ارسال می گردد.