نوشته‌ها

عکس برگزاری جلسات منظم با کارکنان

برگزاری جلسات منظم با کارکنان

برگزاری جلسات منظم با کارکنان

برگزاری جلسات منظم با کارکنان موضوعی است که می بایست در فرآیند سازماندهی و مدیریت سیستم دیده شود. 

در سیستم سازی کسب و کار، یکی از عوامل کلیدی رشد کسب و کار، برگزاری جلسات منظم با کارکنان می‌باشد. حتی اگر یک نفر هستید، هفته‌ای دو ساعت با خودتان جلسه بگذارید. تقریباً تمامی شرکت‌های موفق که به‌ سرعت در کسب‌و‌کارشان رشد کرده‌اند، یک وجه مشترک بسیار مهم دارند. آنها جلسات منظمی برگزار می‌کنند که در آن، تمامی کارکنان با ایده‌ها و نظرات‌شان به رشد شرکت کمک می‌کنند.

 برگزاری جلسات منظم با کارکنان یعنی با تمامی کارکنان ارتباط موثری داشته باشید، اگر روزی فکر کنید که آبدارچی شرکت شما هیچ ایده‌ای برای رشد کسب‌و‌کارتان ندارد، فرصت بزرگی را از دست داده‌اید. بعضی وقت‌ها بهترین ایده‌ها را از کسانی می‌گیریم که در آن زمینه تخصص ندارند. سر فصل مطالب را بیان کنید و از همه کمک و ایده بخواهید.

بسیاری از مدیران فکر می‌کنند افراد بیرون از کسب‌و‌کارشان ایده‌های بهتری برای رشد کسب‌و‌کار دارند. ولی معمولاً ایده‌های کارساز همان مواردی هستند که کارکنان و اطرافیان، هر روز به ما متذکر می‌شوند و توجهی نمی‌کنیم. حتی گاهی این نظرات آنقدر تکرار شده‌اند که دیگر برای ما عادی شده‌اند. از نظر آماری اثبات شده است که فقط شنیدن نقطه نظرات کارکنان ۳۰ % بهره وری را افزایش می دهد.        

برگزاری جلسات منظم با کارکنان، جلساتی مفرّح و خلاق کار آسانی نیست. مدیر باید به اندازه کافی وقت اختصاص دهد و با برنامه‌ریزی و هماهنگی‌های لازم بتواند جلسات موثری برگزار کند.   

بنابراین سیستمی منظم برای جمع‌آوری ایده‌ها داشته باشید. آسان‌ترین کار آن است که هر کدام از همکاران دفترچه مخصوصی داشته باشند که فقط برای ثبت ایده‌ها استفاده می‌شود. ایده‌ها در طول هفته در دفترچه ثبت می‌شوند و در جلسات ارائه می‌شوند. با این کار ساده می‌توانیم بهره‌وری کارمان را افزایش دهیم و در عین حال ایده‌های ارزشمند را از دست ندهیم.

موضوع یا دستور جلسه را از پیش آماده کنید. هر فرد قبل از جلسه زمان صحبت خود را اعلام کند. جوی برای صحبت‌های صریح و واضح ایجاد کنید. در جلسات معمولاً فردی به عنوان تسهیل‌گر، هدایت جلسه را به عهده می‌گیرد و جلسه را طوری هدایت می‌کند که نتایج مطلوب حاصل شود و زمان جلسه بیش از حد طولانی نشود. 

چرا برخی از شرکت‌ها هر هفته جلسه دارند ولی هیچ اتفاقی نمی‌افتد؟ در پاسخ باید گفت: صورت جلسه ندارند. صورت جلسات، صورت مجلس یا خلاصه مذاکرات را مستند و نظارت( Monitoring )کنیم.

هدف بلند مدت برگزاری جلسات با کارکنان، جلسات هفتگی است. هفته ای یک بار با یکدیگر بنشینید و گفتگو کنید، حتی اگر موضوع جدیدی برای صحبت کردن نداشته باشید در مورد ازدواج یا تولد یکی از اعضای شرکت گفتگو و برنامه ریزی کنید. این جلسات باعث می شود که همواره با یکدیگر در ارتباط باشید و حس گروهی بیشتری داشته باشید. با هم بگویید و بخندید و اگر هیچ کاری هم صورت نگیرد، خود همین خندیدن هم به تنهایی ارزشمند است!   

 

بالاترین حد سیستم سازی برگزاری جلسات منظم با کارکنان است، جلساتی: 

۱ – کوتاه ولی همیشگی ، حداکثر یکساعت که به حاشیه نرویم.

۲ – آزاد، کارمندان کورکورانه صحبت های مدیر را تایید نکنند. 

۳ – ثبت صورتجلسه، فعالیت ها، مدت زمان ،  …

۴ – رای‌گیری، با تعیین سنجش کیفی به هر رای، برای نمونه با برگزاری همایش چقدر موافقید؟ یک عدد بین یک تا ۱۰ را انتخاب کنید. مجموع امتیاز و رای شرکت کنندگان از یک عددی بیشتر بود، با تصمیم موافقت شده است و مورد تایید است.   

۵ – افزایش انگیزه، جلسه محلی برای تنبیه و تشویق نیست. هدف ایجاد انگیزه است.  

۶ – اطلاعات بدهید. اطلاعات را در زمان برگزاری جلسات منتقل می‌کند.

 

در جلسات در مورد استراتژی ها و اصول اجرایی شرکت صحبت کنید.

۱ – ارزش ها، در یک کسب و کار ارزش سرعت، کیفیت، قیمت ، خوش رویی ، ..

۲ – معیارهای تصمیم‌گیری، وقتی ارزش سرعت در زمان تصمیم گیری قیمت و … در خدمت سرعت خواهند بود. 

۳ – نظر شما نسبت به: افراد، مشتریان ، همکاران چیست؟ 

 

دوست خوبم، در دوره مربیگری کسب و کار یا بیزینس کوچینگ که به دو صورت حضوری و غیر حضوری برگزار می گردد، ما بطور کامل به نحوه طراحی و پیاده سازی ساختار سازمانی، شرح وظایف، روش های انجام فعالیت های کسب و کار (فرآیندها، روش های اجرایی، دستورالعمل های کاری) در جهت بهبود عملکرد و افزایش ظرفیت کسب درآمد سازمانی می پردازیم، جهت کسب اطلاعات بیشتر از محتوای دوره و نحوه برگزاری، بر روی نوشته زیر با عنوان مربیگری کسب و کار کلیک نمایید.   

نوشته های مرتبط:

مربیگری کسب و کار(بیزینس کوچینگ)

داشتن یک استراتژی مشخص

داشتن یک استراتژی مشخص

داشتن یک استراتژی مشخص 

در سیستم سازی کسب و کار، داشتن یک استراتژی مشخص یا ساخت چشم انداز یکی دیگر از عوامل کلیدی رشد کسب و کار می‌باشد.

چگونه اسکندر مقدونی با سربازانی معادل یک پنجم سربازان داریوش کبیر سپاه ایران را شکست داد؟

 دو استراتژی اسکندر در جنگ با داریوش:

۱ – ما به جنگ سپاه ایران نمی‌رویم، ما فقط می رویم تا فرمانده آنها داریوش را شکست دهیم و بکشیم. تیرانداز‌ها هدف شما فقط داریوش باشد. (قانون ۸۰ بر۲۰ )

۲ – فرمانده‌ها فردا در جنگ نیازی نیست همه چیز را با من هماهنگ و کسب تکلیف کنید. خودتان هر چه به فکرتان می رسد، انجام دهید. (تفویض اختیار)     

 

بسیاری از مدیران و صاحبان کسب‌و‌کار دیدگاه واضحی از آینده کارشان ندارند، یعنی اگر از آنها بپرسیم وضعیت شرکت‌تان را در پایان سال بعد تشریح کنید، جواب مشخصی ندارند. اگر شما از معاونین مختلف زیر مجموعه مدیر ارشد در یک سازمان بپرسید که اولویت های سازمان شما چیست؟ اگر پاسخ های آنها همجهت و یکسان بود یعنی مدیریت ارشد استراتژی مشخصی دارد.   

برای نمونه : چشم انداز یا هدف یک بیمارستان 

– بیمارستان بدون تاخیر، به ازای تاخیر بیش از دو دقیقه جریمه نقدی پرداخت می‌شود.

– بیمارستان بهتر از هتل

– بیمارستان همانند خانه، قبل از بستری کردن بیمار از خانه او ملاقات کرده و فضای اتاق بیمار را شبیه فضای خانه او طراحی می‌کنند، نصب قاب عکس بیمار و …

– بیمارستان با بهترین تکنولوژی مورد نیاز بیمار، آرشیوی از بهترین فیلم های سینمایی، اینترنت پر سرعت ، …

– بهترین انتخاب همراه بیمار  

وقتی چشم انداز داشته باشیم کار روزانه ما را کمتر خسته می‌کند. کار روزانه ما بخشی از چشم انداز است.

داستان سه نفر که در حال چیدن آجرها روی هم و ساختن دیوار بودند.

نفر اول کارگر ساختمانی با هدف پایان دادن ساعت کاری آجرها را روی هم می چید. چشم انداز کاریش هشت ساعت کار روزانه

نفر دوم معمار با هدف ساختن دیوار آجرها را روی هم می چید. چشم انداز کارش ساختن یک دیوار

نفر سوم با هدف ساختن یک مدرسه آجرها را روی هم می چید. چشم انداز کارش به عنوان یک کار خیر، ساختن مدرسه بود.   

به نظر شما دوست گرامی انگیزه کاری کدامیک بیشتر است؟

عکس فرآیند کنترل و راهبری مدیریت

بخش‌های مهم یک هدف استراتژیک یا چشم انداز:

۱ – هدف چشمگیر، جالب و گیرا

هدف باید خیلی بالاتر از حداقل وظایف در آن کسب و کار باشد. هدف‌هایی نظیر موارد زیر وظایف طبیعی کسب و کار است.

– دنبال کردن برنامه ورود پایدار به بازارهای هدف

– گارانتی بهره برداری و قطعات یدکی

– شناخته شدن در ارائه بهترین کیفیت و تحویل بموقع

در تعیین و تدوین هدف بهتر است که همه کارکنان سازمان مشارکت داشته باشند. چشم انداز ۳ ماه ، ۳ هفتگی ، ۳ روزانه

نمونه ۱ : هدف  یک رستوران، ارائه غذای خوشمزه، ایجاد یک تجربه لذت بخش برای مشتری ، قراردادن روزانه گل‌های تازه بر روی میز غذا، گرفتن عکس یادگاری از مشتریان و به همراه یک قاب زیبا تحویل به آنها، دادن هدیه به کودکان

نمونه ۲ : هدف  یک هتل، به هر فرد خدمات اختصاصی همان فرد را می‌دهند. کارکنان دقت کرده و عادت‌های شما را شناسایی کرده و مطابق آن عمل می‌کنند. توجه به کانال‌های تلویزیون مورد علاقه مشتری، نحوه صرف غذا ، …

نمونه ۳ : برای یک موسسه آموزشی، آموزش به همراه تفریح ، آموزش به همراه تور تفریحی و دیدن مناظر زیبا

 ۲ – مخاطبان

ما به چه کسانی می‌خواهیم محصول یا خدمات بفروشیم. صاحبان کسب و کار، چه رده سنی نوجوانان، جوانان  

۳ – ارزش‌های واضح

ارزش ها باید متمایز از ارزش‌های معمول و شعاری باشند، نظیر:  مشتری مداری، نوآوری ، اخلاق کسب و کار ، کار تیمی باشد. 

برای یک شرکت تولید کننده محصول برای کودکان

ارزش‌های اولیه: اولویت اول احترام ، اولویت دوم امنیت ، اولویت سوم صداقت

ارزش های بازنگری شده:  تغییر ترتیب اولویت ها، امنیت ، احترام ، صداقت

به عبارت دیگر در این کسب و کار امنیت کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است. فرضاً اگر یکی از کارکنان در حال صحبت کردن با شماست، وقتی مشکل امنیتی برای کودکی پیش آید، صحبت را قطع می کند و در اولویت اول به فکر و دنبال حفظ امنیت کودک است . 

اگر به بزرگترین اعتراض‌ها گوش کنیم آنها می‌توانند منبع خوبی برای شناسایی ارزش‌ها شوند.

۴ – تصویر از آینده  

به کجا می خواهیم برسیم. تصویری کاملاً واضح و شفاف، چند نفر اینجا هستند که می‌توانند تصویر شفاف سه سال بعد کسب و کارشان را توضیح دهند.

تمرکز بر نکات مثبت

تمرکز بر نتیجه نهایی 

 

۵ – کارهای ممنوعه

شما برای کسب و کارتان چه کارهایی را به هیچ عنوان انجام نخواهید داد.

یک شرکت به مرور خود را درگیر کارهای مختلفی کرده و از هدف استراتژیک خود فاصله می گیرد. تولید سایر محصولات، ارائه سایر خدمات، طراحی سایت، سامانه پیامکی 

 

دوست خوبم، در دوره مربیگری کسب و کار یا بیزینس کوچینگ که به دو صورت حضوری و غیر حضوری برگزار می گردد، ما بطور کامل به نحوه طراحی و پیاده سازی ساختار سازمانی، شرح وظایف، روش های انجام فعالیت های کسب و کار (فرآیندها، روش های اجرایی، دستورالعمل های کاری) در جهت بهبود عملکرد و افزایش ظرفیت کسب درآمد سازمانی می پردازیم، جهت کسب اطلاعات بیشتر از محتوای دوره و نحوه برگزاری، بر روی نوشته زیر با عنوان مربیگری کسب و کار کلیک نمایید.   

نوشته های مرتبط:

 مربیگری کسب و کار(بیزینس کوچینگ)

 

از خداوند درخواست و دعا کنیم

خدا هست

خدا هست

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در باره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع ” خدا ” رسیدند.

آرایشگر گفت:  من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد .

مشتری پرسید:  چرا باور نمی‌کنی‌؟

آرایشگر: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا  وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی سرپرست پیدا می‌شد؟ اگر خدا وجود داشت نباید درد و رنجی وجود داشت. نمی‌توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می‌دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه‌ای فکر کرد، اما جوابی تداد، چون نمی‌خواست جر و بحث کند، آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم‌تابیده و ریش اصلاح نکرده، ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می‌دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می‌زنی‌؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم .

مشتری با اعتراض گفت: نه !  آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موی بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.

آرایشگر : نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که آن مرد به ما مراجعه نمی‌کند.

مشتری تایید کرد : دقیقا! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

منابع : کتاب خدا هست. گردآورنده و مترجم  پرستو ابراهیمی، انتشارات جیحون

فیلمی زیبا مرتبط با موضوع خدا هست.

 

نوشته های مرتبط:

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

سیستم کسب و کار ثروت آفرین

سیستم کسب و کار ثروت‌آفرین

سیستم کسب و کار ثروت آفرین 

لستر تارو  یکی از برجسته ترین کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب ثروت آفرینان می‌گوید: هارمونی ثروت‌آفرین و عامل ثبات آن است.

سیستم کسب و کار ثروت آفرین یعنی نظم در کسب‌و‌کار، نظمی که باعث ایجاد ثروت و حفظ آن می‌شود. ثروت از ایجاد سیستم به‌وجود می‌آید و سیستم خود نمایشی از نظم است. بدون نظم نمی‌توان سیستمی را ایجاد کرد.

 ویژگی های سیستم کسب و کار ثروت‌آفرین

۱–  از فرصت ایجاد شده‌ی سود‌آور بتوان روند ساخت که تکرار پذیر باشد، هر مقدار تکرار پذیری بیشتر باشد، سود آوری بیشتری خواهد داشت.

باید بتوانیم فرآیند یا فرآیندهایی، که در زندگی ما ایجاد سود می‌کنند را شناسایی کنیم، فرآیندی که دارای ارزش‌افزوده است. بهترین پولی که تا به حال به دست آورده‌ایم از کجا بوده، فرآیند آن را بشناسیم و تقویت کنیم.

مهمترین فرآیندی که در زندگی ما ایجاد سود می‌کند، چیست‌؟ مهمترین فرآیندی که باعث می‌شود قابلیت تولید پول ما افزایش یابد چیست؟ برای مثال: فرآیند ایجاد روابط، ایجاد رابطه باعث افزایش اعتبار ما می‌شود. افزایش اعتبار، نتیجه‌اش افزایش قابلیت تولید پول است.

کمی فکر کنیم، تا به‌حال چه فرصت‌های طلایی برای ایجاد ارتباط با افراد مختلف داشته‌ایم، ولی به‌علت خجالت، غرور و سایر علت‌ها آن فرصت را از دست داده‌ایم.

در شناسایی کارهایی که می‌تواند برای ما کسب درآمد کند به دو نکته توجه داشته باشیم. اوّل به چه کاری علاقه داریم و در آن مهارت داریم و دوّم به چه کاری نیاز داریم. هشتاد درصد وقت‌مان را روی کارهایی که علاقه و مهارت داریم اختصاص دهیم و بیست درصد هم روی کارهایی که مهارت نداریم ولی نیاز داریم و باید یاد بگیریم. به‌عبارتی از محدوده‌ی راحتی شغلی بیرون برویم. در کسب‌و‌کار خودمان مهارت‌هایمان را افزایش دهیم، نه درکسب‌و‌کار دیگران، به فکر کسب‌و‌کار دیگران نباشیم. اگر من فوتبالیست بودم، اگر من فروشنده بودم، اگر من مدیر عامل بودم و هزاران اگر دیگر

۲–  تکثیر شود.

سیستمی ثروت‌آفرین است که بتواند تکثیر شود. تکثیر‌پذیری باعث می‌شود ظرفیت کسب درآمد آن شغل یا ایده افزایش یابد. تکثر فرآیند، قابلیت تولید پول ما را افزایش می‌دهد. به‌عبارتی محصول یا خدمات ما در‌دسترس تعداد بیشتری از انسان‌ها قرار دارد.

برای استفاده و دریافت برخی از خدمات و محصولات حتماً باید به شخص یا  آدرس مشخصی مراجعه کنیم. این خاصیت فرآیندی است که تکثیر پذیر نیست. قابلیت تولید پول محدود است. استفاده از مهارت یک دندانپزشک مشخص، یک آرایشگر، یک غذای مخصوص در یک رستوران مخصوص، در رستوران نیکو صفت واقع در میدان انقلاب تهران پایتخت ایران، آش رشته  را خوشمزه و خوب درست می‌کنند و روزی بالغ‌بر چند میلیون از فروش آش درآمد دارند، ولی برای خوردن آن آش ما حتماً باید به میدان انقلاب مراجعه کنیم. یک‌بار که به آنجا مراجعه کرده بودم در مسیر راه پله‌ی ورودی رستوران نوشته شده بود “آش رشته نیکو‌صفت شعبه دیگری ندارد”  فرآیندی است که تکثیر نشده است، قابلیت تولید پول محدود است. سیستمی ثروت‌آفرین است که  بدون حضور صاحب کسب‌و‌کار هم کار می‌کند. تی‌هارواکر می‌گوید‌: وقتی چیزی دارید که جواب می‌دهد، روی تکثیر آن تمرکز کنید.

 

نتایج سیستم کسب و کار ثروت آفرین

۱–  آزادی زمان

۲–  آزادی مالی

۳–  آزادی فکر

۴– رسیدگی به علاقه‌های درونی

با کسب این نتایج جهش‌های خیره‌کننده در کسب‌و‌کار اتفاق می‌افتد. اگر علایق درونی ما در راستای کسب‌و‌کارمان باشد، آن کسب‌و‌کار رشد می‌کند. آنهایی که در کسب‌و‌کارشان جهش‌های خیره‌کننده داشته‌اند، آنهایی بودند که کارشان را دوست داشتند و از کار‌کردن خسته نمی‌شدند. بلکه از کارشان لذت می‌بردند و انرژی می‌گرفتند.

با طرح یک سؤال از خود میزان علاقه به شغل‌مان را بررسی کنیم. اگر وضعیت مالی ما خوب شود آیا به سرکار فعلی خودمان می‌رویم؟ اگر پاسخ ما منفی بود یعنی به سرکار خودمان نمی‌رویم، پیشنهاد می‌کنم شغل‌مان را عوض کنیم چرا که به کارمان علاقه‌ای نداریم. ثروتمندان به‌دنبال علایق شغلی هستند. جویندگان ثروت، فقرا و اقشار متوسط، همه به‌دنبال پول هستند. هر وقت هدف از کار پول باشد و فقط پول، مسیر ثروتمند شدن را اشتباه می‌رویم.

جهت اطلاع شما دوست خوبم، دوره مربیگری کسب و کار، یکی از دوره های جامع که به دو صورت حضوری و  غیر حضوری برگزار می گردد. مطالب نوشتاری دوره در فضای سایت آموزش سیستم سازی کسب و کار shojaeiyeganeh.ir  بارگذاری می گردد،  در صفحه اول سایت بر روی عنوان دوره کلیک کنید به فهرست مطالب و محتوای آنها دسترسی خواهید داشت.

فایل های صوتی و تصویری، توضیحات تکمیلی در فضای کانال تلگرام با عنوان مدیر سیستم و به آدرس  modiresystem@   بارگذاری می گردد. 

جهت پاسخگویی به سوالات و پرسش های شما دوست خوبم، جلسات حضوری برنامه ریزی و برگزار خواهد شد، زمان و نحوه شرکت در این جلسات نیز در فضای کانال و یا از طریق آدرس ایمیل اعضاء اطلاع رسانی خواهد شد. 

نوشته های مرتبط:

مربیگری کسب و کار(بیزینس کوچینگ) 

رویکرد فرآیندی زیر بنای سیستم سازی

رویکرد فرآیندی زیر بنای سیستم سازی کسب و کار

رویکرد فرآیندی زیر بنای سیستم سازی کسب و کار، یعنی مدیر یا صاحب کسب و کار با استفاده از دسته بندی فعالیتهای اجرایی در قالب یک فرآیند و تعیین متولی فرآیند، بتواند با تفویض اختیار بخشی از انجام فعالیت ها را به دیگران بسپارد. 

چرخه چهار راه کسب درآمد

فرآیند

مجموعه‌ای از کارهای متوالی، متعدّد و پشت‌ سر‌هم که برای رسیدن به نتیجه‌ی خاص انجام می‌شود، یا یک مجموعه‌ای از فعالیت‌ها که با صرف منابع و مدیریت آن ها ، تبدیل ورودی‌ها را به خروجی‌ها امکانپذیر می‌سازد، یک فرآیند محسوب می‌شود. اغلب خروجی‌های یک فرآیند مستقیماً ورودی‌ها به فرآیند بعدی را شکل می‌دهد.

برای نمونه فرآیند آشپزی، مجموعه‌ی فعالیت‌های لازم برای پختن غذا را شامل می‌شود.

مستندسازی سیستم کسب و کار

رویکرد فرآیندی:

کاربرد یک سیستم متشکل از فرآیندها در یک سازمان، همراه با شناسایی و تعامل این فرآیندها و مدیریت بر آنها برای ایجاد خروجی‌های مطلوب را می‌توان رویکرد فرآیندی نامید. به بیان ساده، خروجی‌های یک سازمان همان محصولات و خدمات است که ایجاد ارزش افزوده و یا درآمد می‌کند. خروجی‌های مطلوب یعنی محصولات و خدماتی که نیازمندیهای مشتریان را تامین و رضایت آنها را جلب نماید.

فرآیندی کار کردن یعنی تیمی کار کردن، همانند یک تیم ورزشی که همه حمله یا دفاع می کنند، نه  اینکه هر کس فقط بخواهد پاسخگوی وظیفه سازمانی خود باشد.

در سیستم سازی کسب و کار مدیریت یعنی تسریع در طراحی و تدوین فرآیندها، در رویکرد فرآیندی برای طراحی و توسعه، اجرا یا پیاده‌سازی، و بهبود اثر بخشی فرآیندها چهار قدم یا مرحله زیر را در نظر می‌گیرند.

۱ – طرح ریزی

در این مرحله با توجه به اهداف، فرآیندهای ضروری برای رسیدن به نتایج منطبق با الزامات مشتری و خط مشی‌های سازمان را ایجاد می‌نمایند. طراحی فرآیندهای یک سیستم از شناخت خروجی‌هایش مشخص می شود. همانند غذای پخته شده

۲ – اجرا

فرآیندهای طراحی شده را اجرا می‌کنند.

۳ – کنترل

فرآیندها و محصول یا خدمات را در مقایسه با خط مشی‌ها، اهداف و الزامات محصول اندازه‌گیری و پایش نموده و نتایج را گزارش می‌نمایند.

۴ – اقدام

برای بهبود مداوم عملکرد فرآیندها، اقدام می‌نمایند.

 

 

رویکرد فرایندی زیر بنای سیستم سازی کسب و کار

دور یک میز بنشینید و موارد زیر را با تمام جزئیات در مورد سیستم خودتان پر کنید .

۱ – مرزهای سیستم کجاست؟ آیا فقط تیم شما را شامل می شود؟(چه کسانی از بیرون سازمان، سهام‌داران، مشتری ها، تامین کنندگان، سیاستمداران بخشی از سیستم شما هستند؟) مرز آن واحد شماست؟ آیا فقط با فرآیند خاصی سر و کار دارید؟ یا با کل سازمان؟ یا کل صنعت؟

۲ – چه ورودی هایی (کالا، سرمایه، نیروی کار ، اطلاعات) از بیرون می آید؟ این ورودی ها چه تغییراتی می کنند؟ چه خروجی هایی (گزارش ها، محصولات، خدمات، اعداد، اتلاف) تولید می شوند؟ چگونه جهان بیرون به این خروجی ها پاسخ می دهد و چگونه این پاسخ بر دور بعدی ورودی ها تاثیر می گذارد؟

 

برای نمونه شناخت فرآیندهای یک پیتزا فروشی‌:

یک پیتزا‌ فروشی سنتی: خرید مواد اولیه، پختن پیتزا،  فروش، گرفتن پول از مشتری، پاسخگویی به تلفن‌ها و نظافت مغازه و سایر کارها را یک نفر و همان صاحب مغازه انجام می‌دهد.

یک پیتزا فروشی مدرن: صاحب کسب‌و‌کار با شناسایی فرآیندهای کاری، می‌تواند از توانایی، تخصص و تجربه‌ی سایر افراد برای انجام هر یک و یا ترکیبی از کارهای اشاره شده استفاده نماید.

– خرید مواد اولیه (فرآیند تامین مواد ،کالا و تجهیزات)

– پختن پیتزا (فرآیند ساخت ، تولید‌و‌اجرا)

– کیفیت‌و مزه‌ی پیتزا (فرآیند کنترل کیفیت مواد اولیه‌ی خریداری شده، کنترل مراحل پختن و کیفیت محصول نهایی)

– فروش و گرفتن‌پول از مشتری و پاسخگویی به تلفن ها (فرآیند بازاریابی و فروش)

– کنترل هزینه‌ها و درآمدها (فرآیند مدیریت منابع مالی‌و‌حسابداری)

– نظافت مغازه ( فرآیند خدمات عمومی)

یکی از محصولات ما، یک نمونه روش اجرایی مدیریت فرآیندها می باشد. شما مشاوران هوشمند با مطالعه نمونه روش اجرایی می توانید روش اجرایی مدیریت فرآیندهای متناسب با کسب و کار خودتان را تدوین نمایید.  

دوست خوبم، در دوره مربیگری کسب و کار یا بیزینس کوچینگ که به دو صورت حضوری و غیر حضوری برگزار می گردد، ما بطور کامل به نحوه طراحی و پیاده سازی ساختار سازمانی، شرح وظایف، روش های انجام فعالیت های کسب و کار (فرآیندها، روش های اجرایی، دستورالعمل های کاری) در جهت بهبود عملکرد و افزایش ظرفیت کسب درآمد سازمانی می پردازیم، جهت کسب اطلاعات بیشتر از محتوای دوره و نحوه برگزاری، بر روی نوشته زیر با عنوان مربیگری کسب و کار کلیک نمایید.     

نوشته های مرتبط:

مربیگری کسب و کار(بیزینس کوچینگ) 

سیستم کسب و کار ثروت آفرین

بازاریابی و فروش عامل کلیدی موفقیت

بازاریابی و فروش عامل کلیدی موفقیت

بازاریابی و فروش عامل کلیدی موفقیت هر کسب و کاری است . در سیستم سازی کسب و کار فرآیند بازاریابی و فروش یکی از عوامل کلیدی رشد کسب و کار می‌باشد. فرآیندی که نسبت به سایر فرآیندها از اهمیت بیشتری برخوردار است. فرآیندی که طی آن ذهن مشتری مسیری را طی می کند تا نتیجه که همان خرید است اتفاق بیافتد.

در ایران اکثر مدیران ارشد متخصص و فارغ‌التحصیل رشته‌های فنی هستند. مدیرانی که علاقه چندانی به موضوع بازاریابی و فروش ندارند. مدیران صنایعی که از چترهای حمایتی برخوردارند و بطور واقعی در فضای رقابت بین المللی حضور ندارند. در این کسب و کارها میزان تولید و عرضه محصول از میزان تقاضای محصول کمتر است. هر محصولی با هر کیفیتی تولید کنند، فروش می رود. این مدیران تمرکزشان بر روی ساخت و تولید محصول است. آنها اگر بتوانند یک کار را از کارهایشان حذف و به دیگران واگذار کنند، این کار معمولاً همان فرآیند بازاریابی و فروش است.

ولی برای مدیرانی که در فضای رقابتی حضور دارند، با توجه به تغییرات سریعی که در علم و تکنولوژی و به دنبال آن افزایش ظرفیت تولید و تنوع فراوان محصولات بوجود آمده است، یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب و کارشان، شناخت دقیق تکنولوژی های جدید و داشتن مهارت عکس العمل سریع نسبت به نیازهای جدید مشتریان است.

مدیران این شرکت ها نه تنها باید بازاریابی و فروش را بدانند بلکه یک گروه تحقیقاتی برای شناسایی شرایط جدید کسب و کار داشته باشند. یک بازاریابی و فروش هوشمند که دائما خود را با علوم و تکنولوژی جدید و پیشرفته و تنوع نیازهای مشتریان هماهنگ سازد.

توهم دانش، نه تنها برای افراد، بلکه برای سازمان ها نیز مصداق دارد .

ماکسول فیزیکدان بریتانیایی می گوید: بزرگترین مانع رشد “جهل نیست”، بلکه “توهم دانش است” .

اجازه می خواهم در این ارتباط داستان شرکت نوکیا را برای شما بیان کنم.

درسی بزرگ از سرنوشت تلخ نوکیا

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگ ترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان بود که پس از کاهش ۹۹ درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد .

در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت:

ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ما هیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شکست خوردیم.

بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.

از اوایل سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۲ نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولید کننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن ۸۰ درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت ۴۲ دلار و ارزش این شرکت ۲۵۰ میلیارد یورو بود . نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند . اما متاسفانه امروزه به خوبی کارکردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.

رهبران نوکیا به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آن ها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش بینی کنند . حتی شرکت اپل تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کرد اما شرکت یادگیرنده ای بود و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشت. خیلی سریع آیفون و گلکسی  (iphone , Galaxy)  گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم بازار ۸۰ درصدی نوکیا به ۳ درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از ۴۲ دلار به کمتر از ۳ دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا به ۷۹ . ۳ میلیارد یورو رسید.

شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آن ها هیچ کار خطایی انجام ندادند . اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آنها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود . آنها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.

امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد . آن ها قربانی موفقیت خود شدند.

در دنیای امروز هر انسانی که از وضع خود راضی باشد و به جای آموزش های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشد، قطعا قربانی خواهد شد. اگر شما به فهرست ۱۰۰ شرکت برتر تنها یک دهه گذشته نگاه کنید بیش از ۸۰ درصد آن شرکت ها ورشکست شده اند و دیگر نامی از آنها در فضای کسب و کار باقی نمانده است .

دانش و فضای بازاریابی به سرعت در حال تغییر است و از طرفی مهم‌ترین کار یک مدیر یا صاحب کسب و کار بازاریابی و فروش است. در این شرایط بازاریابی یکی از معدود کارهایی است که مدیران  باید خود آن را به عهده بگیرند. بازاریابی جزو کارهایی نیست که بتوان با بیرون سپاری توسط پیمانکار انجام داد.

اگر مدیر هستید مهم ترین کارتان چیست؟

اگر رستوران دارید، مهم ترین کار شما، بازاریابی غذا

اگر پزشک هستید، مهم ترین کار شما، بازاریابی خدمات پزشکی

اگر شرکت کامپیوتری دارید، مهم ترین کار شما، بازاریابی محصولات کامپیوتری

اگر ناشر هستید، مهم ترین کار شما، بازاریابی کتاب

رفتار طبیعت همانند فعالیتهای بازاریابی و فروش است.

وقتی به طبیعت نگاه کنیم متوجه می‌شویم که علف‌ها با درختان پوشیده شده‌اند. متوجه می‌شویم طبیعت تمام منابع خود را برای یک یا دو بذر صرف نمی‌کند و انتظار ندارد همه آنها ریشه کنند. دانه‌های زیادی می‌ریزد و اغلب آنها می‌میرند. اما تعداد کافی برای ایجاد یک جنگل کامل زنده می‌مانند. بازاریابی و فروش عامل کلیدی موفقیت است ولی در بازاریابی باید بردبار باشید و با گام‌های کوچک آغاز کنید و به دنبال کارهای کوچک با اثر بزرگ باشید.

شما هیچگاه نمی‌توانید از نتیجه عملیات بازاریابی خود اطمینان داشته باشید. تنها راه رشد آن است که روش‌های مختلف را در مقیاس کوچک بیازمایید و نتایج را با دقت و حوصله بررسی کنید و روش‌های موثر را تکرار و تکثیر کنید. مثلا اگر در یک مجله آگهی می‌کنید باید بتوانید نتایج آن را بسنجید. یا روش های مختلف را بهبود بخشید:

– کارت ویزیت

– بروشور

– روابط عمومی یا استفاده از رسانه‌ها، برنامه‌ای داشته باشید تا در مجلات، نشریات، رادیو، … مطرح شوید برای نمونه ارائه مقاله در زمینه کارتان در مجلات

– برگزاری جلسات پرورش ایده‌های تیم فروش، درک و پیش بینی نیازهای مشتری، تقویت موقعیت برند،  بهبود اثر بخشی شراکت‌ها

– بررسی بانک اطلاعاتی تمامی سئوالات و اعتراضات متداول مشتریان و یافتن بهترین جواب‌های ممکن

در بازاریابی باید به دنبال شناسایی و معرفی مزیت رقابتی کسب و کارمان باشیم. مزیتی که دیگر رقبا ندارند و یا در آن ضعیف هستند. مزیتی که نسبت به رقیبان بلافاصله قابل دیدن باشد. مزیت رقابتی در محصول یا در ارائه خدمات. به عبارت دیگر ممکن مزیت رقابتی خیلی ارتباط با محصول نداشته باشد و به نحوه ارائه خدمات بستگی داشته باشد.

– سرعت در تحویل محصول

– ایجاد تجربه لذّت بخش برای مشتری

– ارتباطات موثر

شاید مشتری بتواند محصول را از جای دیگری بخرد ولی هیچ‌وقت و در هیچ‌جایی نمی‌تواند محصول و شما را با هم بخرد. شما خودتان یک مزیت رقابتی هستید. مشتری ممکن شما را ترک کند ولی دوستان شما را ترک نخواهند کرد. آیا توانسته‌اید به مشتری ثابت کنید که یک دوست هستید نه یک فروشنده

 

 

استراتژی یا هدف بازاریابی و فروش می‌تواند در محدوده دو فاکتور بازار و محصول، توسعه یابد.

۱ – نفوذ در بازار موجود: 

استراتژی فروش محصول به مشتریان بیشتر در بازار موجود، مشتریانی که در محدوده بازار وجود دارند ولی ما را نمی‌شناسند. دسترسی به مخاطبان خاص، جدید و رویایی، در بازاریابی روش بسیار جالبی وجود دارد و آن تمرکز عملیات بازاریابی بر مشتریان رویایی است. بهترین مشتریان ممکن چه کسانی می‌توانند باشند؟ فهرست آنها را تهیه کنید و عملیات بازاریابی منحصر به فردی برای این افراد طراحی کنید.  برای نمونه بازاریابی و فروش کتاب، بجای فروش کتاب از طریق روش سنتی فروش از طریق کتابفروشی‌ها ارتباط با سازمانها و شرکتها برای معرفی و فروش کتاب

یکی از اشتباهات بازاریابی تمرکز بر مشتری‌هایی است که راحت در دسترس هستند. بر مشتریانی تمرکز کنید که خیلی در‌ دسترس نیستند ولی خرید آنها به اندازه یکماه فروش شما ارزشمند است. تمرکز بر ۱۰۰ مشتری رویایی ، احتمالا یک مشتری وجود دارد که قادر است بیش از تمام فروشی که در یک ماه دارید از شما خرید کند.

استفاده از رسانه های خاص و متفاوت (اینترنت، فکس، سیستم تلفن گویا ۲۴ ساعته نرم افزار IDR، …) برای نمونه یک شرکت تولید کننده محصولات لبنی از نصب بنر تبلیغاتی بر روی یک گله گاو نزدیک ریل راه آهن به عنوان یک رسانه استفاده کرده است. ما از شیر این گاوها برای تولید محصول‌مان استفاده می‌کنیم. هدف جلب توجه قرار گرفتن است.

داشتن پیام بازاریابی متفاوت، در تهیه پیام‌های بازاریابی متخصص شوید. انجام بازاریابی چند مرحله‌ای: در روزنامه آگهی می‌زنیم هفت اشتباه خریداران دوربین فیلمبرداری برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید. فاز اول بازاریابی جذب علاقمندان، یعنی هدف جمع کردن و جذب شماره تلفن علاقمندان است. همه مشتریان با ارزش نیستند، توجه بر کیفیت علاقمندان. و بعد فاز دوم انجام بازاریابی‌های هدفمند جهت تبدیل علاقمند به مشتری، هرچه افراد به کانال آخر بازاریابی نزدیک می‌شوند خریداران بهتری می‌شوند. دادن اطلاعات رایگان، … پیگیری مداوم و ترجیحاً خودکار تا تبدیل شدن علاقمندان به مشتری

بازاریابی عصبی و احساسی، خلق تجربه لذت بخش و کاملا متفاوت برای مشتریان، اکثر خریدها کاملا احساسی انجام می شود نه منطقی. فرضاً از یک نفر می‌پرسند شما برای خرید کردن به چه چیزهای توجه می‌کنید. او می‌گوید: نوشته‌های روی بسته‌بندی، قیمت، کیفیت، و … ، ولی وقتی از همان شخص به صورت مخفی فیلمبرداری می‌شود یک قوطی شامپو را می‌بیند از رنگش خوشش می‌آید و می‌خرد.

طبق بررسی در روزهای گرم تابستان محصولات قرارداده شده بر روی قفسه‌هایی که روبروی کلر قرارداده شده‌اند، فروش بیشتری داشته‌اند. چرا که خریدار در آن لحظه احساس بهتری داشته است.

کاری کنیم تا مشتری احساس بهتری پیدا کند. ارسال کادو برای روز تولد مشتری، داشتن یک پذیرایی متفاوت چای، نسکافه، قهوه ، … در زمان مذاکرات استفاده از نوشیدن گرم احتمال موفقیت در مذاکره را افزایش می‌دهد. در زمان نوشیدن قهوه داغ احساس بهتری خواهیم داشت و مطالب در حافظه‌مان باقی می‌ماند.

یعنی حالت احساسی مشتری بر تصمیم‌گیری او تاثیر می‌گذارد. یک ایمیل را در دو روز متفاوت و در دو ساعت متفاوت برای تعداد مشخصی فرستادند و نتیجه متفاوت بوده است.

دلیل خرید خیلی از  محصولات و خدماتی فقط کیفیت آن نیست، آن احساس خوبی است که در زمان خرید یا استفاده از خدمات داریم. مثل آرایشگاه، در آن آرایشگاه احساس خوبی داریم. خوش آمد گویی ۵ ستاره‌ای سلام محکم و حرکت کردن به سمت مشتری، خوش‌آمد گویی و …

مشتری فقط محصول را نمی‌خرد بلکه تجربه‌ای را که از اولین تماس تا پس از خرید بدست می آورد.

برای بعضی افراد سرعت عمل از اولویت بالایی برخوردار است. ما فقط برای افرادی پارتیشن نصب می‌کنیم که وقت کمی دارند. یک پیام بازاریابی برای افراد خاص

از کلمات تکراری که ادعایی بیش نیست استفاده نکنیم، بهترین، ارزان‌ترین، با سابقه‌ترین، و … به عبارات دیگر همین مفاهیم را با یک پیام بازاریابی برسانیم نه با ادعا، از واژه های قدرتمند استفاده کنیم. جدید، سرانجام، اکتشاف، …

چرا تجربه‌ای لذت بخش ایجاد کنیم؟ جهش زمانی آغاز می‌شود که مشتریان مرتباً خرید کنند و ما را به دیگران معرفی کنند.

 

 پنج راه ایجاد تجربه لذت بخش:

قابل پیش بینی بودن ،

همیشه نتایج قابل پیش بینی باشد. در تمام شعب یک شبکه فروش محصولات غذایی کیفیت یکسان باشد. یا یک روز نحوه برخورد کارکنان حرفه‌ای و خوب و یک روز دیگر عصبانی و بد نباشند. یک روز کیفی غذا خوب و یک روز بد نباشد.

پاسخگویی سریع،

در اقتصاد جدید شرکتهای سریع پیروز خواهند شد نه شرکتهای بزرگ، اقتصاد جدید را به عنوان فرصتی برای پیشرفت و پیشی گرفتن از رقیبان بنگریم. امروز مشتریان دقیق‌تر انتخاب می‌کنند. مشتری‌ها از این که با مسئولان فروش متعدد سر و کار داشته باشند متنفرند. آنها یک قیمت، یکی سیستم توزیع و یک مسئول فروش می‌خواهند.

مسئولیت پذیری،

اگر مشتری از محصول انتقاد کرد مسئولیت آن را بپذیریم، عذر خواهی کنیم، و محصول را تعویض یا هزینه آن را پرداخت کنیم. شما آدرس یا شماره کارت بفرمایید ما هزینه را به کارت شما منتقل کنیم.

اختصاصی سازی

کارمندان بی نظیر،

هر هفته مشتریان از نحوه ارائه خدمات کارمندان ما تشکر می‌کنند.

 

۲ – نفوذ در بازارهای جدید: 

استراتژی فروش محصول در بازارهای جدید ، طراحی سایت و فروش محصول به شهرستان ها و روستاهای دور افتاده

۳ تنوع سازی یا تولید محصول جدید و فروش در همان بازار قدیمی  

۴ – تولید محصول جدید و فروش در یک بازار جدید

 

مراحل کانال بازاریابی تلفنی

۱ – یک فایل صوتی دانلود کنید. تعیین زمان های بین دو تماس

۲ – یک فایل تصویری دانلود کنید. جذابیت اطلاعات ارائه شده

۳ – معرفی محصول به همایش

۴ – ارائه اطلاعات جزیی، استفاده از رسانه های مختلف

۵ – پیشنهاد ویژه

۶ – کس دیگری هست که به ما معرفی کنید.

وقتی تلفن زنگ می‌زند، بلافاصله به آن پاسخ ندهید. عادت کنید تا پایان زنگ سوم صبر کنید. از این فرصت برای تمرین نفس کشیدن و آرامش استفاده کنید . افرادی که این عادت را دارند با تعادل و بهتر  به تلفن ها جواب می‌دهند.

 

تجزیه و تحلیل آمار

تجزیه و تحلیل نحوه خرید مشتریان، روزهایی که بیشترین خرید انجام می‌شود. چه روزهایی از هفته ایمیل بفرستیم بهتر خرید انجام می شود. تصمیم گیری بر مبنای معیارها و پارامترهای بازاریابی

۱ – تعداد تماس های روزانه

۲ – تعداد فروش های روزانه

۳ – خریدهای سایت بر بازدیدها

بر روی بهبود کدام زیر سیستم بیشتر کار کنیم. پر کاربرد ترین، مشکل ساز ترین، پر سود ترین

 

 

NPS   چیست؟ در زمان گرفتن بازخور از مشتریان

Net Promoter Score

سوال اول از مشتری، بین ۰ تا ۱۰ چه امتیازی به محصول یا خدمات ما می دهید؟

سوال دوم از مشتری، چگونه ما می توانیم از شما امتیاز ۱۰ بگیریم؟

امتیاز های ۱ تا ۶  افرادی هستند که از شما بدگویی می کنند.

امتیازهای ۷ و ۸ افراد بی تفاوت‌اند.

امتیازهای ۹ و ۱۰ افرادی با انگیزه‌ای هستند که کار شما را به دیگران تعریف می کنند.

 

چند نمونه روش بازاریابی:

نمونه ۱ :

برای فروش یک نوع کرم جدید نرم‌کننده و بر‌طرف‌کننده‌ی اشکالات پوستی، یکسری خانم با پوست زیبا و سالم استخدام می‌کنند، آنها را به مراکز تجمع خانم‌ها از جمله سالن‌های آرایش می‌فرستند تا نسبت به عملکرد خوب و تجربه‌ی شده محصول، تبلیغ کنند. در این روش از تکنیک سهیم کردن بازاریاب‌ها به نسبت فروش در سود استفاده می‌شود.

نمونه ۲ :

برای فروش جگر، استفاده از فرآیند سنتی بازاریابی و فروش که یک تکّه دنبه را روی ذغال انداخته، بوی دنبه، دماغ مشتریان را تحریک کرده و تاثیر بر احساس گرسنگی فرد می‌کند و در نهایت مراجعه و خرید جگر

 

دوست خوبم، در دوره مربیگری کسب و کار یا بیزینس کوچینگ که به دو صورت حضوری و غیر حضوری برگزار می گردد، ما بطور کامل به نحوه طراحی و پیاده سازی ساختار سازمانی، شرح وظایف، روش های انجام فعالیت های کسب و کار (فرآیندها، روش های اجرایی، دستورالعمل های کاری) در جهت بهبود عملکرد و افزایش ظرفیت کسب درآمد سازمانی می پردازیم، جهت کسب اطلاعات بیشتر از محتوای دوره و نحوه برگزاری، بر روی نوشته زیر با عنوان مربیگری کسب و کار کلیک نمایید.     

نوشته های مرتبط: 

 مربیگری کسب و کار(بیزینس کوچینگ) 

تصویر شما نسبت به پول و ثروت

همه ما یک فروشنده ایم

همه ما یک فروشنده ایم .

 در بازار کسب و کار، یک نفر محصول می فروشد، یک نفر خدمات می فروشد، متخصص مهارت و تخصص می فروشد،  معلم اطلاعات می فروشد، همسر و شریک زندگی عشق و محبت می فروشد، لذا همه ما یک فروشنده ایم و یادگیری روش ها و تکنیک های ارتباط موثر با دیگران برای همه مفید و موثر و باعث بهبود عملکرد فردی مان می شود.

من علیرضا شجاعی، میزبان شما به عنوان مشاور سیستم سازی بهبود عملکرد فردی و سازمانی، فروشنده اطلاعات و محصولات آموزشی هستم، و می‌بایست بازاریابی و فروش محصولات آموزشی را بدانم. فرق بین یک کتاب پر‌فروش و کتابی که نویسنده‌اش کتاب را چاپ کرده و در انباری منزل تلمبار شده و فروش نمی‌رود، فقط کیفیت محتویات آن نیست. نویسنده کتاب پر‌فروش مهارت بازاریابی و فروش کتاب را داشته است.

در هر کسب و کاری قبل از اینکه اقدام به تولید محصولی (منظور از محصول یعنی محصول و خدمات ) نماییم باید به فکر نحوه فروش آن محصول هم باشیم.   امروزه فقط حرفه‌ای‌ها برنده بازار هستند، بقیه تماشاچی هستند. همه ما به عنوان یک فروشنده برای حرفه‌ای شدن به دو مهارت نیاز دارد:  یک داشتن مهارت تولید محصول یا خدمات، و دو داشتن مهارت فروش

همه ما یک فروشنده ایم 

اجازه دهید در این قسمت چند نمونه از آگهی های دعوت به همکاری را با هم بررسی کنیم.

  نمونه ۱ :

یک موسسه بزرگ مطبوعاتی- تبلیغاتی در نظر دارد برای اجرای پروژه های بازاریابی  خود از افراد واجد شرایط که از اعتماد به نفس، مهارت کلامی و روابط عمومی قوی برخوردار باشند،دعوت به همکاری نماید .

نمونه ۲:

یک شرکت معتبر بازرگانی، به تعدادی بازاریاب خانم و آقا جهت فروش محصولات عطری نیازمند است.

نمونه ۳ :

شرکت تولید کننده محصولات آرایشی و بهداشتی، جهت تکمیل کادر فروش خود تعدادی نیروی مجرب با حقوق و مزایای عالی استخدام می‌نماید.

همانطور که در نمونه آگهی های استخدام ملاحظه می فرمایید درصد زیادی از آگهی های دعوت به همکاری برای جذب افرادی است که با مهارتهای فروشندگی آشنا هستند. امروزه مشکل اکثر صاحبان کسب و کار، تولید محصول نیست بلکه فروش آن است. در دهه‌های گذشته تقاضای محصول از عرضه بیشتر و دغدغه مدیران فقط تولید بیشتر بود.  تولید‌کنندگان محصول یا خدمات برندگان بازار کسب و کار بودند، ولی امروز فروش محصول دغدغه مدیران می باشد.

اگر به ویژگی های مورد نیاز در آگهی‌های استخدام توجه کنید (روابط عمومی بالا و خوش برخورد، فن بیان، آراستگی، فعال و با انرژی، آشنا به فنون مذاکره، بازاریاب حرفه ای در زمینه پخش مویرگی، فروشنده تلفنی) از یک طرف بیشتر شرکت‌ها و صاحبان کسب و کار به دنبال تکمیل تیم فروش و استخدام فروشنده حرفه‌ای هستند. و از طرف دیگر افرادی که ویژگی ها و مهارتهای فروشندگی را دارند از شانس بیشتری برای استخدام نسبت به دیگران برخوردارند.

امروزه یکی از عوامل مشترک موفقیت فردی و سازمانی، داشتن مهارت فروشندگی یا ارتباط موثر با دیگران است.

در بهبود عملکرد فردی، داشتن ارتباط موثر با دیگران یعنی داشتن اعتماد به نفس، مهارت کلامی و روابط عمومی قوی

در بهبود عملکرد سازمانی،  داشتن ارتباط موثر با دیگران یعنی آشنایی با روش ها و تکنیک های بازاریابی و فروش

 

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

مشتری را محترم بشماریم

مشتری را محترم بشماریم

مشتری را محترم بشماریم

در متن نوشته مشتری را محترم بشماریم، نحوه ارتباط با فرزند، همسر، همکار، مخاطب و مشتری بیان شده است. مشتری یکجا فرزند شماست، یکجا همسر شماست و در فضای سیستم سازی کسب و کار مشتری خریدار خدمات و محصولات شماست.

همیشه بیاد داشته باشیم که مشتری فقط خریدار محصول ما نیست، بلکه خریدار محصول ما به همراه آن احساس خوبی است که در زمان خرید محصول به او دست داده است. مشتری را محترم بشماریم تا احساس و خاطره خوبی از خریدش به همراه داشته باشد.   

مشتری را محترم بشماریم، احترام مقدمه صمیمیت است.  

مرد دوستدار احترام و عاشق قدرت است و از این که توانا و قدرتمند باشد لذّت می برد . مشتری را محترم بشماریم یعنی شما باید قدرتمندی را در او به اوج برسانید . مبادا این حس را در او سرکوب کرده و یا از او انتقاد کنید .

اگر می بینید همسرتان با همه به جز شما صمیمی است علتش در خودتان است . زیرا کسی جز شما او را کوچک نمی کند . به هیچ وجه به او سرکوب نزنید ، زیرا این کار ضد صمیمیّت است . از کارهای خوب او استقبال کنید.

اگر همسرتان برای تولد شما هدیه‌ای خرید ، فوراً از او نپرسید چند خریده‌ای ؟ یا خیلی به تو گران فروخته‌اند و یا اینکه همیشه سرت را کلاه می‌گذارند . بگذارید او خوشحال باشد که توانسته است شما را شاد کند. 

همواره تلاش کنید در تفریحات و سرگرمی های همسرتان شرکت داشته باشید . زیرا با همیاری شما  او هیچ وقت احساس تنهایی نمی‌کند و به دیگران تمسک نخواهد جست و شما به تنهایی مالک قلب او خواهید بود.

احساس خوشبختی و سعادت انسان ها در صمیمی شدن با یکدیگر است . دوستان مشترک، تفریحات و افکار و عقاید و سلیقه های مشترک از عوامل اصلی رفاقت هستند. این عوامل موجب صمیمیت و  وابسته شدن انسان ها نسبت به یکدیگر است.

مشتری را محترم بشماریم، چرا که ما همه می خواهیم احساس کنیم خاص هستیم . فکر می‌کنید چرا ورودمان را به منزل اعلام می‌کنیم؟ کدام مرد یا زنی است که نگوید: سلام، من آمدم. و یا کسی خانه نیست؟ ما این ها را می‌گوییم چون می‌خواهیم مورد شناسایی و احترام قرار گیریم. وقتی جواب لفظی به این اعلام می‌شنویم : من در اتاق هستم ، من دارم با تلفن صحبت می‌کنم . بدون هیچ ارتباط فیزیکی ، احساس تهی بودن و طرد شدن می‌کنیم.

زنان و مردان بسیاری به من گفته‌اند که ، هر چند تمام روز را منتظر بودن با همسرشان هستند ، اما به دلایلی ناشناخته وقتی هم با همسرشان هستند ، احساس تنهایی می‌کنند . از آن جایی که احساس طرد شدن و متصل بودن در یک زمان ممکن نیست، راه حل ساده است . راه حل همان بوسه ۱۰ ثانیه‌ای است . 

مشتری را محترم بشماریم،  مشتری میهمان شماست. 

  نگوییم بچه است، کوچولوست، نمی‌فهمد . نکند وقتی کودکی یا نوجوانی حرف می‌زند یا نوشته ای را نشان می‌دهد و یا به هر شکل یا گونه‌ای برای ما پیامی می دهد به وی بی‌توجهی کنیم . احترامش نگذاریم و تحقیرش نماییم. مطمئن باشیم ارتباطی اینگونه یعنی از دست دادن ، پریشان کردن و شکستن آن کودک و نوجوان ، باز خورد تحقیر آمیز به پیام یعنی فرستادن او به جمع و دامان افراد ناباب، یعنی واداشتن وی به رفاقتهای ناجور.

 و از آن طرف مشتری را محترم بشماریم، احترام گذاشتن ، توجه کردن و پیامش را خوب و فعال شنیدن که همان ارتباط مثبت است ، یعنی او را تقویت و تایید نمودن، یعنی احساس تنهایی را از او گرفتن ، و او را با خود همراه و یار ساختن ، یعنی کودک و نوجوان را با خویش رفیق و او را همچنان در دامان خود نگه داشتن است.

قبول کنیم که هرگاه رابطه‌ای قطع و گسسته می‌شود، رفیقی از ما جدا میگردد ، فرزندمان به ما پشت می‌کند . با ما بیگانه می‌شود و عاملش خود ماییم .

این ما هستیم که با ارتباط منفی، با تحقیر ، با بی‌احترامی و به پیامها پاسخ نارسا دادن ، باعث قطع رابطه ما می‌شویم . بی‌خودی دیگران را متهم نکنیم.

جمعی در مسجد منتظر بودند تا با پیامبر اکرم (ص) نماز جماعت بخوانند ولی هر چه انتظار کشیدند خبری از پیامبر نشد.  کسی را سراغ ایشان فرستادند شخص مزبور رفت و در کمال تعجب دید که نبی مکرم داخل کوچه و روی خاکها با بچه‌های کوچک در حال بازی هستند. گفت که مردم منتظرند تا با شما نماز جماعت بخوانند. رسول رحمت می‌فرمایند : می دانم اما تا اینها راضی نشوند و رهایم نکنند نمی توانم بیایم. شخص خواست به زور بچه‌ها را از پیامبر جدا نماید ولی ایشان مانع شدند، بالاخره تا رضایت بچه‌ها حاصل نشد امین وحی همانجا ماندند .

   در نمازی پیامبر سجده‌ای را طولانی میخواند، اصحاب بعد از نماز علت را سوال می‌کنند، می‌فرمایند : 

در مسجد بودم که حسن (ع) بر پشتم سوار شد. منتظر ماندم پایین بیاید لذا سجده طولانی شد. حضرت همیشه دست دختر کوچک خود زهرای مرضیه (س) را می‌بوسند و به ایشان می‌گویند دخترم من از تو بوی بهشت استشمام می‌نمایم. و یا حتما شنیده‌ایم که هیچکس نتوانست در سلام کردن به پیامبر اکرم (ص) پیشدستی نماید.

  پپامبر میهمان‌دوست و میهمان‌نواز بود و میهمان را راهنمای بهشت می‌دانست و می‌فرمود : هر خانه‌ای که میهمانی وارد آن نشود ، فرشتگان وارد آن خانه نمی‌شوند . هنگامی که کاروان فرستادگان نجاشی در مدینه به محضر رسول خدا وارد شدند، آن حضرت بر خاست و خودش به آنان خدمت کرد . همچنین نقل شده است که در یکی از جبهه‌های جنگ پیامبر مشغول نماز بود . گروهی مسافر از کنار اردوگاه آن حضرت عبور کردند و با اصحاب پیامبر ملاقات نموده ، احوال پیامبر را از آنان پرسیدند و به او سلام رساندند و سپس از آن جا گذشتند . رسول خدا بعد از نماز و آگاهی از ماجرا در حالی که خشمگین بود، به اصحاب اعتراض کرده فرمود : سوارانی به این‌جا  می‌آیند و سلام خود را به من می‌رسانند و جویای حال من می‌شوند ،  ولی شما آنان را به مهمانی دعوت  نمی‌کنید؟  

مشتری را محترم بشماریم، انصافا اگر ما فقط اندکی از این همه حرمت و تجلیل را نسبت به بچه‌ها، بزرگان ، مخاطبین و مشتریان داشته باشیم، چه خواهد شد؟ آیا دیگر بچه‌ها با ما بیگانه خواهند شد؟ و آدمها از ما دوری خواهند گزید؟  

شنیدم در شرکتی چندین مدیر عامل به دلیل اعتراض و اعتصاب کارگری جابجا شده بودند ، حتی کارگران یکی را به نحوی تحقیر‌کننده سوار بر فرقان از شرکت بیرون کرده بودند . مدیر جدید نفرات اصلی مخالفین و سران حرکتهای کارگری را  برای گفتگو به دفتر کارش دعوت نمود ، و از آنها درخواست کرد تا خواسته‌هایشان را مطرح نمایند . کارگران یکی یکی خواسته ها و نیازمندیهای کاریشان را مطرح نمودند .

در طول مدت این گفتگو مدیر عامل جدید بارها از آنها درخواست می‌کرد که نقطه نظر یا انتقادی را فراموش نکنند، هر آنچه در فکرشان است مطرح نمایند. او با خونسردی کامل به تمام صحبت‌های کارگران گوش داد. او شنونده خوبی برای آنها بود.

در پایان جلسه کارگران از اینکه برای اولین بار یک مدیر عامل بطور دوستانه به حرف‌های آنها گوش داده بود متعجب شده بودند. همین ارتباط دو‌طرفه مدیریت با آنها مانند آبی بر آتش ، خاموش‌کننده  اعتراض و اعتصابات کارگری بود.

 به همان اندازه که مشتری انتظار دارد بهبود و کارآیی بهتری در ارائه خدمات ببیند، کارکنان یک اداره هم حق دارند در مورد وضعیت کار اظهار نظر کنند.

از چیز‌های مهمی که ما آموخته‌ایم ، این است که ارتباط نزدیکی بین رضایت کارکنان و رضایت مشتری وجود دارد . چنانچه کارکنان شما از فقدان بعضی از نیازهای اصلی بطور مثال  دریافت پاداش  عادلانه و هماهنگ با میزان عملکرد کاری، و سایر نیازهایی که شما بهتر می دانید افسرده و ناراحت باشند، این افراد دیگر به مشتری توجهی نخواهند داشت.       

مشتری را محترم بشماریم، آن چه را بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند.

   اگر می‌خواهید طرف توجه دیگران قرار گیرید ، مردم را دست‌کم نگیرید همیشه آنها را فراتر از آن چه خود تصور می‌کنید، ببینید. اگر می‌خواهیم برای ما احترام قائل شوند ، برایشان احترام قائل شویم ، اگر می‌خواهیم به ما خوبی و محبت کنند، به دیگران خوبی و محبت کنیم . اگر دوست ندارید کسی پشت سرتان صحبت کند ، پشت سر کسی صحبت نکنید . اگر دوست ندارید دیگران از روی رفتارتان یا شنیده‌هایشان ( پیش داوری کردن در مورد دیگران )  در مورد شما قضاوت کنند ، شما هم دیگران را اینگونه قضاوت نکنید، و ده ها اگر دیگر تا بتوانید با آنها ارتباط و همکاری داشته باشید.

به این نحو در چگونگی و رفتار خود نسبت به دیگران دگرگونی زیادی به وجود می‌آید . نحوه اندیشیدن شما موجب آزادی از قید و بند‌هایی که بر دست و پای افکار و عقاید خود زده اید، خواهد گردید، و بر موانعی که در ذهنتان به وجود آورده‌اید غلبه خواهید کرد و آنها را از پیش پایتان بر خواهید داشت .

بدانید که آن قضاوتی که در مورد دیگران دارید و همان احساس و همان اندیشه سرانجام به سوی خودتان بر می گردد .

این گفتار و کردار مردم نیست که بر ما تاثیر می‌گذارد ، بلکه واکنش ما در مقابل گفته و عمل دیگران است که حائز اهمیت می‌شود . اگر از سگ بترسید یا از سگان بدتان بیاید یقین داشته باشید که مورد حمله آنها قرار خواهید گرفت، سگ از موجوداتی است که از ارتعاشات ضمیر باطن هرکس به نیت باطنی او پی‌خواهد برد و به عکس العمل خواهند پرداخت . بسیاری از اشخاص نیز از این صفت برخوردارند و مثل سگان و گربه‌ها قادر به تشخیص ارتعاشات مزبور می باشند و  واکنش نشان می دهند . اکنون می توان فهمید که چرا برخی همکاران  لطمه هایی شدید خورده اند ، زیرا آنها همیشه به دنبال عیب و ایراد افراد می‌گردند ، و به یاد داشته باشید که اگر به دنبال عیب و ایراد فردی بگردید بی‌گمان آن را خواهید یافت . همانطور که اگر به دنبال چیزهای خوب فرد بگردید بی‌گمان به چیزهای خوب خواهید رسید .    

  بعبارتی از در ذهنتان نحوه تلقی خود را از برداشت های همکاران خود تغییر دهید و حقایق زندگی را سوء تغییر نکنید . عواطف کینه توزانه در کلام و رفتار و حتی نوشته‌ها اثرات خود را آشکار می‌سازد و اطرافیان به نیت باطنی انسان پی می‌برند.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

 

انسان فقط همین جسم مادی نیست

انسان فقط همین جسم مادی نیست.

انسان فقط همین جسم مادی نیست.

خدا هست و عاشقانه دوستدار موفقیت و سلامتی و خوشبختی بندگانش است.

مدیر گرامی، سلام   

سلام نامی از نام های خداست.

سلام تحیّت اهل بهشت است.

سلام پیام پروردگار رحیم است.

سلام کلید شروع هر کلام و نوشته ای است.

سلام عامل محبت و الفت است.

سلام اولین تحفه و هدیه دو انسان است.

سلام آرزوی سلامتی برای بندگان خداست.

سلام اعلام حضور و اجازه برای ورود است.

سلام پیام آور انس و دوستی است .

سلام استقبال از هر خیر و کلید هر کلام است.

سلام ای بنده خوب خدا ، ای جانشین و خلیفه و قائم مقام او بر روی زمین، ای کسی که خدای رحمان در خلقت تو بر همه جهان افتخار کرد و آنقدر تو را دوست داشت که تو را اشرف مخلوقات خود خواند و به فرشتگان درگاهش فرمان داد که تو را سجده کنند و تو را سجده کردند و همواره تو را نظاره می‌کند که تو در این جهان چه می کنی.

 خود را بشناس و خود را از نو تعریف کن و به رمز و راز عشقی که بین تو و خدای رحمان است پی ببر و بدان که چقدر خدای رحمان تو را عاشقانه و صمیمانه دوست دارد و بوجود تو افتخار می کند.

 انسان فقط همین جسم مادی نیست.

در دنیا خیلی چیزهاست که دیده نمی شوند و ما برای درک آنها به یک وسیله و ابزار دیگر نیازمندیم . اشعه ایکس دیدنی نیست ، اما اثر آن را بر روی یک فیلم حساس می توانیم مشاهده کنیم . جریان الکتریسیته دیدنی نیست اما اثر آن مثل گرما و نور یا حرکت خبر از وجود آن می دهد  تفکر و اندیشه را هیچ کس ندیده اما آثار آن برای همه مشهود و روشن است .

بدن فیزیکی ما هم نمود و نشانه آن بعد واقعی و خویشتن حقیقی است.  در واقع خویشتن واقعی ما با بدن فیزیکی قابل شناسایی است، چیزی که ما از آن به اسم مرگ نام می بریم نابودی بدن فیزیکی و رهایی خود واقعی از آن است .

 تمامی سرچشمه اعمال و کردار این بدن از آن خود ناپیداست و دسترسی به آن تا زمانیکه باور به وجود آن در ما ایجاد نشده است غیر ممکن است .

 در زمان کودکی که دارای ضمیری پاک و روحی عاری از گناهان هستیم، راحت تر می توانیم  خویشتن واقعی را درک کنیم . اما به مرور که وارد زندگی معمول  می شویم آموزشها و باورهای غلطی را از جامعه می‌گیریم و بیشتر توان و انرژی صرف پاسخگویی به جسم فیزیکی مان می شود، خود واقعی را فراموش کرده و منکر او می شویم .

 برای رهایی از این پندار می بایست فکر خود را از محدودیت های دنیای مادی آزاد کرده و امکان وجود ابعاد دیگر خویشتن را فراهم کنیم . با این کار حس قشنگی را در خود احساس خواهیم کرد . شما امواج لذت بخشی را در درون خویش تجربه خواهید کرد شبیه نوازش کردن کودکان با یک پر نرم .

همه عارفان در طول تاریخ این سیاره با طی مدارجی به درک حضور الهی دست یافته اند ، ممکن است میان روشهایی که اینها برگرفتند تفاوتهایی به چشم بخورد لیکن به هر حال جای تردید نیست که به این وصل نائل آمدند و توانستند هویت خویش را در وجود لایتناهی خدا منحل سازند و باز به قالب تن در این جهان درآمده و حاصل حکمتی را که در این تجربه شاهد بوده اند در قالب اشعار و ادب نامه ها از خود باقی گذارند، یک عامل در همه این عارفان مشترک است و آن اینکه افراد به تنهایی و از مجرای درون این مدارج را طی کرده اند و این درجه از کمال بدون شناخت واقعی خویش برای هیچ کس میسر نخواهد بود . کلید واقعی در این است که توجه آگاهانه خود را از خویش مادی سلب کرده و آن را به آگاهی معنوی معطوف کنیم .

 ما موجوداتی  روحانی  هستیم  با تجربه های انسانی نه انسانهایی با تجربه های روحانی ، هر کدام از ما بارقه های نور الهی هستیم ، این نور جوهره وجودی ماست .  ما انسانی  نیستیم که  زندگی روحانی را سپری می کند ، بلکه روحی هستیم که زندگی انسانی را از سر می گذراند.

خود واقعی ما مثل یک لیوان آبی است که از منشاء اصلی خود یعنی اقیانوس جدا شده است . قطره لیوان آب تا زمانی که از منشاء خود جدا است ، خود را از دیگر قطره های آب جدا می پندارد ، قدرتی ندارد، آرامش ندارد ، توانایی ندارد، … تا اینکه بخار شده و مجددا به منشاء اصلی اش بپیوندد.

 این برقراری ارتباط آگاهانه را می‌توانیم تصور کنیم . وکارهایی انجام دهیم که در نتیجه انجام آن کارها مثل : انفاق و بخشش ، دعا ، ایثار ، شکرگزاری، … دیگران را بخشی از وجود خود بدانیم ، خودمان را متصل به همه کس و همه چیز ببینیم  و در راه رسیدن به منشاء اصلی خود حرکت کنیم .

وقتی با شناخت  خدا، رابطه خود با خدا و رابطه خدا را با خود بفهمیم آنقدر از این دنیا لذت می بریم که نهایت ندارد. انگیزه سوخت موتور محرکه انسان است. انگیزه حرکت برای پول و ثروت، انگیزه حرکت فقط برای خود و انگیزه حرکت برای دیگران محدود است.  ولی انگیزه حرکت و فعالیت و کار برای خدا نامحدود است، خستگی به دنبال ندارد و انگیزه ای فنا ناپذیر است.

خدا کریم است و سفره ای که پهن کرده است، محدودیت ندارد.  سفره نعمت های الهی هیچوقت جمع نمی گردد.

دین یعنی ارتباط موثر با خدا، یعنی رفاقت با خدا، یعنی حرکت بخاطر و به سمت خداست. وقتی با خدا رفیق باشیم خدا هم هر چه دارد بپای رفیقش می دهد، رفاقتی که از روی اختیار است نه اجبار ، باید سر سفره و در ساحل اقیانوس فراوانی نعمت های خدا بنشینیم و دیگران هم سر این سفره بنشانیم.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید.

قانون بخشش یا خلا

ساخت زنجیره محصولات آموزشی

ساخت زنجیره محصولات آموزشی

چرا باید در سیستم سازی کسب و کار ساخت زنجیره محصولات آموزشی را در برنامه داشته باشیم. هدف از سیستم سازی کسب و کار طراحی ساختاری ساده برای کار کمتر و درآمد بیشتر است. 

هدف تجاری :

از یک طرف تمام ثروتمندان با فروش محصول ثروتمند شده اند! ولی تعداد زیادی از افراد با تجربه و تحصیل کرده اطلاعات و تجربیات ارزشمندی دارند، ولی محصول یا زنجیره ای از محصولات مختلف برای فروختن ندارند. یعنی نمی توانند اطلاعات و تجربیات خود را به محصولی قابل فروش تبدیل کنند. 

هدف انسانی :

از طرف دیگر تعداد زیادی از مدیران و صاحبان کسب و کار، اطلاعات و تجربیات گران بهای حاصل سال ها تلاش و پشتکار را با خود جابجا می کنند، ولی هیچوقت بفکر آن نبوده اند که آنها را به محصولی جهت انتقال به نسل های بعدی تبدیل کنند. دانش و تجربیات گرانقیمتی که به همراه نابودی جسم فیزیکی آنها نابود و از بین می رود.

سرمایه گذاری بر روی تولید محصولات آموزشی، یک سرمایه گذاری معنوی و انسانی است. سرمایه گذاری با نرخ سود چشمگیر که هیچوقت از بین نخواهد رفت. ما ایرانی ها حافظ  را با دیوانش، سعدی را با گلستانش و فردوسی را با شاهنامه اش می شناسیم. ملک و املاک، طلا و جواهر، میز و صندلی، پست و مقام آنها نیست و نابود شده است ولی کتاب کاغذی آنها قرن ها زنده است.      

شما خواننده عزیز تا به حال کدامیک از محصولات آموزشی را تولید کرده اید؟

ساخت زنجیره محصولات آموزشی یعنی:

تولید مقاله، کتاب کاغذی، کتاب الکترونیکی، سی دی صوتی، دی وی دی فیلم، جزوه آموزشی، بسته های آموزشی، کارگاه آموزشی، همایش و سمینار، مشاوره ، کارت های آموزشی

چگونه با ساختن زنجیره محصولات آموزشی، فروش را افزایش دهیم؟ زنجیره محصولات شامل چهار گروه محصول می باشند.

محصولات رایگان
محصولات ارزان
محصولات گران
محصول یا خدمات اختصاصی

در این زنجیره هر محصول ابزار تبلیغات محصول دیگر است.
ساخت زنجیره محصولات آموزشی شامل :

محصولات رایگان:

اگر مشتریان شما را نشناسند، به شما اعتماد نخواهند کرد. شما حتی با هزینه های سنگین تبلیغاتی فروش خوبی نخواهید داشت. راه حل چیست؟ در ابتدا محصول رایگان ارائه می دهید تا خودتان را به مشتریان معرفی نمایید. برای نمونه مقاله و کتاب الکترونیکی که در آنها با بیان بخشی از محتویات و چاپ عکس جلد، کتاب خودتان را به عنوان یک محصول ارزان قیمت معرفی کرده اید.

محصولات ارزان قیمت: 

فروش محصول ارزان قیمت  ابزار بازاریابی برای محصولات گران می باشد. برای نمونه برای من و شما به عنوان افراد معمولی و ناشناخته، چاپ کتاب با توجه به سرمایه و زمانی که به تهیه و چاپ و توزیع و فروش آن اختصاص می دهیم، به صرفه نیست. دوره زمانی بازگشت سرمایه گذاری در بازار کتاب حداقل دو ساله است. کتاب جایگاهی برای معرفی، کسب اعتبار و بازاریابی محصولات گران قیمت ما می باشد. در داخل کتاب به سی دی فایل های صوتی و فیلم های آموزشی به عنوان محصولات گران قیمت تهیه شده بر اساس محتویات کتاب اشاره می کنیم.

محصولات گران قیمت:

در این گروه محصولات، محصول یا خدمات اختصاصی خود را معرفی کرده ایم. در فایل های صوتی و تصویری به وجود کارگاه های تخصصی، دوره های  دراز مدت  و نحوه ثبت نام، هماهنگی و رزرو جهت شرکت در دوره و یا نحوه ارائه خدمات مشاوره یا سخنرانی اشاره کرده ایم.

به این ترتیب با ساختن زنجیره محصول، علاوه بر داشتن بازاریابی موثر تر، در هزینه های تبلیغات صرفه جویی قابل توجهی داشته ایم. مشتری با استفاده از یکی از محصولات رایگان شما (مقاله یا کتاب الکترونیکی، نوشته های رایگان سایت شما، …) به داخل مسیر استفاده از یک زنجیره محصول هدایت شده است.

نوشته های مرتبط: 

کارشناس جذب موفقیت شوید. 

چرا کتاب بنویسیم؟ 

عوامل پر فروش شدن کتاب