ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند

ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند یعنی چه ؟ زندگی روزمره بشر امروزی مملو از تصمیمات مالی است ، تصمیماتی که شاید به ظاهر ساده باشند اما سرنوشت فرد یا حتی نسل بعدی را دستخوش تغییر کنند. با وجود این، چه بسیارند افرادی که به دلیل ناآگاهی، خود را سوار بر موج تصمیمات جامعه می‌کنند و البته در اغلب موارد نیز از این موضوع متحمل ضررهای مالی می‌شوند. با توجه به اهمیتی که اتخاذ تصمیمات مالی در زندگی افراد دارد، دانستن الفبای اقتصادی و مالی برای همه ضروری به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که صاحب نظران سیستم سازی کسب و کار بر این باورند که گذراندن یک دوره آموزشی مبانی مالی می‌تواند برای هر فردی مفید واقع شود.

نتایج بررسی جدید نشان داده است که دو سوم مرد جهان در پاسخگویی به پرسش های ابتدایی یک آزمون دانش مالی شکست می‌خورند، به عبارتی دچار بی سوادی مالی هستند.

از طرفی احساس ما نسبت به ثروت، در میزان جذب آن مؤثر است. ما از تاریکی می‌ترسیم و احساس خوبی نداریم، هر‌چه روشنایی بیشتر باشد احساس بهتری خواهیم داشت. جهل‌و ناآگاهی، تاریکی است.  شناخت و آگاهی، نور و روشنایی است. هر‌چه با‌ واژه‌ها، مفاهیم و قوانین بازی ثروت بیشتر آشنا شویم به‌همان نسبت ثروت بیشتری را به‌سمت خود جذب خواهیم‌کرد.

 برای اینکه مغناطیس پول شویم، ابتدا باید ادبیات بازی ثروت را بیاموزیم. ثروتمندان، ادبیات مالی را می‌شناسند. آنها فرق بین دارایی‌و‌ بدهی را می‌دانند. ثروتمندان، دارایی جمع می‌کنند و بی‌پول‌ها و افراد طبقۀ متوسط بدهی جمع می‌کنند. 

علّت اینکه بیشتر مردم به مشکلات مالی دچار می‌شوند یا هرگز از لحاظ مالی پیشرفت نمی‌کنند، این نکته است که آنها بدهی‌های بسیار دارند و آنها را به‌اشتباه انداخته و خیال می‌کنند که صاحب دارایی‌اند. عدم فهم صحیح مفهوم این نوع کلمات باعث عقب‌ماندگی مالی افراد می‌شود.

تعریف برخی از کلمات را برای رسیدن به یک زبان مشترک با هم بررسی می‌کنیم.

 دارایی

آن چیزی است که پول به جیب ما وارد می‌کند.

 دارایی مادّی یا محسوس

به دارایی گفته می‌شود که دیده می‌شود مثل: پول نقد، زمین، ساختمان

دارایی معنوی یا نا‌محسوس

دارایی معنوی و سرمایۀ فکری که دیده نمی‌شود مثل: اطلاعات، حق‌ثبت، حق اختراع، ارزش برند یا نام تجاری، اعتبار شما بین اعضای خانواده و دوستان و همکاران.

با ارزش‌ترین دارایی معنوی منحصر به فرد ما، مغز و ذهن‌ماست. اگر آموزش مناسبی به آن بدهیم می‌تواند در‌لحظه ارزش زیادی برای ما خلق کند. پس می‌توان گفت بزرگ‌ترین ثروت انسان دانسته‌های او و بزرگ‌ترین بدهی انسان چیزهایی است که نمی‌داند. پس ابتدا روی آموزش یعنی سرمایه‌گذاری بر روی بزرگ‌ترین دارایی ما، مغزمان یا توانایی کسب درآمد سرمایه‌گذاری کنیم.

 بدهی

آن چیزی است که پول از جیب ما خارج می‌کند.

 بدهی خوب

بدهی یک مسئله رایج زندگی است. تقریباً همه‌ی ما خرید‌های مهم زندگی از جمله مسکن را با نوعی بدهی یا وام تهیه می‌کنیم. سؤال اینجاست که آیا همۀ این بدهی‌ها خوب هستند؟ بدهی خوب، بدهی‌ای است که صرف خرید دارایی می‌شود. بدهی‌خوب، ما را ثروتمندتر می‌کند. خرید بیمه عمر یک بدهی خوب است، بدهی وام خرید مسکن یک بدهی خوب است.

 بدهی بد

بدهی‌ای است که صرف خرید بدهی می شود. بدهی بد ما را فقیر‌تر می‌کند. گرفتن وام با سود بالا برای خرید خودرو یا لوازم لوکس زندگی یک بدهی بد است.

درآمد فعّال یا شغل

درآمدی است که در قبال کار مستقیم ایجاد می‌شود و نیازمند حضور فیزیکی‌مؤثر شخص و اختصاص زمان دارد. درآمدی است که به‌تناسب زمان اختصاص داده‌شده افزایش می‌یابد و سقف دارد؛ یعنی به‌طور خطی افزایش می‌یابد و به‌اندازۀ محدودیت زمانی که می‌توانید اختصاص دهید درآمد تولید می‌کنید، مانند: حقوق ماهیانۀ یک کارمند.

 درآمد غیر فعّال یا کسب

درآمدی است که در قبال کار غیر‌مستقیم  ایجاد می‌شود. این در‌آمد به حضور شخص و اختصاص زمان نیاز ندارد. بیشتر کار ذهنی است و سقف نیز ندارد، یعنی به‌طور تصاعدی درآمد افزایش می‌یابد. در‌آمدی که از یک دارایی مادّی حاصل می‌شود، مانند: سود‌نقدی سهام، سود سپرده‌گذاری، سود اوراق‌مشارکت، درآمد حاصل از املاک‌ و یا درآمد حاصل از دارایی‌های معنوی.

 دارایی کاذب یا دارایی غیر‌فعّال

دارایی‌ای است که  از چرخۀ کسب درآمد خارج می‌شود و راکد می‌ماند، مانند: پول نقدی که در قلّک نگهداری می‌شود. پول‌نقد هیچ‌گونه زایشی ندارد و غیر‌موّلد و غیر‌فعّال محسوب می‌شود. پول نقد به‌ علّت وجود تورم دائماً در حال کاهش ارزش است. یک واحد آپارتمان که اجاره داده نشده است، یک دارایی غیرفعّال است.

ثروت

میزان ثروت شما به‌اندازه‌ی تعداد روزهایی است که بدون کار‌کردن فیزیکی قادر باشید هزینه‌ی زندگی‌تان را با همین کیفیّت، بپردازید. بر‌خلاف تصوّر عموم مردم، ثروت با پول سنجیده نمی‌شود بلکه با زمان سنجیده می‌شود. به‌عبارت دیگر، اگر امروز دست از کار بکشید، چند‌روز، چند‌ماه، چند‌سال ثروتمند هستید.

پشتیبان مالی

پول‌نقد یا دارایی‌هایی همانند طلا که می‌توان به سرعت آنها را به پول نقد تبدیل کرد، که دست‌کم شش‌ماه هزینه‌های زندگی را پشتیبانی کنند.

 استقلال مالی

یکی از آرزوهای همه‌ی ما این است که بتوانیم روی پای خود بایستیم و از نظر مالی مستقل باشیم. یعنی اینکه دغدغه‌ی  پرداخت هزینه‌ی نیازهای اساسی زندگی خود را نداشته باشیم. به‌عبارت دیگر، در‌آمد غیر‌فعّال ما بیش از هزینه‌های روزمرّۀ زندگی‌مان باشد.

گردش نقدینگی

به ورود و خروج نقدینگی در یک تجارت، کسب و کار و یا پروژه گفته می‌شود. نسبت درآمد به‌مخارج، انعکاسی از گردش نقدینگی است. گردش پول بین درآمد‌و‌مخارج را گردش نقدینگی می‌نامند. وقتی با مفهوم گردش نقدینگی آشنا شویم، می‌توانیم بفهمیم چه‌اتفاقی درحال وقوع است و چطور پول‌دارها، پول‌دارتر می‌شوند.  این مهارت نشاندهنده‌ی هوش مالی‌و سواد مالی ماست. هشتاد ‌درصد مردم تحصیلات دارند ولی به گردش نقدینگی زندگی‌شان توجهی ندارند. وقتی با مفهوم گردش نقدینگی آشنا می‌شویم، می‌توانیم بهتر تفاوت دارایی و بدهی را تشخیص دهیم.

سیستم کسب و کار ثروت آفرین

 توضیحات تکمیلی در ارتباط با ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند:

 مفهوم دارایی و بدهی در شرایط مختلف اقتصادی و برای افراد مختلف، متفاوت است. برای نمونه:  با فرض نداشتن نرخ تورّم در بازار مسکن، وقتی مخارج تعمیرات‌و‌نگهداری و استهلاک یک آپارتمان که اجاره داده‌ایم از درآمد آن بالاتر رود، آن آپارتمان یک بدهی است نه یک دارایی. برای یک کارمند که به‌طور مستقیم نوع خودرو تأثیر زیادی بر افزایش درآمدش ندارد، داشتن یک خودرو گران‌قیمت که به احتمال زیاد هر ماه به خاطر هزینۀ نگهداری، بیمه، سوخت و اقساط ماهیانه مبلغ زیادی پول از جیب او بیرون می‌کشد،یک بدهی است، ولی برای یک مشاور مدیریت یا یک صاحب کسب‌و‌کار که داشتن یک خودرو لوکس و گران‌قیمت، باعث افزایش اعتبار و کسب درآمد بیشتر می‌شود، یک دارایی است.

 ذهن‌های فقیر به درآمد فعّال و افزایش آن خیلی علاقه‌مند هستند. صبح کارمند و بعد‌از‌ظهر مسافر‌کشی می‌کنند. صبح معلّم آموزش‌و‌ پرورش، و بعد‌از‌ظهر تدریس خصوصی دارند. ولی ذهن‌های ثروتمند به درآمد غیر‌فعّال علاقه‌مند هستند. آنها به دارایی‌هایشان توجه می‌کنند. یک جوان با رایانه و یک سایت و کار شبکۀ جهانی یعنی یک دارایی معنوی ۲۴ ساعته در تمام ۳۶۵ روز سال با مشتریان نا‌محدودی ارتباط کاری داشته و بالقوه می‌تواند درآمد زیادی کسب کند.

  فرد فقیر تا ۶۵ سالگی کار می‌کند تا به امنیت مالی‌و بازنشستگی برسد. او می‌خواهد با استفاده از پولی که به‌سختی به‌دست می‌آورد، از نظر شغلی بازنشسته شود.  فرد ثروتمند ترجیح می‌دهد با استفاده از پول‌های بانک و دارایی‌دیگران بازنشسته شود. چند سؤال از شما دوستان می‌پرسم :

چند سال طول می‌کشد تا بیست میلیون تومان پس‌انداز کنید؟

چه‌مدّت طول می‌کشد تا بیست میلیون تومان وام بگیرید؟

    فقط کافی است که ما وام خوب و وام بد را بشناسیم. به طور مثال، به نظر شما وام خرید مسکن وام خوب است یا وام خرید خودرو؟ البته تا حدودی بستگی به شرایط تورّم در هر جامعه دارد. در اکثر جوامع وام خرید مسکن وام خوب است،  سرمایه‌گذاری در زمینۀ املاک و مستغلات بازی و سرگرمی ثروتمندان است. ولی وام خرید خودرو وام بد است چرا که قیمت خودرو روز‌به‌روز کاهش می‌یابد.

یکی دیگر از منابع تامین مالی ما، دارایی دیگران از جمله خانواده و دوستان است. افرادی هستند که پول دارند ولی هیچ‌علاقه، وقت یا تخصّصی در پیدا‌کردن و اداره‌کردن سرمایه‌گذاری‌های خاصی ندارند. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که سرمایه‌گذاری ما، بازدهی خوبی برای سرمایه‌گذار خواهد داشت، در این‌صورت این افراد ممکن است منابع تأمین مالی خوبی باشند. ما می‌توانیم نزد آنها رفته و بخواهیم که با ما به‌طور شراکتی سرمایه‌گذاری کنند. در این‌صورت وقت و تلاش از ما و پول از آنها خواهد بود. یادمان باشد به‌دلیل وجود روابط عاطفی بین ما و اعضای خانواده و دوستان ترجیحاً این کار را انجام ندهیم. یک سرمایه‌گذاری ارزش آن را ندارد که یک رابطۀ فامیلی یا دوستانۀ قوی را به‌خطر بیندازیم. ولی درصورتی که برای تأمین منابع مالی نزد خانواده و فامیل یا دوستان خود می رویم با آنها به عنوان یک سرمایه‌گذار رفتار کنیم، و به‌عنوان کسانی که ما را دوست دارند و دست ما را خواهند گرفت، رفتار نکنیم.

اگر می‌خواهیم یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای بشویم، پس در هر سرمایه‌گذاری به‌صورت حرفه‌ای عمل کنیم. برای سرمایه‌گذاران خود مشخص کنیم که چگونه پول آنها را که به‌عنوان وام نه‌قرض، دریافت کرده‌ایم  پس‌خواهیم داد و آنها بازدۀ سرمایه‌گذاری در قبال پولشان را چگونه دریافت خواهند کرد. نوشته و قراردادی بین خود و آنها داشته باشیم.

در حالی که به عنوان مقاله یعنی ثروتمندان ادبیات مالی را می شناسند فکر می کنید، حائز اهمیت است که این سؤالات را از خود بپرسیم:

۱ – آیا حقوق ماهانه دریافت می‌کنیم یا ساعتی، یا دقیقه‌ای؟
۲ – آیا به‌ازای ۸ ساعت در روز پول در‌می‌آوریم یا ۲۴ ساعت در روز؟
۳ – آیا منابع چند‌گانه‌ی درآمد داریم؟ یا اگر کارمان را متوقف کنیم، باز هم درآمد‌مان ادامه می‌یابد؟

یعنی در گام اوّل با پاسخ به این پرسش‌ها، ارزیابی واقع‌گرایانه از اینکه ما کجا هستیم، به‌دست آوریم. قبل از اینکه به جایی که می‌خواهیم برسیم، باید بدانیم که اکنون در کجا هستیم. و در گام دوّم، مشخص کنیم که به کجا می‌خواهیم برویم.

منابع: برداشتی از کتاب اندیشه های ثروت آفرین

 نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.