نوشته‌ها

 تمرین زود بازده شکرگزاری  ۳*۵

 تمرین زود بازده شکرگزاری  ۳*۵

۵ بار خوب کردن احساس در طی روز ، می خواهیم با انجام این تمرین ۵ بار در روز احساس خودمان را خوب کنیم.

۱ – نوشتن ۵ تا از نعمت های زندگی

 نعمتهایی که دارید را بنویسید و علت شکرگزار بودن بخاطر هر کدام را جلویش بنویسید… چقدر خوشحالید که خداوند را بلند شکر می کنید.

به طور نمونه:

من بابت داشتن تلفن همراه شکرگزارم، چون براحتی می توانم با دوستانم در تماس باشم.

من بابت بودن و داشتن رسانه های اجتماعی شکرگزارم، چون می توانم عقاید و تجربیاتم را با دیگران به اشتراک بگذارم.

من بابت داشتن پدر و مادر شکرگزارم، چون …

  

۲ – ۵ مرتبه توجه به اتفاقات خوب در روز

 (هر اتفاق کوچک و بزرگ:  برخورد خوب، هوای خوب، دیدار خوب، یادگیری، …)

 …..

 ۳ – ۵ مرتبه عمدا احساس خودتان را خوب کنید.

(به خودتان آفرین بگویید، ایول، دمت گرم، عجب صبری دارم،عجب خوش تیپ هستم، …)

به سرعت اتفاقات و تاثیرات خوب آن در زندگی تان را خواهید دید، نتایج فوق العاده ای را که می گیرید برای ما بفرستید. تا با دیدن و خواندن نتایج شما دیگران هم باور کنند، و با شما همراهی کنند.

این تمرین را حداقل ۲۱ روز انجام دهید. 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.  

 

ابتدا یادگیری را یادبگیریم.

 ابتدا یادگیری را یاد بگیریم.

من علیرضا شجاعی مهندس صنایع هستم. مقاطع مختلف تحصیلی (دبستان، راهنمایی، دبیرستان، دانشگاه) را گذرانده ام.  پس از سالها مطالعه و درس خواندن و یاد دادن و دادگرفتن، بخاطر ندارم در یکی از این مقاطع تحصیلی به ما نحوه درست یادگیری را یاد داده باشند.

به کلاس های مختلفی رفته ایم ، وقت و هزینه زیادی را صرف کرده ایم، ولی چقدر یادگرفته ایم! 

به طور نمونه دوست خوبم تا بحال چقدر برای یادگیری زبان انگلیسی وقت و هزینه اختصاص داده اید و به طور واقعی چقدر یاد گرفته اید؟

با بیان اهمیت این موضوع،  شما را به مطالعه و خواندن ادامه نوشته دعوت می کنم. 

لازم به ذکر است که مطالب مرتبط با فرآیند یادگیری (یادگیری، تند خوانی، تقویت حافظه، … ) به مرور پس از آماده سازی به فهرست زیر اضافه خواهد شد. 

 

 با امبد اینکه با یادگیری و پرورش تفکر سیستمی نحوه درست یادگیری، از مطالعه، درس خواندن، یادگرفتن و یاددادن لذت بیشتری ببرید. 

با آرزوی بهترین ها 

علیرضا شجاعی  

 

فصل اول : یادگیری   

تناسب در یادگیری

چگونه تناسب در یادگیری را رعایت کنیم؟

یادگیری چهار مرحله دارد.

نحوه رسیدن به ناآگاهی و شایستگی

چی یادگرفته ایم؟

کوله پشتی یا فنجان تان را خالی کنید.

فصل دوم : تند خوانی 

…. 

فصل سوم : تقویت حافظه 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به خداوند

 تمرین بالن پرورش داشتن احساس خوب به خداوند

دفترچه یادداشت خودتان را باز کنید.

مرحله اول:

در یک سمت دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده خود،  در باره خداوند را بنویسید؟

 (سعی کنید آنچه در فکرتان هست و بدون نگاه به جزو یا کتاب با خط درشت و پر رنگ بنویسید)

به طور نمونه :

۱ –  خداوند  عاشق بندگانش، می خواهد همه موفق و خوشبخت  باشند.

 با وجود اینکه نیازی به موفقیت و خوشبختی ما ندارد،  ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاده برای هدایت بندگان که آنها را بشارت و راهنمایی کنند.

– ( ای رسول ما ) بندگان مرا آگاه ساز و مژده بده که من بسیار آمرزنده و مهربانم ( ۴۹ ) و نیز آنها را بترسان که عذاب من بسیار سخت و دردناک است ( ۵۰ ) حجر

– تو را نفرستادیم مگر خلق را بشارت دهی و از عذاب ما بترسانی ( ۵۶ ) ای رسول ما بگو من از شما امّت مزد رسالت نمی خواهم اجر من همین بس که هر که بخواهد ( از پی من ) راه خدای خود پیش گیرد ( ۵۷ ) فرقان 

– چنین نیست قرآن همه پند و اندرز است  ( ۵۴ ) مدثر

– این قرآن عظیم جز پند اهل عالم هیچ نیست ( ۲۷ ) تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست پیش گیرد ( ۲۸ ) تکویر

– رسولی از جانب خدا فرستاده شد تا کتب آسمانی پاک و منزه را تلاوت کند ( ۲ ) در آن کتب حقیقت و راستی است ( ۳ ) بینه

 ۲ –   خدا بنده هایش را دوست دارد، خدا ناراحت بعضی بنده ها دوستش ندارند. حال خدا نسبت به تمام مخلوقاتش رحمت است. خدا عاشق بنده هاست و هیچ وقت از آنها متنفر نخواهد بود.

– ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخش و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد که خدا دارای خلق و رحمت بی منتهاست (۲۹) انفال

 – ای رسول ما کافران را بگو اگر از کفر خود دست کشیده و به راه ایمان باز آیید هر چه از پیش کرده اید بخشیده شود و اگر به کفر و عصیان روی آرید سنت الهی در گذشته است (۳۸) انفال

– و خدا همه خلق را به سر منزل سعادت و سلامت می خواند و هر که را می خواهد ( به لطف خاص خود ) به راه مستقیم هدایت می کند ( ۲۵ ) یونس

  

– و ما رسولان خود و مومنان را نجات می دهیم این را ما بر خود فرض کردیم که اهل ایمان را نجات بخشیم (۱۰۳) یونس

– و (بدان که ) تو هر چند جهد و ترغیب در ایمان مردم کنی باز اکثر آنان ایمان نخواهند آورد (۱۰۳) و تو ای رسول ما از امت خود اجر رسالت نمی خواهی و این کتاب غرضی جز آنکه اهل علم را متذکّر ( و بیدار ) سازد ندارد (۱۰۴) و این مردم بی خرد چه بسیار بر آیات و نشانه های قدرت حق در آسمان ها و زمین می گذرد و از آن روی می گردانند (و اعراض از تامل و تفکر در آن می کنند ) (۱۰۵) یوسف

  

– خدای تو بسیار آمرزنده و بی نهایت دارای کرم و رحمت است و اگر خواهد تا خلق را به کردارشان مواخذه کند همانا در عذابشان تعجیل و تسریع کند و لیکن برای آن عذاب وقت معین مقرر است که از آن هرگز پناه و گریزگاهی نخواهد یافت ( ۵۸ ) کهف 

 

 ۳ – خداوندی که همیشه و همه جا مواظب ماست.

سایر کسانی که ما را دوست دارند و پشتیبان ماه هستند (پدر، مادر، دوست، .. ) همیشه و همه جا مواظب ما نیستند. 

 – ای رسول ما ( بدان که تو ) در هیچ حال نباشی و هیچ آیه از قرآن تلاوت نکنی و به هیچ عملی تو و امّت وارد نشوید جز آنکه ما همان لحظه شما را مشاهده می کنیم و هیچ ذرّه ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست و کوچک تر از ذرّه و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق (و لوح علم الهی ) مسطور است (۶۱) یونس

 – در پیشگاه علم ازلی اینکه شما سخن به سرّ گویید یا آشکار و آنکه در ظلمت شب است یا روشنی روز ، همه یکسانست و خدا بر همه آگاهست ( ۱۰ ) رعد

 – اینست ( برهان حق ) که خدا شب تار را در روز روشن پنهان می کند و روز روشن را در شب تار و خدا به صدای اهل عالم شنوا و به دقایق امور خلق بیناست ( ۶۱ ) حج

– آن خدایی که چون برخیزی تو را می نگرد ( ۲۱۸ ) و به انتقال تو در اهل سجود به همه آگاهست ( ۲۱۹ ) که او خدای شنوا و دانا به گفتار و کردار خلق است ( ۲۲۰ ) شعرا 

 – و همانا خدای تو در باره خلق دارای فضل و رحمت بسیار است و لیکن اکثر مردم شکر نعمتش بجا نیاورند ( ۷۳ ) و همانا خدای تو بر آنچه خلق در دلها پنهان کنند یا آشکار سازند به همه آگاهست ( ۷۴ ) نمل

 – باز لقمان گفت ای فرزندم بدان که خدا اعمال بد و خوب خلق را گرچه به مقدار خردلی در میان سنگی یا در طبقات آسمان ها یا زمین پنهان باشد همه را ( در محاسبه ) می آورد که خدا بر همه چیز توانا و آگاهست ( ۱۶ ) لقمان

 – ای رسول ما ، تو از کفر هر که کافر شود محزون مباش که رجوعشان به سوی ماست و ما آنان را سخت از کفر کردارشان آگاه می سازیم که همانا خدا از اسرار دلهای خلق هم آگاهست ( ۲۳ ) لقمان

 – و شما که اعمال زشت خود را پنهان می داشتید برای این نبود که گوش و چشمهای شما و پوست بدنهایتان امروز شهادت ندهند و لیکن گناه را پنهان می کردید به گمانتان که اکثر اعمال زشتی که پنهان می کنید از خدا هم پنهانست و بر آن آگاه نیست ( ۲۲ ) فصلت

– آیا گمان می کنند که سخنان پنهان که به گوش هم می گویند نمی شنویم ؟ بلی می شنویم و رسولان ما فرشتگان همان دم آن را می نویسند ( ۸۰ ) زخرف

۴ – خداوندی که دوست دارد ما خودمان به اختیار و انتخاب خودمان، نه به اجبار دوستش داشته باشیم.    

– ای رسول ما اگر خدای تو می خواست اهل زمین همه یکسره ایمان می آوردند تو کی توانی تا به جبر و اکراه همه را مومن و خداپرست گردانی ( ۹۹ ) یونس

– و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را بشارت دهی و ( از عذابش ) بترسانی نفرستادیم و لیکن اکثر مردم از این حقیقت آگاه نیستند ( ۲۸ ) سبا

– و اگر خدا می خواست تمام خلایق را به قهر یک فرقه ( مومن ) قرار می داد و لیکن  برای امتحان چنین خواسته تا ) هر که را بخواهد به رحمت خود داخل کند و ستمکاران را هیچ یار و ناصری نباشد ( ۸ ) شوری

– و البته ما شما را در مقام امتحان می آوریم تا آن که در راه خدا جهاد و کوشش دارد و صبر می کند مقامش معلوم سازیم و اظهارات شما را بیازماییم ( ۳۱ ) محمد

 – هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش خدا که پادشاهی منزه و پاک و مقتدر و داناست مشغولند (۱) جمعه

متذکّر ساز وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست ( ۲۱ ) غاشیه

۵ – خداوندی که اگر به او توکل کنیم، کمک مان می کند.

سلامتی،ثروت،عزّت … همه نزد اوست. خداوندی که همه عالم دست ها و لشکریان اویند.

– چون بار آن قافله را مهیّا ساختند جام ( زرّین ) را شاه در رحل برادر نهاد و آنگاه از غلامان منادیی ندا کرد که اهل قافله شما بی شکّ دزدید ( ۷۰ ) آنها رو به غلامان کرده ( بر آشفتند ) که مگر چه چیز از شما مفقود شده است (۷۱) غلامان گفتند جام زرّین شاه نا پیداست و من یک بار شتر طعام ضمانت کنم بر آنکس که جام را پیدا کرده بیاورد ( ۷۲ ) برادران گفتند به خدا سوگند که شما به خوبی حال ما را دانسته و شناخته اید که برای فساد در این سرزمین نیامده و دزد نبوده ایم ( ۷۳ ) غلامان گفتند اگر کشف شد که دروغ می گویید کیفر آن دزد چیست (۷۴) گفتند جزای آن کس که این جام در رحل او یافت شود آنست که هم او را به بندگی برگیرند که ما دزد و ستمکار را چنین به کیفر می رسانیم ( ۷۵ ) یوسف یا مامور او شروع در تحقیق از بارهای ایشان کرد آخر آن مشربه را از بار برادر خود ( بنیامین ) بیرون آورد این تدبیر ما به یوسف آموختیم که در آیین ملک این نبود که بتوان آن برادر را به گرو بگیرد جز آنکه خدا بخواهد و ما که خدای جهانیم هر کس را بخواهیم به مراتب بلند می رسانیم و ( تا مردم بدانند که ) فوق هر دانشمندی دانشمندتری وجود دارد ( ۷۶ ) یوسف

– ای رسول ما از این مشرکان باز پرس که آفریننده آسمانها و زمین کیست بگو خداست آفریننده عالم پس بگو شما خدا را گذارده و غیر خدا نگهبانی و یاری خود برگرفتید در صورتی که آنها بر سود و زیان خود هم قادر نیستند ؟ آنگاه بگو آیا چشم نابینای جاهل و دیده بینای عالم یکسانست یا ظلمات شرک با نور خدا پرستی مساویست یا آنکه شریکانی برای  خدا یافتند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر مشرکان خلق خدا و خلق شریکان خدا مشتبه گردید ؟ بلکه تنها خدا خالق هر چیز است و او خدای یکتایی است که همه عالم مقهور اراده اوست ( ۱۶ ) رعد

– همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او ( حضرت ابراهیم ) را به رسالت برگزیده و به راه مستقیمش هدایت فرمود ( ۱۲۱ ) و او را در دنیا بیکویی ( و سعادت ) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان قرار دادیم ( ۱۲۲ ) نحل

– ما قصّه آنان را بر تو به درستی حکایت خواهیم کرد آنها جوانمردانی بودند که به خدای خود ایمان آوردند و ما بر مقام ایمان و هدایتشان بیفزودیم ( ۱۳ ) کهف

– و برخی از اهل مکّه گفتند اگر ما با تو اسلام را که طریق هدایت است پیروی کنیم ما را از سرزمین خود به زودی برانند ، آیا ما حرم مکّه را برایشان محل آسایش و ایمنی قرار ندادیم تا به این مکان انواع نعمت و ثمرات که ما روزیشان کردیم از هر طرف بیاورند ؟ لیکن حقیقت اینست که اکثر مردم نادانند ( ۷۷ ) قصص

 – هر کس سر بلندی می خواهد ، سر بلندی یکسره از آن خداست ( ۱۰ ) فاطر

شماره :

– شب را درون روز پنهان سازد و روز را درون ( پرده ) شب و خورشید و ماه را مسخّر کرده تا هر یک به مقدار معین و مدار خاصی می گردند او خدای آفریننده شماست که همه ملک هستی از اوست و به غیر او معبودانی را که به خدایی می خوانید در جهان دارای پوست هسته خرمایی نیستند ( ۱۳ ) فاطر

معبودان یعنی سایر انسانها، مدیر، ….

– ما رسولان و اهل ایمان را هم در دنیا نصرت می دهیم و هم روز قیامت که گواهان به شهادت برخیزند ( ۵۱ ) غافر/ مومن

شماره :

– پس شما ای اهل ایمان در کار دین سستی روا مدارید و دعوت به صلح مکنید که شما بر کفار غالب و بلند مقام تر خواهد بود و خدا با شماست و از اعمال شما نمی کاهد ( ۳۵ ) محمد 

چاقو اسماعیل را نکشت. 

آتش ابراهیم را نسوزاند. 

نهنگ یونس را نخورد . 

دریا موسی را غرق نکرد . 

به خدا توکل کنید، از شما محافظت خواهد کرد.  

۶ –   خدایی که ستارالعیوب است، حتی در قیامت گناهان بنده را فقط به خودش آشکار می کند.

 روزیست که آدمی هر چه کرده بیادآورد (۳۵) نازعات

آن هنگام هر نفسی آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند (۱۴) تکویر

آن هنگام هر شخص به هر چه مقدّم و موخر انجام داده بداند (۵) انفطار

۷  – خداوندی که برای بندگانش بهشت را مهیا ساخته است.   

برای اینکه با تجسم جایگاه خود در آخرت انگیزه و احساس خوبی داشته باشید. 

– و مژده ده ای پیغمبر کسانی که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند که جایگاه آنها باغهایی است که نهرها در آن جاری است و چون از میوه های گوناگون آن بهره مند شوند گویند این مانند همان میوه هائیست که پیش از این (در دنیا) ما را نصیب بود و از نعمتهایی مانند یکدیگر متلذّذ شوند و آنها را در آن جایگاه خوش جفتهای پاک و پاکیزه است و در آن بهشت جاوید خواهند زیست (۲۵) بقره

 – در آن بهشت چشمه های آب جاریست (۱۲) و هم آنجا تختهای عالی نهاده اند (۱۳) و قدحهای بزرگ گذاشته اند (۱۴) و مسند و بالشها مرتب داشته اند (۱۵) و فرشها گسترده اند (۱۶) غاشیه

– پاداش آنها نزد خدا باغهای بهشت عدنست که نهرها زیر درختانش جاریست و در آن بهشت ابد جاودان متنعّمند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا راضی هستند و این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسید (۸) بینه

– و نکوکاران عالم در بهشت از شرابی نوشند که طبعش کافور است (۵) دهر

– که در آن بهشت بر تختها (ی عزّت) تکیه زنند و آنجا نه آفتابی (سوزان) ببینند و نه سرمای زمهریر (۱۳) دهر

– و سایه درختان بهشتی بر سر آنها و میوه هایش در دسترس و به اختیار آنهاست (۱۴ ) دهر

– و (ساقیان زیبای حور و غلمان) با جامهای سیمین و کوزه های بلورین بر آنها دور زنند (۱۵) دهر

۸ – خداوندی که برای درمان بندهای  گناه کارش درمانگاهی به نام جهنم و غضب و مجازات فراهم کرده است ؟

  من شما را از آتش شعله ور دوزخ ترسانیدم آگاه ساختم (۱۴) هیچ کس در آن نیفتد مگر شقی ترین خلق (۱۵) که تکذیب کرد و روی گردانید (۱۶) لیل

موضوع بهشت رفتن نیست، جایگاه ما در بهشت باید موضوع باشد. بهشت رفتن کار سختی نیست. واقعیت این است که مقصد همه ما آنجاست. راه ورود به بهشت جهنم است. همه این مسیر را طی می کنند. یکی با سرعت نور رد می شود و یکی هم به کندی . جهنم مثل بیمارستان است.

در بیمارستان عضو قطع می کنند، شکم پاره می کنند، درد و فریاد و شیون است. ولی همه این ها برای معالجه بیمار است. برای رفتن به بهشت باید سالم بود . بیمار باید برود جهنم تا سالم شود. جهنم بیمارستانی است در مسیر بهشت، یکی چکاپ می شود سالم است و مستقیم می رود به بهشت،دیگری چکاپ می شود و باید معالجه شود.

در دنیا پیامبران به عنوان پزشکانی آمده اندتا بیماری های انسانی را معالجه کنند ، حال اگر کسی حریف بیماری های روحی و روانی اش نشد باید در منزل جهنم مریضی اش درمان شود. باید کبر، تکبر، حسادت، بد دلی و… را از ما بگیرند تا بتوانیم وارد بهشت شویم. بیمارستان و اتاق عمل بهترین جاست برای معالجه بیماری، با پای لجنی و کثیف نمی توان وارد منزل شد.

جهنم هم از نعمت های خداست، جهنم هم شامل رحمت خداست، پیامبر و مومنین می روند جهنم عیادت و بعد از عیادت آنها عده زیادی معالجه می یابند. 

اگر یک مریض را به بیمارستان ببریم به او ضرر رسانده ایم یا لطف کرده ایم.

غضب اثر دارویی است که خداوند برای درمان مخلوقاتش به آنها می دهد. کینه، کفر، خودخواهی ، حسادت ، بددلی، .. همه مریضی است. خدا از مریضی متنفر است نه از مریض. قارون هم خدا خلقش کرده، پول پرستی، جنایتکار، دنیا پرستی را در دنیا گرفته،وقتی از مادر آفریده شده پاک بود، این مریضی ها را در دنیا گرفته ولی مخلوق خداست.        

خدا در قرآن می فرماید: من کافران را دوست ندارم، من مفسدان را دوست ندارم، خدا محبتش به بنده ها ثابت است و تغییر نمی کند. مثل اینکه بگوید من سرطانی را دوست ندارم، اینکه معنی ندارد. می خواهد بگوید من سرطان را دوست ندارم. … من کفر را دوست ندارم، چرا که کفر باعث می شود  بنده من از من دور شود، دکتر می گوید من از کفر متنفرم، من از مریضی متنفرم .    

اگر کسی هدایت نمی شود چون هدایت نمی خواهد، اگر کسی در قیامت شفاعت نشود چون شفاعت نخواسته است. اگر کسی خالصانه هدایت بخواهد گناهکارترین موجود عالم باشد، هدایتش می کنند و نجاتش می دهند. ۱۲۴۰۰۰ پیامبر آمده اند تا هدایتمان کنند و نجاتمان دهند.

صبر خدا و عشق خدا به بنده اش را ببینید. خدا دوست دارد بنده هایش راه را پیدا کنند نه عذاب و تنبیه ، خدا ستارالعیوب آبروی بنده گناهکارش را هم پیش دیگران نمی ریزد.  

مرحله دوم:

در سمت دیگر دفترچه تمام باورها، اعتقادات و احساسات منفی و مخرب خود،  در باره خداوند را بنویسید؟ ( با خط نازک و کم رنگ)

به طور نمونه :

  – خدایی اخمو و عبوس تکان می خوریم می زنه تو دهنمان   

  –  از بچگی دائما به ما گفته اند از خدا بترس، دروغ نگو خدا می برت جهنم 

   از خدا بترس  جمله ای نادرست است. از خدا بترس یعنی از همه خوبی ها، از همه بخشش ها، از همه کرامت ها بترس، ما باید از خودمان بترسیم. ما باید از نادانی و جهل و تاریکی فکرمان بترسیم.

  –  خدا را طوری توصیف کرده ایم که همه به دنبال جایی و کسی می گردند که از ترس خدا به او یا آنجا پناه ببرند. انشاء … در قیامت امام … دست ما را بگیرد.

  –  انسان را خلق کرده و از همان ابتدای خلقتش برایش دشمنی قدر قدرت درست کرده و انسانی که خصوصیتش این است که نسبت به امر و نهی عکس العمل مخالف نشان می دهد را امر کرده تا بهانه ای شود تا از بهشت بیرونش کند. 

  –   غرایزی هم به انسان داده که از زیبایی، ….. لذت می برد و حال در این دنیا هی می گوید این کار را بکن و این کار را نکن ….

  – یک جهنم هم درست کرده هرچه می ریزند توش پر نمی شه، آب جوشنده، غل و زنجیر و آتش سوزان، به طعام آنجا نه فربه شوند و نه سیر گردند.  

      

مرحله سوم:

توجه کنید که تعداد موارد نوشته شده در کدام سمت دفترچه بیشتر است. 

پس از شمردن تعداد موارد با استفاده از مطالب سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار و کانال ، فهرست موارد نوشته شده در دو طرف دفترچه را اصلاح و تکمیل نمایید.   

مرحله چهارم:

هر زمان سرحال و خوشحال هستید، تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده نوشته شده را به صورت جملات تاکیدی برای خودتان تلقین و تکرار کنید.

می توانید بر روی یک کاغذ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده را با خط درشت و پر رنگ بنویسید، و در محل های مختلف در خانه یا محل کارتان نصب کنید تا دائما در معرض دید شما باشد.  

نسبت به نوشته های سمت دیگر دفترچه یعنی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، بی تفاوت باشید و هر دفعه بر روی یکی از آنها به نشانه باطل شدن با خودکار خط بکشید. طبق قانون بالن برای اوج گرفتن آن چیزهایی که نمی خواهید را به دور بریزید .   

مرحله پنجم:

در دوره های زمانی مختلف (یک هفته یا یکماه بعد) همین تمرین را مجددا تکرار کنید با این تفاوت که در این مرحله  در یک سمت دفترچه،  فقط آنچه در فکرتان در باره باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره خداوند  هست، را از حفظ بنویسید.

در صفحه دوم، یا در سمت دیگر دفترچه هیچ چیزی ننویسید! شاید این پرسش مطرح گردد چرا هیچ چیزی ننویسیم؟

در پاسخ باید بگویم  شما با خط کشیدن بر روی باورها، اعتقادات و احساست منفی و مخرب، همه آنها را نابود کرده اید، دیگر چیزی وجود ندارد که نیاز به نوشتن داشته باشد.

 آنقدر این تمرین را تکرار کنید تا بتوانید بدون نگاه کردن به مطالب سایت و کانال و سایر منابع آموزشی( جزوه، کتاب، …) از حفظ تمام باورها، اعتقادات و احساسات انرژی بخش و سازنده در باره خداوند را بنویسید. باورهای انرژی بخش به اصطلاح ملکه ذهن شما شده باشد.  

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

تناسب در یادگیری

تناسب در یادگیری 

همیشه ما به دنبال یادگیری هستیم، ولی آیا تا به حال به رعایت تناسب در یادگیری توجه داشته ایم؟ 

تناسب در یادگیری یعنی:

 

۱ – مقدار یادگیری  (مقدار یادگیری مطالب تئوری)

۲ – ریشه و علت یا انگیزه یادگیری  (انگیزه داشتن برای یادگیری)  

۳ – انجام تمرین های کاربردی و عملی  (کسب مهارت)

وقتی این نسبت رعایت نشود، یادگیری بی نتیجه خواهد بود. 

درصورت نیاز به کسب اطلاعات بیشتر، توضیحات تکمیلی در محصول تناسب در یادگیری مطرح شده است.  

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

محصولات مرتبط: 

تناسب در یادگیری 

پایش، اندازه گیری، تحلیل و ارزیابی

هیچوقت به یک زن دروغ نگو!

هیچوقت به یک زن دروغ نگو!

مردی با همسرش تماس گرفت و گفت:”عزیزم از من خواستن که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا بریم”
ما به مدت یک هفته آنجا می مانیم.این فرصت خوبیه  تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم را بگیرم، پس لطفا لباس کافی برای یک هفته برام بردار و وسایل ماهیگیری ام را هم آماده کن
ما از اداره حرکت می کنیم و من سر راه وسایلم را از خانه بر می دارم ، راستی آن لباسهای راحتی ابریشمی آبی رنگ  را هم بردار!
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است، اما بخاطر این که نشان بده همسر خوبیه دقیقا کارایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد برگشت خانه، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود.
همسرش بهش خوش آمد گفت و از او پرسید ماهی هم گرفتی یا نه؟
مرد گفت :” آره یک عالمه ماهی قزل آلا، چند تا ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا آن لباس راحتی را که گفته بودم در وسایلم نگذاشته بودی ؟”
زن جواب داد : لباسهای راحتی را داخل جعبه وسایل ماهیگیری گذاشته بودم!!!

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی  وفروش 

 مشکل یا فرصت

 مشکل یا فرصت

یک باور منفی:   

مشکلات و مسائل زیاد در زندگی، عامل مهمی در شکست افراد است.

گاهی اوقات مشکلات زندگی به حدی طاقت فرساست که توانایی مقابله با آن ها نا ممکن به نظر می رسد. 

تحلیل باور:  

تفاوت در موفقیت یا شکست افراد، تفاوت در دیدگاه آن ها نسبت به مشکلات است. کسانی که قادرند مشکلات را از زاویه ای متفاوت ببینند، موفق می شوند.

نگاه و دیدگاه متفاوت حضرت زینب (س) در کربلا در مورد مرگ، آن حضرت در پاسخ به کسانی که از او پرسیدند در کربلا چه دیدی؟ فرمود: من فقط زیبایی دیدم. 

هر مشکلی علامت و یک روی سکه موفقیت است. مشکل نشانه ای از موفقیت شماست. شکر گزار داشتن این مشکل باش

وقتی وزیر امور خارجه باشید مشکلات ارتباط با سایر کشورها را خواهید داشت.  

وقتی فرزندت بزرگ شد و گردن کلفتی کرد یعنی ازدواج کرده ای، بچه دار شده ای، و فرزندت بزرگ شده است.

وقتی عروست خیلی ازیت می کند یعنی پسر داشته ای که رشد کرده و بزرگ شده و  ازدواج کرده است. 

 

نحوه تغییر یا اصلاح باور:

داشتن دیدگاه متفاوت نسبت به مشکلات جامعه   

حل مشکلات جامعه سریع ترین و پایدار ترین شکل ثروتمند شدن است. مشکلی را در جامعه پیدا کن و راه حل هایی برای آن مشکل بنویس، البته بجای کلمه مشکل بهتر است از کلمه فرصت استفاده نماییم.

وقتی می گوییم مشکل، تفکر و ذهن می رود به سمت مسائل منفی همچون گرسنگی، کمبود، فقر، ….  ولی وقتی می گوییم فرصت، کلمه فرصت بار مثبت به همراه دارد.

بعضی ها با انجام تفریح و سرگرمی ثروتمند می شوند. ثروت در دنیا در حال افزایش است، یکی از ایده های ثروت ساز پیش بینی نحوه استفاده از اوقات فراغت و علایق و سرگرمی های ثروتمندان است.

 افراد ثروتمند عاشق تحرک و رقابتند، آن ها به دنبال محصول حرفه ای هستند. مردم و به خصوص ثروتمندان همیشه برا ی بهترین ها خوب پول می دهند.

برای مثال:

ساخت خانه های مدرن برای ثروتمندان

ساخت هتل های مجلل برای ثروتمندان

ساخت ورزشگاه و باشگاه های ورزشی برای ثروتمندان (باشگاه ماساژ بین روز، … )

ساخت مراکز تفریحی برای ثروتمندان  

ساخت بازی های مشوق ورزش و سلامتی برای کودکان

تولید محصولات یا ارائه خدمات با کیفیت و لوکس برای ثروتمندان، ماشین، لباس، کفش، عطر، شیرینی، …

ساخت و تولید هواپیمای شخصی

ساخت قایق های تفریحی   

برنامه ریزی و اجرای تورهای تفریحی

برگزاری دوره های آموزشی حرفه ای و گران قیمت ویژه ثروتمندان   

بویژه در مورد آموزش، فقرا فقیرند چرا که ذهن فقیری دارند. ثروتمندان ثروتمند هستند چرا که ذهن ثروتمندی دارند. اگر می خواهید کار خیر و خوبی انجام دهید به فقرا ماهی بدهید و به ثروتمندان ماهی گیری یاد بدهید.

شما خیر خواه فقرا هستید و می خواهید با برگزاری دوره های آموزشی رایگان و ارزان قیمت به آنها خدمت کنید، ولی هیچکس قدر آموزش های رایگان و ارزان قیمت را نمی داند، هر چیزی بهایی دارد و برای موفقیت باید بهایش را بپردازیم.

ثروتمندان بهای موفقیت شان را می پردازند و ارزش یادگیری را می دانند، وقت تان را برای یاد دادن نحوه پرواز کردن به لاک پشت ها تلف نکنید. به جای آن به عقاب ها یاد بدهید که چطور بهتر اوج بگیرند.   

تا کسی خودش نخواهد هیچ چیزی یاد نمی گیرد، فقرا می خواهند ماهی بخورند ولی نمی خواهند ماهیگیری یادبگیرند.  

 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش 

 هر چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، خدایی نیست

 هر چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، خدایی نیست

خدا روز  محشر می فرماید همه شما را می بخشم، فقط شما همدیگر را ببخشید . اگر همدیگر را نبخشیم بخشیده نمی شویم. پس از فتح مکه ابوسفیان اسلام می آورد ، آیا پیامبر نمی داند که او دروغی اسلام آورده است. پیامبر با همه صداقت دروغ ابوسفیان را قبول می کند. او عاشق هدایت و راهنمایی است.

خدا نادیده می گیرد نه بخشیدن، یعنی طوری رفتار می کند که انگار اتفاقی نیفتاده است. خدا با بنده مثل خودش رفتار می کند نه مثل بنده اش،

ما وقتی عاشق کسی باشیم نسبت به او خوف و رجاء پیدا می کنیم. خوف از اینکه نکند کاری کنم که از چشمش بیافتم، رجاء یعنی چکار کنم تا من را بیشتر دوست داشته باشد. ما از خدا نمی ترسیم ما از جهل خودمان می ترسیم. هر چه بدانی همسرت بیشتر تو را دوست دارد، بیشتر می ترسی که نکند کاری کنم که از چشم او بیافتم، آنکس که خوف واقعی دارد هر چه از بزرگی، عشق و علاقه و بخشش خدا بگوییم ، خوفش بیشتر می شود. خدایا عجب غلطی کردم او که اینهمه مرا دوست داشت اینهمه بفکر هدایت و سعادت من بود … این چه کاری بود که کردم، ما از شرمندگی خوف داریم. بالعکس اگر بخواهی مردم عاشق خدا شوند باید یکنفر الگوی رفتار خدایی دیده باشند. زندگی به عشق است، عقل محاسبه گر به انسان زندگی نمی دهد. عشق است که در درون انسان شعله و شوق زندگی می دهد . مسلمان عاشق است، عاشق خدا ، عاشق حق، عاشق انسان شدن است. تا انسان این عقل محاسبه گر را از خانه دل و ذهنش بیرون نکند عاشق نمی شود.

خدا فصل مشترک همه انسان ها و همه ادیان است. همه ما یک خدا داریم. ما باید در میان تمامی انسان ها زندگی کنیم امتیاز بدهیم و امتیاز بگیریم. باید با همه گفتگو کنیم ما اگر عاشق خدا باشیم عاشق بشریت خواهیم بود. مسلمان یعنی عشق ، یعنی اتحاد، یعنی گفتگو، یعنی صلح

 هر چیزی که زیبا نیست از دین نیست. ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان آورید. مسلمان یعنی عشق به خانواده، فرزندان باید در دوران تربیت لذت خانواده را درک و لمس کنند. ای مسلمان آیا خانواده را به مسافرت می بری، با بچه ها بازی می کنی، آیا وقت به آنها اختصاص می دهی، … امام جواد برای همسرش لباس رنگی پوشیده بود.

ولایت امام علی (ع) داشتن یعنی رفتار و گفتار و کردار آنها داشتن، اگر ما معیارهای امام را رعایت نکنیم یعنی داریم راه دیگران را می رویم.

چرا مردم خوبی را می بینند ولی بدی را انتخاب می کنند؟ یک چیزهایی هست که مذاق انسان را تغییر می‌‌دهد. خوبی را بد و بدی را خوب می بینند. جامعه ای که دروغ می گوید از کسی که راست بگوید بدشان می آید. اگر جامعه به دروغ، بی رحمی، خشونت، تهمت، پارتی بازی، غیبت ،…و عادت کرده باشد، وقتی امام زمان هم بیاید با او به مشکل بر می‌خورند. چرا که مثل ما نیست. چرا که مثل ما رفتار نمی کند. کلاس کار را حفظ نمی‌کند، با همه معاشرت دارد، با  همه گفتگو و جلسه دارد، بنز و محافظ و بادی گاردی در کار نیست ، … عجب آدمی او اهل انتقام ، کینه و حال گیری نیست.

هیچ پیامبری سواره نبوده و امتش پیاده، علی ابن ابوطالب داشت در شهر انبار با اسب حرکت می کرد، ایرانی ها پیاده دنبالش می رفتند. ایستاد فرمود پیاده دنبال سواره نیاید. هر کس سواره است با من بیاید. آن چیزی که زیبا نیست، خوشمزه نیست، آنچیزی که دوست نداری ، خدایی نیست.

پیامبر در مسجد در حال نماز خواندن بود هر دفعه که به سجده می رفت امام حسین که در آن زمان کودکی بود سوار بر پشت پیامبر می شد، پاهایش را تکان می داد و می گفت تندتر تندتر، پیامبر هر بار که از سجده بلند می شد پای کودک را می گرفت و او را آرام روی زمین می گذاشت، این رفتار پیامبر باعث جذب شخص غیر مسلمانی شد . چطور می تواند یک نفر اینقدر مهربان باشد پیامبر می گوید اگر به خدا و پیامبر ایمان آوری تو هم مهربان می شوی، غیر مسلمان می گوید اگر ایمان به خدای تو باعث مهربانی با فرزندان شود من هم مسلمان می شوم. ثمره دین مهربانی است. ثمره دین نمی تواند بی رحمی، کودک کشی و … باشد. کسی که با بچه ها خوب نیست مسلمان نیست.

پیامبر از کوچه رد می شد ، بچه ها خاک بازی می کردند یکی از اصحاب رفت که جلوی بچه ها را بگیرد ، پیامبر فرمودند خاک بازی برای بچه هاست ، اجازه دهید تو حال خودشان باشند. بچه ها حق دارند  بازی کنند ، حق دارند آزاد باشند، حق دارند درس بخوانند، اگر ایمان به خدا داشته باشیم از کنار هیچ بچه ای بی تفاوت نمی گذریم. 

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق زیبایی ها 

 اصل دین یعنی اخلاق نیکو

 اصل دین یعنی اخلاق نیکو

پیامبر رسول تکمیل کننده محسنات اخلاقی است، پیامبر آمده که با اخلاق مردم را هدایت کند نه با اجبار، اگر بخواهد با اجبار هدایت کند در دین و روش خدا بدعت نهاده، هیچوقت خدا به پیامبر نگفت که برای هدایت و اصلاح مردم از اجبار استفاده کن، اصلاح با زور نمی شود، اصلاح داوطلبانه با آگاهی، انتخاب و اختیار است.

اگر خدا می خواست خودش همه را به اجبار هدایت می کرد، خدا می خواهد خودشان بیایند، اصلاح یک راه دارد آنکه خودشان بیایند، این راه فضیلت دارد. با اجبار و زوری نمی توان مردم را اصلاح و هدایت کرد. ای کسانی که ایمان آورده اید رفتار، کردار و گفتار شما باید دیگران را اصلاح کند نه اجبار شما، ای کسانی که ایمان آورده اید بی خیال آنهایی که ایمان نیاورده اند.

تصویر اجبار در دین می شود داعش ، طالبان ، …

رسولان و معصومین تمام هدفشان اصلاح و هدایت مردم بود آنهم نه با اسلحه نظامی، بلکه با اسلحه قرآنی، امام حسین شب عاشورا وقت گرفت که چه کسانی را دعا کند؟ افراد گرفتار را ، تو کربلا چه کسانی گرفتار بودند؟ سپاه امام یا سپاه مقابل

کار امام علی (ع) همانند کار امام زمان(ع) از کار پیامبر سخت تر است، چرا که پیامبر با کفار طرف حساب بود ولی امام با مسلمانان مدعی    

دین ما دین اخلاق، یک جوان یک گناهی کرده، تهمت ها شروع می شود. بی غیرت، حرام زاده، کافر، …. بابا یک اشتباهی کرده، خدا بنده هایش را دوست دارد حتی اگر بروند از خود یک فرعونی بسازند، خدا می فرماید موسی برو بنده من را نجات بده

مردم معادن طلا و نقره اند. ولی در لجن و کثافت افتاده اند. کثیف شده اند ولی بنده خداوند هستند. تمیزشان کنیم. این است رمز این که پیامبر خود را به سختی می اندازد تا بنده های خدا را هدایت و راهنمایی کند.

خدا زیباست، خدا تو دل بروست، وقتی اسم خدا می آید باید آب از دهانمان جاری شود. هر فکری که زیبا نیست از خدا نیست ، هر حرفی که قشنگ نیست از خدا نیست.

خدا رحمت مطلق، خدا در قیامت اعمال بد ما را فقط به خودمان نشان می دهد. خدا ستارالعیوب، کسی را پیش کس دیگر حتی پیامبر رسوا نمی کند. قیامت پرده کنار می رود و خداوند رفتار و گناهان را به خودمان نشان می دهد.

خدایی که بخواهد مچ بنده اش را بگیرد خدا نیست، خدایی که بخواهد حال بنده اش را بگیرد خدا نیست، خدایی که بخواهد از بنده اش انتقام بگیرد خدا نیست.

ما فقیریم، ما جز خدا سرمایه ای نداریم ، سرمایه ما فقط خداست.

ما نمونه مرد خدایی ندیدیم تا بفهمیم خدا چقدر ما را دوست دارد.

داستان آقا سید علی قاضی

مرحوم قاضی در صد سال اخیر بی نظیر هستند، شاگردهای ایشان امثال آیت لله بهجت و علامه طباطبایی بودند.

ایشان(مرحوم قاضی) زمانی که در نجف زندگی می کردند، هم محله لاتی می شوند که با تمام لاتی اش، مرحوم قاضی را دوست داشت، این لات به قاسم معروف بود. قاسم اهل مشروب بود اصلا کسی به او سلام نمی کرد. هر روز سرکوچه می ایستاد تا آقا سید از آنجا رد شود و به زبان خودش می گفت: آقا سید مخلصیم.

آقا سید هم می گفت: آقا چاکریم ، مخلصیم

دو سال آقا سید با او رفاقت کرد و شب ها در نماز شب او را دعا می کرد. خدایا یک بنده ای می خواهم بیارمش در خانه ات ، او از در خانه تو فراری است چرا که از من و امثال من بد اخلاقی دیده، خدایا در خانه ات که آوردم خودت دریابش.

بعد از دو سال حاج آقا به قاسم که لات محله شان بود گفت: قاسم مگر محبت من را نداری، ما یک خواسته ای داریم ، گفت حاج آقا ما نوکریتم.

پس امشب بلند شو و قبل از نماز صبح، نماز شب بخوان و بخواب، اگر ما می بودیم اول می گفتیم، نمازهای واجب را بخواند، ببینید مرحوم قاضی کجا را دیده است.

گفت: حاج آقا نماز آخه…

حاج آقا گفت: عیبی نداره یک شب نماز شب می توانی بخوانی

گفت: حاج آقا یک شب را شما می فرمایید عیبی ندارد ولی حاج آقا من بیدار نمی شم.

حاج آقا گفت: من خودم بیدارت می کنم.

لات شب می خواست بخوابه با خودش گفت این حاج آقا چطور می خواهد من را بیدار کند؟ اگر بیدار کرد نماز می خوانم قول دادم.

خوابید و نیم ساعت مانده به اذان صبح از خواب پرید، دید وقت نماز شب

به حیاط آمد و یک نگاه به حوض آب کرد و یک نگاه به آسمان ، به خدا گفت خدایا من بلد نیستم با تو صحبت کنم . این سید من را بغل می کند با من صحبت می کنه، مرا هیچ کس آدم هم حساب نمی کنه، قول دادم یک نماز شب بخوانم. می دونی که لات و قولش. آبرو ما را پیش این سید نبر قول دادم. آقا ایستاد پای حوض و وضو گرفت ، گریه و زاری … شد از مخلصان و مومنان نجف، قاسم بعد از این قضیه جز شاگردان آیت الله قاضی، به طوری که مردم نیم خورده غذایش را برای تبرک می‌بردند.

چی شد، هیچی فهمید یکی هست دوستش دارد، یکی هست او را می خواهد.

 

نوشته های مرتبط

دوره آموزشی ارتباط موثر با خالق هستی

 ایمان داشته باشیم و بخواهیم که به ما داده خواهد شد.

 ایمان داشته باشیم و بخواهیم که به ما داده خواهد شد.

انسان به عالمی پا می‌نهد که خدا رزق و روزیش را تامین کرده است،  هر‌آنچه آرزومند یا نیازمند است پیشاپیش بر‌سر راه اوست. هر‌چند که باید این خزانه را با ایمان خود یا کلامی که بر زبان می‌آورد بگشاید. ایمان داشته‌باشیم که در عالمی زندگی می‌کنیم که درآن برای همه کسانی که به‌راستی به دنبال ثروت هستند و حاضرند قوانین حاکم برکسب آن را عمل کنند، ثروت کافی وجود دارد. یعنی هیچ کمبودی نیست. هر‌چه را بخواهیم و مورد نیازمان باشد، می‌توانیم داشته باشیم.

ما در عالمی زندگی می‌کنیم که دست‌و‌دل باز است و از هر‌طرف نعمت‌ها و فرصت‌ها، اطرافمان را گرفته‌اند تا هر چه را می‌خواهیم، به‌دست بیاوریم. فکرمان نسبت به کم یا زیاد بودن ثروت تأثیر زیادی بر این دارد که ثروتمند بشویم یا نشویم.

مردم ثروتمند می‌شوند، چون تصمیم گرفته‌اند ثروتمند بشوند. افرادی به‌این دلیل فقیر هستند که هنوز تصمیم نگرفته‌اند ثروتمند بشوند.

اعتقاد، ایمان و آرزو یا نیاز در هر دو جهت فقر و ثروت کار می‌کنند. یعنی می‌توان با اصلاح باورهای اعتقادی، فقر را به ثروت بدل کرد. همه‌ی انسان‌ها از قدرت برکت‌دادن و فزونی بخشیدن و توانگر ساختن بهره‌مندند، و وفور نعمت همواره بر سر‌ راه انسان است، محدودیتی هم وجود ندارد. اگر همه‌ی مردم دنیا میلیاردر شوند ذرّه‌ای از کائنات کم نمی‌شود و ذرّه‌ای هم به آن اضافه نمی‌شود. امّا از طریق آرزو، ایمان یا کلام به زبان آمده، می‌تواند وفور نعمت نمایان شود.   

خرد لایتناهی خداوند همواره آماده است که کوچکترین یا بزرگترین آرزوی انسان را برآورد. هر آرزویی خواه به‌زبان آمده ‌و خواه نهفته در دل، یک استدعا است. و چه بسیار همه‌ی ما از برآورده شدن ناگهانی آرزویی حیرت کرده‌ایم.

هر‌کلام یا اندیشه‌ای بر ضمیر‌ناخودآگاه اثر می‌گذارد، و با دقتی حیرت‌آور به عینیت در‌می‌آید. درست مانند ضبط صدای خواننده‌ای بر صفحه‌ی حساس سی‌دی که هر آوا و هر لحن و حتی سرفه یا مکث او نیز ضبط می‌شود. پس بیاییم تا همه‌ی آن صفحه‌های کهنه‌ی نامطلوب زندگی را که دیگر میل نداریم نگه‌داریم، بشکنیم و صفحه‌هایی زیبا و تازه بسازیم.   

برای انسان آگاه از نفوذ اندیشه‌های ذهنی انجام هیچ‌کاری چندان دشوار نیست. به یمن کلام و سخنی که با خود دارد نیروهای غیبی را به کار وا می‌دارد و تن خود را باز می‌آفریند یا به امور خود صورتی تازه می‌بخشد. از این رو انتخاب کلمات درست اهمیت حیاتی دارد.

شاگرد باید کلامی را که می‌خواهد در ذهن خود تکرار کند و یا به‌صورت دعا به عرصه‌ی غیبی فرا‌افکند با دقتی هر چه تمام تر بر‌گزیند، او می‌داند که خدا روزی‌رسان او است و برای هر تقاضا عرضه‌ای هست و کلامی که بر‌ زبان ذهنی خود می‌آورد مانند کلیدی در این خزانه‌ی غیبی را می‌گشاید. بخواهیم که به ما داده خواهد شد، بطلبیم که خواهیم یافت.

زنی به پول زیادی نیاز داشت، این کلام را بر زبان آورد، جان لایتناهی راه را برای رزق و روزی بی‌درنگ من بگشا! بگذار همه‌ی آنچه که حق الهی من است هم‌اکنون به‌صورت بهمن‌های عظیم فراوانی به من برسد، با رهنمودی مشخص هدایتم‌کن تا اگر باید کاری انجام بدهم، بدانم چه باید بکنم. چندی نگذشت که به‌طرزی معجزه‌آسا ثروتی کلان به‌دست آورد.   

نمونه‌ای از جملات مثبت تاکیدی و گفتگو‌های درونی:

– خدا روزی رسان من است و هر روز، روز خداست.

– هر روز صبح با شگفتی وارد مغازه می‌شوم و خدا را شکر می‌کنم، اکنون با اقتدار و اراده‌ای شگفت‌انگیز آنچه را که حق الهی من است، از جوهر جهان به‌سوی خود می‌کشانم.

– اکنون از فراوانی آسمان‌ها، وفور نعمت بی‌درنگ و بیکرانم را به‌سوی خود می‌کشانم، همه راهها گشوده‌اند و چاره‌ها بسیار، همه‌ی درها باز می‌شوند.

– خدای من خدای وفور برکت است و اکنون هر ناز و نعمت را که آرزومند یا نیازمند باشم و بیش از آن را نیز به من عطا می‌کند.

– همه‌ی راه‌ها گشوده‌اند و همه درها باز شده‌اند تا آن خیر و برکت بی‌درنگ و بی‌پایان که خدا برایم می‌خواهد نزدم بیاید.    

– خدا روزی‌رسان شکست‌ناپذیر من است و هم‌اکنون مبالغ هنگفت پول در پناه لطف الهی و به شیوه‌هایی عالی به من می‌رسد.

– من از دست‌دادن را نفی می‌کنم، چون در ذهن الهی خسارت وجود ندارد. هر‌گاه آدمی در جایگاه معنوی خود بایستد تمامی حق خود را از این خزانه‌ی عظیم نعمت می‌ستاند.

– خدا روزی‌رسان هر روز ماست، آنچه را  که او عطا کند کمی‌و کاستی نمی‌گیرد، با خزانه‌ی کل تماس حاصل کنیم، یعنی برای برکت‌و نعمت تنها به خدا چشم دوخته، به این ترتیب همه راه‌ها گشوده خواهد شد.

  آنچه می‌خواهم بگویم این است که اضطراب و واهمه را در باره‌ی مسائل مالی از دست داده و این اعتقاد راسخ را در ذهن و ضمیر ناخودآگاه خود پدید آوریم که روزی‌رسان خداست. پس روزی از راه می‌رسد و رد خور نیز ندارد.

آدمی در‌دست عقل کل مانند ابزاری است که با او کار می‌کند و مشیت خود را عیان می‌سازد. و مشیت او برای انسان موفقیت و سلامت و سعادت و توانگری است و بیان کامل نفس، گرایش مادی نسبت به پول، اتکاء به حقوق ماهانه و درآمد و پس‌انداز و سرمایه‌ی خودمان است که چه بسا یک شبه بر باد رود. امّا گرایش معنوی نسبت به پول، توکّل به خداست. توکّل به خدای روزی‌رسان، معنویت راستین یعنی اثبات این حقیقت که خدا روزی‌رسان هر روز شماست، نه روزی‌رسان گاه‌به‌گاه، و انسان با ایمان و کلام به زبان آمده هر ثروت و دولتی را از این خزانه‌ی کل و از فراوانی افلاک به سوی خود می‌کشاند.

اگر می‌خواهیم دارایی خود را حفظ کنیم باید دریابیم که آنها عطایا و هدایای خدا هستند، و آنچه را که عطا کند کمی و کاستی نمی‌گیرد. اگر دری بسته شود چندی نمی‌گذرد که دری دیگر گشوده می‌شود. امام علی‌(ع) می‌فرمایند: ای پسر آدم اندوه روز نیامده‌ات را بر روز آمده‌ات میفزا که اگر فردا از عمر تو مانده، خدا روزی تو را در آن رساند.

انسان آگاه از این حقیقت، حرص و طمع به پول را از دست می‌دهد. از هر چه اندوختن و احتکار است دست می‌کشد، در خرج کردن بی‌باک می‌شود و هدیه می‌دهد تا از دست خدا هدیه بستاند. این بدان معنا نیست که نباید صاحب یک حساب بانکی عظیم یا صاحب ملک و دارایی و سرمایه‌گذاری‌ نباشیم، بدان معنا است که نباید به آنها تکیه کنیم.  نباید به آنها وابسته باشیم. این‌ها هیچ‌کدام متعلق به ما نیست، بلکه امانتی است در دست ما. باید از امانت‌ها به بهترین نحو استفاده کنیم و امانت‌دار خوبی باشیم، ولی امانت‌دهنده را فراموش نکنیم. فقط اوست که روزی‌رسان است و نباید به امانت‌های او مغرور شویم.

در اسفندماه سال ۱۳۸۹ هجری شمسی در ژاپن یکی از پیشرفته‌ترین و ثروتمندترین کشورهای دنیا، در طی فقط چند دقیقه، زلزله و سونامی، دارایی هزاران نفر را نابود ساخت و بیش از ۱۵۰۰۰ نفر کشته به دنبال داشت.

یاد مان باشد  امانت‌ها را باید پس بدهیم، چه وقت و چگونه را نمی دانم ولی حتماً پس‌خواهیم داد، همه انسان ها دنیای فانی را ترک خواهند کرد و همه امانت ها را باقی خواهند گذاشت و پس خواهند داد.   

اگر در مسیری چیزی از دست بدهیم، در مسیری دیگر موهبت ارزشمند‌تری به‌دست می‌آوریم.  اگر انسان چیزی را از دست بدهد، نشان می‌دهد که در ذهن نیمه هشیار او اعتقاد به از دست‌دادن وجود دارد. به محض اینکه انسان اعتقاد کاذب را از ذهن نیمه هشیار خود بزداید، آنچه را که از دست داده است یا همسنگ و معادل آن را به دست خواهد آورد.

انسان چیزی را از دست می‌دهد که یا حقّ الهی او نباشد، و یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد. در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد. پس محال است چیزی را که حقّ من است از دست بدهم. آنچه از دست داده‌ام به من باز گردانده خواهد شد یا معادل و همسنگ آن را باز خواهم ستاند.

  بازرگانی بسیار موفّق که همه‌ی کارهای خود را بر اساس تعالیم حقیقت به انجام می‌رساند می‌گفت: “مشکل بیشتر مردم این است که به شرایط معیّنی خو می‌گیرند، و تخیّل چندان نیرومندی ندارند که آنها را به پیش براند تا چاره‌ها و تدابیری تازه پیدا کنند”  

چه خوب است که گهگاه انسان به تماشای سحر برود تا با همه‌ی وجود یقین یابد که آفتاب بی‌تردید طلوع خواهد کرد. آنجا که به دیده‌ی باطن خود آموخته‌ایم تا از خلال شکست، موفّقیت را ببینیم و از خلال بیماری، سلامت و از خلال تنگدستی، فراوانی را، تمام این زمین را که می‌بینی به ما بخشیده خواهد شد.

طلب خداوند یعنی، آدمی باید نخستین گام را بردارد و حرکت را آغاز کند و به خدا تقرّب جوید. امّا راه‌های طلب خداوند عبارتند از: تکرار عبارت‌های تاکیدی، امید و انتظار، و تدارک‌دیدن و آماده‌شدن برای خیر‌و خوشی، اگر موفّقیت بطلبیم امّا برای شکست تدارک ببینیم، همان چیزی را خواهیم ستاند که برایش تدارک دیده‌ایم.  

نوشته های مرتبط: 

ارتباط با خداوند خالق زیبایی ها

با هم رشد کنید، نه بر هم پشت

با هم رشد کنید ، نه بر هم پشت

همیشه مشوق همسر خود باشید و همانطور که خود در تلاشید که مسائل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید ، به همسرتان نیزکمک کنید تا این فرآیند را طی کند .

بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی می کند و همسر در طول این سال ها کمک حال و مشوق او بوده و در پایان فاصله زیادی بین دو طرف به وجود آمده که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی نا ممکن کرده است .

اگر ازدواج بر صخره استوار یگانگی بنا نشده باشد، نمی تواند پا بر جا بماند . زن و شوهر باید یک روح باشند در دو بدن. اندیشه دارای طیف یا امواجی است بی نهایت نیرومند و آدمی به سوی آفریده های اندیشه خویش کشیده می شود .

مثلا زن و مردی پیمان زناشویی بستند و به ظاهر بسیار خوشبخت بودند . مرد به موفقیت رسید و با سلیقه تر شد . اما هوشیاری زن تکان نخورد و همان جایی که بود ماند .از این رو در محدودیت می زیست ، هرگاه مرد به خرید می رفت ، به سراغ عالی ترین فروشگاه ها می رفت و اعتنایی به بهای آنها نمی کرد . هرگاه زن به خرید می رفت به سراغ مغازه های حراجی و قیمت های نازل می رفت .

دنیای فکری مرد ” بالا شهری ”  بود و دنیای فکری زن ” پایین شهری ” عاقبت نیز چاره ای جز جدایی نبود . اغلب این گونه جدایی را در زندگی مردان ثروتمند و موفقی که بعدها همسر وفادار ، سخت کوش و صرفه جوی خود را ترک می کنند دیده ایم .

زن باید با جاه طلبی ها و ذوق و سلیقه شوهرش همگام و هم پرواز باشد و در عالم ذهنی او زندگی کند.  در جایی خواندم: مرد موفقیت اش را مدیون زن اولش است، و زن دومش را مدیون موفقیت اش

نوشته های مرتبط: 

دوره آموزشی نوابغ بازاریابی و فروش